از مجموعهٔ الشمائل المحمدية (اكتملت السلسلة)
· درس 38 از 40
الشمائل المحمدية | الحلقة (38) | باب ما جاء في ميراث رسول الله ﷺ
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:07
با قلم های حسرت
0:09
و جوهر عشق
0:11
ما پاکت نامه های با ارزش تر از طلا می نویسیم
0:15
در وصف استاد خلقت
0:17
خدا رحمتش کند و درود فرستد
0:20
شمایل محمدیه
0:30
باب آنچه در مورد ارث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد.
0:38
مراد از ارث پیامبر صلی الله علیه و آله چیست
0:42
یعنی آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از رحلت خود از دنیا بر جای گذاشته است
0:48
از عمر بن الحارث برادر جویریه
0:53
او شرکت دارد
0:55
او گفت
0:56
آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر جای گذاشت
1:00
جز اسلحه و قاطرش
1:02
و زمین ساخته شده به عنوان صدقه
1:07
راوی این حدیث
1:09
عمر بن الحارث بن ابی دیرار
1:12
برادر والده المؤمنین جویریه بنت الحارث رضی الله عنه
1:17
او یک همراه است
1:19
ایشان در این حدیث فرمودند
1:21
آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر جای گذاشت
1:24
یعنی وقتی فوت کرد
1:26
به جز اسلحه اش
1:28
یعنی در زمان جنگ چه می پوشید
1:31
مثل شمشیر و نیزه
1:33
و سپر و بخشش و جنگ
1:36
و او گفت
1:37
و قاطرش
1:39
یعنی قاطر سفید
1:41
اسمش دالدال است
1:43
تا زمان معاویه رضی الله عنه باقی ماند
1:47
و او گفت
1:48
و زمین ساخته شده به عنوان صدقه
1:51
نصف سرزمین فدک است
1:53
و ثلث زمین وادی القری
1:55
و سهم او از خمس خیبر است
1:58
و سهمی از زمین بن النظیر
2:01
او این سرزمین را برای مسلمانان صدقه قرار داد
2:06
رافاد از حدیث
2:08
پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود
2:11
از زهد در این دنیا
2:13
و آن را کاهش دهید
2:15
جایی که از آن بیرون آمد
2:17
او تنها چیزی را که مردم نیاز دارند باقی گذاشت
2:21
مانند سلاحی که کفار با آن می جنگند
2:24
و قاطری که سوارش بود
2:27
در مورد اینکه چه سرزمینی را پشت سر گذاشته است
2:30
او آن را به یک موسسه خیریه تبدیل کرد
2:33
ابن کثیر رحمه الله گفت
2:36
در تمام دنیا
2:38
نسبت به او منفورتر بود
2:40
همانطور که با خداست
2:42
برای جستجوی آن
2:44
یا آن را به عنوان ارث می گذارد
2:47
درود خدا بر او باد
2:50
و بر برادرانش از انبیا و رسولان
2:54
ان شاء الله همیشه موفق باشید
2:57
تا روز قیامت
3:00
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
3:04
فاطمه نزد ابوبکر آمد
3:06
گفت: چه کسی از تو ارث می برد؟
3:09
گفت: خانواده ام و پسرم
3:12
گفت: من از پدرم ارث نمی برم
3:16
ابوبکر گفت
3:18
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
3:21
شمال می گوید نه
3:24
اما من بر کسی که رسول خدا بود تکیه می کنم
3:27
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:30
و بر هر که رسول خدا بود انفاق کرد
3:33
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:36
در این حدیث
3:39
آن فاطمه رضی الله عنه
3:42
دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:45
نزد ابوبکر رضی الله عنه آمد
3:48
خلیفه مسلمین
3:50
او سهم خود را از ارث پدرش طلب می کند
3:53
شاید به او نرسید
3:56
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:59
شمال نیست
4:01
او در آماده شدن برای نیاز و درخواست خود گفت
4:04
چه کسی شما را به ارث خواهد برد؟
4:06
یعنی اگر بمیری چه کسی تو را به ارث می برد؟
4:09
یکی از دوستان خانواده ام و پسرم گفتند
4:13
یعنی اگر من بمیرم خانواده و فرزندانم از من ارث می برند
4:16
نر و ماده
4:19
گفت: من از پدرم ارث نمی برم
4:22
یعنی اگر خانواده و فرزندان شما از شما ارث ببرند
4:25
پس چرا من نباید ارث داشته باشم؟
4:28
و سهمی از پدرم
4:32
ابوبکر رضی الله عنه گفت
4:35
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
4:38
شمال می گوید نه
4:41
لذا قسم نخورد که خدا از او راضی باشد
4:44
آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله از خود به جا گذاشت
4:47
در میان بستگان و همسرانش
4:50
وقتی حدیث را شنید خدا از او راضی باشد
4:53
از ابوبکر از او تجاوز نکردی
4:56
او گفت، که تأیید می کند که او قبلاً هرگز در مورد او نشنیده بود
4:59
در غیر این صورت درخواست نمی شد
5:02
و او گفت
5:05
اما من از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود حمایت می کنم
5:08
از او حمایت می کند
5:11
و بر کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند انفاق کرد
5:14
خرجش می کند
5:17
این بدان معنی است که او هزینه های آنها را قطع نمی کند
5:20
بلكه بر هر كس انفاق كند، خرج كند
5:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:26
چون جای او را گرفت
5:29
به نفع و نیاز مسلمانان
5:33
از عایشه رضی الله عنها
5:36
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:39
شمال گفت نه
5:42
آنچه او برای ما گذاشت صدقه اوست
5:46
در این حدیث، مادر مؤمنان منصف است
5:49
عایشه خدا از او و صداقتش راضی باشد
5:52
زیرا او از وارثان پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:55
اگر ارثی بود
5:58
بنابراین من این گفتگو را انجام دادم
6:01
شواهدی برای نشان دادن حقیقت
6:04
حتی اگر با هزینه خودش باشد
6:07
دانشمندان گفتند که شاید حکمت این باشد
6:10
انبیاء صلوات الله علیه و آله و سلم
6:13
ارث نمی برند چون مثل پدر هستند
6:16
برای ملت، پول آنها برای همه است
6:19
از ابوهریره رضی الله عنه
6:24
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:27
گفت: وارثان من آن را تقسیم نمی کنند
6:30
یک دینار یا یک درهم
6:33
چیزی که از من بر جای مانده، نفقه همسرم است
6:36
و روزی کارگر من صدقه اوست
6:39
این حدیث به معنای احادیث است
6:43
پیشرفته پیامبر صلی الله علیه و آله است
6:46
ارثی نیست
6:49
من نه دینار و نه درهم به ارث بردم
6:52
محدودیت به دینار و درهم است
6:55
این یک هشدار در مورد هر چیز دیگری است
6:58
پس آنها را به عنوان هشداری در مورد آنچه بالاتر از آنهاست یاد کرد
7:01
و او گفت
7:04
من هنوز نفقه زنانم و آذوقه کارگرانم را ترک نکرده ام
7:07
او آن را باور کرد
7:10
یعنی آنچه را که او رضی الله عنه بر جای گذاشته است
7:13
نفقه همسرانش از او گرفته می شود
7:17
هر چه باقی بماند صدقه است
7:20
در مورد مسلمانان و آنچه منظور است
7:23
با عاملی که امور مسلمانان را دنبال می کند
7:26
پس از او، او را خادمش نامیدند
7:30
عن مالک بن اوسی بن الهداتان
7:33
گفت: بر عمر وارد شدم
7:36
سپس عبدالرحمن بن عوف بر او وارد شد
7:39
طلحه و سعد
7:42
علی و عباس با هم اختلاف کردند
7:46
شما را به کسى که به اذن اوست سوگند مى دهم
7:49
آسمان و زمین ایستاده اند
7:52
آیا می دانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟
7:55
شمال گفت نه
7:58
آنچه از خود به جا می گذاریم صدقه است
8:01
گفتند: خدایا بله
8:04
در حدیث طولانی است
8:07
سرزمین ابن النظیر بود
8:11
از آنچه خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله وسلم ارزانی داشته است
8:14
پیامبر صلی الله علیه و آله بود
8:17
او از آن نفقه یک ساله خانواده اش را می گیرد
8:20
هر چیزی بیش از این باعث می شود
8:23
برای مسلمانان
8:26
هنگامی که از دنیا رفت، رحمت الله علیه
8:29
ابوبکر رضی الله عنه بود
8:32
خرج نزدیکان پیامبر صلی الله علیه و آله می شود
8:35
از او
8:38
پس چون از دنیا رفت، عمر رضی الله عنه چنین کرد
8:42
سپس آن را به عباس و علی - رضی الله عنه - سپرد
8:45
برای خرج کردنش
8:48
او نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
8:51
بین آنها اتفاق افتاد
8:54
چیزی شبیه به رقابت در مورد آن
8:58
او می خواست که عمر آن را بین آنها تقسیم کند
9:01
تا زمانی که هر یک از آنها بخشی را تصاحب کند
9:04
عمر رضی الله عنه از این کار خودداری کرد
9:07
وی این حدیث را دلیل آورده است
9:10
و او گفت
9:13
در حدیث طولانی است
9:16
این داستان در دو صحیح آمده است
9:19
بر مالک بن اوس بن الهداتان النصری است
9:22
عمر بن الخطاب رضی الله عنه
9:25
او را دعوت کرد
9:28
ابروهاش که اومد سمتش ابروهاش رو بالا انداخت
9:31
گفت: با عثمان و عبدالرحمن کاری داری؟
9:34
زبیر و سعد اجازه می خواهند
9:37
گفت بله، پس آنها را وارد کرد
9:40
مدتی ماند و آمد و گفت:
9:43
آیا می توانید از عباس و علی اجازه بگیرید؟
9:46
گفت بله
9:49
وقتی وارد شد عباس گفت:
9:52
ای امیرالمومنین!
9:55
بین من و این خرج کن
9:58
آنها در مورد آنچه خداوند به انجام رسانده با هم اختلاف دارند
10:01
بر رسولش صلی الله علیه و آله و سلم
10:05
پس علی و عباس توبه کنید
10:08
آن گروه گفتند: ای امیرالمؤمنین!
10:11
من بین آنها خرج می کنم
10:14
و یکی از آنها را از دیگری دلداری بده
10:17
عمر گفت: صدمه دیده ای؟
10:20
شما را قسم می دهم به خدایی که به اذن اوست
10:23
آسمان و زمین ایستاده اند
10:26
آیا می دانستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟
10:29
شمال گفت نه
10:33
خودش می خواهد
10:36
گفتند این را گفته است
10:39
پس عمر به عباس و علی نزدیک شد
10:42
گفت: تو را به خدا سوگند می دهم.
10:45
آیا می دانستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟
10:48
او این را گفته بود
10:51
گفت بله
10:54
گفت: این موضوع را به شما می گویم.
10:57
خداوند منزه است
11:00
خداوند او را در این هزاره رحمت و سلامتی عنایت فرماید
11:03
با چیزی که هیچکس به او نداد
11:06
او رضی الله عنه می فرماید:
11:09
و آنچه را که خداوند در میان آنان به پیامبرش ارزانی داشته است
11:12
هیچ اسبی را به او تحمیل نکردی
11:15
بدون مسافر
11:18
به قول او: قادر
11:21
این صرفا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
11:24
بعد به خدا قسم که دارم
11:27
آن را به شما داد و بین شما تقسیم کرد
11:30
تا اینکه این پول از او باقی ماند
11:33
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
11:36
او خانواده خود را برای یک سال زندگی حمایت می کند
11:39
از این پول
11:42
سپس آنچه باقی مانده را می گیرد
11:45
بنابراین او آن را منبع پول خدا قرار می دهد
11:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین کرد
11:51
زندگی او
11:54
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت
11:57
ابوبکر گفت
12:00
من وصی رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم
12:03
پس ابوبکر او را دستگیر کرد
12:06
پس همان کاری را کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
12:09
و بعد تو
12:12
پس به علی و عباس نزدیک شد
12:15
و او گفت
12:18
به من یادآوری می کنی که به قول خودت ابوبکر در آن است
12:21
و خداوند می داند که در او راستگو و پرهیزگار است
12:24
رشید حقیقت را دنبال می کند
12:27
سپس خداوند ابوبکر را رحلت کرد
12:31
پس گفتم: من وصی رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم.
12:34
و ابوبکر
12:37
او دو سال از سلطنت من را دریافت کرد
12:40
من همان کاری را می کنم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کرد
12:43
و ابوبکر
12:46
و خدا میداند که من در او صادق و درستکار هستم
12:49
رشید حقیقت را دنبال می کند
12:52
بعد شما هر دو به سمت من آمدید
12:55
و دو کلمه شما یکی است
12:58
من به همه شما دستور می دهم
13:01
تو آمدی پیش من یعنی عباس
13:04
پس من به هر دو گفتم
13:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:10
شمال گفت نه
13:13
ما از صدقه دست برنداشتیم
13:16
من آن را به شما منتقل می کنم
13:19
گفتم اگه خواستی بهت میدم
13:22
با این حال، هر دو شما عهد و عهد خدا را دارید
13:25
تا با من در آن کار کند
13:28
کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
13:31
و ابوبکر
13:34
و من هیچ کاری در این مورد انجام ندادم
13:37
وگرنه با من حرف نزن
13:40
پس گفتی به ما بده.
13:44
آیا از من می خواهید چیز دیگری را جبران کنم؟
13:47
به خدا که به اذن او
13:50
آسمان و زمین ایستاده اند
13:53
من جز این حکم نمی کنم
13:56
تا قیامت فرا رسد
13:59
اگر نمی توانید این کار را انجام دهید، به من پرداخت کنید
14:02
من برای هر دوی شما کافی هستم
14:06
به روایت زیر بن حبیش فرمود:
14:09
عایشه رضی الله عنها گفت
14:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:15
یک دینار یا یک درهم
14:18
نه گوسفند و نه شتر
14:21
گفت: به کنیز و کنیز شک دارم.
14:24
در این حدیث
14:28
بیان اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
14:31
او هیچ چیز از دنیا را پشت سر نگذاشت
14:34
این معنای احادیث پیشین است
14:37
و دنیا با او بود رضی الله عنه
14:40
برای جمع آوری آنها بسیار نفرت انگیز است
14:43
یا به عنوان ارث باقی بماند
14:46
بلکه دغدغه اش گسترش دین خدای متعال بود
14:49
او دانش را به ارث برد
14:52
هر کس آن را بگیرد، خوش شانس خواهد بود
14:55
و گفت: به کنیز و کنیز شک دارم.
14:58
این شک از طرف پیروان من است
15:01
یعنی از عایشه رضی الله عنها یاد کردی؟
15:04
غلام و کنیز مشمول بحث او می شوند یا خیر
15:08
خوب است آنچه در این بخش نقل می شود
15:12
آنچه بر ابوهریره رضی الله عنه آمد
15:15
از بازار شهر گذشت
15:18
بالای سرش ایستاد و گفت
15:21
ای اهل بازار چقدر ناتوان هستید؟
15:24
گفتند: ابا هریره آن چیست؟
15:27
او گفت
15:30
آن ارث رسول خدا صلی الله علیه و آله است
15:33
او تا زمانی که شما اینجا هستید قسم می خورد
15:36
نرو و سهمت را بگیر
15:39
گفتند کجاست؟
15:42
در مسجد گفت
15:45
سریع به مسجد رفتند
15:48
ابوهریره در کنار آنان ایستاد تا بازگشتند
15:51
به آنها گفت: چه شده است؟
15:54
گفتند: ابوهریره
15:57
آمدیم مسجد و وارد شدیم
16:00
ما چیزی در آن ندیدیم که تقسیم شود
16:04
ابوهریره به آنها گفت
16:07
کسی را در مسجد ندیدی؟
16:10
گفتند: بله، ما مردم را در حال نماز دیدیم.
16:13
و مردم قرآن می خوانند
16:16
و قومی که حلال و حرام را به یاد می آورند
16:19
ابوهریره به آنها گفت
16:22
این میراث محمد است
16:25
خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:28
بقیه صحبت ها انشاالله
16:32
و خدا داناتر است
16:35
صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد
16:38
و بر همه خانواده و یارانش