از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة)
· درس 33 از 72
مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (33) | حال السلف مع الفتن والمحن
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
عمر اقتدار بین گفتار و کردار
0:09
تکریم والدین و حفظ پیوندهای خانوادگی
0:14
عمر رضی الله عنه گفت
0:18
نسب خود را بیاموزید تا خویشاوندان خود را به هم وصل کنید
0:22
اما اویس بن عامر رحمه الله از آمدن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم منع شد.
0:31
به مادرش احترام بگذار
0:33
به عمر بن ذر رحمه الله گفته شد
0:36
حساب بانکی شما چطور بود؟
0:39
او گفت
0:40
من هرگز در طول روز پیاده روی نکردم
0:42
جز اینکه پشت سرم راه افتاد
0:44
نه شب، جلوی من راه افتاد
0:48
و وقتی زیر سقف هستم به سقفی دست نمی زنم
0:51
محمد بن المنكدر رحمه الله گفت
0:56
عمر شروع به نماز کرد
0:58
منظورم برادرش است
1:00
به پای مادرم چشمکی زدم
1:02
و من دوست ندارم شب من شب او باشد
1:06
محمد بن سیرین رحمه الله به دیدار مادرش می رفت
1:11
او به خاطر احترام به او با تمام زبانش با او صحبت نکرد
1:15
مردی بر او وارد شد در حالی که نزد مادرش بود
1:19
و او گفت
1:20
چرا محمد از چیزی شکایت می کند؟
1:24
و گفتند نه
1:26
اما اگر با مادرش باشد اینطور می شود
1:30
ابن دار رحمه الله گفت
1:33
من می خواستم به معنای سفر
1:36
مادرم من را ممنوع کرد
1:38
پس از او اطاعت کردم، پس در آن برکت یافتم
1:43
از ابوبکر بن عیاش می گوید:
1:46
شاید با منصور بن المتمر رحمه الله در خانه او نشسته بودم.
1:52
سپس مادرش بر سر او فریاد زد
1:54
نقره جامد بود
1:57
بنابراین او می گوید
1:58
ای منصور
2:00
پسرش می خواهد شما قضاوت کنید
2:02
پس شما آن را رد می کنید
2:04
ریشش را روی سینه گذاشته است
2:07
چیزی که نگاهش را به سوی او می برد
2:10
امام احمد رحمه الله فرمودند
2:13
بزرگداشت پدر و مادر کفاره گناهان کبیره است
2:20
احوال پیشینیان با وسوسه ها و مصیبت ها
2:23
حالشان با وسوسه بلاها و امراض است
2:28
و با آن صبور باشید
2:31
عمر بن الخطاب رضی الله عنه
2:34
ما دریافتیم که بهترین راه برای زندگی صبر است
2:37
علی بن ابی طالب رضی الله عنه می فرماید
2:41
اما صبر همان است که سر نسبت به بدن دارد
2:46
اگر سر بریده شود، بدن از بین می رود
2:50
بعد صدایش را بلند کرد و گفت
2:53
اما کسی که صبر ندارد ایمان ندارد
2:58
گفت خدا از او راضی باشد
3:00
من در چند روز دیدم و تجربه کردم
3:04
صبر نتیجه مثبت دارد
3:08
و تعداد کمی در مورد هر چیزی که شما بخواهید جدی هستند
3:12
و او احساس صبر کرد، اما او پیروز شد
3:16
عطاء بن ابی رباح رحمه الله فرمود:
3:20
ابن عباس رضی الله عنه به من گفت
3:24
آیا زنی از اهل بهشت را به شما نشان ندهم؟
3:27
گفتم بله
3:29
این زن سیاه پوست گفت
3:32
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت
3:36
من در حال مبارزه هستم و دارم لو می روم
3:40
پس از خدا برای من دعا کن
3:42
فرمود: اگر خواستی صبر کن که بهشت از آن توست
3:46
در صورت تمایل از خدا می خواهم که شما را شفا دهد
3:51
گفت صبور باش
3:53
او گفت: "خودم را فاش می کنم."
3:56
پس از خدا می خواهم که لو نرود
3:59
پس او را صدا زد
4:01
از سعید بن وهب میگوید:
4:04
با سلمان فارسی رضی الله عنه وارد شدم
4:07
به سراغ یکی از دوستانش از کانادا برمی گردیم
4:10
سلمان به او گفت
4:13
خداوند متعال بنده مؤمن خود را با بلا امتحان می کند
4:17
سپس او بهبودی می یابد و این کفاره برای آنچه اتفاق افتاده است
4:22
او برای آنچه باقی می ماند سرزنش خواهد شد
4:25
یعنی از گناه روی برگرداند و توبه کند
4:28
و خداوند متعال بنده بداخلاق خود را با بلا امتحان می کند
4:33
سپس بهبود می یابد و مانند شتری می شود که عقلش از دست رفته است
4:38
سپس او را آزاد کردند
4:40
او نمی داند آنها چه فکر می کردند
4:42
و نه آنچه را که در زمان انتشار آن منتشر کردند
4:47
عمران بن حسین رضی الله عنه در بدنش مبتلا شد
4:51
و او گفت
4:53
من جز گناه چیزی نمی بینم
4:55
و خدا بیشتر نمی بخشد
4:58
و تلاوت کرد
5:00
و هر مصیبتی که به تو برسد
5:03
برای آنچه که دستان شما به دست آورده اند
5:06
ابن مسعود رضی الله عنه گفت
5:09
صبر نیمی از ایمان است
5:11
و یقین همه ایمان است
5:14
برخی از آنها گفتند
5:17
وسوسه مصیبت
5:19
نیکوکاران و فاسقان بر آن شکیبا هستند
5:22
فقط یک دوست می تواند در برابر آزمایش های روزهای خوب صبور باشد
5:27
هنگامی که امام احمد رحمه الله به وسوسه مصیبت مبتلا شد
5:32
صبور بود و وحشت نکرد
5:34
و او گفت
5:35
این افزایش ایمان من بود
5:38
هنگامی که به وسوسه اسرار مبتلا شد
5:41
او نگران شد و ترسید که در دین او نقصی ایجاد شود
5:45
شاعر گفت
5:47
بر هر مصیبت و سختی صبور باش
5:51
او می دانست که آن زن جاودانه نیست
5:55
و صبور باش همان گونه که بزرگواران شکیبا شدند که چنین است
5:59
درختان صنوبر امروز در فردای من آشکار می شوند
6:03
اگر مصیبتی ذکر شود به آن دلگرم می شود
6:07
پس مصیبت خود را با حضرت محمد به یاد آورید
6:12
دیگری گفت
6:14
اگر فقط تبرا را دنبال نکنید
6:18
روزها را مثل حیوانات سپری کردم
6:22
قاضی رحمه الله گفت
6:25
من در مشکل هستم
6:28
پس خدا را چهار بار شکر می کنم
6:31
احمد اگر بزرگتر از او نبود
6:35
از شما تشکر می کنم که به من صبر دادید
6:38
و از احمد تشکر می کنم که به من کمک کرد تا پاداشی را که امیدوارم به دست بیاورم
6:43
سپاسگزارم که آن را جزو دین من قرار نداد
6:48
مالک بن دینار رحمه الله گفت
6:51
هیچ عمل صالحی وجود ندارد
6:54
جز او، جانشین او
6:56
اگر صبر صاحبش به روح منتهی شود
7:00
اگر مضطرب باشد، برمی گردد
7:02
برخی از آنها گفتند
7:04
اگر چیزها راهشان را ببندند
7:08
هر بار که می آید صبر او را باز می کند
7:12
فردی صبور بسازید تا به آنچه نیاز دارد دست یابد
7:16
کسی که معتاد به در زدن است باید پناه برد
7:20
ناامید نشوید، حتی اگر تقاضا طولانی باشد
7:24
اگر با صبر و شکیبایی کمک بخواهید، آسودگی خواهید دید
7:28
از حسن رحمه الله فرمود:
7:32
اگر جز آنچه دوست داریم پاداش نگیریم
7:36
ثواب ما را بگو
7:38
خداوند سخاوتمند است و بنده را هر چند ناخواسته امتحان می کند
7:42
او در برابر آن پاداش بزرگی به او خواهد داد
7:45
گفت خدا رحمتش کند
7:47
صبر یکی از گنجینه های نیکی است
7:50
خداوند او را تقدیس نمی کند مگر بنده ای که نسبت به او سخاوتمند باشد
7:55
از ابن عون رحمه الله فرمود:
7:58
هر کاری ثواب مشخصی دارد
8:01
جز صبر
8:03
خدا گفت
8:05
ثواب بی حساب فقط به صبر کنندگان داده می شود
8:10
شاعر گفت
8:12
و حوادث، حتی اگر شما را بدبخت کنند
8:16
او کسی است که به شما گفت چقدر سعادتمند است
8:21
ابن مقفع رحمه الله گفت
8:24
صبر، صبر است
8:26
پستی صبورترین بدنهاست
8:29
ارجمندان صبورترین جان ها هستند
8:32
صبر کسی نیست که صاحبش ستایش شود
8:35
مرد باید از نظر بدنی قوی باشد تا سخت کار کند
8:39
زیرا این یکی از خصوصیات الاغ است
8:42
اما روح باید دنیا داشته باشد
8:45
و برای تحمل چیزها
8:49
زمانی که ابراهیم التیمی رحمه الله به زندان حجاج افتاد.
8:54
او مردمی را در غل و زنجیر دید
8:57
همه بلند می شوند و همه می نشینند
9:01
و او گفت
9:02
ای اهل بلای خدا در فضل او
9:06
ای اهل نعمت او در زمان مصیبتش
9:09
خداوند تو را سزاوار آزمودن تو دانسته است
9:13
به او نشان دهید که شایسته است با او صبور باشد
9:16
از حسن رحمه الله فرمود:
9:19
مردی از همان ابتدا به مرد دیگری توهین کرد
9:23
مرد از جا برخاست و هنگام تلاوت، عرق صورتش را پاک کرد
9:28
و هر کس صبر کند و ببخشد، حلال کننده امور است
9:34
الحسن گفت
9:35
ذهن او، خدا، و درک او
9:38
زیرا مردم نادان آن را از دست دادند
9:42
قتاده رحمه الله گفت
9:45
که بر مصیبت صبور نبود
9:48
شکر نعمتها را نداشت
9:51
اگر صبر مرد بود، بخشنده و زیبا بود
9:56
بر یکی از پیشینیان رحمه الله وارد شدند
9:59
قاطری به او لگد زد و پایش شکست
10:03
و او گفت
10:04
اگر بدبختی های دنیا نبود، ما خود را با ورشکستگی به درگاه خداوند معرفی می کردیم
10:09
ابوالعباس بن عطا رحمه الله گفت
10:14
اگر دل در آرزوی بهشت است
10:17
هدیه های بهشت به سوی او شتافتند
10:20
اجبار است
10:22
زیرا منفوران هدیه بهشتی به اجساد راستگویان هستند
10:27
ابوحازم رحمه الله گفت
10:30
هر نعمتی انسان را به خدای متعال نزدیک نمی کند
10:34
این یک آفت است
10:36
از طاووس رحمه الله فرمود:
10:40
این مصیبت به کسانی که از یتیمان مراقبت نمی کردند استرس وارد نکرد
10:45
یا بین مردم در مورد پولشان قاضی خواهد بود
10:49
یا شاهزاده ای بر گردنشان
10:52
از ابوسعید الخراز رحمه الله می فرماید:
10:56
تندرستی عادلان و بی خدا را می پوشاند
11:00
اگر مصیبت بیاید
11:03
سپس مردها روشن می شوند
11:06
موضع آنها در مبارزه با فتنه
11:11
و آنها را در آن راهنمايي كن
11:13
به سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفته شد
11:18
دعوا نمیکنی؟
11:20
تو از اهل شورا هستی
11:22
شما بیش از هر کس دیگری سزاوار این موضوع هستید
11:26
و او گفت
11:27
تا شمشیری برایم نیاوردی نمی جنگم
11:31
او چشم و زبان و لب دارد
11:34
مؤمن را از کافر می شناسد
11:37
من جهاد دارم و جهاد می دانم
11:41
و چون عثمان بن عفان رضی الله عنه کشته شد
11:46
سلمه بن العکواء رضی الله عنه به سوی الربضه رفت
11:51
در آنجا با زنی ازدواج کرد
11:53
او برای او فرزندانی به دنیا آورد
11:56
آنجا نماند
11:58
حتی قبل از مرگ بلیال
12:01
پس به شهر رفت
12:03
از حذیفه رضی الله عنه می فرماید:
12:06
مراقب وسوسه باشید
12:08
هیچ کس او را تشخیص نمی دهد
12:11
به خدا هیچکس تشخیص نداد
12:14
مگر اینکه منفجر شده باشد
12:16
سیل خون هم می ریزد
12:18
مشکوک است
12:21
پس جاهل می گوید
12:24
این شبیه یک خانه دار است
12:27
اگر آن را ببینید
12:29
پس در خانههایتان غوطهور شوید
12:31
و شمشیرهایت را شکستند
12:33
و رشته های تو را بریدند
12:35
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه
12:40
آنچه او گفت
12:42
اما او در این وسوسه مثل ما بود
12:45
مثل مردمی که راه می رفتند
12:48
در جاده ای که می شناسند
12:51
در حالی که هستند
12:53
همانطور که ابر و تاریکی آنها را پوشانده بود
12:56
برخی از آنها به نوبت به چپ و راست می چرخیدند
13:00
او اشتباه کرد
13:02
و ما همانجا ماندیم که متوجه شدیم
13:05
تا اینکه خداوند آن را از جانب ما تجلیل کرد
13:08
بنابراین ما اولین مسیر خود را دیدیم
13:11
بنابراین ما آن را شناختیم و آن را پذیرفتیم
13:14
اما اینها پسران قریش هستند
13:17
آنها بر سر این اقتدار دعوا می کنند
13:20
و در این دنیا
13:23
برایم مهم نیست که همدیگر را بکشند
13:27
بن علیحاتین الجردوین
13:30
دو مرد در وسوسه ابن الزبیر نزد او آمدند
13:33
و او گفت
13:35
مردم ساخته می شوند
13:37
و تو بن عمر هستی
13:39
و صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
13:42
چه چیزی شما را از بیرون رفتن باز می دارد؟
13:45
و او گفت
13:47
این مانع من است که خداوند خون برادرم را حرام کرده است
13:50
و او گفت
13:52
مگه خدا نگفت؟
13:54
و حتی با آنها مبارزه کنید
13:56
وسوسه نشو
13:58
و او گفت
14:00
ما جنگیدیم تا جایی که دعوا نشد
14:03
دین برای خدا بود
14:05
و شما می خواهید مبارزه کنید
14:08
تا زمانی که تبدیل به یک وسوسه شود
14:10
بدهی به غیر خداست
14:13
و در یک رمان
14:16
محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود
14:19
با مشرکان می جنگد
14:21
وارد دینشان می شد
14:24
فتنه
14:25
مثل دعوای شما بر سر شاه نیست
14:28
گفت خدا از او راضی باشد
14:30
یکی از گرفتاری هایی است که برای کسی که خود را در آن گرفتار می کند راه نجاتی نیست
14:36
ریختن خون نامشروع بدون اجازه
14:41
از یاسر بن عمر
14:43
آن ابومسعود انصاریه رضی الله عنه
14:47
هنگامی که عثمان رضی الله عنه کشته شد
14:50
خودش را در خانه اش پنهان کرد
14:52
پس وارد او شدم
14:54
پس از او پرسیدم
14:55
و او گفت
14:56
شما باید به گروه بپیوندید
14:58
خداوند امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را در برابر گمراهی او متحد نمی کند.
15:05
و صبور باش
15:06
تا بار بتواند استراحت کند
15:08
و از فاسقان آرام می گیرد
15:11
مطرف رحمه الله گفت
15:14
فتنه برای هدایت مردم نمی آید
15:18
اما این فقط به عنوان مبارزه با مؤمن در مورد دین خود است
15:23
و چون خداوند می فرماید
15:25
چرا فلانی را نکشتی؟
15:27
من او را بیشتر از آنچه او می گوید دوست دارم
15:30
چرا فلانی را کشتی؟
15:32
گفت خدا رحمتش کند
15:34
چون به نشستن اعتماد دارم
15:37
من ترجیح می دهم با فریب به دنبال فضیلت جهاد باشم
15:46
حال آنها با وسوسه هوس ها و زنان است
15:50
سعید بن المسیاب رحمه الله گفت
15:53
شیطان از هیچ چیز ناامید نمی شود
15:56
جز اینکه زنان نزد او می آمدند
15:59
گفت هشتاد و چهار ساله است
16:03
یکی از چشماش رفته بود
16:05
او با دیگری زندگی می کند
16:08
از هیچ چیز بیشتر از زنان نمی ترسم
16:12
از عطاء بن ابی رباح رحمه الله می فرماید:
16:17
اگر یک بانک پول به شما سپرده شد، صادق بودید
16:21
من به یک ملت تحریف شده اعتماد ندارم
16:25
ذهبی رحمه الله گفت
16:28
خدا رحمتش کند
16:30
در حدیث
16:32
مرد نباید با زن تنها باشد
16:35
سومین آنها شیطان است
16:38
حسن بن عطیه رحمه الله گفت
16:42
من هرگز به ملتی نیامده ام
16:45
به جز زنانشان
16:48
از میمون بن مهران رحمه الله فرمود:
16:52
سه چیز، خودتان را با آنها آزمایش نکنید
16:57
با سلطان دخالت نکن
16:59
و اگر بگویم او را امر به اطاعت خدا می کنم
17:02
به زن وارد نشو
17:05
و اگر بگویم او را کتاب خدا می شناسم
17:08
و با شنیدن خود به خواسته ها گوش مکن
17:11
نمی دانی از او چه چیزی به دلت می چسبد
17:15
سفیان الثوری رحمه الله گفت
17:18
یه خونه پر از پول برام بیار
17:22
و در برابر کنیز سیاه پوست این کار را نکنید
17:26
برای من حلش نکن
17:28
زنی آمد و گفت:
17:31
من می خواهم از شما چیزی بپرسم
17:34
به او گفت
17:36
میام تو در
17:39
سپس از پشت در صحبت کنید
17:42
ابن جوزی رحمه الله گفت
17:46
عبدالله بن مبارک به ما گفت
17:49
و او عاقل بود
17:51
از دلتنگی های اهل شام خدا رحمتشان کند
17:54
گفتند
17:56
هر که اسباب وسوسه را اول از خود بیاورد
18:00
او بالاخره زنده نماند، حتی اگر تقلا می کرد
18:04
وزیر ابن حبیره رحمه الله گفت:
18:08
مراقب کشتی گیر ذهن باشید
18:10
وقتی اشتها ملتهب است
18:13
یک زندگی با آرامش
18:16
بین حرف و عمل