از مجموعهٔ تصاویری از زندگی صحابه (سریال تکمیل شد)
· درس 6 از 93
تصاویری از زندگی صحابه - قسمت (21) - عبدالله بن عباس رضی الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:18
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:27
عبدالله بن عباس رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد
0:46
این همراه بزرگ
0:48
پادشاه جلال از اندامش
0:50
او چیزی را از دست نداد
0:53
شکوه همنشینی برایش جمع شد
0:56
حتی اگر تولدش کمی دیر شده باشد
0:58
هنگامی که در جمع رسول خدا شرفیاب شد
1:01
و شکوه خویشاوندی
1:03
او پسر عموی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است
1:07
و شکوه علم
1:09
او مرکب امت محمد و دریای دانش غنی آن است
1:13
و شکوه ملاقات
1:15
روزها روزه بود
1:17
شب بیدار شو
1:19
استغفار در سحر
1:22
گریه از ترس خدا
1:24
تا اینکه اشک روی گونه هایش حلقه زد
1:27
او عبدالله بن عباس است
1:30
او امت محمدی را برانگیخت
1:32
و کتاب خدا را به او بیاموز
1:35
و از طریق تفسیر خود آن را فهمید
1:37
تواناترین برای تأثیرگذاری بر او
1:40
و به اهداف و اسرار او پی ببرید
1:43
ابن عباس قبل از هجرت به دنیا آمد
1:46
در سه سال
1:48
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
1:52
او فقط سیزده سال داشت
1:55
با این حال
1:57
برای مسلمانان از پیامبرشان حفظ شد
2:00
هزار و ششصد و شصت حدیث
2:03
بخاری و مسلم آن را در صحیح خود تأیید کرده اند
2:08
و هنگامی که مادرش او را به دنیا آورد
2:10
آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم
2:14
کامش برق زد
2:16
اولین چیزی بود که وارد شکمش شد
2:18
آب دهان پاک پیامبر اکرم
2:21
تقوا و خرد با او وارد شد
2:24
اگر به او عقل داده شود، خیر بسیار به او داده شده است
2:28
به محض این که پسر هاشمی حرزهایش را درآورد
2:32
او وارد عصر تبعیض شد
2:34
تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ماند
2:38
حواسش به خواهرش
2:40
آنچه وضو می گرفت برایش آماده می کرد
2:43
اگر قرار است وضو بگیرند
2:45
اگر به نماز بایستد پشت سر او نماز می خواند
2:48
اگر تصمیم به سفر بگیرد، همراه او خواهد بود
2:52
تا اینکه مثل سایه او شد و جمعیت با او راه افتادند
2:56
بدون توجه به اینکه چگونه بچرخد در مدار خود می چرخد
3:00
او در همه اینها حضور دارد
3:02
او یک قلب آگاه را در درون خود حمل می کند
3:04
و ذهن روشن
3:06
و یک مورد که بدون آن تمام دستگاه های ضبط
3:10
در دوران مدرن شناخته شده است
3:12
درباره خودش گفت
3:14
آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند
3:18
با وضو اگر بگذری
3:20
چه زود آب را برایش آماده کردم
3:23
توضیح بده چی ساختی
3:25
و هنگامی که نماز می خواندند
3:27
به من اشاره کرد که کنارش بایستم
3:29
پس پشت سرش ایستادم
3:31
نماز که تمام شد علی خم شد و گفت
3:35
ای عبدالله چه چیزی تو را مانع شد که مثل من باشی؟
3:38
پس گفتم: "تو از نظر من زیبا هستی."
3:41
من گرانقدرتر از آن هستم که بتوانم تو را تسلی بدهم یا رسول الله
3:45
دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت
3:48
خدایا بهش عقل بده
3:51
خداوند دعوت پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم را اجابت کرد
3:56
بعد پسر هاشمی از خرد آمد
3:59
آنچه از اربابان خردمندان پیشی گرفت
4:02
شکی نیست که دوست دارید تصویری از حکمت عبدالله بن عباس را ببینید
4:09
اینجا این موقعیت است
4:11
مقداری از آنچه شما می خواهید دارد
4:13
زمانی که برخی از یاران علی بازنشسته شدند
4:16
آنها او را در نزاع با معاویه، رضی الله عنه، ناکام گذاشتند
4:20
عبدالله بن عباس به علی رضی الله عنه گفت
4:24
پس ای امیرالمؤمنین می توانم نزد مردم بروم و با آنها صحبت کنم
4:29
و او گفت
4:30
من برای شما از آنها می ترسم
4:33
و او گفت
4:34
نه انشالله
4:36
سپس بر آنها وارد شد
4:38
هرگز قومی را در عبادت کوشاتر از آنها ندیده است
4:42
و گفتند
4:43
خوش آمدی ابن عباس
4:45
چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟
4:47
و او گفت
4:48
اومدم باهات حرف بزنم
4:50
برخی از آنها گفتند: با او صحبت نکن.
4:53
برخی از آنها گفتند
4:55
بگو از شما می شنویم
4:57
و او گفت
4:58
به من بگو
4:59
از پسر عموی رسول خدا و شوهر دخترش انتقام نگیرید
5:03
و اولین کسی که به او ایمان آورد
5:05
گفتند
5:06
ما به خاطر سه چیز از او انتقام می گیریم
5:09
او گفت
5:10
و آن چیست؟
5:11
گفتند
5:12
اول این که حکومت مردان در دین خداست
5:16
و دومی
5:17
عایشه و معاویه را کشت
5:20
غنائم و اسیری نمی برد
5:23
و سومی
5:24
لقب امیرالمؤمنین را از خود پاک کرد
5:28
اگر چه مسلمانان با او بیعت کرده بودند و به او فرمان داده بودند
5:32
و او گفت
5:33
دیدی که من تو را از کتاب خدا شنیدم؟
5:36
و من به شما از حدیث رسول خدا گفتم که شما آن را انکار نمی کنید
5:40
آیا از آنچه در آن هستی برمی گردی؟
5:43
گفتند
5:44
بله
5:45
او گفت
5:46
در مورد آنچه شما می گویید؟
5:47
این حکومت مردان در دین خداست
5:50
خداوند متعال می فرماید:
5:53
ای کسانی که ایمان آورده اید!
5:58
در حالی که در پناهگاه هستید شکار را نکشید
6:03
و هر کس از شما او را عمدا بکشد
6:09
ثواب آن برابر نعمت هایی است که او کشته است
6:15
این مورد توسط افراد عادل تر از شما قضاوت خواهد شد
6:19
خواهش میکنم خدایا
6:22
مردان در امان دادن به خون و جان خود عاقلند
6:26
و خودپسندی بین آنها سزاوارتر است
6:28
یا حکمشان بر خرگوش که قیمت آن ربع درهم است
6:32
و گفتند
6:33
بلکه بر سر ریختن خون مسلمانان و آشتی دادن میان آنان است
6:38
و او گفت
6:39
ما را از این وضعیت بیرون کن
6:41
گفتند
6:42
اوه خدا، بله
6:43
او گفت
6:44
در مورد آنچه شما می گویید
6:46
علی جنگید و اسیر نشد که رسول خدا اسیر بود
6:50
می خواهی مادرت عایشه را نفرین کنی؟
6:54
و شما آن را حلال می کنید همانطور که اسیران را حلال می کنید
6:57
اگر گفتی آری، کافر شده ای
7:00
و اگر بگوئی که او مادر تو نیست، تو نیز کافر شده ای
7:04
خداوند متعال می فرماید:
7:07
پیامبر برای مؤمنان از خودشان و زنان و مادرانشان سزاوارتر است
7:19
پس خودت هرچی میخوای انتخاب کن
7:22
سپس گفت
7:23
ما را هم از این وضعیت بیرون کن
7:26
گفتند
7:27
اوه خدا، بله
7:28
او گفت
7:29
در مورد آنچه شما می گویید
7:31
علی لقب امیرالمؤمنین را از خود پاک کرده است
7:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:38
وقتی در روز حدیبیه از مشرکان پرسید
7:41
برای نوشتن در آشتی که با آنها منعقد کرد
7:44
این همان چیزی است که محمد رسول الله (ص) قضاوت کرد
7:48
گفتند
7:49
اگر باور کنیم که تو رسول خدا هستی
7:52
ما نه تو را از خانه باز داشتیم و نه با تو جنگیدیم
7:55
اما محمد بن عبدالله نوشت
7:58
پس به درخواست آنان فرود آمد و گفت:
8:01
به خدا سوگند من رسول خدا هستم هر چند مرا انکار کنید
8:05
آیا ما از این وضعیت خارج شده ایم؟
8:07
و گفتند
8:08
اوه خدا، بله
8:10
نتیجه این دیدار بود
8:13
و آنچه عبدالله بن عباس در آن نشان داد
8:16
با حکمت عالی و استدلال قانع کننده
8:19
بیست هزار تن از آنان به صفوف علی بازگشتند
8:23
چهار هزار نفر اصرار داشتند که با او مخالفت کنند
8:26
لجاجت و روی گردانی از حق
8:29
فتوا عبدالله بن عباس این مقام را گرفت
8:32
هر راهی برای رسیدن به دانش وجود دارد
8:34
تمام تلاش برای رسیدن به آن انجام شد
8:37
او همچنان از مصدر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گرفت
8:42
چه عمری طولانی شد
8:44
هنگامی که پیامبر اکرم به پروردگارش پیوست
8:47
به علمای باقی مانده از صحابه روی آورد
8:51
او شروع به گرفتن و گرفتن از آنها کرد
8:54
درباره خودش گفت
8:57
وقتی از مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله حدیث شنیدم.
9:03
موقع چرت زدنش به در خانه اش آمدم
9:06
بالشتم را کنار در خانه اش گذاشتم
9:09
و باد به همان اندازه که خشک شود گرد و غبار می ریزد
9:13
اگر می خواستم از او اجازه بگیرم، اجازه می داد
9:16
اما من این کار را برای رضایت خودم انجام می دادم
9:20
وقتی از خانه بیرون می رود مرا در این حالت می بیند
9:24
پسر عموی رسول خدا تو را نیاورد
9:28
برای من نفرستاد و من میام پیشت؟
9:31
پس من می گویم، من حق دارم پیش شما بیایم
9:35
دانش می آید و نمی آید
9:38
سپس از او در مورد حدیث می پرسم
9:40
همان گونه که ابن عباس در طلب علم خود را ذلیل می کرد
9:44
ارزش علما را بالا می برد
9:47
اینجا زید بن ثابت، نویسنده وحی است
9:50
وی رئیس مردم مدینه در قضاوت و فقه است
9:53
خواندن و نمازهای واجب
9:55
او در آستانه سوار شدن به حیوان خود است
9:57
پسر هاشمی، عبدالله بن عباس، در مقابل او ایستاده است
10:01
خادم در دستان اربابش ایستاده است
10:04
رکاب هایش را در دست می گیرد
10:06
او افسار حیوان خود را به دست می گیرد
10:08
زید به او گفت: پسر عموی رسول خدا را رها کن
10:12
ابن عباس گفت
10:14
این همان کاری است که ما به علمای خود دستور داده ایم
10:18
زید به او گفت: دستت را به من نشان بده.
10:21
پس ابن عباس دستش را به سوی او دراز کرد
10:23
پس خم شد و او را بوسید و گفت
10:26
این همان کاری است که ما مأمور شدیم با اهل بیت پیامبرمان انجام دهیم
10:31
ابن عباس همیشه به دنبال علم بود
10:34
تا اینکه به مقداری رسید که نریان را متحیر کرد
10:38
مسروق بن العجده درباره او گفت
10:41
یکی از پیروان ارشد
10:43
اگر ابن عباس را می دیدم می کردم
10:45
گفتم زیباترین مردم
10:47
اگر حرف می زد، می گویم فصیح ترین مردم
10:51
اگر صحبت می کرد، می گفتم من داناترین مردم هستم
10:55
ابن عباس دانشی را که آرزو داشت کامل نکرد
10:59
معلمی شوید که به مردم آموزش می دهد
11:02
خانه او تبدیل به دانشگاهی برای مسلمانان شد
11:06
بله، در دوران مدرن ما به یک دانشگاه به تمام معنا تبدیل شده است
11:13
و تمام تفاوت های دانشگاه ابن عباس با دانشگاه های ما
11:17
این مربوط به دانشگاه های امروزی است
11:19
ده ها استاد در آنجا جمع می شوند
11:22
گاهی صدها
11:24
در مورد دانشگاه ابن عباس
11:26
بر دوش یک استاد ساخته شد
11:29
او خود فرزند عباس است
11:32
یکی از یارانش روایت کرده که فرمود:
11:34
مجلسی از ابن عباس دیدم
11:37
کاش همه قریش به او افتخار می کردند
11:40
او افتخار خواهد کرد
11:42
مردم را دیدم که در راههای منتهی به خانه او جمع شده بودند تا باریک شدند
11:48
آن را در چهره مردم می گذارند
11:51
پس وارد شدم و به او گفتم که مردم در خانه او جمع شده اند
11:55
گفت: مرا وضو بگیر.
11:58
پس وضو گرفت و نشست
12:00
گفت برو بیرون و بگو
12:03
هر که می خواهد از قرآن و حروف آن بپرسد داخل شود
12:07
پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
12:09
وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
12:12
از او چیزی نپرسیدند اما او به آنها گفت
12:16
او بیشتر از آنچه در مورد آنها می پرسیدند به آنها داد
12:19
سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
12:23
پس بیرون رفتند
12:24
بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
12:27
هر که می خواهد از تفسیر و تفسیر قرآن بپرسد، وارد شود
12:32
پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
12:34
وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
12:38
از او چیزی نپرسیدند اما او به آنها گفت
12:42
او بیشتر از آنچه در مورد آنها می پرسیدند به آنها داد
12:45
سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
12:49
پس بیرون رفتند
12:51
بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
12:54
هر که می خواهد از حلال و حرام و فقه بپرسد وارد شود.
12:59
پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
13:01
وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:04
آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:09
سپس فرمود: برای برادرانت راه باز کن
13:13
پس بیرون رفتند
13:15
بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
13:18
هر که می خواهد از فرایض شرعی و مانند آن بپرسد، وارد شود
13:23
پس بیرون رفتم و به آنها گفتم
13:25
وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:28
آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:33
سپس به آنها گفت: برای برادران خود راه باز کنید
13:37
پس بیرون رفتند
13:38
بعد به من گفت برو بیرون و به او بگو
13:41
هر که می خواهد از عربی و شعر و گفتار عرب غریب بپرسد وارد شود
13:48
وارد شدند تا خانه و اتاق را پر کردند
13:51
آنها از او چیزی نپرسیدند، اما او به آنها گفت و چیزی مشابه به آنها داد
13:57
راوی خبر گفت
13:59
اگر همه قریش به آن افتخار می کردند برایشان مایه افتخار بود
14:05
گویا ابن عباس رضی الله عنه
14:08
او تصمیم گرفت دانش را در طول روز توزیع کند
14:11
تا چنین ازدحام درب خانه اش نباشد
14:15
او شروع به نشستن یک روز در هفته کرد که در آن فقط تفسیر را ذکر می کرد
14:20
و روزی که چیزی جز فقه ذکر نشده است
14:23
و روزی که چیزی جز جنگها ذکر نشده است
14:26
روزی که فقط از شعر یاد می شود
14:29
روزی که تنها از ایام عرب یاد می شود
14:33
هیچ عالمی پیش او ننشست مگر اینکه بر او خشمگین بود
14:37
هیچ سؤال کننده ای از او سؤال نکرد بدون اینکه بداند او دانش دارد
14:42
به برکت علم و فقه او ابن عباس شد
14:46
مشاور خلافت راشدین با وجود سن کم
14:51
پس وقتی موضوعی به عمر بن خطاب عرضه شد
14:54
یا با دوراهی مواجه شد
14:56
بزرگان صحابه را فرا خواند و عبدالله بن عباس را نیز با آنان فرا خواند
15:01
در صورت حضور، مقامش بالا رفته و صندلی اش پایین می آید
15:05
و به او گفت: «مسئله ای بر ما سخت بوده است و تو و امثال آن ما را آزار داده است».
15:11
یک بار به خاطر تقدیم او و قرار دادن او نزد شیوخ مورد توبیخ قرار گرفت
15:15
او هنوز فتوا است
15:17
گفت جوان است
15:20
او زبانی مسئول و قلبی متفکر دارد
15:24
با این حال، زمانی که ابن عباس برای آموزش و درک آنها به نخبگان روی آورد
15:30
او حقوق عمومی را بر خود فراموش نکرد
15:32
برای آنان مجالس اندرز و تذکر برپا می کرد
15:36
از جمله لحظات او گفتار او خطاب به گناهکاران است
15:40
ای گناهکار، تو از عواقب گناه در امان نیستی
15:45
او میدانست که آنچه به دنبال گناه میآید از خود گناه بزرگتر است
15:49
اگر در مورد کسانی که در سمت راست و چپ خود هستند خجالتی نیستید
15:54
و شما گناهی کمتر از گناه انجام می دهید
15:58
و اگر در وقت گناه بخندی
16:00
و تو نمی دانی که خداوند با تو چه می کند که بزرگتر از گناه است
16:04
و شادی شما از گناه اگر آن را ببافید از گناه بزرگتر است
16:09
غم و اندوه شما از گناهی که از دست داده اید بیشتر از گناه است
16:14
ترس شما از باد اگر در حال ارتکاب گناه، پوشش خود را حرکت دهید
16:19
اگر چه قلبت از خدا بزرگتر از گناه نظر خدا نسبت به تو را نمی خواهد
16:25
ای گناهکار!
16:27
آیا می دانید گناه ایوب علیه السلام چه بود؟
16:31
وقتی خداوند متعال او را با بدن و پولش امتحان کرد
16:34
بلکه تقصیر او این بود که فقیری از او کمک خواست تا او را از ظلم حفظ کند
16:40
او به او اهمیت نمی داد
16:42
ابن عباس از کسانی نبود که آنچه را انجام نمی دهند می گویند
16:46
آنها مردم را متوقف می کنند اما متوقف نمی شوند
16:49
بلکه روزه گرفتن در روز قوت شب بود
16:53
عبدالله بن مالکی از او خبر داد، گفت
16:56
با ابن عباس رضی الله عنه از مکه تا مدینه همراه شدم
17:01
وقتی می ماندیم در خانه می ماندیم
17:03
شب از خواب بیدار شد
17:05
مردم از خستگی مفرط خواب هستند
17:08
یک شب دیدم در حال خواندن است
17:11
و عذاب مرگ با حقیقت آمد. این همان چیزی است که شما از آن منحرف می شدید
17:23
مدام تکرار می کرد و هق هق می کرد تا سحر می آمد
17:28
و بعد از همه اینها برای ما کافی بود
17:31
بدانیم که عبدالله بن عباس
17:33
او یکی از زیباترین افراد بود
17:36
و چهره شدند
17:38
هنوز نیمه های شب از ترس خدا گریه می کرد
17:42
تا اینکه باعث شد الهاتون پاره شود
17:45
روی گونه های صاف او کهکشان هایی وجود دارد
17:48
برخی از آنها را به صندل تشبیه کرد
17:51
ابن عباس در شکوه علم به هدف خود رسید
17:55
زیرا خلیفه مسلمین معاویه بن ابی سفیان است
17:59
او یک سال بعد رفت
18:01
عبدالله بن عباس نیز برای حج بیرون رفت
18:05
او هیچ اختیار و رهبری نداشت
18:08
معاویه دسته ای از دولتمردان خود داشت
18:12
متعلق به عبدالله بن عباس بود
18:14
رژه ای بزرگتر از موکب دانش آموزان خلیفه
18:19
ابن عباس 71 ساله است
18:22
او جهان را پر از دانش و فهم کرد
18:25
و خرد و تقوا
18:27
وقتی یقین به او رسید
18:29
درود خدا بر او محمد بن الحنفیه باد
18:32
بقیه اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
18:37
درود بر پیروان
18:40
در حالی که او را با خاک می پوشاندند
18:43
شنیدند که خواننده ای می خواند
18:45
ای روح مطمئن
18:52
راضی و راضی به سوی پروردگارت بازگرد
18:59
پس در میان بندگان من وارد شو
19:02
و وارد بهشت من شو
19:06
او یک پسر پیر است
19:12
او زبان مسئولیت پذیری دارد
19:15
و قلب ذهن ها
19:17
عمر بن الخاتم
19:19
او عمارت ساخته شده را تأسیس کرد
19:24
ای زیباترین موی دنیا
19:26
در دام خود آنها بیشتر هستند