از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة) · درس 48 از 64

مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (53) | التوكل على الله، واليقين بالله، والمحبة

◉ 0 بازدید ⏱ 12:54 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:11 توکل کن و به خدا توکل کن
0:14 عمر بن خطاب رضی الله عنه با عده ای از مردم یمن ملاقات کرد
0:21 گفت تو کی هستی؟
0:24 گفتند: ما امین هستیم
0:27 فرمود: بلكه توكل كنندگان هستى.
0:31 بلکه امین کسی است که دانه ای در زمین می اندازد
0:35 و به خدا توکل می کند
0:38 از ابوالعالیه رحمه الله می فرماید:
0:41 اصحاب محمد صلی الله علیه و آله به دیدار من جمع شدند
0:46 گفتند یا ابوالعلیه
0:50 به غیر خدا توکل نکن
0:52 خداوند به شما پاداش خواهد داد که به هر کس اعتماد کنید
0:56 از سعید بن جبیر رحمه الله فرمود:
1:00 توکل به خدا جمع ایمان است
1:04 حاتم الاسام رحمه الله گفت
1:08 من چهار زن دارم
1:10 و نه بچه
1:12 شیطان نمی خواهد در مورد معاش آنها با من زمزمه کند
1:17 مردی از او پرسید: توکلت بر خدا بر چه اساسی استوار بود؟
1:22 از چهار خصلت گفت
1:26 می دانستم که رزق و روزی من را کسی دیگر نمی خورد
1:29 پس به خودم اطمینان دادم
1:32 می دانستم که کار من را هیچ کس دیگری نمی تواند انجام دهد
1:35 من با آن مشغول هستم
1:38 می دانستم که مرگ ناگهان به سراغم می آید
1:41 من پیشقدم هستم
1:43 می‌دانستم که هر جا هستم بی‌چشم خدا نیستم
1:47 من از او خجالت می کشم
1:50 از امام احمد بن حنبل رحمه الله درباره امانت سؤال شد
1:55 و او گفت
1:56 این انقطاع انتظار با ناامیدی از خلقت است
2:01 و به او گفته شد
2:02 هر چیزی که درست باشد توکل بر خداست
2:06 او گفت
2:07 برای توکل به خدا
2:09 و هیچ انسانی در دلش نیست که بخواهد با چیزی جواب او را بدهد
2:16 اگر چنین است
2:18 خداوند به او روزی داد و او امین بود
2:22 وزیر بن حبیره رحمه الله می فرماید:
2:26 در آنچه خداوند متعال فرموده تأمل کردم
2:28 نیرویی جز در خدا نیست
2:31 سه چهره در آن دیدم
2:34 یکی از آنها
2:36 کسی که این را می گوید اطرافیان و قدرتش را انکار می کند
2:40 سفارش به صاحبش تحویل داده می شود
2:43 و دومی
2:44 او می داند که برای مخلوقات قدرتی جز خداوند نیست
2:49 او از آنها نمی ترسد
2:51 زیرا قدرت آنها فقط در خداست
2:54 این مستلزم ترس از خداست
2:57 و سومی
2:59 پاسخی است به فیلسوفان و طبیعت گرایان
3:03 کسانی که فطرتاً در اشیا قدرت دارند
3:07 این کلمه روشن می کند که هیچ شخص قوی ای جز در خداوند وجود ندارد
3:13 یقین به خدا
3:17 از ابودردا رضی الله عنه گفت
3:22 آه، من دوست دارم کیسه ها بخوابند و صبحانه بخورند
3:26 چگونه می توانند بی خوابی ها و روزه های احمق را فریب دهند؟
3:29 و از اهل تقوا و یقین یک ذره ثقل است
3:34 بهتر، محتمل‌تر و بزرگ‌تر از کوه‌ها
3:38 فرقه دیاسپورا
3:41 ابن مسعود رضی الله عنه گفت
3:45 یقین این است که با نارضایتی خدا مردم را خشنود نخواهید کرد
3:49 به خاطر روزی خدا از کسی تشکر نکنید
3:52 و هیچ کس را به خاطر آنچه خدای متعال به تو نداده سرزنش مکن
3:57 رزق و روزی با حرص و طمع شدید هدایت نمی شود
4:01 او با نفرت یک نفرت انگیز طرد نمی شود
4:04 خداوند با داستان و علم و رؤیای خود منزّه و منزّه است
4:09 روح و شادی را در یقین و قناعت بساز
4:13 او نگرانی و اندوه را به شک و نارضایتی تبدیل می کند
4:17 از خالد بن معدن رحمه الله فرمود:
4:22 یقین را بیاموز همانطور که قرآن را آموختند تا آن را بدانی
4:27 دارم یادش میگیرم
4:29 حسن رحمه الله فرمود
4:32 هیچ بنده ای به بهشت و جهنم یقین ندارد
4:37 مگر خضوع و حرمت و خواری و راستگویی
4:41 صرفه جو بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد
4:44 بلال بن سعد رحمه الله گفت
4:48 هر کس روی یقین کار نمی کند، نباید اذیت شود
4:52 دوست داشتنی
4:56 عشق مردم به یکدیگر
5:00 یحیی بن معاذ رحمه الله گفت
5:05 حقیقت عشق این است که نه از طریق نیکی زیاد می شود و نه با ظلم کاهش می یابد
5:11 از احمد بن حنبل رحمه الله درباره عشق به خدا سؤال شد
5:16 گفت به خاطر طمع دنیوی دوستش نداشته باشید
5:21 محبت بنده به خدا و محبت خدا نسبت به بنده
5:28 و دلایل آن
5:30 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
5:35 خدا به کسانی که دوستشان دارد و کسانی که دوستشان ندارند پول می دهد
5:40 او فقط به کسانی که دوستشان دارد ایمان می دهد
5:44 عن عامر بن عبدالقیس رحمه الله
5:48 او می گفت
5:50 خدای متعال را با عشقی دوست داشتم که هر مصیبتی را بر من آسان می کرد
5:56 و رضایت من در هر موضوع
5:59 برایم مهم نیست که دوستش داشته باشم چه شده ام
6:05 از ابو یزید بسطامی رحمه الله می فرماید:
6:09 این شادی من در توست و از تو می ترسم
6:13 اگر به تو ایمان داشته باشم چگونه می توانم با تو خوشحال باشم؟
6:16 جای تعجب نیست که من معشوق تو هستم و بنده فقیری هستم
6:20 آنچه شگفت آور است عشق تو به من است و تو پادشاه قدرتمندی
6:25 محبت و بزرگداشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:32 عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت
6:36 وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از زنان جدا شد
6:41 وارد مسجد شدم
6:43 سپس مردم سنگریزه می انداختند
6:46 و می گویند
6:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنان را طلاق داد
6:52 گفت: پس سودی یافتم.
6:55 بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:59 نشستن روی پایه آبخوری
7:02 پس زنگ زدم رابه
7:05 از من بخواه که تو را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذلیل کنم
7:10 رابه به اتاق نگاه کرد
7:13 بعد به من نگاه کرد و چیزی نگفت
7:17 بعد گفتم رباح
7:20 از من بخواه که تو را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذلیل کنم
7:25 رابه به اتاق نگاه کرد
7:28 بعد به من نگاه کرد و چیزی نگفت
7:32 بعد صدامو بلند کردم و گفتم
7:35 ای رباح
7:36 از من بخواه که تو را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذلیل کنم
7:42 من معتقدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:46 فکر کرد برای حفصه آمده ام
7:49 به خدا سوگند اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور می داد که او را گردن بزنم، سرش را می بریدم.
7:58 صدایم را بلند کردم و عنرقه به من اشاره کرد و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم.
8:07 رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: به خدا سوگند تو نزد من از خود من محبوبتر هستی.
8:16 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی بدر رفت، مدتی با اصحاب مشورت کرد.
8:24 او از آمدن ابوسفیان مطلع شد، پس ابوبکر رضی الله عنه صحبت کرد، اما روی برگرداند.
8:31 سپس عمر رضی الله عنه صحبت کرد، اما روی برگرداند، پس سعد بن عباده رضی الله عنه برخاست.
8:39 فرمود: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، ای رسول خدا آیا ما را امر می کنی که در آن برویم؟
8:48 ما آن را کنار دریا می بردیم و اگر دستور می دادی به حوض های الغمادی برویم، این کار را می کردیم.
8:55 عمر بن الاسیر رضی الله عنه می گوید: هیچکس نزد من عزیزتر از رسول خدا نبود.
9:03 خدا رحمتش کند و درود فرستد. هیچ وقت در چشم من برای او نیست و طاقت پر کردن آن را نداشتم
9:11 چشمانم به احترام او از اوست و اگر از من بخواهند که او را توصیف کنم، نمی توانم این کار را انجام دهم زیرا نمی توانم آن را پر کنم.
9:19 چشم من از اوست و چون عروة بن مسعود نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد.
9:26 در زمان حدیبیه که مذاکره صلح کرد، اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله را وادار به نگاه کردن به او کرد.
9:34 حضرت فرمود: با چشمان من. گفت: به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خرخر نکرد.
9:41 مدفوع او در کف دست یکی از مردان افتاد و او آن را به صورت و پوست خود مالید و هنگامی که به آنها دستور داد.
9:50 به امر او شتافتند و چون وضو گرفت نزدیک بود بر سر وضوی او دعوا کنند و اگر صحبت می کرد.
9:58 صدای خود را در برابر او پایین آوردند و به احترام او به او نگاه نکردند، پس عروه بازگشت
10:07 به یارانش گفت: چه مردمی، به خدا سوگند من به دیدار پادشاهان مبعوث شده ام و به زیارت شما مبعوث شده ام.
10:14 قیصر و کسر و نجاشی به خدا قسم اگر پادشاهی را می دیدم که نزد اصحابش مورد احترام قرار می گرفت، نمی دید.
10:22 اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم، محمد را گرامی می دارند. به خدا فضولاتش خفه می شود
10:30 مگر این که در کف دست مردی از آنها بیفتد و آن را به صورت و پوست خود بمالد و هنگامی که به آنها امر کند.
10:38 به امر او شتافتند و چون وضو گرفت نزدیک بود بر سر وضوی او دعوا کنند و اگر صحبت می کرد.
10:45 صدای خود را در برابر او پایین آوردند و به احترام او و آنچه بود به او نگاه نکردند
10:53 در روز احد مردم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ابوطلحه شکست خوردند.
11:00 خداوند از او در دست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راضی باشد
11:06 او مورد هجوم خداوند قرار گرفت، یعنی در برابر او سپر بود و ابوطلحه مرد بود.
11:14 یک کماندار قوی آن روز دو سه کمان می شکست و آن مرد از آنجا عبور می کرد
11:22 او تیر تیر داشت و گفت: آن را به ابوطلحه بده، پس پیامبر صلی الله علیه و آله را گرامی داشت.
11:30 صلی الله علیه و آله و سلم در حال نگاه کردن به مردم، ابوطلحه گفت: ای پیامبر خدا، پدرم فدایت باد.
11:37 شما و مادرم این افتخار را ندارید که تیری از تیر مردم به شما بخورد. بدون حرکت حرکت می کنیم
11:45 بذر رحمه الله گفت: او شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله بود.
11:52 خداوند متعال هرگز از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بدون نماز یاد نمی کند.
11:59 خدا رحمتش کند و درود فرستد. هیچ کس را ندیده ام که بیشتر از این به رسول خدا احترام کند
12:06 درود خدا بر او باد و من علاقه ای به پیروی از او و حمایت از آنچه او حتی از او آورده است ندارم.
12:13 در صورتی که در سؤال خود به چیزی از حدیث خود استناد کرده و معتقد است که نسخ نشده است
12:19 به غیر از حدیث خود عمل می کند و بر اساس آن قضاوت می کند و فتوا می دهد و اعتنا نمی کند.
12:27 به قول سایر مخلوقات هر که باشد خدا از او راضی باشد
12:34 هر گوینده ای از قول خود دلیل می کند که: در آن جز خدا و رسولش نیست