تصاویری از زندگی صحابه - قسمت (21) - عبدالله بن عباس رضی الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 19:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:18 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25 خدا رحمتش کند
0:27 عبدالله بن عباس رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد
0:46 این همراه بزرگ
0:48 پادشاه جلال از اندامش
0:50 او چیزی را از دست نداد
0:53 شکوه همنشینی برایش جمع شد
0:56 حتی اگر تولدش کمی دیر شده باشد
0:58 هنگامی که در جمع رسول خدا شرفیاب شد
1:01 و شکوه خویشاوندی
1:03 او پسر عموی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است
1:07 و شکوه علم
1:09 او مرکب امت محمد و دریای دانش غنی آن است
1:13 و شکوه ملاقات
1:15 روزها روزه بود
1:17 شب بیدار شو
1:19 استغفار در سحر
1:22 گریه از ترس خدا
1:24 تا اینکه اشک روی گونه هایش حلقه زد
1:27 او عبدالله بن عباس است
1:30 او امت محمدی را برانگیخت
1:32 و کتاب خدا را به او بیاموز
1:35 و از طریق تفسیر خود آن را فهمید
1:37 تواناترین برای تأثیرگذاری بر او
1:40 و به اهداف و اسرار او پی ببرید
1:43 ابن عباس قبل از هجرت به دنیا آمد
1:46 در سه سال
1:48 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
1:52 او فقط سیزده سال داشت
1:55 با این حال
1:57 برای مسلمانان از پیامبرشان حفظ شد
2:00 هزار و ششصد و شصت حدیث
2:03 بخاری و مسلم آن را در صحیح خود تأیید کرده اند
2:08 و هنگامی که مادرش او را به دنیا آورد
2:10 آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم
2:14 کامش برق زد
2:16 اولین چیزی بود که وارد شکمش شد
2:18 آب دهان پاک پیامبر اکرم
2:21 تقوا و خرد با او وارد شد
2:24 اگر به او عقل داده شود، خیر بسیار به او داده شده است
2:28 به محض این که پسر هاشمی حرزهایش را درآورد
2:32 او وارد عصر تبعیض شد
2:34 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ماند
2:38 حواسش به خواهرش
2:40 آنچه وضو می گرفت برایش آماده می کرد
2:43 اگر قرار است وضو بگیرند
2:45 اگر به نماز بایستد پشت سر او نماز می خواند
2:48 اگر تصمیم به سفر بگیرد، همراه او خواهد بود
2:52 تا اینکه مثل سایه او شد و جمعیت با او راه افتادند
2:56 بدون توجه به اینکه چگونه بچرخد در مدار خود می چرخد
3:00 او در همه اینها حضور دارد
3:02 او یک قلب آگاه را در درون خود حمل می کند
3:04 و ذهن روشن
3:06 و یک مورد که بدون آن تمام دستگاه های ضبط
3:10 در دوران مدرن شناخته شده است
3:12 درباره خودش گفت
3:14 آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند
3:18 با وضو اگر بگذری
3:20 چه زود آب را برایش آماده کردم
3:23 توضیح بده چی ساختی
3:25 و هنگامی که نماز می خواندند
3:27 به من اشاره کرد که کنارش بایستم
3:29 پس پشت سرش ایستادم
3:31 نماز که تمام شد علی خم شد و گفت
3:35 ای عبدالله چه چیزی تو را مانع شد که مثل من باشی؟
3:38 پس گفتم: "تو از نظر من زیبا هستی."
3:41 من گرانقدرتر از آن هستم که بتوانم تو را تسلی بدهم یا رسول الله
3:45 دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت
3:48 خدایا بهش عقل بده
3:51 خداوند دعوت پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم را اجابت کرد
3:56 بعد پسر هاشمی از خرد آمد
3:59 آنچه از اربابان خردمندان پیشی گرفت
4:02 شکی نیست که دوست دارید تصویری از حکمت عبدالله بن عباس را ببینید
4:09 اینجا این موقعیت است
4:11 مقداری از آنچه شما می خواهید دارد
4:13 زمانی که برخی از یاران علی بازنشسته شدند
4:16 آنها او را در نزاع با معاویه، رضی الله عنه، ناکام گذاشتند
4:20 عبدالله بن عباس به علی رضی الله عنه گفت
4:24 پس ای امیرالمؤمنین می توانم نزد مردم بروم و با آنها صحبت کنم
4:29 و او گفت
4:30 من برای شما از آنها می ترسم
4:33 و او گفت
4:34 نه انشالله
4:36 سپس بر آنها وارد شد
4:38 هرگز قومی را در عبادت کوشاتر از آنها ندیده است
4:42 و گفتند
4:43 خوش آمدی ابن عباس
4:45 چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟
4:47 و او گفت
4:48 اومدم باهات حرف بزنم
4:50 برخی از آنها گفتند: با او صحبت نکن.
4:53 برخی از آنها گفتند
4:55 بگو از شما می شنویم
4:57 و او گفت
4:58 به من بگو
4:59 از پسر عموی رسول خدا و شوهر دخترش انتقام نگیرید
5:03 و اولین کسی که به او ایمان آورد
5:05 گفتند
5:06 ما به خاطر سه چیز از او انتقام می گیریم
5:09 او گفت
5:10 و آن چیست؟
5:11 گفتند
5:12 اول این که حکومت مردان در دین خداست
5:16 و دومی
5:17 عایشه و معاویه را کشت
5:20 غنائم و اسیری نمی برد
5:23 و سومی
5:24 لقب امیرالمؤمنین را از خود پاک کرد
5:28 اگر چه مسلمانان با او بیعت کرده بودند و به او فرمان داده بودند
5:32 و او گفت
5:33 دیدی که من تو را از کتاب خدا شنیدم؟
5:36 و من به شما از حدیث رسول خدا گفتم که شما آن را انکار نمی کنید
5:40 آیا از آنچه در آن هستی برمی گردی؟
5:43 گفتند
5:44 بله
5:45 او گفت
5:46 در مورد آنچه شما می گویید؟
5:47 این حکومت مردان در دین خداست
5:50 خداوند متعال می فرماید:
5:53 ای کسانی که ایمان آورده اید!
5:58 در حالی که در پناهگاه هستید شکار را نکشید
6:03 و هر کس از شما او را عمدا بکشد
6:09 ثواب آن برابر نعمت هایی است که او کشته است
6:15 این مورد توسط افراد عادل تر از شما قضاوت خواهد شد
6:19 خواهش میکنم خدایا
6:22 مردان در امان دادن به خون و جان خود عاقلند
6:26 و خودپسندی بین آنها سزاوارتر است
6:28 یا حکمشان بر خرگوش که قیمت آن ربع درهم است
6:32 و گفتند
6:33 بلکه بر سر ریختن خون مسلمانان و آشتی دادن میان آنان است
6:38 و او گفت
6:39 ما را از این وضعیت بیرون کن
6:41 گفتند
6:42 اوه خدا، بله
6:43 او گفت
6:44 در مورد آنچه شما می گویید
6:46 علی جنگید و اسیر نشد که رسول خدا اسیر بود
6:50 می خواهی مادرت عایشه را نفرین کنی؟
6:54 و شما آن را حلال می کنید همانطور که اسیران را حلال می کنید
6:57 اگر گفتی آری، کافر شده ای
7:00 و اگر بگوئی که او مادر تو نیست، تو نیز کافر شده ای
7:04 خداوند متعال می فرماید:
7:07 پیامبر برای مؤمنان از خودشان و زنان و مادرانشان سزاوارتر است
7:19 پس خودت هرچی میخوای انتخاب کن
7:22 سپس گفت
7:23 ما را هم از این وضعیت بیرون کن
7:26 گفتند
7:27 اوه خدا، بله
7:28 او گفت
7:29 در مورد آنچه شما می گویید
7:31 علی لقب امیرالمؤمنین را از خود پاک کرده است
7:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:38 وقتی در روز حدیبیه از مشرکان پرسید
7:41 برای نوشتن در آشتی که با آنها منعقد کرد
7:44 این همان چیزی است که محمد رسول الله (ص) قضاوت کرد
7:48 گفتند
7:49 اگر باور کنیم که تو رسول خدا هستی
7:52 ما نه تو را از خانه باز داشتیم و نه با تو جنگیدیم
7:55 اما محمد بن عبدالله نوشت
7:58 پس به درخواست آنان فرود آمد و گفت:
8:01 به خدا سوگند من رسول خدا هستم هر چند مرا انکار کنید
8:05 آیا ما از این وضعیت خارج شده ایم؟
8:07 و گفتند
8:08 اوه خدا، بله
8:10 نتیجه این دیدار بود
8:13 و آنچه عبدالله بن عباس در آن نشان داد
8:16 با حکمت عالی و استدلال قانع کننده
8:19 بیست هزار تن از آنان به صفوف علی بازگشتند
8:23 چهار هزار نفر اصرار داشتند که با او مخالفت کنند
8:26 لجاجت و روی گردانی از حق
8:29 فتوا عبدالله بن عباس این مقام را گرفت
8:32 هر راهی برای رسیدن به دانش وجود دارد
8:34 تمام تلاش برای رسیدن به آن انجام شد
8:37 او همچنان از مصدر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گرفت
8:42 چه عمری طولانی شد
8:44 هنگامی که پیامبر اکرم به پروردگارش پیوست
8:47 به علمای باقی مانده از صحابه روی آورد
8:51 او شروع به گرفتن و گرفتن از آنها کرد
8:54 درباره خودش گفت
8:57 وقتی از مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله حدیث شنیدم.
9:03 موقع چرت زدنش به در خانه اش آمدم
9:06 بالشتم را کنار در خانه اش گذاشتم
9:09 و باد به همان اندازه که خشک شود گرد و غبار می ریزد
9:13 اگر می خواستم از او اجازه بگیرم، اجازه می داد
9:16 اما من این کار را برای رضایت خودم انجام می دادم
9:20 وقتی از خانه بیرون می رود مرا در این حالت می بیند
9:24 پسر عموی رسول خدا تو را نیاورد
9:28 برای من نفرستاد و من میام پیشت؟
9:31 پس من می گویم، من حق دارم پیش شما بیایم
9:35 دانش می آید و نمی آید
9:38 سپس از او در مورد حدیث می پرسم
9:40 همان گونه که ابن عباس در طلب علم خود را ذلیل می کرد
9:44 ارزش علما را بالا می برد
9:47 اینجا زید بن ثابت، نویسنده وحی است
9:50 وی رئیس مردم مدینه در قضاوت و فقه است
9:53 خواندن و نمازهای واجب
9:55 او در آستانه سوار شدن به حیوان خود است
9:57 پسر هاشمی، عبدالله بن عباس، در مقابل او ایستاده است
10:01 خادم در دستان اربابش ایستاده است
10:04 رکاب هایش را در دست می گیرد
10:06 او افسار حیوان خود را به دست می گیرد
10:08 زید به او گفت: پسر عموی رسول خدا را رها کن
10:12 ابن عباس گفت
10:14 این همان کاری است که ما به علمای خود دستور داده ایم
10:18 زید به او گفت: دستت را به من نشان بده.
10:21 پس ابن عباس دستش را به سوی او دراز کرد
10:23 پس خم شد و او را بوسید و گفت
10:26 این همان کاری است که ما مأمور شدیم با اهل بیت پیامبرمان انجام دهیم
10:31 ابن عباس همیشه به دنبال علم بود
10:34 تا اینکه به مقداری رسید که نریان را متحیر کرد
10:38 مسروق بن العجده درباره او گفت
10:41 یکی از پیروان ارشد
10:43 اگر ابن عباس را می دیدم می کردم
10:45 گفتم زیباترین مردم
10:47 اگر حرف می زد، می گویم فصیح ترین مردم
10:51 اگر صحبت می کرد، می گفتم من داناترین مردم هستم
10:55 ابن عباس دانشی را که آرزو داشت کامل نکرد
10:59 معلمی شوید که به مردم آموزش می دهد
11:02 خانه او تبدیل به دانشگاهی برای مسلمانان شد
11:06 بله، در دوران مدرن ما به یک دانشگاه به تمام معنا تبدیل شده است
11:13 و تمام تفاوت های دانشگاه ابن عباس با دانشگاه های ما
11:17 این مربوط به دانشگاه های امروزی است
11:19 ده ها استاد در آنجا جمع می شوند
11:22 گاهی صدها
11:24 در مورد دانشگاه ابن عباس
11:26 بر دوش یک استاد ساخته شد
11:29 او خود فرزند عباس است
11:32 یکی از یارانش روایت کرده که فرمود:
11:34 مجلسی از ابن عباس دیدم
11:37 کاش همه قریش به او افتخار می کردند
11:40 او افتخار خواهد کرد
11:42 مردم را دیدم که در راههای منتهی به خانه او جمع شده بودند تا باریک شدند
11:48 آن را در چهره مردم می گذارند
11:51 پس وارد شدم و به او گفتم که مردم در خانه او جمع شده اند
11:55 گفت: مرا وضو بگیر.
11:58 پس وضو گرفت و نشست
12:00 گفت برو بیرون و بگو
12:03 هر که می خواهد از قرآن و حروف آن بپرسد داخل شود
12:07 پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
12:09 وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
12:12 از او چیزی نپرسیدند اما او به آنها گفت
12:16 او بیشتر از آنچه در مورد آنها می پرسیدند به آنها داد
12:19 سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
12:23 پس بیرون رفتند
12:24 بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
12:27 هر که می خواهد از تفسیر و تفسیر قرآن بپرسد، وارد شود
12:32 پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
12:34 وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
12:38 از او چیزی نپرسیدند اما او به آنها گفت
12:42 او بیشتر از آنچه در مورد آنها می پرسیدند به آنها داد
12:45 سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
12:49 پس بیرون رفتند
12:51 بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
12:54 هر که می خواهد از حلال و حرام و فقه بپرسد وارد شود.
12:59 پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
13:01 وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:04 آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:09 سپس فرمود: برای برادرانت راه باز کن
13:13 پس بیرون رفتند
13:15 بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
13:18 هر که می خواهد از فرایض شرعی و مانند آن بپرسد، وارد شود
13:23 پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
13:25 وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:28 آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:33 سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
13:37 پس بیرون رفتند
13:38 بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
13:41 هر که می خواهد از عربی و شعر و گفتار عرب غریب بپرسد وارد شود
13:48 وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:51 آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:57 راوی خبر گفت
13:59 اگر همه قریش به آن افتخار می کردند برایشان مایه افتخار بود
14:05 گویا ابن عباس رضی الله عنه
14:08 او تصمیم گرفت دانش را در طول روز توزیع کند
14:11 تا چنین ازدحام درب خانه اش نباشد
14:15 او شروع به نشستن یک روز در هفته کرد که در آن فقط تفسیر را ذکر می کرد
14:20 و روزی که چیزی جز فقه ذکر نشده است
14:23 و روزی که چیزی جز جنگها ذکر نشده است
14:26 روزی که فقط از شعر یاد می شود
14:29 روزی که تنها از ایام عرب یاد می شود
14:33 هیچ عالمی پیش او ننشست مگر اینکه بر او خشمگین بود
14:37 هیچ سؤال کننده ای از او سؤال نکرد بدون اینکه بداند او دانش دارد
14:42 به برکت علم و فقه او ابن عباس شد
14:46 مشاور خلافت راشدین با وجود سن کم
14:51 پس وقتی موضوعی به عمر بن خطاب عرضه شد
14:54 یا با دوراهی مواجه شد
14:56 بزرگان صحابه را فرا خواند و عبدالله بن عباس را نیز با آنان فرا خواند
15:01 در صورت حضور، مقامش بالا رفته و صندلی اش پایین می آید
15:05 و به او گفت: «مسئله ای بر ما سخت بوده است و تو و امثال آن ما را آزار داده است».
15:11 یک بار به خاطر تقدیم او و قرار دادن او نزد شیوخ مورد توبیخ قرار گرفت
15:15 او هنوز فتوا است
15:17 گفت جوان است
15:20 او زبانی مسئول و قلبی متفکر دارد
15:24 با این حال، زمانی که ابن عباس برای آموزش و درک آنها به نخبگان روی آورد
15:30 او حقوق عمومی را بر خود فراموش نکرد
15:32 برای آنان مجالس اندرز و تذکر برپا می کرد
15:36 از جمله لحظات او گفتار او خطاب به گناهکاران است
15:40 ای گناهکار، تو از عواقب گناه در امان نیستی
15:45 او می‌دانست که آنچه به دنبال گناه می‌آید از خود گناه بزرگتر است
15:49 اگر در مورد کسانی که در سمت راست و چپ خود هستند خجالتی نیستید
15:54 و شما گناهی کمتر از گناه انجام می دهید
15:58 و اگر در وقت گناه بخندی
16:00 و تو نمی دانی که خداوند با تو چه می کند که بزرگتر از گناه است
16:04 و شادی شما از گناه اگر آن را ببافید از گناه بزرگتر است
16:09 غم و اندوه شما از گناهی که از دست داده اید بیشتر از گناه است
16:14 ترس شما از باد اگر در حال ارتکاب گناه، پوشش خود را حرکت دهید
16:19 اگر چه قلبت از خدا بزرگتر از گناه نظر خدا نسبت به تو را نمی خواهد
16:25 ای گناهکار!
16:27 آیا می دانید گناه ایوب علیه السلام چه بود؟
16:31 وقتی خداوند متعال او را با بدن و پولش امتحان کرد
16:34 بلکه تقصیر او این بود که فقیری از او کمک خواست تا او را از ظلم حفظ کند
16:40 او به او اهمیت نمی داد
16:42 ابن عباس از کسانی نبود که آنچه را انجام نمی دهند می گویند
16:46 آنها مردم را متوقف می کنند اما متوقف نمی شوند
16:49 بلکه روزه گرفتن در روز قوت شب بود
16:53 عبدالله بن مالکی از او خبر داد، گفت
16:56 با ابن عباس رضی الله عنه از مکه تا مدینه همراه شدم
17:01 وقتی می ماندیم در خانه می ماندیم
17:03 شب از خواب بیدار شد
17:05 مردم از خستگی مفرط خواب هستند
17:08 یک شب دیدم در حال خواندن است
17:11 و عذاب مرگ با حقیقت آمد. این همان چیزی است که شما از آن منحرف می شدید
17:23 مدام تکرار می کرد و هق هق می کرد تا سحر می آمد
17:28 و بعد از همه اینها برای ما کافی بود
17:31 بدانیم که عبدالله بن عباس
17:33 او یکی از زیباترین افراد بود
17:36 و چهره شدند
17:38 هنوز نیمه های شب از ترس خدا گریه می کرد
17:42 تا اینکه باعث شد الهاتون پاره شود
17:45 روی گونه های صاف او کهکشان هایی وجود دارد
17:48 برخی از آنها را به صندل تشبیه کرد
17:51 ابن عباس در شکوه علم به هدف خود رسید
17:55 زیرا خلیفه مسلمین معاویه بن ابی سفیان است
17:59 او یک سال بعد رفت
18:01 عبدالله بن عباس نیز برای حج بیرون رفت
18:05 او هیچ اختیار و رهبری نداشت
18:08 معاویه دسته ای از دولتمردان خود داشت
18:12 متعلق به عبدالله بن عباس بود
18:14 رژه ای بزرگتر از موکب دانش آموزان خلیفه
18:19 ابن عباس 71 ساله است
18:22 او جهان را پر از دانش و فهم کرد
18:25 و خرد و تقوا
18:27 وقتی یقین به او رسید
18:29 درود خدا بر او محمد بن الحنفیه باد
18:32 بقیه اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
18:37 درود بر پیروان
18:40 در حالی که او را با خاک می پوشاندند
18:43 شنیدند که خواننده ای می خواند
18:45 ای روح مطمئن
18:52 راضی و راضی به سوی پروردگارت بازگرد
18:59 پس در میان بندگان من وارد شو
19:02 و وارد بهشت من شو
19:06 او یک پسر پیر است
19:12 او زبان مسئولیت پذیری دارد
19:15 و قلب ذهن ها
19:17 عمر بن الخاتم
19:19 او عمارت ساخته شده را تأسیس کرد
19:24 ای زیباترین موی دنیا
19:26 در دام خود آنها بیشتر هستند