از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 1 از 1
صور من حياة الصحابة - الحلقة (1) - أنس بن مالك الأنصاري رضي الله عنه
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
اید الرحمن رفاه الپاشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:30
انس بن مالک الانصار رضی الله عنه
0:48
انس بن مالک در سن الورد بود
0:54
وقتی مادرش الغمیسه این دو شهادت را به او آموخت
0:57
دلش از عشق به پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، پر از خشم شد
1:02
بهترین صلوات و پاک ترین درودها بر او باد
1:05
انس به گوش دادن علاقه داشت
1:09
جای تعجب نیست
1:11
گوش گاهی قبل از چشم دوست دارد
1:14
چگونه پسر جوان آرزو داشت که نزد پیامبرش در مکه برود
1:19
یا رسول اعظم صلی الله علیه و آله در یثرب به آنها تفویض می کند
1:24
باشد که از دیدنش خوشحال شود و از دیدارش خوشحال شود
1:28
خیلی وقت پیش نبود
1:31
تا اینکه به یثرب، شهر مبارک و فرخنده سفر کرد
1:35
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:38
و دوستش، دوستش، در راه است
1:42
شادی همه خانه ها را پر کرده بود
1:45
شادی همه قلب ها را پر کرد
1:48
چشم و دل به راه فرخنده بسته بود
1:52
که رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش را به یثرب می برد.
1:58
پسرها هر روز صبح به شدت شروع به عزاداری کردند
2:03
که محمد آمده است
2:06
انس به همراه فرزندان خردسالی که او را می جویند در جستجوی او بود
2:10
اما او چیزی نمی بیند
2:13
افسرده و غمگین برمی گردد
2:16
یک روز صبح، یک تماس زیبا بود
2:19
نادر الرواء
2:21
مردان یثرب شعار می دادند
2:23
محمد و همراهش به مدینه نزدیک شدند
2:27
بنابراین مردان به سمت راه فرخنده حرکت کردند
2:31
که پیامبر هدایت و نیکی را نزد آنان می آورد
2:34
دسته دسته به سمت آن می دویدند
2:39
در میان آنها گله هایی از پسران جوان پراکنده شده است
2:42
چهره هایشان پر از شادی بود و قلب های کوچکشان را پر می کرد
2:47
دل های جوانشان پر از شادی است
2:50
او در صف اول این پسرها بود
2:53
انس بن مالک انصاری
2:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله با دوستش آمدند
3:02
او ادامه داد و جمعیت مردان و پسران را نشان داد
3:08
در مورد زنان و دختران جوان مواد مخدر
3:12
سقف خانه ها گم شد
3:15
تعجب کردند که رسول الله صلی الله علیه وسلم کجاست؟
3:20
می گوید کدام کدام است
3:24
آن روز یک روز به یاد ماندنی بود
3:27
انس بن مالک تا بیش از صد سالگی از او یاد می کرد
3:33
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سختی در مدینه ساکن شد
3:38
تا اینکه غمیسه بنت میلهان مادر انس نزد او آمد
3:43
پسر کوچکش همراهش بود
3:46
او به دنبال دست های او می گردد
3:48
و دو گرگش بر پیشانی او آویزان بودند
3:52
سپس بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سلام کردم
3:55
گفت یا رسول الله
3:58
حتی یک زن و مرد انصار باقی نماند
4:01
مگر اینکه یک شاهکار به شما بدهم
4:04
من جز این پسرم چیزی برای گفتن ندارم
4:08
آن را بگیرید و بگذارید تا زمانی که می خواهید در خدمت شما باشد
4:11
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر پسر کوچک سلام کرد و بش
4:17
با دست شریفش سرش را پاک کرد
4:20
با نوک انگشتان خیس دمش را لمس کرد
4:23
و او را به خانواده اش ملحق کنید
4:25
او انس بن مالک یا انیس بود
4:28
به او هم نوازش می گفتند
4:31
در روز سعد ده ساله بود
4:34
با خدمت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:38
او تحت مراقبت و سرپرستی او به زندگی ادامه داد
4:41
تا اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آن حضرت پیوست
4:45
با بالاترین همراه
4:47
مدت همراهی او با او ده سال کامل بود
4:51
او از آن هدیه ای دریافت کرد که با آن خود را تطهیر کرد
4:55
او از آنچه گفته بود که قلبش را پر کرده بود آگاه شد
4:59
از احوال و اخبارش خبر داشت
5:02
و اسرار و فضائل آن
5:04
چیزی که هیچ کس دیگری نمی دانست
5:06
انس بن مالک از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با سخاوتمندانه برخورد کرد
5:14
مگر اینکه فرزندی را پدر ببخشد
5:17
از پیامبری تا بزرگوارانش را چشید
5:20
صفات بزرگ او همان چیزی است که دنیا به او عطا می کند
5:24
اجازه دهید صحبت در مورد چند نمونه واضح از این رفتار سخاوتمندانه را به انسانی واگذار کنیم
5:30
که در آغوش کریم و کریم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ملاقات کرد.
5:36
او از آن آگاه است
5:38
و توصیف آن قوی تر است
5:41
انس بن مالک گفت
5:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خوش اخلاق ترین مردم بود.
5:49
من صمیمانه از آنها استقبال می کنم
5:51
و من به آنها رحم می کنم
5:53
یک روز مرا برای حاجتی فرستاد، رفتم
5:57
به سراغ چند پسری رفتم که در بازار بازی می کردند تا با آنها بازی کنم
6:01
آنچه را که او دستور داده بود انجام ندادم
6:04
وقتی به آنها رسیدم احساس کردم کسی پشت سرم ایستاده و لباسم را می گیرد
6:10
پس برگشت
6:11
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله تبسمی کرد و فرمود
6:16
ای انیس
6:18
رفتی همونجا که گفتم
6:20
گیج شدم و گفتم بله
6:22
من الان می روم یا رسول الله
6:25
قسم می خورم که ده سال به او خدمت کردم
6:28
او به کاری که انجام دادم، به کاری که انجام دادم نگفت
6:32
و نه برای چیزی که وقتی او را ترک کردم پشت سر گذاشتم
6:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:39
اگر زنگ بزند باعث می شود که کوچولو عشق و نوازش خود را فراموش کند
6:43
گاهی او را انیس صدا می کند
6:46
و دیگری، پسر
6:48
او را نصیحت و موعظه می کرد که دلش را پر می کرد و روحش را پر می کرد
6:55
از آنچه به او گفت
6:57
پسرم
6:59
اگر می توانید بیایید و بروید و کسی را در دل خود فریب ندهید، این کار را بکنید
7:05
پسرم این از سنت من است
7:08
هر که سنت من را زنده کند مرا دوست دارد
7:11
هر که مرا دوست بدارد در بهشت با من خواهد بود
7:14
پسرم
7:17
اگر وارد خانواده شدی به آنها سلام کن
7:20
ان شاءالله برای شما و خانواده محترمتان مایه خیر و برکت باشد
7:23
انس بن مالک بیش از هشتاد سال پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم زندگی کرد.
7:30
که طی آن دلها را پر از علم به بزرگترین علم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کرد.
7:36
عقلها در فقه داناتر از فقه نبوت هستند
7:40
با آنچه در میان اصحاب و پیروان هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منتشر کرد، دلها را در آن زنده کرد.
7:48
و سخنان شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اعمال شریفی که در میان مردم منتشر کرد.
7:56
در طول این عمر طولانی، انس مرجع مسلمانان شد
8:02
هر وقت مشکلی داشته باشند به سمت او می دوند
8:05
هر گاه حکمی ذهنشان را ببندد به آن تکیه می کنند
8:10
از همین جا برخی از پیروان دین در مورد تأیید حوض پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قیامت صحبت کردند.
8:20
در این باره از او پرسیدند و او گفت
8:23
فکر نمی کردم زنده بمانم تا اینکه امثال تو را در آکواریوم ورزش می کردند
8:29
سالمندان را پشت سر گذاشتم
8:32
هیچ یک از آنها دعا نمی کند مگر اینکه از خداوند بخواهد که از طشت پیامبر صلی الله علیه و آله به او آب بدهد.
8:39
انس بن مالک با یاد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زندگی خود ادامه داد.
8:46
چه عمری طولانی شد
8:48
روزی که او را ملاقات کرد بسیار خوشحال بود
8:52
اشک های سخاوتمندانه در روز جدایی اش
8:55
او اغلب حرف هایش را تکرار می کند
8:58
مشتاق پیروی از او در اعمال و گفتارش
9:02
او آنچه را که دوست دارد دوست دارد و از آنچه متنفر است متنفر است
9:06
خاطره انگیزترین روزهای زندگی او دو روز بود
9:10
روزی که برای اولین بار با او آشنا شدم
9:13
روزی که برای آخرین بار او را ترک کرد
9:17
اگر روز اول را ذکر کند از آن خوشحال و وجد می شود
9:21
و اگر روز دوم به او برسد
9:25
او گریه می کرد و می گریست و اطرافیانش هم گریه می کردند
9:30
او اغلب می گفت
9:32
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را روزی که بر ما وارد شد دیدم
9:37
روزی که از نزد ما دستگیر شد او را دیدم
9:40
من دو روز مثل آنها ندیده بودم
9:43
روزی که وارد شهر شد همه چیز نورانی بود
9:48
روزی که می خواست به سوی پروردگارش برود
9:53
همه چیز در آن تاریک بود
9:56
آخرین باری که به او نگاه کرد دوشنبه بود
10:00
وقتی پرده اتاقش را آشکار کرد
10:03
صورتش را دیدم که گویی برگی از قرآن است
10:07
در آن هنگام مردم پشت سر ابوبکر ایستاده بودند و به او نگاه می کردند
10:12
آنها تقریباً آشفته شده بودند
10:15
ابوبکر به آنها گفت که محکم بایستند
10:18
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در پایان آن روز درگذشت
10:24
ما هرگز منظره ای را که برای ما خوشایندتر از چهره او باشد ندیده ایم.
10:30
وقتی خاک را به او نشان دادیم
10:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله بیش از یک بار برای انس بن مالک دعا کرد.
10:40
دعایش برایش بود
10:42
خدایا پول و بچه عطا کن
10:45
و او را درود فرست
10:47
خداوند متعال دعای پیامبرش صلی الله علیه و آله را مستجاب کرد
10:52
انس ثروتمندترین انصار بود
10:55
آنها فراوان ترین فرزندان را دارند
10:57
او حتی بیش از صد نفر از فرزندان و نوه های خود را دید
11:02
خداوند عمر طولانی ایشان را عنایت فرماید
11:05
تا اینکه یک قرن کامل و سه سال بیشتر زندگی کرد
11:10
انس رضی الله عنه بود
11:14
امید شدید به شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قیامت.
11:20
او اغلب می گفت
11:22
به امید دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز قیامت.
11:28
پس به او می گویم
11:30
ای رسول خدا
11:32
این خوید ماکاونیس است
11:34
هنگامی که انس بن مالک بیمار شد، مرد
11:37
به خانواده اش گفت
11:39
به من یاد دادند که خدایی جز خدا نیست
11:42
محمد رسول خداست
11:44
سپس این را ادامه داد تا اینکه مرد
11:48
وصیت کرد گناه کوچکی که متعلق به رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد.
11:54
با او به خاک سپرده شود
11:56
پس بین پهلو و پیراهنش قرار گرفت
11:59
بر انس بن مالک انصاری مبارک باد
12:02
برای خوبی هایی که خداوند به او ارزانی داشته است
12:05
او در پناه بزرگترین رسول خدا صلی الله علیه و آله زندگی می کرد
12:09
ده سال کامل
12:12
او در روایتش سومین دو نفر بود
12:16
آنها ابوهریره و عبدالله بن عمر هستند
12:19
خداوند به او و مادرش الغمیسه اجر بدهد
12:23
برای اسلام و مسلمین بهترین پاداش است
12:26
خدایا پول و بچه عطا کن
12:32
و او را درود فرست
12:34
از دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله