از مجموعهٔ صحیح البخاری
· درس 55 از 90
خلاصه صحیح البخاری | قسمت (55) | کتاب تشییع جنازه - 7
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:15
باب آنچه در قبر پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شد
0:22
و ابوبکر و عمر رضی الله عنهم
0:25
عایشه به عبدالله بن الزبیر گفت
0:30
مرا با یارانم دفن کنید
0:33
و مرا با پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه دفن مکن.
0:38
از تطهیر خودم متنفرم
0:41
نظر در حدیث
0:45
مرا با یارانم دفن کنید
0:47
یعنی در بقیع
0:49
از شوخی کردن متنفرم
0:51
یعنی برای آن که از من تمجید نشود
0:55
یکی از فواید صحبت کردن
0:58
در این حدیث
1:00
شرح فضیلت والده المؤمنین عایشه رضی الله عنها
1:05
فضیلت تواضع را توضیح می دهد
1:10
به روایت عمر بن میمون فرمود:
1:13
عمر بن خطاب رضی الله عنه را دیدم
1:16
چند روز قبل از ابتلای او در شهر
1:19
نزد حذیفه بن الیمان توقف کرد
1:22
و عثمان بن حنیف
1:24
گفت چطوری
1:27
آیا از این می ترسی که زمین را با چیزی که طاقت آن را ندارد بر دوش کشیده ای؟
1:32
او گفت
1:34
چیزی به او دادیم که بتواند تحمل کند
1:37
هیچ شایستگی بزرگی در آن وجود ندارد
1:40
او گفت
1:41
ببین که زمین را با آنچه طاقت ندارد بر دوش گذاشته ای
1:45
او گفت
1:46
گفت نه
1:48
عمر گفت
1:50
چون خدا مرا نجات داد
1:52
من برای بیوه های مردم عراق دعا خواهم کرد
1:54
آنها دیگر نیازی به مرد ندارند
1:58
او گفت
1:59
این چهارمین بار بود که نزد او آمد
2:01
تا اینکه مجروح شد
2:03
او گفت
2:04
من بین من و او می ایستم
2:07
جز عبدالله بن عباس
2:10
فردا مصدوم می شود
2:12
و هنگامی که از بین دو ردیف گذشت
2:15
او گفت
2:15
اشکالی ندارد
2:17
حتی اگر ایرادی در آنها ندید
2:20
برو جلو و رشد کن
2:22
او ممکن است سوره یوسف، نحل یا چیزی شبیه آن را خوانده باشد
2:26
در رکعت اول
2:28
بنابراین مردم دور هم جمع می شوند
2:30
تنها کاری که او باید انجام دهد این است که بزرگ شود
2:32
پس شنیدم که گفت
2:34
منو بکش یا سگ منو میخوره
2:37
وقتی او را با چاقو زد
2:39
میسلیوم را با یک چاقوی دو لبه برش دهید
2:42
هیچ کس، راست یا چپ، بدون چاقو از آنجا عبور نمی کند
2:47
تا اینکه سیزده مرد را با چاقو زدند
2:50
هفت نفر از آنها جان باختند
2:52
وقتی مرد مسلمانی این را دید
2:56
پرینسسا از او پرسید
2:58
وقتی الج فکر کرد او را گرفته اند
3:01
و خودش را کشت
3:03
عمر دست عبدالرحمن بن عوف را گرفت و خونش را از دست داد
3:07
هر که از عمر پیروی کند آنچه را که من می بینم دیده است
3:11
در مورد محوطه های مسجد
3:13
آنها نمی دانند
3:15
با این حال آنها صدای عمر را از دست داده اند
3:18
و می گویند
3:20
سبحان الله، سبحان الله
3:23
عبدالرحمن آنها را در دعای سبک رهبری کرد
3:27
وقتی رفتند
3:28
ابن عباس گفت
3:30
ببین کی منو کشته
3:32
یک ساعت طول کشید
3:34
بعد آمد و گفت
3:36
غلام المغیره
3:38
او گفت
3:39
ساخته شده است
3:40
گفت بله
3:42
او گفت
3:43
خدا او را کشت
3:45
من به او لطفی کردم
3:47
حمد خدایی را که مرا نمرد
3:50
در دست مردی که مدعی اسلام است
3:53
تو و پدرت خیلی دوست داشتی از شهر دیدن کنی
3:58
عباس لطیف ترین آنها بود
4:02
و او گفت
4:03
اگه خواستی انجامش بده
4:05
یعنی اگر می خواهی ما را بکش
4:08
گفت دروغ گفتم
4:09
بعد از اینکه با زبانت صحبت کردند
4:12
و به تو دعا کند
4:14
و حج خود را بجا آورید
4:16
پس او را به خانه خود برد
4:18
پس با او به راه افتادیم
4:20
انگار تا قبل از آن روز به مردم بلایى نرسیده بود
4:24
پس یکی می گوید
4:26
اشکالی ندارد
4:28
و یکی می گوید
4:29
من برای او می ترسم
4:31
شراب آورد و نوشید
4:34
پس از شکم بیرون آمد
4:36
سپس شیر آورد و نوشید
4:39
از زخمش بیرون آمد
4:41
می دانستند که او مرده است
4:43
بنابراین وارد آن شدیم
4:45
مردم آمدند و از او تعریف کردند
4:48
جوانی آمد
4:51
و او گفت
4:52
ای امیرالمؤمنین خداوند تو را بشارت ده
4:56
از همراهی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:00
و آنچه آموخته ای در اسلام عرضه کن
5:03
بعد برگشتم و عوض شدم
5:05
سپس یک شهادت
5:07
او گفت
5:08
آرزو کردم که این یک امرار معاش باشد، نه برای من و نه برای من
5:13
وقتی برگشت
5:14
اگر لباس او به زمین برسد
5:17
او گفت
5:18
جواب پسر را دادند
5:21
او گفت
5:22
برادرزاده ام
5:23
لباست را بلند کن
5:25
زیرا لباس تو را حفظ می کند و از پروردگارت می ترسد
5:29
ای عبدالله بن عمر
5:31
به بدهی من نگاه کن
5:34
و شمارش کردند
5:35
هشتاد و شش هزار یا بیشتر پیدا کردند
5:40
او گفت
5:41
اگر اموال خاندان عمر به او پرداخت شود
5:43
من از پول آنها می ترسم
5:46
در غیر این صورت با بنی عدی بن کعب می جنگد
5:49
اگر پول آنها کافی نیست
5:52
پس در میان قریش بود
5:54
گفت: آنها را به دیگری پس نده.
5:56
این پول را به من بده
5:59
نزد عایشه مادر مؤمنان برو
6:02
پس بگو عمر با سلام به شما سلام می کند
6:05
و نگو امیرالمؤمنین
6:08
امروز من پیشوای مؤمنان نیستم
6:12
و بگو
6:13
عمربن الخطاب اجازه می خواهد که با دوستم دفن شود
6:18
پس سلام کرد و اجازه خواست
6:20
سپس وارد او شد
6:22
او را دید که دراز کشیده و گریه می کند
6:25
و او گفت
6:26
عمر بن خطاب به شما سلام می کند
6:30
او اجازه می خواهد که با دوستم دفن شود
6:33
و او گفت
6:34
من او را برای خودم می خواستم
6:37
امروز آن را به خودم ترجیح می دهم
6:40
وقتی قبول کردم
6:42
گفته شد: عبدالله بن عمر آمده است
6:46
او گفت
6:47
منو بلند کن
6:48
مردی او را به او منصوب کرد
6:51
و او گفت
6:52
آنچه شما دارید
6:53
او گفت
6:54
ای امیرالمؤمنین کی را دوست داری؟
6:58
من اجازه می دهم
6:59
او گفت
7:00
خدایا شکرت
7:02
هیچ چیز برای من مهمتر از این نبود
7:06
پس خرجش کردم
7:08
پس مرا حمل کردند
7:09
سپس سلام کرد
7:11
پس بگو
7:12
عمربن خطاب اجازه می خواهد
7:15
اگر اجازه می دهید به من اجازه دهید
7:17
و اگر مرا برگردانی
7:19
مرا به قبرستان مسلمانان برگردان
7:23
مادر مؤمنان، حفصه و زنان با او به راه افتادند
7:28
وقتی دیدیم بلند شدیم
7:31
بنابراین به او حمله کردم
7:32
یک ساعت با او گریه کرد
7:35
مردان اجازه خواستند
7:37
بنابراین من به سراغ آنها رفتم
7:39
صدای گریه او را از داخل شنیدیم
7:43
و گفتند
7:44
سفارش می کنم یا امیرالمؤمنین
7:46
او به عنوان جانشین منصوب شد
7:48
او گفت
7:49
من کسی را سزاوارتر از این مردم در این امر نمی بینم
7:53
یا راهبانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنان رحلت کرد
7:58
او از آنها راضی است
8:00
علی و عثمان و زبیر شنیدند
8:03
طلحه، سعد و عبدالرحمن
8:07
و او گفت
8:08
عبدالله بن عمر شاهد توست
8:11
و او کاری به آن ندارد
8:13
به عنوان هیئت تسلیت برای او
8:16
اگر زن خوشحال شد، پس همین است
8:20
در غیر این صورت، هیچ یک از شما هر چه دستور دهد از آن کمک نگیرد
8:24
من او را به خاطر ناتوانی یا خیانت منزوی نکردم
8:28
و او گفت
8:30
من به خلیفه پس از خود اولین مهاجران را توصیه می کنم
8:34
تا حقوق خود را بدانند
8:36
و حرمت آنها محفوظ است
8:39
به او توصیه می کنم با انصار خوب رفتار کند
8:41
آنان که پیش از آنان جایگاه و ایمان را پذیرفتند
8:45
تا مورد قبول خیرشان قرار گیرند
8:48
و از متخلفانشان عفو کنند
8:50
من او را به خوبی به مردم شهرستان توصیه می کنم
8:53
اینها شرور اسلام هستند
8:55
وعده های غذایی پولی
8:57
و خشم دشمن
8:59
فقط آنچه از آنها باقی مانده است باید با رضایت آنها از آنها گرفته شود
9:04
به او توصیه می کنم که با بادیه نشینان خوب رفتار کند
9:06
آنها خاستگاه اعراب هستند
9:08
و موضوع اسلام
9:10
از ثروت آنها گرفته شود
9:13
و مستضعفانشان را اجابت کن
9:16
حفظ خدا و حفظ رسولش صلی الله علیه و آله را به او می سپارم.
9:21
تا به عهدشان عمل کنند
9:24
و پشت سر آنها بجنگم
9:27
آنها فقط انرژی خود را هزینه می کنند
9:31
زمانی که او دستگیر شد
9:32
باهاش اومدیم بیرون
9:33
پس شروع کردیم به راه رفتن
9:35
عبدالله بن عمر به او سلام کرد
9:38
او گفت
9:39
عمربن خطاب اجازه می خواهد
9:42
او گفت
9:43
آن را وارد کنید
9:44
پس وارد شوید
9:46
پس او را با دو همراهش در آنجا قرار دادند
9:49
وقتی دفن او تمام شد
9:51
این راهبان ملاقات کردند
9:54
عبدالرحمن گفت
9:56
موضوع خود را به سه نفر برسانید
10:00
الزبیر گفت
10:01
فرمانم را به علی واگذار کردم
10:04
طلحه گفت
10:06
فرمانم را به عثمان داده ام
10:09
سعد گفت
10:11
فرمانم را به عبدالرحمن بن عوف داده ام
10:15
عبدالرحمن گفت
10:17
کدام یک از شما این موضوع را رد نکرده اید؟
10:20
بنابراین ما آن را به او می دهیم
10:21
خدا و اسلام بر او باد
10:24
بگذارید بهترین آنها را در خودشان ببینند
10:27
آن دو شیخ ساکت ماندند
10:29
عبدالرحمن گفت
10:31
او را نزد من می آوری؟
10:34
به خدا سوگند من نباید از بهترین شما روی برگردانم
10:38
گفت بله
10:40
پس دست یکی از آنها را گرفت
10:41
گفت: تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خویشاوندی.
10:47
قدما در اسلام همان چیزی است که من آموخته ام
10:51
خدا خیرت بده
10:52
زیرا من به شما دستور دادم که عدالت داشته باشید
10:55
و چون به عثمان دستور دادم
10:56
برای شنیدن ما و اطاعت کردن
10:59
سپس آخرین را بگذارید
11:01
همین را به او گفت
11:03
وقتی منشور را گرفت
11:06
او گفت
11:07
دستت را بلند کن عثمان
11:09
پس با او بیعت کرد
11:11
پس علی با او بیعت کرد
11:13
وارد خانه شد و با او بیعت کرد
11:17
نظر در حدیث
11:21
چطور شد؟
11:22
یعنی در سرزمین سیاه عراق
11:25
که شما از اسکن آن مراقبت کردید
11:27
چیزی که نمی توانید تحمل کنید
11:29
یعنی شما نمی توانید آن را حمل کنید
11:31
این به این دلیل است که آنها برای اعمال مالیات بر او فرستاده شده بودند
11:36
و خراج به اهلش داده می شود
11:38
هیچ شایستگی بزرگی در آن وجود ندارد
11:40
هر گونه افزایش
11:42
فقط کمی او را حمل کردیم
11:45
بگذارید بیوه های مردم عراق نیاز نداشته باشند
11:49
او به اندازه کافی از آنها می خواست
11:52
تا اینکه مجروح شد
11:53
یعنی تا زمانی که او را با چاقو زدند
11:56
آستو
11:57
یعنی درجات خود را صاف کنید
12:00
حتی اگر ایرادی در آنها ندید
12:03
اشکال
12:04
فاصله بین دو چیز
12:06
قارچ قارچی
12:08
یعنی ابو لولو
12:10
اسمش فیروز است
12:12
پرینسسا از او پرسید
12:14
سیر شاهزاده از آن سر گرفته است
12:16
به آن متعهد است
12:18
خودش را کشت
12:20
یعنی خودکشی کرد
12:22
پس آن را ارائه کرد
12:23
یعنی امامی برای امامت مردم در نماز
12:26
و اما عزاداران مسجد
12:28
آنها نمی دانند
12:29
بخاطر دوریشون
12:31
اما صدای عمر را از دست دادند
12:34
یعنی قرائتش را نشنیدند
12:36
و می گویند
12:38
سبحان الله
12:39
گمان کردند عمر رضی الله عنه در نمازش اشتباه کرده است
12:44
یک ساعت طول کشید
12:46
دور رفت
12:47
یعنی رفت و آمد
12:49
ساخته شده است
12:50
یعنی سازنده
12:52
خدا او را کشت
12:53
یعنی خداوند او را کشت و هلاک کرد
12:56
باعث مرگم نشد
12:58
یعنی من را به خاطر این نوع کشتید
13:01
او مدعی اسلام است
13:02
یعنی ظاهر است
13:04
علوج
13:06
العلاج همان مرد کاف است
13:08
اکثر آنها ملایم هستند
13:10
یعنی بردگان
13:12
دروغ گفتم
13:13
مردم حجاز می گویند در جای اشتباهی دروغ گفتی
13:17
پس تحمل کرد
13:19
یعنی باردار شد رضی الله عنه
13:21
پس با او به راه افتادیم
13:23
یعنی ما با او رفتیم که خدا از او راضی باشد
13:26
اشکالی ندارد
13:28
مقصود این است که از این چاقو نمی ترسد
13:32
پس شراب آورد
13:34
منظور چیست؟
13:35
منظور چیست؟
13:36
خرما را خیس می کردند تا آب آن نرم شود
13:40
بدون تشدید یا مسمومیت
13:44
پس از شکم بیرون آمد
13:46
هر کسی که به او صدمه زد
13:48
او را ستایش می کنند
13:49
بله خوبه
13:51
وارد اسلام شد
13:53
هر شایستگی و تقدم
13:55
بعد برگشتم و عوض شدم
13:57
یعنی در حالت شما
13:59
سپس یک شهادت
14:01
یعنی به خاطر خدای متعال
14:03
او می خواست
14:05
یعنی دوست داشتم یا آرزو کردم
14:07
این یک امرار معاش است، نه برای من و نه برای من
14:11
یعنی از هر دو راضی بودم
14:14
پس آن شر از من باز خواهد ماند
14:16
نه مجازاتی برای من است و نه پاداشی برای من
14:20
وقتی برگشت
14:22
یعنی برو
14:24
اگر لباس او به زمین برسد
14:26
یعنی ممکن است جامه خود را بپوشد
14:28
لباست را بلند کن
14:30
یعنی بالای قوزک پا
14:32
لباست را نگه دار
14:34
آسیب نمی بیند
14:36
و از پروردگارت بترس
14:38
تا شما را از پیری دور نگه دارد
14:40
و او انجام داد
14:42
همین کافی است
14:44
با دوستم دفن شود
14:46
یعنی با پیامبر صلی الله علیه و آله
14:48
و با ابوبکر رضی الله عنه
14:50
من او را برای خودم می خواستم
14:52
یعنی محل دفن
14:54
و من آن را ترجیح می دهم
14:56
یعنی او را مجزا کرده یا ارائه کرده است
14:58
روی خودم
15:00
با آنچه از دفن پرسید
15:02
و با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:04
منو بلند کن
15:06
یعنی از روی زمین
15:08
انگار گرسنه بود
15:10
پس دستور داد که او را بنشینند
15:12
مردی از او حمایت کرد
15:14
به او
15:16
گفته شد که او ابن عباس رضی الله عنه است
15:18
و غیر از این گفته شد
15:20
من اجازه می دهم
15:22
یعنی عایشه رضی الله عنها
15:24
تا با دو دوستت به خاک سپرده شوند
15:26
برام مهم تره
15:28
یعنی خیلی دلم و ذهنم را مشغول کرده بود
15:30
روشن کردم
15:32
یعنی بمیر
15:34
اگر اجازه می دهید به من اجازه دهید
15:36
این درخواست بعد از اجازه می آید
15:38
احتمالا بودن
15:40
اجازه در درخواست اول
15:42
هیچ شرمی در زندگی او وجود ندارد
15:44
و پس از مرگش آن را پس بگیرد
15:46
پس عمر رضی الله عنه خواست
15:48
آیا او از او متنفر نیست؟
15:50
بنابراین او به من حمله کرد
15:52
یعنی بر عمر رضی الله عنه وارد شدم
15:54
رفتم داخل
15:56
آنها
15:58
یعنی حفصه رضی الله عنه وارد شد
16:00
یک ورودی
16:02
برای خانواده اش بود
16:04
او به عنوان جانشین منصوب شد
16:06
یعنی من خلافت را توصیه می کنم
16:09
او بر شما شهادت می دهد
16:11
یعنی شما را می آورد
16:13
بگذارید از او کمک بگیرد
16:15
یعنی سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه
16:17
منزوی نبودم
16:19
یعنی من سعده را منزوی نکردم
16:21
خداوند از او راضی باشد
16:23
از ناتوانی
16:25
یعنی در مورد رفتار
16:27
در پول
16:29
با اولین مهاجران
16:31
گفته شد که آنان بودند که با الرضوان بیعت کردند
16:33
و گفته شد
16:35
هر که دو قبله نماز بخواند
16:37
و حرمت آنها محفوظ است
16:39
منظور چیست؟
16:41
آنها سوء استفاده خود را ترک کردند
16:43
در گفتار و عمل
16:45
کسانی که در خانه زندگی می کردند
16:47
یعنی خانه مهاجرت
16:49
انصار قبل از مهاجران بر آن نازل شدند
16:51
و مساجد ساختند
16:53
قبل از مهاجرت
16:55
با اهل ایمان
16:57
یعنی اثر ایمان
16:59
با مردمان سرزمین ها
17:01
کدام شهرها
17:03
اسلام را برگردان
17:05
یعنی کمک اسلام که از آن دفاع می کند
17:07
وعده های غذایی پولی
17:09
یعنی آنها را جمع آوری می کنند
17:11
و خشم دشمن
17:13
یعنی با فراوانی خود دشمن را آزار می دهند
17:15
و قدرت آنها
17:17
جز فضیلت آنها
17:19
یعنی جز آنچه از آنها باقی مانده است
17:21
بیش از نیاز آنها بود
17:23
و موضوع اسلام
17:25
یعنی کسانی که از آنها حمایت می کنند
17:27
و آنها را منصوب می کنند
17:29
و ارتش خود را افزایش می دهند
17:31
اگر آنها را بسیج کنند
17:33
حاشیه پول آنها
17:35
یعنی آن که نه اختیاری است و نه شرافتمندانه
17:37
انشاالله
17:39
حفاظت از رسولش
17:41
خدا رحمتش کند و درود فرستد
17:43
منظور از اهل ذمه چیست؟
17:45
و گفته شد که عموم مؤمنان
17:47
و برای مبارزه
17:49
پشت سرشون
17:51
مسلمانان بر اقتدار اهل ذمه می افتند
17:53
اگر دشمنی قصد آنها را داشت
17:55
و فقط شارژ می شوند
17:57
انرژی آنها
17:59
هر گونه ادای احترام
18:01
زمانی که او دستگیر شد
18:03
یعنی فوت کرد
18:05
هیچ تفاوتی بین بهترین شما وجود ندارد
18:07
یعنی از بهترین شما کوتاه نمی آیم
18:09
و پا در اسلام
18:11
یعنی تقدم و شایستگی
18:13
زیرا من به شما دستور دادم که عدالت داشته باشید
18:15
هرگونه کنترل عدالت
18:17
به جز پایان
18:19
او عثمان است که خدا از او راضی باشد
18:21
منشور را بگیرید
18:23
یعنی عهد
18:25
آنچه او به آنها گفت
18:27
اهل خانه وارد شدند
18:29
یعنی برای فروش وارد شدند
18:32
یکی از فواید صحبت کردن
18:34
در حدیث آمده است
18:36
فضل عمر رضی الله عنه
18:38
و شدت علاقه او
18:40
با گله و ترسش
18:42
از ایستادن در دستان رحمان
18:44
و باید
18:46
استاندار باید پیگیری کند
18:48
و آنها را در مورد آنچه مربوط به آنهاست پاسخگو نگه دارید
18:50
امور محله
18:52
مهربانی را تشویق می کند
18:54
و ملایمت در برخورد با مردم
18:56
و عدم تحمیل سختی
18:58
با مردم
19:00
این شامل یک دعوت نامه برای کمک است
19:02
افراد نیازمند شامل فقرا و بیوه ها هستند
19:04
و آنجاست
19:06
با صاف کردن صفها در نماز
19:08
طولانی کردن آن جایز است
19:10
خواندن در نماز سحر
19:12
و مطلوب است
19:14
طولانی شدن رکعت اول
19:16
کوتاه کردن نماز مستحب است
19:18
چیزی که در نماز اتفاق می افتد
19:20
تعیین جانشین جایز است
19:22
در نماز
19:24
در حدیث اشاره شده است
19:26
تا زمانی که مطلوب است دنبال شود
19:28
امام، علمای فقه و علم
19:30
و در حدیث
19:32
که نمازگزار پشت سرش می گوید
19:34
سبحان الله
19:36
اگر امام نمازش را آسان کند
19:38
انجام کار زیاد جایز است
19:40
در صورت لزوم نماز را ترک کنید
19:42
به عنوان پرداخت مستقیم
19:44
کشتن عقرب و غیره
19:46
علاقه به گفتگو وجود دارد
19:48
عمر رضی الله عنه
19:50
در مسائل دینی
19:52
بیشتر از علاقه اوست
19:54
به دستور خودش
19:56
و دستور تایید است
19:58
در همه امور
20:00
در حديث وضعيت او آمده است
20:02
بن عباس خدا از هر دو راضی باشد
20:04
نزد عمر رضی الله عنه
20:06
و کارهای بزرگ را به او بسپارید
20:08
نماز خواندن جایز است
20:10
بر منافق و کافر
20:12
حمد و ثنای خداوند متعال مطلوب است
20:14
به هر حال
20:16
در حدیث، شادی مؤمن است
20:18
از بدبختی
20:20
و شادی او با ستایش آمیخته شد
20:22
به دست یک مسلمان نبود
20:24
حدیث اشاره کرد
20:26
در مورد قانونی بودن کار
20:28
با عواقب و بهانه های مسدود کننده
20:30
از این رو عمر رضی الله عنه از او راضی باشد
20:32
ورود ممنوع
20:34
آلوپسی برده
20:36
برای شهر
20:38
حاوی راهنمایی در مورد آن است
20:40
اسلام به فکر مصالح عمومی است
20:42
و در حدیث که
20:44
اسلام از خونریزی پرهیز می کند
20:46
نوشیدن شراب جایز است
20:48
که بدتر نشد
20:50
و مست نشد
20:52
خرما را شب ها دور می ریختند
20:54
در طول روز آن را می نوشند
20:56
اگر روزها طول بکشد
20:58
از ترس مست شدن او را سوزاندند
21:00
و مشروعیت وجود دارد
21:02
با توجه به آنچه پزشکان می گویند
21:04
قابل اعتماد
21:06
و در حدیث که شهادت است
21:08
مرده قابل قبوله
21:10
در آن اگر مسلمانی کشته شود
21:12
عمدا خوشحالش کن
21:14
بخشش
21:17
منتظر را به اراده راهنمایی می کند
21:19
با ادای بدهی
21:21
دین را به تفصیل ذکر کرد
21:23
و جایز است
21:25
کاش میتونستم از این دنیا برم
21:27
امرار معاش
21:29
کسی در قبال آنچه به دست می آید پاسخگو نیست
21:31
و متعهد شد
21:33
شامل وجوب امر به معروف است
21:35
و نهی از منکر از هر جهت
21:37
حتی اگر یک بیماری مرگ باشد
21:39
و در حدیث
21:41
ممنوعیت لیز خوردن لباس
21:43
و در آن حکمت نهفته است
21:45
که ایسبال را ترک کرد
21:47
حفظ لباس از آسیب
21:49
و آسیب
21:51
محافظت از قلب از پیری و بیماری
21:53
انزوا جایز است
21:55
خود حاکم نماینده امارت است
21:57
و در حدیث که
21:59
بیماری مرگ علت است
22:01
در انزوا از امارت
22:03
تواضع عمر را نشان می دهد
22:05
خداوند از او راضی باشد
22:07
این شامل راهنمایی در مورد مراقبت از دفن است
22:09
با آدم های خوب
22:11
حاوی بیانیه ای از شدت است
22:13
عشق عمر رضی الله عنه
22:15
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
22:17
پس من دوست دارم
22:19
در کنار او دفن شود
22:21
حاوی بیانیه ای از شدت است
22:23
عشق عمر رضی الله عنه
22:25
سوگند به ابوبکر رضی الله عنه
22:27
چون می خواست با او دفن شود
22:29
و در حدیث
22:31
شناخت مادران مؤمنان
22:33
خداوند از ایشان راضی باشد
22:35
سوگند فضل عمر رضی الله عنه
22:37
و وضعیت او
22:39
باید اجازه بگیرد
22:41
چه کسی حق دارد؟
22:43
در شغلی که مال اوست
22:45
در حدیث اشاره شده است که
22:47
عایشه خدا از او راضی باشد
22:49
او صاحب خانه ای بود که
22:51
پیامبر صلی الله علیه و آله در آن دفن شد
22:53
و ابوبکر رضی الله عنه
22:55
و گریه جایز است
22:57
روی مرده ها
22:59
بدون ناله و گریه
23:01
و به این معناست که حاکم حق دارد
23:03
در عزل فرمانداران بدون شبهه
23:05
در حدیث وصیت
23:07
با کارگران و فرمانداران
23:09
در حدیث اشاره شده است
23:11
به ضرورت برکناری استانداران
23:13
اگر نتوانند اجرا کنند
23:15
مشاغل آنها
23:17
استانداران باید برکنار شوند
23:19
اگر خیانت آنها ثابت شود
23:21
برای کارشان
23:23
مثل اینکه به ناحق پول مصرف می کنند
23:25
و برای خلیفه است
23:27
تعیین مجلس شورا
23:29
چنان که عمر رضی الله عنه چنین کرد
23:31
و نگرانی مشروعیت دارد
23:33
و مشغله دل و فکر
23:35
با چیزهای عالی
23:37
و در حدیث آمده است
23:39
تیزبینی عمر رضی الله عنه
23:41
چون پسرش عبدالله را نساخت
23:43
ابن عمر رضی الله عنه از هر دو
23:45
در میان مردم شورا
23:47
ترس برای او
23:49
حدیث فضیلت هجرت را بیان می کند
23:51
او اولین مهاجران را ترجیح می داد
23:53
حاوی یک بیانیه است
23:55
مقام انصار رضی الله عنهم
23:57
کسانی که ایمان در دلشان وارد شده است
23:59
قبل از مهاجرت
24:01
تجاوز را تشویق می کند
24:03
درباره نیکوکاری که آن را صادر کرده است
24:05
یک اشتباه یا یک اشتباه
24:07
در حدیث وصیت
24:09
با اهل خیر و نیکوکاری
24:11
در درمان آنها
24:13
و به وعده خود عمل کنند
24:15
و هیچ تکلیفی برای خانواده وجود ندارد
24:17
اهل ذمه و کارگران بالا هستند
24:19
انرژی آنها
24:21
و در آن برای اهل ذمه است
24:23
حق دفاع از آنها
24:25
و در تعرض به حقوق آنها
24:27
در حدیث وصیت
24:29
با مردم شهر و بیابان
24:31
هر کدام فضیلت و مقام خود را دارند
24:33
در آن عمر رضی الله عنه
24:35
او به وصیت خود عمل کرد
24:37
همه فرقه ها
24:39
چون مردم یا مسلمان هستند
24:41
در مورد یک کافر
24:43
کافر یا محارب است
24:45
توصیه نمی شود
24:47
در مورد غیر مسلمان
24:49
به آن اشاره کرد
24:51
مسلمان مهاجر است
24:53
یا دیگران
24:55
و همه آنها بادیه نشین هستند
24:57
در مورد حدری
24:59
به همه نشان داد
25:01
این شامل بیانیه ای از رضایت عایشه است
25:03
خداوند از او راضی باشد عمر
25:05
خداوند از او راضی باشد
25:07
او را بر خودش ترجیح داد
25:09
نوع دوستی را تشویق می کند
25:11
او مخلوقی سخاوتمند است
25:13
خیابان دانا دستور داد
25:15
بهترین افراد برای انجام آن، صحابه هستند
25:17
خداوند از ایشان راضی باشد
25:19
شامل جواز وکالت می شود
25:21
در شورا
25:23
در حدیث، مشورت در امور آمده است
25:25
صداقت عالی
25:27
و در آن به کسانی که پیشتر آمدند اعتبار داده می شود
25:29
و در حدیث که
25:31
خلافت عثمان رضی الله عنه
25:33
در مجلس شورا بود
25:35
باب حرام
25:39
از نفرین به مرده
25:42
از عایشه رضی الله عنها
25:44
او گفت
25:46
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
25:48
مرده را نفرین نکنید
25:50
آنها ممکن است
25:52
آنها به آنچه دادند رسیدند
25:54
نظر دهید
25:56
در مورد صحبت
25:59
مرده را نفرین نکنید
26:01
یعنی به آنها توهین نکنید و به آنها اشاره نکنید
26:03
بدجوری
26:05
آنها به آنچه دادند رسیدند
26:07
یعنی پاداش اعمال خود را دریافت کردند
26:09
از فواید
26:11
حدیث
26:14
از صحبت کردن سود ببرید
26:16
لعنت بر مردگان جاری می شود
26:18
غیبت کردن
26:20
در حدیث لعن و نفرین آمده است
26:22
اخلاق مسلمانان
26:24
باب ذکر سیئات اموات
26:27
از ابن عباس
26:30
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
26:32
او گفت
26:34
وقتی اومدم پایین
26:36
و به نزدیکترین قبیله خود هشدار دهید
26:38
در یک رمان
26:40
و در میان آنها صادقان را دیدی
26:42
پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت
26:44
روی آرامش
26:46
در یک رمان
26:48
پس تشویق کرد
26:50
اوه صبح
26:52
بنابراین او شروع به تماس کرد
26:54
ای بانوفهر!
26:56
ای پسر عدی
26:58
به شکم قریش
27:00
تا اینکه ملاقات کردند
27:02
اگر مرد قادر به ترک نبود، این کار را انجام داد
27:04
یک پیام رسان بفرستید
27:06
تا ببینم چیه
27:08
سپس ابولهب و قریش آمدند
27:10
و او گفت
27:12
اگه بهت بگم بدت نمیاد؟
27:14
من دره را تصور کردم
27:16
او می خواهد شما را تغییر دهد
27:18
در یک رمان
27:20
دیدی بهت گفتم یا نه؟
27:22
دشمن بر شماست
27:24
یا عصر بخیر
27:27
باور کردی؟
27:29
گفتند بله
27:31
چیزی که ما روی شما امتحان کردیم
27:33
جز اینکه صادق باشیم
27:35
گفت: من بیم دهنده هستم.
27:37
تو در دستان من عذاب داری
27:39
شدید
27:41
ابولهب گفت
27:43
لعنت به تو تمام روز
27:45
این چیزی است که ما را به هم نزدیک کرده است
27:47
پس رفتم پایین
27:49
دستان پدرم در آتش است و توبه می کند
27:51
چیزی که من نیاز ندارم
27:53
پول او و آنچه به دست آورده است
27:55
نظر دهید
27:57
در مورد صحبت
28:00
و به قبیله خود هشدار دهید
28:02
نزدیک ترین ها
28:04
یعنی کسانی که به شما نزدیکترند
28:06
و آنها سزاوار مهربانی شما هستند
28:08
مذهبی و سکولار
28:10
ای بانوفهر!
28:12
از شکم قریش
28:14
ای پسر عدی
28:16
آنها گروه عمر بن الخطاب رضی الله عنه هستند
28:18
ببینمت؟
28:20
یعنی بگو
28:22
ما هرگز سعی نکردیم چیزی جز صداقت به شما بگوییم
28:24
یعنی همان چیزی که ما می دانستیم
28:26
چیزی جز صداقت در مورد شما نیست
28:28
دست پدرم لهب بسته بود
28:30
و توبه کن
28:32
یعنی دستش را از دست داد و بدبخت شد
28:34
او برنده نشد
28:37
چقدر پولش پولداره
28:39
یعنی آن که داشت و به او ظلم کرد
28:41
و آنچه به دست آورده است
28:43
یعنی نه آنچه به دست آورده است
28:45
هیچ جوابی از او داده نشد
28:47
از عذاب خدا هنگامی که بر او نازل کرد
28:49
یکی از فواید صحبت کردن
28:54
در حدیث فقهی
28:56
ختم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
28:58
تا نقطه گزارش
29:00
حکمتی در آن نهفته است
29:02
آغاز آن
29:04
توسط نزدیکترین قبیله
29:06
چون اهل معرفت هستند
29:08
باطن انسان و اسرار او
29:10
آنها مشتاقان هستند
29:12
او وضعیت خود را پنهان نگه داشت
29:14
او نمی تواند فرمان دهد
29:16
در مورد نزدیک ترین افراد به خانواده اش
29:18
آنچه آنها را در تضاد با دیگران است
29:20
سپس به مردم بعد از آنها ابلاغ می شود
29:22
و مشروعیت وجود دارد
29:24
درصد هر قبیله
29:26
به پدر و مادرش
29:28
و در حدیث که
29:30
قریش پیامبر صلی الله علیه و آله را می شناختند
29:32
مخلص و صادق
29:34
حاوی یک بیانیه است
29:36
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
29:38
او هشدار دهنده قوم خود است
29:40
و برای همه مردم
29:42
و در حدیث که
29:44
در آتش جهنم نسب جاودانه ای دارد
29:46
و در آن هر که با آن کند کند
29:48
کار او با نسب او تسریع نشد
29:50
حاوی بیانیه ای است که
29:52
درصد مربوط به اهل بیت پیامبر است
29:54
بدون ایمان فایده ای ندارد