از مجموعهٔ مفاهيم أهل السنة (اكتملت السلسلة) · درس 162 از 1189

خلاصة مفاهيم أهل السنة | المفهوم (211) | قيمة الإيمان في الحياة وثمراته

◉ 0 بازدید ⏱ 5:51 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 خلاصه مفاهیم اهل سنت
0:08 ارزش ایمان در زندگی و ثمرات آن
0:14 اولاً مهمترین ارزش ایمان این است که علم به حقیقت اول است
0:21 وجود خداوند متعال
0:23 آن علم که در نفس انسان اعتبار ندارد، علم به وجود هر چیز دیگری است مگر به وسیله آن
0:32 او متوجه می شود که هستی آفریده خداست
0:35 از این رو انسان با شناخت ماهیت خود با هستی سروکار دارد
0:40 او همچنین قوانین حاکم بر او را می داند
0:43 او بر اساس این درک حرکت خود را با حرکت این وجود بزرگ هماهنگ می کند
0:49 او از قوانین جهانی خود عدول نمی کند
0:52 او از این ثبات راضی است
0:54 با تمام هستی به سوی خالق هستی می رود
0:58 در اطاعت، تسلیم و صلح
1:01 بنده خدایی که با او متحد است و شریکی ندارد
1:05 این یک ویژگی ضروری برای هر انسانی است
1:09 اما برای گروهی که بشریت را به هستی نهایی می رساند لازم است
1:16 ثانیاً ارزش ایمان در رسیدن به آرامش روانی نیز هست
1:23 و به جاده اعتماد کن
1:25 و بدون سردرگمی، تردید، ترس یا ناامیدی
1:29 اینها ویژگی های لازم برای هر انسانی در سفر خود از طریق مجاری ادراری است
1:34 اما برای رهبری که راه را طی می کند لازم است
1:39 او بشریت را در این راه هدایت می کند
1:43 ثالثاً ارزش ایمان در رهایی از امیال، علایق، اهداف و دستاوردهای شخصی است
1:51 دل به هدفی فراتر از خودش وابسته می شود
1:55 او احساس می کند که کاری به این موضوع ندارد، بلکه این دعوت خداست و در آن مورد پاداش خداوند قرار می گیرد.
2:04 این احساس برای کسانی که وظیفه رهبری به آنها سپرده شده ضروری است
2:09 تا اگر گله گمراه از او روی برگرداند یا به خاطر ندا آسیبی ببیند، ناامید نشود.
2:16 او فریب نمی خورد اگر توده ها به او پاسخ دهند یا گردنشان را خم کنند، زیرا او فقط یک کارمند است.
2:24 چهارم، ایمان به خدا دلیل بر سرزندگی طبیعت و سالم بودن گیرنده های آن است
2:32 و بر صداقت ادراک انسان و سرزندگی ساختار انسان
2:38 و وسعت در میدان احساس حقایق هستی
2:43 همه اینها شرایط موفقیت در زندگی واقعی است
2:48 پنجم اینکه ایمان به خدا نیروی محرکه است
2:54 همه جنبه های انسان را گرد هم می آورد و به یک مقصد هدایت می کند
3:01 آن را رها می کند تا قدرتش را از قدرت خدا بگیرد
3:05 و برای رسیدن به اراده او تلاش کند
3:09 در جانشینی زمین و بازسازی آن و جلوگیری از فساد و نزاع از آن
3:14 و در ترویج و رشد زندگی
3:17 با پی بردن به حقیقت فنای آن و بقای آخرت
3:22 او کار خود را در این دنیا به آرزوی آخرت تبدیل می کند
3:26 این نیز یکی از شرایط موفقیت در زندگی واقعی است
3:31 ششم اینکه ایمان به خدا انسان را از بندگی هوس رها می کند
3:38 بردگی بردگان است
3:41 شکی نیست که انسان با بندگی خدا آزاد می شود
3:46 تواناترین خلافت روی زمین، خلافت صالح و صالح است
3:51 هفتم، ایمان، اساس فضایل و افسار رذایل است
3:57 قوت وجدان و پشتوانه عزم در زمان سختی
4:01 و مرهم صبر در هنگام بدبختی
4:04 ستون قناعت و خشنودی در حضور خود
4:07 و نور امید در سینه ها
4:10 تسلی و اطمینان برای روح ها وقتی زندگی باعث می شود احساس تنهایی کنند
4:15 و تسلی دلها به هنگام فرا رسیدن مرگ یا نزدیک شدن به ایام آن
4:20 پیوند بین انسانیت و آرمان های والایش
4:25 هشتم، با از دست دادن ایمان، شانس بدتری در زندگی داریم
4:31 پایین ترین رتبه در مقیاس موجودات
4:34 یکی از متواضع ترین حیوانات، نفرت انگیزترین حشرات و وحشی ترین شکارچیان
4:39 حیوانات هم مثل ما گرسنه می شوند
4:42 اما او از دغدغه های معیشت و ترس از فقر و ذلت خواستن آزاد است.
4:47 او همانطور که ما به دنیا می آوریم به دنیا می آید و همانطور که ما از دست می دهیم فرزندانش را از دست می دهد
4:52 اما او از وحشت سوگواران و ترس از یتیم بودن راحت است
4:57 آنها در بدن خود رنج می برند همانطور که ما رنج می بریم
5:01 اما از آنچه دلها را می خورد و پیوندهای خویشاوندی را قطع می کند و وحدت را می شکافد آرام می گیرد.
5:08 مانند حسادت، دروغ و غیبت
5:11 همانطور که ما مریض می شویم او بیمار می شود و همانطور که ما می میریم می میرد
5:15 اما او از فکر کردن به نتیجه مرگ استراحت می کند
5:20 اگر ایمان نداشته باشیم ما را سرگرم می کند و ما را راضی می کند و دلداری می دهد
5:25 ما بدبخت تر و گمراه تر از حیوانات غول پیکر بودیم
5:30 و خداوند متعال در وصف کافران راست گفت
5:34 یا فکر می کنید که اکثر آنها گوش می دهند یا می فهمند؟
5:39 آنها مانند چهارپایانند، بلکه گمراهترند