از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 6 از 9
صور من حياة الصحابة - الحلقة (92) - يزيد بن أبي سفيان رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
به شما ارائه شود
0:19
تصاویری از زندگی صحابه
0:21
توسط عبدالرحمن
0:23
دلسوزی پاشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:30
یزید بن ابی سفیان
0:32
خداوند از او راضی باشد
0:34
آنها جهان را رهبری کردند
0:36
کسانی که رهبری می کردند و راه نمی رفتند
0:38
آنها به اندازه انسان بد هستند
0:41
در گفته ها
0:43
و دره
0:45
السادیل
0:47
نه، نبض من اینجا نیست
0:51
این وسوسه از بالاترین است
0:53
پسران از تبار قریش
0:55
عزیزترین آنها یک مادر و پدر است
0:57
و فراوان ترین حج در میان آنان
0:59
و آنها را نیز تکمیل کنید
1:01
که باعث شد مردمش به او ملقب شوند
1:03
نیکی را زیاد می کند
1:05
او کارهای خوبی انجام می داد
1:07
یا یزید بن ابی سفیان
1:09
روزی که پیامبر مبعوث شد
1:11
خدا رحمتش کند و درود فرستد
1:13
جوان و متناسب با سن
1:15
و شایسته بود
1:17
با ذهن روشنش
1:19
و نگاه تیزبینش
1:21
تا او را به اسلام برساند
1:23
و او را به آن راهنمایی کنید
1:25
خواهرش، مادر مؤمنان را نیز راهنمایی می کرد
1:27
رمله بنت ابی سفیان
1:29
اما پسر قرشی
1:31
او همچنان از پدرش ابوسفیان مراقبت می کرد
1:33
ابن حرب او را نهی کرد
1:35
تا بعد تسلیم نشد
1:37
که پدرش اسلام آورد
1:39
این در ماه رمضان بود
1:41
از سال فتح
1:43
راز پیامبر اکرم
1:45
خداوند او را در اسلام رحمت کند
1:47
یزید بن ابی سفیان
1:49
چیزی که به آن اشاره می کرد
1:51
از خیال مردانگی و فضایل
1:53
جوانمردی
1:55
و آنچه انتظار می رفت اتفاق بیفتد
1:57
بر دستان او خیری برای اسلام است
1:59
و مسلمانان
2:01
رسول خدا در دعای خدا غلو کرد
2:03
و سلام بر او در بزرگداشت او
2:05
پس از جنگ حنین
2:07
پس صد شتر به او داد
2:09
برای او چهل دستور داد
2:11
یک اونس نقره
2:13
بلال برایش وزن کرد
2:15
اتیوپیایی او را به سمت خود هل داد
2:17
وقتی خلافت آمد
2:19
به دوست که خداوند از او راضی باشد
2:21
از او پنهان نبود
2:23
از شوالیه اموی لذت می برد
2:25
از قدرت مشت
2:27
و اخلاص قاطعیت
2:29
وضوح ذهن و عمق ایمان
2:31
بنابراین تصمیم گرفت آن را بگذارد
2:33
این انرژی های شگفت انگیز
2:35
در خدمت اسلام و مسلمین
2:37
اما دوست
2:40
خداوند از او راضی باشد
2:42
برای پسر قرشی می ترسید
2:44
از هوس های ریاست جمهوری
2:46
از گستاخی رهبری می ترسد
2:48
پس او را احضار کرد و به او گفت
2:50
ای یزید!
2:52
شما جوان هستید، به یاد داشته باشید
2:54
خوب، در فعالیت شما ظاهر شد
2:56
و من می خواستم تو را ببوسم
2:58
پس ببین چطوری و چطوری
3:00
ایالت شما
3:02
اگر خوب عمل کنی، تو را زیاد خواهم کرد
3:04
و اگر از انزوای خود سوء استفاده کنید
3:06
و تو ای یزید باید از خدا بترس
3:08
او می بیند
3:10
از درون شما مانند کسی است که می بیند
3:12
از ظاهرت
3:14
و اگر به سربازان خود بیایید
3:16
او با آنها همراهی خوبی کرد
3:18
و آنها را با خوبی آغاز کنید
3:20
به آنها قول داد
3:22
اگر آنها را موعظه می کنید، مختصر باشید
3:24
کلماتی که همدیگر را فراموش می کنند
3:26
و خودت را درست کن
3:28
مردم مناسب شما هستند
3:30
نماز را سر وقت برسان
3:32
با تکمیل تعظیم او
3:34
سجده و خشوع در آن
3:36
و اگر نزد شما بیاید
3:38
فرستادگان دشمن تو
3:40
پس به آنها احترام بگذارید
3:42
اقامت آنها را با شما کم می کنم
3:44
تا زمانی که ارتش شما را ترک کنند
3:46
از آن بی خبرند
3:48
و شما آنها را نمی بینید
3:50
آنها عیب های شما را خواهند دید و دانش شما را خواهند دانست
3:52
و آنها را از ثروت نظامی خود باز دارید
3:54
و از صحبت با آنها جلوگیری شد
3:56
و مسئول آن باشید
3:58
برای حرف هایشان
4:00
و راز خود را علنی نکنید
4:02
شما را گیج خواهد کرد
4:04
سپس به یزید گفت
4:06
و اگر مشورت کنید
4:08
بنابراین مدرن را باور کنید
4:10
نصیحت را باور کنید
4:12
اخبار خود را از مارشال نگه ندارید
4:14
بنابراین از خود شما می آید
4:16
و شب را با
4:18
دوستان شما
4:20
و پرده ها برای تو آشکار می شود
4:22
و گارد خود را افزایش دهید
4:24
و آنها را در لشکر خود پراکنده کن
4:26
و شگفتی های بیشتر
4:28
در نگهبانان آنها بدون آگاهی
4:30
از آنها به شما
4:32
هر که او را بیابد از نگهبان خود غافل شده است
4:34
او رفتار خوبی داشت
4:36
و او را بدون اغراق مجازات کنید
4:38
شب به دنبال آنها رفت
4:40
و اولین شیفت را انجام دهید
4:42
طولانی تر از آخرین
4:44
به دلیل مجاورتش از این دو آسانتر است
4:46
از روز
4:48
از مجازات سزاوار نترسید
4:50
و در آن دیوانه نشوید
4:52
و برای آن عجله نکنید
4:54
و مردم را فراموش نکنید
4:56
ارتش شما و شما آن را خراب می کنید
4:58
از آنها جاسوسی نکنید
5:00
بنابراین شما آنها را افشا می کنید
5:02
مردم اسرار خود را فاش نمی کنند
5:04
او از اعلام آنها راضی بود
5:06
و با افراد بیهوده ننشینید
5:08
و مردم نشسته اند
5:10
صداقت و وفاداری
5:12
و ملاقات درست بود
5:14
ترسو نباش، مبادا مردم ترسو باشند
5:16
سپس به او گفت
5:18
این
5:20
و ابوعبیده را به تو توصیه می کنم
5:22
بن الجراح خوب است
5:24
من جایگاه او را در اسلام می دانستم
5:26
و آن رسول خدا
5:28
خدا رحمتش کند و درود فرستد. او در مورد آن گفت
5:30
برای هر ملتی
5:32
آمین و آمین این
5:34
امت ابوعبیده
5:36
بن الجراح
5:38
او تقدم و شایستگی خود را تشخیص داد
5:40
و معاذ را ببینید
5:42
بن جبل می دانستم
5:44
با رسول خدا زیادش کن
5:46
خدا رحمتش کند و درود فرستد
5:48
بدون آنها هیچ تصمیمی نگیرید
5:50
و تسلیم نخواهند شد
5:52
برای شما خوب است
5:54
یزید گفت
5:56
ای جانشین رسول خدا
5:58
من آنها را به من توصیه می کنم
6:00
شما هم آنها را به من توصیه کردید
6:02
ابوبکر گفت
6:04
من از توصیه آنها به شما دست بر نمی دارم
6:06
یزید گفت
6:08
خداوند شما را بیامرزد
6:10
و برای اسلام به شما پاداش نیک بدهد
6:12
او دوست رضوان الله بود
6:14
او تصمیم گرفته است
6:16
برای اجرای یک ارتش
6:18
به شام برای تهاجم
6:20
رومی ها جمعیتی را جمع کردند
6:22
مسلمانان از هر سو
6:24
و انرژی خود را از همه بسیج کنند
6:26
رنگ و بخش از ارتش
6:28
به چهار تیم
6:30
از یکی از آنها تیپ نگه داشت
6:32
از فارس بن امیه
6:34
یزید بن ابی سفیان
6:36
و هنگامی که ارتش عزل شد
6:38
درباره شهر رسول خدا
6:40
درود بر او باد
6:42
ابوبکر صدیق رفت
6:44
او با سربازان مسلمان خداحافظی می کند
6:46
و رهبر جوان آنها
6:48
بنابراین دوست شروع به راه رفتن کرد
6:50
و مسافران بیشتر
6:52
یزید به دوست گفت
6:54
در حالی که سوار می شوم راه می روم
6:56
ای جانشین رسول خدا
6:58
آنها می خواهند به سمت او بیایند
7:00
درباره اسبش و می گوید
7:02
یا سوار شو
7:04
یا میرم پایین
7:06
ابوبکر گفت
7:08
من سوارم و تو پیاده نمیشی
7:10
من حساب میکنم
7:12
این گناهان برای رضای خداست
7:14
سپس رو کرد به
7:16
یزید گفت
7:18
شما جایگزین یک کشور خواهید شد
7:20
به شما ارائه می شود
7:22
مواد غذایی
7:24
پس اول نام خدا را گذاشتند
7:26
و از او به خاطر عاقبتش تشکر کردند
7:28
و از بدی برحذر باش
7:30
من به شما توصیه می کنم
7:32
در ده کلمه
7:34
زن را نکش
7:36
نه یه پسر کوچولو
7:38
پیرمرد بزرگی نیست
7:40
درختان میوه را قطع نکنید
7:42
و تخریب نکنید
7:44
یک خانه کامل
7:46
شتر و شتر را عقیم نکنید
7:48
به جز غذایش
7:50
و درختان خرما را نسوزانید
7:52
و آن را نچشید
7:54
مغرور و ترسو نباشید
7:56
و وقتی پایین آمدم
7:59
سربازان مسلمان یرموک
8:01
آنها نزد فرمانده ارتش روم فرستادند
8:03
ما می خواهیم با شما صحبت کنیم
8:05
پس به آنها اجازه داد
8:07
پس یزید نزد او رفت
8:09
ابن ابی سفیان با گروهی
8:11
از چهره اصحاب
8:13
آن را بلند شده یافتند
8:15
سی برای خودش و اطرافیانش
8:17
سی راهرو
8:19
خیمه شب بازی همه از
8:21
برواد
8:23
وقتی به آن رسیدند
8:25
ابو یزید و کسانی که با او هستند وارد آن شوند
8:27
و گفتند ما هستیم
8:29
ما ابریشم را جایز نمی دانیم
8:31
بنابراین او نزد ما آمد
8:33
به درخواست آنها ماند
8:35
آنها با او صحبت کردند و او با آنها صحبت کرد
8:37
آنها در نهایت هیچ چیز نداشتند
8:39
سپس دو گروه با هم ملاقات کردند
8:41
در سرزمین یرموک
8:43
یک گروه کوچک مسلح
8:45
با ایمان
8:47
و بسیاری از مقوله ها سنگین هستند
8:49
با کفر و نافرمانی
8:51
پس ابوسفیان آمد
8:53
او یک پیرمرد فانی بود
8:55
به پسرش یزید نزدیک شد
8:57
و او گفت
8:59
پسرم بر تو
9:02
این یک مرد نیست
9:04
این مکان مسلمان است
9:06
مگر اینکه مملو از مرگ باشد
9:08
پس تو و امثال تو چطور؟
9:10
کسانی که متولی امور هستند
9:12
مسلمانان
9:14
از خدا بترس پسرم
9:16
و به خودت احترام بگذار
9:18
و هیچ یک از آنها همراه شما نیستند
9:20
من از شما یک جایزه می خواهم
9:22
و صبر در جنگ
9:24
من جرات مقابله با دشمن را ندارم
9:26
اسلام از شماست
9:28
یزید گفت
9:30
انشاالله
9:32
سپس به سربازان رومی حمله کرد
9:34
اون و اونی که توپ داره
9:36
من آنها را از جاهایشان منتقل کردم
9:38
و هر بار بیشتر شد
9:40
آرام یا کند
9:42
شرابیل بن حسنه می شنود
9:44
او می گوید که خدا
9:46
از خود مؤمنان خریده است
9:48
و پول آنها مال آنهاست
9:50
بهشت
9:52
بعد میگه چارو کجاست؟
9:54
خودشون به خاطر خدا
9:56
پروردگارشان را خشنود می کند
9:58
و در کنار خدا می ایستند
10:00
در خانه اش
10:02
هر بار که او این را می شنید
10:04
تب و تشدید شد
10:06
تا اینکه خداوند به سربازانش پیروز شد
10:08
در بزرگترین نبرد
10:10
کاما شناخته شده در تاریخ
10:12
اسلام
10:14
اگر بعد از آن نزد رومیان نرفتی
10:16
فهرست در دیار الشام
10:18
سایه یزید بن ابی سفیان
10:20
او به پیروزی های خود ادامه می دهد
10:22
در عرصه های جهاد
10:24
حتی برای مسلمانان باز شد
10:26
و چه چیزی در کنار آنها است
10:28
از روستاهای لبنان
10:32
یزید بهتر بود
10:34
ابن ابی سفیان
10:36
او را یزید می نامیدند
10:38
خوبی