از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة) · درس 8 از 18

قصص الأنبياء | الحلقة (23) | قصة موسى عليه السلام (4)

◉ 485 بازدید ⏱ 20:52 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 قصص انبیاء.. قصص انبیاء.. درود خدا بر ایشان
0:23 داستان حضرت موسی...علیه السلام
0:29 بسم الله الرحمن الرحیم
0:34 الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37 درود و درود بر پیامبر ما محمد
0:40 و بر همه خانواده و یارانش
0:43 و بعد از
0:45 حدیث در داستان پیامبر خدا موسی علیه السلام به دست ما رسیده است
0:50 تا اینکه فرعون جادوگران را کشت
0:53 او بنی اسرائیل را با کشتن پسرانشان و امان دادن زنانشان هدایت کرد
0:58 بنی اسرائیل از این مصیبت نگران شدند
1:01 اما سوالی که به ذهن خطور می کند این است:
1:05 چرا فرعون موسی را با جادوگران نکشت؟
1:09 چرا به شاگردانش می گفت؟
1:12 بگذار موسی را بکشم
1:14 و برای پروردگارش دعا کند
1:16 می ترسم دین شما تغییر کند یا فسادی در زمین پدید آید
1:22 هر چند فرعون مصر باشد
1:24 و قدرت در دست اوست
1:26 او می توانست موسی را بدون مشورت با کسی بکشد
1:31 شکی نیست که این ترس بر دل فرعون و اطرافیانش چنگ زده است.
1:38 کشتن موسی مشکل را پایان نمی دهد
1:41 بلکه ممکن است بنی اسرائیل و قبطیان را برانگیزد که او را تقدیس کنند و او را شهید بشمارند
1:47 و شور و شوق در دلهایشان بر او و دو دینی که آورده است می افزاید
1:52 به خصوص پس از اینکه جادوگران به طور علنی شکست خوردند
1:56 ای مؤمنان، ساحران به سجده افتادند
1:59 ابو سعود در تفسیر خود گفت
2:02 هنگامی که قومش نزدیک بود او را بکشند، سلام الله علیه
2:06 از گفتن آنچه می گویند دست بردارید
2:08 این چیزی نیست که شما از آن می ترسید
2:11 کمتر از آن و ضعیفتر است
2:14 و این فقط چند شعبده باز است
2:17 و با آنچه می گویند
2:19 اگر او را بکشی
2:21 مردم را مشکوک کرد
2:23 آنها گمان کردند که تو نمی توانی با استدلال با او مخالفت کنی
2:26 من به جنگ با شمشیر تغییر کردم
2:30 از حیله و بیزاری ملعون پیداست
2:34 یقین داشت که پیامبر است
2:37 و آنچه او آورد نشانه های شگفت انگیزی است
2:40 و این جادو نیست
2:42 اما می ترسید که او را بکشند
2:45 برای تسریع در نابودی
2:47 گفتار او استتار علیه قومش بود
2:51 توهم اینکه آنها هستند که برای کشتن او کافی هستند
2:54 اگر آنها نبودند او کشته می شد
2:57 تنها چیزی که می‌توانست جلوی او را بگیرد ترس شدید درون خودش بود
3:03 حرفش را تمام کرد
3:05 فرعون و همراهانش کمپین رسانه ای را آغاز کردند
3:11 هدف آن انحراف مردم از موسی علیه السلام است
3:15 و تصویر او را در مقابل همه مخدوش کند
3:18 و پیام او را زیر سوال برد
3:21 ادعا این است که هدف موسی اخراج مردم از مصر بوده است
3:24 و دین مردمش را تغییر دهد
3:27 یا فساد را در آنجا گسترش دهید
3:30 فرعون موسی را تحقیر کرد
3:33 او در مورد او دروغ می گوید
3:35 اگرچه این کمپین غیرمنطقی است
3:38 ذهن های سالم آن را رد می کنند
3:41 با این حال، افراد ساده لوح را شامل می شد
3:45 خداوند متعال فرمود
3:48 و فرعون قوم خود را صدا زد
3:51 گفت: ای قوم من مگر مال من نیست؟
3:54 پادشاه مصر
3:57 گفت: ای قوم من، آیا من پادشاهی مصر را ندارم؟
4:00 این رودها از زیر من جاری می شوند
4:04 نمی بینی؟
4:07 یا من بهتر از این هستم؟
4:10 که توهین آمیز است
4:13 به سختی دیده می شود
4:16 اگر به او پرتاب نمی شد
4:19 دستبند طلا
4:21 یا ملائکه با او همراه شدند
4:29 پس قوم خود را خوار شمرد، پس از او اطاعت کردند
4:33 آنها افراد بد اخلاقی بودند
4:39 این بخشی از کمپین رسانه ای فرعون است
4:44 شک کردن به موسی علیه السلام
4:46 که به وزیرش هامان گفت
4:49 ای هامان، برای من ساختمانی بزرگ بساز
4:52 شاید به درهای بهشت برسم
4:55 و چه چیزی مرا به آن سوق می دهد
4:57 پس خودم به خدای موسی بنگر
5:00 فکر می کنم موسی در ادعایش دروغ می گوید
5:04 اینکه او ربا دارد
5:06 و بالای آسمان است
5:08 این یکی دیگر از نیرنگ های فرعون بود
5:11 تا مردم را متقاعد کند که حق با اوست
5:14 موسی در دعوتش باطل بود
5:18 فرعون نیز از قارون کمک گرفت
5:20 او پسر عموی موسی علیه السلام است
5:23 از بنی اسرائیل
5:25 او مرد ثروتمندی بود
5:27 خدا به او پول زیادی داد
5:31 حتی کلید صندوقچه های گنج او
5:34 به طوری که مردان قوی نمی توانند آن را حمل کنند
5:38 اگر از کلیدهای گنج ها می دانستیم، این طور می شد
5:43 خود گنجینه ها چه بودند؟
5:46 و به خاطر این پول که دارد
5:48 فرعون او را از یاران خود و همراهانش قرار داد
5:52 او یکی از نزدیکان اوست
5:55 از او خواست تا بر بنی اسرائیل تأثیر بگذارد
5:58 با پولش و لطفش با آنها
6:01 تا موسی را رها کند
6:03 به عنوان بخشی از کمپین رسانه ای او
6:06 پس قارون به بنی اسرائیل حمله کرد
6:09 او از پول خود برای تأثیرگذاری بر آنها استفاده کرد
6:12 و آنان را از پیروی از موسی علیه السلام باز داشت
6:15 پس خردمندان قوم او را نصیحت کردند
6:18 با نیت و اعتدال در این پول
6:21 به او هشدار دادند که خوشحال نباشد
6:24 که صاحبش را به فراموشی می کشاند
6:27 او به کسی که با این پول برکت داده شده بود، لطف کرد
6:30 به او توصیه کردند که دنبال این پول باشد
6:33 زندگی پس از مرگ
6:35 بدون اینکه سهم خود را در دنیا فراموش کند
6:38 پاسخ قارون یک جمله بود
6:41 حامل معانی مختلفی از استکبار و فساد است
6:45 او گفت
6:47 بر اساس دانشی که دارم به من داده شد
6:51 روزی قارون با زینت کامل نزد قوم خود رفت
6:57 دل بعضی ها شکست
7:00 آرزو کردند که ای کاش همان چیزی را داشتند که به قارون داده شد
7:04 آنها احساس کردند که او بسیار برکت است
7:07 اهل علم و ایمان که آنها را شنیدند به آنها پاسخ دادند
7:13 وای بر تو که مردم را فریب دادی
7:15 مراقب نزاع باشید
7:17 و از خدا بترسید
7:19 و می دانستند که خداوند پاداشی ندارد
7:22 از این تزیین بهتره
7:24 موسی علیه السلام قارون را در هر برخوردی که می کرد نصیحت می کرد
7:29 او را به سوی خداوند متعال می خواند
7:32 و عبادت فرعون را ترک کرد
7:34 تنها چیزی که از او دریافت می کند مقاومت و سرسختی است
7:38 وقتی قارون از موسی دلزده شد
7:41 او نقشه ای برای منحرف کردن مردم از او طراحی کرد
7:45 به زن روسپی پول داد
7:48 به موسی علیه السلام بگویم
7:51 او پر از مردم است
7:53 تو با من چنین و چنان کردی
7:56 این زن در حضور مردم به او گفت
8:00 پس موسی علیه السلام پروردگارش را خواند
8:03 سپس نزد او رفت و از او خواست که قسم بخورد
8:06 چه کسی این جمله را به شما گفته است؟
8:09 و چه کسی شما را وادار به انجام آن کرد؟
8:11 زن لرزید
8:12 او اظهار داشت که این قارون بود که او را مجبور به این کار کرد
8:16 او به او پول داد تا او را در میان مردم آشکار کند
8:21 پس موسی علیه السلام بر قارون دعا کرد
8:25 پس خداوند به او الهام کرد
8:27 من زمین را امر کردم که در آن از شما اطاعت کند
8:31 پس موسی دستور داد زمین او را ببلعد و بچرخاند
8:35 خانه قصر بزرگی بود
8:39 مردم هرگز چیزی شبیه او را ندیده اند
8:41 پس قارون با تمام زینت و درخشش به سوی مردم بیرون رفت
8:48 سپس خداوند زمین او را فرو برد
8:51 بنابراین در یک نگاه
8:54 زمین او را فرو برد و خانه اش را فرو برد
8:57 ضعیف و درمانده رفت
9:00 هیچ کس از او حمایت نمی کند
9:02 او با قدرت یا پول پیروز نمی شود
9:06 خداوند متعال فرمود
9:08 قارون از قوم موسی بود
9:14 پس به آنها حمله کرد
9:16 و روزگاری به او گنج هایی دادیم
9:20 اوورتورهای او برای قدرت بخشیدن به لیگ
9:26 وقتی قومش به او گفتند: شاد نباش.
9:29 خداوند افراد شاد را دوست ندارد
9:33 و به وسیله آنچه خدا به شما داده سرای آخرت را بجویید
9:39 و سهم خود را در دنیا فراموش نکنید
9:43 و نیکی کن همانگونه که خداوند به تو نیکی کرده است
9:49 دنبال فساد فی الارض نباشید. خداوند مفسدان را دوست ندارد
9:57 گفت: بر اساس دانشی که دارم به من داده شد.
10:04 آیا او نمی دانست که خداوند نسل های قبل از خود را نابود کرده است؟
10:15 چه کسی از او قوی تر و قدرتمندتر از اوست؟
10:20 از مجرمان درباره گناهانشان سؤال نمی شود
10:26 پس او با ظروف خود نزد مردمش رفت
10:30 کسانی که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش همان چیزی بود که به قارون داده شده بود. در واقع او شانس زیادی دارد
10:42 و کسانی که علم به آنها داده شد گفتند: وای بر شما، اجر خدا برای کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد بهتر است.
10:51 فقط کسانی که صبور باشند به آن دست خواهند یافت
10:54 پس زمین او و خانه اش را فرو برد، ولی او جز خدا گروهی نداشت که او را یاری کند و از رستگاران نبود.
11:14 و کسانی که دیروز جای او را آرزو می کردند شروع کردند به گفتن:
11:21 می گویند: خداوند به هر کس از بندگانش که بخواهد روزی می دهد و حکم می کند.
11:32 اگر امنیت خدا بر ما نبود، نابود می شدیم. آگاه باشید که کافران رستگار نخواهند شد
11:44 همه کمپین های رسانه ای موفق نشدند که موسی علیه السلام را از ترک رسالت یا ترک او منصرف کنند.
11:54 روز به روز بر پیروان او افزوده می شود و تصویر فرعون در برابر توده مردم می لرزد و تاج و تخت و پادشاهی او را تهدید می کند.
12:05 سپس فرعون اطرافیان خود را از قصد خود برای کشتن موسی آگاه کرد
12:10 مردی که از آل فرعون به خدا ایمان دارد گفت
12:15 مامور او پسر عمویش بود که ایمان او را مخفی نگه داشت
12:19 او گفت که فرعون و قومش را محکوم کردم
12:22 چگونه کشتن مردی را حلال می کنی که با تو گناهی ندارد مگر اینکه بگوید پروردگار من خداست؟
12:30 او برای شما دلایل قاطع از جانب پروردگارش بر صحت آنچه می گوید آورده است
12:36 اگر موسی دروغگو بود، بدی دروغش تنها به او باز می گشت
12:41 اگر راست می گوید، به برخی از آنچه شما را تهدید می کند، عمل می کند
12:49 ای قوم من، پادشاهی امروز از آن شماست که در سرزمین مصر پیروز است
12:54 چه کسی ما را از عذاب الهی که به خاطر کشتن موسی به سراغمان بیاید حفظ خواهد کرد؟
13:00 فرعون از سخنان مرد شگفت زده شد و به اطرافیانش گفت
13:05 نظر یک نظر است و قضاوت، قضاوت من
13:08 تصمیم گرفتم موسی را بکشم تا شر و فساد را دفع کنم
13:13 من فقط شما را به آنچه درست و درست است راهنمایی می کنم
13:18 مؤمن آل فرعون همچنان قوم خود را نصیحت و انذار و اندرز می داد
13:24 او برای آنها توضیح داد که آنها را به راه نجات فرا می خواند
13:29 او را به راه جهنم دعوت می کنند
13:31 چون به سخنان او گوش ندادند خواستند او را بکشند
13:36 به آنها گفت
13:38 آنچه را که به تو می گویم به یاد خواهی آورد و من کارم را به خدا می سپارم
13:45 خداوند بندگان را می بیند
13:51 خداوند او را از شر آنچه که نقشه کشیدند حفظ کند
13:55 عذاب هولناکی بر خاندان فرعون وارد شد
14:02 پس از میان آنها فرار کرد
14:06 به کوه پناه برد
14:08 پس به دنبال او گشتند اما او را نیافتند
14:11 خداوند او را با موسی علیه السلام و بنی اسرائیل نجات داد
14:16 دعوت موسی علیه السلام به ثمر نشست
14:20 که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند
14:23 او از دست فرعون گریخت
14:24 می ترسیدند فرعون و اطرافیانش آنها را از دین خود وسوسه کنند
14:30 موسی علیه السلام به آنها گفت
14:33 اگر به خدا ایمان دارید، اگر مسلمان هستید، بر او توکل کنید
14:39 گفتند: ما بر خدا توکل کردیم.
14:43 پروردگارا ما را مایه آزمایش قوم ستمگر قرار مده
14:48 و ما را به رحمت خود از گروه کافران نجات ده
14:52 او از کسانی بود که به اسلام گروید و از موسی علیه السلام پیروی کرد
14:58 آسیه بنت مزاحم همسر فرعون
15:02 آن کس که درباره موسی گفت: او را نکشید، شاید به ما سود برساند.
15:08 پس خداوند او را از آن بهره مند ساخت
15:11 گفت چشمم
15:14 پس خداوند پس از آنكه او را به عنوان پيامبر و پيامبر ديد، نظر او را بر او تأييد كرد
15:20 زمان چالش بین موسی و جادوگران بود
15:25 بپرسید چه کسی شکست خورد؟
15:27 بنابراین به او گفته شد
15:29 موسی و هارون شکست خوردند
15:31 و او گفت
15:33 من به پروردگار موسی و هارون ایمان آوردم
15:36 هنگامی که فرعون از مسلمان شدن او باخبر شد
15:39 علنا بیرون رفت و به آنها گفت
15:42 از آسیه بنت مزاحم چه می دانید؟
15:45 از او تعریف کردند
15:47 به آنها گفت
15:48 او خدایی غیر از من را می پرستد
15:51 و به او گفتند
15:53 او را بکش
15:55 پس چهار میخ برای آن در زمین گذاشت
15:58 دست و پای او را به گیره ها بست
16:02 او زیر نور خورشید عذاب می‌کشید
16:04 اگر از او جدا شوند
16:07 فرشتگان بر او سایه انداختند
16:09 و دعا می کرد و می گفت
16:12 پروردگارا با خودت در بهشت خانه ای برای من بساز
16:15 دانشمندان گفتند
16:16 از سلامت ذهنش
16:18 همسایه را قبل از خانه انتخاب کرد
16:21 خداوند متعال فرمود
16:23 و خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند الگو قرار می دهد
16:27 زن فرعون
16:29 همانطور که او گفت
16:31 هنگامی که او گفت: "پروردگارا، مرا با تو بساز."
16:35 خانه ای در بهشت
16:38 و نجاتم بده
16:40 و مرا از فرعون و اعمالش نجات ده
16:44 و نجاتم بده
16:46 از مردم ظالم
16:50 فرعون نزد او فرستاد
16:55 و او گفت
16:57 به بزرگترین سنگی که می توانید پیدا کنید نگاه کنید
17:00 اگر اصرار داشت از موسی پیروی کند
17:03 پس آن را به سوی او پرتاب کردند
17:05 حتی اگر به حرفش برگردد
17:07 پس بند او را باز کردند و نزد من آوردند
17:10 وقتی نزد او آمدند
17:12 نگاهش را به آسمان برد
17:15 بنابراین او خانه خود را در بهشت دید
17:18 پس اصرار کرد که موسی علیه السلام ایمان بیاورد و از او پیروی کند
17:23 خدا روحش را گرفت
17:25 پس سنگ را به سوی جسمی پرتاب کردند که روح نداشت
17:31 آن دو شیخ از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
17:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
17:40 بسیاری از مردان سیر هستند
17:42 و زنان را کامل نکرد
17:45 جز آسیه همسر فرعون
17:47 و مریم بنت عمران
17:50 عایشه را بر زنان ترجیح داد
17:53 مانند ترجیح فرنی بر سایر غذاها
17:56 با یک کلمه دیگر آمد
17:59 بسیاری از مردان سیر هستند
18:01 فقط چهار زن آن را تکمیل کردند
18:05 آسیه بنت مزاحم
18:07 زن فرعون
18:09 و مریم بنت عمران
18:11 و خدیجه بنت خویلد
18:14 و فاطمه بنت محمد
18:18 شطا دختر فرعون نیز اسلام آورد
18:21 من به موسی علیه السلام اقتدا کردم
18:24 از جمله اخبار او این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او فرمود
18:30 چه شبی بود که اسیر شدم؟
18:34 بوی خوشی به مشامم رسید
18:37 پس گفتم ای جبرئیل
18:40 چه بوی خوبی
18:43 و او گفت
18:44 این عطری است که بوی دختر فرعون و فرزندانش را می داد
18:49 او گفت
18:51 گفتم چه خبر؟
18:53 او گفت
18:55 از جمله اینکه روزی دختر فرعون را شانه کرد
18:58 همانطور که گل از دستانش افتاد
19:01 یعنی شانه
19:03 گفت: به نام خدا.
19:06 دختر فرعون به او گفت
19:08 پدرم
19:10 او گفت نه
19:11 اما پروردگار من و پدر تو خداست
19:14 او گفت
19:16 اینو بهش بگو
19:18 او گفت بله
19:20 پس گفتم
19:22 پس او را صدا زد و گفت
19:24 آه فلانی
19:26 و تو غیر من ربا داری
19:28 او گفت بله
19:30 پروردگار من و پروردگار تو، خدایا
19:32 پس دستور داد گاوی از مس ساخته شود
19:35 یعنی یک گلدان بزرگ که بتواند بزرگترین گاو را در خود جای دهد
19:39 پس گرم شدم
19:41 ما او و فرزندانش را در آن پذیرایی خواهیم کرد
19:44 به او گفت
19:46 من به تو نیاز دارم
19:48 او گفت
19:50 چه چیزی نیاز دارید؟
19:53 او گفت
19:55 دوست دارم استخوانهای من و پسرم را در یک جامه جمع کنید و ما را دفن کنید
20:00 او گفت
20:02 این حق شما بر ماست
20:05 او گفت
20:07 پس به فرزندانش دستور داد
20:09 پس آنها را یکی یکی به دست او انداختند
20:12 این در نهایت پرستار خیس او بود
20:16 انگار به خاطر او شکست خورده است
20:19 او گفت
20:21 ای ملت
20:23 طوفان
20:25 عذاب دنیا آسانتر از عذاب آخرت است
20:28 بنابراین من هجوم آوردم
20:30 به روایت احمد
20:34 بقیه صحبت ها انشاالله
20:37 و خدا داناتر است
20:39 الحمدلله پروردگار جهانیان است
20:40 خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد
20:44 و بر همه خانواده و یارانش
20:48 با داستان انبیا بودی