از مجموعهٔ حياة السلف (اكتملت السلسلة) · درس 51 از 64

مختصر حياة السلف بين القول والعمل | الحلقة (56) | حفظ اللسان - الجزء الثالث

◉ 0 بازدید ⏱ 13:22 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار
0:09 حفظ زبان
0:13 حفظ زبان از سخن گفتن بر ضد خدا بدون علم
0:18 تقوا در جوانی و روایت از پیامبر صلی الله علیه و آله.
0:24 قال قاسم بن محمد رحمه الله
0:29 زیرا انسان پس از دانستن حقوق خداوند بر خود جاهل زندگی می کند
0:34 برای او بهتر از گفتن چیزی است که نمی داند
0:38 به خدا قسم ما از هر چه شما می پرسید نمی دانیم
0:42 اگر می دانستیم، آن را از شما پنهان نمی کردیم
0:45 هیچ راه حلی برای ساکت کردن شما وجود ندارد
0:48 از ابن المنكدر رحمه الله فرمود:
0:52 دنیا بین خدا و بندگانش وارد می شود
0:57 بگذارید خودش راهی پیدا کند
1:00 ربیع بن خثیم رحمه الله گفت
1:05 یکی از شما مراقب باشد که بگوید خداوند فلان را حلال و حرام کرده است.
1:10 سپس خداوند می فرماید: دروغ گفتی
1:13 من فلان را حلال نکردم و فلان را نهی کردم
1:17 از صحنون رحمه الله پرسیدند
1:20 آیا دنیا می تواند بگوید من نمی دانم او چه می داند؟
1:25 فرمود: اما آنچه در کتاب یا سنت ثابت شده است، خیر
1:31 در مورد اینکه این نظر چه بود
1:34 او می تواند این کار را انجام دهد
1:36 چون نمی داند درست است یا نادرست
1:40 از زبید الیمی آمده است:
1:44 از ابراهیم النخعی رحمه الله درباره چیزی نپرسیدم
1:49 جز اینکه بغض چهره اش را می دانستم
1:52 میگه امیدوارم باشی
1:56 الاعمش رحمه الله گفت
1:59 من هرگز نشنیدم که ابراهیم النخعی بگوید قطح
2:03 حلال یا حرام؟
2:05 اما او می گفت
2:07 آنها از آن متنفر بودند و آن را دوست داشتند
2:11 از ابن مهدی فرمود:
2:14 مردی از مالک بن انس رحمه الله درباره مسئله او پرسید
2:19 او گفت: این بهترین نیست.
2:22 مرد گفت
2:24 فلانی را برایت فرستادم تا در این مورد از تو بپرسم
2:29 مالک به او گفت
2:31 پس اگر به جایگاه و جایگاه خود برگردید
2:34 پس بگو که من بهت گفتم
2:37 بهترین نیست
2:39 از ابن وهب گفته است:
2:41 اگر می خواستم خود را پر از آیات کلام مالک بن انس رحمه الله می کردم.
2:47 من نمی دانم که انجام دادم
2:51 گفت خدا رحمتش کند
2:53 مسئله مردم نبود
2:55 و نه هیچ یک از پیشینیان ما
2:58 من متوجه نشدم کسی را دنبال کنم
3:01 درباره چیزی می گوید: این حلال و حرام است
3:05 جرات این کار را نداشتند
3:09 اما آنها می گفتند
3:11 ما از این متنفریم و این را خوب می دانیم
3:15 این باید انجام شود
3:17 ما این را نمی بینیم
3:19 حلال و حرام نمی گویند
3:22 آیا نشنیدی که خداوند متعال چه فرمود؟
3:25 بگو: آیا آنچه را که خداوند بر شما نازل کرده دیده اید؟
3:30 پس آن را حرام و حلال کردی
3:34 بگو: خدا به شما اجازه داده است.
3:38 یا چیزی بر ضد خدا اختراع می کنید؟
3:40 حلال همان چیزی است که خدا و رسولش حلال کرده اند
3:44 حرام چیزی است که خدا و رسولش حرام کرده اند
3:48 مردی از امام احمد رحمه الله پرسید
3:52 به او گفت: از دانا بپرس و از دانا بپرس.
3:58 ابوسهل محمد بن عمر روایت کرده است
4:02 درباره برخی از شیوخ بلخ
4:04 گفت وارد بغداد شدم
4:07 و اگر مردی سه روز روی پل بود و می گفت:
4:12 جز آن قاضی احمد بن عمران الخصافه رحمه الله
4:17 من یک سوال در مورد فلان موضوع می پرسم
4:20 او با چنین و چنان پاسخ داد
4:22 و اشتباه است
4:24 جواب چنین و چنان است
4:26 خدا رحمت کند هر که آن را به صاحبش رساند
4:30 تقی الدین بن عبدالقادر التمیمی غازی رحمه الله می فرماید.
4:36 اظهار نظر در مورد این داستان
4:39 دانشمندان باید اینگونه باشند
4:42 بنابراین، در دین خدا باید قید باشد
4:46 و نصیحت به بندگان خدا
4:49 شیخ عطیه سالم گفت
4:53 از شیخش عالم محمد الامین شنقیتی رحمه الله.
4:58 در سال های آخر زندگی اش مورد توجه قرار گرفت
5:02 دوری او از فتوا
5:05 و اگر پرنده بگوید
5:07 من مسئول هیچ چیز نیستم
5:10 دانشمندان چنین و چنان می گویند
5:14 یک بار در این مورد از او پرسیدم
5:16 و او گفت
5:18 انسان تا زمانی که مبتلا نشده باشد در سلامتی است
5:22 و سوال آزار دهنده است
5:24 چون داری از خدا حرف میزنی
5:26 شما نمی دانید که آیا به حکم خدا عمل خواهید کرد یا نه
5:30 مگر اینکه نص قطعی از کتاب خدا بر آن باشد
5:34 یا سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:38 باید رزرو شود
5:40 با کلمات شاعر نشان داده شده است
5:43 اگر آگاهانه چیزی را می کشی، بگو
5:47 و چیزی نگویید که از آن غافل هستید
5:51 چه کسی دوست دارد یک رهبر ببیند؟
5:55 نمی دانم رزمنده اش مجروح شده است یا نه
5:59 حفظ زبان از سخن گفتن در مورد آنچه معنی آن نیست
6:05 او در حالی که بیمار بود وارد ابودجانه رضی الله عنه شد
6:12 صورتش پرتو می زند
6:15 و او گفت
6:16 هیچ کاری بیشتر از دو چیز نیست که من در انجامش مطمئن باشم
6:21 من در مورد چیزی که به من مربوط نمی شد صحبت نکردم
6:24 قلب من برای مسلمانان سالم بود
6:28 برخی از پیشینیان گفتند
6:30 هر که هزینه کند به او مربوط نیست
6:33 معنی آن را از دست بده
6:35 فدیل بن ایاد رحمه الله گفت
6:39 شما در مورد چیزی صحبت کردید که به شما مربوط نمی شد
6:42 پس حواس خود را از چیزی که به شما مربوط است منحرف کنید
6:45 حتی اگر کار شما باشد، برای شما مهم نیست
6:47 آنچه به تو مربوط نیست را رها کن
6:50 امام مالک رحمه الله فرمودند
6:53 انسان تا آنچه را که به او مربوط نیست رها نکند، شایسته نیست
6:58 اگر چنین است
7:00 یا شک داشت که خدا دلش را بگشاید
7:03 معروفی الکرخی رحمه الله گفت
7:07 صحبت بنده در مورد آنچه به او مربوط نیست
7:11 یک ناامیدی از خداوند متعال
7:14 سخنان سلف در مورد ترجیح گاهی سکوت بر گفتار
7:21 و بالعکس
7:22 از عبیدالله بن ابی جعفر رحمه الله می فرماید:
7:28 اگر در یک شورا اتفاق بیفتد
7:31 او گفتگو را دوست داشت
7:33 بگذار نگه دارد
7:34 و اگر ساکت باشد
7:36 سکوت را دوست داشت
7:38 بگذار حرف بزند
7:40 مالک بن دینار رحمه الله گفت
7:45 صبر یعنی سکوت
7:47 سکوت یعنی صبر
7:49 گوینده باتقواتر از ساکت نیست
7:53 مگر عالمی که به جای او سخن می گوید
7:57 و در جای خود ساکت می ماند
7:59 حفظ زبان از لجن گفتار
8:06 ابراهیم بن مهدی به عبدالله بن ساعد گفت
8:10 نویسنده، خدا رحمتشان کند
8:13 مراقب سخنان غیر اخلاقی باشید
8:16 به امید کسب فصاحت
8:19 زیرا این بزرگترین آگاهی است
8:22 شما کاری را که آسان است انجام می دهید
8:24 ضمن پرهیز از کلمات حقیر
8:31 غیبت چه کسانی جایز است؟
8:33 عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت
8:37 بداخلاق حرمت ندارد
8:40 از حسن بصری رحمه الله می فرماید:
8:44 سه نفر غیبت ندارند
8:47 امام خائن
8:49 و صاحب آرزوها که به آرزوها دعوت می کند
8:53 و فسق اعلام شده، فسق اوست
8:57 از ابراهیم التیمی رحمه الله می فرماید:
9:01 سه نفر غیبت ندارند
9:04 ظالم و بد اخلاق
9:07 و صاحب بدعت
9:09 ایشان هم فرمودند خدا رحمتش کند
9:12 آنها آن را غیبت نمی دانستند
9:15 مگر اینکه صاحب آن نامی داشته باشد
9:19 حفظ زبان از عهدشکنی
9:24 هنگامی که عبدالله بن عمر رضی الله عنه در مرگش حاضر شد، گفت
9:30 مردی از قریش از دخترم خواستگاری کرده بود
9:34 مثل قولی بود که من به او داده بودم
9:38 به خدا سوگند خداوند قزل آلای نفاق را نینداخت
9:42 گواه باش که او را به عقد او درآوردم
9:46 از شعبه رحمه الله فرمود:
9:50 من هرگز با ایوب السختیانی رحمه الله قرار نداشتم
9:55 جز اینکه او به من گفت که چه زمانی می خواهد مرا ترک کند
9:59 من با شما قراری ندارم
10:02 وقتی آمدم متوجه شدم که او از من پیشی گرفته است
10:08 حفظ زبان از شلی و تندی
10:12 برخی از پیشینیان گفتند
10:15 مردم کلمات تند نمی گفتند
10:18 مگر اینکه در کنارش کلمه ای باشد که نرمتر از آن باشد
10:23 تکه تکه شدن آن تکه تکه است
10:25 ابوالعلیه رحمه الله گفت
10:28 خداوند متعال در عهدی که از بنی اسرائیل گرفت فرمود
10:34 و به مردم خوب بگو
10:37 یعنی به آنها کلمات محبت آمیز بگویید
10:40 با بهترین روشی که دوست دارید به آنها پاداش دهید به آنها پاداش دهید
10:45 حفظ زبان از پرسش از آنچه اتفاق نیفتاده است
10:51 روزی مردی نزد ابن عمر آمد که خدا از آن دو راضی باشد
10:56 پس از او در مورد چیزی پرسید که نمی دانم چیست
11:00 ابن عمر به او گفت
11:02 نپرسید چه چیزی نبود
11:05 زیرا عمر بن خطاب رضی الله عنه را شنیدم
11:09 لعنت بر کسی که از آنچه نیفتاده سؤال کند
11:13 عمر رضی الله عنه بر منبر گفت
11:18 من از خداوند خجالت می کشم برای مردی که از چیزی پرسید که اتفاق نیفتاده است
11:23 خداوند آنچه هست را روشن کرده است
11:27 مزایای دیگر
11:31 از ابودردا رضی الله عنه گفت
11:36 هیچ مؤمن نزد خداوند متعال محبوبتر از زبان او نیست
11:41 با آن وارد بهشت می شود
11:44 هیچ کافر نزد خداوند متعال منفورتر از زبان او نیست
11:49 با آن وارد آتش می شود
11:52 ابوحازم رحمه الله گفت
11:56 مؤمن باید
11:58 مواظب زبانش بیشتر از جای پایم باشم
12:03 از ابن عیینه رحمه الله می فرماید:
12:07 حکیم مردم را در حال صحبت یافت
12:11 بر سر آنان ایستاد و سلام کرد و گفت
12:15 آنها سخنان قومی را گفتند که می دانستند خداوند سخنان آنها را خواهد شنید
12:21 و فرشتگان می نویسند
12:24 یحیی بن معاذ رحمه الله گفت
12:28 دل ها مانند دیگ هایی در سینه هستند که از آنچه در آنهاست می جوشند
12:33 و ملاقه هایشان زبانشان است
12:36 منتظر ماند تا مرد صحبت کند
12:40 زبان او آنچه را در دل اوست برای تو آشکار می کند
12:44 بین شیرین و ترش، شیرین و تلخ
12:48 از مزه دل و مزه زبانش برایت می گوید
12:52 عده ای از خردمندان به پسرانش گفتند
12:55 زبانت را درست کن
12:58 یک نماینده زن جایگزین مرد می شود
13:01 حیوان برادر و لباس برادرش را به امانت می گیرد
13:05 کسی را نمی یابد که زبانش را به او قرض دهد
13:08 یک زندگی صلح آمیز بین حرف و عمل