از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة) · درس 20 از 36

مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (31) | الاحتساب، كرامات العلماء والصالحين

◉ 0 بازدید ⏱ 7:08 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:09 محاسبه
0:13 معاذ بن جبل رضی الله عنه گفت
0:18 در مورد من، من می خوابم و بلند می شوم
0:21 پس خوابم را همان طور که ایستاده ام حساب می کنم
0:25 عن الطفیل بن ابی کعب
0:29 نزد عبدالله بن عمر رضی الله عنه می آمد
0:34 با او به بازار می روند
0:36 گفت: پس می رویم بازار.
0:40 عبدالله بن عمر از فروشنده و فقیری و کسی نمی گذشت
0:46 جز اینکه سلام کرد
0:49 پس گفتم: «در بازار چه کار می‌کنی در حالی که دست از فروش نمی‌زنی؟»
0:54 در مورد کالاها سوال نکنید و با آنها معامله نکنید
0:58 در مجالس ننشینید
1:01 گفت: ناهار را فقط برای صلح درست کردیم.
1:05 پس به هر که می یابی سلام کن
1:09 مخول رحمه الله مریض برگشت
1:13 ترکان المرابیطه به او گفتند:
1:17 گفت: چگونه می توانی در این مورد از من بپرسی در حالی که من در این وضعیت هستم؟
1:23 گفت: لازم نیست چنین قصدی داشته باشی.
1:27 اگر خدا شفا دهد، به صورت خودت می روی
1:31 و اگر چیزی بین شما و او بیفتد، بله
1:34 نیتت را برایت نوشت
1:36 از زبید بن حارث یمی رحمه الله می فرماید:
1:42 من خوشحالم که در همه چیز قصد دارم
1:46 حتی موقع خوردن و خوابیدن
1:49 از حسن رحمه الله فرمود:
1:52 نه با دیدم ضربه زدم و نه با زبانم حرف زدم
1:56 به زور دستم را فشار ندادم و روی پاهایم بلند نشدم
2:00 تا من به اطاعت یا نافرمانی نگاه کنم
2:04 اگر اطاعت باشد، پیشرفته است
2:07 اگر گناه هم بود به تأخیر افتاد
2:11 محمد بن الفضل بلخی رحمه الله گفت
2:16 من در چهل سال یک قدمی جز خدای متعال برای هیچکس برنداشتم
2:22 تعالی خداوند بر مؤمنان و صالحان
2:28 عمر رضی الله عنه گفت
2:33 ابوبکر مولای ما بود
2:36 بلال مولای ما رضی الله عنه آزاد شد
2:42 هارون الرشید رقه را فراهم کرد
2:45 مردم پشت سر عبدالله بن مبارک رحمه الله شتافتند
2:50 کف پا پاره شد و گرد و غبار بلند شد
2:54 مشرف شدن مادر فرزند امیرالمومنین(ع) از برج قصر چوب
3:00 وقتی مردم را دید، گفت: این چیست؟
3:04 گفتند عالمی از اهل خراسان به قدمت رقه
3:09 او را عبدالله بن مبارک می نامند
3:13 او گفت: به خدا قسم به پادشاه.
3:17 نه پادشاه هارون که مردم را جز با شروط و یاور جمع نکرد
3:23 سالم بن عبدالله رحمه الله بر سلیمان بن عبدالملک وارد شد
3:30 سالم لباس های ضخیم و کهنه ای پوشیده بود
3:34 سلیمان همچنان از او استقبال کرد و او را بلند کرد
3:38 بنابراین می توانستم با او روی تختش بنشینم
3:41 عمر بن عبدالعزیز در شورا حضور دارد
3:44 مردی از میان مردم به او گفت
3:48 دایی شما بهتر از این لباس های فاخر نمی توانست بپوشد
3:54 شامل امیرالمؤمنین است
3:57 گفت و گوینده لباس مخفی با ارزش می پوشد
4:03 عمر به او گفت
4:05 من این لباس ها را روی عمویم ندیدم و او را جای تو گذاشتم
4:10 ندیدم که لباست تو را به آن جای خالی برد
4:16 کرامت علما و افراد صالح
4:22 خدا حفظشون کنه
4:24 از سلمان الفارسی رضی الله عنه می فرماید
4:29 مَثَل مؤمن در دنیا مانند شخص بیمار است
4:34 او پزشک خود را دارد که از بیماری و درمان آن آگاه است
4:39 اگر چیزی بخواهد که به او آسیب برساند
4:41 جلوی او را گرفت و گفت به او نزدیک نشو
4:44 اگر نزد او بروی تو را نابود می کند
4:47 او همچنان از او جلوگیری می کند تا زمانی که از دردش خلاص شود
4:52 و مؤمن هم همینطور
4:54 او آرزوی بسیاری از چیزها را دارد
4:56 بسیاری از چیزهایی که او به دیگران عطا کرده است از زندگی بهره مند شده است
5:01 پس خداوند متعال او را بازداشت و بازداشت می کند
5:05 تا اینکه مرگش را می گیرد و او را وارد بهشت می کند
5:10 حذیفه رضی الله عنه گفت
5:13 خداوند متعال مؤمن را از دنیا حفظ می کند
5:17 خانواده بیمار نیز از غذای بیمار خود محافظت می کنند
5:22 ابن مسعود رضی الله عنه گفت
5:25 غلام به تجارت و رهبری علاقه مند است
5:29 تا برای او آسان شود
5:31 و خدا به او نگاه می کند
5:33 به فرشتگان می گوید
5:35 حواس او را از آن منحرف کنید
5:37 اگر برایش تسهیل کنم، او را وارد جهنم خواهم کرد
5:41 پس خداوند او را از او دور می کند
5:43 و به پرواز ادامه می دهد
5:46 او می گوید
5:47 فلانی از من پیشی گرفت
5:49 فلانی من را نقاشی کرد
5:51 چیزی جز لطف خداوند متعال نیست
5:55 از محمد بن کعب رحمه الله فرمود:
6:00 هر که قرآن بخواند ذهنش خسته است
6:03 حتی اگر دویست ساله باشد
6:05 حسن رحمه الله فرمود
6:09 که در جوانی خدا را به بهترین نحو عبادت می کرد
6:13 خداوند در سن و سالش به او عقل عطا فرماید
6:16 و این همان چیزی است که او گفت
6:19 و وقتی به اوج رسید
6:21 ما به او حکمت و علم دادیم
6:25 این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم
6:28 از محمد بن المنكدر رحمه الله فرمود:
6:33 به صلاح بنده خداوند فرزند خود و فرزند فرزندش را آشتی می دهد
6:38 و آن را در دایره خود نگه می دارد
6:41 و دایره های اطرافش تا زمانی که در میان آنها باشد
6:45 از خيثمه رحمه الله فرمود:
6:49 خوشا به حال مؤمن
6:51 چگونه می توان آن را برای اولاد بعد از او حفظ کرد؟