از مجموعهٔ الشمائل المحمدية (اكتملت السلسلة)
· درس 34 از 40
الشمائل المحمدية | الحلقة (34) | باب ما جاء في أسماء رسول الله ﷺ وعيشه | الجزء الأول
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:07
با قلم های حسرت
0:09
و جوهر عشق
0:11
ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم
0:15
در وصف استاد خلقت
0:17
خدا رحمتش کند و درود فرستد
0:20
شمایل محمدیه
0:30
باب آنچه در نام رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شد.
0:36
از جبیر بن معتم رضی الله عنه گفت
0:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:45
من اسامی دارم
0:47
من محمد هستم
0:49
و من احمد هستم
0:51
من پاک کن هستم
0:52
که خداوند کفر را از من پاک می کند
0:55
و من جمع کننده هستم
0:57
که مردم را زیر پای من ازدحام می کند
1:00
و من مجازات کننده هستم
1:02
و آخرین کسی که بعد از او پیامبری نیست
1:08
در این حدیث
1:10
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید که چند نام دارد
1:15
از جمله محمد
1:17
این نام اوست که درود خدا بر او باد
1:20
که جدش عبدالمطلب او را صدا می زد
1:23
با الهام از خداوند متعال
1:26
مورد ستایش دنیا و آخرت باشد
1:30
و معنای محمد
1:32
که دارای صفات نیکو است
1:34
و فضائل شریفی که مورد ستایش است
1:37
یکی از نام های او احمد است
1:39
او مردمی هستند که خدا را ستایش می کنند
1:42
بزرگترین آنها حمد خداوند متعال است
1:45
به همین دلیل است که هنگام شفاعت، رحمت الله علیه
1:49
برای اولین و آخرین در قیامت
1:52
خداوند به او بیاموزد که محمد کیست و او را نیکو ستایش کند
1:56
چیزی که هیچ کس در دنیا ندارد
2:00
یکی از نام های او الماهی است
2:03
وی در توضیح این موضوع گفت:
2:05
که خداوند کفر را از من پاک می کند
2:08
یعنی خداوند متعال او را برای محو کفر فرستاد
2:12
و گمراهی را از بین می برد
2:14
و چشمان نابینا و دلهای ختنه نشده را می گشاید
2:18
و گوش های کر
2:20
یکی از نام های او الحشیر است
2:23
او در توضیح آن گفت:
2:25
که مردم را زیر پای من ازدحام می کند
2:28
یعنی او رضی الله عنه
2:31
مردم در شلوغی جلو می روند
2:33
او اولین کسی است که قبرش را باز می کند
2:36
سپس مردم به دنبال او رفتند
2:39
یکی از نام های او العاقب است
2:41
یعنی خداوند متعال آن را ساخته است
2:44
مهری برای پیامبران
2:46
بعد از او پیامبری نیست
2:48
اوست که بعد از همه پیامبران می آید
2:53
و او گفت
2:54
و آخرین کسی که بعد از او پیامبری نیست
2:57
این جمله را الزهری گفته است
3:01
در گفتگو گنجانده خواهد شد
3:04
از حذیفه رضی الله عنه می فرماید:
3:10
با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کردم
3:13
در برخی جاده های شهر
3:15
و او گفت
3:17
من محمد هستم
3:18
و من احمد هستم
3:20
من پیامبر رحمت هستم
3:22
و پیامبر توبه
3:24
و قافیه زدم
3:26
و من جمع کننده هستم
3:28
و پیامبر حماسه
3:30
در این حدیث
3:33
نام پیامبر صلی الله علیه و آله را ذکر کنید
3:37
علاوه بر آنچه در حدیث قبل ذکر شد
3:41
از جمله پیامبر رحمت
3:43
یعنی خداوند متعال او را فرستاد تا رحمت جهانیان باشد
3:48
همه رحمت در پیروی از او است که درود خدا بر او باد
3:53
از جمله پیامبر توبه است
3:56
پس فرستاد رضی الله عنه
3:59
برای دعوت از مردم
4:00
برای توبه به درگاه خداوند متعال
4:02
و تفویض به او
4:04
پس رحمت خدا بر او باد
4:07
امام توبه
4:09
از جمله قافیه
4:11
یا قافیه
4:13
یک راکتور است
4:15
پس یعنی
4:17
که قافیه کرد یعنی دنبال
4:19
تأثیر پیامبران بر آنها
4:21
دعا و آرامش
4:23
و قول حق تعالی از جانب اوست
4:25
کسانی که خدا هدایتشان کرده است
4:28
پس از راهنمایی او پیروی کرد
4:30
و m یک اسم فعال است
4:32
پس یعنی
4:34
که با ردپای پیامبران هم قافیه بود
4:38
یعنی به دنبال آنها آمد
4:40
و قول حق تعالی از جانب اوست
4:42
سپس با فرستادگان خود به دنبال آنها رفتیم
4:47
معنای دو کلمه یکی است
4:50
یکی از نام های او پیامبر حماسه است
4:53
حماسه جمع حماسه است
4:55
جنگ است
4:57
جنگ را حماسه نامیدند
4:59
چون گوشت و بدن
5:01
آنها با هم ترکیب می شوند و به یکدیگر می چسبند
5:04
هر چه به او می رسد به او می رسد
5:06
که کتک خورد و چاقو خورد
5:08
بهره مند شوند
5:11
آیا برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؟
5:14
نام های دیگر
5:16
علما مجموعه اسامی پیامبر را طبقه بندی کردند
5:19
خدا رحمتش کند و درود فرستد
5:21
بسیاری از آثار
5:23
آنها در نام های بسیاری با هم تفاوت داشتند
5:26
آیا انتساب آن به پیامبر صلی الله علیه و آله صحیح است یا خیر؟
5:31
یکی از مهم ترین دلایل اختلاف نظر بود
5:34
برخی از آنها هر توصیفی را در نظر گرفتند
5:36
آن را پیامبر صلی الله علیه و آله توصیف کرده است
5:39
در قرآن کریم
5:41
از نام های او
5:43
او مثلاً در میان اسامی خود می شمرد
5:45
شاهد و مبشر
5:47
هشدار دهنده و واعظ
5:49
و سراج روشنگر
5:51
برخی از کسانی که به این موضوع اهمیت می دادند اغراق کردند
5:54
پس اسامی پیامبر صلی الله علیه و آله را ابلاغ کرد
5:58
به سیصد نام
6:00
برخی از آنها آن را با هزار نام آورده اند
6:04
و درسته
6:05
آنچه منشأ آن در متون است
6:08
من اسمم
6:09
و کم است
6:11
یا توضیحات
6:12
و بیشتر است
6:13
هر چیزی غیر از این هیچ مبنایی ندارد
6:16
برای رجوع به پیامبر صلی الله علیه و آله به کار نمی رود
6:20
مراقب افراط و تفریط باشید
6:23
باب آنچه در مورد زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد
6:32
از سمک بن حرب فرمود:
6:37
شنیدم که نعمان بن بشیر رضی الله عنه چه گفت
6:42
آیا شما آزاد نیستید که هر چه می خواهید بخورید و بیاشامید؟
6:47
من پیامبر شما صلی الله علیه و آله را دیده ام
6:51
سرگین کافی برای پر کردن شکمش پیدا نمی کند
6:54
در این حدیث نعمان بن بشیر رضی الله عنه می فرماید:
7:00
برای پیروانش در اطرافش
7:03
آیا شما آزاد نیستید که هر چه می خواهید بخورید و بیاشامید؟
7:07
یعنی به حالتی از زندگی رسیده اید
7:10
هر چه می خواهید و میل دارید، از جمله غذا و نوشیدنی
7:15
آن را در دسترس خود خواهید یافت
7:18
بعد اضافه می کند و می گوید
7:20
من پیامبر شما صلی الله علیه و آله را دیده ام
7:24
سرگین کافی برای پر کردن شکمش پیدا نمی کند
7:28
دقال خرمای بد است
7:31
یعنی او رضی الله عنه
7:34
خرمای بدی پیدا نکرد که شکمش را پر کند
7:38
چقدر خوبه
7:40
و همچنین غذاهای خوب دیگر
7:44
قال عایشه رضی الله عنها
7:49
اگر ما آل محمد هستیم
7:51
یک ماه می مانیم تا آتش روشن کنیم
7:55
چیزی جز خرما و آب نیست
7:58
در این حدیث
8:01
عایشه را یاد کن که خدا از او راضی باشد
8:04
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:07
شاید یک ماه بدون آتش روشن ماندند
8:12
یعنی نان پخته بودند
8:15
در این مدت چیزی نمی پزند
8:18
گفت این چیزی جز خرما و آب نیست
8:21
یعنی غذای آنها چیزی جز خرما و آب نبود
8:26
از ابوقلحه رضی الله عنه گفت
8:31
از گرسنگی خود به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردیم
8:36
و شکممان را سنگ به سنگ دیگر بالا آوردیم
8:40
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله صدای خود را بلند کرد
8:43
از شکمش حدود دو تا سنگ
8:46
در این حدیث
8:49
صحابه که خداوند از آنها راضی باشد
8:51
از گرسنگی خود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کردند
8:56
شکمشان را سنگ به سنگ بالا آوردند
8:59
یعنی هر کدام شکمش را با سنگ بستند
9:03
برای رفع گرسنگی
9:06
اگر فردی به شدت گرسنه شود
9:09
دستش را روی شکمش فشار می دهد
9:12
او احساس می کند که گرسنگی اش فروکش کرده است
9:14
صحابه رضی الله عنه بودند
9:17
گاهی اوقات برای مدت طولانی گرسنه هستند
9:20
فشار دادن با دست به شکم کافی نیست
9:24
یکی از آنها سنگ کوچکی برداشت
9:27
روی شکمش سفت می کند
9:30
و گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
9:34
از شکمش حدود دو تا سنگ
9:37
یعنی از گرسنگی شدید
9:39
این حدیث ضعیف است
9:42
اما معنای آن صحیح است
9:45
روایات صحیح دیگری نیز گواه بر این امر است
9:49
این همان چیزی است که در صحیح البخاری آمده است
9:52
عن جابر رضی الله عنه گفت
9:55
روز خندق ما را کنده خواهند کرد
9:58
بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد
10:01
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
10:04
گفتند: این قربانی خونی است که در خندق تقدیم شد
10:09
گفت: من پایین می آیم.
10:12
سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد
10:16
سه روز ماندیم بدون اینکه چیزی بچشیم
10:21
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
10:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
10:29
در ساعتی که بیرون نمی رود
10:32
هیچ کس او را در آنجا ملاقات نخواهد کرد
10:35
ابوبکر نزد او آمد
10:37
گفت: ای ابوبکر چه چیزی تو را می آورد؟
10:41
گفت: بیرون رفتم و رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کردم
10:46
به صورتش نگاه کن و سلام کن
10:50
طولی نکشید که عمر آمد
10:52
گفت: ای عمر تو را چه می آورد؟
10:56
گرسنگی گفت یا رسول الله
10:59
ایشان رضی الله عنه فرمودند
11:02
و من بخشی از آن را یافته ام
11:05
پس به خانه ابوالهیثم بن الطیهان انصاری رفتند
11:10
او مردی بود که در درختان خرما و علف های هرز فراوان بود
11:14
او هیچ خدمتکاری نداشت
11:16
او را پیدا نکردند
11:18
به همسرش گفتند
11:20
دوستت کجاست؟
11:22
و او گفت
11:23
رفت تا برای ما آب بیاورد
11:26
دیری نگذشت که ابوالهیثم با پوست آب آمد تا تکان بخورد
11:31
بنابراین آن را زمین گذاشت
11:33
سپس آمد تا به پیامبر صلی الله علیه و آله تمسک کند
11:37
او را با پدر و مادرش باج خواهد داد
11:40
سپس آنها را به باغ خود برد
11:43
پس برای آنها فرش پهن کرد
11:45
سپس به سراغ نخل هایش رفت
11:48
پس قنو را آورد و گذاشت
11:51
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
11:54
آیا ما را از رطوبت آن پاک نمی کنی؟
11:57
گفت یا رسول الله
12:00
می خواستم از بین تازه و شیرین انتخاب کنید یا انتخاب کنید
12:06
پس خوردند
12:07
و از آن آب نوشیدند
12:10
ایشان رضی الله عنه فرمودند
12:13
این توسط کسی که جان من در دست اوست
12:16
از سعادتی که در روز قیامت از شما سؤال می شود
12:20
سایه سرد
12:22
و مرطوب خوب
12:24
و آب سرد
12:26
پس ابوالهیثم رفت تا برایشان غذا درست کند
12:30
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
12:33
حیوان ماده را فدای ما نکنید
12:36
بنابراین حیوان یا بچه ای جوان را برای آنها ذبح کرد
12:39
پس برایشان آورد
12:41
پس خوردند
12:42
ایشان رضی الله عنه فرمودند
12:45
آیا شما خدمتکار دارید؟
12:47
گفت نه
12:48
او گفت
12:50
اگر اسپین به سمت ما آمد، به سراغ ما بیایید
12:53
پیغمبر صلی الله علیه و آله را با دو سر بی سر آوردند
12:59
ابوالهیثم نزد او آمد
13:02
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
13:05
از بین آنها انتخاب کنید
13:07
و او گفت
13:08
ای رسول خدا برای من انتخاب کن
13:11
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
13:15
مشاور قابل اعتماد است
13:18
اینو بگیر
13:19
دیدم داره نماز میخونه
13:22
و با مهربانی با او رفتار کرد
13:25
پس ابوالهیثم نزد همسرش رفت
13:28
پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود به او گفت
13:32
همسرش گفت
13:34
شما لایق آن چیزی نیستید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود
13:40
مگر اینکه آزادش کنی
13:43
او گفت
13:45
او پیر است
13:47
ایشان رضی الله عنه فرمودند
13:50
خداوند پیامبر و خلیفه ای نفرستاد
13:53
با این تفاوت که دو آستر دارد
13:56
آستری که امر به معروف و نهی از منکر می کند
14:01
و آستری که فکر نمی کنید خراب است
14:05
هر که خود را از حجاب بد حفظ کند، محفوظ است
14:09
در این حدیث داستان عجیبی وجود دارد
14:13
توضیح دهید که پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟
14:17
و یاران ارشدش از کوچک شمردن دنیا پرهیز می کنند
14:21
او گاهی گرفتار گرسنگی و سختی می شود
14:26
او رضی الله عنه رفت
14:30
در ساعتی که بیرون نمی رود
14:33
این ساعت و خدا بهتر می داند در روز بود
14:37
ابوبکر رضی الله عنه نزد او آمد
14:40
او از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
14:44
اقامت کامل در شهر و سفر
14:48
گفت: ای ابوبکر چه چیزی تو را می آورد؟
14:52
گفت: قرجیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را تحویل داد
14:57
یعنی می خواهد پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کند
15:02
و به او نگاه کنید و صحبت های او را بشنوید
15:05
این چیزی است که او در این ساعت بیرون آورد
15:08
صبر نکردند تا عمر آمد
15:11
ایشان رضی الله عنه فرمودند
15:14
چه چیزی تو را به ارمغان می آورد، عمر؟
15:16
گرسنگی گفت یا رسول الله
15:19
ایشان رضی الله عنه فرمودند
15:22
و من بخشی از آن را یافته ام
15:25
یعنی از گرسنگی
15:27
پس به خانه ابوالهیثم بن التیحان انصاری رضی الله عنه رفتند.
15:33
او مردی بود که در درختان خرما و علف های هرز فراوان بود
15:36
خداوند متعال به او مال عنایت کرده است
15:40
دیواری از درختان نخل و گوسفند دارد
15:44
او هیچ خدمتکاری نداشت
15:46
او را در خانه اش پیدا نکردند
15:49
پس از همسرش درباره او پرسیدند
15:51
و او گفت
15:52
رفت تا برای ما آب بیاورد
15:55
یعنی یک پوست آب به دوش گرفت و رفت برای ما آب شیرین بیاورد
16:00
دیری نگذشت که ابوالهیثم با پوست آب آمد تا تکان بخورد
16:05
یعنی حمل می کند
16:06
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و کسانی که با او بودند دیدند
16:11
کیف را روی دوشش گذاشت
16:13
سپس آمد تا به پیامبر صلی الله علیه و آله تمسک کند
16:17
یعنی او را با خوشحالی از آمدنش به سوی خود در آغوش گرفت
16:21
او را با پدر و مادرش باج خواهد داد
16:24
یعنی به او می گوید: ای رسول خدا پدر و مادرم را فدای تو می کنم.
16:29
سپس آنها را به باغ خود برد
16:32
هر باغی
16:33
پس برای آنها فرش پهن کرد
16:35
یعنی تشکی روی زمین گذاشت تا بنشینند
16:40
سپس عازم نخله شد
16:42
پس قنو را آورد و گذاشت
16:45
منظورم این است که با کلی خرما و خرما آمد
16:49
پس آن را در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داد
16:53
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
16:57
آیا ما را از رطوبت آن پاک نمی کنی؟
17:00
یعنی نیازی به قطع کامل قنوا از درخت خرما نبود
17:06
اگر بتوانید برای ما خرمای تازه انتخاب کنید، کافی است
17:10
گفت یا رسول الله
17:13
می خواستم از بین خیس و راز انتخاب کنی
17:17
یعنی اگر قنو در دست انسان کامل باشد
17:21
من آنچه را دوست دارم انتخاب می کنم
17:23
لذیذتر و لذیذتر از این است که مقداری از آن چیده شده باشد
17:28
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دو یارانش غذا خوردند
17:32
از آن آب شیرین نوشیدند
17:35
که او در نزدیکی آورد
17:38
ایشان رضی الله عنه فرمودند
17:41
این توسط کسی که جان من در دست اوست
17:44
از سعادتی که در روز قیامت از شما سؤال می شود
17:48
سایه خنک و مرطوب خوب و آب خنک
17:53
سپس خواند
17:55
سپس در آن روز از شما درباره سعادت سؤال می شود
17:59
سعادت هر چیزی است که انسان از آن لذت می برد
18:03
او در این دنیا با او برکت دارد
18:07
سپس ابوالهیثم رضی الله عنه به راه افتاد
18:10
تا برایشان غذا درست کنم
18:12
چون خرمایی که می خوردند میوه بود
18:16
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
18:20
حیوان ماده را ذبح نکنید
18:22
یعنی نباید گوسفند شیری را ذبح کنید
18:25
تا از شیر او بهره مند شود
18:29
بنابراین حیوان یا بچه ای جوان را برای آنها ذبح کرد
18:32
آناک یک بز کوچک ماده است
18:36
برج جدی بز نر جوان است
18:40
بعد از پختن غذا برایشان آورد و مخلوط کرد و آماده کرد
18:45
پس خوردند
18:47
او رضی الله عنه به او گفت
18:50
آیا کسی این سوال را دارید؟
18:54
تا ثواب این عمل را به او بدهد
18:57
و او گفت نه
18:59
ایشان رضی الله عنه فرمودند
19:02
اگر اسیران به سراغ ما آمدند، پیش ما بیایید
19:05
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
19:09
با دو سر و بدون سوم
19:12
یعنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
19:15
با دو نفر اسیر دشمن
19:18
هیچ شخص ثالثی با آنها وجود ندارد
19:20
ابوالهیثمی به موقع نزد او آمد
19:23
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
19:27
از بین آنها انتخاب کنید
19:29
و او گفت
19:30
ای رسول خدا برای من انتخاب کن
19:33
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
19:36
مشاور قابل اعتماد است
19:39
یعنی کسی که با او مشورت کرده است
19:41
او آرزو کرد که او مشاور او باشد
19:45
ایشان رضی الله عنه فرمودند
19:48
این را بگیر، زیرا دیدم او در حال نماز است
19:52
در این میان اهمیت نماز بسیار است
19:55
و این اولین چیزی است که او باید در هنگام سؤال از مردم به آن توجه کند
20:00
چه در ازدواج، چه در شغل یا هر چیز دیگری
20:04
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از روی مهربانی او را به این امر توصیه کرد
20:09
پس ابوالهیثم او را نزد همسرش برد
20:13
پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود به او گفت
20:17
و وصیتش به این بنده
20:20
همسرش گفت
20:22
شما لایق آن چیزی نیستید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود
20:27
مگر اینکه آزادش کنی
20:30
ابوالهیثم رضی الله عنه بدون تردید گفت
20:34
او پیر است
20:36
توجه داشته باشید که ابوالهیثم رضی الله عنه
20:39
او مزرعه ای با درختان نخل و درختان دارد
20:43
و نیاز به کار دارد
20:45
او هم چیزی دارد
20:47
نیاز به مراقبت دارد
20:49
او برای خانواده اش نیز وظیفه دارد
20:52
برای آنها آب میجوید
20:54
و کسی را ندارد که به او خدمت کند
20:57
وقتی این خادم نزد او آمد
20:59
او به وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آزاد شد
21:04
ایشان رضی الله عنه فرمودند
21:07
خداوند پیامبر و خلیفه ای نفرستاد
21:11
با این تفاوت که دو آستر دارد
21:13
آستری که امر به معروف و نهی از منکر می کند
21:18
و آستری که فکر نمی کنید خراب است
21:22
آستر
21:23
منظور از آن چیست؟
21:25
وزیر و فیلد مارشال
21:27
مشاوری که به شخص نزدیک است
21:30
اگر استانداری آستر خوبی داشته باشد
21:33
این از لطف خداوند متعال است
21:37
و اگر آستر بدی داشته باشد
21:40
بگذارید مراقب آن باشد
21:42
زیرا او فکر نمی کند که او احمق است
21:45
یعنی کاری نداشته باشید که او را به شرارت و فساد بکشانید
21:49
سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند
21:53
هر که خود را از حجاب بد حفظ کند، محفوظ است
21:57
یعنی اگر خداوند استاندار را عزت دهد
22:00
برای محافظت از او از آستر شر
22:02
از شر، بد اخلاقی و فساد محافظت می کند
22:06
بقیه صحبت ها انشاالله
22:12
و خدا داناتر است
22:14
خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد
22:17
و بر همه خانواده و یارانش