از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 30 از 54
صور من حياة الصحابة - الحلقة (67) - عبدالله بن رواحة رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:29
عبدالله بن رواحه
0:31
خداوند از او راضی باشد
0:47
قسم خوردی ای جان ما را دانلود کن
0:52
برای دانلود یا متنفر شدن از ما
0:55
چرا میبینم که از بهشت متنفری؟
0:58
آیا شما چیزی جز یک اسپرم در بوته نیستید؟
1:01
او این سرود پر التهاب را با احساسات مختلف ساخت
1:05
پایان عمر صحابی بزرگ
1:08
عبدالله بن رواحه
1:10
او آخرین فصل زندگی نامه خود را به پایان رساند
1:13
مشغول مسابقات قهرمانی
1:15
سرشار از سوء استفاده ها و شاهکارها
1:18
درخشیدن به نور تقوا
1:20
و عبادت کن
1:22
عبدالله بن رواحه بود
1:25
روز اهل نور نبوت بر مکه
1:28
شاعری عالی از یثرب
1:31
و استاد برجسته خزرج
1:34
به زودی ندای هدایت و حقیقت به او نرسید
1:38
تا اینکه خداوند دلش را به اسلام گشود
1:41
پس دندان و زبان خود را در طاعت خداوند متعال قرار داد
1:45
و رضایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:49
از طرف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از خود دفاع کرد
1:53
با شعر او بزرگترین و قوی ترین مبارزه
1:57
او با بیانیه خود تماس خود را بیشتر کرد
1:59
با بیان ایشان صادقانه ترین و مؤثرترین حمایت
2:02
پس خداوند آن و همراهش را نازل کرد
2:05
حسن بن ثابت و کعب بن مالک
2:08
استثناء برای مؤمن شاعران و نیکوکاران است
2:12
گفت: منزه است
2:14
و شاعران را جنگل دنبال می کنند
2:23
آیا ندیدی که در هر وادی سرگردانند؟
2:29
و آنچه را که انجام نمی دهند می گویند
2:37
سپس خداوند متعال استثناء کرد
2:39
هم عبدالله بن رواحه و هم دو یارانش
2:42
گفت: منزه است هر که بگوید؟
2:44
مگر كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند
2:49
خدا را زیاد یاد کردند
2:52
و آنان پس از ستم بر آنان پیروز شدند
2:57
آیا کرامت سخاوتمندانه تری وجود دارد؟
2:59
و عزیزترین شکوه
3:01
برای اینکه خداوند قرآن را در مورد نزول قرآن نازل کند
3:04
و وصف او را کسانی بخوانند که خداوند او را خوانده است
3:07
شب و آخر روز
3:10
و تلاوت آن تا زمانی که خداوند زمین و اهل آن را به ارث می برد ادامه خواهد داشت
3:15
عبدالله بن رواحه شاهد بیعت عقبه بود
3:20
او با آن سخاوتمندتر از فروش آن است
3:22
و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را قرار داد
3:25
یکی از سردارانی که بر قوم خود فرمان می داد
3:29
بنابراین، بله، فرمانده، و بله، شاهزاده
3:32
از زمانی که پسر خزرج اسلام آورد
3:35
او تصمیم گرفت که تمام زندگی خود را مطیع خدا کند
3:39
او تمام عمر خود را به عبادت و مبارز سپری کرد
3:43
شبها قوی بمانید و روزها روزه بگیرید
3:46
ابوالدرداء رضی الله عنه از او خبر داد. او گفت
3:50
ما را در سفرهایی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدی
3:55
در یک روز بسیار گرم
3:58
مرد حتی به دلیل گرمای شدید دستش را بالای سرش گذاشت
4:03
و هیچ یک از مردم روزه نمی گیرند
4:05
مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:08
و عبدالله بن رواحه
4:11
ابن رواحه شاهد جنگ بدر با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.
4:16
احد، خندق، حدیبیه و خیبر
4:20
روزها از آن مفتخر شدم
4:22
و از مواضعش بزرگتر است
4:25
در سال هشتم هجری
4:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
4:30
با سه هزار سرباز مسلمان
4:33
به شام
4:35
برای ملاقات با رومیان و آزمایش وضعیت آنها
4:38
ارباب او زید بن حارثه فرماندهی لشکر را بر عهده داشت
4:42
او گفت که زید کشته یا زخمی شده است
4:45
فرمانده ارتش جعفر بن ابی طالب است
4:48
اگر جعفر کشته یا مجروح شود
4:51
فرمانده ارتش عبدالله بن رواحه است
4:54
اگر عبدالله بن رواحه کشته یا مجروح شد
4:57
بگذارید مسلمانان یکی از مردان خود را انتخاب کنند
4:59
او را شاهزاده خود می کنند
5:02
زمانی که سپاه مسلمانان قصد خروج از شهر را داشت
5:06
وادار کردن مردم به طور کلی با سربازان مسلمان وداع کنند
5:10
آنها شاهزادگانی را که او به آنها فرمان می دهد، مشخص می کنند
5:12
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
5:15
روی ارتش
5:16
هنگامی که با عبدالله بن رواحه وداع کردند
5:19
او را به گریه بیاور
5:21
گفتند: ای بن رواحه چه چیزی تو را به گریه انداخته است؟
5:24
گفت: به خدا سوگند حب دنیا گریه ام نمی گیرد.
5:28
اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم را شنیدم
5:32
آیه ای از کتاب خدا را می خواند که در آن جهنم ذکر شده است
5:36
آنجا که خداوند متعال می فرماید:
5:38
و هیچ کس در میان شما نیست که به سوی آن برود
5:44
قطعاً پروردگارت حکم کرده است
5:50
من از گل رز مطمئن بودم
5:52
یعنی با عبور از آتش
5:54
اما من نمی دانم چگونه می توانم بعد از او یک سینه بگیرم
5:58
یعنی با بازگشت از آن
6:00
و هنگامی که ارتش حرکت کرد
6:02
مسلمانان گفتند
6:04
خداوند پشت و پناهتان باشد و شما را حفظ کند و به آغوش خانواده هایتان برگرداند
6:09
به محض اینکه دعای آنها برای بازگرداندن به خانواده هایشان مستجاب شد
6:13
حتی اگر بخواهد بگوید
6:15
اما از خداوند رحمان طلب بخشش می کنم
6:18
و ضربه ای با شاخه، کره می پاشد
6:22
یا چاقو با دست مجهز
6:26
با نیزه، احشاء و جگر سوراخ می شود
6:30
تا اینکه می گویند اگر از کنار پدربزرگم بگذرند
6:33
خداوند او را از حمله هدایت کرد و آنها هدایت شدند
6:37
هنگامی که ارتش از شهر جدا شد
6:40
ابن رواحه او را تعقیب می کرد
6:42
پسری یتیم در اتاقش زندگی می کند
6:45
او زید بن ارقم است
6:48
سپس فتا شنید که شترش را خطاب میکرد و میگفت:
6:52
اگر مرا برآورده کنی و توشه ام را حمل کنی
6:55
چهار مارس بعد از سوپ
6:58
در مورد شما، من برکت خواهم یافت و شما محکوم خواهم شد
7:01
پشت سرم پیش خانواده ام برنمی گردم
7:04
دختر به خاطر حرف او شروع به گریه کرد
7:07
پس ابن رواحه او را با گلوله زد و گفت
7:10
چه بلایی سرت اومده؟
7:12
خداوند شهادت نصیب من کند
7:14
در سفر من به مدینه برمی گردی
7:18
هنگامی که مسلمانان به معان در اردن رسیدند
7:22
آنها می دانستند که پادشاه روم
7:24
او در منطقه بلقا ساکن شد
7:26
نه چندان دور از آنها
7:28
و با او صد هزار جنگجوی رومی بودند
7:31
و سایر حامیان عرب همراه آنها بودند
7:34
از قبایل لخم و لزام
7:36
سمور و دیگران
7:38
مسلمانان دو شب در معان ماندند
7:41
آنها شروع به متعادل کردن تعداد کم خود کردند
7:44
تعداد دشمنانشان زیاد است
7:47
گفتند: به رسول صلی الله علیه و آله می نویسیم
7:51
و ما او را در این مورد متوقف می کنیم
7:53
سپس به سراغ آنچه به ما دستور می دهد می رویم
7:56
عبدالله بن رواحه گفت
7:58
آهای مردم
7:59
شما به آنچه می خواهید رسیده اید
8:02
ما با افراد با تعداد و قدرت مبارزه نمی کنیم
8:06
ما با این دین با آنها می جنگیم
8:08
که خداوند ما را به آن کرامت بخشیده است
8:10
پس رفتند
8:11
او یکی از خوبان است
8:13
یا پیروزی یا شهادت
8:16
ارتش به آنچه او از آن خواسته بود پاسخ داد
8:20
او شروع به آماده شدن برای رویارویی با دشمن کرد
8:23
و روز بعد
8:25
سه هزار نفر آهی کشیدند تا دویست هزار نفر را ملاقات کنند
8:29
این دو گروه در روستای موته ملاقات کردند
8:32
سپاه مسلمانان را زید بن حارثه رهبری می کرد
8:36
او حامل پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله است
8:40
او به جنگ ادامه داد تا اینکه کشته شد
8:43
بی برنامه آمدن
8:45
دید رم از سینه اش بیرون می آید
8:48
سپس جعفر بن ابی طالب پرچم را گرفت
8:51
برادر علی، خدا از هر دو راضی باشد
8:54
او را در شجاعت و شجاعت حفظ کردند
8:57
او مانند هیچ کس دیگری در این نبرد شرکت کرد
9:01
وقتی گرما داغ شد
9:03
فشار رومیان بر مسلمانان شدت گرفت
9:06
و اسبش
9:08
با شمشیر پاهایش را برید
9:11
او در حین ذکر به صف رومیان وارد شد
9:14
ای فضل بهشت و تقرب آن
9:17
نوشیدنی آن خوب و سرد است
9:20
و رومیان همان رومیانی هستند که ما عذابشان را حفظ کرده ایم
9:23
کافری که نسبش دور از ذهن است
9:26
علی وقتی با ضرب و شتم او را دیدم
9:29
سپس شمشیر خود را به چپ و راست حرکت داد
9:32
تا اینکه حقش قطع شد
9:35
پس پرچم را با دست چپ گرفت
9:38
او به مبارزه ادامه داد تا اینکه دست چپش قطع شد
9:41
پس پرچم را به سینه و بغل گرفت
9:44
سپس به مبارزه ادامه داد تا اینکه کشته شد
9:47
سپس عبدالله بن رواحه جلو آمد
9:51
پرچم را بعد از دیدن آن برداشت
9:54
مصر یارانش را از نزدیک زیر نظر داشت
9:57
پس شروع به خطاب كردن كرد و گفت:
10:00
ای جان اگر نکشی میمیری
10:03
این حمام مرگ است که دعا کردی
10:06
و آنچه آرزو کردم به تو دادم
10:09
اگر آنها را انجام دهید، این هدیه من است
10:12
سپس به دو شهید پیشین خود نگاه کرد
10:15
در خونشان غرق شده اند
10:18
این موقعیت به او اعتبار می داد
10:21
کمی تردید کردم
10:24
او را تشویق کرد و گفت:
10:27
ای جان قسم خوردی که ما را پایین بیاوری
10:30
چرا میبینم که از بهشت متنفری؟
10:33
آیا شما چیزی جز یک اسپرم در بوته نیستید؟
10:36
سپس پرچم را حمل کرد
10:39
به ساحل واگی رفت
10:42
در اینجا پسر عمویش با استخوان نزد او آمد
10:45
مقداری گوشت روی آن است
10:48
و به او گفت: کمرت را با این سفت کن.
10:51
سه روزه چیزی نخوردی
10:54
پس استخوان را از دستش گرفت
10:57
با این حال او خیلی زود کشتی گیر مسلمان را دید
11:00
روبرویش گفت
11:03
چه بدبختی ای ابن رواحه
11:06
این همه زمانی اتفاق می افتد که شما غذا را می خورید
11:09
سپس استخوان را از دستش انداخت
11:12
شمشیر خود را برداشت و وارد صفوف رومیان شد
11:15
روی چیزی خم نمی شود
11:18
سپس به مبارزه ادامه داد تا به شهادت رسید
11:22
خداوند عبدالله بن رواحه را رحمت کند
11:25
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راست گفت
11:28
او عاشق مجالس بود
11:31
که فرشتگان به آن مباهات می کنند
11:34
خداوند ابن رواحه را رحمت کند
11:39
او تابلوهایی را دوست دارد که خودنمایی کنند
11:42
فرشتگان دارد
11:45
محمد رسول خداست
11:57
محمد رسول خداست