از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 52 از 61
صور من حياة الصحابة - الحلقة (94) - أنس بن النضر النجاري رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
به شما ارائه شود
0:19
تصاویری از زندگی صحابه
0:21
توسط عبدالرحمن
0:23
دلسوزی پاشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:30
دنبال نجار میگردم
0:32
خداوند از شما راضی باشد
0:48
آن سیاره را دیدی؟
0:53
که به سختی می درخشد
0:55
در آسمان اسلام جز اندکی
0:57
تا اینکه دستی در پاسخ ناپدید شد
0:59
شدیدترین است
1:01
بدرخشید و شکوفا شوید
1:03
او تشکیل خانواده داد
1:05
یکی از قدیمی ترین خانواده های عرب
1:07
کافی است
1:09
و او را به عنوان یک مادر و پدر گرامی بدارید
1:11
و آن را از راه زمین با اعراب به انجام رساند
1:13
در جهل
1:15
و صادقانه ترین توصیه به خدا
1:17
و به رسولش صلی الله علیه و آله
1:19
در اسلام
1:21
آن همسفر و شهید عزیز است
1:23
دنبال نجار میگردم
1:25
من فقط نگاه کردم
1:27
جلال و عزت
1:29
و غرور
1:31
در حدیث شریفی آمده است
1:33
روایت شیخ البخاری
1:35
و مسلمان
1:37
قرآن کریم در این باره نازل شده است
1:39
مؤمنان آن را می خوانند تا اینکه
1:41
خداوند زمین و کسانی را که در آن هستند به ارث می برد
1:43
نمازگزاران با آن نماز می خوانند
1:45
وقت شب
1:47
و پایان روز
1:49
آیا این سفال از غرور دورتر است؟
1:51
گردن مشتاقان به سوی او بلند می شود
1:53
یا دلتنگش بشی
1:55
دل مشتاقان
1:57
آیا بالاتر از این نقطه است؟
1:59
این توسط کسی که حساب را دارد جستجو می شود
2:01
و برای حدیث که
2:03
در انس بن النضار آمده است
2:05
یک داستان فوق العاده
2:07
و برای قرآن که
2:09
داستانی در مورد او وجود داشت
2:11
از داستان قبلی پیشی گرفت
2:13
و اما داستان حدیث
2:15
این است که بود
2:17
لنس بن نذر یک خواهر است
2:19
سرنوشت سرنوشت بین زنان
2:21
اعراب دارای اعتبار هستند
2:23
موقعیت در بین مردمش
2:25
او بهار است، دختر بینا
2:27
او را ام حارثه می نامند
2:29
برای ام حارثه بود
2:31
این پسر در
2:33
زیبایی جوانی و شکوه جوانی
2:35
او ذهن خود را کامل کرده است
2:37
و یک محلول شیرین
2:39
آنها با اخلاق خوب و دین مشخص بودند
2:41
پیامبر اکرم او را دید
2:43
درود خدا بر او باد
2:45
قبل از بدر
2:47
با لطافت و مهربانی به او نگاه کرد
2:49
و به او گفت
2:51
چطوری حارثه؟
2:53
گفت: من مؤمن شدم.
2:55
به راستی به خدا قسم
2:57
گفت رحمت الله علیه
2:59
نگاهی به او انداخت
3:01
حارثه چی میگی؟
3:03
هر سخنی حقیقتی دارد
3:05
و او گفت
3:07
ای رسول خدا
3:09
من خودم را از دنیا جدا کردم
3:11
پس لیلی تا دیروقت بیدار ماند
3:13
در طول روز تشنه بودم
3:15
با روزه گرفتن
3:17
انگار به اهل جهنم نگاه می کنم
3:19
با آتش آن می درخشند
3:21
و او در جهنم او همکاری می کند
3:23
سپس گفت
3:25
شهادت بده ای رسول خدا
3:27
پس پیامبر اکرم برای او دعا کرد
3:29
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:31
با آن
3:33
آن جلسه زیاد طول نکشید
3:35
در میان رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:37
و درود خدا بر او باد
3:39
و در بین پسران فقط تعداد کمی وجود دارد
3:41
تا اینکه بدر رخ داد
3:43
و ما اسب ها را صدا می زنیم
3:45
حارثه اولین شوالیه بود
3:47
سوار شد
3:49
کسی شهید نشد
3:51
مادر پیرش برای او ترسیده بود
3:53
سوگ از همه ناراحت کننده است
3:55
نزد رسول خدا آمد
3:57
سلام و درود بر او باد
3:59
گفت حارثه است
4:01
در بهشت من نخوردم
4:03
او را از دست داد و من از دست دادن او ناراحت نشدم
4:05
حتی اگر در جهنم باشد
4:07
براش گریه کردم
4:09
اشک در چشمانم حلقه زده بود
4:11
و فؤاد می سوزد
4:13
رسول به او فرمود
4:15
خامه بهتره
4:18
این یک بهشت نیست
4:20
اوه ام حارثه
4:22
اما این دیوانه است
4:24
و حارثه در بهشت است
4:26
بالا
4:28
پس پیرزن ارجمند برگشت
4:30
داغدیده به خانه اش برمی گردد
4:32
و او باعث شد درس هایش متوقف شود
4:34
و غم هایش را پنهان می کند
4:36
و با خودش صبور باش
4:38
او با همدردی آرام می شود
4:40
مردم آن را دارند
4:42
در حالی که خانم
4:45
طعم نجاری
4:47
از تلخی رنج
4:49
شما چه طعمی دارید؟
4:51
او از موجی از احساسات رنج می برد
4:53
عذاب نکش
4:55
برانگیختگی او ادامه دارد
4:57
برای گروهی از مردم یثرب
4:59
چی بود؟
5:01
با این حال، او با ضربه ای برخورد کرد
5:03
چینش را شکست
5:05
بعد از کاری که کردم پشیمان شدم
5:07
عمیق ترین تاسف
5:09
برادرش جلو آمد
5:11
انس بن النضار یکی از کنیزان است
5:13
به آنها باج می دهد
5:15
رهبران مردم به مقابله با آنها برخاستند
5:17
طلب بخشش می کنند
5:19
آنها را برگردانید
5:21
اصرار داشتند از او شکایت کنند
5:23
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:25
وقتی از او شکایت کردند
5:27
او حکم به قصاص او داد
5:29
در اجرای حکم خدا
5:31
و برابری میان مسلمانان
5:33
برادرش متحیر شد
5:35
انس چون شنید و گفت
5:37
یا رنگ قهوه ای ام حارثه را بشکنیم؟
5:39
ای رسول خدا
5:41
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، آن را نشکن
5:43
رسول به او فرمود
5:45
درود خدا بر او باد
5:47
ای انس
5:49
کتاب خداست
5:51
او تصریح می کند که
5:53
قبل از اینکه انس بتواند کلمه ای بگوید
5:55
دیدگاه پیامبر اکرم
5:57
بهترین صلوات و خالص ترین درودها بر او باد
5:59
به خانواده همسایه
6:01
متعصبان سرسخت
6:03
بنابراین، آنها نرمتر از ضعیف هستند
6:05
کرکی و نرم ترین
6:07
از ابریشم نرم
6:09
و انگار چه اتفاقی برای آنها افتاده است؟
6:11
پنهان آنها را هل می دهد
6:13
به چیزی غیر از آنچه بودند
6:15
پس نزد پیامبر رفتند
6:17
درود خدا بر او باد
6:19
و می گویند
6:21
بله، تاشو نمی شکند
6:23
ای رسول خدا
6:25
بله، آن را نشکنید
6:27
ما او را بخشیدیم یا رسول الله
6:29
ما او را بخشیده ایم
6:31
ای بخشنده ترین پیامبران خدا
6:33
پس رسول به دعای خدا نگاه کرد
6:35
و درود خدا بر او باد
6:37
به انس بن النظری در نوع
6:39
گفت من از بندگان خدا هستم
6:41
کی اگه قسم بخورم
6:43
بر خدا برای سوزن او
6:45
داستان گفتگو همین است
6:47
که در انس بن النضار آمده است
6:49
در مورد قرآن کریم
6:51
آن که در او نازل شد از آن اوست
6:53
موضوع دیگر این است که
6:55
او در بدر غایب است
6:57
به دلایلی نتوانست
6:59
هلش داد و شکست
7:01
او نباید با رسول شهادت دهد
7:03
سلام و درود بر او باد
7:05
روز اول خدا
7:07
مهمترین چیز این است
7:09
و بیهوش شد
7:11
پس خود را سرزنش کرد و گفت:
7:13
وای بر تو ای انس
7:15
دلم برای صحنه اول تنگ شده
7:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شاهد آن بود
7:19
و صلح
7:21
آیا شما تضمینی برای گسترش آن به شما دارید؟
7:23
سن تا شهادت
7:25
با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
7:27
یک روز معادل ماه کامل است
7:29
در مال و ثواب
7:31
سوگند به خاطر اینکه پروردگارم مرا گرامی داشت
7:33
روزی که در آن مشرکان رانده شدند
7:35
تا ببینم چیکار میکنم
7:37
و آنها انس بودند
7:39
خداوند از او راضی باشد
7:41
یه چیز دیگه بگم
7:43
اگر از آن نمی ترسید
7:45
پس ساکت ماند
7:47
به عهدی که بسته بود وفا نکرد
7:49
انس بن به خودش نگاه می کند
7:51
فقط کمی تا بلند شدن
7:53
یکشنبه
7:55
روز سختی برای مسلمانان
7:57
خدا معاینه اش کنه
7:59
دل های مومنان واقعی
8:01
و برجسته ترین در عرصه های خود
8:03
شجاع ترین قهرمانان
8:05
دانش آموزان گواهی
8:07
و فرزندان بهشت
8:09
رسول در آنجا ملاقات شد
8:11
درود خدا بر او باد
8:13
از پریشانی و آسیبی که می یابم
8:15
سنگ پرتاب کن
8:17
و به سوراخ پرتاب شد
8:19
صورتش را تکان داد
8:21
و هر چه دیدم و خونش جاری شد
8:23
و لرزه ها لرزید
8:25
او کشته شد
8:27
و اکثر مسلمانان به آن اعتقاد داشتند
8:29
مجاهد با او، آنچه از او گزارش شده است
8:31
در آن
8:33
انس بن ندار یافت
8:35
آن فرصت فرا رسیده است
8:37
امکان تحقق
8:39
خداوند متعال به او وعده داده است
8:41
به میدان جنگ نگاه کنید
8:44
و به مسلمانان نگاه کرد
8:46
آشکار شدند
8:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:50
و خیره شد
8:52
با مشرکین
8:54
قصد کشتن او را دارند
8:56
و نور خدا را خاموش می کنند
8:58
با لبه شمشیر
9:00
او گفت
9:02
خدایا ازت معذرت میخوام
9:04
این افراد از چه ساخته شده اند؟
9:06
به معنای فرار از مسلمانان
9:08
از میدان جنگ
9:10
و من شما را از کارهایی که این افراد انجام دادند مبرا می کنم
9:12
یعنی مشرکان مهاجم
9:14
بعد دو هزار
9:16
عمر بن الخطاب به زودی
9:18
او آشفته و مضطرب است
9:20
رو به او کرد و گفت
9:22
رسول خدا عمر چه کرد؟
9:24
و او گفت
9:26
تنها چیزی که می بینم کشتن است
9:28
انس گفت
9:30
اگر محمد مرده بود
9:32
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
9:34
سپس یک شمشیر بکشید
9:36
غلاف شکسته بود
9:38
خودش را به قطور آن انداخت
9:40
نبرد بی گمان است
9:42
بدون ترس
9:44
در حالی که با عجله به یک جلسه می رفت
9:46
مشرکان دیدند
9:48
سعد بن معاذ به او نزدیک است
9:50
رو به او کرد و گفت
9:52
بهشت، سعد
9:54
بهشت و پروردگار بینایی
9:56
من بوی آن را بدون
9:58
یکی بعد گذشت
10:00
او چیزی را نمی پیچد
10:02
سعد گفت
10:04
فکر کردم به او ملحق شوم
10:06
و من باید راه او را دنبال کنم و انجام دهم
10:08
او غیر از من کاری کرد
10:10
نمی توانستم تصمیم بگیرم چه کار کنم
10:12
تعیین کنید و بسازید
10:14
آنچه بیان شد پس از آن مشخص شد
10:16
نبرد و چه
10:18
بناس بن النضار تاج گذاری کرده است
10:20
شهید در سرزمین احد
10:22
هشتاد و چند نفر هستند
10:24
با ضربه شمشیر
10:26
یا با نیزه خنجر بزنند
10:28
یا شلیک یک تیر
10:30
مکر مشرکان به حدی رسیده است
10:32
او را مثله کردند
10:34
اینجوری مرده
10:36
ویژگی های او را از بین برد
10:38
هیچ کس او را نمی شناخت
10:40
به جز خواهرش ام محارتا
10:42
اما من آن را از ساختارش می دانستم
10:44
و خدا را گرامی داشت
10:46
انس بن النضار النجاری
10:48
سپس قرآن در آن نازل شد
10:50
به دنبال مسلمانان
10:52
شب و آخر روز خواهیم داشت
10:54
و به تلاوت ادامه خواهد داد
10:56
تا خدا ارث ببرد
10:58
زمین و کسانی که روی آن هستند
11:00
خداوند آن را آشکار کرده است
11:02
خداوند متعال فرمود
11:04
از مؤمنان
11:06
مردانی که ایمان آوردند
11:08
به خدا قول ندادند
11:10
یکی از آنهاست
11:12
که مرد
11:14
و از آنها
11:16
چه کسی منتظر است؟
11:18
و تغییری نکردند
11:20
تعویض
11:26
در انس بن النضار آمده است
11:28
حدیث شریف
11:30
و به او رسید
11:32
قرآن کریم ما
11:34
با محمد و یارانش
11:37
می گوست
11:39
عمارت کرست شده، شعار من
11:41
کمکم کن بهتر
11:43
در ورودی آنهاست
11:45
آنها غمگین هستند