از مجموعهٔ كنوز السيرة (اكتملت السلسلة)
· درس 5 از 42
كنوز السيرة | الشيخ عثمان الخميس | الحلقة (6) | دعوة النبي صلى الله عليه وسلم في مكة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
گنجینه های زندگی نامه
0:10
فصل دوم
0:14
دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه
0:20
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به خبر رسید
0:24
او چهل ساله است
0:26
خداوند متعال را شاکرم
0:28
در کل انسانیت
0:30
به رسالت او که درود خدا بر او باد
0:33
راهنما و بشارت و هشدار دهنده
0:36
وداع با خدا به اذن او و چراغی روشنگر
0:41
این مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها است
0:45
در مورد ماجرای رسالت ایشان رضی الله عنه صحبت کردیم
0:50
عایشه رضی الله عنها گفت
0:53
اولین ظهوری که آن حضرت رضی الله عنه با آن آغاز شد
0:57
دید خوب در خواب
1:00
رؤیایی نمی دید مگر اینکه مانند طلوع فجر باشد
1:05
سپس هوای آزاد را دوست داشت
1:07
او در غار حیره بود
1:10
شب ها به شماره است
1:13
قبل از اینکه نزد خانواده اش فرستاده شود
1:16
سپس نزد خدیجه باز می گردد و همان را عرضه می کند
1:20
و همینطور ادامه داد تا اینکه حقیقت به او رسید
1:24
گفت: تایید کن.
1:26
ایشان رضی الله عنه فرمودند
1:29
من گاو نیستم
1:31
او گفت
1:32
پس مرا گرفت و فشار داد تا خسته شدم
1:36
بعد مرا فرستاد و گفت
1:38
موافقم
1:40
گفتم من گاو نیستم
1:42
پس مرا گرفت و برای بار دوم فشار داد تا خسته شدم
1:47
بعد مرا فرستاد و گفت
1:49
موافقم
1:50
گفتم من گاو نیستم
1:53
پس مرا گرفت و برای بار سوم پوشاند، سپس مرا فرستاد و گفت
1:58
بخوان به نام پروردگارت که آفرید
2:01
انسان از لخته آفریده شده است
2:04
بخوان و پروردگارت سخاوتمندترین کسی است که با قلم تعلیم داد
2:09
آنچه را که نمی دانست به انسان آموخت
2:12
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن بازگشت در حالی که دلش از ترس می لرزید.
2:19
پس نزد خدیجه بنت خویلد رضی الله عنه رفت و گفت
2:25
به من پیوستند، به من پیوستند
2:28
گفت پس او را در آغوش گرفتند تا ترسش را از دست داد
2:32
پس از آنکه خدیجه این خبر را به او داد، به او گفت
2:36
برای خودم ترسیدم
2:39
خدیجه گفت
2:40
اثبات و برگزیده خداوند برای پیامبرش صلی الله علیه و آله است
2:47
نه، به خدا سوگند، خداوند هرگز شما را رسوا نخواهد کرد
2:51
این گفته خدیجه با یک منفی شروع می شود
2:55
سپس با سوگند
2:57
به خدا سوگند خداوند هرگز شما را رسوا نخواهد کرد
3:00
او آن را با گفتن هرگز تایید می کند
3:03
همه اینها دلیل بر اعتماد این زن به پروردگار تبارک و تعالی است
3:09
و شناخت واقعی او از محمد صلی الله علیه و آله و سلم
3:14
و دلیلی که من این حرف را زدم
3:17
این همان چیزی است که در ادامه به آن اشاره کردم
3:20
با گفتن آن
3:21
به رحم خواهی رسید
3:23
و همه رو تحمل کن
3:25
و چیزی به دست نمی آورید
3:27
و از مهمان قدردانی کنید
3:28
به معاونین راست منصوب شد
3:32
گویی به پیامبر صلی الله علیه و آله می گفت
3:36
اینها خصوصیات کی بود؟
3:38
آبروی خدا هرگز بر او وارد نمی شود
3:42
زیرا این صفات از صفات کمال است
3:46
سپس با او به راه افتاد تا اینکه ورقه بن نوفل را برای او آورد
3:51
او پسر عمویش است
3:53
او در دوران پیش از اسلام به مسیحیت گرویده بود
3:56
او عادت داشت کتاب عبری را همانطور که خدا می خواست نوشته شود
4:01
او پیرمردی بود که نابینا بود
4:04
خدیجه به او گفت
4:06
ای پسر عمو
4:07
از برادرزاده ات بشنو
4:10
ورقه به او گفت
4:12
برادرزاده ام
4:13
چی میبینی؟
4:15
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او خبر داد
4:18
اخبار از آنچه دید
4:20
ورقه به او گفت
4:22
این شریعت است که خداوند به موسی نازل کرد
4:26
ای کاش یک تنه در آن بود
4:28
وقتی مردم تو را اخراج می کنند
4:31
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از اخراج قومش رد کرد
4:36
این به این دلیل است که می بیند مردمش او را بسیار دوست دارند
4:41
او را جز راستگو و امین نمی نامند
4:44
خدا رحمتش کند و درود فرستد
4:47
به همین دلیل گفت
4:49
یا مدیرانشان
4:51
گفت بله
4:52
هیچ کس به جز عدی با چیزی مانند آنچه شما کردید نیامده است
4:57
این یک قانون مهم است
5:00
مبنای بزرگی که نوشتار ابن نوفل بر آن استوار است
5:04
دلیلش این است که همه انبیا آسیب دیدند و وعده دادند
5:08
تعدادی از آنها کشته شدند
5:10
برخی از آنها اخراج شدند
5:11
و برخی از آنها آسیب دیدند
5:13
برخی از آنها می ترسند
5:15
این خیلی است
5:17
او گفت
5:18
و اگر روز تو به من برسد، پیروزی قطعی به تو خواهم داد
5:23
سپس آن کاغذ شکست که مرد
5:26
بعد از آن دوران ظهور ادامه یافت
5:29
این مدت توسط علما شش ماه تخمین زده شده است
5:33
برخی از آنها گفتند که او سه ساله است
5:38
ورقه بن نوفل رحمه الله مسلمان محسوب می شود
5:42
ثابت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
5:47
یک کاغذ را نفرین نکن
5:49
یکی دو باغ برایش دیدم
5:53
اما آیا او یک همراه بود؟
5:56
درست است که او همنشین نبود
6:00
این به این دلیل است که او پیام را درک نکرده است
6:03
زیرا پس از مبعوث پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
6:08
قبل از اینکه به او خبر داده شود، رضوان الله تعالی علیه
6:12
گنجینه های بیوگرافی
6:17
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اقدام به خودکشی کرد
6:25
الزهری گفت
6:27
عروة از عایشه رضی الله عنها به من گفت که گفت
6:32
دوران ظهور مدتی به طول انجامید
6:34
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از شنیدن ما ناراحت شد
6:39
اندوه بارها از او سرچشمه می گیرد تا اینکه از قله بلندترین کوه ها سقوط می کند
6:45
هر گاه از بالای کوهی بالا می رود تا خود را از آن پرتاب کند
6:50
جبرئیل به او نگاه کرد و گفت
6:53
ای محمد، تو واقعاً رسول خدا هستی
6:57
پس آرام می شود
6:59
و روحش ثابت می شود و باز می گردد
7:02
اگر دوره ظهور طولانی شود
7:05
فردا هم همینطوره
7:07
اگر او قله کوه را برآورده کند
7:10
جبرئیل بر او ظاهر شد و همین را به او گفت
7:14
این اضافه از قول عایشه رضی الله عنها نیست
7:19
بلکه از قول زهری است
7:21
او یکی از پیروان است
7:23
او متوجه آن واقعه نشد
7:26
هیچ یک از صحابه را که این موضوع را به او گفته اند، ذکر نکرده است
7:29
به همین دلیل همان چیزی را که ما شنیدیم گفت
7:33
و روایات زهری و سایر احادیث منقطع از این قبیل
7:37
و او ضعیف است
7:39
نسبت دادن آن به پیامبر صلی الله علیه و آله صحیح نیست
7:44
حافظ بن حجر رحمه الله گفت
7:47
آن کس که آنچه ما شنیده ایم گفت زهری است
7:52
و معنای گفتار
7:53
از جمله اخباری که به ما رسیده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله است
7:59
در این داستان
8:01
از روایات الزهری است
8:03
و متصل نیست
8:05
الکرمانی گفت
8:06
این چیزی است که آشکار است
8:08
شیخ البانی رحمه الله فرمود
8:11
این الازور البخاری است
8:14
خطای ناپسند
8:15
این به این دلیل است که او این توهم را به وجود می آورد که این داستان زوال طبق شرایط بخاری درست است.
8:22
و اینطور نیست
8:23
اگر می دانید که این افزایش ثابت نشده است
8:27
شما درست نخواهید گفت
8:29
افزایش منفی در معناست
8:33
چون شایسته پیامبر معصوم صلی الله علیه و آله نیست
8:38
تلاش برای کشتن خود با سقوط از کوه
8:42
انگیزه او از این کار هر چه باشد
8:55
به قول علما شش نوع وحی وجود دارد
8:59
اولین
9:01
دید واقعی
9:03
اصل وحی به پیامبر صلی الله علیه و آله بود
9:08
چنانکه عایشه رضی الله عنها فرمود
9:11
رؤیایی نمی دید مگر اینکه مانند طلوع فجر باشد
9:16
دوم
9:17
آنچه شاه در دل پیامبر صلی الله علیه و آله می ریخت
9:23
چنانکه ایشان رضی الله عنه فرمودند
9:26
روح القدس در روح من دمید
9:29
هیچ روحی نخواهد مرد
9:31
تا اینکه روزی خود را تمام کند
9:34
از خدا بترسید و در خواسته های خود سخاوتمند باشید
9:38
سوم
9:39
که پادشاه به عنوان یک مرد نشان داده شود
9:42
پیامبر صلی الله علیه و آله را مخاطب قرار می دهد
9:45
بنابراین او در مورد آن می داند
9:47
همانطور که در حدیث جبرئیل آمده است
9:49
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
9:53
از اصحاب اوست
9:55
او حدیث جبرئیل را ذکر می کند
9:57
چهارم
9:58
مثل به صدا در آوردن زنگ به سراغش می آمد
10:03
این بدترین اتفاق برای او بود
10:05
حتی پیشانی رسول الله صلی الله علیه وسلم
10:10
برای بازدید از عراق در یک روز بسیار سرد
10:14
پنجم
10:15
برای دیدن پادشاه در تصویری که خداوند تبارک و تعالی او را در آن آفریده است
10:22
پس هر چه را که بخواهد بر او آشکار می کند
10:24
درست مانند آنچه جبرئیل در غار به آن رسید
10:27
ششم
10:29
آنچه را که خداوند متعال مستقیماً بر پیامبرش صلی الله علیه و آله نازل می کند
10:35
بدون واسطه یک پادشاه
10:38
چنانکه در معراجش رضی الله عنه
10:41
به آسمان هفتم
10:43
واجب بود در آنجا برایش دعا کنند
10:47
گنجینه های بیوگرافی
10:51
شرک چگونه به مکه رسید؟
10:56
خزاع آنها پیش از قریش، حاکم بیت الحرام بودند
11:00
آنها سرپرستی خانه را نسل به نسل منتقل کردند
11:05
او سیصد سال بر خانه حکومت کرد
11:09
گفته شد پانصد سال
11:12
در زمان آنها بتها را به مکه می آوردند
11:15
به دست رهبرشان عمر بن لوحی
11:19
اظهارات او در مورد آنها مانند قانون بود
11:22
به خاطر جایگاهی که در بین آنها دارد
11:24
این عمر بن لهی به شام رفته بود
11:28
او مردم شام را در حال پرستش بت ها دید
11:31
گفت: این بتهایی که می پرستید چیست؟
11:36
گفتند: اینها بتهایی هستند که ما آنها را می پرستیم
11:40
ما بر آن می باردیم و بر ما می بارد
11:42
ما از او می خواهیم که از او حمایت کند و او از ما حمایت می کند
11:45
گفت: آیا بت آن را به من نمی دهی؟
11:48
او را به سرزمین اعراب خواهم برد و او را عبادت خواهند کرد
11:52
پس بتی به او دادند که هوبال نام داشت
11:56
پس به مکه آمد
11:57
پس او را نصب کرد و به مردم امر کرد که او را بپرستند و آنان از او اطاعت کردند
12:02
پس قوم خود را خوار شمرد، پس از او اطاعت کردند
12:06
آنها افراد بد اخلاقی بودند
12:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
12:15
عمر بن لهی را دیدم که عصای خود را از میان آتش می کشاند
12:20
اعراب پیرو دین ابراهیم رضی الله عنه بودند
12:25
اما به دلیل طولانی بودن دوران سلطنت، بسیاری از جزئیات قانون را فراموش کردند
12:30
و این ادامه پیدا کرد
12:32
امامت خزاعه بر بیت الحرام است
12:36
تا اينكه قصي بن كلاب با دختر رئيس خزاعه ازدواج كرد
12:40
سپس برای جنگ با خزاعه از اعراب کمک گرفت
12:45
آنها را شکست داد و از مکه بیرون کرد
12:48
قصی به ریاست جمهوری رسید
12:51
قصی از قریش است
12:53
یکی از عباداتی که در میان اعراب پیرو دین ابراهیم رضی الله عنه باقی ماند، حج بود.
13:02
آنها در اطراف راه می رفتند و می دویدند
13:04
در عرفات و مزدلفه توقف می کنند
13:07
و بدن را هدایت می کنند
13:09
اما آنها در پاسخ به آنچه بعد از عهد آمد شروع به گفتن کردند
13:15
خدا خیرت بده
13:17
شریکی نداری
13:19
به جز شریکی که مال شماست
13:22
پادشاهی او و آنچه که او داشت
13:25
ابن عباس رضی الله عنه گفت
13:28
اگر دوست داری جاهلیت اعراب را بدانی
13:31
پس بیش از سی و صد از سوره انعام بخوانید
13:36
خداوند متعال فرمود
13:37
کسانی که فرزندان خود را حماقت و بدون آگاهی کشتند، باختند
13:43
از آنچه خدا روزیشان کرده بود محروم بودند
13:47
از آنچه خدا روزیشان کرده بود محروم بودند
13:50
او به خدا تهمت می زند
13:54
آنها گمراه شدند و هدایت نشدند
13:59
ابن کثیر رحمه الله گفت
14:02
از جمله این قوانین نادرست و فاسدی است که آنها ابداع کردند
14:06
که بزرگشان عمر بن لهی آن را زشتی می پنداشت، خداوند او را زشت کند
14:11
علاقه و رحمت نسبت به حیوانات و حیوانات
14:15
او دروغگو و تهمت زن است
14:18
و با این جهل و گمراهی
14:20
این ظالمان نادان از او پیروی کردند
14:24
خداوند متعال فرمود
14:27
خداوند بحیره، صائبه، وسیله و حام را نیافرید
14:35
و دریاچه جایی است که آنها دریانوردی می کردند
14:39
تا آن را شکافته و خشتش را برای ظالمان بسازند
14:44
آنها مردم را از این کار باز می دارند
14:46
در مورد فله
14:48
او شتری است که رها می کند
14:50
از چرا و آب بی بهره نیست
14:53
کسی سوارش نمیشه
14:55
و برای خدایان است
14:57
در مورد اتصال
14:59
اگر زن یکی پس از دیگری به دنیا بیاورد، شتر است
15:03
اگر پسری به دنیا بیاورد از خدایان است
15:07
در مورد جوش
15:08
اگر ده اسب بیاورد اسب نر است
15:12
او رها شده است، بنابراین سوار نمی شود یا از چرا باز می ماند
15:16
حافظ بن کثیر رحمه الله گفت
15:19
بلکه در چیزی بدتر از آن او را دنبال کردند
15:22
و خیلی بزرگتر
15:24
بت پرستی با خداوند متعال است
15:28
به جای آن چه خدا دوستش ابراهیم را فرستاده بود
15:32
از دین حق و صراط مستقیم
15:36
از توحید خدا و تنها پرستش او بدون شریک
15:40
و نهی از شرک
15:42
مناسک حج و نشانه های دین را تغییر دادند
15:46
بدون علم و مدرک
15:48
هیچ مدرک معتبر یا ضعیفی وجود ندارد
15:51
در این امر از امتهای مشرک پیش از خود پیروی کردند
15:56
اعراب ظالمان را به سوی کعبه بردند و آن را مانند تسبیح کعبه تجلیل کردند
16:02
او را به عنوان خدمتکار و خدمتکار منصوب کردند
16:07
برای او ذبح می کند و دورش می چرخد
16:10
با این همه فضیلت کعبه را می دانند
16:14
در مورد قریش
16:15
او مغرور و احمق بود
16:18
اللات برای ثقیف بود
16:20
محل اوس و خزرج بود
16:24
ذوالخلاصه لادوس بود