از مجموعهٔ كنوز السيرة (اكتملت السلسلة)
· درس 58 از 58
كنوز السيرة | الشيخ عثمان الخميس | الحلقة (58) | صفته صلى الله عليه وسلم في التوراة والإنجيل
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
گنجینه های زندگی نامه
0:06
حیا او رضی الله عنه
0:14
از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
0:20
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
0:24
شرم آورتر از یک باکره در بی حسی اش
0:28
اگر از چیزی خوشش نمی آمد، آن را در چهره اش تشخیص می دادیم
0:33
قال عایشه رضی الله عنها
0:36
او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
0:38
اگر چیزی در مورد مرد به او گزارش شود
0:41
نگفت فلانی چه می گوید
0:44
اما او می گوید
0:46
چرا مردم چنین می گویند؟
0:49
نهی می کند و از فاعل آن نام نمی برد
0:53
عایشه گفت
0:55
پیامبر صلی الله علیه و آله نبود
0:58
ناپسند یا ناپسند
1:01
هیچ سروصدایی در بازارها وجود ندارد
1:03
او را با اعمال بد پاداش نمی دهند
1:06
اما او عفو می کند و می بخشد
1:23
از ابن عباس رضی الله عنهم
1:26
عمر رضی الله عنه گفت
1:29
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم
1:33
بعد روی تشک دراز کشیده بود
1:36
جامه خود را نزد او آورد و نشست
1:39
و تشک روی پهلویش تاثیر گذاشت
1:42
پس چشمم را به گنجه رسول خدا صلی الله علیه و آله دوختم
1:48
اگر چیزی از دنیا در آن نباشد
1:51
غیر از دو مشت جو
1:54
و یک مشت وام
1:55
به سمت صائن
1:57
چشمانم اشک در آمد
1:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:03
چه چیز تو را به گریه می اندازد ای فرزند خطاب؟
2:06
عرض کردم یا رسول الله
2:08
چرا گریه نمی کنم؟
2:10
شما نخبگان خدا و رسول او و بهترین او هستید
2:14
و این کمد شماست
2:16
و کسری و قیصر در میوه ها و نهرها
2:19
و تو اینطوری
2:21
گفت: یا ابن الخطاب
2:23
آیا راضی نیستی که آخرت مال ما باشد؟
2:26
و دنیا برای آنهاست
2:28
گفتم: آری یا رسول الله.
2:31
گفت خدایا شکرت
2:33
از انس رضی الله عنه می فرماید:
2:37
بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم
2:40
او روی تختی است که با نوار چسب پوشانده شده است
2:43
زیر سر او یک فیبر پر شده است
2:47
سپس عده ای از یاران بر او وارد شدند
2:49
عمر از جمله آنهاست
2:51
پیغمبر صلی الله علیه و آله کج بود
2:54
کج
2:55
عمر اثر نوار را دید
2:57
بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:00
گریه کرد
3:02
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:05
چه چیزی باعث گریه شما می شود؟
3:06
او گفت
3:08
کسرا و سزار
3:09
هر چه را که خراب می کنند، ویران می کنند
3:12
و تو روی این تخت هستی
3:15
و او گفت
3:16
آیا شما راضی نیستید که آنها دنیا را دارند؟
3:19
و ما آخرت داریم
3:20
گفت بله
3:22
او گفت
3:23
اینطور است
3:25
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
3:29
پیامبر صلی الله علیه و آله دراز کشید
3:32
روی تاتامی
3:34
روی پوستش اثر گذاشت
3:35
پس شروع کردم به پاک کردنش و گفتن
3:39
پدر و مادرم
3:40
آیا به ما اجازه نمی دهید، پس ما برای شما خوشحال خواهیم شد؟
3:43
و او گفت
3:45
من کاری به این دنیا ندارم
3:47
من در این دنیا فقط به عنوان یک مسافر هستم
3:49
زیر درخت بمان
3:52
بعد رفت و او را رها کرد
3:54
از ابوهریره رضی الله عنه
3:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:02
اگر طلایی مثل احد داشتم
4:05
خوشحالم که سه شب نگذشته است
4:08
من از او چیزی دارم
4:10
به جز چیزی که برای بدهی رزرو می کنم
4:14
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
4:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:21
خدایا روزی آل محمد را مایه رزق و روزی قرار ده
4:25
قال عایشه رضی الله عنها
4:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله راضی نشد
4:32
سه روز متوالی نان سبوس دار
4:36
تا اینکه راهش را گم کرد
4:39
عروة بن الزبیر
4:41
قال عایشه رضی الله عنها
4:44
ما به هلال ماه نگاه می کردیم
4:46
سپس هلال ماه
4:48
سپس هلال ماه
4:49
سه ماه نو در دو ماه
4:52
آنچه در آیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محفوظ است آتش است.
4:58
عروه گفت
4:59
معیشتت چی بود؟
5:01
او گفت
5:03
دو شیر
5:04
خرما و آب
5:06
اما برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
5:10
همسایگان از انصار
5:12
و عزا داشتند
5:14
به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاده شدند
5:19
از لبنیاتش
5:20
پس به او آب دادیم
5:22
او گفت
5:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله راضی نشد
5:27
از نان جو دو روز متوالی
5:30
تا اینکه حقوقش را گرفت
5:32
او گفت
5:34
بالین رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
5:37
از آدم علف او فیبر است
5:40
این رسول خدا صلی الله علیه و آله در زهد اوست
5:45
در مورد زندگی خود چه می گوییم؟
5:48
آنچه می خوریم
5:50
و ما مشروب نمیخوریم
5:51
و آنچه می پوشیم
5:52
و چیزی که ما روی آن می خوابیم
5:54
ما فقط می گوییم
5:56
خدا کمکمون کنه
5:59
گنجینه های سیاه
6:05
شوخی او رضی الله عنه
6:12
از ابوهریره رضی الله عنه
6:15
گفته شد یا رسول الله
6:17
داری مارو مسخره میکنی
6:19
او گفت
6:21
من فقط حقیقت را می گویم
6:24
عن انصار رضی الله عنه گفت
6:27
بادیه نشینان با رسول خدا صلی الله علیه و آله مدارا کردند
6:32
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:35
من تو را به عنوان پسر شتر حمل می کنم
6:39
بادیه نشینان گفتند
6:41
ای رسول خدا با پسر شتر چه کنم؟
6:44
و او گفت
6:46
آیا شتر به جز شتر زاد و ولد می کند؟
6:49
بادیه نشین گمان کرد که فرزند شتری به او خواهد داد
6:53
دیالوگ کوچک
6:55
قال عایشه رضی الله عنها
6:58
پیامبر صلی الله علیه و آله بر من پیشی گرفت
7:01
پس به خواست خدا او را زدم
7:04
حتی اگر گوشت من را خسته کند
7:06
او از من پیشی گرفت و از من پیشی گرفت
7:09
و او گفت
7:10
این همان است
7:12
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:15
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
7:18
زبانش را به حسین در می آورد
7:21
پسر قرمزی زبانش را می بیند و به او نفس نفس می زند
7:26
عیینه بن بدر به او گفت
7:29
نمی بینم که این کار را می کنی؟
7:31
به خدا من یک پسر دارم
7:34
صورتش بیرون آمد
7:35
هیچ وقت قبولش نکردم
7:38
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
7:41
کسی که رحم نمی کند رحم نمی کند
7:44
از ام سلمه رضی الله عنه
7:47
آن ابوبکر رضی الله عنه
7:50
او به عنوان یک تاجر به بصره رفت
7:52
قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:55
در یکی دو سال دیگر
7:57
و با او نعیمان است
7:59
سویبیت بن حرام متعلق به اوست
8:01
آنها پر هستند
8:03
Suwaibit در حال عرضه آنها بود
8:06
نعیمان آمد و گفت
8:09
به من غذا بده
8:10
گفت نه
8:12
تا اینکه ابوبکر بیاید
8:14
نعمان شوخی کرد و گفت:
8:17
به پدرم در مورد تو
8:19
سپس نزد مردم آمد و به آنها گفت
8:22
از من پسری خریدند
8:24
اما او یک مرد زبان است
8:27
شاید او می گوید
8:28
من آزادم
8:30
اگر این را می گفت او را ترک می کردی
8:33
پس مرا رها کن و بنده ام را تباه مکن
8:37
گفتند نه
8:38
بلکه ما آن را می خریم
8:40
پس آن را به ده قالی فروخت
8:43
سپس نزد آنها آمد و گفت
8:45
همین است
8:46
سویبیت گفت
8:48
او یک دروغگو است
8:49
من یک مرد آزاد هستم
8:51
گفتند
8:52
او خبر شما را به ما گفت
8:54
طناب را روی او انداختند و بستند و بردند
8:58
سپس ابوبکر آمد و به او خبر داد
9:01
پس او و یارانش رفتند
9:03
هیادها برگشتند و Suwaybit را گرفتند
9:06
پیامبر صلی الله علیه و آله خندید
9:10
از انس رضی الله عنه می فرماید:
9:13
او مرد بیابانی است
9:15
اسمش ظهیره بود
9:17
پیامبر صلی الله علیه و آله را راهنمایی می کرد
9:21
هدیه ای از کویر
9:23
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را تهیه می کند
9:27
و او گفت
9:28
زهرا آغاز ماست
9:31
ما حضور او هستیم
9:33
این مرد بدجنس بود
9:35
پیامبر صلی الله علیه و آله روزی نزد او آمد
9:39
دارد وسایلش را می فروشد
9:41
او را از پشت بغل کرد
9:43
او آن را نمی بیند
9:44
و او گفت
9:45
برام بفرست
9:47
این کیه؟
9:48
رو کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله را شناخت
9:52
و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
9:56
چه کسی برده را می خرد؟
9:58
گفت یا رسول الله
10:00
پس به خدا مرا تنبل می یابی
10:03
او گفت
10:04
اما در نظر خدا شما ضعیف نیستید
10:08
یا گفت
10:09
اما در نزد خدا تو با ارزشی
10:12
عن جریر رضی الله عنه گفت
10:15
آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله از من دریغ کرد
10:19
از زمانی که مسلمان شدم
10:20
او مرا جز لبخند ندید
10:23
این یک شوخی است، خدا رحمتش کند
10:27
منافاتی با نبوت و اعتبار ندارد
10:29
که او رضوان الله تعالی علیه
10:33
گنجینه های بیوگرافی
10:39
منطقه او رضی الله عنه
10:46
او فصیح ترین مخلوق خداوند بود
10:48
و من آنها را با کلمات شکنجه می دهم
10:50
و سریعترین اجرا
10:52
و منطقی ترین آنها
10:54
حتی سخنان او قلب ها را تسخیر می کند
10:58
و ارواح را اسیر می کند
11:01
عایشه رضی الله عنها گفت
11:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بود
11:07
روایت شما این را می گوید
11:10
اما او واضح و قاطع صحبت کرد
11:14
هر کس کنارش بنشیند او را حفظ می کند
11:17
او اغلب این کلمات را سه بار تکرار می کرد
11:20
برای درک آن
11:22
وقتی سلام می کرد سه مرتبه سلام می کرد
11:25
مدتها سکوت کرد
11:27
او بی جهت صحبت نمی کند
11:30
او در چند کلمه صحبت می کند
11:33
او در مورد چیزی که به او مربوط نمی شد صحبت نکرد
11:36
او فقط در مورد چیزهایی صحبت می کند که امیدوار است به آنها پاداش داده شود
11:40
اگر از چیزی متنفر باشد در چهره اش آشکار می شود
11:44
نه فحاشی بود و نه فحاشی
11:47
هیچ سروصدایی در بازارها وجود ندارد
11:50
بیشتر خنده هایش خنده بود
11:53
بلکه همه اش لبخند است
11:55
آخر خنده اش وقتی بود که گلویش معلوم شد
12:10
گریه اش عین خنده اش بود
12:15
این یک نفس یا صدای بلند نبود
12:18
اما چشمانش پر از اشک بود تا اینکه مورد غفلت قرار گرفت
12:22
صدای خس خس سینه اش را می شنود
12:25
گریه او گاهی نشانه رحمت مردگان بود
12:29
گاه از ترس امت خود و ترحم بر آن
12:34
گاهی از ترس خدا
12:37
گاهی هنگام شنیدن قرآن
12:40
و چون پسرش ابراهیم درگذشت
12:43
چشمانش پر از اشک شد و رضی الله عنه گریه کرد
12:47
او وقتی دید یکی از دخترانش نفس خود را از دست می دهد گریه کرد
12:52
وقتی عبدالله بن مسعود برایش خواند گریه کرد
12:56
سوره نساء
12:58
نماز خوف خواند و گریست
13:01
گنجینه های بیوگرافی
13:07
وصف او رضی الله عنه
13:11
در تورات و انجیل
13:16
خداوند متعال فرمود
13:18
و هنگامی که عیسی بن مریم گفت:
13:21
ای بنی اسرائیل
13:24
من رسول خدا به سوی شما هستم و آن را تأیید می کنم
13:29
تصدیق آنچه پیش از من از تورات بود
13:33
و بشارت به رسولی
13:40
پس از نام او احمد می آید
13:44
هنگامی که با دلایل روشن نزد آنان آمد
13:48
گفتند این جادوی آشکار است
13:52
او رضی الله عنه می فرماید:
13:54
کسانی که از رسول، پیامبر بی سواد پیروی می کنند
13:59
که با آنها نوشته شده است
14:08
در تورات و انجیل
14:11
آنها را به نیکی امر می کند
14:16
و آنان را از منکر باز می دارد
14:19
و با تحریف، دگرگونی و تغییر
14:22
ما هنوز وصف و نام رسولمان محمد صلی الله علیه و آله را می یابیم
14:27
در تورات و انجیل
14:30
ویژگی های او در کتاب مقدس
14:34
انجیل متی
14:36
در انجیل متی
14:38
در فصل پانزدهم
14:41
که نشان می دهد عیسی
14:43
ارسال ویژه برای بنی اسرائیل
14:46
او گفت: من فقط به سوی گوسفندان گمشده خاندان اسرائیل فرستاده شدم.
14:52
و در فصل یازدهم
14:54
حضرت عیسی علیه السلام فرمود
14:57
چون همه انبیا و شریعت
15:00
برای یوحنا نبوت کردند
15:03
اگر می خواهید قبول کنید
15:05
این الیاس است که در شرف آمدن است
15:08
کسی که گوش برای شنیدن دارد، بشنود
15:12
ایلیا احمد رضی الله عنه است
15:16
ما این را از طریق نامه می دانیم
15:19
درباره Houzz بیشتر بدانید
15:21
زیرا ABC
15:23
حروف نشان دهنده اعداد هستند
15:26
درباره Houzz بیشتر بدانید
15:28
یک کلمه درج کنید
15:30
برگ های قارشت
15:32
ران سفید
15:34
هزار برابر است با یک
15:36
و B با دو
15:38
و باشگاه دارای سه
15:40
و دال چهار دارد
15:42
و حرف ها پنج است
15:44
و واو شش است
15:46
و به همین تعداد هفت
15:48
و هکتار هشت است
15:50
و ta’ نه دارد
15:52
و یاا ده است
15:54
و کاف بیست است
15:56
و لعم سی است
15:58
و میم چهل است
16:00
و راهبه پنجاه است
16:02
و گناه شصت است
16:04
و چشم هفتاد است
16:06
و تحقق هشتاد
16:08
آنتی بادی B-90
16:10
و توقف 100 است
16:12
و R 200 است
16:14
و شین بی-300
16:16
و T B-400
16:18
و دومی 500 است
16:20
و kha B-600 است
16:22
و آن B-700 است
16:24
و پادزهر B-800
16:26
و چراغ B-900 است
16:28
و جین B-1000
16:30
علیا به خرج ابجد حوض
16:34
الیف B-1
16:36
و حرف B-10
16:38
و L-B-30
16:40
و حرف B-10
16:42
و Alif B-1
16:44
برابر با 53
16:46
و احمد
16:48
الیف B-1
16:50
و H-B-8
16:52
و M B-40
16:54
و D-4
16:56
برابر با 53
16:58
انجیل یوحنا
17:00
در فصل چهاردهم
17:02
عیسی گفت
17:04
اگه دوستم داری
17:06
پس احکام من را حفظ کن
17:08
و من از پدر می خواهم
17:10
و او به شما خواهد داد
17:12
آرامش دهنده دیگر
17:14
باشد که او برای همیشه با شما بماند
17:16
او روح حقیقت است
17:19
کلمه تسلی دهنده یک تعریف است
17:21
اگه خواستی بگو
17:23
تحریف یک کلمه
17:25
باریق لیتوس
17:27
یک کلمه یونانی است
17:29
به معنای ستایش بسیار است
17:31
یعنی محمد
17:33
به آن اشاره کرده بودیم
17:35
قبلا
17:37
در یک داستان
17:39
عبدالله المیورقی
17:41
در ماجرای هیئت نجران
17:43
هیئت های عمومی
17:45
سال نهم هجری
17:47
ویژگی های او
17:49
در حزب محافظه کار
17:51
در تورات آمده است
17:53
در کتاب اشعیا
17:55
فصل چهل و دوم
17:57
او یک برده است
17:59
که من از آن حمایت می کنم
18:01
برای آنچه روحم راضی شد
18:03
روحم را بر او نهادم
18:05
و حقیقت برای ملتها آشکار خواهد شد
18:07
او نه داد می زند و نه بلند می کند
18:09
در خیابان شنیده نمی شود
18:11
صدای او
18:13
او نه خسته می شود و نه می شکند
18:15
تا زمانی که حقوقی را بر زمین برقرار کند
18:17
الجزایر منتظر است
18:19
قانون او
18:21
البته او بدبخت نیست
18:23
چون مال او نبود
18:25
یه قانون خاص
18:27
ولی کامل بود
18:29
موسی علیه السلام
18:31
در مورد گفته او
18:33
او در خیابان نه داد می زند و نه می شنود
18:35
صدای او
18:37
این را عایشه گفت
18:39
خداوند از او راضی باشد
18:41
پیامبر فحاشی نداشت
18:43
فحاشی نیست
18:45
هیچ سروصدایی در بازارها وجود ندارد
18:47
او را با اعمال بد پاداش نمی دهند
18:49
تثنیه
18:51
در فصل
18:53
سی و سوم
18:55
موسی گفت
18:57
پروردگار از سینا
18:59
کشور موسی
19:01
و از سیر درخشید
19:03
خانه عیسی
19:05
و از کوه پاران درخشید
19:07
مکه است
19:09
این مشابه همان چیزی است که خداوند متعال می فرماید
19:11
انجیر و زیتون
19:13
و حالت سنین
19:17
این کشور صادق است
19:19
انجیر و زیتون
19:21
این کشور عیسی است
19:23
فلسطین
19:25
و حالت سنین
19:27
کشور موسی مصر است
19:29
و کشور صادق
19:31
کشور محمد صلی الله علیه و آله و سلم
19:33
مکه
19:35
واران
19:37
همان جایی است که اسماعیل در آن سکونت دارد
19:39
درود بر او باد
19:41
این در فصل بیست و یکم است
19:43
و اسماعیل
19:45
او در مکه زندگی می کرد
19:47
و او گفت
19:49
برای تعالی بیابان و شهرهای آن
19:51
صدای او
19:53
مثل قیدار است
19:55
او فرزند اسماعیل علیه السلام بود
19:57
این در فصل است
19:59
بیست و پنجم
20:01
و او گفت
20:03
بگذار اهالی سلا بخوانند
20:05
کوهی در شهر است
20:07
آنها کوه های سیلا هستند
20:09
از قله کوه
20:11
و در داستان اسلام
20:13
سلمان فارسی
20:15
درباره خودش گفت
20:17
او در جستجوی حقیقت رفت
20:19
به شام و سپس به موصل
20:21
سپس به نصیبین
20:23
سپس به آموریا
20:25
وقتی داشت می مرد
20:27
اسقف آنجاست
20:29
سلمان به او گفت
20:31
به کجا
20:33
یعنی پیش کی برم؟
20:35
گفت پسرم
20:37
قسم می خورم که نمی دانم چه چیزی باقی می ماند
20:39
هیچکس مثل ما نیست
20:41
من به شما دستور می دهم که پیش او بیایید
20:43
اما ممکن است شما را گمراه کنم
20:45
روزی روزگاری پیامبری به حرم مبعوث شد
20:47
مهاجر بین
20:49
شبکیه به زمین
20:51
مردابی با درختان نخل
20:53
و نشانه هایی وجود دارد
20:55
پنهان نشوید
20:57
شانه های او مهر نبوت است
20:59
هدیه را می خورد و نمی خورد
21:01
صدقه می خورد
21:03
اگر می توانید بفهمید
21:05
اون کشور، انجامش بده
21:07
او شما را گمراه کرده است
21:09
زمان او، همینطور بود
21:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
21:13
این
21:15
او استاد انسانیت است
21:17
خدا رحمتش کند و درود فرستد
21:19
و خلیل رحمان
21:21
خداوند متعال
21:23
از خداوند متعال خواستاریم
21:25
تا ما را زیر پرچمش جمع کند
21:27
و در دست اوست که درود خدا بر او باد
21:29
آمین
21:31
آمین
21:33
آمین
21:35
خداوند متعال و دانا است
21:37
خداوند رحمت و آرامش عنایت فرماید
21:39
و بر پیامبر ما درود فرست
21:41
محمد
21:43
گنجینه های بیوگرافی