از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 4 از 10
صور من حياة الصحابة - الحلقة (76) - شداد بن أوس الأنصاري رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
اید الرحمن رفاه الپاشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:30
شداد بن عوسان الانصار رضی الله عنه
0:51
این همراه بزرگ
0:53
ظرف معرفت و رویا
0:56
و عابد از بندگان صحابه است
0:58
او زاهدی از زاهدان انصار بود
1:01
ممکن است به محبت خدا و رسولش صلی الله علیه و آله راضی باشید
1:06
و تشنگی خود را برای دین راست خدا فرو نشاند
1:08
او به صراط مستقیم خود پایبند بود
1:11
او شداد بن اوس بن ثابت انصاری رضی الله عنه است
1:19
شداد بن اوس بزرگ شد
1:21
در خانواده ای که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر پشتوانه و پیروزی می داد.
1:29
تمام انرژی و کمکی که داشت به او داد
1:33
پدرش اوس بن ثابت است
1:35
او یکی از هفتاد مرد بود
1:37
بیعت کنندگان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب عقبه
1:43
آنها قول دادند که از او و کسانی که با او هستند محافظت کنند
1:46
کاری که زنان و فرزندان خود را از انجام آن باز می دارند
1:50
فابر اوس بن ثابت ابوشداد
1:53
آنچه خدا وعده داده بود
1:55
و به خاطر اسلام داد
1:57
تمام اختیاراتش را دارد
2:00
او در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مبارزه ادامه داد
2:05
تا اینکه روز یکشنبه به شهادت رسید
2:07
بی برنامه آمدن
2:09
راضی و راضی به کنار پروردگارش رفت
2:13
و عمویش حسن بن ثابت
2:16
شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:20
و چه چیزی بیش از این با زبان است
2:22
او یکی از تیزترین شمشیرها در برابر مشرکان بود
2:26
و با بیانیه ای از آن دفاع کنید
2:28
برای کفار بدتر از برخورد تیر در تاریکی بود
2:33
شداد بن اوس به بیش از آن دسترسی داشت
2:37
آنچه در دسترس دیگر جوانان شهر نبود
2:40
خانه آنها افتخار میزبانی رقیه را داشت
2:44
دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:48
و میزبانی از شوهرش
2:50
پارسا، عدالت خالص
2:52
عثمان بن عفان
2:54
النورین و شوهر دو دختر
2:57
صاحب دو هجرت
2:59
دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:03
هنگامی که بین مهاجرین و انصار برادری کرد
3:07
او پدر شداد بن اوس را برگزید
3:09
با برادر شوهرش عثمان بن عفان برادر شود
3:13
او نیز ام شداد را انتخاب کرد
3:15
بگذار دخترش رقیه در کنارش بماند
3:19
عثمان و همسرش در پناه این خانه مومن پیدا شدند
3:23
کرم مراقبت و مراقبت عالی
3:26
آنچه شایسته مقام آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله است
3:31
برای شداد بن اوس ممکن بود
3:34
به خاطر ارتباطش با رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:38
دانش را از ناب ترین منابع و فراوان ترین منابع آن استخراج کنیم
3:43
تا اینکه ابودردا رضی الله عنه درباره او گفت
3:46
هر ملتی یک فقیه دارد
3:50
و فقیه این امت
3:52
شداد بن اسان انصاری
3:55
ارتباط او با عثمان بن عفان رضی الله عنه نیز برای او ممکن شد
4:00
به عبادت و زهد بپردازد
4:03
یکی از نمادهای تقوا و درستکاری در دست من است
4:06
در این زمینه به اراده خود رسیدند
4:09
از اصحاب ارجمند فقط اندکی به آن رسیدند
4:13
فقط افراد سابق نزدیک او از آن لذت می بردند
4:17
از او نقل شده است که وقتی به بستر رفت
4:21
تا کمی استراحت کنم
4:24
مدام در تختش تکان می خورد و می چرخید
4:26
انگار که به قول خودش بالای مس محافظت شده بود
4:30
خدایا آتش جهنم نگرانم کرد
4:33
نمیتونم بخوابم
4:36
و گوسفندها از چشمانم دور شدند
4:38
طاقت ندارم بخوابم
4:41
سپس برمیخیزد و تا طلوع فجر نماز میخواند
4:45
شداد بن اوس از معدود این افراد بود
4:48
برای کسانی که دانش را با رویا ترکیب کردند
4:51
صحابه ای که او را می شناختند درباره او می گفتند
4:55
در میان مردم کسانی هستند که به آنها علم داده شده اما رویایی به آنها داده نشده است
4:59
و در میان آنها کسانی هستند که خواب می بینند ولی علم نمی دهند
5:03
و شداد بن اوس
5:06
به من دانش و رویا با هم داده شده است
5:09
فاروق رضی الله عنه معروف بود
5:12
شداد بن اوس آن را از نبیل الخلال می پوشید
5:15
و مزایای بزرگ
5:18
پس او را به فرمانداری حمص منصوب کرد
5:21
پس از آن که سعید بن عامر از سمت خود دست کشید
5:24
خانواده اش برای او راحت شدند
5:27
و با کسی راحت نبودند
5:30
تا به شهادت رسید، زمام امور آنان را بر عهده داشت
5:33
عثمان رضی الله عنه
5:36
پس آنچه را که به او سپرده شده بود ترک کرد
5:39
شداد بن اوس احساس کرد
5:42
پس از رحلت خلیفه شهید
5:45
فتنه در میان مسلمانان گسترش یافته است
5:48
می ترسید پرداخت کند
5:51
با پرداخت هزینه در آن شرکت کنید
5:54
خانواده و فرزندانش را جمع کرد
5:57
او با آنان از شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله گریخت
6:00
به او نگفت و متنفر هم نبود
6:03
او در فلسطین فرود آمد
6:06
سرزمین مقدسات
6:09
و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:12
در مراتع ابتدای دو قبله ماند
6:15
و سوم از حرمین شریفین
6:18
تا اینکه پیر و پیر شد
6:21
با این حال، او ثابت ماند
6:24
او به شدت مشتاق مکه، منبع نور بود
6:27
خیلی مشتاقانه منتظر شهر هستم
6:30
هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله
6:35
و او گفت
6:38
اگر از سرزمین شام طلاق گرفته باشد
6:41
من و یارانم عازم بیت الحرام بودیم
6:44
ما خود را در مخفیگاهی دیدیم که شامل یک چادر بزرگ بود
6:47
پس به دوستانم گفتم
6:50
شما باید مراقب صاحب این حجاب باشید
6:53
او یکی از اربابان مردم است
6:56
به فسطاط که رسیدیم سلام کردیم
6:59
مردی که آنجا ایستاده بود به سلام پاسخ داد
7:02
و فقط تعداد کمی است
7:05
تا اینکه پیرمرد بزرگواری پیش ما آمد
7:08
سبحان الله
7:11
وقتی او را دیدیم
7:14
ما به او اعتباری دادیم که هیچ کس دیگری نداشت
7:17
بدون پدر و مادر و بدون اقتدار
7:20
گاهی اوقات با او سلام و احوالپرسی بهتری می کردیم
7:23
گفت: تو چی؟
7:26
گفتیم: ما پسر هستیم.
7:29
با محبت به ما نگاه کرد
7:32
انگار حرف هایمان او را تکان داد و گفت:
7:35
و دارم با خودم حرف میزنم
7:38
برای رفتن به بیت الحرام
7:41
انشاالله با شما همراهی خواهم کرد و کمک خواهم کرد
7:44
بعد زنگ زد و یکی اومد بیرون
7:47
اخبایا خیلی از جوانان است
7:50
انگار ستاره های شکوفه ای بودند
7:53
پس آنها را جمع کرد و خطاب کرد و نصیحت کرد، سپس فرمود
7:56
پسرم جز حاشیه آن چیز خوبی ندیده ای
7:59
هیچ بدی جز حومه آن ندیدی
8:02
همچنین خوبی ها را از دست ندهید
8:05
همه چیز در بهشت کاملاً خوب است
8:08
و تمام بدی ها در جهنم است
8:11
و جهان یک حال حاضر است
8:14
نیکوکاران و فاسقان از آن می خورند
8:17
و آخرت وعده ای راستین است
8:20
توسط یک پادشاه عادل اداره می شود
8:23
از دنیا و آخرت می خورد
8:26
پس فرزندان آخرت باشید
8:29
و فرزندان دنیا نباشید
8:32
سپس به آنها اعلام کرد که قصد دارد با ما برود
8:35
به بیت الله الحرام
8:38
آنها شروع به گریستن از دست دادن او کردند
8:41
از او می خواهند که از آنها راضی باشد و برایشان دعا کند
8:44
فتا مجاشا گفت
8:47
بنابراین به کسانی که در اطراف من ایستاده بودند گفتم
8:51
گفتند: این شداد بن اوس است
8:54
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:57
و پسر دوستش
9:00
و این فقط چند لحظه است
9:03
تا اینکه ما را به بازار دعوت کرد
9:06
و با دست خود آن را برای ما خشک کرد
9:09
او به ما غذا می دهد و ما را سیراب می کند
9:12
وقتی زمان حرکت نزدیک شد
9:15
با او بیرون رفتیم و به راه خود ادامه دادیم
9:18
بلند از زمین
9:21
کوله پشتی هایمان را آنجا گذاشتیم تا به دنبال استراحت باشیم
9:24
به یکی از پسرهاش گفت
9:27
برایمان غذا درست کن تا لذت ببریم
9:30
ما از این سخن او شگفت زده شدیم
9:33
مرد جوانی در میان ما او را محکوم کرد که گفت: "ما حواسمان پرت شده است."
9:36
از این کلمه پشیمان شد و گفت
9:39
خداوند از طرف من به شما جزای خیر بدهد
9:42
سپس ادامه داد و گفت غم چهره اش را نقاشی می کند
9:45
قسم می خورم که حرفی نزدم
9:48
چون با رسول خدا بیعت کردم بهتر است
9:51
دعا و خالص ترین آرامش
9:54
مگر اینکه قبل از رها کردنش تماشاش کنم
9:57
غیر از این
10:00
آن را از من دور نکن و از من پخش مکن
10:03
اما آنچه را که برای شما نقل می کنم از من حفظ کردند
10:06
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
10:09
می گوید اگر مردم گنج داشته باشند
10:13
پس این کلمات را ارزشمند نگه دارید
10:16
خدایا از تو می خواهم که در این امر ثابت قدم باشی
10:19
و عزم برای رسیدن به بلوغ
10:22
از شما می خواهم که شکر نعمت های خود را داشته باشید و شما را به نیکی عبادت کنید
10:25
با اطمینان صمیمانه از شما می خواهم
10:28
و قلب سالم
10:31
و من از شما از بهترین چیزی که می دانید درخواست می کنم
10:34
به تو پناه می برم از شر آنچه می دانی
10:37
و برای آنچه می دانی استغفار می کنم
10:41
خداوند از شداد بن اوس راضی و خشنود باشد
10:44
و باغهای جاودان را سرای او قرار ده
10:47
اهل توبه یا توبه بود
10:50
نیکی را از بدی دور کن
10:53
نفوذ در آنچه خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم را خشنود می سازد
10:56
در میان مردم کسانی هستند که به آنها علم داده شده است
10:59
و رویایی نمی دهد
11:05
و در میان آنها کسانی هستند که خواب می بینند ولی علم نمی دهند
11:08
و شداد بن اوس
11:11
به من دانش و رویا با هم داده شده است
11:14
او را از صحابه می شناختند