صور من حياة الصحابة - الحلقة (37) - حبيب بن زيد الأنصاري رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 11:55 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:18 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22 اید الرحمن رفاه الپاشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:27 حبیب بن زید الانصاری رضی الله عنه
0:46 در خانه ای عطر ایمان در هر گوشه ای نهفته است
0:52 تصاویر فداکاری و رستگاری بر پیشانی هر ساکنی نمایان می شود
0:58 حبیب بن زید انصاری بزرگ شد و فارغ التحصیل شد
1:02 پدرش زید بن عاصم پیشتاز مسلمانان یثرب است
1:07 یکی از هفتاد نفری که شاهد عقبه بودند
1:10 به دست رسول خدا جمع شدند و بیعت کردند
1:13 همسر و دو فرزندش همراه او هستند
1:16 مادرش ام اماره نصیبه المزنیه است
1:20 اولین زنی که در دفاع از دین خدا سلاح حمل کرد
1:24 و علی محمد رسول الله
1:27 برادرش عبدالله بن زید است
1:30 کسی که ذبح خود را با ذبح پیامبر متفاوت کرد
1:33 و سینه او کمتر از سینه او در روز یکشنبه است
1:36 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره آنها فرمود
1:41 خدا به شما برکت دهد خانواده
1:44 خداوند به شما خانواده رحم کند
1:47 نور الهی در قلب حبیب بن زید نفوذ کرد
1:52 آبدار و آبدار است
1:54 پس در آن مستقر شد و بر آن تسلط یافت
1:57 برایش نوشت که با مادر و پدر و عمه و برادرش به مکه برود
2:03 برای مشارکت با هفتاد نفر از مردان جوان
2:07 در ساختن تاریخ اسلام
2:10 جایی که دست کوچکش را دراز کرد
2:12 رسول خدا در ظلمت با بیعت عقبه بیعت کرد.
2:17 از آن روز
2:19 فردا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مادر و پدرش محبوبتر است.
2:26 اسلام نزد او از روح بین من گرانبهاتر شد
2:31 حبیب بن زید شاهد بدر نبود
2:34 چون در آن زمان خیلی جوان بود
2:37 او این افتخار را نداشت که به کسی کمک کند
2:40 چون هنوز بدون سلاح بود
2:44 اما بعد از آن همه صحنه ها را با رسول خدا شاهد بود
2:49 در هر یک از آنها پرچمی از جلال داشت
2:52 و روزنامه مجد
2:54 و موقعیت رستگاری
2:56 با این حال، این صحنه ها به همان اندازه که هستند عالی و باشکوه هستند
3:00 واقعا اون نبود
3:02 فقط یک آمادگی بزرگ برای یک موقعیت بزرگ
3:05 که ما برای شما بازاریابی خواهیم کرد
3:08 که به شدت وجدان شما را تکان خواهد داد
3:11 همچنین وجدان میلیون ها مسلمان را از زمان پیامبر اکرم (ص) به لرزه درآورد
3:15 و تا امروز در آن هستیم
3:18 داستانی که شما را به وحشت می اندازد
3:20 همانطور که آنها در طول اعصار گرامی داشته شده اند
3:23 بیایید از ابتدا به این داستان خشن گوش کنیم
3:28 در سال نهم هجری
3:32 اسلام با بازگشتش آمده بود
3:35 قوتش مستحکم شد و پایه هایش مستحکم شد
3:38 سپس نفوذ اعراب از تمام نقاط شبه جزیره به یثرب رفت
3:43 برای ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:47 و اعلامیه اسلام او در دست اوست
3:50 و با شنیدن و اطاعت با او بیعت کن
3:53 از جمله این هیئت ها عبارت بودند از:
3:56 هیئت بنی حنیفه از نجد علیا می آید
4:00 هیئت شتران خود را در حومه شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد.
4:06 مردی از خود به جا گذاشت
4:09 نام او مصلیمه بن حبیب حنفی است
4:12 و بدبختی های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:16 اسلام آوردن خود و اسلام آوردن قومش را اعلام کرد
4:20 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت
4:25 دستور داد به هر کدام هدیه ای بدهند
4:28 و سفارشی برای دوستشان که از خود جا گذاشتند
4:31 همانطور که به آنها دستور داد
4:34 هیئت به سختی به خانه های خود در نجد رسیده بود
4:37 تا اینکه مسیلمه بن حبیب از اسلام مرتد شد
4:41 او در میان مردم برخاست و به آنان خبر داد که پیامبری مبعوث است
4:45 خداوند او را نزد بنی حنیفه فرستاد
4:48 هنگامی که محمد بن عبدالله نزد قریش فرستاده شد
4:52 سپس قومش دور او جمع شدند
4:55 با انگیزه های زمستانی به این کار سوق داده شده است
4:58 مهمترین آنها عصبی بودن بود
5:01 حتی یکی از مردانشان گفت:
5:04 شهادت می دهم که محمد راستگو است
5:07 و من برای شما خوشحالم
5:10 اما دروغگوی رابعه نزد من از راستگوی مضار محبوبتر است
5:14 وقتی قوی شد، مسیله را یاری کرد
5:18 به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت
5:21 کتابی که در آن بیان شده بود
5:23 از مسیلمه رسول خدا
5:26 به محمد رسول الله
5:28 درود بر شما
5:29 در مورد بعد
5:31 من با شما درگیر موضوع شده ام
5:34 ما صاحب نصف زمین هستیم
5:36 قریش مالک نیمی از زمین است
5:38 اما قریش مردمی خشن هستند
5:41 او نامه را با دو نفر از افرادش فرستاد
5:44 وقتی کتاب را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواند
5:47 به آن دو مرد گفت
5:49 و آنچه شما دو نفر می گویید
5:51 او پاسخ داد
5:53 همانطور که او گفت می گوییم
5:55 به آنها گفت
5:57 به خدا سوگند اگر پیامبران نبودند شما کشته نمی شدید
6:00 حتما گردنت را می کوبیدم
6:02 سپس نامه ای به مصلیمه نوشت که در آن فرمود:
6:06 بسم الله الرحمن الرحیم
6:09 از محمد رسول الله
6:11 به مسلمه دروغگو
6:13 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند
6:16 در مورد بعد
6:18 زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد
6:22 و عاقبت برای پرهیزگاران است
6:25 او پیام را با آن دو نفر فرستاد
6:28 شر مسيليمه دروغگو زياد شد
6:31 و فساد او گسترش یافت
6:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید
6:36 برای او نامه ای بفرستند و او را به خاطر عصبانیتش سرزنش کنند
6:40 او مأمور شد که حامل پیام باشد، قهرمان داستان ما، حبیب بن زید
6:45 او در آن زمان یک مرد بسیار جوان بود
6:48 فتق کامل
6:50 از بالای سر تا پا محکم شده است
6:54 حبیب بن زید در ادامه آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او دستور داده بود انجام داد.
6:59 اما منتظر نباش
7:02 النجاد او را بالا می برد و الوحد را پایین می آورد
7:05 تا اینکه به خانه های بنی حنیفه در نجد علیا رسید
7:09 پیام را به مصلیمه رساند
7:12 مسیلمه به سختی می توانست در آنچه در آن آمده بود توقف کند
7:17 تا اینکه دلش پر از کینه و کینه شد
7:20 شر و خیانت در چهره خونین و زرد او نمایان شد
7:25 دستور داد حبیب بن زید را ببندند
7:28 و صبح روز بعد برای او بیاورند
7:32 وقتی فردا بود
7:34 مسیلمه مجلسی صادر می کند
7:37 او در سمت راست و در سمت چپ خود ستمگرانی را که پیروان اصلی او بودند قرار داد
7:42 مردم اجازه ورود به آن را داشتند
7:45 سپس به حبیب بن زید دستور داد
7:47 پس او را در حالی که زنجیر بسته بود نزد او آوردند
7:51 حبیب بن زید در میان این جمعیت عظیم و نفرت انگیز ایستاد
7:56 او قد بلند، قد بلند و بینی بلندی داشت
8:00 و در میان آنها مانند نیزه سمهری ایستاد
8:03 روشنفکران با دقت بیشتری در مورد آن قضاوت کردند
8:06 مسلمه رو به او کرد و گفت:
8:09 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟
8:12 گفت: آری شهادت می دهم که محمد رسول الله است
8:17 مسلمه خشمگین شد و گفت:
8:20 و تو گواه باش که من رسول خدا هستم
8:23 حبیب با کنایه ای تند گفت:
8:26 گوش های من برای شنیدن آنچه شما می گویید کر است
8:30 صورت مصلیمه غرق شد
8:32 لب هایش از عصبانیت لرزید و به جلادش گفت
8:36 تکه ای از بدنش را ببرید
8:38 او با شمشیر خود جلاد عاشق است
8:41 تکه ای از بدنش قطع شد
8:44 بنابراین او روی زمین غلتید
8:46 سپس مسیلمه همان سؤال را از او تکرار کرد
8:49 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟
8:52 گفت: آری شهادت می دهم که محمد رسول الله است
8:57 گفت: تو گواه باش که من رسول خدا هستم.
9:01 گفت: به تو گفتم که گوش هایم ناشنوا است که نمی شنوم چه می گویی
9:06 دستور داد که قطعه دیگری از بدنش را بریدند
9:10 پاره شد و روی زمین غلتید
9:13 تا اینکه کنار خواهرش نشست
9:16 و مردم چشم به او دوختند
9:19 آنها از اراده و سرسختی او شگفت زده می شوند
9:22 مسيلمه در ادامه سؤال كرد
9:24 و جلاد قطع می کند
9:26 و حبیب می گوید
9:28 شهادت می دهم که محمد رسول خداست
9:32 تا اینکه حدود نیمی از آن به چند تکه روی زمین پراکنده شد
9:37 نیمه دیگر توده سخنگو است
9:41 بعد روحش لبریز شد
9:43 و روی لبهای پاکش
9:45 نام پیامبری که در شب عقبه با او بیعت کرد
9:49 نام محمد رسول خداست
9:52 النعاء حبیب بن زید را نزد مادرش نصیبه المزنیه عزاداری کرد.
9:57 دیگر چیزی نگفت
10:00 برای چنین موقعیتی است که آماده کرده ام
10:03 و با خدا حساب کردم
10:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله در جوانی در شب عقبه بیعت کرد.
10:10 و امروز به وظیفه بزرگ خود عمل کرد
10:13 اگر خداوند مرا از مسیلمه توفیق دهد
10:16 من دخترانش را از او سرخ می کنم
10:21 روزی که نصیبه به آن امیدوار بود، سرعتش کم نشد
10:25 جایی که مؤذن ابوبکر در مدینه اذان داد
10:28 من برای مبارزه با پیامبر دروغین مسیله عزادارم
10:32 مسلمانان در ادامه از القطی خواستند تا با او ملاقات کند
10:36 نصیبه المزنیه در لشکر بود
10:39 پسرش عبدالله بن زید بود
10:42 در یوم الیمامة الاغار
10:44 نصیبه را دیدند که چون شیری سرکش صفوف را می شکافد
10:48 داره زنگ میزنه
10:50 دشمن خدا کجاست؟
10:52 دشمن خدا را به من نشان بده
10:55 وقتی به او رسید، او را در حالت خمیده روی زمین یافت
10:59 و شمشیرهای مسلمانان خون او را می چکاند
11:02 پس روحم آرام گرفت و چشمانم شاداب شد
11:05 چرا خداوند متعال انتقام نگرفت؟
11:09 برای دخترش تقوا پیشه کن
11:11 چه کسی او را کشت، حشره بدبخت؟
11:13 هیچ کدام
11:15 هر کدام نزد پروردگارش رفتند
11:18 اما
11:19 تیمی در بهشت
11:21 و یک تیم در قیمت