متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
مرکز مزیت
0:06
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09
ارسال کنید
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
درب مسجد بدون آسیب رساندن به مردم در جاده خواهد بود
0:22
از عایشه رضی الله عنها همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت.
0:30
من هرگز پدر و مادرم را درک نکردم
0:32
جز اینکه هر دو دین را محکوم می کنند
0:35
یک روز هم برای ما نگذشته است
0:37
مگر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی دو روز نزد ما بیاید
0:43
فردا و عصر
0:46
زمانی که مسلمانان مورد آزمایش قرار گرفتند
0:49
ابوبکر به سرزمین حبشه مهاجرت کرد
0:53
تا اینکه به برک الغمد رسید
0:55
ابن الدغنه او را یافت
0:57
او ارباب قاره است
0:59
و او گفت
1:01
کجا می خواهی ابوبکر؟
1:03
ابوبکر گفت
1:05
مردم من را بیرون بیاورید
1:07
پس می خواهم در زمین سفر کنم و پروردگارم را عبادت کنم
1:11
ابن الدغنه گفت
1:13
امثال تو ای ابوبکر نه بیرون می رود و نه بیرون می رود
1:18
چیزی به دست نمی آورید
1:20
و به رحم می رسد
1:22
و همه رو تحمل کن
1:23
و از مهمان قدردانی کنید
1:25
به معاونین راست منصوب شد
1:28
من همسایه شما هستم
1:30
برگرد
1:31
و پروردگارت را در کشورت عبادت کن
1:33
پس برگشت
1:35
ابن دغنه با او همسفر شد
1:37
ابن الدغنه در شب رهسپار شد
1:40
از بزرگان قریش
1:42
به آنها گفت
1:44
ابوبکر نه مانند او بیرون می آید و نه بیرون می آید
1:48
آیا شما مردی تولید می کنید که امرار معاش کند؟
1:51
و رحم می رسد
1:53
او همه چیز را حمل می کند
1:54
مهمان تصدیق می کند
1:56
در مسیرهای درست
1:58
قریش در کنار ابن دغنه نخوابیدند
2:02
به ابن دغنه گفتند
2:04
گاراژ ویرجین
2:05
پروردگارش را در خانه اش عبادت کند
2:08
بگذار آنجا نماز بخواند
2:10
بگذار هر چه می خواهد بخواند
2:12
ضرری به ما نمی رساند
2:14
و آشکار نمی شود
2:16
ما می ترسیم که زنان و کودکان ما وسوسه شوند
2:21
این را ابن دغنه به ابوبکر گفت
2:24
پس ابوبکر در آنجا ماند و پروردگارش را در خانه اش عبادت کرد
2:29
نمازش را آشکارا اعلام نمی کند و در جایی غیر از خانه اش نمی خواند
2:35
سپس بر ابوبکر ظاهر شد
2:37
پس در حیاط خانه خود مسجدی بنا کرد
2:40
در آن نماز می خواند و قرآن می خواند
2:44
سپس زنان مشرکان و فرزندانشان به او تهمت می زدند
2:48
او را تحسین می کنند و به او نگاه می کنند
2:52
ابوبکر مردی گریان بود
2:55
وقتی قرآن می خواند چشم ندارد
2:59
این امر مشرکان بزرگ قریش را به وحشت انداخت
3:03
پس نزد ابن الدغنه فرستادند
3:06
پس نزد آنها آمد
3:08
و گفتند
3:09
در کنار تو به ابوبکر پاداش می دادیم
3:13
که پروردگارش را در خانه اش عبادت کند
3:16
او فراتر از آن رفته است
3:18
پس در حیاط خانه خود مسجدی بنا کرد
3:21
پس با دعا و خواندن آن را اعلام کرد
3:24
ترسیدیم که زن و بچه ما را وسوسه کند
3:29
بنابراین او تمام شد
3:30
در یک رمان
3:32
بنابراین او آمد
3:33
اگر بخواهد خود را به عبادت پروردگارش در خانه اکتفا کند، این کار را می کند
3:38
حتی اگر از اعلام آن امتناع کند
3:41
از او بخواهید که بدهی شما را به شما برگرداند
3:45
ما از بخشیدن شما متنفریم
3:48
ما بر اساس تحقیق ابوبکر نیستیم
3:52
عایشه گفت
3:54
ابن دغنه نزد ابوبکر آمد و گفت:
3:58
میدونی چی بهت قول دادم
4:01
یا به آن محدود کنید
4:04
یا میتونی برگردی پیش من
4:08
من دوست ندارم اعراب بشنوند که من مردی را که با او رابطه داشته ام پنهان کرده ام
4:14
ابوبکر گفت
4:16
محله ات را به تو برمی گردانم
4:19
و در جوار خداوند متعال راضی هستم
4:22
پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز در مکه بود
4:27
پیامبر صلی الله علیه و آله به مسلمانان فرمود
4:31
خانه هجرت را به تو نشان دادم
4:35
با درختان خرما
4:37
در یک رمان
4:38
مردابی با درختان خرما دیدم
4:41
بین دو لپ تاپ
4:43
هر دو آزاد هستند
4:45
پس از حجر قبل از مدینه هجرت کرد
4:48
بیشتر کسانی که به سرزمین حبشه مهاجرت کرده بودند به مدینه بازگشتند
4:53
ابوبکر قبل از مدینه آماده شد
4:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
5:01
در پیام رسان های شما
5:03
امیدوارم به من اجازه بدهد
5:06
ابوبکر گفت
5:08
به این امید داری پدرم؟
5:11
گفت بله
5:12
ابوبکر به رسول خدا صلی الله علیه و آله اکتفا کرد
5:17
تا او را همراهی کند
5:19
در دو سفر او برگ های قهوه ای داشت
5:23
یک وقفه چهار ماهه است
5:26
عایشه گفت
5:28
در حالی که یک روز ظهر در خانه ابوبکر نشسته بودیم
5:34
شخصی به ابوبکر گفت
5:37
این رسول خدا صلی الله علیه و آله است
5:41
در ساعتی که نزد ما نیامد
5:45
ابوبکر گفت
5:47
پدر و مادرم فدای او باد
5:50
به خدا سوگند در این ساعت چیزی جز دستور نیاورد
5:55
او گفت
5:56
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و اجازه خواست
6:01
به او اجازه داد و او وارد شد
6:03
پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوبکر فرمود
6:09
از آنجا برو بیرون
6:11
ابوبکر گفت
6:13
آنها خانواده تو هستند به خاطر پدرم ای رسول خدا
6:17
او گفت
6:19
به من اجازه خروج داده شده است
6:22
ابوبکر گفت
6:24
اصحاب، پدرم، تو ای رسول خدا
6:28
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بله
6:33
ابوبکر گفت
6:35
پس پدرم را ای رسول خدا یکی از این شترهای من بگیر
6:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله قیمت را فرمود
6:45
عایشه گفت
6:47
بنابراین آنها را برای استفاده از دستگاه آماده کردیم
6:50
برایشان یک میز در کیف درست کردیم
6:54
اسماء بنت ابی بکر قطعه ای از قلمرو خود را قطع کرد
6:59
بنابراین آن را به دهانه کیسه بستم
7:02
به همین دلیل است که به آن محدوده می گویند
7:05
او گفت
7:07
سپس از رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کرد
7:10
ابوبکر در غاری در جبل ثور بود
7:14
سه شب آنجا ماندیم
7:17
عبدالله بن ابی بکر شب را با آنها می گذراند
7:20
او یک پسر جوان است
7:22
آموزش دهید، آموزش دهید
7:24
با جادو از آنها وارد می شود
7:27
او در مکه مانند کبیت با قریش خواهد بود
7:31
او چیزی را که آنها می خواهند انجام دهند جز با آگاهی نمی شنود
7:35
تا زمانی که تاریکی ها در هم می آمیزد، خبر آن به آنها می رسد
7:40
عامر بن فهیره، خدمتکار ابوبکر، از آنها مراقبت می کند
7:45
اهدایی از گوسفند
7:47
وقتی یک ساعت بعد از شام تمام شد به آنها دلداری می دهد
7:52
شب را در پیام رسان سپری کردند
7:54
شیر فرزندان و فرزندانشان است
7:58
تا اینکه عامر بن فهیره با صدایی هولناک غرغر کرد
8:02
او این کار را هر یک از آن سه شب انجام می دهد
8:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله اجیر شد
8:11
ابوبکر مردی از بن الدیل بود
8:14
او از بنی عبد بن عدی است
8:17
ساکت، خاریتا
8:19
و ماهرى كه در هدايت مهارت داشته باشد
8:23
او در خاندان العاص بن وائل السهمی متحد شد
8:27
او پیرو مذهب کفار قریش است
8:30
پس او امن بود
8:32
پس شترانشان را به او سپرد
8:35
پس از سه شب با غار ثور قرار گذاشتند
8:39
در سفرشان ساعت سه بامداد
8:42
عامر بن فحیره و راهنما با آنها به راه افتادند
8:46
بنابراین آنها را در کنار جاده ساحلی برد
8:49
نظر در حدیث
8:53
من نفهمیدم
8:55
یعنی نمی دانستم
8:57
پدرم
8:58
او ابوبکر رضی الله عنه را می خواست
9:01
مادرش ام روم است که خدا از او راضی باشد
9:05
و خم شدن موضوع اولویت دادن است
9:08
دین را محکوم می کنند
9:10
یعنی دین اسلام
9:12
فردا و عصر
9:14
یعنی صبح و عصر
9:17
مسلمانان مبتلا نشدند
9:19
یعنی با آسیب رساندن به کفار از قریش و دیگران
9:23
استخرهای غلاف
9:25
در طول پنج شب از مکه تا یمن واقع شده است
9:29
زیر ساحل دریا است
9:32
استاد قاره
9:34
قبیله معروفی است
9:36
ابن الدغنه
9:38
به نام مادرش
9:40
گفته شد که نام او رابعه بن رافع است.
9:43
برای رهایی از گردشگری
9:46
مراد در اینجا ترک زمین ها و استقرار در بیابان است
9:50
هیچی به دست نمیاری
9:52
یعنی پول را به او می دهید و صاحب آن می شوید
9:55
و همه رو تحمل کن
9:57
یعنی کسی که در امور خود مستقل نیست
10:00
و مهمان از راه می رسد
10:02
روستاها
10:03
چه غذا و خوابگاهی برای مهمان آماده می شود
10:06
به معاونین راست منصوب شد
10:09
هر گونه حادثه و بلا
10:13
رفتن
10:14
چه راهی برای جلوگیری از آسیب رساندن به شما
10:17
قریش در کنار ابن دغنه نخوابیدند
10:20
یعنی محله اش را قبول کردند
10:22
سخن او را در مورد سلامتی ابوبکر رضی الله عنه ذکر نکردند
10:27
و آشکار نمی شود
10:29
یعنی نماز و خواندنش دست ما نیست
10:33
برای وسوسه کردن زنان و کودکانمان
10:36
یعنی آنها را از پرستش بت ها منحرف کند
10:39
پس او ماند
10:41
یعنی مدتی بر آنچه شرط کرده بودند ماند
10:44
بعد شروع شد
10:46
یعنی بعد نظری غیر از اولی بر او ظاهر شد
10:50
در حیاطش
10:52
یعنی در میدان روبروی خانه اش
10:55
و به طرفش پرتاب می کند
10:57
یعنی به سوی او می شتابد
10:59
او چشمان من را ندارد
11:01
یعنی طاقت ندارد گریه آنها را بگیرد
11:04
از لطافت قلبش هنگام تلاوت و گوش دادن به قرآن
11:09
و من وحشت می کنم
11:10
یعنی می ترسم
11:12
او فراتر از آن رفته است
11:14
یعنی به شرط پایبند نبود
11:16
بنابراین او تمام شد
11:18
یعنی حرام است
11:20
محدود كردن خود به عبادت پروردگارش در خانه، عمل است
11:24
یعنی باید به شرط پایبند باشد
11:26
او عبادت خود را اعلام نمی کند
11:29
حتی اگر پدر باشند
11:30
یعنی خودداری کنید
11:32
از او بپرسید
11:33
یعنی از او بپرسید
11:35
مسئولیت شما
11:36
یعنی امنیت و عهد شما
11:38
ما از اینکه شما را ناامید کنیم متنفر بودیم
11:40
یعنی ما از پیمان شکنی شما بیزاریم
11:43
ما مبتنی نیستیم
11:47
یعنی ما از اقدام او راضی نیستیم و در برابر آن سکوت نمی کنیم
11:51
بهت قول دادم
11:53
یعنی با توجه به شرطی که در مورد محله ات با آنها گذاشتی
11:57
به تو برمی گردم
11:59
یعنی تعهد شما و تعهد شما برای حمایت
12:02
و در جوار خداوند متعال راضی هستم
12:05
یعنی با ایمنی و حفاظت
12:08
آرت
12:09
یعنی بر من نازل شد
12:11
بین دو لپ تاپ
12:13
گدازه زمینی خارج از شهر است
12:16
سنگ های سیاه زیادی دارد
12:19
دو گرم
12:21
آنها کسانی هستند که در شهر هستند
12:23
ژنرال
12:24
هر چه بیشتر
12:26
آماده شو
12:27
یعنی آماده کن
12:29
در پیام رسان های شما
12:30
یعنی کم کن
12:32
ابوبکر نفسش را حبس کرد
12:34
یعنی جلوی مهاجرت خودش را گرفت
12:37
برای رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
12:42
دو حرکت
12:43
آن مرحوم
12:44
یکی از شترهای قوی برای مسافرت و بار
12:48
کاغذ قهوه ای
12:50
نوعی درخت اقاقیا است
12:52
این یک آشفتگی است
12:54
یعنی کاغذ کوبیده با چوب
12:56
افتادن از درختان
12:58
در آخر ظهر
13:00
یعنی در ابتدای گرما
13:03
متقاعد شده است
13:04
یعنی سرش را بپوشاند
13:06
در یک ساعت
13:08
یعنی در هر زمان
13:10
آنها خانواده شما هستند
13:12
به عایشه و اسماء رضی الله عنها اشاره کرد
13:16
اصحاب
13:18
یعنی من شرکت شما را می خواهم
13:20
من دستگاه را ترغیب می کنم
13:22
از القاء
13:23
که داره سرعت میگیره
13:25
و دستگاه
13:26
آنچه او برای سفر و مانند آن نیاز دارد
13:29
برایشان میز گذاشتیم
13:31
سفره غذایی است که برای مسافر درست می شود
13:35
سپس آن را در قابلمه غذا استفاده کنید
13:38
از محدوده آن
13:40
کمربند جامه ای با توری است که زنان می پوشند
13:45
و منطق
13:46
هر چه را در میان تو بستم
13:49
باقر در جبل ثور
13:51
کوهی است معروف به مکه
13:54
آموزش دهید
13:56
یعنی باهوش و باهوش
13:58
دریابید
13:59
یعنی زود فهمیدن
14:01
او از آنچه می شنود و یاد می گیرد استقبال خوبی می کند
14:05
Fidlig
14:06
یعنی با جادو می رود و به مکه می رود
14:10
با آن مبارزه می کنند
14:12
یعنی آنچه که قریش علیه آنها نقشه کشیدند
14:15
و او آن را نجات داد
14:18
گرانت
14:19
چتی است که مرد شیرش را برای دیگران میسازد
14:23
پس او را دلداری می دهد
14:25
یعنی گوسفندها پیش آنها می روند
14:28
در پیام رسان ها
14:29
شیر نرم است
14:31
و مهمانشان
14:33
الردیف
14:34
شیری است که سنگ های حرارت دیده در آن ساخته شده است
14:38
خامی و سنگینی آن از بین می رود
14:41
تا زمانی که قار می کند
14:43
یعنی برای گوسفندانش فریاد می زند
14:45
باگلاس
14:46
یعنی در تاریکی آخر شب
14:49
ساکت
14:50
یعنی آنها را به راه هدایت می کند
14:53
و ماهرى كه در هدايت مهارت داشته باشد
14:56
این در گزارش از سخنان الزهری آمده است
15:01
نوال السهمی ائتلافی را در خانواده العصب غوطه ور کرده است
15:05
از سوگند آنها سهمی می گیرد و قراردادشان محفوظ است
15:09
بنابراین ما در امان بودیم
15:10
یعنی کور شدیم
15:12
بنابراین آنها را در کنار جاده ساحلی برد
15:15
یعنی تا ساحل به سراغشان آمد
15:19
یکی از فواید صحبت کردن
15:23
از صحبت کردن سود ببرید
15:25
بیانات حضرت ابوبکر رضی الله عنه
15:28
تقدم آن در اسلام
15:31
و شدت دلبستگی ابوبکر رضی الله عنه
15:34
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:37
در حدیث ذکر شده است که صدیق رضی الله عنه چه داشته است
15:41
از لطف و صداقت
15:43
در حمایت از رسولش صلی الله علیه و آله
15:46
خودش و پولش را داد تا این کار را بکند
15:49
و بازدید مکرر ضرری ندارد
15:52
زمانی که محبت یا نیاز به آن تایید شود
15:56
سنت با آزمایش مسلمانان برحسب میزان ایمانشان گذشت
16:01
نشان می دهد که این محله در میان اعراب شناخته شده بوده است
16:05
و قانون آن را تصویب کرد
16:07
چهره های عربی برای کسانی که به آنها پناه می بردند یاری می رساند
16:11
و آنها را استخدام کرد
16:13
بیان می کند که همسایگی نیست مگر با ستمدیدگان
16:17
مؤمن حق دارد از کسی که او را از ظلم محافظت می کند، پناه بگیرد
16:21
اگر برای خودش می ترسد
16:23
حتی اگر مجیر کافر باشد
16:26
او بین گرفتن مجوز و صبور بودن یک انتخاب دارد
16:30
فضیلت صبر بر ضرری را که برای خدای متعال به مسلمان وارد می شود بیان می کند.
16:37
فضیلت هجرت و فرار با دین را بیان می کند
16:41
حدیث دلالت دارد که هرکس از اقامتگاه او بهره می برد
16:46
او کشور را ترک نمی کند
16:48
اگر بخواهد برود از رفتنش منع می شود
16:53
اخلاق خوبی داره
16:56
کمک به مستضعفان و کمک به آنان در رفع نیازهای دنیا
17:00
اخلاق نیکو است
17:02
حفظ روابط خانوادگی و تهیه غذا و اقامت شبانه به میهمان
17:07
اینها اخلاقی است که در دوران جاهلیت مورد ستایش عرب ها بوده است
17:12
اخلاق نیکو است
17:14
کمک به دیگران در مواقع بحران و بلایا
17:18
این یک اخلاق مذموم در زمان جاهلیت و اسلام است
17:22
عهدشکنی و خیانت
17:25
حاوی شرح فضیلت تلاوت کتاب خداوند متعال است
17:29
و به او خبر دهید
17:31
گریه در هنگام تلاوت جایز است
17:34
دلالت بر این دارد که قرآن کریم با غرایز سالم بر جان ها تأثیر می گذارد
17:39
از این رو مشرکان از شنیدن قرآن بر فرزندان خود بیم داشتند
17:44
بیانگر این است که مسلمان با رفتارش قبل از گفتارش وکیل است
17:49
این همان کاری است که ابوبکر رضی الله عنه انجام می داد
17:53
و مشرکان قریش از او آگاه شدند
17:56
در حدیث، مسلمانان تابع شرایط خود هستند
18:00
شرحی از فضیلت مصاحبت و مقام صحابه دارد
18:04
و در آن ابوبکر رضی الله عنه
18:08
مخفیگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
18:12
این شامل راهنمایی در مورد تهیه غذا و آماده شدن برای سفر است
18:16
و این منافاتی با اعتماد ندارد
18:19
این شامل توضیحی از فضیلت شهر است
18:22
مهاجرت به آن وحی بود
18:25
برای مرد جایز است که در موقع نیاز نقاب بزند
18:29
این نشان می دهد که ملاقات شخصی با دوست خود اشکالی ندارد
18:33
زمان صحبت در مورد مسائل مهم است
18:36
بر لزوم اجازه گرفتن در هنگام بیان آن تأکید می کند
18:41
و باید راز خود را حفظ کرد
18:44
فقط کسانی که به او اعتماد دارند می توانند آن را ببینند
18:48
راهنمایی در مورد چگونگی مراقبت در مورد مسائل مهم ارائه می دهد
18:52
زیرا هیچ مانعی برای آن وجود ندارد
18:55
لازم است به دلایل ایمنی و امنیتی در نظر گرفته شود
18:58
در دعوت به سوی خداوند متعال
19:01
این منافاتی با توکل به خداوند متعال ندارد
19:05
انسان را به تعجیل در انجام کارهای نیک تشویق می کند
19:08
به خصوص اگر تأخیر باعث آسیب شود
19:12
عدم تعیین هدیه ضرری ندارد
19:16
زیرا هدیه، عقد هبه است
19:20
غیر از قراردادهای جبران خسارت
19:23
جایز است زن قبل از اجماع به شوهرش خدمت کند
19:27
حاوی راهنمایی برای تسلط عاقل و عاقل در امور مهم است
19:32
این شامل راهنمایی در مورد استعمار کسانی است که در تخصص خود تخصص دارند
19:37
به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه و آله او را اجیر کرد
19:40
ساکت، خاریتا
19:43
اجیر کردن کافر برای کاری که خوب انجام می دهد جایز است
19:46
مگر اینکه گناه باشد
19:48
چشم دوختن به دشمن جایز است
19:51
و اخبار و فریب آنها را بدانید
19:54
این شامل توضیحی از فضیلت گوسفند آزاد شده است
19:58
تبیین جایگاه زن در اسلام
20:01
و شرکت در رویدادهای مهم
20:04
در حدیث فضیلت آل ابوبکر رضی الله عنه بیان شده است.
20:09
همه آنها افتخار شرکت در رویدادهای مهاجرت را داشتند
20:17
باب درهم تنیدگی انگشتان در مسجد و جاهای دیگر
20:21
از عبدالله فرمود:
20:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:28
ای عبدالله بن عمر
20:30
اگر در میان زباله های مردم بمانید، چگونه خواهید بود؟
20:35
او گفت
20:36
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انگشتان خود را به هم چسباند
20:45
در تفاله
20:46
تفاله شرور همه چیز است
20:49
و آنچه مردم می خواهند بد است
20:53
یکی از فواید صحبت کردن
20:57
از صحبت کردن سود ببرید
20:59
مشروعیت عمل با اشاره برای درک گفتار
21:03
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
21:06
این شامل اطلاعاتی است در مورد آنچه که از نظر فساد و سرزنش مردم اتفاق خواهد افتاد
21:11
و پیمانهایشان در هم آمیخت
21:13
معنای ظاهری حدیث خبر است
21:17
یعنی نهی از آن اخلاق مذموم
21:21
از ابوموسی
21:25
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
21:29
مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنایی است که پشتیبان یکدیگر هستند
21:34
انگشتانش را به هم چسباند
21:37
نظر در حدیث
21:40
مانند ساختاری که از یکدیگر پشتیبانی می کند
21:43
یعنی مثل یک ساختمان انباشته شده است
21:47
یکی از فواید صحبت کردن
21:52
معنای ظاهری حدیث اطلاع و معنای آن امر است
21:56
این شامل تشویق به همکاری است
21:58
و اصرار به هر چیزی که بنای برادری اسلامی را تقویت کند
22:04
ما به هر چیزی که برادری اسلامی را از بین ببرد یا تضعیف کند، حمله کردیم
22:10
مثال فیزیکی جایز است
22:13
برای شفاف سازی اطلاعات انتزاعی
22:16
و اگر بخواهد در گفتار غلو کند بر دنیا حلال است
22:21
تا با حرکاتش معنای مقاله را به آنها نشان دهد
22:27
از ابن سیرین از ابوهریره گفت:
22:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را به نماز اقامه کرد
22:35
یکی از نمازهای عصرم
22:37
در یک رمان
22:39
پیامبر صلی الله علیه و آله دو رکعت نماز ظهر خواند
22:44
و در یک رمان
22:46
پیامبر صلی الله علیه و آله ما را در نماز ظهر یا عصر امامت کرد
22:51
ابن سیرین گفت
22:53
ابوهریره آن را نامید
22:55
اما فراموش کردم
22:58
او گفت
22:59
او ما را در دو رکعت رهبری کرد
23:01
سپس سلام کرد
23:03
پس به صحنه ای رفت که در مسجد به نمایش درآمد
23:07
طوری به او تکیه داد که انگار عصبانی بود
23:11
دست راستش را روی چپ گذاشت
23:14
او به سرعت از درهای مسجد خارج شد
23:18
و گفتند
23:19
نماز کوتاه شد
23:22
در میان مردم ابوبکر و عمر هستند
23:25
می ترسیدند با او صحبت کنند
23:28
در میان مردم مردی با دستان دراز است
23:31
او را دو دست می نامند
23:34
او گفت
23:36
ای رسول خدا
23:37
ابوهریره را فراموش کردی
23:41
او گفت
23:42
ای رسول خدا
23:44
نماز را فراموش کردی یا کوتاه کردی؟
23:47
او گفت
23:48
فراموش نکردم و غفلت نکردم
23:51
و او گفت
23:52
همانطور که دو دست می گویند
23:55
و گفتند بله
23:57
پس جلو آمد
23:59
تا زمانی که رفت نماز خواند
24:01
سپس سلام کرد
24:02
سپس تکبیر گفت و مانند سجده او یا بیشتر سجده کرد
24:07
سپس سرش را بلند کرد و تکبیر گفت
24:10
سپس تکبیر گفت و مانند سجده او یا بیشتر سجده کرد
24:15
سپس سرش را بلند کرد و تکبیر گفت
24:18
شاید از او پرسیدند
24:20
سپس سلام کرد
24:22
و او می گوید
24:23
به من خبر دادند که عمران بن حسین گفت
24:27
سپس سلام کرد
24:30
نظر در حدیث
24:33
یکی از نمازهای عصرم
24:35
یعنی نماز ظهر و عصر
24:37
زیرا شام به آنچه بعد از ظهر تا غروب آفتاب می آید اطلاق می شود
24:42
به مرحله نمایش داده شده
24:44
یعنی به نمایش گذاشته شده است
24:46
یا در محوطه مسجد قرار می گیرد
24:50
دلتنگش شدی
24:51
یعنی ببندید
24:53
سریع اومد بیرون
24:56
یعنی اولین افرادی که برای انجام کاری عجله می کنند
25:00
سریع قبول می کنند
25:03
می ترسیدند با او صحبت کنند
25:05
یعنی ابوبکر و عمر رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ترسیدند.
25:11
در ترس و احترام
25:14
او را ذولیدین می نامند
25:16
نام او الخرباق بن عمر السلمی است
25:19
خداوند از او راضی باشد
25:21
شاید از او پرسیدند
25:23
سپس سلام کرد
25:24
یعنی ابن سیرین پرسید
25:26
آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بعد از این سجده دوباره به او سلام کرد؟
25:33
یا به آرامش اول راضی بود
25:36
و او می گوید
25:37
من پیشگویی شده بودم
25:39
یعنی به من گفتند عمران بن حسین رضی الله عنه گفت
25:43
سپس سلام کرد
25:45
این نشان می دهد که او از عمران رضی الله عنه چیزی نشنیده است
25:52
یکی از فواید صحبت کردن
25:56
از صحبت کردن سود ببرید
25:58
تشریح شدت حرمت صحابه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله.
26:03
شرح فضیلت ابوبکر و عمر رضی الله عنهم در آن آمده است
26:08
صحابه آنها را به آنها معرفی کردند
26:10
و قدر آنها را بدانند
26:13
فراموشی پیامبر صلی الله علیه و آله جایز است
26:17
در مسائل عبادی
26:19
برای قانون گذاری
26:20
بیان آن حضرت رضی الله عنه بر این امر دلالت دارد
26:24
فراموش نکردم و از کمال الدین غافل نشدم
26:28
شامل عدم تأخیر بیانیه بیش از زمان نیاز است
26:32
اصل برای کپی نیست
26:34
در حدیث، سجده فراموشی دو سجده است
26:39
در مورد جایگاه آنها قبل یا بعد از صلح
26:42
اختلاف نظر وجود دارد
26:44
بیان می کند که یقین با شک از بین نمی رود
26:47
حاوی راهنمایی در مورد احتیاط در امور عبادی است
26:52
احراز فتوا و حکم قانونی لازم است
26:56
جایز است هدایت شونده و طلبه از امام و عالم سؤال بپرسند.
27:02
چه نوع تصادفاتی
27:04
ذکر آنچه در انسان به صورت تعریف است جایز است
27:09
این نه غیبت محسوب می شود و نه نقص
27:13
در حدیث، گفتگو در نماز از کسانی است که در حال نماز با امام خود هستند
27:18
در صورت لزوم تصحیح نماز
27:21
نماز را قطع نمی کند
27:23
شواهدی وجود دارد که هر که از روی فراموشی گفت من چنین و چنان نکردم
27:28
و او این کار را کرده بود
27:30
او دروغ نمی گوید