از مجموعهٔ الشمائل المحمدية (اكتملت السلسلة) · درس 23 از 40

الشمائل المحمدية | الحلقة (23) | باب ما جاء في كلام رسول الله ﷺ في السَّمر

◉ 151 بازدید ⏱ 25:14 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:07 با قلم های اشتیاق و مرکب عشق
0:11 دلها را گرانبهاتر از طلا می نویسیم
0:15 در وصف استاد آفرینش رضی الله عنه
0:20 شمایل محمد
0:30 باب آنچه در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد سمر آمده است.
0:38 سمر به معنای صحبت در شب است
0:41 منشا قهوه ای رنگ مهتابی است
0:44 چون در مورد آن صحبت می کردند
0:47 قال عایشه رضی الله عنها
0:52 11 زن نشستند
0:55 پس تعهد دادیم و قرارداد بستیم
0:58 آیا چیزی را از شوهر خود پنهان نمی کنند؟
1:02 او اولین مورد را گفت
1:04 شوهرم گوشت شتر شلخته داشت
1:06 بر فراز کوهی ناهموار
1:09 بلند شدن آسان نیست
1:11 چاق نیست، بنابراین حرکت می کند
1:14 دومی را گفت
1:16 شوهرم، من خبر ندارم
1:18 میترسم ترک نکنم
1:21 اگر او را یاد کنم، ثواب و ثواب او را به یاد می آورم
1:25 سومی را گفت
1:27 شوهر دوست داشتنی من
1:29 اگر صحبت کنم آزاد می کنم
1:31 اگر سکوت کنم نظر خواهم داد
1:33 گفت چهارمی
1:36 شوهر من کالیل تیهاما است
1:38 نه گرما هست و نه آسایش
1:40 بدون ترس و خستگی
1:43 گفت پنجمین
1:45 اگه شوهرم وارد بشه پلنگ میشه
1:48 و اگر شیری بیرون بیاید
1:50 از او درباره آنچه وعده داده سؤال نمی شود
1:52 گفت شش
1:54 شوهرم لپه خورد
1:57 اگر مشروب بخورد راحت می شود
1:59 و اگر دراز بکشد بهبود می یابد
2:01 و کف دست وارد نمی شود
2:03 برای آموزش صدا و سیما
2:05 گفت هفتم
2:08 شوهرم از من می ترسد
2:10 یا گایا
2:12 درخواست کنید
2:14 هر بیماری یک بیماری دارد
2:16 شاجک یا فلک
2:18 یا همه مال خودت رو جمع کن
2:20 گفت هشت
2:22 شوهرم به خرگوش دست زد
2:25 و باد بوی انگور است
2:28 گفت نه
2:31 شوهر من مردی عالی رتبه است
2:33 بلند نژاد
2:35 خاکستر عالی
2:37 خانه نزدیک باشگاه است
2:39 گفت ساعت ده
2:41 شوهر من مالک است
2:43 و چه بلایی سر شما آمده است؟
2:45 چه چیزی بهتر از این؟
2:47 او شترهای مبارک زیادی دارد
2:51 چند سالن تئاتر
2:53 اگر صدای المظهر را بشنویم
2:56 من مطمئن هستم که آنها تهدید شما هستند
2:59 گفت یازده
3:01 شوهر من پدر خروس است
3:03 و او پدر زراء نیست
3:05 مردم از جواهرات گوش من
3:08 و از چربی اندام تناسلی من پر شده بود
3:11 و به من لبخند زد
3:13 پس با خودم فریاد زدم
3:15 مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت
3:18 مرا در زمره اهل ناله و زمزمه و لگدمال و خرخر قرار دادی
3:24 بعد می گویم: «زشت نباش.»
3:27 و دراز می کشم و صبح می شود
3:30 و می نوشم و مریض می شوم
3:32 مادر پدرم کاشت
3:35 مادر پدرم چیزی نکارد
3:38 آکومها راده
3:40 و خانه او بزرگ است
3:42 ابن ابی زرعه
3:44 ابن ابی چیزی نساخت
3:46 متجاا کمسل شطبا
3:49 و بازوی جفره او را راضی می کند
3:52 دختر ابوذره
3:54 دختر پدرم چیزی نکارد
3:56 پدرش داوطلب شد
3:58 و مادرش داوطلب شد
4:00 و پوشش او را پر کرد
4:02 و عصبانیت همسایه اش
4:04 کنیز پدرم
4:06 کنیز پدرم چیست؟
4:09 گفتگوی ما را پخش نکنید
4:12 و آینه ما پاک نشود
4:16 خانه ما را پر از لانه نکنید
4:19 او گفت
4:22 ابوزراء بیرون رفت و آجرها به هم می خوردند
4:25 او زنی را با دو پسر پیدا کرد که شبیه دو پلنگ بودند
4:30 با دو انار زیر کمرش بازی می کنند
4:34 پس از من طلاق گرفت و با او ازدواج کرد
4:37 سپس با مرد مخفی ازدواج کرد
4:40 شریا سوار شد
4:42 و آن را به صورت مکتوب گرفت
4:44 او به من نعمت های فراوان بخشید
4:47 و از هر بو یک جفت به من داد
4:51 و او گفت
4:52 بخورید یا بکارید و خانواده خود را ببینید
4:56 اگر همه چیز را جمع کنم به من می دهد
4:59 چیزی که کوچکترین گلدان گیاهان پدرم بود
5:03 عایشه رضی الله عنها گفت
5:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
5:10 من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم
5:17 این حدیث از آنچه در ثمر پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است
5:22 با چند تا از همسرانش
5:24 اجتماعی و مهربان
5:26 این بخشی از رفتار خوب و روح مهربان است
5:29 و شوخی شیطان
5:31 صحبت های ملوان، مهمانی و داستان ها
5:34 چه روحی در آن آرامش می یابد
5:37 و از دل ها دور می شود
5:39 با جامعه پذیری صحبت می کرد
5:42 همه اینها یک هدف مشروع است
5:45 این داستان طولانی است که عایشه رضی الله عنها برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرده است.
5:53 درباره این زنان در اخبار هر یک از آنها و شوهرش
5:58 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان یک همنشین و همنشین خوب به او گوش فرا داد.
6:05 در آن یازده زن در یک جلسه جمع شدند
6:10 ما متعهد شدیم که چیزی را از شوهرانشان پنهان نکنیم
6:15 خواه ستایش باشد یا توهین
6:19 برخی از شوهرش با ستایش یاد کردند
6:22 برخی از آنها با لیوان از او یاد کردند
6:25 زن اول در وصف شوهرش گفت
6:28 شوهرم گوشت شتر شلخته داشت
6:31 یعنی مثل گوشت شتر خیلی بدون چربی است
6:35 بالای یک کوه
6:37 بالا رفتن از این کوه آسان نیست
6:40 چون سنگ های زیادی دارد
6:43 و گوشت چاق است پس منتقل می شود
6:46 یعنی برای انتقال آن سختی ها را تحمل می کند
6:49 فردا است
6:51 یعنی برای انتقال آن سختی ها را تحمل می کند
6:54 از شوهرش راضی نیست
6:57 به خاطر شخصیت بد و طبیعت خشنش
7:00 او آن را به گوشت شتر تشبیه می کند
7:03 که روح آن را بهبود می بخشد
7:05 او شخصیت بد خود را به کوهی ناهموار تشبیه کرد
7:09 ای کاش او با فراوانی اش در دسترس و آسان برای صعود بود
7:14 بلکه بر فراز کوهی صعب العبور است
7:17 و در عین حال
7:19 او لیاقت تحمل سختی ها را به خاطر او ندارد
7:23 برای رسیدن به آن
7:25 زن دوم گفت
7:29 شوهرم من هیچ خبری ندارم
7:31 یعنی اخبار و توضیحات ایشان را فاش و پخش نمی کنم
7:35 میترسم ترک نکنم
7:38 یعنی می ترسم شرح و تجربه او را ذکر کنم
7:42 من هیچ یک از تجربیات او را پشت سر نمی گذارم
7:45 به دلیل طول و فراوانی آن
7:47 یعنی ایرادات و معایب زیادش
7:50 من نمی توانم ذکر او را برآورده کنم
7:53 اگر او را یاد کنم، ثواب و ثواب او را به یاد می آورم
7:57 منشأ یرقان برآمدگی وریدهای گردن است
8:01 و تورم ناف
8:04 انگار به او گفته بود که عیب های آشکار و پنهانی دارد
8:09 من از نقص هایی که به دلیل ناتوانی جنسی ظاهر می شود آگاه بودم
8:12 که تورم رگ هاست
8:15 او عیوب پنهانی دارد که فقط زنان از آن خبر دارند
8:19 و من به او حسادت می کردم
8:21 که برآمدگی ناف است
8:24 زن سوم گفت
8:28 شوهر عاشق
8:30 و طولانی است
8:32 و معنی
8:33 چیزی بیش از طول بی فایده نیست
8:37 اگر صحبت کنم آزاد می کنم
8:39 اگر سکوت کنم نظر خواهم داد
8:41 یعنی اگر حرفی زد و گفت و به او رسید
8:46 او آن را آزاد خواهد کرد
8:48 حتی اگر در مورد کاستی های آن سکوت کنید
8:50 برای او مانند یک قاشق آویزان است
8:53 نه متاهل نه طلاق
8:56 زن چهارم گفت
9:01 شوهر من کالیل تیهاما است
9:03 شما می خواهید به آن آسیبی نرسد
9:06 بلکه آسایش و لذت است که مانند شب تیهاما زندگی کنیم
9:10 ملایم خوشمزه
9:12 نه گرمای بیش از حد وجود دارد و نه سرمای بیش از حد
9:16 و تیهاما
9:17 این دشت ساحلی دریای سرخ از سمت آسیایی است
9:22 بدون ترس و خستگی
9:25 یعنی به خاطر اخلاق سخاوتمندانه از او نمی ترسم
9:28 او از من خسته نمی شود یا در مورد من کنجکاو نمی شود و از شرکت من خسته نمی شود
9:33 و او بد اخلاق نیست
9:35 از بودن با او خسته شده ام
9:37 زن پنجم گفت
9:41 اگه شوهرم وارد بشه پلنگ میشه
9:43 و اگر شیری بیرون بیاید
9:45 یعنی اگر وارد خانه شود
9:48 مثل پلنگ زیاد می خوابید
9:51 میخوای بخوابه
9:53 او عیوب خانه را که باید برطرف کنم نادیده می گیرد
9:57 یا از رسیدگی به وسایل و پول های گمشده در خانه و آنچه که باقی مانده است غفلت می کند
10:03 او را برای کم یا زیاد مسئول نمی داند
10:07 و اگر بیرون از خانه باشد
10:09 او در شجاعت، قدرت و خشمش مانند یک شیر بود
10:14 او می خواهد که او با او مهربان باشد
10:17 بیرون از خانه، او شجاع، قوی و عصبانی خواهد بود
10:22 از او درباره آنچه وعده داده سؤال نمی شود
10:24 یعنی از او در مورد پول و امثال آن که برای تکمیل سخاوتش در خانه گذاشته است، سؤال نمی کند
10:31 زن ششم گفت
10:35 شوهرم لپه خورد
10:37 یعنی پوستش را می خورد
10:40 او هیچ غذایی را پشت سر نمی گذارد
10:43 نورد در غذا است
10:45 بسیاری از آن، در حالی که انواع آن را مخلوط می کند
10:48 تا زمانی که چیزی از آن باقی نماند
10:51 همینطور اگر شریب مریض شد
10:53 اوست که در ظرف چیزی باقی نمی گذارد
10:56 شفافیت از کلمه شفافیت گرفته شده است
11:00 این نوشیدنی باقی مانده در ظرف است
11:03 و اگر بخوابد برمی گردد
11:05 یعنی خودش را به تنهایی در یک قسمت خانه در لباس هایش پیچید و آنها را گرفت
11:11 او در مورد آن افسرده است
11:14 او برای اطلاع از پخش، کاف را وارد نمی کند
11:17 یعنی کف دستش را داخل لباس من نمی کند
11:20 برای دانستن غمی که دارم
11:23 این به دلیل عدم علاقه و نزدیکی او به او است
11:26 او را لمس نمی کند، او را نوازش نمی کند و با او همسری نمی کند
11:31 او نیاز او را برآورده نمی کند
11:33 او از ناراحتی و ناراحتی خود به او شکایت نمی کند
11:36 او در انتقاد از او، پستی و بخل را در هم آمیخت
11:40 و روابط بد با خانواده اش
11:43 و عدم تمایل او به ازدواج
11:46 با میل بیش از حد او به غذا و نوشیدنی
11:49 این در میان اعراب بسیار مذموم است
11:52 زن هفتم گفت
11:56 شوهرم حسوده
11:59 یعنی پوشیده از جهل اوست
12:02 از لغو که ناامیدی است
12:05 یا ایا گفت
12:08 از نابینایی که ناتوانی است
12:11 می گفتند لجباز است
12:13 چه کسی از رابطه زناشویی خسته شده است؟
12:16 انجام آن کاملا غیر ممکن است
12:19 چه احمق احمقی
12:21 گفته شد که او نمی تواند صحبت کند
12:24 سپس لب هایش بسته شد
12:27 هر بیماری یک بیماری دارد
12:29 یعنی هر بیماری که بین افراد فرق می گذارد
12:32 یعنی ایراد داره
12:34 در آن جمع شدند
12:36 شاجک یا ویلاک
12:38 یا هر دو را برای شما جمع آوری کنید
12:40 یعنی اگر با او شوخی می کرد
12:43 به سرش بزن
12:45 و اگر عصبانی شدی
12:47 یکی از اعضای بدنش را شکست
12:49 یا پوستش را شکافت
12:51 یا همه را با هم اضافه کنید
12:53 از کتک زدن و زخمی شدن
12:55 اندام شکسته و تکلم دردناک است
12:58 زن هشتم گفت
13:02 شوهرم به خرگوش دست زد
13:05 و باد بوی انگور است
13:07 او آن را به عنوان داشتن پوست صاف توصیف کرد
13:10 مثل موهای خرگوش نرم
13:12 گفته شد منظور از گفتار او «دست زدن به خرگوش» بود.
13:16 یعنی نرمی و سخاوت شخصیت
13:19 و او یک نژاد خوب است
13:21 برای تمیزی و استفاده خوبش
13:24 و انگور خوب است
13:26 یا درختی خوشبو
13:30 زن نهم گفت
13:32 شوهر من مردی عالی رتبه است
13:35 این ستونی است که خانه را نگه می دارد
13:38 یعنی خانه ای که در آن زندگی می کند
13:41 رتبه بالا
13:43 برای مهمانان و کسانی که نیاز به دیدن آن دارند
13:46 گفته شد منظورم رکن بالاست
13:49 آن را مایه افتخار و برکت توصیف کرد
13:53 یعنی خانه اش حساب شده است
13:56 قد بلند نجد یعنی قد بلند
14:00 خاکستر عالی
14:02 چون آتشش خاموش نمی شود
14:04 تا مهمانان را به او راهنمایی کند
14:06 خاکستر زیاد خواهد بود
14:09 این نشان دهنده سخاوت اوست
14:11 خانه نزدیک باشگاه است
14:14 باشگاه شورای مردمی است
14:17 یعنی اگر قومش در مورد موضوعی مشورت می کردند
14:20 بر نظر او تکیه کردند
14:22 و گفته شد
14:23 او را سخاوتمند و مهربان توصیف کرد
14:26 او نزدیک به باشگاه زندگی نمی کند
14:29 به جز این ویژگی
14:31 چون دو مهمان به باشگاه می روند
14:34 و چون صاحبان باشگاه
14:36 آنها آنچه را که نیاز دارند می گیرند
14:38 در شورای آنها از خانه ای نزدیک به باشگاه
14:42 افراد بدجنس از باشگاه دوری می کنند
14:47 زن دهم گفت
14:49 شوهر من مالک است
14:51 و چه بلایی سر شما آمده است؟
14:53 چه چیزی بهتر از این؟
14:55 این احترام برای شوهرش است
14:58 اسمش مالک بود
15:00 و بهتر از آنچه از شرح آن به یاد خواهید آورد
15:04 او شترهای مبارک زیادی دارد
15:07 یعنی صاحب شترهای مبارک زیادی است
15:10 محل نهر اوست
15:12 چند سالن تئاتر
15:15 یعنی خیلی از آن به مراتع هدایت نمی شود
15:19 برای آماده سازی او برای دو مهمان
15:21 تا اگر نزد او آمدند مقداری از آن را برایشان ذبح کند
15:25 این نشان دهنده سخاوت اوست
15:28 و اگر صدای المظهر را بشنویم
15:30 یعنی تهدید شما هستند
15:33 یعنی اگر شتران صدای المظهر را می شنیدند
15:36 از آمدن این دو مهمان خوشحال شد
15:39 شترها می دانستند که هلاک خواهند شد
15:42 و شما برای غذا دادن به آنها ذبح خواهید کرد
15:44 و گل
15:45 به خدا یک ساز موسیقی است
15:49 او از شوهرش خواست که اگر دو مهمان با او بیایند، شترش را پس بدهد
15:54 برایشان آلات موسیقی آورد
15:56 و مقدارى از آن شترها را براى آنها ذبح كن
15:59 زن یازدهم گفت
16:03 او مادر گیاهان است
16:05 اتیکا بنت یا کیمیل بن سعیده یمن
16:09 شوهر من پدر خروس است
16:11 یعنی کنیه اش ابوذره است
16:13 پدر زارا چیست؟
16:15 منظورت تجلیل است
16:18 مردم از جواهرات گوش من
16:21 یعنی گوشم را پر از جواهرات کرد
16:24 و از چربی اندام تناسلی من پر شده بود
16:27 استخوان بازو بین آرنج و شانه قرار دارد
16:31 منظور این است که مرا فربه کرد و از خوردن، بدنم را پر از چربی و گوشت کرد
16:37 او تخصص ارگ را نمی خواست
16:39 اما اگر چاق شوند دیگران چاق می شوند
16:43 او گفت
16:45 او باعث افتخار من شد و من هم برای خودم افتخار کردم
16:48 هر استخوانی برای خودم
16:50 بنابراین برای من عالی شد
16:52 مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت
16:55 یعنی مردمش گوسفنددار بودند
16:58 آنها شتر و اسب ندارند
17:01 آنها ثروتمند نبودند
17:03 اعراب به صاحب گوسفندان احترام نمی گذارند
17:06 بلکه به اهل اسب و شتر حمله می کنند
17:10 در محلی به نام شق زندگی می کردند
17:14 یا مراد شکافتن کوه است
17:16 به خاطر کمیابی و کمبود گوسفندانشان
17:19 کوه به سمت او شکافت
17:22 گفته شد مراد این بود که مرا با رزق و تلاش و مشقت فراوان یافت
17:28 او گفت
17:29 پس مرا از اهل ساحل و حوت قرار داد
17:33 صدای ناله اسب
17:35 آتات صدای شتر است
17:38 منظور این است که او را از صاحبان اسب و شتر قرار دهند
17:43 و بگو
17:44 لگدمال شده و تصفیه شده
17:46 یعنی زیر پا گذاشتن گیاه برای بیرون آوردن عشق از گوش
17:50 غذا آب می شود
17:52 هر گونه پوسته یا مانند آن مخلوط شده با آن را از بین می برد
17:56 و معنی
17:57 او آن را از شدت زندگی و تلاش خود به حرکت درآورد
18:00 به ثروت هنگفت اسب، شتر و محصولات زراعی
18:05 و بگو
18:06 بعد می گویم: «زشت نباش.»
18:09 یعنی حرف من قابل اعتراض و مردود نیست
18:12 و دراز می کشم و صبح می شود
18:15 یعنی تا صبح میخوابم
18:17 چون خدمتکارانی داشت که کارهای خانه را برای او انجام می دادند
18:23 و من می نوشم و خودم را آرام می کنم
18:25 یعنی تا زمانی که از شدت شرب تظاهر به نوشیدن نکنم می نوشم
18:29 هیچ چیز نوشیدنی ام را قطع نمی کند
18:31 سپس زن مادر شوهرش ابوذر را ستود.
18:37 و او گفت
18:38 مادر پدرم کاشت
18:39 مادر پدرم چیزی نکارد
18:41 آکومها راده
18:43 آکوم ظروفی است که توشه در آنها جمع آوری می شود
18:48 و بزرگ است
18:50 و او گفت: "خانه اش بزرگ است."
18:53 یعنی خانه اش بزرگ و جادار است
18:56 سپس ابن ابی زور را مدح کرد.
18:59 و او گفت
19:00 تخت او مانند یک سرگرمی برای نوشتن است
19:03 هر جای خواب مانند یک برگ خط کشیده به نظر می رسد
19:07 شما می خواهید بافت آن از نظر چابکی و سبکی شبیه شمشیر باشد
19:12 و او می گوید
19:13 و بازوی کفر او را راضی می کند
19:16 الجفره بز ماده ای است که به چهار ماهگی رسیده است
19:21 و آنچه او می خواهد
19:22 او کم می خورد
19:24 اعراب این را می ستایند
19:27 سپس زن دختر ابوزور را ستود.
19:31 و او گفت
19:32 پدرش با میل و مادرش با میل
19:36 یعنی مطیع پدر و مادرش
19:39 از آنها سرپیچی نکنید
19:41 و پوشش آن را پر کنید
19:43 یعنی به خاطر چاقی لباسش را پر می کند
19:46 و عصبانیت همسایه اش
19:48 یعنی باعث رنجش او می شود
19:50 برای زیبایی، ادب و پاکدامنی اش
19:54 سپس کنیز ابوذره را ستود
19:58 و او گفت
19:59 صحبت های او را بی رویه پخش نکنید
20:03 یعنی صحبت ها و اسرار آنها را پخش و پخش نکنید
20:07 و آینه ما پاک نشود
20:10 یعنی غذای آنها را خراب نکنید
20:12 آن را جدا نکنید و با آن همراهی نکنید
20:15 آنچه از آن به عنوان صداقت توصیف می شود
20:18 خانه ما را پر از لانه نکنید
20:21 یعنی زباله هایی مانند لانه پرندگان را در خانه پراکنده نگذارید
20:26 بلکه به نفع خانه است
20:29 مراقب تمیز کردنش باشید
20:33 سپس ام زراء تغییری را که در زندگی او با ابو زراء رخ داده بود ذکر کرد.
20:38 وقتی زن دیگری را دید
20:41 پس با او ازدواج کرد و از ام زر طلاق گرفت.
20:44 او گفت
20:45 ابوزراء بیرون رفت و آجرها به هم می خوردند
20:49 قابلمه ها ظرف شیر هستند
20:52 هم بزنید تا کره گرفته شود
20:54 او زمان خروج او را می خواست
20:57 زمان باروری و بهار خوب بود
21:00 او گفت
21:02 او زنی را با دو پسر پیدا کرد که شبیه دو پلنگ بودند
21:06 دلیل وصف او نیکی فرزندانش است
21:09 هشدار درباره دلیل ازدواج پدرم با او
21:13 چون اعراب پسر می خواستند
21:16 یکی از زنان بزرگوار در منش و اخلاق
21:20 و بگو
21:22 با دو انار زیر کمرش بازی می کنند
21:25 یعنی دو حرکت زیر وسطش
21:28 با سینه های کوچک زن بازی می کنند
21:31 آنها در زیبایی خود مانند انار هستند
21:35 او گفت
21:36 پس از من طلاق گرفت و با او ازدواج کرد
21:39 بعد تو بگو
21:40 سپس با مرد مخفی ازدواج کرد
21:43 یعنی بعد از کاشت پدرم با مرد شریفی ازدواج کردم
21:47 شریا سوار شد
21:49 یعنی با پشتکار و بدون وقفه به راه رفتن خود ادامه می دهد
21:54 و آن را به صورت مکتوب گرفت
21:56 خط نیزه است
21:58 منسوب به مکانی در یمن است
22:01 از او نیزه بیاور
22:03 او به من نعمت های فراوان بخشید
22:06 یعنی برایش شتر زیادی آورد
22:10 فرد ثروتمند پول زیادی دارد و چیزهای دیگر
22:13 از جمله ثروت در پول است که فراوانی آن است
22:17 و بگو
22:18 و از هر بو یک جفت به من داد
22:22 یعنی همه چیز را به او می داد
22:25 او از میان شتر، گاو، گوسفند و برده دو به دو می رود
22:29 یعنی دو به دو
22:31 این احتمال وجود دارد که او شوهر داشته باشد
22:34 هر نوع
22:36 و او گفت
22:37 بخورید یا بکارید و خانواده خود را ببینید
22:40 یعنی برای خانواده خود دعا کنید و با آنها خوب رفتار کنید و به آنها غذای فراوان بدهید
22:45 او گفت
22:47 اگر همه چیز را جمع می کردم به من می داد
22:50 چیزی که کوچکترین گلدان گیاهان پدرم بود
22:53 یعنی هر چه مرا به آن شرفیاب کرد
22:56 هیچ ارزشی به آبروی ابوذر ندارد
22:59 او این شوهر دوم را توصیف کرد
23:02 با افتخار به خود، ثروت و شجاعت
23:06 و لطف و سخاوت
23:08 چون به او اجازه داد از پولش هر چه می خواهد بخورد
23:12 او هر چه بخواهد به خانواده اش می دهد و در آبروی خود مبالغه می کند
23:17 اما محل ابوزرعه در آنجا قرار نداشت
23:21 و مقدار زیادی از آن، نه کم، کاشته می شود
23:25 با بدرفتاری پدرش بالاخره او را طلاق داد
23:29 اما عشق او به او باعث شد شوهرش از او متنفر شود
23:33 همانطور که گفته شد
23:35 عشق فقط برای اولین عاشق است
23:38 پس از مادر مؤمنان، عایشه رضی الله عنها ماجرا را بیان کرد
23:44 این داستان از پیامبر صلی الله علیه و آله است
23:47 او به او گفت
23:49 من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم
23:52 وی در روایتی افزود
23:54 با این حال من تو را طلاق نمی دهم
23:57 یعنی زندگی من با تو در شرف و عشق بود
24:01 همان گونه که شرح حال ابوذره و ام زرع بود
24:05 این از تواضع او رضی الله عنه است
24:08 و اخلاق خوبش
24:10 وگرنه خدا رحمتش کنه
24:13 او از هیچ کس دیگری تقلید نمی کند
24:15 بلکه از او و صفات و اخلاق نیکوی او تقلید می کند
24:20 او از صحبت کردن سود می برد
24:22 ذکر فضایل زن برای مردان جایز است
24:26 اگر ناشناس باشند
24:28 غیر از کمک ها
24:30 خبر دادن به مردان جایز است
24:33 با عشقش به همسرش
24:35 و در آن فضیلت عایشه رضی الله عنها است
24:38 و ظرفیت حفظ و حافظه آن
24:41 با سن کمش
24:43 و اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای او دعا کرد
24:47 به خاطر او
24:49 و این حدیث
24:51 چندین مزیت دارد
24:53 ذکر آن زمان زیادی می برد
24:55 شاید انشاالله سریال خاصی را به آن اختصاص دهیم
25:00 بقیه صحبت ها انشاالله
25:04 و خدا داناتر است
25:06 صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد
25:09 و بر همه خانواده و یارانش