از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة)
· درس 13 از 22
مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (40) | هضم النفس
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:09
خود هضم
0:13
ابوبکر رضی الله عنه در اولین خطبه به همسرش گفت:
0:20
من از شما مراقبت کردم و بهترین شما نیستم
0:23
اگر کارم خوب بود کمکم کن
0:26
و اگر اشتباهی کردم جبران کن
0:30
سفیان رحمه الله گفت
0:32
از حسن رحمه الله روایت کردیم که فرمود:
0:36
همانا به خدا سوگند به نفع آنهاست
0:40
اما مؤمن خودش را هضم می کند
0:43
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
0:48
اگر می دانستی من از خودم چه می دانم، مرا بالای خاک دفن می کردی
0:54
زهم سالم بن عبدالله رحمه الله مرد است
0:58
سالم به او گفت
1:00
یه مقدار از اینا خدا رحمت کنه
1:03
مرد به او گفت
1:05
من تو را چیزی جز یک مرد بد نمی بینم
1:08
سالم به او گفت
1:10
فکر نکنم دورتر باشی
1:12
مطرف بن عبدالله رحمه الله گفت
1:16
هیچ کس هیچ وقت از من تعریف نکرد
1:19
اما من برای خودم بی اهمیت شدم
1:22
ایشان هم در عرفات فرمودند که خدا رحمتش کند
1:26
خدایا به خاطر من همه را رد نکن
1:29
عبدالله بن بکر الموزنی رحمه الله گفت
1:34
شنیدم که یکی در مورد پدرم صحبت می کند
1:37
او در عرفات ایستاده بود
1:40
او گفت: تفاوت وجود دارد
1:42
اگر من در بین آنها نبودم
1:44
میگفتم بخشیده شدهاند
1:47
ذهبی رحمه الله گفت
1:49
بنده نیز باید به خود احترام بگذارد و هضم کند
1:55
محمد بن واسع رحمه الله گفت
1:58
اگر گناهان بویی داشت
2:01
نمیتونستی به من نزدیک بشی
2:04
از بوی بد من
2:06
برای عبدالله بن مبارک رحمه الله خواند
2:11
کتاب تشریفات
2:13
در نهایت حدیثی در آن به پایان رسید
2:16
عبدالله گفت: و ما آن را می گیریم.
2:19
هر که این را نوشت گفت: این حرف من است.
2:23
گفته شد نویسنده ای که نوشته است
2:26
با دستش به خاراندن آن ادامه داد تا اینکه مطالعه کرد
2:30
سپس گفت: من کیستم که حرفهایم ثبت شود؟
2:35
ابوسلیمان الدرانی رحمه الله گفت
2:39
اگر همه آفرينش جمع شوند تا مرا فروتن سازند همانطور كه من خودم را فروتن مي كنم
2:45
آنها نمی توانستند این کار را انجام دهند
2:47
مردی به احمد بن حنبل رحمه الله گفت
2:52
خدا رو شکر که دیدمت
2:55
گفت: هر چه هستم بنشین.
3:01
و در مورد مردی که گفت:
3:03
اثری از اندوه در چهره اباعبدالله دیدم
3:06
به معنای احمد بن حنبل
3:09
یکی از او تعریف کرد و به او گفت
3:12
خداوند به شما از اسلام جزای خیر بدهد
3:16
گفت: بلکه خداوند از جانب من به اسلام جزای خیر بدهد.
3:20
من کی هستم و چیستم
3:23
مردی از اباعبدالله محمد بن عطاب رحمه الله پرسید
3:29
در مورد مسائلی که انتخاب کرد و آماده کرد
3:32
بهترین جواب را به او داد
3:35
مرد او را تحسین کرد
3:37
و به او گفت
3:39
برادرزاده من این را عادت نکن
3:42
اگر دیروز ندیده بودم
3:45
اینجوری جوابت رو ندادم
3:48
ابن قیم رحمه الله گفت
3:52
شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرمودند
3:57
من هیچ چیز و چیزی از خودم ندارم
4:01
چیزی در من نیست
4:03
این خانه اغلب نماینده بود
4:07
من المکدی و بن المکدی هستم
4:10
پدر و پدربزرگم هم همینطور
4:13
هرگاه او را به صورت ستایش می کردند، می گفت:
4:18
به خدا من هنوز هم همیشه اسلام خود را تجدید می کنم
4:22
من هنوز به خوبی مسلمان نشده ام
4:26
او در اواخر عمر نزد من فرستاده شد
4:29
قاعده تفسیر در نوشتار
4:32
در پشت ابیاتی از او نوشته شده است
4:36
من در برابر پروردگار خلق فقیر هستم
4:39
من در همه شرایطم فقیر هستم
4:43
من به خودم ظلم می کنم و او به من ظلم می کند
4:47
و اگر خیری از جانب او به ما برسد، خواهد آمد
4:51
من نمی توانم برای خودم سود ببرم
4:55
همچنین نمی توانم خود را از آسیب محافظت کنم
4:59
من جز او استادی ندارم که مرا مدیریت کند
5:03
اگر گناهانم مرا احاطه کند، شفاعت کننده ای نیست
5:07
من هرگز بدون آن چیزی نخواهم داشت
5:11
من در برخی از اتم هایم شریکی ندارم
5:15
او هیچ حامی ندارد که از او کمک بخواهد
5:19
در مورد اربابان ایالتی نیز صدق می کند
5:23
فقر برای من خود توصیفی ضروری است
5:27
همانطور که ثروت هرگز خودش را توصیف نکرد
5:31
این شرط همه خلقت است
5:35
و همه آنها خدمتکاری دارند که نزد او می آید
5:39
هر که از غیر خالق خود خواسته باشد
5:43
او مشرک جاهل و ظالم و ستمگر است
5:47
حمد و ستایش خداوند از تمام هستی است
5:51
آنچه از او بود و آنچه بعد از تقدیر من است
5:55
خدا رحمتش کند با فقرا و صالحان رفتار می کرد
6:00
او را گرامی می دارد، او را دلداری می دهد و دلداری می دهد
6:04
با حدیث او نمی توان چیزی شبیه به آن اضافه کرد
6:08
حتی ممکن است خودش به او خدمت کرده باشد
6:12
او با حمل آنچه برای آرامش قلبش نیاز داشت به او کمک کرد
6:16
و بدین وسیله به پروردگارش نزدیک می شود
6:20
خدای متعال رحمتش کند از اینها خسته نشد
6:24
از او فتوا می خواهد یا از او می پرسد، بلکه می پذیرد
6:28
با چهره ای بشاش و نرم آریکا
6:32
با او می ایستد تا آنکه او را ترک کند
6:36
چه جوان باشد چه مرد و چه زن
6:40
آزاد یا برده، عالم یا عامی
6:44
جواب او را نمی دهد، یعنی با کلمات سلام نمی کند
6:48
تندخویی و تندخویی در آن هست، اما او را شرمنده نمی کند
6:52
و با کلماتی که باعث می شود احساس تنهایی کند او را بیگانه نکنید
6:56
بلکه جواب او را می دهد، او را درک می کند و خطای او را می شناسد
7:00
این درست است که ملایم و آرام باشید
7:05
بین حرف و عمل