صور من حياة الصحابة - الحلقة (92) - يزيد بن أبي سفيان رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 10:58 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:17 به شما ارائه شود
0:19 تصاویری از زندگی صحابه
0:21 توسط عبدالرحمن
0:23 دلسوزی پاشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:30 یزید بن ابی سفیان
0:32 خداوند از او راضی باشد
0:34 آنها جهان را رهبری کردند
0:36 کسانی که رهبری می کردند و راه نمی رفتند
0:38 آنها به اندازه انسان بد هستند
0:41 در گفته ها
0:43 و دره
0:45 السادیل
0:47 نه، نبض من اینجا نیست
0:51 این وسوسه از بالاترین است
0:53 پسران از تبار قریش
0:55 عزیزترین آنها یک مادر و پدر است
0:57 و فراوان ترین حج در میان آنان
0:59 و آنها را نیز تکمیل کنید
1:01 که باعث شد مردمش به او ملقب شوند
1:03 نیکی را زیاد می کند
1:05 او کارهای خوبی انجام می داد
1:07 یا یزید بن ابی سفیان
1:09 روزی که پیامبر مبعوث شد
1:11 خدا رحمتش کند و درود فرستد
1:13 جوان و متناسب با سن
1:15 و شایسته بود
1:17 با ذهن روشنش
1:19 و نگاه تیزبینش
1:21 تا او را به اسلام برساند
1:23 و او را به آن راهنمایی کنید
1:25 خواهرش، مادر مؤمنان را نیز راهنمایی می کرد
1:27 رمله بنت ابی سفیان
1:29 اما پسر قرشی
1:31 او همچنان از پدرش ابوسفیان مراقبت می کرد
1:33 ابن حرب او را نهی کرد
1:35 تا بعد تسلیم نشد
1:37 که پدرش اسلام آورد
1:39 این در ماه رمضان بود
1:41 از سال فتح
1:43 راز پیامبر اکرم
1:45 خداوند او را در اسلام رحمت کند
1:47 یزید بن ابی سفیان
1:49 چیزی که به آن اشاره می کرد
1:51 از خیال مردانگی و فضایل
1:53 جوانمردی
1:55 و آنچه انتظار می رفت اتفاق بیفتد
1:57 بر دستان او خیری برای اسلام است
1:59 و مسلمانان
2:01 رسول خدا در دعای خدا غلو کرد
2:03 و سلام بر او در بزرگداشت او
2:05 پس از جنگ حنین
2:07 پس صد شتر به او داد
2:09 برای او چهل دستور داد
2:11 یک اونس نقره
2:13 بلال برایش وزن کرد
2:15 اتیوپیایی او را به سمت خود هل داد
2:17 وقتی خلافت آمد
2:19 به دوست که خداوند از او راضی باشد
2:21 از او پنهان نبود
2:23 از شوالیه اموی لذت می برد
2:25 از قدرت مشت
2:27 و اخلاص قاطعیت
2:29 وضوح ذهن و عمق ایمان
2:31 بنابراین تصمیم گرفت آن را بگذارد
2:33 این انرژی های شگفت انگیز
2:35 در خدمت اسلام و مسلمین
2:37 اما دوست
2:40 خداوند از او راضی باشد
2:42 برای پسر قرشی می ترسید
2:44 از هوس های ریاست جمهوری
2:46 از گستاخی رهبری می ترسد
2:48 پس او را احضار کرد و به او گفت
2:50 ای یزید!
2:52 شما جوان هستید، به یاد داشته باشید
2:54 خوب، در فعالیت شما ظاهر شد
2:56 و من می خواستم تو را ببوسم
2:58 پس ببین چطوری و چطوری
3:00 ایالت شما
3:02 اگر خوب عمل کنی، تو را زیاد خواهم کرد
3:04 و اگر از انزوای خود سوء استفاده کنید
3:06 و تو ای یزید باید از خدا بترس
3:08 او می بیند
3:10 از درون شما مانند کسی است که می بیند
3:12 از ظاهرت
3:14 و اگر به سربازان خود بیایید
3:16 او با آنها همراهی خوبی کرد
3:18 و آنها را با خوبی آغاز کنید
3:20 به آنها قول داد
3:22 اگر آنها را موعظه می کنید، مختصر باشید
3:24 کلماتی که همدیگر را فراموش می کنند
3:26 و خودت را درست کن
3:28 مردم مناسب شما هستند
3:30 نماز را سر وقت برسان
3:32 با تکمیل تعظیم او
3:34 سجده و خشوع در آن
3:36 و اگر نزد شما بیاید
3:38 فرستادگان دشمن تو
3:40 پس به آنها احترام بگذارید
3:42 اقامت آنها را با شما کم می کنم
3:44 تا زمانی که ارتش شما را ترک کنند
3:46 از آن بی خبرند
3:48 و شما آنها را نمی بینید
3:50 آنها عیب های شما را خواهند دید و دانش شما را خواهند دانست
3:52 و آنها را از ثروت نظامی خود باز دارید
3:54 و از صحبت با آنها جلوگیری شد
3:56 و مسئول آن باشید
3:58 برای حرف هایشان
4:00 و راز خود را علنی نکنید
4:02 شما را گیج خواهد کرد
4:04 سپس به یزید گفت
4:06 و اگر مشورت کنید
4:08 بنابراین مدرن را باور کنید
4:10 نصیحت را باور کنید
4:12 اخبار خود را از مارشال نگه ندارید
4:14 بنابراین از خود شما می آید
4:16 و شب را با
4:18 دوستان شما
4:20 و پرده ها برای تو آشکار می شود
4:22 و گارد خود را افزایش دهید
4:24 و آنها را در لشکر خود پراکنده کن
4:26 و شگفتی های بیشتر
4:28 در نگهبانان آنها بدون آگاهی
4:30 از آنها به شما
4:32 هر که او را بیابد از نگهبان خود غافل شده است
4:34 او رفتار خوبی داشت
4:36 و او را بدون اغراق مجازات کنید
4:38 شب به دنبال آنها رفت
4:40 و اولین شیفت را انجام دهید
4:42 طولانی تر از آخرین
4:44 به دلیل مجاورتش از این دو آسانتر است
4:46 از روز
4:48 از مجازات سزاوار نترسید
4:50 و در آن دیوانه نشوید
4:52 و برای آن عجله نکنید
4:54 و مردم را فراموش نکنید
4:56 ارتش شما و شما آن را خراب می کنید
4:58 از آنها جاسوسی نکنید
5:00 بنابراین شما آنها را افشا می کنید
5:02 مردم اسرار خود را فاش نمی کنند
5:04 او از اعلام آنها راضی بود
5:06 و با افراد بیهوده ننشینید
5:08 و مردم نشسته اند
5:10 صداقت و وفاداری
5:12 و ملاقات درست بود
5:14 ترسو نباش، مبادا مردم ترسو باشند
5:16 سپس به او گفت
5:18 این
5:20 و ابوعبیده را به تو توصیه می کنم
5:22 بن الجراح خوب است
5:24 من جایگاه او را در اسلام می دانستم
5:26 و آن رسول خدا
5:28 خدا رحمتش کند و درود فرستد. او در مورد آن گفت
5:30 برای هر ملتی
5:32 آمین و آمین این
5:34 امت ابوعبیده
5:36 بن الجراح
5:38 او تقدم و شایستگی خود را تشخیص داد
5:40 و معاذ را ببینید
5:42 بن جبل می دانستم
5:44 با رسول خدا زیادش کن
5:46 خدا رحمتش کند و درود فرستد
5:48 بدون آنها هیچ تصمیمی نگیرید
5:50 و تسلیم نخواهند شد
5:52 برای شما خوب است
5:54 یزید گفت
5:56 ای جانشین رسول خدا
5:58 من آنها را به من توصیه می کنم
6:00 شما هم آنها را به من توصیه کردید
6:02 ابوبکر گفت
6:04 من از توصیه آنها به شما دست بر نمی دارم
6:06 یزید گفت
6:08 خداوند شما را بیامرزد
6:10 و برای اسلام به شما پاداش نیک بدهد
6:12 او دوست رضوان الله بود
6:14 او تصمیم گرفته است
6:16 برای اجرای یک ارتش
6:18 به شام برای تهاجم
6:20 رومی ها جمعیتی را جمع کردند
6:22 مسلمانان از هر سو
6:24 و انرژی خود را از همه بسیج کنند
6:26 رنگ و بخش از ارتش
6:28 به چهار تیم
6:30 از یکی از آنها تیپ نگه داشت
6:32 از فارس بن امیه
6:34 یزید بن ابی سفیان
6:36 و هنگامی که ارتش عزل شد
6:38 درباره شهر رسول خدا
6:40 درود بر او باد
6:42 ابوبکر صدیق رفت
6:44 او با سربازان مسلمان خداحافظی می کند
6:46 و رهبر جوان آنها
6:48 بنابراین دوست شروع به راه رفتن کرد
6:50 و مسافران بیشتر
6:52 یزید به دوست گفت
6:54 در حالی که سوار می شوم راه می روم
6:56 ای جانشین رسول خدا
6:58 آنها می خواهند به سمت او بیایند
7:00 درباره اسبش و می گوید
7:02 یا سوار شو
7:04 یا میرم پایین
7:06 ابوبکر گفت
7:08 من سوارم و تو پیاده نمیشی
7:10 من حساب میکنم
7:12 این گناهان برای رضای خداست
7:14 سپس رو کرد به
7:16 یزید گفت
7:18 شما جایگزین یک کشور خواهید شد
7:20 به شما ارائه می شود
7:22 مواد غذایی
7:24 پس اول نام خدا را گذاشتند
7:26 و از او به خاطر عاقبتش تشکر کردند
7:28 و از بدی برحذر باش
7:30 من به شما توصیه می کنم
7:32 در ده کلمه
7:34 زن را نکش
7:36 نه یه پسر کوچولو
7:38 پیرمرد بزرگی نیست
7:40 درختان میوه را قطع نکنید
7:42 و تخریب نکنید
7:44 یک خانه کامل
7:46 شتر و شتر را عقیم نکنید
7:48 به جز غذایش
7:50 و درختان خرما را نسوزانید
7:52 و آن را نچشید
7:54 مغرور و ترسو نباشید
7:56 و وقتی پایین آمدم
7:59 سربازان مسلمان یرموک
8:01 آنها نزد فرمانده ارتش روم فرستادند
8:03 ما می خواهیم با شما صحبت کنیم
8:05 پس به آنها اجازه داد
8:07 پس یزید نزد او رفت
8:09 ابن ابی سفیان با گروهی
8:11 از چهره اصحاب
8:13 آن را بلند شده یافتند
8:15 سی برای خودش و اطرافیانش
8:17 سی راهرو
8:19 خیمه شب بازی همه از
8:21 برواد
8:23 وقتی به آن رسیدند
8:25 ابو یزید و کسانی که با او هستند وارد آن شوند
8:27 و گفتند ما هستیم
8:29 ما ابریشم را جایز نمی دانیم
8:31 بنابراین او نزد ما آمد
8:33 به درخواست آنها ماند
8:35 آنها با او صحبت کردند و او با آنها صحبت کرد
8:37 آنها در نهایت هیچ چیز نداشتند
8:39 سپس دو گروه با هم ملاقات کردند
8:41 در سرزمین یرموک
8:43 یک گروه کوچک مسلح
8:45 با ایمان
8:47 و بسیاری از مقوله ها سنگین هستند
8:49 با کفر و نافرمانی
8:51 پس ابوسفیان آمد
8:53 او یک پیرمرد فانی بود
8:55 به پسرش یزید نزدیک شد
8:57 و او گفت
8:59 پسرم بر تو
9:02 این یک مرد نیست
9:04 این مکان مسلمان است
9:06 مگر اینکه مملو از مرگ باشد
9:08 پس تو و امثال تو چطور؟
9:10 کسانی که متولی امور هستند
9:12 مسلمانان
9:14 از خدا بترس پسرم
9:16 و به خودت احترام بگذار
9:18 و هیچ یک از آنها همراه شما نیستند
9:20 من از شما یک جایزه می خواهم
9:22 و صبر در جنگ
9:24 من جرات مقابله با دشمن را ندارم
9:26 اسلام از شماست
9:28 یزید گفت
9:30 انشاالله
9:32 سپس به سربازان رومی حمله کرد
9:34 اون و اونی که توپ داره
9:36 من آنها را از جاهایشان منتقل کردم
9:38 و هر بار بیشتر شد
9:40 آرام یا کند
9:42 شرابیل بن حسنه می شنود
9:44 او می گوید که خدا
9:46 از خود مؤمنان خریده است
9:48 و پول آنها مال آنهاست
9:50 بهشت
9:52 بعد میگه چارو کجاست؟
9:54 خودشون به خاطر خدا
9:56 پروردگارشان را خشنود می کند
9:58 و در کنار خدا می ایستند
10:00 در خانه اش
10:02 هر بار که او این را می شنید
10:04 تب و تشدید شد
10:06 تا اینکه خداوند به سربازانش پیروز شد
10:08 در بزرگترین نبرد
10:10 کاما شناخته شده در تاریخ
10:12 اسلام
10:14 اگر بعد از آن نزد رومیان نرفتی
10:16 فهرست در دیار الشام
10:18 سایه یزید بن ابی سفیان
10:20 او به پیروزی های خود ادامه می دهد
10:22 در عرصه های جهاد
10:24 حتی برای مسلمانان باز شد
10:26 و چه چیزی در کنار آنها است
10:28 از روستاهای لبنان
10:32 یزید بهتر بود
10:34 ابن ابی سفیان
10:36 او را یزید می نامیدند
10:38 خوبی