از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 1 از 36
صور من حياة الصحابة - الحلقة (18) - عبدالله بن أم مكتوم رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:18
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:27
عبدالله بن ام مکتوم رضی الله عنه
0:45
این همان چیزی است که پیامبر اکرم را به خاطر آن سرزنش کردند
0:49
از بالای هفت آسمان سخت ترین و دردناک ترین سرزنش است
0:53
این کیست که جبرئیل مؤمن درباره او نازل کرد؟
0:57
بر قلب پیامبر اکرم الهام گرفته از خداوند
1:01
او عبدالله بن ام مکتوم است
1:04
مؤذن رسول صلی الله علیه و آله و سلم
1:08
و عبدالله بن ام مکتوم مکی قریشی
1:12
او را به رسول خدا صلی الله علیه و آله وصل می کند
1:16
او پسر عموی مادر مؤمنان بود
1:19
خدیجه بنت خویلد رضی الله عنه
1:23
و اما پدرش قیس بن زید
1:26
و اما مادرش عتیک بنت عبدالله
1:30
او را ام مکتوم می نامیدند زیرا او را با چشمان کور مکتوم به دنیا آورد
1:35
عبدالله بن ام مکتوم شاهد طلوع نور در مکه بود
1:40
پس خداوند قلب او را به روی ایمان باز کرد
1:43
او از اولین کسانی بود که به اسلام گروید
1:46
ابن ام مکتوم در مکه در مصیبت مسلمانان زندگی می کرد
1:50
با تمام فداکاری و استقامت شما
1:54
و استواری و رستگاری
1:57
او به اندازه اصحابش از قریش آسیب دید
2:00
او گرفتار ظلم و ستم آنها شد
2:04
کانال نداشت و شور و شوقش کم نمی شد
2:09
هیچ ضعفی در ایمان ندارد
2:11
بلکه این امر بر پایبندی او به دین خدا افزود
2:15
و به کتاب خدا دلبسته اند
2:18
و او آن را طبق قانون خدا فهمید
2:20
و نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:24
او به درجه ای از علاقه به پیامبر اکرم رسید
2:28
و اشتیاق او به حفظ قرآن مجید
2:31
او فرصتی را بدون استفاده از آن باقی نمی گذارد
2:35
فرصتی نیست جز زودتر گرفتن
2:38
بلکه اصرار او بر آن بود
2:41
گاهی وسوسه می شود که سهم خود را از رسول و سهم دیگران را بگیرد
2:46
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این دوره بود
2:51
او اغلب با سران قریش مقابله می کرد
2:54
بسیار مشتاق اسلامشان
2:56
روزی با عتبه بن ربیعه ملاقات کرد
2:59
و برادرش شیبه بن ربیعه
3:01
عمر بن هشام ملقب به ابوجهل
3:05
امیه بن خلف و ولید بن مغیره
3:09
پدر سیف الله خالد است
3:11
او شروع به مذاکره و گفتگو با آنها کرد
3:14
اسلام را به آنها پیشنهاد می کند
3:16
او امیدوار است که به او پاسخ دهند
3:19
یا از آسیب رساندن به یارانش خودداری کند
3:22
و همانطور که هست
3:24
عبدالله بن ام مکتوم به او نزدیک شد
3:27
او آیه ای از کتاب خدا را بیان می کند
3:29
و می گوید یا رسول الله
3:32
آنچه را خدا به تو آموخت به من بیاموز
3:35
پس پیامبر اکرم از آن روی برگرداند
3:38
به او اخم کرد
3:40
سرپرستی آن افراد از قریش را بر عهده گرفت
3:43
به امید تسلیم شدن به آنها نزدیک شد
3:46
در اسلام آنها عزت دین خدا خواهد بود
3:49
و حمایت از دعوت رسولش
3:52
و رسول خدا صلی الله علیه و آله نگذشته است
3:56
با آنها صحبت کرد و صحبت هایشان را تمام کرد
3:59
این توهم که به خانواده اش خواهد رفت
4:02
تا اینکه خداوند مقداری از بینایی او را حفظ کرد
4:05
احساس کرد چیزی در سرش می تپد
4:08
سپس سخنش بر او نازل شد
4:11
جبرئیل امین آن را بر قلب پیامبر نازل کرد
4:15
در مورد عبدالله بن ام مکتوم
4:18
از زمانی که نازل شد تا به امروز تلاوت می شود
4:22
تلاوت آن ادامه خواهد داشت تا زمانی که خداوند زمین و اهل آن را به ارث ببرد
4:26
از آن روز
4:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داد
4:32
خانه عبدالله بن ام مکتوم را گرامی می دارد
4:35
اگر پایین بیاید
4:37
اگر بیاید شورایش را نزدیک می کند
4:39
از او در مورد وضعیتش می پرسد
4:41
و خودش را تسکین می دهد
4:43
و هیچ فریبکاری وجود ندارد
4:44
آیا او نیست که از بالای هفت آسمان سرزنش شد؟
4:48
شدیدترین و خشن ترین سرزنش
4:51
و هنگامی که قریش بر پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند ناراحت شدند
4:55
و آسیب او به آنها افزایش یافت
4:57
خداوند به مسلمانان اجازه هجرت داد
5:00
عبدالله بن ام مکتوم بود
5:02
او یکی از سریع ترین افرادی است که میهن خود را ترک می کند
5:05
و برای فرار از دینش
5:07
او و مصعب بن عمیر بودند
5:09
اولین نفر از اصحاب رسول خدا که به مدینه آمد
5:13
همین که عبدالله بن ام مکتوم به یثرب رسید
5:17
تا اینکه او و همراهش مصعب بن عمیر از دنیا رفتند
5:20
آنها بسته به افراد متفاوت هستند
5:22
و برایشان قرآن می خواندند
5:24
و دین خدا را به آنها بفهمان
5:27
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه آمد
5:31
عبدالله بن ام مکتوم گرفت
5:34
و بلال بن رباح
5:36
مؤذنین برای مسلمانان
5:38
آنها کلمه "یگانگی" را هر روز پنج بار می خوانند
5:42
مردم را به کار نیک دعوت می کنند
5:45
او آنها را تشویق می کند که کشاورز شوند
5:47
بلال اذان می داد
5:49
نماز را ابن ام مکتوم می خواند
5:52
شاید ابن ام مکتوم اجازه داده است
5:55
بلال ماند
5:57
بلال و بن ام مکتوم در ماه رمضان موضوع دیگری داشتند
6:02
مسلمانان در شهر بودند
6:04
که به اذان یکی از آنها سحری می گویند
6:07
و بر اذان دیگری توقف می کنند
6:10
بلال شب ها اذان می داد و مردم را بیدار می کرد
6:14
ابن ام مکتوم سحرها بیرون می رفت و از او غافل نمی شد
6:18
شأن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حد ابن ام مکتوم رسید
6:23
او را در مدت غیبت چند ده بار به جانشینی شهر منصوب کنند
6:28
یکی از آنها روزی بود که برای فتح مکه رفت
6:32
در پی جنگ بدر
6:34
خداوند آیاتی از قرآن را بر پیامبرش نازل کرد
6:37
آنچه مقام مجاهدین را بالا می برد
6:40
آنها را بر نشسته ها ترجیح می دهد
6:42
فعال کردن مجاهد به جهاد
6:45
فرد نشسته از نشستن احساس ناراحتی می کند
6:47
این امر روح ابن ام مکتوم را تحت تأثیر قرار داد
6:50
شکوه برهنگی او این است که از این فضل محروم است
6:53
گفت یا رسول الله
6:56
اگر می توانستم بجنگم، می جنگیدم
6:59
سپس با دلی فروتن از خدا خواست
7:01
که قرآن در مورد او و امثال او نازل شود
7:04
کسانی که معلولیت آنها را از جهاد باز می دارد
7:07
و در دعا دعا کرد
7:10
خدایا عذرم را بردارید
7:12
خدایا عذرم را بردارید
7:15
خداوند متعال چه زود دعایش را مستجاب کرد
7:19
زید بن ثابت اتفاق افتاد
7:21
کاتب وحی رسول الله صلی الله علیه وسلم
7:25
او گفت
7:26
من در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم
7:30
سپس آرامش او را فرا گرفت
7:32
ران او روی ران من افتاد
7:35
من چیزی سنگین تر از ران رسول خدا صلی الله علیه و آله نیافتم.
7:41
سپس از او دور شد و گفت
7:43
بنویس زید
7:45
پس نوشتم
7:47
مؤمنان عقب مانده و مجاهدان در راه خدا مساوی نیستند
7:52
سپس ابن ام مکتوم برخاست و گفت
7:55
ای رسول خدا
7:56
پس کسانی که نمی توانند جهاد کنند چه می شود؟
7:59
هر که به قولش عمل کند
8:01
تا اینکه آرامش بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیره شد.
8:05
ران او روی ران من افتاد
8:08
من آن را همانقدر سنگین یافتم که بار اول پیدا کردم
8:12
سپس از او دور شد و گفت
8:14
بخون زید چی نوشتم
8:17
پس خواندم
8:18
مؤمنان نشسته مساوی نیستند
8:21
و او گفت
8:22
بدون آسیب قبلی بنویسید
8:25
پس استثنایی که ابن ام مکتوم آرزوی آن را داشت انجام شد
8:29
اگر چه خداوند متعال
8:32
عبدالله بن ام مکتوم و امثال او از جهاد مستثنی شدند
8:37
خود جاه طلب او از نشستن با کسانی که نشسته بودند خودداری کرد
8:41
مصمم شد در راه خدا جهاد کند
8:44
این به خاطر روح های بزرگ است
8:47
به هیچ چیز جز چیزهای بزرگ قانع نباشید
8:50
از آن روز به بعد، او مطمئن شد که یک کمپین را از دست ندهد
8:54
او کارکرد آن را در میدان های جنگ برای خود تعریف کرد
8:58
و او می گفت
9:00
من را بین دو ردیف قرار دهید
9:02
آنها بنر را حمل کردند
9:04
برایت می آورم و نگه می دارم
9:06
من نابینا هستم و نمی توانم فرار کنم
9:09
در سال چهاردهم هجری
9:12
عمر بن الخط مصمم شد وارد نبردی سرنوشت ساز با ایرانیان شود
9:18
شما جایگزین ایالت آنها می شوید و پادشاه آنها را حذف می کنید
9:21
راه را برای ارتش مسلمانان باز می کند
9:25
بنابراین او به کارگران خود نوشت:
9:27
کسی را که اسلحه، اسب، کمک یا عقیده دارد دعوت نکنید
9:33
مگر اینکه شما آن را به من هدایت کنید
9:35
و گوساله گوساله است
9:37
تودههای مسلمانان به بیماری فاروق پاسخ دادند
9:41
از هر طرف بر شهر می بارد
9:45
او از جمله این افراد بود
9:47
مجاهد نابینا
9:50
عبدالله بن ام مکتوم
9:53
فاروق به لشکر بزرگ دستور داد
9:56
سعد بن ابی وقاص
9:58
او را نصیحت کرد و خداحافظی کرد
10:00
وقتی لشکر به القادسیه رسید
10:03
عبدالله بن ام مکتوم ظهور کرد
10:05
سپر پوشیدن
10:07
در حال تکمیل کیت او
10:09
او متعهد شد که پرچم مسلمانان را به دوش بکشد
10:11
و آن را حفظ کنید
10:13
یا مرگ بدون آن
10:15
دو گروه در سه روز با هم ملاقات کردند
10:18
ظالم و عبوس
10:20
دو تیم با هم جنگیدند
10:22
تاریخ فتوحات هرگز شاهد چنین چیزی نبوده است
10:26
تا اینکه روز سوم اعلام پیروزی کرد
10:29
حامی مسلمانان
10:31
دالات یکی از بزرگترین کشورهاست
10:35
یکی از معتبرترین تاج و تخت ناپدید شده است
10:38
پرچم توحید در سرزمین بت پرستی برافراشته شد
10:42
قیمت این پیروزی مشخص بود
10:45
صدها شهید
10:47
او از جمله این شهدا بود
10:50
عبدالله بن ام مکتوم
10:53
او را مرده و غرق در خون پیدا کردند
10:57
او پرچم اسلام را در آغوش گرفته است
11:00
مرد کور
11:04
خداوند شانزده آیه درباره او نازل کرد که تلاوت شد
11:09
و شما همچنان به تلاوت مطالب جدید ادامه خواهید داد
11:15
مترجمان
11:21
المشید یا شعار و اسحاق
11:23
آیا در مدح آنها بزرگترند؟