صور من حياة الصحابة - الحلقة (67) - عبدالله بن رواحة رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 12:04 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:17 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:29 عبدالله بن رواحه
0:31 خداوند از او راضی باشد
0:47 قسم خوردی ای جان ما را دانلود کن
0:52 برای دانلود یا متنفر شدن از ما
0:55 چرا میبینم که از بهشت متنفری؟
0:58 آیا شما چیزی جز یک اسپرم در بوته نیستید؟
1:01 او این سرود پر التهاب را با احساسات مختلف ساخت
1:05 پایان عمر صحابی بزرگ
1:08 عبدالله بن رواحه
1:10 او آخرین فصل زندگی نامه خود را به پایان رساند
1:13 مشغول مسابقات قهرمانی
1:15 سرشار از سوء استفاده ها و شاهکارها
1:18 درخشیدن به نور تقوا
1:20 و عبادت کن
1:22 عبدالله بن رواحه بود
1:25 روز اهل نور نبوت بر مکه
1:28 شاعری عالی از یثرب
1:31 و استاد برجسته خزرج
1:34 به زودی ندای هدایت و حقیقت به او نرسید
1:38 تا اینکه خداوند دلش را به اسلام گشود
1:41 پس دندان و زبان خود را در طاعت خداوند متعال قرار داد
1:45 و رضایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:49 از طرف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از خود دفاع کرد
1:53 با شعر او بزرگترین و قوی ترین مبارزه
1:57 او با بیانیه خود تماس خود را بیشتر کرد
1:59 با بیان ایشان صادقانه ترین و مؤثرترین حمایت
2:02 پس خداوند آن و همراهش را نازل کرد
2:05 حسن بن ثابت و کعب بن مالک
2:08 استثناء برای مؤمن شاعران و نیکوکاران است
2:12 گفت: منزه است
2:14 و شاعران را جنگل دنبال می کنند
2:23 آیا ندیدی که در هر وادی سرگردانند؟
2:29 و آنچه را که انجام نمی دهند می گویند
2:37 سپس خداوند متعال استثناء کرد
2:39 هم عبدالله بن رواحه و هم دو یارانش
2:42 گفت: منزه است هر که بگوید؟
2:44 مگر كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند
2:49 خدا را زیاد یاد کردند
2:52 و آنان پس از ستم بر آنان پیروز شدند
2:57 آیا کرامت سخاوتمندانه تری وجود دارد؟
2:59 و عزیزترین شکوه
3:01 برای اینکه خداوند قرآن را در مورد نزول قرآن نازل کند
3:04 و وصف او را کسانی بخوانند که خداوند او را خوانده است
3:07 شب و آخر روز
3:10 و تلاوت آن تا زمانی که خداوند زمین و اهل آن را به ارث می برد ادامه خواهد داشت
3:15 عبدالله بن رواحه شاهد بیعت عقبه بود
3:20 او با آن سخاوتمندتر از فروش آن است
3:22 و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را قرار داد
3:25 یکی از سردارانی که بر قوم خود فرمان می داد
3:29 بنابراین، بله، فرمانده، و بله، شاهزاده
3:32 از زمانی که پسر خزرج اسلام آورد
3:35 او تصمیم گرفت که تمام زندگی خود را مطیع خدا کند
3:39 او تمام عمر خود را به عبادت و مبارز سپری کرد
3:43 شبها قوی بمانید و روزها روزه بگیرید
3:46 ابوالدرداء رضی الله عنه از او خبر داد. او گفت
3:50 ما را در سفرهایی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدی
3:55 در یک روز بسیار گرم
3:58 مرد حتی به دلیل گرمای شدید دستش را بالای سرش گذاشت
4:03 و هیچ یک از مردم روزه نمی گیرند
4:05 مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:08 و عبدالله بن رواحه
4:11 ابن رواحه شاهد جنگ بدر با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.
4:16 احد، خندق، حدیبیه و خیبر
4:20 روزها از آن مفتخر شدم
4:22 و از مواضعش بزرگتر است
4:25 در سال هشتم هجری
4:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
4:30 با سه هزار سرباز مسلمان
4:33 به شام
4:35 برای ملاقات با رومیان و آزمایش وضعیت آنها
4:38 ارباب او زید بن حارثه فرماندهی لشکر را بر عهده داشت
4:42 او گفت که زید کشته یا زخمی شده است
4:45 فرمانده ارتش جعفر بن ابی طالب است
4:48 اگر جعفر کشته یا مجروح شود
4:51 فرمانده ارتش عبدالله بن رواحه است
4:54 اگر عبدالله بن رواحه کشته یا مجروح شد
4:57 بگذارید مسلمانان یکی از مردان خود را انتخاب کنند
4:59 او را شاهزاده خود می کنند
5:02 زمانی که سپاه مسلمانان قصد خروج از شهر را داشت
5:06 وادار کردن مردم به طور کلی با سربازان مسلمان وداع کنند
5:10 آنها شاهزادگانی را که او به آنها فرمان می دهد، مشخص می کنند
5:12 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
5:15 روی ارتش
5:16 هنگامی که با عبدالله بن رواحه وداع کردند
5:19 او را به گریه بیاور
5:21 گفتند: ای بن رواحه چه چیزی تو را به گریه انداخته است؟
5:24 گفت: به خدا سوگند حب دنیا گریه ام نمی گیرد.
5:28 اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم را شنیدم
5:32 آیه ای از کتاب خدا را می خواند که در آن جهنم ذکر شده است
5:36 آنجا که خداوند متعال می فرماید:
5:38 و هیچ کس در میان شما نیست که به سوی آن برود
5:44 قطعاً پروردگارت حکم کرده است
5:50 من از گل رز مطمئن بودم
5:52 یعنی با عبور از آتش
5:54 اما من نمی دانم چگونه می توانم بعد از او یک سینه بگیرم
5:58 یعنی با بازگشت از آن
6:00 و هنگامی که ارتش حرکت کرد
6:02 مسلمانان گفتند
6:04 خداوند پشت و پناهتان باشد و شما را حفظ کند و به آغوش خانواده هایتان برگرداند
6:09 به محض اینکه دعای آنها برای بازگرداندن به خانواده هایشان مستجاب شد
6:13 حتی اگر بخواهد بگوید
6:15 اما از خداوند رحمان طلب بخشش می کنم
6:18 و ضربه ای با شاخه، کره می پاشد
6:22 یا چاقو با دست مجهز
6:26 با نیزه، احشاء و جگر سوراخ می شود
6:30 تا اینکه می گویند اگر از کنار پدربزرگم بگذرند
6:33 خداوند او را از حمله هدایت کرد و آنها هدایت شدند
6:37 هنگامی که ارتش از شهر جدا شد
6:40 ابن رواحه او را تعقیب می کرد
6:42 پسری یتیم در اتاقش زندگی می کند
6:45 او زید بن ارقم است
6:48 سپس فتا شنید که شترش را خطاب می‌کرد و می‌گفت:
6:52 اگر مرا برآورده کنی و توشه ام را حمل کنی
6:55 چهار مارس بعد از سوپ
6:58 در مورد شما، من برکت خواهم یافت و شما محکوم خواهم شد
7:01 پشت سرم پیش خانواده ام برنمی گردم
7:04 دختر به خاطر حرف او شروع به گریه کرد
7:07 پس ابن رواحه او را با گلوله زد و گفت
7:10 چه بلایی سرت اومده؟
7:12 خداوند شهادت نصیب من کند
7:14 در سفر من به مدینه برمی گردی
7:18 هنگامی که مسلمانان به معان در اردن رسیدند
7:22 آنها می دانستند که پادشاه روم
7:24 او در منطقه بلقا ساکن شد
7:26 نه چندان دور از آنها
7:28 و با او صد هزار جنگجوی رومی بودند
7:31 و سایر حامیان عرب همراه آنها بودند
7:34 از قبایل لخم و لزام
7:36 سمور و دیگران
7:38 مسلمانان دو شب در معان ماندند
7:41 آنها شروع به متعادل کردن تعداد کم خود کردند
7:44 تعداد دشمنانشان زیاد است
7:47 گفتند: به رسول صلی الله علیه و آله می نویسیم
7:51 و ما او را در این مورد متوقف می کنیم
7:53 سپس به سراغ آنچه به ما دستور می دهد می رویم
7:56 عبدالله بن رواحه گفت
7:58 آهای مردم
7:59 شما به آنچه می خواهید رسیده اید
8:02 ما با افراد با تعداد و قدرت مبارزه نمی کنیم
8:06 ما با این دین با آنها می جنگیم
8:08 که خداوند ما را به آن کرامت بخشیده است
8:10 پس رفتند
8:11 او یکی از خوبان است
8:13 یا پیروزی یا شهادت
8:16 ارتش به آنچه او از آن خواسته بود پاسخ داد
8:20 او شروع به آماده شدن برای رویارویی با دشمن کرد
8:23 و روز بعد
8:25 سه هزار نفر آهی کشیدند تا دویست هزار نفر را ملاقات کنند
8:29 این دو گروه در روستای موته ملاقات کردند
8:32 سپاه مسلمانان را زید بن حارثه رهبری می کرد
8:36 او حامل پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله است
8:40 او به جنگ ادامه داد تا اینکه کشته شد
8:43 بی برنامه آمدن
8:45 دید رم از سینه اش بیرون می آید
8:48 سپس جعفر بن ابی طالب پرچم را گرفت
8:51 برادر علی، خدا از هر دو راضی باشد
8:54 او را در شجاعت و شجاعت حفظ کردند
8:57 او مانند هیچ کس دیگری در این نبرد شرکت کرد
9:01 وقتی گرما داغ شد
9:03 فشار رومیان بر مسلمانان شدت گرفت
9:06 و اسبش
9:08 با شمشیر پاهایش را برید
9:11 او در حین ذکر به صف رومیان وارد شد
9:14 ای فضل بهشت و تقرب آن
9:17 نوشیدنی آن خوب و سرد است
9:20 و رومیان همان رومیانی هستند که ما عذابشان را حفظ کرده ایم
9:23 کافری که نسبش دور از ذهن است
9:26 علی وقتی با ضرب و شتم او را دیدم
9:29 سپس شمشیر خود را به چپ و راست حرکت داد
9:32 تا اینکه حقش قطع شد
9:35 پس پرچم را با دست چپ گرفت
9:38 او به مبارزه ادامه داد تا اینکه دست چپش قطع شد
9:41 پس پرچم را به سینه و بغل گرفت
9:44 سپس به مبارزه ادامه داد تا اینکه کشته شد
9:47 سپس عبدالله بن رواحه جلو آمد
9:51 پرچم را بعد از دیدن آن برداشت
9:54 مصر یارانش را از نزدیک زیر نظر داشت
9:57 پس شروع به خطاب كردن كرد و گفت:
10:00 ای جان اگر نکشی میمیری
10:03 این حمام مرگ است که دعا کردی
10:06 و آنچه آرزو کردم به تو دادم
10:09 اگر آنها را انجام دهید، این هدیه من است
10:12 سپس به دو شهید پیشین خود نگاه کرد
10:15 در خونشان غرق شده اند
10:18 این موقعیت به او اعتبار می داد
10:21 کمی تردید کردم
10:24 او را تشویق کرد و گفت:
10:27 ای جان قسم خوردی که ما را پایین بیاوری
10:30 چرا میبینم که از بهشت متنفری؟
10:33 آیا شما چیزی جز یک اسپرم در بوته نیستید؟
10:36 سپس پرچم را حمل کرد
10:39 به ساحل واگی رفت
10:42 در اینجا پسر عمویش با استخوان نزد او آمد
10:45 مقداری گوشت روی آن است
10:48 و به او گفت: کمرت را با این سفت کن.
10:51 سه روزه چیزی نخوردی
10:54 پس استخوان را از دستش گرفت
10:57 با این حال او خیلی زود کشتی گیر مسلمان را دید
11:00 روبرویش گفت
11:03 چه بدبختی ای ابن رواحه
11:06 این همه زمانی اتفاق می افتد که شما غذا را می خورید
11:09 سپس استخوان را از دستش انداخت
11:12 شمشیر خود را برداشت و وارد صفوف رومیان شد
11:15 روی چیزی خم نمی شود
11:18 سپس به مبارزه ادامه داد تا به شهادت رسید
11:22 خداوند عبدالله بن رواحه را رحمت کند
11:25 رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راست گفت
11:28 او عاشق مجالس بود
11:31 که فرشتگان به آن مباهات می کنند
11:34 خداوند ابن رواحه را رحمت کند
11:39 او تابلوهایی را دوست دارد که خودنمایی کنند
11:42 فرشتگان دارد
11:45 محمد رسول خداست
11:57 محمد رسول خداست