از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 15 از 18
قصص الأنبياء | الحلقة (30) | قصة سليمان عليه السلام (2)
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
داستان های پیامبران
0:02
داستان های پیامبران
0:05
درود بر آنان باد
0:07
دعای خدا
0:09
بعد از او
0:11
سلام
0:13
بر ناامیدی از خلقت
0:15
همه
0:17
اولو آزمون
0:20
موقعیت آنها
0:22
نازک
0:24
داستان سلیمان
0:26
درود بر او باد
0:28
بسم الله الرحمن الرحیم
0:32
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:34
و دعا و آرامش
0:36
بر پیامبر ما محمد
0:38
و بر خانواده و یارانش
0:40
همه
0:42
و بعد از
0:44
پیامبر خدا سلیمان بود
0:47
درود بر او باد
0:49
مشتاق جهاد
0:51
به خاطر خدا
0:53
و گسترش توحید در زمین
0:55
او دعوت خود را با ما منتقل کرد
0:57
بلقیس ملکه سبا
0:59
تا اینکه مسلمان شدم
1:01
و با ما عبور کن
1:03
بررسی او درباره اسب های سفینات
1:05
اسب ها
1:07
برای جهاد آماده شد
1:09
وقتی حواسش را از نماز پرت کردم
1:11
نزد پروردگارش حتی جنگلی را ذکر کرد
1:13
خورشید
1:15
آن را لیسید و ارائه کرد
1:17
غذا برای نیازمندان
1:19
سپس سلیمان است
1:21
درود بر او فرمود
1:23
بیا امشب دور بزنیم
1:25
صد زن من
1:27
همه آنها با یک شوالیه می آیند
1:29
او برای رضای خدا تلاش می کند
1:31
او در این مورد چیزی نگفت
1:33
به امید خدا آرامش
1:35
تا فراموشش کنم
1:37
این به این معنی نیست
1:39
او موضوع را به خدا تفویض نکرد
1:41
در دلش فراموش کرد
1:43
بگویم انشاالله
1:45
با زبانش و شد
1:47
این حادثه یک فتنه است
1:49
به سلیمان علیه السلام
1:51
از خداوند متعال و امتحان
1:53
و بعد از اینکه شناور شد
1:56
هیچ کدومشون باردار نشدن
1:58
به جز یک زن
2:00
با نیم پا آمد
2:02
پس ما آمدیم
2:04
قابله ها او را نزد او آوردند
2:06
روی صندلیش نشسته است
2:08
و او را بینداز
2:10
دستانش برای دیدن
2:12
پیامبر ما قسم خورد
2:16
خدا رحمتش کند و درود فرستد
2:18
که پیامبر خدا
2:20
سلیمان علیه السلام
2:22
اگر در کلامش استثنا قائل شد
2:24
گفت اگر بخواهد
2:26
خدا رحمتش کند
2:28
با صد در صد
2:30
همانطور که او قصد داشت
2:32
همه آنها برای این هدف زحمت کشیدند
2:34
خدا متوجه شد
2:37
سلیمان علیه السلام اشتباه است
2:39
می دانست که فراموش کرده است
2:41
درباره یاد خدا و بازگشت
2:43
میل به او
2:45
دلیل بچه دار نشدن است
2:47
پسران مجاهد در
2:49
راه خدا و برگشت
2:51
توبه به درگاه خدا
2:53
در دستانش دراز کشیده است
2:55
از پروردگارش دعا کرد که به او آرامش دهد
2:57
او را ببخش
2:59
و به او پادشاهی عطا کند
3:01
بعد از او کسی نخواهد بود
3:03
از آن استفاده می کند
3:05
برای استقرار دین در زمین
3:07
خدا جواب داد
3:09
دعایش
3:11
او آن را با اسب ها جایگزین کرد
3:13
باد ملایم و طوفانی
3:15
تحمل کن و کی
3:17
با او هر کجا که بخواهد
3:19
و آن را با یک مکان جایگزین کنید
3:21
شوالیه ها
3:23
هر که جن را مسخره کنند
3:25
و شیاطین
3:27
کاری را که او می خواهد انجام دهید
3:30
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:32
شرکت
3:34
چیزی را از دست ندهید
3:36
از خداوند متعال بترسید
3:38
جز اینکه خدا بهت داده
3:40
بهتر از او
3:42
الحسن البصری گفت
3:44
خدا رحمتش کند
3:46
وقتی سلیمان اسب ها را بست
3:48
خشم بر خداوند متعال
3:50
خدا بهش جبران کنه
3:52
بهتر و سریعتر
3:54
باد
3:56
که یک ماه شد
3:58
روحش یک ماه دوام آورد
4:00
یعنی مسیرش از اول است
4:02
روز یک ماه سفر است
4:04
در عادت راه رفتن
4:06
مردم
4:08
و سفر آن در پایان روز
4:10
همچنین راهپیمایی یک ماهه
4:12
بنابراین شما روز را طی می کنید
4:14
یک راهپیمایی
4:16
دو ماه
4:20
روایت شده که مال سلیمان بوده است
4:22
در آرامش، یک فرش چوبی
4:24
روی آن قرار دهید
4:26
هر چیزی که او نیاز دارد
4:28
امور پادشاهی
4:30
و اسب و شتر و چادر
4:32
و سربازها
4:34
سپس به باد دستور می دهد که او را حمل کند
4:36
بنابراین شما زیر آن قرار می گیرید
4:38
سپس شما آن را حمل می کنید
4:40
بنابراین آن را بلند می کنید و با آن راه می روید
4:42
بنابراین نرم خواهد شد
4:44
در صورت تمایل نرم
4:46
و طوفانی خواهد بود
4:48
بادهای بسیار تند
4:50
اگر او بخواهد
4:52
پرندگان از گرما سایه ایجاد می کنند
4:54
هر جا که بخواهد
4:56
از روی زمین
4:58
خداوند متعال فرمود
5:01
و ما مجذوب شدیم
5:03
سلیمان و ما انداختیم
5:05
بر تخت او به عنوان یک بدن
5:07
سپس می چرخم
5:09
پروردگار گفت
5:11
مرا ببخش و عطا کن
5:13
یک پادشاه نباید
5:15
برای هر کسی
5:17
بعد از من
5:19
این شما هستید
5:21
الوهاب
5:23
بنابراین ما او را مسخره کردیم
5:25
باد می دود
5:27
به فرمان او رستگاری است
5:29
جایی که ضربه خورد
5:31
و شیاطین
5:33
ما رو بخور
5:35
و یک غواص
5:39
و دیگران شاخ می زنند
5:41
در دستبند
5:43
این بخشش ماست
5:45
هست
5:47
یا گرفتن
5:49
بدون شمارش
5:51
و اگر داشته باشد
5:53
با ما
5:55
برای زلفا و حسن
5:57
مآب
5:59
خداوند جن را مسخره کرد
6:01
و شیاطین به خدمت سلیمان
6:03
درود بر او باد
6:05
کارگرانی که برای او کاری انجام می دهند
6:07
او اراده می کند، آنها جعل نمی کنند
6:09
و از طاعت او منحرف نمی شوند
6:11
برای او کار می کنند
6:13
هر رزمنده ای که بخواهد
6:15
مکان های خوبی برای عبادت هستند
6:17
و صدور شوراها
6:19
و برای او کار می کنند
6:21
مجسمه ها
6:23
آنها عکس های روی دیوار هستند
6:25
این قابل قبول بود
6:27
در شریعت و دینشان
6:29
و برای او کار می کنند
6:31
خشکی راه حل است
6:33
اینها حوضچه های بزرگی هستند
6:35
که در آن آب جمع می شود
6:37
پس از آن می نوشید
6:39
حیوانات و پرندگان
6:41
و دیگران
6:43
و گلدان های عمودی
6:45
اینها گلدانهای عالی هستند
6:47
که در آن غذا سرو می شود
6:49
آنها ثابت از عظمت خود هستند
6:51
ادامه نده
6:53
مکان های آنها
6:55
از جن و شیاطین
6:57
که مورد تمسخر سلیمان علیه السلام قرار گرفت
6:59
در ساخت و ساز
7:01
هر چه او بخواهد برایش می سازند
7:03
از نقش و قصر
7:05
برخی از آنها به او دستور می دهند که شیرجه بزند
7:07
در دریاها
7:09
با استخراج جواهرات آنجا
7:11
و خانواده
7:13
و چیزهای دیگری که وجود ندارد
7:15
بجز اونجا
7:18
آن را به سلیمان واگذار کرد
7:20
درود بر او باد
7:22
تا هر که را بخواهد برکت دهد
7:24
او را آزاد می کند
7:26
یا هر که را بخواهد می گیرد
7:28
و هر که از فرمان او سرپیچی کند
7:30
پس سلیمان آنها را مجازات می کند
7:32
در این دنیا، به غل و زنجیر آنها
7:34
با محدودیت
7:36
او آنها را به جزایر و دریاها تبعید می کند
7:38
و در آخرت
7:40
و خداوند عذاب را به آنان چشید
7:42
قیمت
7:45
همانطور که خداوند آهن را نرم کرد
7:47
به داوود علیه السلام
7:49
او می تواند هر کاری که بخواهد انجام دهد
7:51
شاید از خدا هم بخواهم
7:53
به سلیمان علیه السلام
7:55
قطر چشم
7:57
مس ذوب شده است
7:59
راهپیمایی برای او فرستاده شد
8:01
سه روز
8:03
همانطور که چشمه آب جاری است
8:05
در سرزمین یمن بود
8:07
روایت شده که مس
8:09
او قبل از او برای هیچ کس ذوب نشد
8:11
اما فایده دارد
8:13
مردم امروز از او هستند
8:15
با آنچه خداوند متعال به آن دستور داده است
8:17
به سلیمان علیه السلام
8:19
قتاد گفت
8:21
از خدا برایش می خواهم
8:23
چشمی که برای چه استفاده می کند
8:25
او یک معنا می خواهد
8:27
در مورد پیشگویی او
8:29
خداوند متعال فرمود
8:31
و نه سلیمان
8:33
باد یک ماهه شد
8:35
روحش یک ماه دوام آورد
8:37
از او پرسیدیم
8:39
قطر چشم
8:41
و از جن
8:43
چه کسی بین کار می کند
8:45
دستش انشالله
8:47
و چه کسی منحرف می شود؟
8:49
از آنها در مورد فرمان ما
8:51
طعم عذاب را به او بچشان
8:53
قیمت
8:55
برای او کار می کنند
8:57
هر چه او بخواهد
8:59
از یک جنگجو
9:01
و تماسیل
9:03
و خشکی
9:05
و خشکی جواب است
9:07
و گلدان های شاقول
9:11
برای خانواده داوود کار کنید
9:13
با تشکر
9:15
و کمی
9:17
از بندگان قدرشناسم
9:19
از ابوهریره
9:22
خداوند از او راضی باشد
9:24
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
9:26
او گفت
9:28
افریت جن است
9:30
دیروز دور شو
9:32
تا نمازم را قطع کنم
9:34
پس خدا به من توفیق داد که این کار را انجام دهم
9:36
بنابراین آن را گرفتم و خواستم
9:38
او را به یک میله ببندید
9:40
از دستبند مسجد
9:42
تا وقتی که بشی و ببینی
9:44
به همه شما
9:46
و حتی با آن بازی کنید
9:48
دو پسر شهر
9:50
پس به دعوت برادرم سلیمان اشاره کردم
9:52
پروردگارا به من عطا کن
9:54
یک پادشاه نباید
9:56
برای کسی بعد از من
9:58
من ناامید پاسخ دادم
10:00
خدا خواست
10:04
او در حکمت عظیم خود جلال و تعالی یافت
10:06
تا مردم ما را امتحان کنند
10:08
پس در سرزمین بابل ساکن شد
10:10
از عراق
10:12
دو فرشته
10:14
آنها هاروت و ماروت هستند
10:16
آنها به مردم جادو یاد می دهند
10:18
او به سراغ آنها نمی آمد
10:20
هیچ کس نمی خواهد
10:22
دانش سحر و جادو را از آنها گرفت
10:24
اما نصیحتش کردند و گفتند
10:26
این ما هستیم
10:28
امتحان کن پس کافر مباش
10:30
با یادگیری جادو از ما
10:32
برخی از آنها عقب نشینی می کنند
10:34
برخی از آنها یاد می گیرند
10:36
برخی از آنها جادو هستند
10:38
بنابراین جادو در میان گسترش یافت
10:40
مردم
10:42
شیاطین هم بودند
10:44
آنها به مردم جادو یاد می دهند
10:46
وقتی سلیمان آمد
10:48
درود بر او باد
10:50
و خداوند جن را مسخر او کرد
10:52
و شیاطین شروع کردند
10:54
با مبارزه با جادو و جادوگران
10:56
و هر چه داشت برداشت
10:58
علم و کتاب دارند
11:00
و جادو و طلاس
11:02
او را زیر صندلی خود دفن می کند
11:04
جایی که جرات نداری
11:06
شیاطین به او نزدیک می شوند
11:08
وقتی مرد، مرد
11:10
صلح
11:12
شیاطین آنچه را که زیر آن بود بیرون کشیدند
11:14
صندلی او
11:16
به او دروغ گفتند
11:18
اینکه جن را کنترل کرد
11:20
و شیاطین به این دلیل
11:22
جادو او را دور انداخت
11:24
در کمال ناباوری خدای نکرده
11:26
و هنوز هم یهودیان
11:28
آنها این کار را به عنوان یک کافر انجام می دهند
11:30
تا اینکه خداوند متعال او را تبرئه کرد
11:32
در قرآن کریم
11:34
خداوند متعال فرمود
11:37
و دنبال کردند
11:39
آنچه شیاطین از آن پیروی می کنند
11:41
بر پادشاه سلیمان
11:43
و کافر نشد
11:45
سلیمان، اما
11:47
شیاطین
11:49
کافر شدند
11:51
به مردم آموزش می دهند
11:53
سحر و جادو
11:55
به مردم آموزش می دهند
11:57
جادو و چه چیز دیگری
11:59
برو پایین پیش دو پادشاه
12:01
در بابل هاروت
12:03
و ماروت
12:05
و آنها نمی دانند
12:07
هیچ کس حتی نمی گوید
12:09
این ما هستیم
12:11
فتنه
12:13
کافر نشوید
12:15
و از آنها یاد می گیرند
12:17
چه چیزی آنها را متفاوت می کند؟
12:19
بین مرد و زنش
12:21
و آنها چه هستند؟
12:23
مضر
12:25
دریا
12:27
از هر کسی
12:29
مگر به اذن خدا
12:31
و یاد می گیرند
12:33
چه چیزی به آنها آسیب می رساند؟
12:35
به دردشان نمی خورد
12:37
و من دارم
12:39
اونا میدونن کی خریده
12:41
او در آخرت چیست؟
12:43
از خلاقانه
12:45
و شر آن چیزی است که خریدند
12:47
توسط خودشان
12:49
اگر بودند
12:51
آنها می دانند
12:53
سلیمان بود
12:57
درود بر او باد
12:59
او مشتاق شوراهای حکومتی است
13:01
پدرش داود علیه السلام
13:03
تا شاهد قضاوت او باشیم
13:05
بین مردم
13:07
گاهی اشاره می کرد
13:09
بر پدرش که
13:11
اگر قاضی این پرونده بود
13:13
قضیه به نحو دیگری حل می شود
13:15
چه حکمی داشت؟
13:17
قرآن کریم اشاره کرده است
13:19
از آن موضوع
13:21
شخم زدن به هنگام کرک شدن
13:23
به او گفت: گوسفندان مردم.
13:25
و خلاصه آن
13:27
دو مرد وارد شدند
13:29
بر داوود علیه السلام
13:31
یکی از آنها مالک است
13:33
ایمپلنت و غیره
13:35
صاحب گوسفند
13:37
صاحب مزرعه گفت
13:39
ای پیامبر خدا
13:41
گوسفندان این وارد شده اند
13:43
در گاوآهن من در شب
13:45
چیزی از آن باقی نمانده بود
13:47
پس داود علیه السلام حکومت کرد
13:49
برای صاحب کارخانه
13:51
در حریفش مقابل
13:53
برای کاشت آن را نابود کنید
13:55
و زمانی که آنها می روند
13:57
التقیب سلیمان
13:59
درود بر او باد
14:01
پس او را از حکم پدرش خبر دادند
14:03
و او گفت
14:05
اگر من قاضی بودم
14:07
غیر از این تصمیم می گرفتم
14:10
این به داوود رسید
14:12
درود بر او باد
14:14
پس او را آورد و به او گفت
14:16
چه خرج می کردی؟
14:18
او گفت
14:20
من دیده ام که چه چیزی برای همه مهربان تر است
14:22
گوسفندها را هل می دهم
14:24
به صاحب کارخانه
14:26
تا از آن بهره مند شوند
14:28
و من محصول را به صاحب گوسفند می دهم
14:30
تا در مقابل او بایستند
14:32
تا اینکه به حالت قبل برگردد
14:34
سپس همه را تکرار کنید
14:36
از آنها به صاحبش
14:38
زیر دستش چیه؟
14:40
مالک کاشت را می گیرد
14:42
آن را کاشت و صاحب گوسفندان شد
14:44
گوسفندش
14:46
این امر داود علیه السلام را تحت تأثیر قرار داد
14:48
و او تصمیم گرفت
14:50
خداوند متعال فرمود
14:52
و داوود و سلیمان
14:55
همانطور که آنها حکومت می کنند
14:57
در نامه وقتی نازل شد
14:59
گوسفند در آن وجود دارد
15:01
مردم
15:03
و ما بودیم
15:05
تا بر آنها حکومت کند
15:07
دو شاهد
15:09
بنابراین ما آن را درک کردیم
15:11
سلیمان
15:13
و هر دو
15:15
ما قضاوت کرده ایم
15:17
و دانش
15:19
و ما مسخره اش کردیم
15:21
داوود کوهستان
15:23
آنها پرندگان را می ستایند
15:25
و ما بودیم
15:27
موثر هستند
15:29
و به او یاد دادیم
15:31
کار شیاف
15:33
به شما برای محافظت از شما
15:35
تو چقدر بدی
15:37
پس؟
15:39
شما سپاسگزار هستید
15:41
و به سلیمان
15:43
باد
15:45
طوفان
15:47
به دستور او اجرا می شود
15:49
به سرزمینی که ما را برکت داده است
15:51
در آن
15:53
و ما بودیم
15:55
با همه چیز
15:57
دو دنیا
15:59
و از شیاطین
16:01
برای چه کسی شیرجه می زنند؟
16:03
و کار می کنند
16:05
آن را یادداشت کنید
16:07
و ما بودیم
16:09
آنها سرپرست دارند
16:11
همانطور که به ما گفت
16:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
16:15
یه عکس دیگه
16:17
یکی از آن اشکال حکومت
16:19
بخاری روایت کرده است
16:21
و مسلم در دو صحیح آنها
16:23
از حدیث ابوهریره
16:25
خداوند از او راضی باشد
16:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید
16:29
او گفت
16:31
دو زن بودند
16:33
با آنها دو پسرشان هستند
16:35
گرگ آمد
16:37
پس با پسر یکی از آنها رفت
16:39
دوستش گفت:
16:41
پسرت را برد
16:43
دیگری گفت
16:45
پسرت را برد
16:47
بنابراین او محاکمه شد
16:49
به دیوید
16:51
پس حکم کرد که پیر شده است
16:53
پس رفتم بیرون
16:55
سلیمان پسر داوود، به او گفتی
16:57
و او گفت
16:59
چاقو را برای من بیاور
17:01
آن را بین آنها تقسیم کنید
17:03
اون عکس رو گفت
17:05
نکن
17:07
خداوند شما را بیامرزد
17:09
پسرش
17:12
بنابراین او تصمیم به عکس گرفت
17:15
قبل از مرگ سلیمان
17:17
درود بر او باد
17:19
او ساختمان را بازسازی کرد
17:21
اورشلیم
17:23
که توسط پیامبر خدا یعقوب ساخته شد
17:25
قبل از آن درود بر او باد
17:27
با صدها سال
17:29
و داشت وارد آن می شد
17:31
برای عبادت و نماز خلوت می کند
17:33
یکی دو ماه می ماند
17:35
و سال و دو سال
17:37
و کمتر از آن
17:39
و بیشتر
17:41
غذایش را با خود می آورد
17:43
و نوشیدنی اش
17:45
سپس او علیه السلام
17:47
روزی وارد محراب شد
17:49
پس برخاست و در حالی که دراز کشیده بود، نماز خواند
17:51
روی چوبش
17:53
در آن حالت درگذشت
17:55
و او از آن خبر نداشت
17:57
شیاطین
17:59
و روی آن کار می کنند
18:01
این کار سختی است
18:03
که در زندگی او کار می کردند
18:05
و به او نگاه می کنند
18:07
فکر می کنند او زنده است
18:09
بازداشت او را انکار نمی کنند
18:11
در مورد بیرون رفتن برای مردم
18:13
به خاطر دعاهای طولانی او قبل از آن
18:15
پس بی حرکت ماندند
18:17
مرگ او پیش از او کار می کند
18:19
یک سال کامل
18:21
آنها در ترس کامل هستند
18:23
و از او می ترسید
18:25
تا اینکه زمین زنش را خورد
18:27
چوب اوست
18:29
که به آن تکیه می کند
18:31
و مرده افتاد
18:33
بعد می دانست
18:36
و مردم به آن متقاعد شدند
18:38
اینکه جنایتکاران دروغ می گفتند
18:40
آنها باید آنچه را که می گویند بگویند
18:42
غیب را می دانند
18:44
اگر صادق بودند
18:46
آنها از مرگ خبر داشتند
18:48
سلیمان علیه السلام
18:50
در عذاب نماندند
18:52
توهین به همه اینها
18:54
مدت زمان
18:57
خداوند متعال فرمود
18:59
وقتی خرج کردیم
19:01
او باید بمیرد
19:03
مرگ او را به آنها نشان دهید
19:05
جز جانور زمین
19:09
به آنها چه گفت؟
19:11
در مرگ او
19:13
به جز یک حیوان
19:16
زمین در حال خوردن است
19:18
زنان او
19:20
وقتی به زمین افتاد
19:22
جن را کشف کردم
19:24
که اگر بودند
19:26
غیب را می دانند
19:28
در عذاب ماندند
19:30
توهین آمیز
19:34
برادران عزیز
19:36
پیامبر خدا ذکر شده است
19:38
سلیمان علیه السلام
19:40
در قرآن کریم
19:42
هفده بار
19:44
داستان های زیادی با او داریم
19:46
از درس ها و درس ها
19:48
یکی از مهمترین آنها
19:51
مدیریت خوبش سلام الله علیه
19:53
برای امور کشورش
19:55
از داوود علیه السلام به ارث رسیده است
19:57
جانشینی ایمان
19:59
و یک کشور قوی
20:01
و یک پادشاهی یکپارچه
20:03
پس حفظش کن
20:05
و قدرت آن
20:07
و وسعت آن را گسترش دهد
20:09
و مناطق دیگری به آن الحاق شد
20:11
و قانون خدا اجرا شد
20:13
و شادترین مردم
20:15
و با آنها راه رفت
20:17
در مسیر رضایت خدا
20:19
به پادشاهی اسرائیل رسید
20:21
در دوران سلطنت او
20:23
قله، اوج و قله
20:25
و بعد از مرگش
20:27
پادشاهی شروع به ضعیف شدن کرد
20:29
و مردم دور می مانند
20:31
در مورد رضای خدا
20:33
راه نافرمانی او را پیمودند
20:35
و با آنها به پایان رسید
20:37
با از بین رفتن این حالت
20:39
محله و سربازان را بررسی کنید
20:42
از وظایف
20:44
حاکمان
20:46
و همچنین مجازات متخلفان
20:48
از آنها و از خود راضی نباشید
20:50
در آن
20:52
و ایجاد عذر برای غایب
20:54
و دومی
20:56
قبل از قضاوت در مورد او
20:58
همانطور که سلیمان علیه السلام چنین کرد
21:00
با هوپو
21:02
استواری سلیمان علیه السلام
21:05
روی اصل درست
21:07
وقتی نزد او آمد
21:09
قاصد بلقیس با هدایا
21:11
او به او گفت
21:13
به من پول بده
21:15
پس آنچه خدا به من داده است
21:17
خوب
21:19
در این پاسخ برای ما روشن می شود
21:21
استواری او در اعتقادش
21:23
و اصل آن
21:25
و توجه نکردن به دنیا
21:27
و چقدر قدرتمند بود
21:29
از آن لذت ببرید
21:31
حسادتش بیشتر میشه
21:33
در مورد دین خدا
21:35
که برای فروش در نظر گرفته شده است
21:37
و با پیشنهاد دنیا خریداری می شود
21:39
او از پادشاهان نیست
21:41
کسانی که با هدیه وسوسه می شوند
21:43
یا آنها را دلسرد کنید
21:45
درباره درخواست مداحی جناب عالی
21:47
یا چاپلوسی
21:50
اگر توانایی خلقت
21:52
برای آمدنش دعا کنید
21:54
باراش بالقیسا از یمن
21:56
به سرزمین مقدس
21:58
در یک چشم به هم زدن
22:00
به قدرت خالق متعال
22:02
مهار جن
22:05
و شیاطین
22:07
نه برای کسی
22:09
پس از سلیمان علیه السلام
22:11
چه کسی این ادعا را داشت؟
22:13
یا هست
22:15
او در ادعای خود دروغ می گوید
22:17
یا با او مبادله می کند
22:19
منافع و منافع
22:21
بعد از اینکه کافر شد
22:23
به خدای متعال
22:25
و جادو کار می کند
22:27
شیاطین در این امر به او کمک می کنند
22:29
سلیمان علیه السلام آمد
22:32
در دعایش پرسید
22:34
بخشش به درخواست شاه
22:36
برای نشان دادن
22:38
برای او مهمترین چیز است
22:40
و نشان از
22:42
برای طلب بخشش
22:44
دلیلی برای باز کردن درها
22:46
چیزهای خوب در این دنیا
22:48
درخواست سلیمان علیه السلام
22:51
جهان و پادشاهی
22:53
با تحقیر آنها
22:55
علاوه بر آخرت
22:57
و در آن سعادت ابدی است
22:59
چون منظورش بود
23:01
خدمت به دین خدای متعال
23:03
و به قولش پایبند باشید
23:05
در زمین
23:07
و توانایی انجام حقوق
23:09
به صاحبانشان
23:11
و گسترش عدالت در بین مردم
23:13
و عدالت برای مظلومان
23:15
و کمک به نیازمندان
23:17
اجرای قانون خدا
23:19
به طور کامل
23:22
نشناختن جن
23:24
برای غیب
23:26
پس از وفات سلیمان علیه السلام
23:28
ایستاده و به چوبش تکیه داده است
23:30
شما نمی دانستید
23:32
جن با مرگش
23:34
فقط بعد از اینکه خوردم
23:36
جانور زمین عصای اوست
23:38
و به زمین افتاد
23:42
برای بقیه صحبت ها
23:44
انشاالله
23:46
و خدا داناتر است
23:48
الحمدلله پروردگار جهانیان است
23:50
خداوند رحمت و آرامش عنایت فرماید
23:52
بر پیامبر ما محمد
23:54
و بر خانواده و یارانش
23:56
همه
23:59
داستان های پیامبران