از مجموعهٔ صدى المنابر
· درس 30 از 35
صدى المنابر | للشيخ خالد الحمودي | خطبة (40) | حب ووفاء
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
پژواک پلتفرم ها
0:07
عشق و وفاداری
0:09
خطبه ای از جناب شیخ
0:12
خالد بن عبدالله حمودی
0:14
خدا حفظش کنه
0:18
ما به خدا توکل می کنیم
0:21
به سوی او باز می گردیم و بازگشت ما به سوی اوست
0:24
شهادت می دهم که مولای و پیامبر ماست
0:27
و عزیزمان محمد عبدالله
0:31
و رسولش
0:32
وصفیه و خلیله
0:35
او آسیب دید و بخشیده شد
0:38
و تو مصیبت زده ای، پس صبر کن
0:40
پیروز شد و تشکر کرد
0:43
او استدلال کرد
0:45
استدلال را توضیح داد
0:47
و ارساد شناور دین
0:50
هر کس از سنت خود پیروی کند به هدایت می رسد
0:54
هر که از آن منحرف شود، منحرف شده و هلاک می شود
0:58
ای کسانی که توسط حضرت محمد هدایت شده اید
1:01
برای احترام از هدایت پیامبرتان پیروی کنید
1:06
و اگر شنیدید که در مجلسی از او نام برده شد
1:10
درود بر او و درود فرست
1:14
خدایا برکت و سلامتی، زیاد کن و برکت بده
1:17
بر بنده و رسولت و پیامبرت و بر حبیبت محمد
1:22
و بر خاندان خوب و پاکش
1:25
و بر یاران بزرگوارش
1:28
درود بر شما تا روز قیامت
1:32
در مورد بندگان خدا
1:35
من به شما و خودم توصیه می کنم که از خدا بترسید
1:38
این فرمان خدا به ما و کسانی است که پیش از ما آمده اند
1:42
ما به کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده بود، سفارش کردیم
1:46
و از ترس خدا بپرهیزید
1:49
پروردگارا، پروردگارا
1:51
همه ما را از بندگان پارسای خود قرار ده
1:54
و از حزب شما افراد موفقی هستند
1:56
خدایا آمین
1:58
جامعه مؤمنان
2:00
خداوند متعال به محبت بین همسران اشاره کرده است
2:05
و گفت: منزه است او
2:07
از نشانه های او این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرامش پیدا کنید.
2:16
و بین شما محبت و رحمت قرار داد
2:20
همانا در این نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند
2:26
عشق، بندگان خدا، حرف نیست
2:29
مکرر روی زبان
2:32
بلکه اعمال و نگرش است
2:35
همچنین داشتن افکار خوب در مورد کسانی است که دوستشان دارید
2:39
دنبال بهانه برای کسی که دوستش داری
2:43
این است که برای خوشبختی کسی که دوستش دارید خوشحال باشید
2:47
بنابراین
2:48
عشق بین همسران یکی از ارکان اساسی محسوب می شود
2:53
در موفقیت زندگی زناشویی
2:56
از آن آرامش، محبت و رحمت پدید می آید
3:01
عشق بین همسران نیست
3:04
شوهر یک گردش مجلل دارد
3:09
یا یک هدیه لوکس بخرید
3:12
یا شاید به قول خودشان برای یک شب فراموش نشدنی آماده شوند
3:17
اگرچه همه اینها منحصر به فرد هستند
3:21
گاهی اوقات رسیدن به آن دشوار است
3:25
نگهداری از آن هزینه بر است
3:29
اثر آن اغلب موقتی است
3:34
عشق را می توان به ساده ترین شکل بیان کرد
3:38
در عین حال تأثیر عمیقی بر مردم می گذارد
3:43
ما اینطوریم
3:45
پیامبر ما
3:47
و معشوق ما
3:49
الگو و امام ما محمد صلی الله علیه و آله و سلم است
3:57
پس بندگان خدا
3:59
امروز به یک نمونه زیبا، ظریف و ظریف اشاره می کنیم
4:07
من به یک داستان عجیب اشاره می کنم
4:10
این شامل فواید، منحصر به فرد بودن و ثروت است
4:14
آنچه قابل ذکر است
4:17
سناد بیشتر اتفاقات این داستان را تصحیح کرده است
4:21
امام و حدیث شناس آلبانی رحمه الله
4:25
در سری صحیح
4:27
برخی یا بسیاری از آنها را پسرش شام ذکر کرده است
4:31
و واکرهای دیگر
4:34
پس بندگان خدا برویم
4:36
از اینجا پیش می رویم
4:39
به مکه
4:42
ابوالعاص بن الربیع رفت
4:45
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:48
قبل از تعهد
4:50
گفت: می خواهم با زینب دختر بزرگت ازدواج کنم.
4:55
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:58
از او اجازه بگیرید
5:00
پیامبر صلی الله علیه و آله بر دخترش وارد می شود
5:04
و به او می گوید
5:06
پسر عمویت پیش من آمد و نام تو را گفت
5:09
آیا او را به عنوان شوهر خود قبول دارید؟
5:12
پس سکوت کردم
5:13
سکوت رضایت و اذن من است
5:17
این در البخاریه نیز تصدیق شده است
5:20
از سکوتش راضی بود
5:23
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
5:26
زینب با ابوالعاص بن الربیع ازدواج کرد.
5:30
علی را و در مقابل او به دنیا آورد
5:33
سپس اختلاف بزرگی بین آنها شروع شد
5:39
ابوالعاص در سفر بود
5:41
وقتی برگشت
5:43
همسرش زینب به او گفت
5:45
یه خبر عالی برات دارم
5:48
پدرم به پیامبری مبعوث شده است
5:50
و من مسلمان شدم
5:52
گفت: اول به من نگفتی؟
5:55
گفت: به پدرم دروغ نمی گویم
5:58
پدرم دروغگو نبود
6:01
او صادق و وفادار است
6:03
و من تنها نیستم
6:05
مادرم اسلام آوردند و برادرانم اسلام آوردند
6:08
پسر عمویم علی بن ابی طالب اسلام آورد
6:11
پسر عموی شما عثمان بن عفان اسلام آورد
6:14
دوستت ابوبکر صدیق اسلام آورد
6:18
گفت: در مورد من؟
6:20
من دوست ندارم مردم بگویند او مردمش را ناامید کرد
6:23
و به پدران خود کافر شد
6:25
برای رضایت همسرش
6:27
و برای من مهم نیست که شما من را متهم کنید
6:30
پس آیا این عذر و توانایی من نیست؟
6:32
او گفت: "چه کسی می تواند من را معذور کند؟"
6:34
اگر معذور نباشم
6:36
اما من همسر شما هستم
6:38
چشم شما به حقیقت است
6:40
تا بتونی بهش برسی
6:42
به قولش وفا کرد
6:44
ابوالعاص در کفر ماند
6:47
سپس مهاجرت فرا رسید
6:48
پس زینب رفت
6:50
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:53
گفت یا رسول الله
6:55
آیا می توانم پیش شوهرم بمانم؟
6:58
پس او رضی الله عنه به او اجازه داد
7:01
او در مکه ماند
7:03
تا اینکه جنگ بدر رخ داد
7:05
ابوالعاص تصمیم گرفت
7:07
برای رفتن به جنگ
7:08
در صفوف سپاه قریش
7:10
به سمت ارتش می رود
7:13
برای مبارزه با پدرش
7:15
زینب گریه می کرد و می گفت:
7:18
خدایا من از آن روز می ترسم
7:20
خورشید او می درخشد
7:22
پسرم یتیم شد
7:24
یا پدرم را از دست بدهم
7:26
ابو العاص بن الربیع بیرون می آید
7:28
در جنگ بدر شرکت می کند
7:30
و نبرد به پایان می رسد
7:32
ابوالعاص اسیر می شود
7:34
خبر از او به مکه می رود
7:36
زینب می پرسد
7:38
و پدرم چه کرد؟
7:40
می گویند مسلمانان پیروز شدند
7:43
پس به شکرانه خدا سجده می کنید
7:45
سپس شما بپرسید
7:46
و شوهرم چیکار کرد؟
7:48
گفتند اسیر
7:50
گفت: پس من برای شوهرم دیه می فرستم.
7:53
و او آن را نداشت
7:55
یه چیز گرانبها
7:57
با آن به شوهرش باج می دهد
7:59
پس گردنبند مادرش را درآورد
8:01
که با آن سینه خود را تزئین کرد
8:03
قرارداد ارسال شد
8:05
با برادر ابوالعاص بن الربیع
8:08
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:11
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:14
نشسته دریافت دیه
8:16
زندانیان آزاد می شوند
8:18
و چون گردنبند خدیجه خانم را دید
8:21
او پرسید
8:22
این رستگاری من است
8:24
گفتند: این فدیه ابوالعاص بن الربیع است.
8:27
تفاوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:30
بنابراین
8:31
خیلی ملایم باش
8:33
گفت: این عقد خدیجه است
8:36
سپس شما بلند شوید
8:38
و او گفت
8:39
مردم
8:40
این مرد
8:42
ما شرا را سرزنش نکردیم
8:44
چرا خانواده ای را از هم نمی پاشید؟
8:46
قبول نکردی؟
8:48
برای برگرداندن قراردادش
8:50
گفتند: آری یا رسول الله
8:53
پس پیامبر قرارداد را به او داد
8:55
سپس به او گفت
8:56
به زینب بگو
8:58
از رسول خدا فرار نکنید
8:59
زینب
9:00
خدیجه را زیاد گره نزنید
9:03
سپس به او گفت: ابوالعاص
9:05
خدا به من دستور داد
9:07
فرق گذاشتن بین زن مسلمان و کافر
9:10
دخترم را به من پس ندادی؟
9:13
گفت بله
9:14
بعد زینب بیرون آمد
9:17
او ابوالعاص را در دروازه های مکه پذیرایی می کند
9:20
وقتی او را دید به او گفت
9:22
من می روم
9:24
گفت کجا
9:26
گفت: من نیستم که بروم.
9:28
اما تو داری میری
9:31
پیش پدرت خواهی رفت
9:33
گفت چرا
9:34
گفت من و تو را از هم جدا کنیم
9:37
پس پیش پدرت برگرد
9:39
او گفت: آیا می توانی به من سلام کنی و با من همراهی کنی؟
9:43
و او گفت نه
9:45
پس پسر و دخترش را برد
9:48
سپس به شهر رفتم
9:50
سخنرانی شروع شد
9:52
آنها در یک دوره شش ساله از او خواستگاری می کنند
9:55
او امیدوار بود امتناع کند
9:58
تا شوهرش به او برگردد
10:00
شش سال بعد
10:02
ابوالعاص بود
10:04
با کاروانی از مکه به شام رفت
10:07
و در حالی که راه می رفت
10:09
او با گروهی از یاران آشنا می شود
10:11
کاروان خود را از دست می دهد
10:13
ابوالعاص به مدینه گریخت
10:16
از خانه زینب پرسید
10:18
سپس در خانه اش را زد
10:20
بعد وقتی او را دید گفت
10:22
تو مسلمان آمده ای ابوالعاص
10:24
گفت: نه، بلکه برایش ربا آوردم
10:27
گفت: می توانی سلام کنی؟
10:30
گفت نه
10:31
گفت پس نترس
10:33
خوش اومدی پسر عمو
10:35
به ابوعلی و امامش خوش آمدی
10:38
و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:41
و اما مسلمانان در نماز سحر
10:44
سپس صدایی از انتهای مسجد می آمد
10:47
توسط ابو العاص بن الربیع انجام شد.
10:50
توسط ابو العاص بن الربیع انجام شد.
10:51
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
10:54
شنیدی چیزی که من شنیدم؟
10:56
گفتند: آری یا رسول الله
10:58
زینب گفت یا رسول الله
11:01
ابوالعاص
11:02
اگر هنوز
11:03
او پسر عمو است
11:05
حتی اگر نزدیک باشد
11:06
او پدر پسر است
11:08
و ثواب آن را اى رسول خدا دادى
11:10
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد
11:13
گفت مردم
11:15
این مرد
11:17
من او را به عنوان یک داماد سرزنش نکردم
11:19
این مرگ اوست
11:21
و این مرد
11:23
بگو و باور کن
11:25
او به من قول داد و به آن عمل کرد
11:27
اگر قبول کنید
11:29
تا پولش را به او برگرداند
11:31
و بگذار به کشورش برگردد
11:33
این برای او محبوب تر است
11:35
حتی اگر امتناع کنید
11:37
این به شما بستگی دارد
11:39
و حق با شماست
11:41
و من شما را به خاطر آن سرزنش نمی کنم
11:43
و مردم گفتند
11:45
بلکه پولش را به او می دهیم یا رسول الله
11:47
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
11:50
اجر تو را گرفتیم ای زینب
11:53
سپس به سمت او رفت
11:55
و به او گفت: دخترم.
11:57
آرامگاه او را گرامی بدارید
11:59
او پسر عموی شماست
12:01
او پدر فرزندان است
12:03
اما شما را به شما نزدیک نمی کند
12:05
برای شما جایز نیست
12:07
گفت: آری یا رسول الله
12:09
و او گفت
12:11
پس وارد شدم
12:13
به ابوالعاص گفت
12:15
آهای مردم
12:17
از هم جدا شدیم به تو توهین
12:19
لطفاً سلام کنید و با ما بمانید؟
12:21
گفت نه
12:23
و پولش را گرفت
12:25
به مکه بازگشت
12:27
به محض ورود به مکه
12:29
او برخاست و گفت: مردم
12:31
این پول شماست
12:33
چیزی داری؟
12:35
گفتند: اجر و ثواب نیکو داشته باشید
12:37
من بهترین وفاداری را انجام دادم
12:39
گفت: در مورد من؟
12:41
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
12:43
محمد رسول خداست
12:45
سپس سحرگاه وارد شهر شد
12:47
رو به پیامبر کرد
12:49
خدا رحمتش کند و درود فرستد
12:51
گفت یا رسول الله
12:53
دیروز مرا استخدام کرد
12:55
و امروز اومدم پیش شما
12:57
من می گویم شهادت می دهم که نه
12:59
معبودی جز الله نیست
13:01
و تو رسول خدا هستی
13:03
سپس ابوالعاص بن الربیع گفت
13:05
ای رسول خدا
13:07
آیا به من اجازه می دهید؟
13:09
برای بررسی سیناب
13:11
پیامبر صلی الله علیه و آله خشنود شد
13:13
جلوی درگاه زینب ایستاد
13:15
در زد
13:17
و گفت زینب
13:19
این پسر عموی شماست
13:21
امروز اومد پیشم
13:23
از من اجازه می خواهد که با شما چک کنم
13:25
قبول داری؟
13:27
من قبول کردم و بعد از یک سال
13:29
از این حادثه
13:31
زینب فوت کرد
13:33
خداوند از او راضی باشد
13:35
ابوالعاص او را به گریه انداخت
13:37
گریه شدید
13:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:41
او آن را پاک می کند
13:43
و کار را برای او آسان کنید
13:45
ابوالعاص به او می گوید
13:47
به خدا، ای رسول خدا
13:49
من دیگر نمی توانم دنیا را تحمل کنم
13:51
بدون زینب
13:53
و مردند
13:55
یک سال بعد از مرگش
13:57
بعد از چهار گفته شد
13:59
خدا از زینب راضی باشد
14:01
و از ابوالعاص
14:03
شگفت انگیزترین نمونه ها را تنظیم کنید
14:05
در عشق و وفاداری
14:07
صبر و فداکاری
14:09
و همینطور باید باشد
14:11
زوج ها در زندگی شان
14:13
با یکدیگر عشق و وفاداری
14:15
صبر و فداکاری
14:17
برای شاد کردن خانه ها
14:19
و از نشانه های او
14:21
که شما را از خودتان آفرید
14:23
زوج هایی برای زندگی کردن
14:25
به آن و در میان شما قرار داد
14:27
محبت و رحمت
14:29
به راستی که در آن نشانه هایی وجود دارد
14:31
تا مردم من فکر کنند
14:33
خداوند من و شما را برکت دهد
14:35
و به درد من و تو رسید
14:37
از جمله آیات و ذکر حکیمانه
14:39
آنچه می شنوید بگویید
14:41
از خداوند برای خود و شما طلب مغفرت می کنم
14:43
از او طلب آمرزش کن ای نصرت استغفار کنندگان
14:45
خدایا شکرت
14:48
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
14:50
من شهادت می دهم که محمد
14:52
رسول خدا
14:54
خدا رحمتش کند و درود فرستد
14:56
در مورد بندگان خدا
14:58
این عشق و وفاداری واقعی است
15:00
ارادتمند از رسول خدا
15:02
خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:04
وقتی گردنبند خدیجه را دید
15:06
لمس شد و به یاد آورد
15:08
اون روزای قشنگ
15:10
که با او گذراند
15:12
خداوند از او راضی باشد
15:14
سپس با اصحاب خود در این باره مشورت کرد
15:16
و با عشق آن را برگردانید
15:18
و وفاداری به رسول خدا
15:20
خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:22
زینب بر همین اساس تربیت شد
15:24
عشق و وفاداری
15:26
او بهترین وفاداری را به شوهرش داد
15:28
مدام آن را تکرار می کرد
15:30
اسلام
15:32
و من صبور بودم
15:34
تا اینکه خداوند اسلام را به او عطا فرمود
15:36
و اسلام آورد
15:38
این برای ما درس است
15:40
جوامع مسلمان
15:42
برای یادگیری وفاداری
15:44
یکی از وفادارترین مردم محمد است
15:46
خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:48
وفادار بودن
15:50
با همسرانمان
15:52
ما با آنها صبوریم
15:54
حتی اگر چیز بدی ببینیم
15:56
زیرا آنچه را که خوشایند است دیده اید
15:58
مومین مالیده نمیشه
16:00
اخلاقش رو انکار کن
16:02
یکی دیگر از او راضی بود
16:04
این خبر واقعی است
16:06
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
16:08
برای طلاق عجله نکنید
16:10
برای کوچکترین مشکل
16:12
صبور باشید و صبور باشید
16:14
عاقلانه به مسائل رسیدگی کن
16:16
تا شاد و خوشحال باشی
16:18
فرزندان شما و صبر نتیجه آن است
16:20
خوبه پس صبور باش
16:22
ای بندگان خدا
16:24
و اعتبار را فراموش نکنید
16:26
و لطف را فراموش نکنید
16:28
ای عبدالله
16:30
با صبر زندگی خود را رشد دهید
16:32
در دنیا و آخرت خوشبخت خواهی بود
16:34
خدایا ما را به تقوای خودت شاد کن
16:36
و ما را از تو بترسان
16:38
انگار تو را می بینیم
16:40
خدایا ما را شادتر کن
16:42
او تو را با تو آفرید
16:44
و نزدیکترین بندگانت
16:46
به شما
16:48
خدایا ما را ستایش کن که ترازو را پر می کند
16:50
ممنون یزیدنا
16:52
در امور خیریه
16:54
و توبه خالصانه در ما دخالت می کند
16:56
و سلامت و تندرستی در بدن
16:58
خدایا سخاوتت را به ما عطا کن
17:00
که محدودیتی ندارد
17:02
و دعای ما را بجا آورید
17:04
پاسخگو، پاسخگو نیست
17:06
خدایا ما را از آنچه برایمان مهم است حفظ کن
17:08
خدایا ما را از آنچه برایمان مهم است حفظ کن
17:10
خدایا ما را از آنچه برایمان مهم است حفظ کن
17:12
از امور دنیا و آخرت
17:14
از امور دنیا و آخرت
17:16
و به ما عطا کن
17:18
از لطف و روزی فراوان تو
17:20
و با حمایت خود از ما محافظت کنید
17:22
همه ما تحت نظر شما هستیم
17:24
خدایا به ما اطمینان و امنیت عطا کن
17:26
حواسمان را پرت کن
17:28
شر همه بدی ها
17:30
و چشم هر چشم
17:32
خدایا ما را از شر ستمکاران حفظ کن
17:34
و نقشه جادوگران بی خدا
17:36
و شر توآرگ شب و روز است
17:38
جز اینکه طارق خوب در می زند
17:40
ای مهربان ترین
17:42
خدایا بیماران ما را شفا بده
17:44
ما گرفتار و شفا یافته ایم
17:46
و بر اموات ما رحم کن
17:48
خدایا ما در وطنمان در امانیم
17:50
و امامان و حاکمان ما را اصلاح کنید
17:52
سربازان ما در مرز پیروز شدند
17:54
از برادران مظلوم خود در همه جا حمایت کنید
17:56
و شرایط برادران مسلمان ما را بهبود بخشد
17:58
همه جا
18:00
خدایا دوستت داریم
18:02
به سبب گناهان ما لطف خود را از ما دریغ مکن
18:04
خدایا، بگذار ما پروردگارمان باشیم
18:06
همانطور که به ما دستور دادی
18:08
پس همانطور که به ما وعده دادی به ما پاسخ بده
18:10
منزه است پروردگارت، پروردگار جلال
18:12
چیزی که آنها توصیف می کنند
18:14
و درود بر رسولان
18:16
الحمدلله پروردگار جهانیان است