از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة) · درس 18 از 18

قصص الأنبياء | الحلقة (33) | قصة عيسى عليه السلام (1)

◉ 494 بازدید ⏱ 28:47 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 قصص انبیاء، قصص انبیاء علیهم السلام
0:08 دعای خداوند با آرامش همراه است
0:13 برای بهترین خلقت
0:17 مردم ازمین از جایگاه بالایی برخوردارند
0:24 داستان حضرت عیسی علیه السلام
0:31 بسم الله الرحمن الرحیم
0:35 الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:38 درود و درود بر پیامبر ما محمد
0:41 و بر همه خانواده و یارانش
0:45 و سپس خداوند متعال فرمود
0:50 خداوند به آدم و نوح و خاندان ابراهیم لطف کرد
0:59 و آل ابراهیم و آل عمران بر جهانیان
1:05 همدیگر را ببینید
1:11 و خداوند شنوا و داناست
1:15 ابن کثیر گفت
1:18 خداوند متعال به ما می گوید که این خانه ها را بر بقیه قوم خدا برگزید
1:23 پس آدم علیه السلام صف آرایی کرد
1:26 آن را با دست خود آفرید و روح خود را در آن دمید
1:30 و فرشتگان بر او سجده می کنند
1:32 و نام همه چیز را به او بیاموز
1:35 و بهشت را به او عطا کن
1:37 سپس آن را از آن پایین بیاورید
1:39 به خاطر خرد او در آن
1:42 نوح علیه السلام به صف شد
1:45 و او را اولین فرستاده برای اهل زمین قرار ده
1:48 چرا مردم بت می پرستیدند؟
1:51 و مردم را به دین خدا شریک گردان، مگر اینکه حجتی برای آن نازل کرده باشد
1:56 و من انتقام او را گرفتم زمانی که مدت طولانی در میان قوم خود گذراند
2:01 آنها را شب و روز به سوی خدا می خواند
2:04 مخفیانه و آشکار
2:06 این فقط پرواز آنها را افزایش داد
2:09 پس علیه آنها دعوت کرد
2:11 پس خداوند همه آنها را غرق کرد
2:14 هیچ یک از آنها نجات یافتند، مگر کسانی که از او پیروی کردند در دینش که خدا او را با آن فرستاد
2:20 خانواده ابراهیم صف کشیدند
2:22 از جمله مولای بشر و خاتم الانبیاء است
2:27 محمد صلی الله علیه و آله و سلم
2:30 آل عمران به صف شد
2:33 مراد از عمران این است
2:35 او پدر مریم بنت عمران است
2:38 مادر عیس بن مریم سلام الله علیها
2:42 حرفش را تمام کرد
2:44 در زمان پیامبر خدا زکریا علیه السلام
2:50 در میان پیروانش مردی بود به نام عمران بن مثم
2:55 این عمران بود
2:57 مؤلف دعای بنی اسرائیل در زمان خود
3:01 او به نیکی، عبادت و نیکی شهرت داشت
3:04 تا اینکه مقامش در بین بنی اسرائیل بزرگ شد
3:08 با دو خواهر زکریا و عمران علیهم السلام موافقت کرد
3:14 الشعاء دختر قفوده بود
3:17 ام یحیی
3:18 با زکریا سلام الله علیه
3:21 حنا دختر قفوده بود
3:24 ام مریم
3:25 با عمران علیه السلام
3:28 هانا همسر خوب و مهربانی بود
3:32 پاک و نیکوکار و با تقوا و وفادار
3:36 مطیع شوهرش و مطیع پروردگارش
3:40 خدا بچه ها را از او دریغ کرده بود تا اینکه پیر شد
3:45 در جایی اهل بیت خدا بودند
3:50 در حالی که زیر سایه درخت بود
3:52 پرنده ای را دیدم که به جوجه اش غذا می داد
3:56 بنابراین او خودش را به پسر منتقل کرد
3:59 پس از خدا خواست تا پسری به او عطا کند
4:03 او گفت
4:04 خدایا اگر پسری به من بدهی به من رحم کن
4:08 برای اهدای آن به اورشلیم
4:12 او از بندگان و بندگان او خواهد بود
4:15 پس خداوند دعای او را مستجاب کرد
4:18 وقتی باردار شد، بسیار خوشحال بود
4:22 او گفت
4:23 پروردگارا، آنچه را در شکمم است برای تو نذر کردم
4:27 ویراستار خدمت بیت مقدس شما
4:30 صمیمانه برای پرستش شما
4:32 متعهد به اطاعت از شما
4:35 پس این نذر صادقانه را از من بپذیر
4:39 این نذر در شریعت آنها لازم الاجرا بود
4:43 سردبیر آنها بود
4:45 او در کلیسا می ماند و به آن خدمت می کند
4:48 او به اقامت خود در آنجا ادامه می دهد تا اینکه به رویا می رسد
4:52 سپس او یک انتخاب دارد
4:54 اگر دوست داشته باشد هر جا که بخواهد می رود
4:57 اگر بخواهد می تواند در کلیسا بماند و به آن خدمت کند
5:01 فقط پسرها آزاد شدند
5:04 کنیز شایسته خدمت به اورشلیم نیست
5:08 به خاطر حیض و ضرری که به او می رسد
5:11 حنا همسر عمران بود
5:16 او امیدوار است که آنچه در شکمش است نر باشد
5:19 برای وفای به عهدش
5:21 وقتی او زایمان کرد، حامله شد
5:24 پس بچه ماده بود
5:27 پس به دست او افتاد
5:29 شکسته گفت
5:31 پروردگارا من او را زن به دنیا آوردم
5:34 و پروردگارش داناتر از آنچه قرار داده است
5:37 او مقدر و قدرتمندترین است
5:40 سپس به عنوان حسرت و اندوه و عذرخواهی گفت
5:44 نر شبیه ماده نیست
5:47 یعنی در خدمت کلیسا و خادمان در آن
5:51 بی شرمی و ضعف او
5:54 و آنچه از عادت ماهیانه و پس از زایمان تجربه می کند
5:57 خدایا من نام او را مریم گذاشتم
6:00 و مریم به زبان آنها
6:03 یعنی نمازگزار و کنیز
6:06 او را برمی گردانم و با تو به او و فرزندانش پاداش می دهم
6:09 از شیطان ملعون
6:12 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
6:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:21 هیچ بچه ای به دنیا نمی آید
6:23 مگر اینکه شیطان هنگام تولد او را لمس کند
6:26 چون او را لمس کرد شروع به جیغ زدن می کند
6:30 به جز مریم و پسرش
6:33 سپس ابوهریره گفت
6:35 اگر خواستید بخوانید
6:37 من او و فرزندانش را با تو باز می گردم
6:40 از شیطان ملعون
6:45 خداوند نذر یک زن صالح را قبول کند
6:48 هانا با استقبال خوب
6:51 بخوانید: مریم خوب به دنیا آمد
6:54 او به دلهای نیکوکاران در میان بندگانش مهربان بود
6:58 و او را کفالت زکریا علیه السلام کرد
7:02 دلیلش این است که پدرش عمران است
7:05 او در حالی که او در شکم مادرش بود از دنیا رفت
7:08 پس مادرش او را به اورشلیم آورد
7:12 پس آن را نزد خاخامها گذاشت و به آنها گفت
7:16 بدون تو این هشدار
7:19 گفتند: این دختر امام ما عمران است
7:23 در طول زندگی خود آنها را به نماز اقامه کرد
7:27 آنها در آن رقابت کردند، همه آنها می خواستند آن را تضمین کنند
7:31 به افتخار پدرش
7:33 و زکریا علیه السلام به آنها گفت
7:36 فشارش بده به من
7:38 من از تو سزاوارترم
7:40 و عمه اش با من است
7:43 گفتند نه تا زمانی که به آن رای بدهیم
7:47 بنابراین به رودخانه ای رفتند
7:49 پس قلمهای خود را که با آن تورات را می نوشتند در آن انداختند
7:54 قلم زکریا بر فراز آب بلند شد
7:57 و قلم آنها شکست خورد
8:00 پس زکریا علیه السلام از او مراقبت کرد
8:04 پس او را نزد عمه اش ام یحیی برد
8:08 حتی وقتی پیر می شود و به سن زنان می رسد
8:12 طاقچه ای برای او ساختیم
8:14 هر اتاق در مسجد
8:17 تنها با صلح می توان به آن رسید
8:20 او هر روز برای او غذا، نوشیدنی و روغن می آورد
8:25 هرگاه زکریا وارد حرم می‌شد،
8:29 از آنجا امرار معاش پیدا کرد
8:31 هر میوه ای غیر از فصلش
8:34 او در زمستان میوه های تابستانی را پیدا می کند
8:37 و میوه های زمستانی در تابستان
8:40 از او می پرسد و می گوید
8:42 ای مریم این غذا رو از کجا آوردی؟
8:46 بنابراین او می گوید
8:48 از طرف خداست
8:50 خداوند به هر که بخواهد بدون حساب روزی می دهد
8:55 خداوند متعال فرمود
8:57 هنگامی که زن عمران گفت: پروردگارا
9:01 آنچه را که در شکمم است به عنوان رهایی برای تو عهد کردم
9:07 ویرایش شد، پس آن را از من بپذیرید
9:13 تو شنوا و دانایی
9:19 وقتی آن را گذاشت، گفت: پروردگارا.
9:23 من آن را به عنوان یک زن قرار دادم
9:28 خدا داناتر است که در چه چیزی قرار داده اید
9:31 نر شما زن نیست
9:36 و اسمش را مریم گذاشتم
9:40 و به تو پناه می برم
9:47 و فرزندان او از شیطان ملعون هستند
9:52 پس پروردگارش او را به نیکی پذیرفت
9:57 و آن را گیاه خوبی پرورش دهید
10:05 زکریا از او حمایت کرد
10:08 هرگاه زکریا وارد حرم می‌شد،
10:13 از آنجا امرار معاش پیدا کرد
10:17 گفت: ای مریم، من از آن تو هستم
10:22 گفت از طرف خداست
10:26 خداوند به هر که بخواهد بدون حساب روزی می دهد
10:36 یکی از آثار عنایت خداوند متعال به حضرت مریم سلام الله علیها
10:43 و جوانه زدن آن گیاه خوبی است
10:46 برای فرستادن جبرئیل علیه السلام
10:49 به او گفت
10:51 ای مریم، خدا تو را انتخاب کرده است
10:54 یعنی تو را برگزید و برای اطاعت از خود برگزید
10:57 او تو را پذیرفت تا به خانه اش خدمت کنی
10:59 و شما را از ناپاکی ها و جبرها پاک کند
11:03 و از هر چیزی که با اخلاق نیک و حسن خلق ناسازگار است
11:08 او تو را بر زنان جهانیان در زمان تو برگزید
11:12 ای مریم، عبادت خالصانه برای خداست
11:16 و آن را ادامه دهید
11:18 و بیشتر از سجده برای خدا
11:21 و از زانو زدن با کسانی که زانو می زنند
11:24 اطاعت و دعای مداوم موجب حفظ برکت می شود
11:30 و قرب و محبت انسان را نسبت به خالقش که قادر متعال است بیشتر کند
11:35 پس مریم فرمان خدا را به او انجام داد
11:39 او هر شب حمام می کرد
11:42 او بلند می شود تا زمانی که پاهایش ورم کند
11:48 او شدیداً مریم سلام الله علیها را عبادت می کرد
11:52 اینکه خودش را از خانواده اش منزوی کرد و از آنها دور شد
11:55 تنها به شرق مسجدالحرام رفت
11:59 برای عبادت خداوند متعال
12:02 و افزایش انزوا و انزوای او از مردم
12:06 او پوششی از آنها گرفت تا او را از آنها محافظت کند
12:11 یک روز او در آن حالت بود
12:14 خداوند جبرئیل علیه السلام را فرستاد
12:18 او شبیه یک انسان زیباست
12:22 او فرم بدنی کامل دارد
12:25 به عنوان بهترین انسان
12:28 وقتی او را دید که با اجازه وارد او می شود
12:33 او از او می ترسید و فکر می کرد که او او را به شدت می خواهد
12:37 گفت: اگر پرهیزگار باشید از شما به خدای رحمان پناه می برم.
12:43 او با این بیان، تمسک به پروردگارش را جمع کرده است
12:50 و ترس او از عذاب خدا
12:53 اگر روحش بدی را به او وصیت کند
12:57 گفتن او نیز حکایت از آن دارد که او به بالاترین درجات عفت و پاکی رسیده است
13:04 و از سوء ظن بپرهیزید
13:06 این را به او می گوید
13:09 او او را انسانی زیبا و سالم می بیند
13:13 در جای خالی دور از مردم
13:17 وقتی جبرئیل وحشت و ترس را در او دید
13:21 به او گفت: من فقط فرستاده پروردگارت به سوی تو هستم.
13:26 نترسید و وحشت نکنید
13:29 مرا نزد تو فرستاده تا به اذن و قدرتش پسری پاک به تو بدهم
13:36 پاک از گناه و معصیت
13:39 خیر و برکت فراوان
13:42 نام او عیسی است
13:45 مریم سلام الله علیها از این امر شگفت زده شد
13:48 گفت: چگونه پسر داشته باشم؟
13:51 من متاهل نیستم
13:53 من نمی توانم بی اخلاقی را تصور کنم
13:56 جبرئیل علیه السلام به او گفت
13:59 پاسخ دادن به آنچه او پرسید
14:01 خداوند از تو پسری می آفریند
14:04 حتی اگر شوهر نداشته باشی
14:06 هیچ چیز زشتی از طرف شما وجود ندارد
14:09 زیرا او بر آنچه بخواهد قادر است
14:12 و او را به قدرت متعالی خود برای مردم نشانه ای قرار دهد
14:17 و رحمت او بر آنان
14:19 که این پسر یکی از پیامبران شود
14:23 دعوت به عبادت و توحید خداوند متعال است
14:27 و یاد بگیر مریم
14:30 خدا این موضوع را تصمیم گرفته است
14:33 هیچ اشکالی ندارد
14:35 مریم تسلیم قضای الهی شد
14:39 سپس جبرئیل علیه السلام در جیب زره او دمید
14:45 باز شدن گردن لباس است
14:48 پس مریم به خواست خدا آن پسر را باردار شد
14:53 وقتی احساس کرد حامله است
14:57 او خسته شده بود
14:59 نمی دانست به مردم چه بگوید
15:02 او می داند که آنها آنچه را که به آنها می گوید باور نخواهند کرد
15:07 زمانی که بارداری او کامل شد و زایمان نزدیک بود
15:11 از مردمش می ترسید
15:13 پس از آنها روی گردان شدم
15:15 خیلی دور رفت تا به دورترین قسمت دره در بیت لحم رسید
15:20 هشت مایلی از اورشلیم
15:24 زایمان او را مجبور کرد که به تنه درخت خرما متوسل شود
15:28 وقتی درد زایمان او را آزار می دهد
15:31 درد تنهایی از غذا و نوشیدنی
15:35 دلش از حرف مردم به درد آمد
15:38 از کم صبری اش می ترسید
15:41 ای کاش قبل از این حادثه می مرد
15:45 فراموش شد و فراموش شد
15:48 یادت نره
15:50 این لحظات سخت است
15:53 هر زنی که در حالت طبیعی زایمان کند آن را تجربه می کند
15:57 پس مریم سلام الله علیها چطور؟
16:01 او در این وضعیت روانی دشوار است
16:05 و با این حال او تنها است
16:08 او برای اولین بار بدون هیچ کمکی زایمان می کند
16:12 جبرئیل علیه السلام زیر او بود
16:17 در جایی پایین تر از جای خود
16:20 پس او را آرام کرد
16:22 او محکم ایستاد
16:24 او به او گفت
16:26 ناراحت نباش مریم
16:29 سپس با پا به زمین زد
16:31 رودخانه کوچکی از زیر آن جاری بود
16:34 او به او گفت
16:36 پروردگارت رازی در زیر تو قرار داده است
16:40 رودخانه ای شیرین که می توانید از آن آب بنوشید
16:43 تنه درخت خرما را به سمت خود حرکت دهید
16:46 و من با رطوبت تازه بر تو خواهم افتاد
16:49 خوراکی، لطیف و خوشمزه
16:53 گفته شد
16:54 هیچ چیز برای خونریزی پس از زایمان بهتر از آب شیرین نیست
16:58 هیچ چیز برای بیمار بهتر از عسل نیست
17:03 پس مریم از آن خرمای تازه بخور
17:06 و از آن راز بنوش
17:09 چشمانتان را باز نگه دارید و روحتان خوب باشد
17:12 و کمربندهای خود را دور بریزید
17:15 اگر هر انسانی را دیدید
17:17 از تو درباره پسرت پرسید
17:19 پس بگو من برای خدای رحمان روزه نذر کرده ام.
17:23 یعنی سکوت
17:25 امروز با کسی صحبت نمی کنم
17:28 او از بنی اسرائیل بود
17:30 هر که می خواهد سخت کار کند
17:32 از حرف زدن روزه گرفت
17:34 از غذا هم روزه می گیرد
17:36 تا غروب صحبت نمی کند
17:40 خداوند متعال فرمود
17:42 و در کتاب از مریم یاد کنید
17:45 او از خانواده اش بیگانه بود
17:48 یک مکان شرقی
17:51 بنابراین بدون آنها گرفته شد
17:55 یک حجاب
17:57 بنابراین ما برای او فرستادیم
18:00 روح ما
18:04 او نماینده یک انسان عادی برای او است
18:09 گفت پناه می برم
18:13 سوگند به مهربان ترین شما
18:16 اگر اهل تقوا هستید
18:19 انما گفت
18:22 من فرستاده پروردگارت هستم
18:24 به شما بدهد
18:26 یه پسر باهوش
18:29 او این را گفت
18:32 من پسری خواهم داشت
18:35 هیچ انسانی به من دست نزد
18:38 هیچ انسانی به من دست نزد
18:41 و من فاحشه نبودم
18:44 او نیز گفت
18:46 پروردگارت فرمود: بر من آسان است.
18:50 و او را نشانه ای برای مردم قرار دهیم
18:54 و رحمت ما
18:59 موضوع سرنوشت بود
19:03 پس او را حمل کرد و با او رفت
19:06 یه جای دور
19:10 سپس او به زایمان رفت
19:14 به تنه درخت خرما
19:17 گفت: کاش داشتم
19:19 قبل از این بمیر
19:25 و من فراموش شدم
19:30 از پایین صداش کرد
19:33 غمگین نباش
19:35 پروردگارت رازی در زیر تو قرار داده است
19:39 و برایت تکان بخورد
19:41 با تنه درخت خرما
19:43 روی تو می افتد
19:45 نسبتا مرطوب
19:48 بخور و بیاشام
19:50 و چشمانم را آرام کن
19:52 یا میبینی
19:55 هیچ انسانی وجود ندارد
19:59 پس بگو
20:01 پس بگو نذر کردم
20:04 برای خدای مهربان روزه بگیر
20:07 امروز با کسی صحبت نمی کنم
20:11 مریم سلام الله علیها حامله شد
20:15 نوزادش در دستانش
20:17 او آن را برای مردم خود آورد
20:19 این به دلیل دانش اوست
20:21 با معصومیت و پاکی خودش
20:24 بی تفاوت و بی خیال آمد
20:28 وقتی او را دیدند به او گفتند
20:31 اوه مریم
20:33 شما به چیزی رایگان رسیده اید
20:35 یعنی عالی و وحشتناک
20:37 و می خواستند زنا کنند
20:39 دور از آن باشد
20:42 به او گفتند که او را مقصر دانست
20:44 ای خواهر هارون
20:46 از پدرش یک برادر داشت
20:48 نام او هارون است
20:50 و آنها لبخند می زدند
20:52 به نام پیامبران
20:54 هارون برادرش بود
20:56 بهترین مرد در بین بنی اسرائیل
20:58 تقوا پیشه کنید و او را بپرستید
21:00 به او گفتند
21:02 ای خواهر هارون
21:04 پدرت زناکار نبود
21:06 مادرت هم زناکار نبود
21:09 شما از یک خانواده پاک هستید
21:11 معروف به عدالتش
21:13 پس چگونه می توانی برای ما پسر بیاوری؟
21:15 بدون پدر
21:18 مریم سلام الله علیها اشاره کرد
21:20 به پسرش، عیسی
21:22 و زبانش به آنها می گوید
21:25 کلمات خود را به او هدایت کنید
21:27 او به شما خواهد گفت
21:29 در واقع
21:31 اما قانع نشدند
21:33 با علامتش
21:35 بلکه به او گفتند
21:37 چگونه با کودک خردسال صحبت کنیم
21:39 هنوز در مراحل اولیه است
21:41 و اگر شیر می دهد
21:43 آنها او را در حال انجام این کار در نظر گرفتند
21:45 سخت تر براشون
21:47 آنچه به او پرتاب کردند
21:49 از زنا
21:52 سپس خدا با عیسی صحبت کرد
21:54 درود بر او در کودکی
21:56 در گهواره
21:58 به آنها گفت
22:00 بنده خدا هستم
22:02 این اولین کلمه است
22:04 عیسی به او گفت
22:06 درود بر او باد
22:08 سپس گفت
22:10 کتاب برای من آمد
22:12 یعنی تصمیم گرفت به من بدهد
22:14 انجیل
22:16 و برای من یک جمله
22:18 پیامبران بزرگوارش
22:20 مردم را به پرستش او دعوت می کنم
22:22 تنها
22:24 و من را هم بساز
22:26 علاوه بر پیشگویی من
22:28 برکات فراوان
22:30 خیر و برکت
22:32 و زکات تا زنده ای
22:34 و مرا اینطوری کن
22:36 مطیع مادرم
22:38 عادل با آن
22:40 باعث مغرور نشدم
22:42 متکبر و متعهد
22:44 برای گناهان و بلایا
22:46 صلح و امنیت
22:48 از خداوند متعال
22:50 در روزی که به دنیا آمد
22:52 و روزی که بمیرم
22:54 ترک این دنیا
22:56 و روزی که زنده برانگیخته شوم
22:58 برای محاسبه و مجازات
23:00 در روز قیامت
23:02 وقتی عیسی با آنها صحبت کرد
23:04 درود بر او باد
23:06 آنها بی گناهی مریم را می دانستند
23:08 سپس ایسی ساکت شد
23:10 درود بر او باد
23:12 بعد از آن حرفی نزد
23:14 تا اینکه به ترم رسید
23:16 که در آن صحبت می کند
23:18 پسران
23:20 خداوند متعال فرمود
23:23 پس آن را برای مردمش آورد
23:25 تحمل کن
23:27 گفتند مریم
23:29 یه چیز عجیبی برام پیش اومده
23:33 ای خواهر هارون
23:35 پدرت چی بود؟
23:37 یه چیز بد
23:39 و مادرت چی بود؟
23:41 فاحشه
23:43 به او اشاره کرد
23:45 گفتند
23:47 چگونه صحبت کنیم؟
23:49 چه کسی در گهواره بود؟
23:51 یه پسر
23:53 او این را گفت
23:55 عبدالله
23:57 کتاب را به من داد
23:59 و مرا پیامبر قرار داد
24:01 و او مرا ساخت
24:03 مبارکه
24:05 هر کجا که هستید
24:07 او مرا به نماز توصیه کرد
24:09 او مرا به نماز توصیه کرد
24:11 و زکات
24:13 تا زمانی که زنده ای
24:15 و دورا
24:17 با مادرم
24:19 و او مرا درست نکرد
24:21 توانا و بدبخت
24:23 و صلح
24:25 در روز من
24:27 من به دنیا آمدم و روزی که می میرم
24:29 و روزی که من اعزام شدم
24:31 زنده
24:34 هیئتی از طرف نصار آمد
24:36 نجران به رسول خدا
24:38 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
24:40 گفتند: مال تو چیست؟
24:42 تو به دوست ما توهین میکنی
24:44 منظورشان پیامبر خداست
24:46 عیسی علیه السلام
24:49 او همان چیزی را که من می گویم گفت
24:51 او گفت
24:53 می گوید او عبدالله است
24:55 ایشان رضی الله عنه فرمودند
24:57 بله
24:59 او بنده خدا و رسول اوست
25:01 و حرفش
25:03 به مریم داد
25:05 باکره باکره
25:07 آنها عصبانی شدند و گفتند:
25:09 آیا تا به حال انسان دیده اید؟
25:11 بدون پدر
25:13 اگر صادق باشید
25:15 چیزی مشابه به ما نشان دهید
25:17 سپس خداوند متعال نازل کرد
25:19 گفتنش
25:21 شبیه عیسی است
25:23 خداوند چیزی شبیه آدم را نازل کرد
25:25 خلقت او
25:27 از گرد و غبار
25:29 سپس
25:31 او به او گفت
25:33 باشد و خواهد بود
25:35 درسته
25:37 از جانب پروردگارت، پس مباش
25:39 از دو متری
25:41 هست
25:43 نیاز شما
25:45 یک نفر در آن وجود دارد
25:47 برخی از آنچه به شما رسید
25:49 از علم
25:51 پس بگو بیا
25:53 بگو بیا
25:55 ما فرزندانمان را دعوت می کنیم
25:57 و فرزندان شما
25:59 و زنان ما
26:01 و زنان شما
26:03 و زنان ما
26:05 و زنان شما
26:07 و خودمان
26:09 و خودتان
26:11 و خودمان
26:13 و خودتان
26:15 سپس
26:17 ما دعا می کنیم و انجام می دهیم
26:19 خدا لعنتش کنه
26:21 بر دروغگوها
26:23 این
26:25 داستان های سرگرم کننده
26:27 درسته
26:29 و خدایی وجود ندارد
26:31 جز خدا
26:33 و خدا
26:35 اوه عزیزم
26:37 عاقل
26:39 اگر روی برگردانند
26:41 برای خدا
26:43 دانستن
26:45 با اسپویلر
26:47 وجه الله اکبر
26:49 نبیه محمد
26:51 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
26:53 با گفتن
26:55 اگر اهل کتاب با شما مجادله کنند
26:57 در مورد عیسی
26:59 بعد از اینکه گفتم چیه
27:01 حقیقت امر اوست
27:03 پس آنها را به مباهله دعوت کنید
27:05 و به آنها بگویید
27:07 بیایید، مجادله کنندگان
27:09 به چیزی که حقیقت در آن معلوم است
27:11 از باطل
27:13 دعوت از شما و ماست
27:15 و جمع می کنیم
27:17 همه در یک مکان
27:19 سپس دعا می کنیم
27:21 به خدا و دعای او
27:23 تا نفرینش کند
27:25 بر کسانی که در ادعاهای خود دروغ می گویند
27:27 منحرف از
27:29 درست در اعتقاد آنها
27:31 و گفتند
27:33 ای ابوالقاسم ما را بگذار
27:35 به موضوع ما نگاه کن
27:38 سپس با یکدیگر مشورت کردند
27:40 و گفتند: سوگند
27:42 ای مردم مسیحیان!
27:44 تو آن محمد را می دانستی
27:46 به پیامبری مبعوث
27:48 و سوره را برای شما آورده است
27:50 از اخبار دوستت
27:52 و شما یاد گرفته اید
27:54 او قوم پیامبر را نفرین نکرد
27:56 هرگز، پس او ماند
27:58 آنها بزرگ هستند و رشد نمی کنند
28:00 کوچولوی آنها و او
28:02 اگر این کار را بکنید، شما را از بین ببرند
28:04 پس نزد پیامبر آمدند
28:06 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
28:08 گفتند پدر
28:10 القاسم را دیده ایم
28:12 ما شما را نفرین می کنیم
28:14 و شما را به دینتان می سپاریم
28:16 ما به دین خود برمی گردیم
28:18 او آنها را نفرین نکرد
28:20 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
28:22 و آنها را برای مالیات تایید کرد
28:24 به او می دهند
28:28 برای بقیه صحبت ها
28:30 انشاالله
28:32 و خدا داناتر است
28:34 الحمدلله پروردگار جهانیان است
28:36 خداوند رحمت و آرامش عطا فرماید
28:38 بر پیامبر ما محمد
28:40 و بر خانواده و یارانش
28:42 همه
28:45 تو با داستان انبیا بودی