از مجموعهٔ كنوز السيرة (اكتملت السلسلة)
· درس 12 از 35
كنوز السيرة | الشيخ عثمان الخميس | الحلقة (22) | بطولات في غزوة أحد
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
گنجینه های زندگی نامه
0:06
مسابقات قهرمانی در احد
0:12
طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه
0:18
از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کنید
0:21
تا اینکه دست راستش فلج شد
0:23
قیس بن ابی حازم گفت
0:26
دست طلحه را دیدم که فلج شده است
0:29
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز احد با او ملاقات کرد
0:34
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طلحه فرمود
0:38
هر که می خواهد شهیدی را ببیند که روی زمین راه می رود
0:42
به طلحه بن عبیدالله نگاه کند
0:46
ابوبکر هر گاه روز احد را ذکر می کرد، می گفت:
0:50
تمام آن روز مال طلحه بود
0:53
ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه
0:58
انداختن روی گونه پیامبر صلی الله علیه و آله
1:02
بخشش وارد گونه اش شد
1:05
ابوبکر با طلحه بن عبیدالله آمد
1:09
ابوبکر خواست آمرزش را برطرف کند
1:11
در چهره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:15
ابوعبیده گفت
1:17
از خدا خواستم که تنهام بگذارد
1:20
پس آن را با دهان، یعنی با دهان گرفت
1:23
پس شروع کرد به تکان دادن، یعنی حرکت دادن
1:26
از آزار رساندن به رسول خدا صلی الله علیه و آله بیزار بود
1:32
سپس آن را با دهان برداشت
1:34
پس کمانش افتاد که خدا از او راضی باشد
1:37
و چون دندان ابوعبیده افتاد
1:40
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:44
بدون تو برادرت
1:46
واجب بود
1:47
یعنی به خاطر کاری که برای پیامبر صلی الله علیه و آله کرد
1:52
ابوطلحه رضی الله عنه
1:55
انس گفت
1:57
وقتی یکشنبه بود
1:59
مردم از پیامبر صلی الله علیه و آله شکست می خورند
2:03
و ابوطلحه در دست اوست
2:06
ابوطلحه مردی تیرانداز قوی بود
2:10
مرد با کتک از کنارش گذشت
2:14
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او می فرماید
2:18
برای ابوطلحه بفرست
2:20
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب است
2:23
و ابوطلحه تیراندازی می کرد
2:25
سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله روی برمی گرداند
2:29
و او می گوید
2:30
پدرم و مادرم، لطفا به من احترام نگذارید
2:33
هیچ یک از تیرهای مردم به شما اصابت نمی کند
2:36
بدون حرکت حرکت می کنیم
2:40
ابودجانه رضی الله عنه
2:43
زمانی که مشرکان قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله را داشتند
2:48
ابودجانه برخاست و با پشت به پیامبر صلی الله علیه و آله حمله کرد.
2:54
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را در آغوش گرفت
2:57
و پشتش را برای پرتاب کرد
3:00
خداوند متعال این جنگ را نازل کرده است
3:04
آیاتی در سوره آل عمران
3:07
و خداوند به وعده خود وفا کرد
3:10
وقتی به اذن او نسبت به آنها احساس خوبی دارید
3:14
حتی اگر شکست بخورید و در مورد موضوع اختلاف نظر داشته باشید
3:18
و پس از آن که آنچه را دوست دارید به شما نشان داد، نافرمانی کردید
3:24
بعضی از شما دنیا را می خواهید و بعضی دیگر آخرت را
3:31
سپس تو را از آنان برگرداند تا تو را بیازماید
3:35
و تو را بخشید
3:38
خداوند نسبت به مؤمنان مهربان است
3:45
گنجینه های بیوگرافی
3:51
مسابقات قهرمانی بانوان
3:55
در اصل، مسابقات مردان در طول مبارزات برگزار می شود
4:00
مسابقات قهرمانی زنان خارج از جنگ برگزار می شود
4:04
با صبر و استقامت
4:05
و راضی به اراده و تقدیر الهی
4:09
نصیبه بنت کعب
4:12
عن ضمره بن سعید عن مادربزرگش
4:15
او شاهد بود که کسی به او آب می داد
4:18
او گفت
4:19
از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
4:23
زیارتگاه نصیبه بنت کعب امروز
4:27
بهتر از مقام فلانی و فلانی
4:30
آن روز او را در حال دعوای شدید دید
4:34
لباسش را دور کمرش بسته بود
4:38
تا اینکه سیزده بار مجروح شدم
4:43
زنی از بنی دینار
4:46
شوهر، برادر و پدرش همگی مجروح شدند
4:50
وقتی به او گفتند
4:52
پدرت فوت کرد
4:54
او گفت
4:55
اما کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
5:00
گفتند
5:01
خداوند به خاطر برادرت به تو اجر عظيم بدهد
5:04
او گفت
5:05
و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
5:10
گفتند
5:21
خدا را شکر آنطور که شما دوست دارید همینطور است
5:24
آرونیا گفت تا بتونم نگاهش کنم
5:28
بنابراین به او اشاره می کنم
5:30
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله هست
5:34
وقتی او را دید گفت:
5:36
هر مصیبتی بعد از تو بزرگ است
5:39
این گواه آن چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
5:44
اگر یکی از شما دچار بدبختی شد
5:47
بگذار بدبختی اش را به یاد بیاورد
5:50
بزرگترین مصیبت است
5:53
این بزرگترین بلایی است که بر سر همه مردم آمده است
5:57
مصیبت رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله است
6:01
این رفیق خدا از او راضی باشد
6:04
من آن را به واقعیت تبدیل کردم
6:06
پدر، برادر و شوهرش فوت کردند
6:10
می گوید آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
6:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله را با محبت فراوان دوست داشتند
6:21
چون ما رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندیدیم
6:26
نشان دادن عشقمان به او
6:28
با دنبال کردن اوست
6:30
و از راهنمایی او پیروی کنید
6:32
و از حرفه خود دفاع می کند
6:34
و در بین مردم پخش شود
6:36
این وظیفه همه ماست
6:39
هفتاد مسلمان کشته شدند
6:42
سی و هشت مشرک کشته شدند
6:45
یا سی و هفت
6:47
برخلاف رمان ها
6:50
هر که می خواهد بداند در این نبرد به طور کلی چه اتفاقی افتاده است
6:55
باید سوره آل عمران را بخواند
6:58
از بیت صد و بیست و یکم
7:02
تا بیت صد و هفتاد و چهارم
7:06
او در مورد این نبرد تقریباً با جزئیات صحبت کرد
7:10
برخی حوادث گزارش شد
7:13
گنجینه های بیوگرافی
7:16
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کسی را کشت؟
7:27
از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کرد
7:30
ابی بن خلف از کفار مکه است و می گوید:
7:34
محمد کجاست؟ اگر او زنده بماند، من نجات نخواهم یافت
7:38
گفتند یا رسول الله
7:40
آیا هیچ کدام از ما با او همدردی می کنیم؟
7:43
حضرت رضی الله عنه فرمود: «او را رها کن».
7:47
وقتی به او نزدیک شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نزدیک شد
7:52
نیزه از الحارث بن السماح
7:55
وقتی آن را از او گرفت
7:57
آنقدر برخاست که موها از پشت شتر بلند شد
8:02
سپس او را ملاقات کرد و یک ضربه چاقو به او زد
8:05
او بارها از اسبش غلت زد
8:08
پس او را بردند و نزد مردم مکه بردند
8:11
به او گفتند: چه شده است؟
8:14
گفت: به خدا سوگند محمد مرا کشت.
8:17
به او گفتند: به خدا قسم دلت رفته است.
8:21
به خدا در تو سختی است
8:24
گفت در مکه به من گفته بود
8:28
من تو را می کشم، خدا مرا کشت
8:32
در راه جان باخت
8:34
ابی بن خلف در مکه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت
8:40
من یک اسب دارم که هر روز به او غذا می دهم
8:43
به خاطرش میکشمت
8:45
پیامبر صلی الله علیه و آله به او می فرمود
8:49
بلکه من قاتل تو هستم
8:51
پس آنچه پیغمبر صلی الله علیه و آله به او فرمود اتفاق افتاد
8:55
دشمن خدا ابی بن خلف را کشت
8:58
پس از شایعه کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله
9:03
مشرکان از جنگ دست کشیدند
9:06
مسلمانان متوقف شدند
9:08
گنجینه های بیوگرافی
9:11
خلاصه ای از جنگ احد
9:17
پیامبر صلی الله علیه و آله در ابتدا می خواست از مدینه بجنگد
9:24
اما زمانی که صحابه جوان اصرار به خروج کردند
9:28
پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی احد خارج شد
9:32
و جنگ در آنجا رخ داد
9:34
عبدالله بن ابی بن سلول برگشت
9:37
با ارتش
9:39
تعداد مسلمانان از هزار نفر به هفتصد نفر رسید
9:43
تعداد مشرکان سه هزار نفر بود
9:48
پیامبر صلی الله علیه و آله به رومیان دستور داد که جای خود را ترک نکنند
9:54
پیامبر صلی الله علیه و آله شمشیر به نمایش گذاشت
9:58
ابودجانه آن را گرفت و با آن فحش داد
10:01
مشرکان در جنگ اول شکست خوردند
10:05
رومیان از دستور پیامبر صلی الله علیه و آله سرپیچی می کردند
10:10
سپس حلقه به سوی مسلمانان رفت
10:14
شهادت حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:18
انس بن نذر
10:20
و عمر بن الجموح
10:22
و عبدالله بن عمر بن حرام
10:24
و دیگران
10:27
پیامبر صلی الله علیه و آله در این جنگ مجروح شد
10:31
تا اینکه ربعش افتاد و صورتش شکست
10:35
تلاش ابی بن خلف برای کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله
10:40
پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت
10:44
این تنها کسی است که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است
10:49
پیامبر صلی الله علیه و آله والدین خود را با سعد بن ابی الوقاص رضی الله عنه جمع کرد.
10:56
و به او گفت: تیر بزن، پدر و مادرم فدای تو باد
11:00
شایعه کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله
11:04
وقتی جنگ شدت گرفت و مسلمانان کشته شدند، مشرکان خواستند پیامبر صلی الله علیه و آله را بکشند.
11:14
از جمله کسانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کردند، زنی به نام ام اماره، نصیبة بنت کعب بود.
11:24
مردی به نام مخیرق با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگید. او یهودی بود که اسلام آورد و با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگید.
11:35
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود مخیرق بهترین یهودیان است.
11:42
گنجینه زندگینامه: آیا برای شهید نماز خوانده می شود؟
11:51
در میان علما مشهور است و حتی تقریباً مکرر نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:00
برای شهدای کسی دعا نمیکرد، بلکه آنها را در جامههایشان کفن میکرد، مگر شهدا
12:07
جامه ای برای او نبود، پس در چیز دیگری مانند مصعب بن عمیر و حمزه کفن شد تا اینکه گفت.
12:14
روز قیامت نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می آیند و زخم خون جاری می شود.
12:20
رنگ به رنگ خون و بو بوی مشک است. عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه گفت
12:27
خدا رحمتش کند مصعب بن عمیر کشته شد و از من بهتر بود و در سرمای فانی فرو رفت.
12:35
سرش را پوشانده بود، پاهایش نمایان بود و اگر پاهایش را پوشانده بود، سرش نمایان بود و سرش پایین بود.
12:41
و شروع به گریه کرد، یعنی عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه و او را خشنود کند و درست است.
12:48
در مورد شهدا، دعا برای آنها جایز است و این همان کاری است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد.
12:55
آن حضرت علیه السلام گاهی برای برخی شهدا دعا می کرد و گاهی نماز را ترک می کرد
13:01
خدا رحمتش کند و درود فرستد. گنجینه های بیوگرافی، درس های آموخته شده از نبرد
13:13
ابن قیم رحمه الله احکام و اهداف و فواید را ذکر کرده است.
13:22
اولاً مسلمانان عواقب بد نافرمانی و عواقب بد ارتکاب آن را تعریف می کنند.
13:30
نهی زمانی رخ داد که ماه رمضان از جایگاه خود خارج شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنها دستور داده بود.
13:35
خدا رحمتش کند و درود فرستد. ثانیاً رسم رسولان است که آزمایش شوند
13:42
در نهایت نتیجه ای خواهد داشت و حکمت در آن این است که اگر پیروز می شدند
13:48
همیشه از مؤمنان کسانی هستند که از آنها نیستند و راستگو از راستگو متمایز نمی شود.
13:54
برخی دیگر، حتی اگر همیشه شکسته می شدند، هدف از مأموریت محقق نمی شد، بنابراین انجام شد.
14:00
حکمت این دو چیز را در هم می آمیزد تا راستگو را از دروغگو تشخیص دهد
14:06
نفاق منافقین بر مسلمانان پوشیده بود، پس وقتی این اتفاق افتاد
14:12
داستان: اهل نفاق آنچه را در عمل و گفتار نشان دادند، نشان دادند و برگشتند
14:17
مسلمانان آشکارا با تکان دادن، دانستند که در نوبت خود دشمنی دارند، لذا آماده شدند
14:24
به آنها و مراقب آنها باشید. ثالثاً خداوند متعال فرمود: اوست که رسولش را فرستاد
14:32
با هدایت و دین حق، آن را بر همه ادیان برتری دهد، هر چند مشرکان از آن کراهت داشته باشند.
14:41
اگر همیشه شکست بود، این دین ظهور نمی کرد و اگر همیشه پیروزی بود، ظهور نمی کرد.
14:49
درجات با شکست و پیروزی متمایز می شوند تا اینکه خداوند تبارک و تعالی دین را آشکار کند
14:56
در سراسر زمین. رابعاً در تأخیر پیروزی در برخی
15:02
همشهری برای هضم روح و شکستن غرورش تا آسیبی نبیند
15:08
انسان متکبر و شرمنده گاه مغلوب است و گاه پیروز
15:14
تا بداند تمام امر در دست خداوند تبارک و تعالی است. پنجم اینکه خدا هست
15:22
تبارک و تعالی برای بندگان مؤمن خود خانه هایی در سرای کرامت خود آماده کرده است.
15:28
اعمالشان به آن می رسد، پس وسیله آزمایش و بلا به آنها داده می شود تا دعا کنند.
15:33
اگر جهاد نبود مسلمانان به بهشت اعلای دست نمی یافتند
15:39
نزد خداوند تبارک و تعالی شهید شفاعت هفتاد نفر از اهل بیت خود را ندارد
15:45
با اولین قطره خونی که بیرون می آید آمرزیده می شود و از وسوسه قبر محافظت نمی کند.
15:51
اما خداوند می خواهد درجات آنها را بالا ببرد، پس جهاد ششم شد
15:59
شهادت از بالاترین درجات اولیای الهی است، لذا خداوند متعال به آن توفیق عنایت فرماید
16:05
نزد آنان هفتمین بازاری است که خدای متعال خواست دشمنانش را نابود کند و لبریز شده بود
16:13
آنها از کفر و تجاوز دلایلی دارند که به موجب آن این امر را ایجاب می کنند
16:18
و ظلم آنها در آزار دوستانش گناهان مؤمنان را پاک می کند
16:24
کافران مستحق این هستند و شکی نیست که فواید دیگری دارد اما اینها
16:32
برخی از فوایدی که امام ابن قیم رحمه الله ذکر کرده است.