از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 4 از 18
قصص الأنبياء | الحلقة (19) | قصة يونس عليه السلام
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
داستان های پیامبران
0:02
داستان های پیامبران
0:05
درود بر آنان باد
0:07
دعای خدا
0:09
بعد از او
0:11
سلام
0:13
بر بهترین خلقت
0:15
همه
0:17
اولو آزمون
0:20
موقعیت آنها
0:22
نازک
0:24
داستان یونس
0:26
درود بر او باد
0:28
بسم الله الرحمن الرحیم
0:32
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:34
و دعا و آرامش
0:36
بر پیامبر ما محمد
0:38
و بر خانواده و یارانش
0:40
همه
0:42
و بعد از
0:44
در سرزمین عراق
0:47
و جایی در نزدیکی
0:49
از موصل
0:51
یک روستای قدیمی بود
0:53
به آن نینوا می گویند
0:55
تراکم داشت
0:57
انسانیت و تمدن
0:59
باکلاس
1:01
مردم آن روستا بودند
1:03
مردم بت پرست
1:05
آنها بت ها را می پرستند
1:07
و روی آن کار می کنند
1:09
و مرتکب اعمال غیراخلاقی می شوند
1:11
و آشکارا اعلام می کنند
1:13
پس خداوند به سوی آنها فرستاد
1:15
یک مرد خوب در میان آنها
1:17
نام او یونس بن مته است
1:19
از اولاد یعقوب
1:21
بن اسحاق بن ابراهیم
1:23
درود بر آنان باد
1:25
همه
1:29
یونس علیه السلام آغاز کرد
1:31
پس قوم خود را فرا خواند
1:33
تنها خدا را بپرستند
1:35
او شریکی ندارد
1:37
و رد بتها و بتها
1:39
اما مردمش
1:41
آنها تماس او را با انکار پذیرفتند
1:43
و کفر و ناسپاسی
1:45
همانطور که در مورد همه ملل دیگر است
1:47
با مادرانشان
1:49
اما هنوز
1:51
یونس علیه السلام ادامه داد
1:53
در تماس برای چند سال
1:55
خستگی ناپذیر
1:57
و مناسب بود
1:59
ناسپاسی و تهدید
2:01
با عذاب و قتل
2:03
او این را نمی خواهد
2:05
درباره هدف و پیامش
2:07
بعد از مدتی
2:09
وقتی قومش بر او قیام کردند
2:11
آنها از پاسخ دادن به او خودداری کردند
2:13
خدا به او الهام کرد
2:15
همانا عذاب به آنها رسیده است
2:17
سه شب بعد
2:19
سپس یونس علیه السلام برخاست
2:21
در قومش
2:23
آنها را به عذاب تهدید کرد
2:25
سه شب بعد
2:27
سپس به دره رفت
2:29
آن شب در میان آنها بود
2:31
سخت کوشی او
2:33
و او صبر نکرد
2:35
اجازه از پروردگارش
2:37
به فکر او سلام الله علیه
2:39
او از بیرون رفتن معذور است
2:41
قبل از اینکه عذاب نازل شود
2:43
در قومش
2:45
و خداوند کار را بر او سخت نمی کند
2:47
در خروجی او پس از آن
2:49
پیام منجر به آن شد
2:51
خداوند آن را به او اختصاص داد
2:53
پس به سمت دریا رفت
2:56
و اما قوم یونس علیه السلام
2:58
در سرزمین نینوا
3:00
آنها همانی هستند که شدند
3:02
از عذاب پوشیده شده اند
3:04
پس آنها را گمراه كردم
3:06
ابر سیاه
3:08
دود از آن خارج می شود
3:10
مشکی شدید
3:12
بالای سرشان بود
3:14
به اندازه یک مایل
3:16
و آسمان تاریک شد
3:18
دود روی آنها ریخت
3:20
تا زمانی که آنها را در شهرشان غلبه کنید
3:22
سقف ها سیاه شده بود
3:24
از خانه هایشان
3:26
وقتی آنها آن را دیدند
3:28
آنها پر از ترس و وحشت هستند
3:30
و به عذاب یقین داشتند
3:32
و می دانستند که یونس
3:34
او دروغ نمی گوید
3:36
پس به دنبال او فرستادند
3:38
او را پیدا نکردند
3:40
خداوند آن را در قلب آنها قرار داده است
3:42
توبه
3:44
پس خودشان به مصر علیا رفتند
3:46
و زنان و پسرانشان
3:48
و حیوانات آنها
3:50
و گونی پوشید
3:52
ضخیم، خشن
3:54
بین هر کدام تفاوت قائل شدند
3:56
یک زن و نوزادش
3:58
و بین هر حیوانی
4:00
و پسرش
4:02
سپس آنها به گریه افتادند
4:04
به درگاه خداوند متعال
4:06
فریاد زدند و از او التماس کردند
4:08
و در دستانش گرفتند
4:10
مردان و زنان شما
4:12
و پسران و دختران
4:14
و او فریاد زد
4:16
گاو و حیوانات
4:18
و دام
4:20
ساعت بسیار خوبی بود
4:22
عظیم
4:24
من در آن قاطی شدم
4:26
صدای گریه و زاری
4:28
از مردان و زنان
4:30
پسران و حیوانات
4:32
پس خداوند متعال نازل کرد
4:34
از آنها عذاب به رحمت او
4:36
پس از آنکه آنها را گمراه کرد
4:38
و روی سرشان چرخید
4:40
مثل نواختن قطعات
4:42
پس خداوند متعال آنها را نازل کرد
4:44
عذاب به رحمت او
4:46
پس از آنکه آنها را گمراه کرد
4:48
روی سرشان
4:50
مثل تکه های شب تاریک
4:53
ملتی از ملت ها نبود
4:55
عذابش را برداشتند
4:57
بعد از اینکه بررسی کردم
4:59
مگر قوم یونس علیه السلام
5:01
خداوند متعال فرمود
5:05
همانا کسانی که برآورده کردید
5:07
حرفی دارند
5:09
آنها به پروردگار تو ایمان ندارند
5:13
حتی اگر به آنها برسد
5:15
هر آیه
5:17
تا عذاب را ببینند
5:19
دردناک
5:21
اگر نبود
5:23
روستای آمنت
5:25
ایمانش به او سود رساند
5:27
مگر قوم یونس
5:29
وقتی ایمان آوردند
5:33
ما آنها را آشکار کردیم
5:35
عذاب شرم
5:37
در زندگی دنیوی
5:39
ما آنها را آشکار کردیم
5:41
عذاب شرم
5:43
در زندگی دنیوی
5:45
و اما پیامبر خدا یونس
5:47
درود بر او باد
5:50
تجربه او بود
5:52
به دریا رفت
5:54
پس از صاحبان سؤال کرد
5:56
کشتی برای حمل او
5:58
با آنها در کشتی خود
6:00
پس او را حمل کردند
6:02
وقتی شفاعت کردم
6:04
کشتی در دریا
6:06
به آنها حمله کرد و حرکت کرد
6:08
کشتی محاصره شد
6:10
و چه کسی در آن است
6:12
وقتی مسافرانش می دانستند
6:14
واقعیت آنها چیست
6:16
و نابودی را دیدند
6:18
به هم گفتند
6:20
هیچ نجاتی برای شما وجود ندارد
6:22
چه بلایی سر شما می آید؟
6:24
مگر اینکه سرعت خود را کم کنید
6:26
از برخی از افراد کشتی
6:28
تعدادی را نابود کردند
6:30
از مرگ آسانتر است
6:32
همه
6:34
پس بین خودشان قرعه انداختند
6:36
برای انداختن کسانی که به دریا افتاده اند
6:38
قرعه کشی بر اوست
6:40
قرعه بر سر یونس افتاد
6:42
درود خدا بر او را امضا کردم
6:44
اما روحشان از آنها اطاعت نکرد
6:46
تا او را به دریا بیندازند
6:48
این چیزی است که آنها پیدا کردند
6:50
اخلاق والایی دارد
6:52
و صفات والا
6:54
سپس دوباره قرعه کشی کنید
6:56
دوباره
6:58
پس من هم روی او افتادم
7:00
به آن راضی نبودند
7:02
پس قرعه را یک بار تکرار کرد
7:04
سوم
7:06
پس من هم روی او افتادم
7:08
یونس می دانست که تأخیر وجود دارد
7:10
این یک معیار است
7:12
و به اشتباه خود پی برد
7:14
و آن را به قوم خود واگذار نکرد
7:16
قبل از اینکه به او اجازه این کار داده شود
7:18
پس حضرت علیه السلام برخاست
7:20
و خودش را پرت کرد
7:22
در دریا
7:24
بنابراین امواج آرام شدند
7:26
کشتی تثبیت شد
7:28
با هر که در آن است
7:32
در حالی که یونس علیه السلام
7:34
در آب دریا نوسان می کند
7:36
وقتی خداوند به نهنگ وحی کرد
7:38
تا او را قورت دهد
7:40
و آن را در شکمش تا کنید
7:42
و گوشت او را نخورد
7:44
او یک استخوان نمی شکند
7:46
پس بگیر
7:48
او به فرمان پروردگارش نهنگ است
7:50
پس مثل این بود
7:52
زندان یونس علیه السلام
7:54
یا انبار
7:56
امن
7:58
و در شکم نهنگ
8:00
یونس علیه السلام فکر کرد
8:02
او مرده است
8:04
دست و پایش را حرکت داد
8:06
اگر او در حال حرکت است
8:08
فقر، سجده برای خدا
8:10
و او گفت
8:12
پروردگارم تو را گرفته است
8:14
مسجدی که تو را عبادت نکرد
8:16
هیچکس مثل او نیست
8:18
یونس در آنجا ماند
8:20
شکم نهنگ
8:22
و نهنگ امواج را می شکند
8:24
و به اعماق می افتد
8:26
او در تاریکی حرکت می کند
8:28
بعضی ها روی هم
8:30
تاریکی شکم نهنگ
8:32
و بالای آن تاریکی است
8:34
دریا و بالای آن
8:36
تاریکی شب
8:39
وقتی نهنگ با او تمام شد
8:41
تا ته دریا
8:43
یونس علیه السلام شنید
8:45
ستایش سنگریزه و حیوانات
8:47
دریا
8:49
پس او را هم ستایش کنید
8:51
او در شکم نهنگ است
8:53
و او صدا زد
8:55
خدایی جز تو نیست
8:57
منزهی تو
8:59
همانا من از ستمکاران بودم
9:01
پس شنیدم
9:03
فرشتگان او را ستایش می کنند
9:05
گفتند پروردگارا
9:07
یک صدای شناخته شده
9:09
از عبدالمعروف
9:11
از مکانی نامعلوم
9:13
ما نمی دانیم او کجاست
9:15
خداوند متعال فرمود
9:17
یعنی عبدی یونس
9:19
فرشتگان گفتند
9:21
ای پروردگار ما
9:23
بنده تو یونس
9:25
کی بالا میرفت
9:27
اینجا یک شغل برای شماست
9:29
هر روز معتبر است
9:31
خداوند متعال فرمود
9:33
بله
9:35
خداوند متعال پاسخ داد
9:39
دعای یونس
9:41
و او را ستایش کن
9:43
اگر از ستایش کنندگان خدا نبود
9:45
در شکم نهنگ
9:47
و کسانی که در آن شنا می کنند
9:49
زندگی او قبل از آن
9:51
برای ماندن در شکم نهنگ
9:53
تا روز قیامت
9:55
خداوند متعال فرمود
9:57
و گناهان
9:59
وقتی رفت
10:01
عصبانی
10:03
بنابراین
10:05
که ما نمی توانیم قدر آن را بدانیم
10:07
پس صدا زد
10:09
در تاریکی
10:11
که خدایی وجود ندارد
10:13
جز تو
10:15
منزهی تو
10:17
من هستم
10:19
من از
10:21
ستمگران
10:23
بنابراین ما به او پاسخ دادیم
10:25
و ما او را نجات دادیم
10:27
از غم و اندوه
10:29
و همچنین
10:31
زنده ماندن
10:33
مؤمنان
10:36
پس خداوند به نهنگ فرمان داد
10:38
تا او را در فضای باز بیرون بیندازند
10:40
بنابراین نهنگ او را پرتاب کرد
10:42
سه شب بعد
10:44
در ساحل
10:46
بیمار و لاغر
10:48
ضعیف و بیمار
10:50
مثل بدن جوجه
10:52
او پر ندارد
10:54
و خداوند او را رشد داد
10:56
درخت کدو تنبل
10:58
کدو حلوایی است
11:00
منشا این درخت
11:02
مناسب است
11:04
برای کسی که شرایطش اینجوریه
11:06
یونس
11:08
صاعقه آن بزرگ و نرم است
11:10
متناسب با تشک و روکش
11:12
و او خوب است
11:14
خیلی نرم
11:16
مگس به او نزدیک نمی شود
11:18
و با این حال است
11:20
غذایی که خام خورده می شود
11:22
و پخته شد
11:24
و خداوند به او چهارپایان عنایت کرد
11:26
عدالتی که از آن می خورید
11:28
زمین
11:30
سپس نزد او می آید و او را سیراب می کند
11:32
از شیرش هر روز صبح
11:34
و در آستانه
11:36
تا اینکه بدنش بزرگ شد
11:38
سلامتیش برگشت
11:41
بعد از اینکه یونس شفا یافت
11:43
درود بر او به خاطر آنچه بر او گذشت
11:45
در شکم نهنگ
11:47
خدا دوباره فرستادش
11:49
پس از آن به مردمش
11:51
ایمانشان را به او بگویید
11:53
و منتظر بازگشت او هستند
11:55
وقتی نزد آنها آمد
11:58
او دریافت که آنها عبادت را ترک کرده اند
12:00
بت ها
12:02
و یکپارچه به خدا روی آوردند
12:04
پس او ماند
12:06
از جمله آنها یک راهنما و مربی است
12:08
برای مدتی
12:10
مقدر
12:12
خداوند متعال فرمود
12:14
و یونس
12:16
فرستندگان برای چه کسانی هستند؟
12:18
بنابراین
12:20
در کشتی شارژ شده بمانید
12:24
بنابراین او کمک کرد و شد
12:26
از خوش شانس ها
12:28
نهنگ او را بلعید
12:30
و او حیف است
12:32
بدون آن
12:34
از آن بود
12:36
ستودنی ها
12:38
در شکمش پخش شود
12:40
تا روزی که زنده می شوند
12:44
بنابراین او را به فضای باز انداختیم
12:46
او بیمار است
12:50
و ما باعث رشد آن شدیم
12:52
درخت از
12:54
کدو تنبل
12:56
و فرستادیم به
12:58
صد هزار یا بیشتر
13:02
بنابراین آنها باور کردند و ما از آن لذت بردیم
13:04
آنها برای مدتی هستند
13:06
برادران
13:09
عزیزان
13:11
یونس در قرآن ذکر شده است
13:13
چهار بار
13:15
به عنوان شرح ذکر شد
13:17
صاحب نهنگ و دم
13:19
دوبار
13:21
در داستان او چیزهای زیادی وجود دارد
13:23
درس و درس
13:25
یکی از مهمترین آنها
13:28
اول خدا حفظت کنه
13:30
برای اولیا و بندگانش
13:32
درستکار حتی در
13:34
زمان محاکمه آنها
13:36
و سرزنش خداوند متعال
13:38
لئونوس علیه السلام
13:40
این یک سرزنش ملایم بود
13:42
شکم نهنگ را درست کرد
13:44
او پایدار است
13:46
به او دستور داد که آن را نشکند
13:48
استخوان می گیرد و نمی خورد
13:50
او گوشت دارد
13:52
این آیه بزرگی است
13:54
وقار او را نشان می دهد
13:56
با خداوند متعال
13:58
دوما
14:00
چه کسی خدا را در راخا می شناسد؟
14:02
خدا او را در
14:04
زمان پریشانی
14:06
و هر که با خداست
14:08
خدا با او بود
14:10
سوم
14:13
فضیلت دعای یونس علیه السلام
14:15
خدایی وجود ندارد
14:17
جز تو منزهی تو
14:19
من از
14:21
ستمگران
14:23
در حدیث آمده است
14:25
عن سعد بن ابی وقاص
14:27
گفت خداوند از او راضی باشد
14:29
پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم
14:31
او می گوید
14:33
دعوت و گناه
14:35
چون او در شکم نهنگ است
14:37
خدایی جز تو نیست
14:39
منزهی تو
14:41
همانا من از ستمکاران بودم
14:43
هیچ مسلمانی با پروردگارش دعا نکرد
14:45
اصلا هیچی
14:47
مگر اینکه به او پاسخ دهم
14:50
چهارم
14:52
تبیین وسعت علم خداوند متعال
14:54
و شنوایی و عظمت او
14:56
توانایی او
14:58
او محل نبیه یونس را می دانست
15:00
درود بر او باد
15:02
و دعا و ثنای او شنیده شد
15:04
و توبه اش
15:06
او در آن سه تاریکی است
15:08
و به قدرت متعالی او
15:10
جانش را نجات بده
15:12
او در آن خرابه است
15:14
و به بدنش برگشت
15:16
شکوه زندگی
15:18
بعد از گرمای شکم نهنگ
15:20
یک بیانیه نیز وجود دارد
15:22
که کل کائنات
15:24
تسلیم خداوند متعال
15:26
هر چه می خواهد به او سفارش می کند
15:28
همانطور که نهنگ دستور داد
15:30
با متهم کردن یونس و حفظ او
15:32
سپس او را به بیرون پرتاب کرد
15:34
پس از آن
15:36
پنجم
15:38
به سوی دعا بشتابید
15:40
به خدا در مواقع مصیبت
15:42
ترجیح داد پیش او نماز بخواند
15:44
و التماس برای اتحاد او
15:46
و پیاده روی
15:48
و اعتراف به گناهان نزد او
15:50
یکی از ابزارها همین است
15:52
استجابت دعا
15:54
آسیب را شناسایی کنید
15:57
VI
15:59
دانشمندان سهم یونس را استنباط کردند
16:01
و شرکت او در رای گیری
16:03
در مورد جواز
16:05
استفاده از مقدار زیادی
16:07
او رسول ما بود
16:09
خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:11
اگر بخواهد به مسافرت برود
16:13
در میان همسرانش می زنم
16:15
آنها چه هستند؟
16:17
تیرش بیرون آمد
16:19
با آن رضی الله عنه بیرون آمد
16:21
هفتم
16:24
اهمیت صبر
16:26
در دعوت به سوی خداوند متعال
16:28
و یکی از دلایل آن است
16:30
رضایت خدا
16:32
ممکن است دل واعظ مضطرب شود
16:34
با اعمال مردم
16:36
کمتر احتمال دارد آنها را دفع کنند
16:38
اما صبر
16:40
و الکاظما برای او مناسب است
16:42
و با دعوت او
16:44
از آداب وکالت
16:46
و اثر خوب می رسد
16:48
به قلب دعوت شدگان
16:51
هشتم
16:53
فضیلت دعا
16:55
و قوه قضائیه را رد می کند
16:57
همانطور که در مورد قوم یونس اتفاق افتاد
16:59
درود بر او باد
17:01
پیامبر ما فرمودند
17:03
خدا رحمتش کند و درود فرستد
17:05
قوه قضائیه پاسخی نمی دهد
17:07
جز دعا
17:09
به روایت ترمذی
17:12
نهم
17:14
خرس یا کدو است
17:16
روی دیگران
17:18
از غذا
17:20
ثابت شده است که رسول خدا
17:22
خدا رحمتش کند و درود فرستد
17:24
او عاشق خرس بود
17:26
او آن را در پاورقی ها دنبال می کند
17:28
روزنامه
17:31
از انس بن مالک رضی الله عنه
17:33
اون خیاط
17:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
17:37
برای غذایی که درست کرد
17:39
انس گفت
17:41
پس با رسول خدا رفتم
17:43
خدا رحمتش کند و درود فرستد
17:45
علاوه بر غذا
17:47
پس نزد رسول خدا رفت
17:49
خدا رحمتش کند و درود فرستد
17:51
نان جو
17:53
و یک آبگوشت حاوی دارو
17:55
و قدید
17:57
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
17:59
او آن را می خورد
18:01
خرس ها آن را دوست دارند
18:03
او گفت
18:05
وقتی آن را دیدم
18:07
به طرفش پرت کردم
18:09
من به او غذا نمی دهم
18:11
انس گفت
18:13
و هنوز بعد از آن
18:15
من خرس را دوست دارم
18:17
و هیچ غذایی برای من درست نشد
18:19
بعد میتونم درستش کنم
18:21
یک خرس در آن است
18:23
جز ساخته شده
18:25
موافقت کرد
18:27
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
18:29
او می گوید
18:31
درخت برادرم یونس است
18:33
صحبت کردن
18:37
بقیه اش انشاالله
18:39
و خدا داناتر است
18:41
الحمدلله پروردگار جهانیان است
18:43
خداوند رحمت و آرامش عنایت فرماید
18:45
بر پیامبر ما محمد
18:47
و بر خانواده اش
18:49
و همه یارانش
18:51
با داستان بودی
18:54
پیامبران
19:00
خدا رحمتش کند و درود فرستد