از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة)
· درس 9 از 14
مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (27) | القصد في العبادة، وعدم التشدد
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
عمر اقتدار بین گفتار و کردار
0:11
غرض در عبادت، تسهیل گری و عدم سخت گیری و افراط و تفریط
0:17
پیامبر صلی الله علیه و آله بین سلمان و ابودردا رضی الله عنه برادر شد.
0:25
پس سلمان ابودردا را زیارت کرد
0:28
ام الدرداء را پوشیده دید
0:31
به او گفت: کار تو چیست؟
0:34
گفت: برادرت ابودردا در دنیا نیازی ندارد
0:40
سپس ابودردا آمد و برای او غذا درست کرد
0:44
گفت بخور
0:46
گفت: من روزه هستم.
0:49
گفت: تا تو نخوری نمی خورم
0:54
گفت و خورد
0:56
وقتی شب شد
0:58
ابودردا رفت و برخاست
1:01
گفت بخواب
1:03
پس خوابش برد
1:04
بعد رفت تا بلند شد
1:06
گفت: بخواب.
1:08
وقتی شب شد
1:11
سلمان گفت حالا برخیز
1:14
فصل یا
1:16
سلمان به او گفت
1:18
پروردگارت بر تو حقی دارد
1:21
و برای خودت واقعا باید
1:23
و خانواده شما بر شما حق دارند
1:26
پس من حق همه را می دهم
1:29
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
1:32
پس این را برای او ذکر کنید
1:35
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:38
سلمان راست میگه
1:40
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
1:45
اقتصاد در سنت بهتر از کوشش در بدعت است
1:50
گفت خدا از او راضی باشد
1:52
و معبودی جز او نیست
1:55
من ندیدم که بر لجاجت کنندگان سخت تر از رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد.
2:03
پس از او ندیدم که از ابوبکر رضی الله عنه بر آنان شدیدتر باشد
2:10
و از او راضی بود
2:12
او هر پنجشنبه به مردم یادآوری می کند
2:15
مردی به او گفت
2:17
ای ابو عبدالرحمن
2:19
کاش هر روز به ما یادآوری میکردی
2:23
او گفت
2:24
چیزی که من را از انجام این کار باز می دارد این است که از ناامید کردن شما متنفرم
2:29
من به شما یک توصیه می کنم
2:32
چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را به ما واگذار می کرد
2:37
ترس از کسالت بر ماست
2:40
گفت خدا از او راضی باشد
2:42
این شب را از دست ندهید
2:45
شما نمی توانید آن را تحمل کنید
2:47
اگر یکی از شما احساس خواب آلودگی کرد، اجازه دهید به رختخواب برود
2:51
برای او بی خطر است
2:53
مردی نزد ابو امامه رضی الله عنه آمد و گفت:
2:59
اومد سمتم و گفت
3:03
مثل پدرم امامه کار کن
3:06
ابو عمامه گفت
3:08
ممکن است کار ابوامامه چیست؟
3:12
نماز پنج روزه را می خوانم و ماه رمضان را روزه می گیرم
3:15
و سه روز از هر ماه
3:18
اگر پرندگان رای دهند، با آنها رای می دهند
3:22
منظورم این است که جادو است
3:24
از عمیر بن اسحاق رحمه الله
3:27
از صحابه رضی الله عنه بیشتر آگاه بود
3:31
او گفت
3:33
من مردمی را با هیچ کنایه ای ندیدم
3:36
سخت گیری کمتر از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست
3:41
از ابوعبیده رحمه الله
3:45
او گفت
3:47
من در عبادت مهربانتر از ربیع بن خثیم رحمه الله ندیده ام.
3:54
برخی از خردمندان گفتند
3:56
این دلها ناهماهنگی مانند ناهماهنگی یک حیوان دارند
4:01
بنابراین در آموزش با اقتصاد آشنا شدند
4:04
و میانجیگری در تسلیم
4:07
برای بهبود اطاعت و حفظ فعالیت او
4:11
برخی از خردمندان گفتند
4:13
مراقب پارادوکس اعتدال باشید
4:16
اسراف کننده مانند کسی است که از حد و مرز غافل شود
4:21
خردمندان گفتند
4:24
طالب علم و كارگر نيكوكاري
4:27
مثل یک غذا خور
4:29
اگر از او روزی بگیرد، محفوظ است
4:32
اگر به اسراف برود رسوایش می کند
4:35
شاید مرگ او بود
4:38
مثل مصرف داروها
4:40
قصد شفا است
4:43
فراتر رفتن از قصد، سم مهلکی است
4:48
از مخلد بن الحسین رحمه الله می فرماید:
4:52
خداوند بندگانش را به کاری دعوت نمی کند
4:55
مگر شیطان با دو چیز به آن اعتراض کرد
4:58
برایش مهم نیست که کدام یک برنده می شود
5:01
یا اغراق کردند
5:03
یا به دلیل سهل انگاری او
5:05
یک زندگی صلح آمیز بین حرف و عمل