از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة)
· درس 10 از 15
مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (41) | الهدايا والهبات، الغيرة والعفة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:09
هدایا و کمک های مالی
0:13
از عبدالله بن السعدی
0:17
در خلافت او پیش عمر رضی الله عنه آمد
0:22
عمر به او گفت
0:24
مگه نگفتم دنبال کردار مردم هستی؟
0:28
اگر به شما کار داده شود، از آن متنفرید
0:32
گفتم بله
0:33
عمر گفت
0:35
پس هر چی بخوای
0:37
گفتم
0:38
من اسب و برده دارم
0:41
و من خوبم
0:43
می خواهم کارم خیریه ای برای مسلمانان باشد
0:47
عمر گفت
0:49
نکن
0:50
من چیزی را که می خواستم می خواستم
0:53
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من عطر می داد
0:58
پس من می گویم
0:59
آن را به کسی که از من فقیرتر است می دهم
1:02
حتی یک بار به من پول داد
1:05
پس گفتم
1:07
آن را به کسی که از من فقیرتر است می دهم
1:10
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:13
اگر چیزی را بدون درخواست می دهید
1:17
بخورید و صدقه بدهید
1:19
سالم گفت
1:21
از این جهت ابن عمر رضی الله عنه
1:25
از کسی چیزی نمی پرسد
1:27
او هر چیزی را که به او می دهم پس نمی دهد
1:31
از امام احمد رحمه الله پرسیدند
1:34
درباره مردی که چیزی به او می دهد
1:36
فکر کنم قبول کنه
1:38
و او گفت
1:40
پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه را می پذیرفت و پاداش می داد
1:46
من او را قبل از اینکه جایزه بگیرد می بینم
1:50
گفته می شود
1:52
مرتضی غضبان
1:54
و به دنبال همدردی سلطان خواهید بود
1:56
نه سبد دوده
1:58
و نه پرداخت بدهی
2:00
و از حرام دوری نکنید
2:02
من به رها شده ها متوسل نمی شوم
2:04
با همان هدیه و مهربانی
2:08
شاعر گفت
2:10
هدیه مردم به یکدیگر
2:13
پیوند در قلب آنها متولد می شود
2:16
در الضمیر مانند چوب می روید
2:19
و هنگام حضور شتران آنها را می پوشد
2:25
موضع پیشینیان در مورد مدح و ثنا
2:30
عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت
2:34
ذبح ستایش
2:37
بر مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
2:41
از اصل این ملت
2:43
او لیاقت داشت
2:45
اگر تعریف و تمجید می شد، گوش می داد
2:50
او گفت
2:51
خدایا مرا به خاطر آنچه می گویند بازگو نکن
2:55
و آنچه را که نمی دانند مرا ببخش
2:58
از حسن رحمه الله فرمود:
3:01
مرد در ملاء عام خود را تحقیر کرد
3:04
در خفا از او تعریف کنید
3:07
و گفته شد
3:09
هر کس عیب خود را آشکار کند آنها را پاک کرده است
3:13
ربیع بن خثم رحمه الله به فرزندش گفت:
3:17
وسوسه تمجید مردم از خودتان نشوید
3:21
زیرا کار شما صادقانه است
3:25
سفیان بن عیینه رحمه الله گفت
3:29
ستایش کسی که خودش را می شناسد ضرری ندارد
3:32
از مالک بن دینار رحمه الله فرمود:
3:36
وقتی مرد می رود خودش را تعریف می کند
3:39
شکوهش از بین رفته است
3:41
ایشان هم فرمودند خدا رحمتش کند
3:44
از زمانی که مردم را می شناسم از تعریف و تمجید آنها خوشحال نشدم
3:48
من از تهمت زدن به آنها بدم نمی آمد
3:50
زیرا تعریف و تمجید آنها بیش از حد است
3:52
سرزنش آنها بیش از حد است
3:55
وهب بن منبیه گفت
3:57
عوف بن ابی جمیله رحمه الله
4:00
از اخلاق منافق
4:03
دوست داشتن ستایش و نفرت از سرزنش
4:08
حسادت و عفت
4:12
از اباعبدالله محمد بن احمد القاضی میگوید:
4:16
او ریاست مجلس موسی بن اسحاق القاضی رحمه الله را بر عهده داشت
4:21
در سال دویست و هشتاد و ششم
4:25
زنی جلو آمد
4:27
ولی او 500 دینار به عنوان مهریه از شوهرش مطالبه کرد
4:31
پس تکذیب کرد
4:33
قاضی گفت
4:34
شاهدان شما
4:36
او گفت
4:37
آوردمشون
4:39
او چند شاهد را احضار کرد تا به زن نگاه کنند
4:43
تا در شهادت خود به آن اشاره شود
4:46
پس شاهد برخاست و به زن گفت
4:49
بلند شو
4:50
شوهر گفت
4:52
چیکار میکنی؟
4:53
عامل گفت
4:55
آنها در حالی که زن شما بی پوشش است به او نگاه می کنند
4:58
تا علمشان صحیح باشد
5:01
شوهر گفت
5:03
من به قاضی شهادت می دهم
5:05
او این مهریه ای را دارد که مدعی است
5:09
و از چهره اش نمی رود
5:11
پس زن به شوهرش گفت
5:15
و او گفت
5:16
من به قاضی شهادت می دهم
5:19
این جهیزیه را به او دادم
5:22
و او را از آن در دنیا و آخرت مبرا کردم
5:26
قاضی گفت
5:27
این را در مکارم الاخلاق می نویسد
5:34
کندی، تدبیر و ملایمت
5:36
به چرخ تهمت بزن
5:40
بادیه نشینی با معاویه رضی الله عنه در مورد چیزی که دوست نداشت شهادت داد
5:46
معاویه به او گفت
5:48
دروغ گفتم
5:49
بادیه نشینان گفتند
5:51
دروغگو به خدا لباس تو را پوشیده است
5:55
معاویه گفت و لبخند زد
5:58
این پاداش عجله است
6:01
از عروة بن الزبیر رحمه الله می فرماید:
6:05
در حکمت نوشته شده است
6:07
مهربانی آغاز خرد است
6:10
مثل اعراب
6:13
ارباب چرخ در حال دمیدن رتا
6:16
او مردی را مثال می زند که کاری را انجام می دهد اما بر آن حکومت نمی کند
6:20
برای عجله کردن
6:22
او باید برگردد و آن را لغو کند و سپس از سر بگیرد
6:28
ابراهیم الخواص رحمه الله گفت
6:31
چرخ از صدمه به سمت راست جلوگیری می کند
6:36
زندگی جد
6:39
بین حرف و عمل