از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة) · درس 7 از 18

قصص الأنبياء | الحلقة (22) | قصة موسى عليه السلام (3)

◉ 506 بازدید ⏱ 23:00 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 قصص انبیاء.. قصص انبیاء.. درود خدا بر ایشان
0:25 داستان حضرت موسی...علیه السلام
0:29 بسم الله الرحمن الرحیم
0:34 الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37 درود و درود بر پیامبر ما محمد
0:40 و بر همه خانواده و یارانش
0:43 و بعد از
0:45 در جلسه قبل شنیدیم
0:48 قرآن دقیقاً چگونه به ما اشاره کرده است؟
0:51 آمدن موسی علیه السلام به وادی مقدس
0:55 درخت و آتش در آن چگونه بود؟
0:59 و توضیحات دقیق دیگر
1:01 برخی از آنها را اهل کتاب می دانند و برخی را نمی دانند
1:07 یهودیان به ارائه پیامبر صلی الله علیه و آله گوش می دادند
1:11 برای این اتفاقات
1:13 آنچه بر موسی علیه السلام در مصر و ماد آمد
1:17 و در وادی مقدس
1:19 آنها آن را مؤید آنچه در تورات دارند می یابند
1:23 و می گویند
1:25 محمد وقتی بی سواد بود از کجا این را می دانست؟
1:29 در این شکی نیست
1:30 دلیل بر اینکه قرآن از جانب خداوند متعال است
1:34 همانطور که خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله فرمود
1:39 و من در سمت غربی نبودم
1:43 هنگامی که موضوع را به موسی رساندیم
1:46 و من یکی از شاهدان نبودم
1:50 اما ما قرن ها را آفریدیم
1:55 بنابراین عمر آنها طولانی می شود
1:57 و من اهل مدين نبودم
2:02 آیات ما بر آنها تلاوت می شود
2:06 اما ما مبلغ بودیم
2:10 و من کنار صحنه نبودم
2:13 هنگامی که ندا کردیم، ولی رحمتی از جانب پروردگارت بود
2:18 تا به مردمی هشدار دهم که از شما دریغ خواهم کرد
2:22 برای بیم دادن به قومی که پیش از تو هیچ بیم دهنده ای برایشان نیامده بود
2:31 شاید یادشان باشد
2:34 دوباره به ماجرای موسی علیه السلام برمی گردیم
2:39 آنجا که نزد برادرش هارون در مصر رفت
2:43 او را مژده داد که خداوند او را به پیامبری با او برگزیده است
2:47 و آنها را نزد فرعون فرستاد
2:50 او آنها را با نشانه های معجزه آسا حمایت کرد
2:53 به آنها توصیه کرد که همیشه به یاد او باشند، سبحان الله
2:57 و از آن ضعیف نشویم
3:00 او رزق و قوت واقعی آنهاست
3:03 به آنها دستور داد که در سخن گفتن با فرعون نرم باشند
3:08 شاید به یاد می آورد یا می ترسد
3:11 موسی و هارون علیهما السلام فرمودند
3:14 ای پروردگار ما
3:16 ما از فرعون می ترسیم
3:19 برای کشتن ما عجله کند قبل از اینکه پیام شما را به او برسانیم
3:24 و خداوند به آنها گفت
3:26 مطمئن باشید و نترسید
3:29 من با تو هستم، همه چیز را می شنوم و می بینم
3:33 پس نزد او برو و او را به عبادت من دعوت کن
3:37 و از او بخواهید که از عذاب بنی اسرائیل دست بردارد
3:41 و آنها را با شما بفرستید
3:43 به او گفتند مجازات کسانی است که دروغ گفتند و روی گردان شدند
3:48 خداوند متعال فرمود
3:50 تو و برادرت از آیات من پیروی کن و از ذکر من غافل نشو
3:57 نزد فرعون برو، او ظالم است
4:01 پس آهسته با او صحبت کن شاید به یاد آورد یا بترسد
4:08 پروردگارمان فرمود که می ترسیم بر ما چیره شود یا بر ما چیره شود
4:16 گفت نترس
4:18 من با شما هستم، می شنوم و می بینم
4:23 پس نزد او برو و بگو: ما فرستادگان پروردگار تو هستیم.
4:28 پس بنی اسرائیل را با ما بفرست
4:35 و آنها را شکنجه نکنید
4:39 ما برای شما نشانه ای از جانب پروردگارتان آوردیم
4:43 درود بر کسی که از هدایت پیروی کند
4:47 به ما وحى شده است كه عذاب بر كسانى است كه دروغ مى گويند و روى مى گردانند
4:56 موسی علیه السلام به ملاقات فرعون ظالم رفت
5:02 او قوی و مصمم است
5:05 من به پیروزی و حمایت خداوند اطمینان دارم
5:08 و برادرش هارون علیه السلام با او بود
5:12 هنگامی که بر فرعون وارد شد
5:14 به او گفتند: ما فرستادگان پروردگارت به سوی تو هستیم.
5:19 فرعون از آنها پرسید: ای موسی پروردگار شما کیست؟
5:24 فرعون پست ادعا کرد که پروردگارش را نمی شناسد
5:28 پس وانمود کرد که از او سوال می کند
5:31 نامه خطاب به موسی بود زیرا او اصل نامه بود
5:36 هارون وزیر و تابع او بود
5:39 حضرت موسی علیه السلام جواب او را داد
5:41 پروردگار ما که هر چیزی را به درستی خلق کرد
5:47 سپس هر موجودی هدایت شد تا از آنچه خداوند برایشان آفرید بهره مند شود
5:52 فرعون گفت: قرون اولی که گذشت چطور؟
5:57 او بت ها را می پرستید و معاد را انکار می کرد
6:01 موسی گفت اعمال آنها نزد خداوند در لوح محفوظ محفوظ است
6:08 و به آنها پاداش خواهد داد
6:09 نیکوکار پاداش می گیرد و کافر مجازات می شود
6:13 او سبحان الله چیزی را از دست نمی دهد
6:17 چیزی از قلم نیفتاده است
6:19 فرعون ایمان نیاورد و تسلیم نشد
6:23 بلکه با موسی مخالفت کرد
6:26 او از گفت و گو به منّا بر موسی رفت
6:30 به او گفت: «آیا از زمانی که نوزادی در گهواره ات بودی، تو را برکت ندادیم و بزرگ نکردیم؟»
6:36 سالها از عمرت تحت مراقبت ما بودی
6:40 تو مرتکب جنایت شدی که مردی از قوم من را به قتل رساندی که او را زدی و هلش دادی
6:46 و تو از کسانی هستی که با نعمتهای من جهاد می کنند و پروردگارم را تکذیب می کنند
6:51 موسی علیه السلام فرمود
6:54 من آنچه را که فرمودید انجام دادم پیش از آنکه خداوند به من الهام کرد و مرا به عنوان رسول فرستاد
7:00 پس از میان شما بیرون آمدم و به مدیا گریختم
7:03 وقتی می ترسیدم به خاطر کاری که ناخواسته انجام دادم مرا بکشی
7:08 پس پروردگارم به فضل و نبوت و علم خود به من عطا فرمود
7:13 و مرا از رسولان قرار داد
7:16 بعد برای من چه آرزویی کرد؟
7:19 آنچه او بر من آرزو کرد در واقع یک نفرین است
7:23 وگرنه در بردگی قوم من چه لطفی بر من داری؟
7:28 و من یکی از آنها هستم
7:30 و با این پاسخ توبیخ کننده
7:34 موسی علیه السلام فرعون را زغال کرد
7:37 و او را وادار به صحبت در مورد این موضوع کنید
7:41 که مربوط به تربیت موسی و صلوات بر اوست
7:45 برای صحبت در مورد چیز دیگری
7:48 گفت: ای رب العالمین چه شده که تو و برادرت آمده ای تا پیام او را به من برسانی؟
7:56 این سوال حکایت از ظلم فرعون دارد
8:00 او در بداخلاقی از هر حدی گذشت
8:02 این سؤال انکار وجود خدایی غیر از او را به همراه دارد
8:09 پاسخ از موسی علیه السلام رسید
8:13 همانطور که خداوند متعال در کتاب مقدس خود ذکر کرده است
8:17 فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟
8:22 پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست گفت
8:27 اگر مطمئن هستید
8:34 به اطرافیانش گفت گوش ندهند
8:39 پروردگار شما و پروردگار پدرانتان فرمودند
8:46 گفت: رسول تو که به سوی تو مبعوث شده دیوانه است
8:52 پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان آنهاست گفت: اگر بفهميد.
9:03 گفت: اگر خدایی غیر از من بگیری، تو را از اسیران قرار می دهم
9:12 فرعون احساس کرد که حجت موسی علیه او سنگ تمام گذاشته است
9:17 او از روش گفتگو به سمت تهدید و ارعاب حرکت کرد
9:21 این مورد در هر دوره ای در مورد ظالمان است
9:25 زمانی که نتوانند بحث را با استدلال پیش ببرند
9:29 با عصبانیت و عصبانیت گفت
9:32 زیرا اگر خدایی غیر از من بگیری ای موسی
9:35 تا تو را یکی از زندانیان زندانم کنم
9:40 این رابطه من با هرکسی است که مرا نافرمانی کند
9:44 رسم فرعون بود که هر که را می خواست به زندان می برد
9:48 و او را در گودالی عمیق در زمین می اندازد
9:54 نه می بیند و نه می شنود
9:57 این بدتر از قتل بود
10:00 موسی گفت: آیا مرا از اسیران قرار می دهی؟
10:05 حتی اگر دلیل قاطعی برای شما بیاورم که راستگویی من را ثابت کند
10:10 اما موسی این را گفت
10:13 به خاطر اخلاق مردم
10:15 بعد از عبارت به سمت راست پاسخ دهید
10:17 فرعون چاره ای نداشت جز اینکه به موسی بگوید
10:22 گفت: اگر با نشانه ای آمده ای، اگر راست می گویی بیاور
10:35 پس عصای خود را پرتاب کرد و آن مار آشکاری بود
10:42 دستش را برداشت و برای تماشاچیان سفید شد
10:50 فرعون و اطرافیانش از معجزات موسی علیه السلام شگفت زده شدند
10:56 به جای اطاعت از حق و تسلیم در برابر آن
11:00 به ناحق و متکبرانه تکذیب کردند
11:03 گفتند: این جادوگر دانا است
11:07 او می خواهد شما را با جادوی خود از سرزمین شما بیرون کند
11:09 پس چی دستور میدی؟
11:12 سران قوم فرعون گفتند
11:15 آنها اطرافیان او و آستر شر هستند
11:18 به موسی و برادرش مهلت داده شد
11:22 او به سراسر مصر و اطراف آن فرستاده شد
11:25 آنها هر جادوگر آگاه را برای شما خواهند آورد
11:29 فرعون با این پیشنهاد موافقت کرد
11:33 و به موسی گفت
11:35 تو آمده ای تا با جادوی خود ما را از سرزمینمان بیرون کنی
11:38 اجازه دهید ما جادویی شبیه به آن و قدرتمندتر از آن برای شما بیاوریم
11:43 پس تاریخ مشخصی را بین ما تعیین کنید که هیچ کدام از ما از دست ندهیم
11:48 تا اینکه ببینیم کدام یک از ما بزرگترین جادو را دارد
11:51 موسی علیه السلام فرمود
11:54 تاریخ شما روز جشن شماست، روز تزئین است
11:58 به وقت ظهر
12:00 موسی علیه السلام این تاریخ را انتخاب کرد
12:04 به طوری که دعوت مردم برای حضور بیشتر باشد
12:06 و اقامه حجت بر فرعون و قومش
12:10 فرعون با این قرار موافقت کرد
12:13 جادوگران بزرگ از سراسر مصر احضار شدند
12:18 وقتی سر قرار آمدند
12:21 آنها هفتاد شعبده باز بودند
12:23 موسی علیه السلام به آنها رو کرد
12:26 خصوصی به آنها گفت
12:29 وای بر تو، بر خدا دروغ نبند
12:32 سپس شما را با عذاب از سوی خود ریشه کن می کند
12:36 آن که تهمت زد ناامید شده است
12:39 جادوگران مخفیانه بین خود بحث کردند
12:42 و گفتند
12:44 این دو چیزی جز جادوگر نیستند
12:47 آنها می خواهند شما را شکست دهند و با جادوی خود شما را از سرزمین خود بیرون کنند
12:52 پس تصمیم خود را بگیرید و برنامه های خود را جمع آوری کنید
12:56 سپس به سپتامبر آمدند تا با موسی و برادرش مناظره کنند
12:59 امروز، کسانی که بالاتر از آن هستند، موفق شده اند
13:03 خداوند متعال فرمود
13:06 همه آیات خود را به او نشان دادیم، اما او دروغ گفت و نپذیرفت
13:12 گفت: ای موسی تو به سوی ما آمده ای تا با سحر خود ما را از سرزمین خود بیرون کنی.
13:18 اجازه دهید ما برای شما جادویی بیاوریم
13:22 پس بین ما و شما قراری بگذارید
13:26 پس بین ما و شما تاریخی قرار داد که نه شما و نه ما آن را جز جای دیگری ترک نمی کنیم
13:36 فرمود: قرار تو روز زینت است و مردم به فداکاری محشور می شوند.
13:44 پس فرعون زمام امور را به دست گرفت و نقشه خود را جمع کرد و سپس آمد
13:49 موسی به آنها گفت: وای بر شما. بر خدا دروغ نبند که تو را به عذاب مبتلا کند
13:59 آن که تهمت زد ناامید شده است
14:02 آنها در امور خود بین خود اختلاف کردند و خانواده های نجوه اسیر شدند
14:08 گفتند: این دو جادوگر هستند که می خواهند با جادوی خود تو را از سرزمینت بیرون کنند و مثلاً به راه تو بروند.
14:27 بنابراین برنامه های خود را جمع آوری کنید و به یک خط بیایید
14:33 کسانی که مغرور هستند امروز موفق شده اند
14:39 جادوگران نزد فرعون رفتند و به او گفتند: آیا اگر امروز موسی را شکست دهیم، پاداشی داریم؟
14:47 فرعون گفت: آری، پاداش بزرگی خواهی داشت و علاوه بر آن، تو را از نزدیکان خود قرار خواهم داد.
14:57 جادوگران از این امر خوشحال شدند و سپس به موسی گفتند
15:01 یا تو اول جادوی خودت را بکن موسی یا ما کاستور خواهیم بود
15:08 و موسی به آنها گفت
15:10 در عوض، ابتدا جادوی خود را به کار ببرید
15:14 پس همه جادوگران همزمان طناب و عصای خود را رها کردند
15:20 چشم مردم را مجذوب خود کردند
15:23 آنها شروع به دیدن مارها و مارهایی کردند که در جلوی آنها در یک منظره باشکوه و جادوی بزرگ حرکت می کردند.
15:32 و گفتند: به عزت فرعون ما پیروز شدیم.
15:38 موسی علیه السلام در درون خود ترسید
15:42 موسی علیه السلام در نصرت خداوند برای او تردیدی نداشت
15:45 اما او می ترسید که مردم به دلیل تعداد زیاد آنها تحت تأثیر این جادوگران قرار گیرند
15:52 یا منتظر دیدن معجزات موسی نیستند
15:58 پس خداوند به موسی الهام کرد: نترس و عصای خود را زمین بگذار.
16:03 آنچه ساخته اند می خورد و سحرشان را باطل می کند
16:07 سپس موسی به جادوگران گفت
16:11 چیزی که به ذهنتان خطور کرد، جادویی بیش نیست
16:14 به خدا سوگند پروردگارم آن را باطل می کند
16:17 خدا به کار مفسدان نمی خورد
16:21 سپس موسی عصایی انداخت
16:24 بنابراین من چوب را به یک مار واقعی تبدیل کردم
16:28 و شروع کردند به بلعیدن جادو و دروغ هایی که می زدند
16:32 که با آن چشم مردم را فریب دادند
16:35 هیچ حقیقتی ندارد
16:38 عصای موسی تمام طناب ها و چوب های مردم را خورد
16:42 در مقابل چشمان فرعون و جادوگران و همه مردم
16:47 در اینجا حقیقت رخ داد و آنچه آنها انجام می دادند باطل شد
16:52 فرعون و همراهانش شکست خوردند
16:55 و به خدا سوگند ذلیل بازگشتند
16:58 در مورد شگفتی بزرگ
17:01 او یکی از جادوگران بود
17:03 آنها می دانستند که این جادو نیست
17:06 و بالاتر از کار همه جادوگران است
17:10 پس برای خدا سجده کن
17:13 و همه گفتند
17:15 ما به خدا، پروردگار جهانیان ایمان داریم
17:18 پروردگار موسی و هارون
17:22 فرعون بر ساحران خشمگین شد
17:25 و به آنها گفت
17:27 گفت: قبل از اینکه من به تو اجازه دهم، به او ایمان آوردی.
17:32 او بزرگتر شماست که به شما جادو آموخت
17:37 پس دست و پاهایت را از دو طرف قطع خواهم کرد
17:44 و تو را بر تنه درختان خرما مصلوب خواهم کرد
17:53 و خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما شدیدتر و ماندگارتر است
17:59 گفتند: ما شما را به خاطر دلایل روشنی که برای ما آمده و آنچه ما را آفریده است نمی بخشیم.
18:09 پس تصمیم بگیرید که چه تصمیمی می گیرید
18:13 شما فقط زندگی این دنیا را سپری خواهید کرد
18:19 ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما را ببخشد
18:26 تا گناهان ما را ببخشد
18:29 و جادویی که ما را مجبور کردی انجام دهیم
18:33 خداوند خوب و ماندگار است
18:37 او کسی است که جنایتکار نزد پروردگارش می آید
18:42 زیرا او جهنمی دارد که در آن نه می میرد و نه زندگی می کند
18:53 و هر کس مؤمنانه نزد او بیاید و عمل صالح انجام دهد، درجات بالاتری خواهد داشت.
19:04 بهشت های عدن که نهرها از زیر درختان آن جاری است و جاودانه در آن خواهند ماند
19:13 این ثواب زکات است
19:18 فرعون آنها را به اتهام دیگری نیز متهم کرد
19:21 گفت: این فریبکاری است که در شهر اندیشیدی تا اهلش را از آن بیرون کنی.
19:29 او آنها را به مرگ و به صلیب کشیدن تهدید کرد
19:32 گفتند و ایمان در دلهایشان وارد شده است
19:36 اگر ما را بکشی یا به قولی که به ما داده ای وفا کنی، ضرری برای ما ندارد
19:41 ما به سوی پروردگارمان روی می آوریم
19:44 امیدواریم اگر اولین کسی باشیم که ایمان آوردیم پروردگارمان گناهان ما را ببخشد
19:53 پس فرعون ظالم دستور داد و همه کشته شدند
19:58 ابن عباس رضی الله عنه گفت
20:02 آنها در آغاز روز جادوگر بودند و در پایان روز شهیدان صالح
20:08 او اربابان و بزرگان قوم فرعون را دید
20:12 عده زیادی از بنی اسرائیل به موسی ایمان آوردند و از او پیروی کردند
20:19 از روی عصبانیت و هیجان به فرعون گفتند
20:23 آیا موسی و قومش را از بنی‌اسرائیل دعوت می‌کنی تا مردم را در سرزمین مصر فساد کنند؟
20:29 با تغییر دین آنها با عبادت خدا و ترک عبادت شما و پرستش خدایانتان
20:35 فرعون گفت: بنی اسرائیل را می کشیم
20:39 ما زنان آنها را برای خدمت زنده نگه می داریم
20:43 ما با ظلم به شاه و سلطان به آنها ظلم می کنیم
20:48 وقتی موسی و قومش این تهدید و تهدید را از فرعون و سرانش شنیدند
20:54 موسی علیه السلام به آنها اهمیت نمی داد
20:58 بلکه قوم خود را به صبر توصیه می کرد و پیروزی را برای آنان دست تکان می داد
21:03 امیدوارم خداوند به آنها میراثی از سرزمین مصر بدهد
21:07 بنی اسرائیل به موسی علیه السلام گفتند
21:12 در پاسخ به توصیه او به آنها
21:15 ما را فرعون آزار رساند، پیش از آن که تو ای موسی به ما پیام دهی
21:21 آن ظالم بسیاری از فرزندان ما را کشت
21:26 او انواع بی عدالتی و آزار و اذیت را بر ما تحمیل کرد
21:30 بعد از اینکه پیام را برای ما آوردی ما آسیب دیدیم
21:34 همانطور که می بینید شرایط ما بد است
21:37 با کار حقیرانه و تحقیرآمیز
21:40 موسی به آنها گفت
21:44 شاید پروردگارت دشمن تو فرعون و قومش را هلاک کند
21:48 او تو را پس از هلاكت آنها در سرزمين آنها جانشین تو خواهد كرد
21:52 و ببینید چگونه کار می کنید
21:55 شکرگزار هستید یا ناسپاس؟
21:58 خداوند متعال به موسی و برادرش هارون وحی کرد
22:02 پس از آنکه فرعون وارد ظلم و ستم خود شد
22:05 و به مؤمنان عذاب می‌رساند
22:08 اگر مؤمنان شما خانه های خود را در مصر بگیرند
22:14 پایین می آیند و در آنجا مستقر می شوند
22:17 و فرعون و سربازانش را منزوی کردند
22:20 تا زمانی که خداوند چیزی را که قبلاً در حال اجرا بود، حکم کند
22:24 و اینها را خانه هایی قرار دهید که در آن ساکن بودید
22:29 مکانی برای نماز و عبادت شما
22:32 پس از آنکه فرعون و سپاهیانش تو را از عبادت باز داشتند
22:36 در مکان های تعیین شده
22:41 بقیه صحبت ها انشاالله
22:44 و خدا داناتر است
22:46 الحمدلله پروردگار جهانیان است
22:49 صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد
22:52 و بر همه خانواده و یارانش
22:58 با داستان انبیا بودی