صور من حياة الصحابة - الحلقة (76) - شداد بن أوس الأنصاري رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 11:39 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:17 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22 اید الرحمن رفاه الپاشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:30 شداد بن عوسان الانصار رضی الله عنه
0:51 این همراه بزرگ
0:53 ظرف معرفت و رویا
0:56 و عابد از بندگان صحابه است
0:58 او زاهدی از زاهدان انصار بود
1:01 ممکن است به محبت خدا و رسولش صلی الله علیه و آله راضی باشید
1:06 و تشنگی خود را برای دین راست خدا فرو نشاند
1:08 او به صراط مستقیم خود پایبند بود
1:11 او شداد بن اوس بن ثابت انصاری رضی الله عنه است
1:19 شداد بن اوس بزرگ شد
1:21 در خانواده ای که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر پشتوانه و پیروزی می داد.
1:29 تمام انرژی و کمکی که داشت به او داد
1:33 پدرش اوس بن ثابت است
1:35 او یکی از هفتاد مرد بود
1:37 بیعت کنندگان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب عقبه
1:43 آنها قول دادند که از او و کسانی که با او هستند محافظت کنند
1:46 کاری که زنان و فرزندان خود را از انجام آن باز می دارند
1:50 فابر اوس بن ثابت ابوشداد
1:53 آنچه خدا وعده داده بود
1:55 و به خاطر اسلام داد
1:57 تمام اختیاراتش را دارد
2:00 او در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مبارزه ادامه داد
2:05 تا اینکه روز یکشنبه به شهادت رسید
2:07 بی برنامه آمدن
2:09 راضی و راضی به کنار پروردگارش رفت
2:13 و عمویش حسن بن ثابت
2:16 شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:20 و چه چیزی بیش از این با زبان است
2:22 او یکی از تیزترین شمشیرها در برابر مشرکان بود
2:26 و با بیانیه ای از آن دفاع کنید
2:28 برای کفار بدتر از برخورد تیر در تاریکی بود
2:33 شداد بن اوس به بیش از آن دسترسی داشت
2:37 آنچه در دسترس دیگر جوانان شهر نبود
2:40 خانه آنها افتخار میزبانی رقیه را داشت
2:44 دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:48 و میزبانی از شوهرش
2:50 پارسا، عدالت خالص
2:52 عثمان بن عفان
2:54 النورین و شوهر دو دختر
2:57 صاحب دو هجرت
2:59 دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:03 هنگامی که بین مهاجرین و انصار برادری کرد
3:07 او پدر شداد بن اوس را برگزید
3:09 با برادر شوهرش عثمان بن عفان برادر شود
3:13 او نیز ام شداد را انتخاب کرد
3:15 بگذار دخترش رقیه در کنارش بماند
3:19 عثمان و همسرش در پناه این خانه مومن پیدا شدند
3:23 کرم مراقبت و مراقبت عالی
3:26 آنچه شایسته مقام آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله است
3:31 برای شداد بن اوس ممکن بود
3:34 به خاطر ارتباطش با رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:38 دانش را از ناب ترین منابع و فراوان ترین منابع آن استخراج کنیم
3:43 تا اینکه ابودردا رضی الله عنه درباره او گفت
3:46 هر ملتی یک فقیه دارد
3:50 و فقیه این امت
3:52 شداد بن اسان انصاری
3:55 ارتباط او با عثمان بن عفان رضی الله عنه نیز برای او ممکن شد
4:00 به عبادت و زهد بپردازد
4:03 یکی از نمادهای تقوا و درستکاری در دست من است
4:06 در این زمینه به اراده خود رسیدند
4:09 از اصحاب ارجمند فقط اندکی به آن رسیدند
4:13 فقط افراد سابق نزدیک او از آن لذت می بردند
4:17 از او نقل شده است که وقتی به بستر رفت
4:21 تا کمی استراحت کنم
4:24 مدام در تختش تکان می خورد و می چرخید
4:26 انگار که به قول خودش بالای مس محافظت شده بود
4:30 خدایا آتش جهنم نگرانم کرد
4:33 نمیتونم بخوابم
4:36 و گوسفندها از چشمانم دور شدند
4:38 طاقت ندارم بخوابم
4:41 سپس برمی‌خیزد و تا طلوع فجر نماز می‌خواند
4:45 شداد بن اوس از معدود این افراد بود
4:48 برای کسانی که دانش را با رویا ترکیب کردند
4:51 صحابه ای که او را می شناختند درباره او می گفتند
4:55 در میان مردم کسانی هستند که به آنها علم داده شده اما رویایی به آنها داده نشده است
4:59 و در میان آنها کسانی هستند که خواب می بینند ولی علم نمی دهند
5:03 و شداد بن اوس
5:06 به من دانش و رویا با هم داده شده است
5:09 فاروق رضی الله عنه معروف بود
5:12 شداد بن اوس آن را از نبیل الخلال می پوشید
5:15 و مزایای بزرگ
5:18 پس او را به فرمانداری حمص منصوب کرد
5:21 پس از آن که سعید بن عامر از سمت خود دست کشید
5:24 خانواده اش برای او راحت شدند
5:27 و با کسی راحت نبودند
5:30 تا به شهادت رسید، زمام امور آنان را بر عهده داشت
5:33 عثمان رضی الله عنه
5:36 پس آنچه را که به او سپرده شده بود ترک کرد
5:39 شداد بن اوس احساس کرد
5:42 پس از رحلت خلیفه شهید
5:45 فتنه در میان مسلمانان گسترش یافته است
5:48 می ترسید پرداخت کند
5:51 با پرداخت هزینه در آن شرکت کنید
5:54 خانواده و فرزندانش را جمع کرد
5:57 او با آنان از شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله گریخت
6:00 به او نگفت و متنفر هم نبود
6:03 او در فلسطین فرود آمد
6:06 سرزمین مقدسات
6:09 و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:12 در مراتع ابتدای دو قبله ماند
6:15 و سوم از حرمین شریفین
6:18 تا اینکه پیر و پیر شد
6:21 با این حال، او ثابت ماند
6:24 او به شدت مشتاق مکه، منبع نور بود
6:27 خیلی مشتاقانه منتظر شهر هستم
6:30 هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله
6:35 و او گفت
6:38 اگر از سرزمین شام طلاق گرفته باشد
6:41 من و یارانم عازم بیت الحرام بودیم
6:44 ما خود را در مخفیگاهی دیدیم که شامل یک چادر بزرگ بود
6:47 پس به دوستانم گفتم
6:50 شما باید مراقب صاحب این حجاب باشید
6:53 او یکی از اربابان مردم است
6:56 به فسطاط که رسیدیم سلام کردیم
6:59 مردی که آنجا ایستاده بود به سلام پاسخ داد
7:02 و فقط تعداد کمی است
7:05 تا اینکه پیرمرد بزرگواری پیش ما آمد
7:08 سبحان الله
7:11 وقتی او را دیدیم
7:14 ما به او اعتباری دادیم که هیچ کس دیگری نداشت
7:17 بدون پدر و مادر و بدون اقتدار
7:20 گاهی اوقات با او سلام و احوالپرسی بهتری می کردیم
7:23 گفت: تو چی؟
7:26 گفتیم: ما پسر هستیم.
7:29 با محبت به ما نگاه کرد
7:32 انگار حرف هایمان او را تکان داد و گفت:
7:35 و دارم با خودم حرف میزنم
7:38 برای رفتن به بیت الحرام
7:41 انشاالله با شما همراهی خواهم کرد و کمک خواهم کرد
7:44 بعد زنگ زد و یکی اومد بیرون
7:47 اخبایا خیلی از جوانان است
7:50 انگار ستاره های شکوفه ای بودند
7:53 پس آنها را جمع کرد و خطاب کرد و نصیحت کرد، سپس فرمود
7:56 پسرم جز حاشیه آن چیز خوبی ندیده ای
7:59 هیچ بدی جز حومه آن ندیدی
8:02 همچنین خوبی ها را از دست ندهید
8:05 همه چیز در بهشت کاملاً خوب است
8:08 و تمام بدی ها در جهنم است
8:11 و جهان یک حال حاضر است
8:14 نیکوکاران و فاسقان از آن می خورند
8:17 و آخرت وعده ای راستین است
8:20 توسط یک پادشاه عادل اداره می شود
8:23 از دنیا و آخرت می خورد
8:26 پس فرزندان آخرت باشید
8:29 و فرزندان دنیا نباشید
8:32 سپس به آنها اعلام کرد که قصد دارد با ما برود
8:35 به بیت الله الحرام
8:38 آنها شروع به گریستن از دست دادن او کردند
8:41 از او می خواهند که از آنها راضی باشد و برایشان دعا کند
8:44 فتا مجاشا گفت
8:47 بنابراین به کسانی که در اطراف من ایستاده بودند گفتم
8:51 گفتند: این شداد بن اوس است
8:54 صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:57 و پسر دوستش
9:00 و این فقط چند لحظه است
9:03 تا اینکه ما را به بازار دعوت کرد
9:06 و با دست خود آن را برای ما خشک کرد
9:09 او به ما غذا می دهد و ما را سیراب می کند
9:12 وقتی زمان حرکت نزدیک شد
9:15 با او بیرون رفتیم و به راه خود ادامه دادیم
9:18 بلند از زمین
9:21 کوله پشتی هایمان را آنجا گذاشتیم تا به دنبال استراحت باشیم
9:24 به یکی از پسرهاش گفت
9:27 برایمان غذا درست کن تا لذت ببریم
9:30 ما از این سخن او شگفت زده شدیم
9:33 مرد جوانی در میان ما او را محکوم کرد که گفت: "ما حواسمان پرت شده است."
9:36 از این کلمه پشیمان شد و گفت
9:39 خداوند از طرف من به شما جزای خیر بدهد
9:42 سپس ادامه داد و گفت غم چهره اش را نقاشی می کند
9:45 قسم می خورم که حرفی نزدم
9:48 چون با رسول خدا بیعت کردم بهتر است
9:51 دعا و خالص ترین آرامش
9:54 مگر اینکه قبل از رها کردنش تماشاش کنم
9:57 غیر از این
10:00 آن را از من دور نکن و از من پخش مکن
10:03 اما آنچه را که برای شما نقل می کنم از من حفظ کردند
10:06 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
10:09 می گوید اگر مردم گنج داشته باشند
10:13 پس این کلمات را ارزشمند نگه دارید
10:16 خدایا از تو می خواهم که در این امر ثابت قدم باشی
10:19 و عزم برای رسیدن به بلوغ
10:22 از شما می خواهم که شکر نعمت های خود را داشته باشید و شما را به نیکی عبادت کنید
10:25 با اطمینان صمیمانه از شما می خواهم
10:28 و قلب سالم
10:31 و من از شما از بهترین چیزی که می دانید درخواست می کنم
10:34 به تو پناه می برم از شر آنچه می دانی
10:37 و برای آنچه می دانی استغفار می کنم
10:41 خداوند از شداد بن اوس راضی و خشنود باشد
10:44 و باغهای جاودان را سرای او قرار ده
10:47 اهل توبه یا توبه بود
10:50 نیکی را از بدی دور کن
10:53 نفوذ در آنچه خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم را خشنود می سازد
10:56 در میان مردم کسانی هستند که به آنها علم داده شده است
10:59 و رویایی نمی دهد
11:05 و در میان آنها کسانی هستند که خواب می بینند ولی علم نمی دهند
11:08 و شداد بن اوس
11:11 به من دانش و رویا با هم داده شده است
11:14 او را از صحابه می شناختند