از مجموعهٔ صدى المنابر
· درس 14 از 39
صدى المنابر | للشيخ خالد الحمودي | خطبة (13) | جبر الخواطر
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
اکو المنادیر
0:09
ترمیم افکار
0:11
خطبه ای از جناب شیخ
0:13
خالد بن عبدالله الحمودی، خداوند او را حفظ کند
0:17
او را ستایش می کنیم، از او یاری می جوییم و از او طلب آمرزش می کنیم
0:22
او را به خاطر همه خوبی هایش می ستاییم
0:25
فردا بر ما صلوات بخشید
0:29
و با ما با برکت و هماهنگی رفتار کرد
0:33
سبحان الله واجب و مستحق اعتبار و جلال و حمد است.
0:39
شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست
0:45
شهادتی که ما از بهشت به عنوان ثواب و جبران آن می خواهیم
0:52
شهادت می دهم که مولای و پیامبر و حبیب ما محمد بنده خدا و رسول اوست.
1:00
درخشان ترین، داغ ترین و نژادپرستانه ترین وحشی
1:05
اخلاق و اخلاق نیکو را به آنها نشان داد
1:10
او آنها را درخشش زندگینامه عمه جهان نامید
1:15
صلوات پروردگارم و درود خدا بر او باد
1:19
به احترام حق بزرگ و هماهنگی او
1:24
و بر خانواده و اصحابش که از حجت او حمایت کردند
1:28
رقابتی و فعالانه
1:31
و پیروان و کسانی که به نیکی و تقلید و اشتیاق از آنان پیروی کردند
1:38
در مورد بندگان خدا
1:40
شریف ترین احکام شریفه است
1:44
و مارمولک های نجیب
1:47
دستور به ترس از خدا
1:49
از خدا نترسید
1:51
زیرا ترس از خدا راهی برای حمایت از سنت است
1:57
و آبگوشت برای اهل بهشت
2:01
بهشتی است بدون هوی و هوس و چیزهای جدید
2:05
و اثبات عشق واقعی و آنچه هست
2:10
بهترین روزی برای دلهای مطمئن
2:15
و روزى خود را روزى ده كه بهترين رزق، تقوا است
2:19
و اى خردمندان بپرهيزيد
2:21
جامعه مؤمنان
2:24
گفتگوی ما در این روز مبارک
2:27
در مورد یک موضوع مهم
2:30
همه ما در زندگی خود به آن نیاز داریم
2:33
من او را به یاد خواهم آورد
2:35
بله موضوع را ذکر می کنم
2:38
اما پس از ذکر وقایع این حادثه عجیب
2:43
که مقدمه ای برای موضوع ماست
2:47
این رویداد بود
2:49
در دولت اموی
2:52
به مردی به نام خزیمه بن بشر
2:56
این مرد وضع مالی خوبی داشت
2:58
خرج هر فقیر و نیازمندی می شود
3:02
یک بیوه و یک فقیر
3:04
تا اینکه دایره دنیا و روزها به دور او می چرخید
3:08
فقیر و فقیر شد
3:11
سپس عده ای از کسانی که از خوبی های خود به آنها می بخشید، آمدند
3:15
دست یاری به سوی آنها دراز می کند
3:18
یکی دو ماه به او فرصت دادند
3:21
سپس حوصله شان سر رفت و دیگر به او کمک نکردند
3:25
او به خاطر آن غمگین و آسیب دیده بود
3:28
در خانه اش را به روی او بست
3:30
او نمی تواند چیزی برای جلوگیری از خاکستر پیدا کند
3:34
او و همسرش
3:36
او فرماندار تعیین شده در جزیره بود
3:39
نام او عکرمه بن الفیاض است
3:42
خزیمه بن بشر را می شناخت
3:45
پس احوال او را پرسید
3:46
به او گفتند خزیمه فقیر شده است
3:49
او دیگر غذای کافی برای زندگی روزش نداشت
3:53
و درش را بست
3:55
عکرمه تعجب کرد و گفت:
3:57
خزیمه
3:58
من کمبود دارم
4:00
او کسی را نیافت که به او بدهد تا در کنارش بایستد
4:04
خزیمه
4:05
کسی که سخاوتمندانه به کسی داد که از فقر نمی ترسید
4:09
منزه است کسی که شرایط را تغییر می دهد
4:11
خدا حقیقت دارد
4:12
راستگوتر از خدا کیست؟
4:15
ما آن روزها را در میان مردم جابجا می کنیم
4:19
شب ها مردم خوابند
4:22
عکرمه الفیاض رفت
4:24
فرماندار گفت
4:26
و صورتش را پنهان کرد
4:28
او بار سنگینی را بر پشت خود حمل می کند
4:31
تا اینکه به خانه خزیمه رسید
4:33
بعد در زد
4:35
خزیمه گفت کیست
4:37
عکرمه گفت
4:39
تقلبی آمد
4:40
خزیمه را باز کرد
4:42
سپس عکرمه لشکرکشی را بر پشت خود نهاد
4:45
این را به شما گفت
4:47
خزیمه گفت
4:48
و از کجا
4:49
عکرمه گفت: این از پول خداست.
4:52
خزیمه گفت
4:54
عکرمه گفت
4:56
چرا در این زمان آمدی؟
4:58
لکنت زدم تا بفهمم
5:01
خزیمه گفت
5:02
به خاطر خدا بگو کی هستی
5:06
عکرمه گفت
5:08
این من هستم که اشتباهات بزرگواران را برطرف می کنم
5:11
بعد سریع رفت
5:13
خزیمه به همسرش گفت
5:16
برای ما فانوس روشن کن
5:18
ببینیم این مرد نقابدار چه آورده است
5:21
گفت ما فانوس نداریم
5:24
هیزمی برای سوزاندن وجود ندارد
5:26
بنابراین او شروع به انتظار کرد
5:28
تا اینکه صبح شد
5:30
و وقتی باز کرد آن مرد چه آورد
5:37
چهار هزار دینار پیدا کرد
5:39
هزار دینار بود
5:41
معادل یک کیلو طلا
5:45
سپس خداوند خزیمه را شکر کرد
5:47
از پروردگارش تشکر کرد
5:48
او بدهی خود را پرداخت
5:50
و وضعیت او را درست کنید
5:51
وقتی والی عکرمه برگشت
5:54
به خانه اش
5:56
او متوجه شد که همسرش منتظر اوست
5:58
و به او می گوید
5:59
فرماندار در این ساعت بیرون نمی رود
6:02
به جز چیز مهمی
6:05
مگه نگفتی کجایی؟
6:07
گفت اگه بخوام بهت بگم
6:10
یا به کسی بگو
6:11
وقتی شب به صورت ناشناس بیرون رفتم
6:14
گفت به خاطر خدا کجا بودی؟
6:17
سپس این خبر را به او گفت
6:19
و او به شما گفت که این راز انجام شده است
6:21
حتی با خودت هم در این مورد صحبت نکن
6:24
و بعد از مدتی
6:25
خزیمه رفت
6:27
به امیرالمؤمنین علیه السلام
6:29
سلیمان بن عبدالملک
6:31
از او پرسید خزیمه کجا بودی؟
6:34
خیلی وقته خبری از شما نداریم
6:36
پس داستان خود را به او گفت
6:38
شاهزاده گفت
6:40
و کسی که بر خطاهای افراد شریف چیره شود
6:43
گفت: به خدا سوگند من او را نمی شناسم.
6:45
او حاضر نشد به من بگوید
6:46
شاهزاده گفت
6:48
کاش او را می شناختی
6:49
سپس دستور داد که یوغ دیگری بر سر ما بگذارند
6:53
لخزایما
6:54
او دستور رفع عکرمه الفیاض را صادر کرد
6:58
خزیمه به فرمانداری منصوب شد
7:00
برای ناحیه ریشه
7:01
خزیمه برگشت
7:03
وارد کاخ فرمانداری شد
7:05
او حکم انزوا را دارد
7:07
او مورد استقبال خود عکرمه قرار گرفت
7:11
حکم انزوا تحویل داده شد
7:13
عکرمه گفت
7:14
همه چیز خوب است
7:16
خزیمه گفت
7:17
من می خواهم شما را در قبال پول مسلمانان بازخواست کنم
7:21
عکرمه از این امر استقبال کرد
7:23
و خزیمه را یافت
7:25
مقداری پول گم شده است
7:28
خزیمه گفت
7:30
پول کجاست عکرمه؟
7:32
گفت من ندارم
7:34
گفت اگر از پولت برگرداند
7:36
گفت من پول ندارم
7:39
گفت یا پول
7:41
یا زندان
7:42
فزجین عکرمه
7:44
یک دوره زمانی
7:46
غل و زنجیر سنگینی بر او گذاشته بودند
7:48
روی شانه و پشتش
7:50
تا اینکه بدنش ضعیف شد
7:52
و رنگش عوض شد
7:54
و چون همسر عکرمه شنید...
7:57
چه بر سر شوهرش، فرماندار معزول شد
8:00
نزد خزیمه رفتم
8:02
به او گفت
8:03
ای خزیمه
8:05
اینجوری بهش پاداش نمیدن
8:07
دام های انسان های شریف را برطرف می کند
8:09
خزیمه قیام کرد
8:11
وحشت کرد و گفت
8:13
آیا عکرمه است؟
8:14
گفت بله، قسم می خورم
8:16
و گفت : واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا .
8:18
وای چه بلایی سرش اومده
8:20
سپس به زندان دوید
8:22
با دستانش شروع به برداشتن غل و زنجیر از عکرمه کرد
8:25
و او گریه می کند
8:26
عکرمه از او می پرسد
8:28
چه اتفاقی افتاد؟
8:29
چرا گریه می کنی؟
8:31
خزیمه گفت
8:32
من به خاطر سخاوت و بردباری شما گریه می کنم
8:34
و کارهای بد من
8:36
چقدر به صورتت نگاه میکنم
8:38
بعد از اینکه کاری را که کردم انجام دادم
8:41
پس دستور داد به او لباس و غذا بدهند
8:44
تا اینکه بازگشتش مساوی شد
8:45
سپس به او گفت: با من بیا.
8:47
به خلیفه مسلمین
8:49
وقتی خلیفه آنها را دید
8:51
ابن عبدالملک
8:53
گفت: ای خزیمه کی تو را به گریه انداخت؟
8:56
و شما تازه وارد این ایالت هستید
8:59
او گفت
9:00
من برای رفع عیب بزرگواران نزد شما آمده ام
9:03
من فکر می کنم شما مشتاق بودید او را بشناسید
9:06
ابن عبدالملک متحیر شد
9:09
فرمود: آیا عکرمه است؟
9:11
گفت بله قسم
9:12
گفت: ما را با اعمال خوبت شرمنده کردی
9:15
و صبر شما
9:17
ای دفع کننده خطای بزرگواران
9:19
پس عکرمه دستور داد
9:21
به ده هزار دینار
9:23
مجدداً به فرمانداری منصوب شد
9:25
اگر دوست داری گفت
9:28
عقل تو با هم
9:30
آنها به یکدیگر وفادار ماندند
9:33
تا اینکه خدا آنها را برد
9:35
عبرت بندگان خدا
9:37
و ای بندگان خدا شهادت دهید
9:40
که در میان مردم راه می رفت
9:42
پاسخگویی به افکار
9:44
خداوند از میان افکار او را شناخت
9:47
بله، جبران افکار است
9:50
خلقت سخاوتمندانه
9:52
و معنی عالی
9:54
همین بس که معنای بزرگی دارد
9:57
یکی از صفات خداوند متعال است
9:59
که دوست دارد در بندگان باوفایش ببیند
10:03
و به دنیا نگاه کن
10:05
خدا چقدر دلها را شفا داده است
10:07
چقدر رهایی از گروه
10:09
چقدر نامزدی را فاش کرد
10:12
چه بسیار افرادی که دچار تسکین شده اند
10:14
در مورد کسی که از کلمه تند استفاده می کند
10:16
و قلب سخت
10:18
سال خداوند متعال گذشت
10:21
تا مردم را از او دور کند
10:23
هیچ راهنمایی و دعوتی از او پذیرفته نمی شود
10:26
به هیچ توصیه ای از او گوش ندهید
10:28
از نشستن با او احساس راحتی نمی کند
10:30
او با او احساس راحتی نمی کند
10:32
به خاطر رحمت خدا
10:34
آنها را پرز کنید
10:36
حتی اگر لجباز و سنگدل بودی
10:38
آنها در اطراف شما از هم نمی پاشند
10:40
بنابراین
10:42
این بهترین شانس بود
10:44
به سرور رسولان
10:46
و امام صالحین
10:48
درود خدا بر او باد
10:51
خداوند متعال به آن سفارش کرده است
10:53
گفت با نشکستن افکار
10:56
در مورد یتیم شکست نخورید
10:59
در مورد سوال کننده هم ناامید نشوید
11:01
پس به این امر متعهد باشید
11:03
چون بود
11:05
قرآن او را آفرید
11:07
بلکه قرآنی بود که روی زمین راه می رفت
11:09
درود خدا بر او باد
11:12
ای بندگان خدا
11:14
آهای مردم عزیز
11:16
آهای عزیزان
11:18
ما باید به فرد غمگین دلداری بدهیم
11:21
باید به مصدوم دلداری بدهیم
11:25
ما باید به مظلوم دلداری بدهیم
11:29
داغدیدگان و بیماران
11:32
ما باید به فقرا کمک کنیم
11:35
فقرا و نیازمندان
11:38
ما به همه آنها یک کلمه محبت آمیز می گوییم
11:42
شاید علت پایان درد باشد
11:45
اگه پول نداری
11:48
در روزهای بد از آن استفاده کنید
11:51
شما نه اسب دارید و نه پولی که او را راهنمایی کنید
11:54
بگذارید تلفظ شاد باشد
11:56
اگر خوشحال نیستید
11:58
خدایا به ما افکار خوب عطا کن
12:00
با بخشش و رضایت شما
12:02
و به ما عطا کن، ای زنده، ای همیشه زنده
12:05
سکون قلب
12:07
و آرامش خاطر
12:09
و نزدیک محل
12:10
و پایان خوب
12:12
ای صاحب جلال و شرف
12:14
خداوند من و شما را به قرآن بزرگ عنایت فرماید
12:17
من و شما را با آیات و ذکر حکیمانه ای که در آن است سود رسانده است
12:21
آنچه می شنوید می گویم و از خداوند برای خود و شما طلب مغفرت می کنم
12:23
پس از او طلب آمرزش کن
12:25
او آمرزنده و مهربان است
12:29
خدایا شکرت
12:31
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
12:35
شهادت می دهم که محمد رسول خداست
12:38
خدا رحمتش کند و درود فرستد
12:41
در مورد بندگان خدا
12:43
شفقت انديشه صفتي است كه حاكي از والاي صاحب آن است
12:49
و سلامت عقل و سلامت سینه اش
12:53
پس بهترین شانس نصیب حضرت رسول شد
12:58
و امام صالحین
13:00
خدا رحمتش کند و درود فرستد
13:02
که خداوند او را به عنوان رحمت برای جهانیان فرستاد
13:06
درود و سلام پروردگارم بر او باد
13:09
مردم قلب خوبی دارند
13:11
و راستگوترین آنها
13:13
و مردم به دنبال خلقت او بودند
13:15
سهولت و مهربانی
13:17
دستانش پر از هدیه بود
13:20
سخاوت و حضور
13:22
نسبت به مؤمنان مهربان و مهربان بود
13:25
او افکار آنها را مجبور می کند
13:27
شرایط آنها را بررسی می کند
13:29
از غایبان می پرسد
13:30
مریضشون برمیگرده
13:32
غذای ساخته شده توسط انسان اشکالی نداشت
13:36
تا دلش نشکند
13:38
و اگر درباره مردی از چیز نفرت انگیزی مطلع شود
13:41
او نام خود را فاش نکرد
13:43
اما او می گوید
13:45
با افرادی که چنین و چنان می کنند چه مشکلی دارد؟
13:48
برای حفظ احساسات
13:50
و برای جلب محبت
13:52
باشد که او برادر مبارک من باشد
13:54
باشد که او برادر عزیز من باشد
13:56
برای خانواده شما از دلهای سخت
13:58
با آرزوی موفقیت و به اشتراک گذاری
14:00
به خصوص پدر و مادر
14:02
و همسر
14:04
و بچه ها
14:06
و برادران و خواهران
14:08
و بقیه اقوام
14:10
بنابراین آنها افکار را مجبور کردند
14:12
آنها احساسات اخوان را به اشتراک گذاشتند
14:14
به یاد داشته باشید که این یک عبادت بزرگ است
14:16
خداوند متعال به او پاداش دهد
14:18
با دستمزد عالی
14:20
و در این زمان
14:22
نیاز فوری است
14:24
برای دلجویی از مردم
14:26
و بار آن ها را بر دوششان کم کن
14:28
و ذهنشان را سبک کنید
14:30
چون اونایی که قلبشون شکسته
14:32
بسیاری
14:34
در جوامع ما
14:36
می بینید که این در حال تعلیق است
14:38
نه، او همسر است
14:40
مطلق هم نیست
14:42
این یک بیوه است
14:44
و اون بیچاره
14:46
این یک یتیم است
14:48
دیگری بدهی دارد
14:50
و در صورت نگرانی و ناراحتی
14:52
این را فقط خدا می داند
14:54
این دانشگاه پیدا نمی کند
14:56
و نمی تواند شغلی پیدا کند
14:58
این زن پیدا نمی کند
15:00
دیگری مبتلا است
15:02
و نگرانی ها زیاد است
15:04
و افکار را شیرین کند
15:06
تلاش زیادی نمی خواهد
15:08
انرژی زیادی نیست
15:10
شاید برخی کافی باشد
15:12
سخنی از یک مرد
15:14
یا دعا یا خطبه
15:16
شاید شخص دیگری به آن نیاز داشته باشد
15:18
برای کمک کردن
15:20
و این اعتبار کاهش می یابد
15:22
برخی در انتظار برآوردن یک نیاز هستند
15:24
برخی راضی هستند
15:26
دیگران راضی هستند
15:28
با لبخند
15:30
ما باید سخت کار کنیم
15:32
با آوردن شادی و شادی
15:34
به قلب برادرانمان
15:36
و از خودمان دست نکشیم
15:38
خیریه و نیکی
15:40
سود آن به شما برمی گردد
15:42
ای عبدالله
15:44
بله، به نفع شماست
15:46
بنابراین او ابتکار عمل را به دست گرفت
15:48
قبل از اینکه ترک کنی
15:50
ای خدا، ای همیشه زنده، ای همیشه زنده
15:52
در این ساعت مبارک
15:54
در راجهام همه نگران هستند
15:56
او هر مریضی را شفا داد
15:58
و هر مصیبت دیده بهبود یافت
16:00
و بر مسلمانان مرده رحم کن
16:02
و ابر را بلند کن
16:04
درباره ملت
16:06
و الزیحی ای قیوم
16:08
بهترین پاداش
16:10
آن را کامل کرد و به انجام رساند
16:12
چه کسی این مسجد را ساخته است؟
16:14
آن را حفظ و پرورش داد
16:16
به امور خود رسیدگی می کرد
16:18
خدایا گناهان ما را ببخش
16:20
و ما را راضی کن
16:22
و توبه ما را بپذیر
16:24
ما در سرزمین خود در امان هستیم
16:26
و ائمه ما را اصلاح کن
16:28
و فرمانداران ما
16:30
خدایا به سربازان ما در مرز پیروز عطا کن
16:32
و از برادران مظلوممان حمایت کنید
16:34
همه جا بر سر هر سرزمینی
16:36
و زیر هر آسمانی
16:38
خدایا شرایط مسلمانان را درست کن
16:40
خدایا شرایط مسلمانان را درست کن
16:42
خدایا شرایط مسلمانان را درست کن
16:44
خدایا ما را بلند کن
16:46
گرانی، ربا و همه گیر
16:48
زنا، زلزله و ناملایمات
16:50
و وسوسه های بد
16:52
خدایا از تو رضایت و بهشت را خواستاریم
16:55
از خشم و آتش به تو پناه می بریم
16:58
خدایا بر مولای ما محمد درود فرست و درود فرست
17:01
و بر همه خانواده و یارانش
17:03
الحمدلله پروردگار جهانیان است