از مجموعهٔ الشمائل المحمدية (اكتملت السلسلة)
· درس 30 از 40
الشمائل المحمدية | الحلقة (30) | باب ما جاء في بكاء رسول الله ﷺ
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:07
با قلم های حسرت
0:09
و جوهر عشق
0:11
ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم
0:15
در وصف استاد خلقت
0:17
خدا رحمتش کند و درود فرستد
0:22
شمایل محمدیه
0:31
باب آنچه در مورد گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد.
0:38
عبدالله بن شاخیر از پدرش می گوید:
0:42
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
0:45
و داره نماز میخونه
0:47
و شکمش مثل وزوز دیگ از گریه وزوز کرد
0:52
در این حدیث
0:55
صحابی بزرگ نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
0:59
و داره نماز میخونه
1:01
هنگام نماز گریه او را شنید
1:04
و او گفت
1:05
و شکمش مثل وزوز دیگ از گریه وزوز کرد
1:10
یعنی سینه اش صدایی مثل جوشیدن دیگ مسی دارد
1:15
اگر در آتش باشد
1:17
و این گریه
1:19
گریه از ترس و شوق و عشق به خداوند متعال
1:26
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
1:34
ادامه مطلب
1:36
پس گفتم
1:37
ای رسول خدا
1:39
برای شما خواندم و بر شما آشکار شد
1:42
او گفت
1:43
من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم
1:47
پس سوره نساء را خواندم
1:49
حتی بالوت
1:51
ما تو را بر این مردم شاهد آوردیم
1:55
او گفت
1:56
چشمان رسول خدا را در حال غفلت دیدم
2:03
در این حدیث
2:04
پیامبر صلی الله علیه و آله از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه سؤال کرد
2:10
تا برایش چیزی از قرآن بخوانم
2:13
در این یک شایستگی ظاهری برای عبدالله بن مسعود رضی الله عنه وجود دارد
2:18
با درک گفت
2:20
ای رسول خدا بر تو خواندم و قرآن بر تو نازل شد
2:25
ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:28
من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم
2:32
چه بسا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر از دیگران به شنیدن قرآن علاقه داشته باشد.
2:38
به طوری که ارائه قرآن سنت است
2:41
ممکن است برای آن باشد که در آن تأمل کند و بفهمد
2:45
این به این دلیل است که شنونده در تفکر قوی تر و در تفکر فعال تر از خواننده است
2:51
سپس عبدالله بن مسعود رضی الله عنه سوره نساء را تلاوت کرد
2:56
تا اینکه خداوند متعال فرمود
2:59
پس اگر از هر ملتی شهیدی بیاوریم چه؟
3:04
ما تو را بر این مردم شاهد آوردیم
3:08
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
3:12
برای تو کافی است، مثل رمان دوم
3:15
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد.
3:21
سپس چشمان او نادیده گرفته شد
3:24
یعنی سرریز و جاری شدن از اشک
3:28
و معنای آیه
3:30
خداوند متعال هر قومی را شاهد قرار داده است
3:35
او پیامبری است که در میان آنها مبعوث شده است
3:38
این کمال عدالت اوست
3:41
پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله و سلم شهید این امت است
3:47
در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله با شنیدن قرآن گریه کرد.
3:55
در حدیث قبل
3:57
گریه او صلوات الله علیه به هنگام تلاوت
4:04
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه آنچه گفت
4:08
اگر روزی در زمان حکومت رسول خدا صلی الله علیه و آله خورشید گرفت.
4:14
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و نماز خواند
4:19
تا اینکه به سختی زانو زد
4:22
سپس زانو زد و به سختی سرش را بلند کرد
4:25
سپس سرش را بلند کرد و به سختی توانست سجده کند
4:29
سپس به سجده رفت و به سختی سرش را بلند کرد
4:33
سپس سرش را بلند کرد و به سختی توانست سجده کند
4:37
سپس به سجده رفت و به سختی سرش را بلند کرد
4:41
پس شروع به دمیدن در گلو کرد و گریه کرد و گفت:
4:46
پروردگارا، آیا به من وعده ندادی که تا زمانی که من در میان آنها بودم، آنها را شکنجه نکنی؟
4:50
پروردگارا، آیا مرا شکنجه نکردی؟ آیا آنها را در حالی که استغفار می کردند، شکنجه نکردی؟
4:55
چون دو رکعت نماز خواند، خورشید طلوع کرد، پس برخاست و خدای متعال را شکر کرد و او را حمد کرد. سپس فرمود: «خورشيد و ماه دو نشانه خدا هستند، به خاطر مرگ و حيات کسى خسوف نمى شوند، اگر گرفتار شدند، از ياد خداى تعالى بترسيد».
5:23
در این حدیث، خورشید روزی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفت، یعنی تمام یا قسمتی از نور آن از بین رفته است.
5:35
خورشيد در سال دهم هجري يكبار در زمان حياتش رضي الله عنه گرفتار شد.
5:44
آن روز همان روزی بود که ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت که در دو کتاب صحیح آمده است.
5:54
اعتقاد مردم پیش از اسلام این بود که خورشید و ماه یا برای یک مرگ بزرگ یا برای یک زندگی بزرگ خسوف می شوند.
6:03
هنگامی که خورشید گرفت، پیامبر صلی الله علیه و آله لرزید و از ترس جامه ای را می کشاند، گویی قیامت فرا رسیده است و به دعوت کننده امر به اتحاد داد.
6:16
پس مردم در مسجد جمع شدند و او با نماز خسوف و سخن خود مردم را رهبری کرد. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و نماز خواند تا آنجا که به سختی رکوع کرد، یعنی به اندازه طول ایستاد.
6:32
سپس تعظیم کرد و به سختی سرش را بلند کرد، یعنی طول رکوع
6:38
سپس سرش را بلند کرد و پس از رکوع، به سختی به سجده افتاد
6:44
سپس به سجده رفت، اما به دلیل طولانی بودن سجده به سختی سرش را بلند کرد
6:50
سپس سرش را بلند کرد و به سختی سجده کرد، یعنی مدت زیادی بین دو سجده نشست.
6:57
سپس سجده کرد و به سختی سرش را بلند کرد، یعنی سجده دوم را طولانی کرد
7:04
پس شروع به دمیدن و گریه کرد، یعنی تضرع با خدا و ترس از عذاب
7:10
و میگوید: «پروردگارا، آیا به من وعده ندادی که تا زمانی که من در میان آنها بودم، آنها را عذاب ندهی؟»
7:16
پروردگارا، آیا مرا شکنجه نکردی؟ آیا آنها را در حالی که استغفار می کردند، شکنجه نکردی؟
7:21
ما از شما طلب بخشش داریم
7:24
صلوات الله علیه، قول حق تعالی تفسیر می شود
7:28
و تا تو در میان آنان بودی، خداوند آنان را عذاب نمی کرد
7:32
و خداوند آنان را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند
7:37
سپس برخاست و خداوند متعال را شکر کرد و او را حمد کرد، سپس فرمود
7:44
خورشید و ماه دو نشانه خداوند هستند
7:48
آنها با مرگ یا زندگی کسی شکسته نمی شوند
7:52
یعنی برخلاف آنچه مشرکان در زمان جاهلیت معتقد بودند
7:56
و فرمود: «اگر خسوف شد، به سوى ذكر خداى متعال بشتابید».
8:02
یعنی بسیار دعا کنید، تسبیح کنید، تسبیح کنید و استغفار کنید
8:08
و به خدای متعال توسل کنید
8:11
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
8:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله دختری از خود را به قضاوت گرفت
8:22
او را در آغوش گرفت و در دستانش گذاشت
8:26
او در حالی که در دستان او بود فوت کرد
8:28
ام ایمن فریاد زد و گفت
8:32
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
8:35
آیا نزد رسول خدا گریه می کنی؟
8:38
او گفت: "آیا نمی بینم که گریه می کنی؟"
8:42
گفت من گریه نمی کنم، اما رحمت است
8:47
مومن در هر شرایطی خوب است
8:51
روحش از پهلوهایش جدا می شود
8:55
خداوند متعال را حمد می کند
8:58
در این حدیث
9:03
پیامبر صلی الله علیه و آله دخترش را به قضاوت برد
9:08
یعنی با مرگ مبارزه می کند
9:11
این برای دختری است که دختر دخترش زینب رضی الله عنه است
9:16
از شوهرش ابوالعاص بن الربیع
9:19
وفات او در سال نهم هجری بود
9:23
و بگو بغلش کن
9:26
یعنی رضی الله عنه آن را تا سینه در آغوش گرفت
9:30
با او مهربان بود و با او مهربان بود
9:33
گفت و در دستانش گذاشت
9:36
یعنی در دامان او یا در مقابل او
9:39
او در حالی که در دستان او بود فوت کرد
9:42
ام ایمن فریاد زد
9:44
یعنی صدای اشک بلند شد
9:47
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی کرد و فرمود:
9:51
آیا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه می کنی؟
9:55
به او نگفت با من گریه کن
9:57
زیرا در سرزنش مؤثرتر است
10:00
ام ایمن گفت
10:02
ما فکر می کردیم که مطلقاً گریه جایز است
10:06
نمیبینم گریه میکنی؟
10:09
یعنی من تو را نمی بینم و گریه ات را تماشا نمی کنم؟
10:13
ایشان رضی الله عنه فرمودند
10:16
من گریه نمی کنم
10:18
یعنی از ترس و بی حوصلگی گریه نمی کنم
10:23
من کاری را که خداوند در دعا نهی کرده است انجام نمی دهم
10:27
با وای و وحشت و فریاد و امثال آن
10:31
رحمت است
10:33
یعنی گریه و این اشک
10:36
رحمتی است که خداوند در دل بندگانش قرار داده است
10:40
فقط گریه و اشک در چشمان
10:43
نه حرام است و نه ایراد
10:45
بلکه رحمت و فضیلت است
10:48
اما حرام است
10:50
نوحه و نوحه
10:52
و گریه همراه با آنها
10:54
یا یکی از آنها
10:55
و او گفت
10:57
مومن در هر شرایطی خوب است
11:01
یعنی امور مؤمن در هر موقعیتی همه خوب است
11:05
او در امور خود خوب است
11:08
و او در روزهای بدش خوب است
11:11
در اولی ثواب شکرگزاران را می برد
11:15
در دومی ثواب بیمار را می برد
11:19
و او گفت
11:20
روحش از پهلوهایش جدا می شود
11:24
خداوند متعال را حمد می کند
11:26
یعنی افراد صالح زیادی خواهید یافت
11:30
روحش محو می شود و خداوند متعال را شکر می کند
11:34
حمد و ستایش خدا را فراموش نکرد
11:36
حتی در این لحظه شدید
11:39
و تو هم پیداش کنی
11:41
او از بیماری های دردناکی رنج می برد
11:43
زبانش از ذکر و حمد خدا مرطوب است
11:46
رضایت به آنچه خدا مقدر کرده است
11:48
در تسلیم امر خداوند متعال
11:52
از عایشه رضی الله عنها
11:57
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
12:00
قبل از عثمان بن مادون
12:03
مرده و گریه می کند
12:05
یا می گفت چشمانش آب می ریزد
12:09
در این حدیث
12:13
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:16
قبل از عثمان بن مادون
12:18
و او مرده است
12:19
و او رضی الله عنه گریه می کرد.
12:22
یا گفت
12:23
چشمانش آب می ریزد
12:26
یعنی می ریزند و اشک هایشان جاری می شود
12:29
و در حدیث
12:31
دلیل بر اینکه بوسیدن مسلمان پس از مرگ و گریه بر او جایز است
12:36
مگر اینکه با زنگ خطر، ناله یا مانند آن همراه باشد
12:41
ابوبکر صدیق رضی الله عنه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بوسید.
12:48
و عثمان بن مادون رضی الله عنه
12:51
او یکی از دو نفر اول است
12:54
پس از سیزده مرد مسلمان شد
12:57
او در اولین هجرت به حبشه مهاجرت کرد
13:00
او روزه دار و مقتدر بود
13:03
مطیع خداوند متعال هستند
13:06
از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید:
13:11
فرزندی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد
13:16
رسول خدا بر قبر نشسته است
13:19
چشمانش را دیدم که اشک میریزد
13:22
و او گفت
13:24
آیا در بین شما مردی هست که امشب رابطه جنسی نداشته باشد؟
13:27
ابوطلحه گفت
13:29
من
13:30
او گفت
13:31
بیا پایین
13:33
پس در قبر او فرود آمد
13:35
در این حدیث
13:38
انس بن مالک رضی الله عنه می گوید
13:41
فرزندی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد
13:46
یعنی تشییع جنازه و نماز بر او و دفن او را شاهد بودیم
13:51
و این برای یک دختر است
13:53
او ام کلثوم است
13:55
همسر عثمان بن عفان رضی الله عنه
13:59
و او گفت
14:00
رسول خدا بر قبر نشسته است
14:03
یعنی رضی الله عنه کنار قبر نشسته بود
14:09
و او گفت
14:10
چشمانش را دیدم که اشک میریزد
14:13
یعنی می ریزند و اشک هایشان جاری می شود
14:16
با رضایت کامل از اراده و تقدیر الهی
14:20
و او گفت
14:21
و او گفت
14:22
آیا در بین شما مردی هست که امشب رابطه جنسی نداشته باشد؟
14:26
یعنی امشب با خانواده اش رابطه نداشت
14:29
شاید حکمتی در آن باشد
14:32
فرود آمدن در قبر برای رسیدگی به مسئله زنان
14:36
برای مردی که نزدیک به اختلاط با زنان است مناسب نیست
14:40
تا روحش آرام و آرام شود
14:43
مثل فراموشی شهوت
14:46
واجب است مردی را که در آن شب با خانواده اش همبستر نشد در قبر بگذارند.
14:52
حتی اگر برای آن مرده محرم نبود
14:56
پس ابوطلحه در قبر او فرود آمد
14:59
معلوم است که از محرمان او نیست
15:02
این نشان دهنده جواز است
15:05
بهره مند شوند
15:09
ابن قیم رحمه الله گفت
15:12
و اما گریه او رضی الله عنه
15:15
مثل خنده هایش بود
15:18
این یک نفس یا صدای بلند نبود
15:21
خندههایش هم یک خرافات نبود
15:24
اما چشمانش پر از اشک بود تا اینکه مورد غفلت قرار گرفت
15:28
صدای خس خس سینه اش را می شنود
15:31
گاهی گریه اش از روی رحمت بر مرده بود
15:35
گاه از ترس امت خود و ترحم بر آن
15:40
گاهی از ترس خدا
15:43
گاهی هنگام شنیدن قرآن
15:46
فریاد اشتیاق و عشق و تکریم است
15:50
همراه با ترس و دلهره
15:53
بقیه صحبت ها انشاالله
15:58
و خدا داناتر است
16:01
صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد
16:04
و بر همه خانواده و یارانش