صور من حياة الصحابة - الحلقة (94) - أنس بن النضر النجاري رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 11:53 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:17 به شما ارائه شود
0:19 تصاویری از زندگی صحابه
0:21 توسط عبدالرحمن
0:23 دلسوزی پاشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:30 دنبال نجار میگردم
0:32 خداوند از شما راضی باشد
0:48 آن سیاره را دیدی؟
0:53 که به سختی می درخشد
0:55 در آسمان اسلام جز اندکی
0:57 تا اینکه دستی در پاسخ ناپدید شد
0:59 شدیدترین است
1:01 بدرخشید و شکوفا شوید
1:03 او تشکیل خانواده داد
1:05 یکی از قدیمی ترین خانواده های عرب
1:07 کافی است
1:09 و او را به عنوان یک مادر و پدر گرامی بدارید
1:11 و آن را از راه زمین با اعراب به انجام رساند
1:13 در جهل
1:15 و صادقانه ترین توصیه به خدا
1:17 و به رسولش صلی الله علیه و آله
1:19 در اسلام
1:21 آن همسفر و شهید عزیز است
1:23 دنبال نجار میگردم
1:25 من فقط نگاه کردم
1:27 جلال و عزت
1:29 و غرور
1:31 در حدیث شریفی آمده است
1:33 روایت شیخ البخاری
1:35 و مسلمان
1:37 قرآن کریم در این باره نازل شده است
1:39 مؤمنان آن را می خوانند تا اینکه
1:41 خداوند زمین و کسانی را که در آن هستند به ارث می برد
1:43 نمازگزاران با آن نماز می خوانند
1:45 وقت شب
1:47 و پایان روز
1:49 آیا این سفال از غرور دورتر است؟
1:51 گردن مشتاقان به سوی او بلند می شود
1:53 یا دلتنگش بشی
1:55 دل مشتاقان
1:57 آیا بالاتر از این نقطه است؟
1:59 این توسط کسی که حساب را دارد جستجو می شود
2:01 و برای حدیث که
2:03 در انس بن النضار آمده است
2:05 یک داستان فوق العاده
2:07 و برای قرآن که
2:09 داستانی در مورد او وجود داشت
2:11 از داستان قبلی پیشی گرفت
2:13 و اما داستان حدیث
2:15 این است که بود
2:17 لنس بن نذر یک خواهر است
2:19 سرنوشت سرنوشت بین زنان
2:21 اعراب دارای اعتبار هستند
2:23 موقعیت در بین مردمش
2:25 او بهار است، دختر بینا
2:27 او را ام حارثه می نامند
2:29 برای ام حارثه بود
2:31 این پسر در
2:33 زیبایی جوانی و شکوه جوانی
2:35 او ذهن خود را کامل کرده است
2:37 و یک محلول شیرین
2:39 آنها با اخلاق خوب و دین مشخص بودند
2:41 پیامبر اکرم او را دید
2:43 درود خدا بر او باد
2:45 قبل از بدر
2:47 با لطافت و مهربانی به او نگاه کرد
2:49 و به او گفت
2:51 چطوری حارثه؟
2:53 گفت: من مؤمن شدم.
2:55 به راستی به خدا قسم
2:57 گفت رحمت الله علیه
2:59 نگاهی به او انداخت
3:01 حارثه چی میگی؟
3:03 هر سخنی حقیقتی دارد
3:05 و او گفت
3:07 ای رسول خدا
3:09 من خودم را از دنیا جدا کردم
3:11 پس لیلی تا دیروقت بیدار ماند
3:13 در طول روز تشنه بودم
3:15 با روزه گرفتن
3:17 انگار به اهل جهنم نگاه می کنم
3:19 با آتش آن می درخشند
3:21 و او در جهنم او همکاری می کند
3:23 سپس گفت
3:25 شهادت بده ای رسول خدا
3:27 پس پیامبر اکرم برای او دعا کرد
3:29 خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:31 با آن
3:33 آن جلسه زیاد طول نکشید
3:35 در میان رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:37 و درود خدا بر او باد
3:39 و در بین پسران فقط تعداد کمی وجود دارد
3:41 تا اینکه بدر رخ داد
3:43 و ما اسب ها را صدا می زنیم
3:45 حارثه اولین شوالیه بود
3:47 سوار شد
3:49 کسی شهید نشد
3:51 مادر پیرش برای او ترسیده بود
3:53 سوگ از همه ناراحت کننده است
3:55 نزد رسول خدا آمد
3:57 سلام و درود بر او باد
3:59 گفت حارثه است
4:01 در بهشت من نخوردم
4:03 او را از دست داد و من از دست دادن او ناراحت نشدم
4:05 حتی اگر در جهنم باشد
4:07 براش گریه کردم
4:09 اشک در چشمانم حلقه زده بود
4:11 و فؤاد می سوزد
4:13 رسول به او فرمود
4:15 خامه بهتره
4:18 این یک بهشت نیست
4:20 اوه ام حارثه
4:22 اما این دیوانه است
4:24 و حارثه در بهشت است
4:26 بالا
4:28 پس پیرزن ارجمند برگشت
4:30 داغدیده به خانه اش برمی گردد
4:32 و او باعث شد درس هایش متوقف شود
4:34 و غم هایش را پنهان می کند
4:36 و با خودش صبور باش
4:38 او با همدردی آرام می شود
4:40 مردم آن را دارند
4:42 در حالی که خانم
4:45 طعم نجاری
4:47 از تلخی رنج
4:49 شما چه طعمی دارید؟
4:51 او از موجی از احساسات رنج می برد
4:53 عذاب نکش
4:55 برانگیختگی او ادامه دارد
4:57 برای گروهی از مردم یثرب
4:59 چی بود؟
5:01 با این حال، او با ضربه ای برخورد کرد
5:03 چینش را شکست
5:05 بعد از کاری که کردم پشیمان شدم
5:07 عمیق ترین تاسف
5:09 برادرش جلو آمد
5:11 انس بن النضار یکی از کنیزان است
5:13 به آنها باج می دهد
5:15 رهبران مردم به مقابله با آنها برخاستند
5:17 طلب بخشش می کنند
5:19 آنها را برگردانید
5:21 اصرار داشتند از او شکایت کنند
5:23 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:25 وقتی از او شکایت کردند
5:27 او حکم به قصاص او داد
5:29 در اجرای حکم خدا
5:31 و برابری میان مسلمانان
5:33 برادرش متحیر شد
5:35 انس چون شنید و گفت
5:37 یا رنگ قهوه ای ام حارثه را بشکنیم؟
5:39 ای رسول خدا
5:41 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، آن را نشکن
5:43 رسول به او فرمود
5:45 درود خدا بر او باد
5:47 ای انس
5:49 کتاب خداست
5:51 او تصریح می کند که
5:53 قبل از اینکه انس بتواند کلمه ای بگوید
5:55 دیدگاه پیامبر اکرم
5:57 بهترین صلوات و خالص ترین درودها بر او باد
5:59 به خانواده همسایه
6:01 متعصبان سرسخت
6:03 بنابراین، آنها نرمتر از ضعیف هستند
6:05 کرکی و نرم ترین
6:07 از ابریشم نرم
6:09 و انگار چه اتفاقی برای آنها افتاده است؟
6:11 پنهان آنها را هل می دهد
6:13 به چیزی غیر از آنچه بودند
6:15 پس نزد پیامبر رفتند
6:17 درود خدا بر او باد
6:19 و می گویند
6:21 بله، تاشو نمی شکند
6:23 ای رسول خدا
6:25 بله، آن را نشکنید
6:27 ما او را بخشیدیم یا رسول الله
6:29 ما او را بخشیده ایم
6:31 ای بخشنده ترین پیامبران خدا
6:33 پس رسول به دعای خدا نگاه کرد
6:35 و درود خدا بر او باد
6:37 به انس بن النظری در نوع
6:39 گفت من از بندگان خدا هستم
6:41 کی اگه قسم بخورم
6:43 بر خدا برای سوزن او
6:45 داستان گفتگو همین است
6:47 که در انس بن النضار آمده است
6:49 در مورد قرآن کریم
6:51 آن که در او نازل شد از آن اوست
6:53 موضوع دیگر این است که
6:55 او در بدر غایب است
6:57 به دلایلی نتوانست
6:59 هلش داد و شکست
7:01 او نباید با رسول شهادت دهد
7:03 سلام و درود بر او باد
7:05 روز اول خدا
7:07 مهمترین چیز این است
7:09 و بیهوش شد
7:11 پس خود را سرزنش کرد و گفت:
7:13 وای بر تو ای انس
7:15 دلم برای صحنه اول تنگ شده
7:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شاهد آن بود
7:19 و صلح
7:21 آیا شما تضمینی برای گسترش آن به شما دارید؟
7:23 سن تا شهادت
7:25 با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
7:27 یک روز معادل ماه کامل است
7:29 در مال و ثواب
7:31 سوگند به خاطر اینکه پروردگارم مرا گرامی داشت
7:33 روزی که در آن مشرکان رانده شدند
7:35 تا ببینم چیکار میکنم
7:37 و آنها انس بودند
7:39 خداوند از او راضی باشد
7:41 یه چیز دیگه بگم
7:43 اگر از آن نمی ترسید
7:45 پس ساکت ماند
7:47 به عهدی که بسته بود وفا نکرد
7:49 انس بن به خودش نگاه می کند
7:51 فقط کمی تا بلند شدن
7:53 یکشنبه
7:55 روز سختی برای مسلمانان
7:57 خدا معاینه اش کنه
7:59 دل های مومنان واقعی
8:01 و برجسته ترین در عرصه های خود
8:03 شجاع ترین قهرمانان
8:05 دانش آموزان گواهی
8:07 و فرزندان بهشت
8:09 رسول در آنجا ملاقات شد
8:11 درود خدا بر او باد
8:13 از پریشانی و آسیبی که می یابم
8:15 سنگ پرتاب کن
8:17 و به سوراخ پرتاب شد
8:19 صورتش را تکان داد
8:21 و هر چه دیدم و خونش جاری شد
8:23 و لرزه ها لرزید
8:25 او کشته شد
8:27 و اکثر مسلمانان به آن اعتقاد داشتند
8:29 مجاهد با او، آنچه از او گزارش شده است
8:31 در آن
8:33 انس بن ندار یافت
8:35 آن فرصت فرا رسیده است
8:37 امکان تحقق
8:39 خداوند متعال به او وعده داده است
8:41 به میدان جنگ نگاه کنید
8:44 و به مسلمانان نگاه کرد
8:46 آشکار شدند
8:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:50 و خیره شد
8:52 با مشرکین
8:54 قصد کشتن او را دارند
8:56 و نور خدا را خاموش می کنند
8:58 با لبه شمشیر
9:00 او گفت
9:02 خدایا ازت معذرت میخوام
9:04 این افراد از چه ساخته شده اند؟
9:06 به معنای فرار از مسلمانان
9:08 از میدان جنگ
9:10 و من شما را از کارهایی که این افراد انجام دادند مبرا می کنم
9:12 یعنی مشرکان مهاجم
9:14 بعد دو هزار
9:16 عمر بن الخطاب به زودی
9:18 او آشفته و مضطرب است
9:20 رو به او کرد و گفت
9:22 رسول خدا عمر چه کرد؟
9:24 و او گفت
9:26 تنها چیزی که می بینم کشتن است
9:28 انس گفت
9:30 اگر محمد مرده بود
9:32 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
9:34 سپس یک شمشیر بکشید
9:36 غلاف شکسته بود
9:38 خودش را به قطور آن انداخت
9:40 نبرد بی گمان است
9:42 بدون ترس
9:44 در حالی که با عجله به یک جلسه می رفت
9:46 مشرکان دیدند
9:48 سعد بن معاذ به او نزدیک است
9:50 رو به او کرد و گفت
9:52 بهشت، سعد
9:54 بهشت و پروردگار بینایی
9:56 من بوی آن را بدون
9:58 یکی بعد گذشت
10:00 او چیزی را نمی پیچد
10:02 سعد گفت
10:04 فکر کردم به او ملحق شوم
10:06 و من باید راه او را دنبال کنم و انجام دهم
10:08 او غیر از من کاری کرد
10:10 نمی توانستم تصمیم بگیرم چه کار کنم
10:12 تعیین کنید و بسازید
10:14 آنچه بیان شد پس از آن مشخص شد
10:16 نبرد و چه
10:18 بناس بن النضار تاج گذاری کرده است
10:20 شهید در سرزمین احد
10:22 هشتاد و چند نفر هستند
10:24 با ضربه شمشیر
10:26 یا با نیزه خنجر بزنند
10:28 یا شلیک یک تیر
10:30 مکر مشرکان به حدی رسیده است
10:32 او را مثله کردند
10:34 اینجوری مرده
10:36 ویژگی های او را از بین برد
10:38 هیچ کس او را نمی شناخت
10:40 به جز خواهرش ام محارتا
10:42 اما من آن را از ساختارش می دانستم
10:44 و خدا را گرامی داشت
10:46 انس بن النضار النجاری
10:48 سپس قرآن در آن نازل شد
10:50 به دنبال مسلمانان
10:52 شب و آخر روز خواهیم داشت
10:54 و به تلاوت ادامه خواهد داد
10:56 تا خدا ارث ببرد
10:58 زمین و کسانی که روی آن هستند
11:00 خداوند آن را آشکار کرده است
11:02 خداوند متعال فرمود
11:04 از مؤمنان
11:06 مردانی که ایمان آوردند
11:08 به خدا قول ندادند
11:10 یکی از آنهاست
11:12 که مرد
11:14 و از آنها
11:16 چه کسی منتظر است؟
11:18 و تغییری نکردند
11:20 تعویض
11:26 در انس بن النضار آمده است
11:28 حدیث شریف
11:30 و به او رسید
11:32 قرآن کریم ما
11:34 با محمد و یارانش
11:37 می گوست
11:39 عمارت کرست شده، شعار من
11:41 کمکم کن بهتر
11:43 در ورودی آنهاست
11:45 آنها غمگین هستند