از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة) · درس 47 از 50

مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (68) | حال السلف مع النعم، وشكر المنعم

◉ 0 بازدید ⏱ 11:41 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:09 حکمت، رفتار نیک و سخنان نیکو
0:18 معاویه رضی الله عنه گفت
0:21 من شمشیر خود را در جایی که تازیانه ام بس است نمی گذارم
0:25 تازیانه ام را جایی نمی گذارم که زبانم برایم کافی باشد
0:30 حتی اگر بین من و مردم کوتاهی مو باشد
0:35 گفته شد چطور؟
0:38 گفت: اگر تمدید می کردند، نگه می داشتم
0:43 اگر خالی بود تمدیدش می کنم
0:46 پیرزنی نزد قیس بن سعد رضی الله عنه ایستاد و گفت:
0:52 من از کمبود موش از شما گله دارم
0:55 گفت: این استعاره چقدر خوب است؟
0:59 خانه او را با نان و گوشت و قیمه و خرما پر کنید
1:04 از عروة بن الزبیر رحمه الله فرمود:
1:09 نه مردی که اگر وارد آن شد از شر آن خلاص شد
1:14 اما یک مرد آرزوی چیزها را دارد تا در آنها نیفتد
1:19 عمر بن عبدالعزیز رحمه الله گفت
1:23 من قبول دارم که برای مسلمانان مسئله عدالت را مطرح کنم
1:29 می ترسم دلشان تاب نیاورد
1:33 پس طمع دنیا را با خود برد
1:37 اگر دلها از این بیگانه شود به این بسنده می کنند
1:42 عبدالملک بن عمر بن عبدالعزیز به پدرش عمر رحمه الله گفت
1:48 چه چیزی شما را از اعمال نظر خود در این مورد باز می دارد؟
1:52 به خدا سوگند در انجام این امر برایم مهم نبود که دیگ ها روی من و شما جوشید
1:59 عمر گفت: ورزش سخت را به مردم یاد خواهم داد
2:04 اگر اباقان الله نظر خود را ادامه می دهم
2:08 اگر برای مرگ عجله کنم، خدا به نیت من می‌داند
2:13 من می ترسم اگر مردم را با آنچه می گویید مبهوت کنید
2:19 متوسل شدن به شمشیر
2:22 هیچ خیری در خیر نیست که فقط با شمشیر حاصل شود
2:27 و درباره الشعبی فرمود:
2:29 من شاهد شوریحه رحمه الله بودم
2:32 زنی آمد با مردی دعوا کرد
2:35 چشمانش را باز کرد و گریه کرد
2:38 گفتم: ابو امیه
2:41 به نظر من این زن بدبخت چیزی جز مظلوم نیست
2:47 گفت: قوم من.
2:50 برادران یوسف هنگام شام نزد پدر آمدند و گریه کردند
2:55 مال ابراهیم بن تهمن رحمه الله بود
2:59 خزانه ای مجلل از بیت المال
3:02 هر مقدار پول
3:05 روزی در مجلس خلیفه از او سؤالی پرسیدند
3:09 گفت نمی دانم
3:12 و به او گفتند
3:15 هر ماه فلان را می گرفت
3:18 این موضوع را بهبود نمی بخشد
3:20 او گفت
3:22 من آن را همانطور که بهترین است می پذیرم
3:25 حتی اگر چیزی را بردارید که بهتر نیست
3:28 خزانه پول از بین می رود و آنچه بهتر نیست از بین نمی رود
3:33 امیرالمؤمنین علیه السلام از پاسخ او متاثر شد
3:36 او یک جایزه مجلل به او سفارش داد
3:39 جسارتش را بیشتر کرد
3:43 منصور روزی به شبیب بن شیبه رحمه الله گفت
3:48 به من موعظه کن و خلاصه کن
3:50 و او گفت
3:52 ای امیرالمومنین!
3:54 خدا از خودش راضی نبود
3:57 با قرار دادن یکی از مخلوقاتش بالای سر شما
4:00 خودتان از او راضی نباشید
4:02 برای اینکه بنده او باشم از شما تشکر می کنم
4:05 و او گفت
4:07 قسم می خورم که شما آن را خلاصه کرده اید
4:10 مردی نزد برخی از فرمانداران آمد
4:12 او دوست او بود
4:14 بنابراین شما از آن منحرف می شوید
4:16 بنابراین یک روز او را دید
4:18 و او گفت
4:20 ببخشید سرم شلوغه
4:22 و او گفت
4:24 اگر کار نبود، پیش شما نمی آمدم
4:26 ابوسمک رحمه الله به مردی گفت
4:31 من از طلب تو دریغ نکردم
4:34 پس چهره خود را از پاسخ من دور نگه دارید
4:37 سخاوت تو مرا به گونه ای قرار داده است که خود را فروتن کرده ام
4:41 لطفا
4:43 امام احمد بن حنبل رحمه الله فرمودند
4:46 غذا برای سه نفر خورده می شود
4:49 با اخوان با کمال میل
4:52 و با فقرا با نوع دوستی
4:55 و با فرزندان جهان با جوانمردی
4:58 حال پیشینیان با صلوات و سپاس از بخشنده
5:06 احوال پیشینیان به برکت خداوند
5:09 و آنچه در این باره گفته شد
5:12 ابودردا رضی الله عنه گفت
5:15 اگر نعمت خدا را بر او ندید
5:18 مگر در خوردن و آشامیدن
5:20 عقلش کم شده و عذابش جاری است
5:23 ایشان هم فرمودند خدا از او راضی باشد
5:26 چه نعمتی از جانب خداوند متعال
5:29 در یک عرق خاموش
5:33 از عبدالرحمن بن حاطب بن آویو
5:36 الطاط رحمه الله گفت
5:39 با عمر رضی الله عنه بیرون رفتیم
5:42 در حج یا عمره
5:44 حتی اگر مردمی بی حوصله باشیم
5:47 عمر برگشت و گفت
5:50 تو مرا با این صخره ها دیده ای
5:53 در خلاصه سخنرانی
5:56 نقره ای غلیظ بود
5:59 یک بار روی آن چوب بریدم
6:02 و یکی دیگه رو خراب کردم
6:05 امروز مردم کنارم مرا کتک می زنند
6:08 بالاتر از من جز خدا کسی نیست
6:11 و شما چیزی جز صفحه نمایش آن نمی بینید
6:14 خدا می ماند و پول و بچه می دهد
6:17 و در مورد پدرم علیا
6:20 گفت خدا رحمتش کند
6:23 امیدوارم هیچ بنده ای بین دو نعمت هلاک نشود
6:26 نعمتی برای شکرگزاری از خداوند
6:29 گناهی است که خداوند از آن طلب آمرزش می کند
6:32 از عبدالملک بن ابجر
6:36 گفت خدا رحمتش کند
6:39 فقط افرادی هستند که از سلامتی رنج می برند
6:42 تا ببینم چگونه از او تشکر کرده است
6:45 یا مصیبتی که ببینم چقدر صبور است
6:48 سفیان بن عیینه گفت
6:51 خدا رحمتش کند آن که خدا را شکر کند
6:54 شما باید از او برای نعمت تشکر کنید
6:57 و از آن برای اطاعت از او استفاده می کند
7:00 پس خدا را شکر کن برای کسانی که به دنبال کمک هستند
7:03 به فضل او بر نافرمانی او
7:06 حسن رحمه الله فرمود
7:09 خداوند هر طور که بخواهد برکت می دهد
7:12 اگر از شما تشکر نکند
7:15 دلش برایشان عذاب بود
7:18 و بر او رحمه الله فرمود:
7:21 این نعمت را اغلب ذکر کنید
7:24 اگر او را ذکر کند، از او تشکر می کند
7:28 برخی از پیشینیان گفتند
7:31 ذکر نعمت موجب محبت به خداوند متعال می شود
7:34 مردی به برخی از پیشینیان گفت
7:37 چطور شدی؟
7:40 گفت: من بین دو نعمت هستم
7:43 نمیدونم کدوم بهتره
7:46 گناهانی که خداوند متعال آنها را پوشانده است
7:49 هیچ کس نمی تواند آن را به من قرض دهد
7:52 و محبت را خدای متعال دور انداخت
7:55 در دل مردم
7:58 کار من به او نرسید
8:02 گفته شد
8:05 هر که نعمت خداوند متعال را در دل خود بداند
8:08 و با زبان او را ستود
8:11 او این کار را تا زمانی که افزایش را مشاهده نکرد، تمام نکرد
8:14 به قول خداوند متعال
8:17 اگر سپاسگزار باشید، بیشتر به شما خواهم داد
8:20 و او گفت
8:23 از شکرگزاری برای یک نعمت گفته شد
8:26 برای گفتن آن
8:31 به قول حق تعالی
8:34 ما آنها را از جایی که نمی دانند فریب می دهیم
8:37 گفت از آنها جلو می افتیم
8:40 نعمت ها و ما آنها را از شکرگزاری باز می داریم
8:43 گفت غیر از سفیانی
8:46 هر گاه آنها گناهی کردند، من به آنها گناه می کنم
8:49 نیما و ابن شوذب گفتند
8:52 خدا رحمتش کند مردمی جمع شدند
8:55 پس در نظر بگیرید که کدام نعمت بهتر است
8:58 مردی گفت: خداوند آن را نمی پوشاند
9:01 یکدیگر
9:04 ورون گفت احتمال این که گفته شود بیشتر است
9:07 برخی از پیشینیان گفتند
9:11 برکات خدا بر شما در دینتان باد
9:14 از نعمت خدا بر شما سپاسگزارم
9:17 در دنیای تو
9:20 او مطرف بن عبدالله رحمه الله بود
9:23 می گوید آن که بندگان خدا را دوست دارد
9:26 کاکتوس شکرگزار
9:29 کسی که در هنگام مصیبت شکیبا باشد
9:32 اگر تشکر کنم
9:35 خدا رحمتش کند، فرمود: «اگر بخشوده شوم، سپاسگزارم».
9:38 من آن را بیشتر از تست شدن دوست دارم
9:41 پس صبور باش
9:45 از جنید بن محمد رحمه الله پرسیدند
9:48 درباره حقیقت شکرگزاری
9:51 فرمود از هیچ یک از نعمت هایش کمک نگیر
9:55 بشربن الحارث رحمه الله گفت
9:58 به بیشر النصرانی فکر کردم
10:01 او به یهودیان بشارت داد
10:04 مجوس را بشارت داد
10:07 و من و اسمم انسانیم
10:10 گفتم: قبلا چه کار می کردی؟
10:13 تا اینکه او شما را متمایز کرد
10:16 بنابراین به ترجیح او برای من فکر کردم
10:19 تا من را مال خودش کند
10:22 ابن عقیل رحمه الله گفت
10:26 در هنرها برکات اضافه می شود
10:29 و او آن را خواند با تشکر
10:32 و بلاها مهمان نوازی و روستاهایش صبر
10:35 پس تمام تلاشت را کن که ترک کنی
10:38 مهمانان از خواندن خوب تشکر می کنند
10:41 شاهد آنچه می شنوید و می بینید
10:47 احوال پیشینیان با کسانی که به آنها نیکی کردند
10:50 از خلقت
10:54 و با او، اگر فرعون به من گفته بود
10:57 خدا خیرت بده
11:00 گفتم به تو قسم
11:03 برخی از پیشینیان گفتند که آن مرد
11:06 برای ملاقات با من در جمع خوب
11:09 فکر می کنم قبل از اینکه به او جایزه بدهم می میرم
11:12 خردمندی از خردمندان گفت
11:15 مردم را از خداوند متعال سپاسگزارم
11:18 از آنها برای بندگانش تشکر کن
11:21 خیلی تشکر نکرد
11:24 ثواب با مهربانی یک وظیفه است
11:27 لطف زائد است