از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 5 از 18
قصص الأنبياء | الحلقة (20) | قصة موسى عليه السلام (1)
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
داستان های پیامبران
0:02
داستان های پیامبران
0:05
درود بر آنان باد
0:07
دعای خدا
0:09
بعد از او
0:11
سلام
0:13
بر بهترین خلقت
0:15
همه
0:17
اولو آزمون
0:20
نام مستعار آنها
0:22
نازک
0:24
داستان موسی
0:26
درود بر او باد
0:28
بسم الله الرحمن الرحیم
0:32
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:34
و دعا و آرامش
0:36
بر پیامبر ما محمد
0:38
و بر خانواده و یارانش
0:40
همه
0:42
و بعد از
0:44
مصر
0:46
آن کشور زیبا
0:48
کشور نیل و هوا
0:50
اون مریض
0:52
او حکم خود را صادر کرد
0:55
فرعون های متعدد
0:57
آنها به ساختن رنسانس او کمک کردند
0:59
و تمدنش
1:01
او بر مصر نیز حکومت می کرد
1:03
فراعنه توانا
1:05
آن را آلوده کردند
1:07
فساد و فساد
1:09
اجباری و ظالم بودند
1:11
به مردم کشور توهین کردند
1:13
از اینها
1:15
فرعون نامیده می شود
1:17
رامسس دوم
1:19
جایی که از رامسس تقلید می کند
1:21
افسار حکومت در مصر
1:23
او قدرتمندترین پادشاه روی زمین بود
1:25
و قدیمی ترین آنها تاج و تخت دارد
1:27
و آنها را پادشاه کرد
1:29
کهن ترین آنها یک شهر است
1:31
آنها عابدترین مردم هستند
1:33
و تکبر در زمین
1:35
او ادعای الوهیت داشت
1:37
و او گفت
1:39
من پروردگار شما هستم که بلند مرتبه است
1:41
او ادعای الوهیت داشت
1:43
به مردم گفت
1:45
چیزی که بهت یاد دادم
1:47
خدایی جز من نیست
1:49
پس مردم به او پاسخ دادند
1:51
داوطلبانه و غیر ارادی
1:54
بنی اسرائیل زندگی کردند
1:56
در سرزمین مصر
1:58
از نسل یعقوب علیه السلام
2:00
و فرزندانش که آمدند
2:02
از فلسطین
2:04
در مصر ساکن شدند
2:06
و در کنار هم زندگی می کردند
2:08
با قبطی های مصر
2:10
آنها چه کسانی هستند؟
2:12
مردم بومی کشور
2:14
قبطی ها می دانستند
2:16
بنی اسرائیل فضیلت خود را دارند
2:18
و وضعیت آنها
2:20
تا اینکه فرعون جدید آمد
2:22
رامسس دوم
2:24
ذکر بد
2:26
در واقع روی زمین و در حال رشد است
2:28
و مردم مصر را ساخت
2:30
فرقه ها و فرقه ها
2:32
هر که را بخواهد ضعیف می کند
2:34
از آنها و افتخار
2:36
هر کی میخواد
2:38
خشم و غضب خود را بر من فرود آورد
2:40
بنی اسرائیل
2:42
آنها را خدمتگزار قبطیان کرد
2:44
در مصر
2:47
و یک غروب
2:49
فرعون رؤیایی دید که او را آزار داد
2:51
وقتی شد
2:53
دولتمردان خود را صدا زد
2:55
پیشگویان و جادوگران
2:57
به آنها رؤیایی گفت
2:59
و به او گفتند
3:01
اگر فرزند پسر به دنیا بیاید
3:03
از بنی اسرائیل بیرون می آید
3:05
برای رفتن مال خودت باش
3:07
روی دستانش
3:09
پس یاد کن که بنی اسرائیل
3:11
تولد پیامبر را پیش بینی می کنند
3:13
آنها را به زودی
3:15
آنها را از بی عدالتی که
3:17
آنها را حل کنید
3:19
فرعون گفت
3:21
پس چی میبینی؟
3:23
و بین خود مشورت کردند
3:25
تصمیم ناعادلانه ای گرفتند
3:27
دستور کشتن داده
3:29
هر نوزادی پسر است
3:31
از بنی اسرائیل بی رحم
3:33
فرعون صادر کرد
3:36
دستورات او به سربازان
3:38
با چاقو رفتند
3:40
در میان بنی اسرائیل پرسه می زنند
3:42
آنها نمی توانند آن را پیدا کنند
3:44
مرد به دنیا آمد
3:46
مگر اینکه او را سلاخی کنند
3:48
از ترس اینکه باورش کنی
3:50
دیدن فرعون
3:52
ماماها با آنها کار می کنند
3:54
آشکار کردن
3:56
بر زنان بنی اسرائیل
3:58
او در بین آنها چه کسی بود؟
4:00
حامله را نجات دادند
4:02
حتی جایش
4:04
اگر موعد او فرا برسد
4:06
نزد او آمدند
4:08
بنابراین اگر آن را قرار دهید
4:10
زنی که پشت سر گذاشتند
4:12
و اگر نوزاد
4:14
نر را ذبح کردند
4:16
جلوی مادرش
4:18
آنها سالها این کار را انجام دادند
4:20
به قبطی ها توجه کنید
4:23
که بزرگسالان از بنی اسرائیل هستند
4:25
زودرس می میرند
4:27
و بچه ها سلاخی می شوند
4:29
و به فرعون گفتند
4:31
بنی اسرائیل نزدیک است بیایند
4:33
در پاسیو
4:35
این بر اساس خدمات ما است
4:37
و کسب و کار خود را مدیریت کنیم
4:39
که آنها برای ما کافی بودند
4:41
پیشنهاد دادند
4:43
فرعون یک سال دیگر کشته می شود
4:45
هر نوزادی پسر است
4:47
یک سال بگذارید
4:49
هیچ کدام کشته نمی شوند
4:51
فرعون متقاعد شد
4:54
به نظر آنها
4:56
بنابراین آنها شروع به کشتن نوزادان کردند
4:58
از بنی اسرائیل در سال
5:00
آنها را در یک سال ترک می کنند
5:02
و در سالهای سخت
5:04
این پسر موسی است
5:06
و برادرش هارون
5:08
درود بر آنان باد
5:10
در مورد هارون
5:12
در سالی به دنیا آمد که ذبح نمی کند
5:14
نرها در آن هستند
5:16
و اما موسی علیه السلام
5:18
شگفت انگیز بود
5:20
وقتی باردار شدم
5:23
مادر موسی
5:25
او می ترسید که او باید باشد
5:27
نر چون رایج است
5:29
که در آن فرعون کشته شد
5:31
هر نوزادی پسر است
5:33
اما خداوند متعال
5:35
حاملگی او را پنهان کرد
5:37
ماماها آن را حس نکردند
5:39
اینکه حامله است
5:41
وقتی بچه اش را به دنیا آورد
5:43
و او مرد بود
5:45
او ترس شدیدی دارد
5:47
خداوند متعال به او الهام کرد
5:49
برای اهمیت دادن به او
5:51
و به او شیر بدهد
5:53
اگر احساس خطر کند
5:55
ورود افراد شرور
5:57
خدا به او الهام کرد که زایمان کند
5:59
بچه او در یک جعبه است
6:01
و جعبه را به رودخانه بیندازید
6:03
پس مادر موسی را بردم
6:05
اقدامات احتیاطی آن
6:07
و جعبه را پس دادم
6:09
و آن را در رودخانه نیل قرار دهید
6:11
و یک طناب در انتهای آن گذاشتم
6:13
او را به خشکی می بندد
6:15
همینطور بود که تیم های بازرسی آمدند
6:17
تیغ می زند
6:19
در جعبه
6:21
و بگذار در آب راه برود
6:23
و طناب را به خشکی ببند
6:25
پس اگر بروند
6:27
طناب را کشیدم
6:29
او نوزادش را از جعبه بیرون آورد
6:31
و در یک زمان
6:34
تیم بازرسی آمد
6:36
ناگهان
6:38
ام موسی عجله کرد
6:40
و آن را در جعبه قرار دهید
6:42
و فراموش کردی که طناب را ببندی
6:44
مهره جعبه دور
6:46
وقتی مادر دلسوز آمد
6:48
پسرش را پیدا نکرد
6:50
نه جعبه
6:52
او خودش را شکست داد
6:54
من صبر او را از دست دادم
6:56
او تقریباً فریاد زد
6:58
در اوج صدایش
7:00
پسرم کجا رفت؟
7:02
پسرم
7:04
اما خدا قلبش را وصل کرد
7:06
بنابراین راز خود را حفظ کرد
7:08
و من این را به یاد آوردم
7:10
خدا به او الهام کرد
7:12
با بازگشت پسرش
7:14
به او
7:16
در مورد جعبه
7:18
به سمت پایین رودخانه رفت
7:20
برای ایجاد یک معجزه بزرگ
7:22
با قدردانی از خداوند متعال
7:24
عاقل
7:26
فقط در آستانه متوقف شد
7:28
قصر فرعون
7:30
اولین دشمن من
7:32
اسرائیل
7:34
که دستور کشتن همه کودکان را صادر کرد
7:36
امسال
7:38
پس خداوند او را ذلیل کرد
7:40
او در قصر خود بزرگ می شود
7:42
و در دستان او
7:44
سپس مرگ او به دست من خواهد بود
7:46
موسی
7:48
این پسر کوچولو
7:50
بعد از چندین سال
7:54
خدمتکاران متوجه جعبه ای شدند
7:56
در رودخانه نزدیک قصر فرعون
7:58
بنابراین او را به آنجا بردند
8:00
داخل قصر
8:02
و آن را نزد همسر فرعون گشودند
8:04
و همسرش
8:06
پس او یک بچه کوچک است
8:08
داخل جعبه زیباست
8:10
ذهن فرعون به باد رفت
8:12
این بچه کی اومد؟
8:14
او چگونه به اینجا رسید؟
8:16
سپس دستور کشتن او را صادر کرد
8:18
بلافاصله
8:20
اما همسر فرعون
8:22
وقتی بچه را دید
8:24
او را سخت دوست داشت
8:26
به شدت
8:28
به شوهرش گفت
8:30
آه این پسر کوچولو
8:32
چقدر زیبا و مهربون
8:34
او نور چشم من است
8:36
و به شما
8:38
او را نکش
8:40
عشق این پسر وارد شده است
8:42
در قلب من
8:44
ما بچه نداریم
8:46
شاید آن را بگیریم
8:48
یک پسر یا شاید هم باشد
8:50
اگر بزرگ شود به نفع ماست
8:52
سپس فرعون ظالم گفت
8:54
در مورد کورا
8:56
او شما را منصوب کرد، بله
8:58
در مورد نور چشمم
9:00
خیر
9:02
همونطوری بود که گفت
9:04
خداوند متعال حفظش کند
9:06
و به خاطر او آن را ذخیره کنید
9:08
از ورود به آتش
9:10
پس به او ایمان آوردم
9:12
و من زن شدم
9:14
بهشت
9:17
همانطور که گفته شد
9:19
و اگر مراقبت متوجه شما شود
9:21
چشماش خوابه
9:23
همه ترس ها
9:25
آمانو
9:28
پسر کوچولو گریه می کرد
9:30
پس زنان قصر را محاکمه کرد
9:32
تا به او شیر بدهند
9:34
سینه هیچ یک از زنانشان را نپذیرفت
9:36
از همه جا زن آوردند
9:38
و کودک یاب
9:40
شیر دادن از آنها
9:42
بنابراین آنها شروع به جستجوی چیزی کردند
9:44
کی به این بچه شیر میده؟
9:46
برای آن جوایزی اهدا کردند
9:48
و مردم شدند
9:50
در این مورد صحبت می کنند
9:52
در مورد مادر موسی
9:54
پس او زندگی می کرد
9:56
روزگار گرمتر است
9:58
روی قلب اخگر او
10:00
به دخترش گفت
10:02
برو پسرم
10:04
و در مورد برادرت تحقیق کن
10:06
و جعبه
10:08
شاید خبری پیدا کنی
10:10
پس رفتم بیرون
10:12
خواهر موسی در حال دست زدن است
10:14
اخبار در حال شنیدن است
10:16
گفتگوهای افراد اطراف
10:18
بنابراین من صحبت مردم را شنیدم
10:20
درباره یک نوزاد پسر
10:22
در قصر فرعون
10:24
در جعبه ای در رودخانه پیدا شد
10:26
پس من این را می دانستم
10:28
برادرش
10:30
اما او آن را نشان نداد
10:32
و من مردم را می شناختم
10:34
آنها در قصر هستند
10:36
آنها به دنبال یک پرستار خیس هستند
10:38
برای این بچه
10:40
پس به قصر آمد و گفت
10:42
بهت نشون بدم؟
10:44
یک زن خوش اخلاق
10:46
به او شیر می دهد و از او مراقبت می کند
10:48
برای شما هم همینطور است
10:50
تجربه و دانش
10:52
من به شما توصیه می کنم
10:55
همسر فرعون موافقت کرد
10:57
در این پیشنهاد از این زن
10:59
و بهش دستور دادم
11:01
در ظرف خود فوری
11:03
سپس مادر موسی آمد
11:05
به قصر فرعون
11:07
چشمانش فقیر شد
11:09
با دیدن پسرش
11:11
سپس او را به سینه خود نزدیک کرد
11:13
پس سینه اش را گرفت
11:15
و برای همه بگیر
11:17
حتی به موسی شیر داد
11:19
سیر شد و بعد خوابش برد
11:21
بنابراین من آن را به او پیشنهاد دادم
11:23
زن فرعون در قصر می ماند
11:25
برای شیر دادن به نوزاد
11:27
ام موسی این پیشنهاد را رد کرد
11:29
با این استدلال
11:31
او نمی تواند خانه اش را ترک کند
11:33
نه فرزندانش
11:35
و شوهرش
11:37
اما به آنها پیشنهاد شد
11:39
تا بچه را به خانه اش ببرند
11:41
تا به او شیر بدهند و از او مراقبت کنند
11:43
هر هفته می آورد
11:45
به قصر
11:47
همسر فرعون موافقت کرد
11:49
به او تحمیل شد
11:51
هزینه برای آن
11:53
پس مادر موسی پسرش را برد
11:55
و شادی فراتر از اوست
11:57
او را به خانه اش برد
11:59
بنابراین او شروع به شیر دادن به او کرد
12:01
بدون ترس
12:03
و برای آن پول می گیرید
12:05
خداوند پیروز است
12:07
به دستور او
12:09
اما اکثر مردم
12:11
آنها نمی دانند
12:14
خداوند متعال فرمود
12:16
و ما به آن الهام کردیم
12:18
ام موسی
12:20
تا به او شیر بدهند
12:22
اگر برای او می ترسی
12:24
پس او را به دریا بیندازید
12:26
و نترس
12:28
و غمگین نباش
12:30
دیدیم
12:32
به شما
12:35
و او را از رسولان قرار دادند
12:39
پس خاندان فرعون او را گرفتند
12:41
مال آنها بودن
12:43
دشمن و غم
12:45
فرعون
12:47
و هامان
12:49
و سربازانشان
12:51
آنها اشتباه می کردند
12:53
زنی گفت
12:55
فرعون نور چشم اوست
12:57
برای من و تو
12:59
او را نکش
13:01
باشد که به نفع ما باشد
13:03
یا آن را می گیریم
13:05
به دنیا آمدند
13:07
آنها احساس نمی کنند
13:09
و فؤاد شد
13:11
ام موسی
13:13
خالی
13:15
اگر تقریبا
13:17
برای شروع
13:19
اگر ما نبودیم گیر می کردیم
13:21
روی قلب او باشد
13:23
از مؤمنان
13:25
به خواهرش گفت
13:27
قطعش کن
13:29
بنابراین من آن را دیدم
13:31
در کنار
13:33
و احساس نمی کنند
13:35
و ما ممنوع شدیم
13:37
او باید شیر بدهد
13:39
قبل از
13:41
گفت: راهنماییت کنم؟
13:43
روی خانواده
13:45
گفت: راهنماییت کنم؟
13:47
روی خانواده
13:49
اسپانسر او هستند
13:51
به شما
13:53
ما آن را برای شما تضمین می کنیم
13:55
مشاوران او هستند
13:57
بنابراین آن را برگرداندیم
13:59
به مادرش
14:01
تا چشمانش را آرام کند
14:03
و غمگین نباش
14:05
و برای یادگیری
14:07
که خدا وعده داده
14:09
درسته
14:11
اما اکثر آنها
14:13
آنها نمی دانند
14:15
بچه بزرگ شد
14:18
برگرفته از رود نیل
14:20
فرعون
14:22
دوران کودکی خود را با تردید سپری کرد
14:24
بین کاخ قبطی
14:26
و خانه مادرش
14:28
بنی اسرائیل
14:30
و وقتی خواستند اسم ببرند
14:32
هیچکس نبود
14:34
برای پیشروی به سوی همسر فرعون
14:36
در نامگذاری این فرزند
14:38
فرعون او را دوست ندارد
14:40
و مادرش امام است
14:42
همه در حال شیردهی هستند
14:44
او حق ندارد از او نام ببرد
14:47
تنها چیزی که می ماند عاصی است
14:49
فرعون سزاوارترین مردم است
14:51
با نام بردن از او
14:53
پس او را موسی نامید
14:55
یعنی پسر آب
14:57
به زبان مصری
14:59
قدیمی
15:01
و موسی علیه السلام
15:03
او نشانه هایی را نشان می دهد
15:05
قدرت و زورگویی
15:07
از دوران کودکی اش
15:09
او قد بلند و تیره است
15:11
موهای مجعد
15:13
ماچو
15:15
او شخصیت قوی دارد
15:17
به شدت اجتماعی
15:19
بین مردم رفتار می کند
15:21
گویا فرزند فرعون است
15:23
موسی متوجه شد
15:26
سهم سخاوتمندانه
15:28
از لطافت، مهربانی و شفقت
15:30
توسط مادرش
15:32
و عاصی همسر فرعون
15:34
مادرش همان است
15:36
او را با دستانش به داخل رودخانه انداخت
15:38
تقریباً قلب او را برگرداند
15:40
از جای خود حذف شود
15:42
که او را از دست دادم
15:44
سپس نزد او برمی گردد
15:46
از روی مهربانی از او مراقبت کرد
15:48
و لطافت بیشتر
15:50
کی دیگه؟
15:52
و اما آسیه بنت مزاحم
15:54
زن فرعون
15:56
او زایمان نمی کرد
15:58
بنابراین من این کودک را در نظر گرفتم
16:00
مثل پسرش
16:02
از او مراقبت می کرد و از او مراقبت می کرد
16:04
و با او همدردی کنید
16:06
خیلی
16:08
و همه اینها
16:10
او تأثیر زیادی بر موسی داشت
16:12
درود بر او در آینده زندگی اش
16:14
از رحمت و شفقت
16:16
بر ملتش
16:18
در قصر فرعون
16:20
موسی دریافت می کرد
16:22
مراقبت لازم و کامل
16:24
در حالی که بچه ها
16:26
بنی اسرائیل محروم هستند
16:28
از آموزش و پرورش
16:30
موسی بهتر دریافت می کرد
16:32
بهترین انواع آموزش
16:34
پسر فرعون بودن
16:36
و لیست در آن است
16:38
زن فرعون
16:40
با این حال او دریافت می کرد
16:42
بهترین انواع تمرینات
16:44
قدرت بدنی قوی
16:46
همانطور که آداب و رسوم فرعونیان است
16:48
در تربیت فرزندانشان
16:51
و در خانه مادرش
16:53
موسی داشت یاد می گرفت
16:55
تواضع و خوش اخلاقی
16:57
و تربیت ایمانی
16:59
او بی عدالتی واقعیت را می بیند
17:01
بر بنی اسرائیل
17:03
از ظالمان متنفر است
17:05
و فداکاری را می بیند که
17:07
توسط آنها ارائه شده است
17:09
مردم بیچاره
17:11
با صبرشون
17:13
پس درست بود
17:15
این از یک تربیت خاص ناشی می شود
17:17
همانطور که خداوند متعال فرموده است
17:19
درباره او
17:21
اما تو جلوی چشم من درستش میکنی
17:23
موسی بر این امر باقی ماند
17:25
وضعیت معلوم نیست
17:27
درباره مادر واقعیش
17:29
هیچی
17:31
وقتی به سن مناسب رسید
17:33
برای دانستن تمام حقیقت
17:35
و او می تواند
17:37
مسئولیت پذیر باشید و محتاط باشید
17:39
پرستار خیس به او گفت
17:41
او مادر واقعی اوست
17:43
و او پسر اوست
17:45
و آن
17:47
اسرائیلی در میان آنها و در آنها
17:49
و ماجرا را به او گفتم
17:51
کامل
17:53
و او همین کار را کرد
17:55
برای نگه داشتن آن
17:57
از ذبح فرعون
17:59
خدا بهش قول داده
18:01
آن را به او برگردانید
18:03
و او انجام داد
18:05
حالا او در دستان اوست
18:07
و من به او اعتماد کردم
18:09
این موضوع
18:11
برای حفظ جانشان
18:13
از ظلم فرعون
18:15
اگر حقیقت آنها را می دانست
18:17
و از او پرسیدم
18:20
برای بازگشت به قصر
18:22
و مکرر آن
18:24
انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است
18:26
تا شک نکند
18:28
هیچ کس آنها را ندارد
18:30
خداوند متعال فرمود
18:32
هنگامی که نازل کردیم
18:34
به مادرت آنچه نازل شده است
18:36
انداختن تو تابوت
18:38
پس خود را به دریا انداخت
18:40
بگذار او را ملاقات کند
18:42
یام
18:44
در ساحل
18:46
برای گرفتن آن
18:48
یک دشمن من
18:50
و دشمنش
18:52
و من آن را به سمت شما پرتاب کردم
18:54
عشق از طرف من
18:56
و برای ایجاد
18:59
روی چشمانم
19:01
وقتی خواهرت راه میره
19:03
او می گوید: "شما؟"
19:05
بهت نشون میدم کی
19:07
از او حمایت مالی می کند
19:09
پس تو را به مادرت برگرداندیم
19:11
در زدن
19:13
چشمانش غمگین نیست
19:15
و من یک روح را کشتم
19:17
پس تو را از اندوه نجات دادیم
19:19
و ما شما را مجذوب خود کردیم
19:21
آنها ما را مجذوب خود کردند
19:23
پس سالها ماندم
19:25
در میان مردم مدیان
19:27
بعد تو اومدی
19:29
سرنوشت تو
19:31
موسی
19:33
برای خودم
19:35
برای بقیه صحبت ها
19:39
انشاالله
19:41
و خدا داناتر است
19:43
الحمدلله پروردگار جهانیان است
19:45
خداوند شما را برکت دهد و به شما آرامش دهد
19:47
بر پیامبر ما محمد
19:49
و بر خانواده و یارانش
19:51
همه
19:54
با داستان بودی
19:56
پیامبران
20:05
سوره خدا
20:09
و درود خدا بر او باد