از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 28 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (28) | كتاب الصلاة - 8

◉ 53 بازدید ⏱ 27:33 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 درب مسجد بدون آسیب رساندن به مردم در جاده خواهد بود
0:22 از عایشه رضی الله عنها همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت.
0:30 من هرگز پدر و مادرم را درک نکردم
0:32 جز اینکه هر دو دین را محکوم می کنند
0:35 یک روز هم برای ما نگذشته است
0:37 مگر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی دو روز نزد ما بیاید
0:43 فردا و عصر
0:46 زمانی که مسلمانان مورد آزمایش قرار گرفتند
0:49 ابوبکر به سرزمین حبشه مهاجرت کرد
0:53 تا اینکه به برک الغمد رسید
0:55 ابن الدغنه او را یافت
0:57 او ارباب قاره است
0:59 و او گفت
1:01 کجا می خواهی ابوبکر؟
1:03 ابوبکر گفت
1:05 مردم من را بیرون بیاورید
1:07 پس می خواهم در زمین سفر کنم و پروردگارم را عبادت کنم
1:11 ابن الدغنه گفت
1:13 امثال تو ای ابوبکر نه بیرون می رود و نه بیرون می رود
1:18 چیزی به دست نمی آورید
1:20 و به رحم می رسد
1:22 و همه رو تحمل کن
1:23 و از مهمان قدردانی کنید
1:25 به معاونین راست منصوب شد
1:28 من همسایه شما هستم
1:30 برگرد
1:31 و پروردگارت را در کشورت عبادت کن
1:33 پس برگشت
1:35 ابن دغنه با او همسفر شد
1:37 ابن الدغنه در شب رهسپار شد
1:40 از بزرگان قریش
1:42 به آنها گفت
1:44 ابوبکر نه مانند او بیرون می آید و نه بیرون می آید
1:48 آیا شما مردی تولید می کنید که امرار معاش کند؟
1:51 و رحم می رسد
1:53 او همه چیز را حمل می کند
1:54 مهمان تصدیق می کند
1:56 در مسیرهای درست
1:58 قریش در کنار ابن دغنه نخوابیدند
2:02 به ابن دغنه گفتند
2:04 گاراژ ویرجین
2:05 پروردگارش را در خانه اش عبادت کند
2:08 بگذار آنجا نماز بخواند
2:10 بگذار هر چه می خواهد بخواند
2:12 ضرری به ما نمی رساند
2:14 و آشکار نمی شود
2:16 ما می ترسیم که زنان و کودکان ما وسوسه شوند
2:21 این را ابن دغنه به ابوبکر گفت
2:24 پس ابوبکر در آنجا ماند و پروردگارش را در خانه اش عبادت کرد
2:29 نمازش را آشکارا اعلام نمی کند و در جایی غیر از خانه اش نمی خواند
2:35 سپس بر ابوبکر ظاهر شد
2:37 پس در حیاط خانه خود مسجدی بنا کرد
2:40 در آن نماز می خواند و قرآن می خواند
2:44 سپس زنان مشرکان و فرزندانشان به او تهمت می زدند
2:48 او را تحسین می کنند و به او نگاه می کنند
2:52 ابوبکر مردی گریان بود
2:55 وقتی قرآن می خواند چشم ندارد
2:59 این امر مشرکان بزرگ قریش را به وحشت انداخت
3:03 پس نزد ابن الدغنه فرستادند
3:06 پس نزد آنها آمد
3:08 و گفتند
3:09 در کنار تو به ابوبکر پاداش می دادیم
3:13 که پروردگارش را در خانه اش عبادت کند
3:16 او فراتر از آن رفته است
3:18 پس در حیاط خانه خود مسجدی بنا کرد
3:21 پس با دعا و خواندن آن را اعلام کرد
3:24 ترسیدیم که زن و بچه ما را وسوسه کند
3:29 بنابراین او تمام شد
3:30 در یک رمان
3:32 بنابراین او آمد
3:33 اگر بخواهد خود را به عبادت پروردگارش در خانه اکتفا کند، این کار را می کند
3:38 حتی اگر از اعلام آن امتناع کند
3:41 از او بخواهید که بدهی شما را به شما برگرداند
3:45 ما از بخشیدن شما متنفریم
3:48 ما بر اساس تحقیق ابوبکر نیستیم
3:52 عایشه گفت
3:54 ابن دغنه نزد ابوبکر آمد و گفت:
3:58 میدونی چی بهت قول دادم
4:01 یا به آن محدود کنید
4:04 یا میتونی برگردی پیش من
4:08 من دوست ندارم اعراب بشنوند که من مردی را که با او رابطه داشته ام پنهان کرده ام
4:14 ابوبکر گفت
4:16 محله ات را به تو برمی گردانم
4:19 و در جوار خداوند متعال راضی هستم
4:22 پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز در مکه بود
4:27 پیامبر صلی الله علیه و آله به مسلمانان فرمود
4:31 خانه هجرت را به تو نشان دادم
4:35 با درختان خرما
4:37 در یک رمان
4:38 مردابی با درختان خرما دیدم
4:41 بین دو لپ تاپ
4:43 هر دو آزاد هستند
4:45 پس از حجر قبل از مدینه هجرت کرد
4:48 بیشتر کسانی که به سرزمین حبشه مهاجرت کرده بودند به مدینه بازگشتند
4:53 ابوبکر قبل از مدینه آماده شد
4:57 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
5:01 در پیام رسان های شما
5:03 امیدوارم به من اجازه بدهد
5:06 ابوبکر گفت
5:08 به این امید داری پدرم؟
5:11 گفت بله
5:12 ابوبکر به رسول خدا صلی الله علیه و آله اکتفا کرد
5:17 تا او را همراهی کند
5:19 در دو سفر او برگ های قهوه ای داشت
5:23 یک وقفه چهار ماهه است
5:26 عایشه گفت
5:28 در حالی که یک روز ظهر در خانه ابوبکر نشسته بودیم
5:34 شخصی به ابوبکر گفت
5:37 این رسول خدا صلی الله علیه و آله است
5:41 در ساعتی که نزد ما نیامد
5:45 ابوبکر گفت
5:47 پدر و مادرم فدای او باد
5:50 به خدا سوگند در این ساعت چیزی جز دستور نیاورد
5:55 او گفت
5:56 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و اجازه خواست
6:01 به او اجازه داد و او وارد شد
6:03 پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوبکر فرمود
6:09 از آنجا برو بیرون
6:11 ابوبکر گفت
6:13 آنها خانواده تو هستند به خاطر پدرم ای رسول خدا
6:17 او گفت
6:19 به من اجازه خروج داده شده است
6:22 ابوبکر گفت
6:24 اصحاب، پدرم، تو ای رسول خدا
6:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بله
6:33 ابوبکر گفت
6:35 پس پدرم را ای رسول خدا یکی از این شترهای من بگیر
6:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله قیمت را فرمود
6:45 عایشه گفت
6:47 بنابراین آنها را برای استفاده از دستگاه آماده کردیم
6:50 برایشان یک میز در کیف درست کردیم
6:54 اسماء بنت ابی بکر قطعه ای از قلمرو خود را قطع کرد
6:59 بنابراین آن را به دهانه کیسه بستم
7:02 به همین دلیل است که به آن محدوده می گویند
7:05 او گفت
7:07 سپس از رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کرد
7:10 ابوبکر در غاری در جبل ثور بود
7:14 سه شب آنجا ماندیم
7:17 عبدالله بن ابی بکر شب را با آنها می گذراند
7:20 او یک پسر جوان است
7:22 آموزش دهید، آموزش دهید
7:24 با جادو از آنها وارد می شود
7:27 او در مکه مانند کبیت با قریش خواهد بود
7:31 او چیزی را که آنها می خواهند انجام دهند جز با آگاهی نمی شنود
7:35 تا زمانی که تاریکی ها در هم می آمیزد، خبر آن به آنها می رسد
7:40 عامر بن فهیره، خدمتکار ابوبکر، از آنها مراقبت می کند
7:45 اهدایی از گوسفند
7:47 وقتی یک ساعت بعد از شام تمام شد به آنها دلداری می دهد
7:52 شب را در پیام رسان سپری کردند
7:54 شیر فرزندان و فرزندانشان است
7:58 تا اینکه عامر بن فهیره با صدایی هولناک غرغر کرد
8:02 او این کار را هر یک از آن سه شب انجام می دهد
8:07 رسول خدا صلی الله علیه و آله اجیر شد
8:11 ابوبکر مردی از بن الدیل بود
8:14 او از بنی عبد بن عدی است
8:17 ساکت، خاریتا
8:19 و ماهرى كه در هدايت مهارت داشته باشد
8:23 او در خاندان العاص بن وائل السهمی متحد شد
8:27 او پیرو مذهب کفار قریش است
8:30 پس او امن بود
8:32 پس شترانشان را به او سپرد
8:35 پس از سه شب با غار ثور قرار گذاشتند
8:39 در سفرشان ساعت سه بامداد
8:42 عامر بن فحیره و راهنما با آنها به راه افتادند
8:46 بنابراین آنها را در کنار جاده ساحلی برد
8:49 نظر در حدیث
8:53 من نفهمیدم
8:55 یعنی نمی دانستم
8:57 پدرم
8:58 او ابوبکر رضی الله عنه را می خواست
9:01 مادرش ام روم است که خدا از او راضی باشد
9:05 و خم شدن موضوع اولویت دادن است
9:08 دین را محکوم می کنند
9:10 یعنی دین اسلام
9:12 فردا و عصر
9:14 یعنی صبح و عصر
9:17 مسلمانان مبتلا نشدند
9:19 یعنی با آسیب رساندن به کفار از قریش و دیگران
9:23 استخرهای غلاف
9:25 در طول پنج شب از مکه تا یمن واقع شده است
9:29 زیر ساحل دریا است
9:32 استاد قاره
9:34 قبیله معروفی است
9:36 ابن الدغنه
9:38 به نام مادرش
9:40 گفته شد که نام او رابعه بن رافع است.
9:43 برای رهایی از گردشگری
9:46 مراد در اینجا ترک زمین ها و استقرار در بیابان است
9:50 هیچی به دست نمیاری
9:52 یعنی پول را به او می دهید و صاحب آن می شوید
9:55 و همه رو تحمل کن
9:57 یعنی کسی که در امور خود مستقل نیست
10:00 و مهمان از راه می رسد
10:02 روستاها
10:03 چه غذا و خوابگاهی برای مهمان آماده می شود
10:06 به معاونین راست منصوب شد
10:09 هر گونه حادثه و بلا
10:13 رفتن
10:14 چه راهی برای جلوگیری از آسیب رساندن به شما
10:17 قریش در کنار ابن دغنه نخوابیدند
10:20 یعنی محله اش را قبول کردند
10:22 سخن او را در مورد سلامتی ابوبکر رضی الله عنه ذکر نکردند
10:27 و آشکار نمی شود
10:29 یعنی نماز و خواندنش دست ما نیست
10:33 برای وسوسه کردن زنان و کودکانمان
10:36 یعنی آنها را از پرستش بت ها منحرف کند
10:39 پس او ماند
10:41 یعنی مدتی بر آنچه شرط کرده بودند ماند
10:44 بعد شروع شد
10:46 یعنی بعد نظری غیر از اولی بر او ظاهر شد
10:50 در حیاطش
10:52 یعنی در میدان روبروی خانه اش
10:55 و به طرفش پرتاب می کند
10:57 یعنی به سوی او می شتابد
10:59 او چشمان من را ندارد
11:01 یعنی طاقت ندارد گریه آنها را بگیرد
11:04 از لطافت قلبش هنگام تلاوت و گوش دادن به قرآن
11:09 و من وحشت می کنم
11:10 یعنی می ترسم
11:12 او فراتر از آن رفته است
11:14 یعنی به شرط پایبند نبود
11:16 بنابراین او تمام شد
11:18 یعنی حرام است
11:20 محدود كردن خود به عبادت پروردگارش در خانه، عمل است
11:24 یعنی باید به شرط پایبند باشد
11:26 او عبادت خود را اعلام نمی کند
11:29 حتی اگر پدر باشند
11:30 یعنی خودداری کنید
11:32 از او بپرسید
11:33 یعنی از او بپرسید
11:35 مسئولیت شما
11:36 یعنی امنیت و عهد شما
11:38 ما از اینکه شما را ناامید کنیم متنفر بودیم
11:40 یعنی ما از پیمان شکنی شما بیزاریم
11:43 ما مبتنی نیستیم
11:47 یعنی ما از اقدام او راضی نیستیم و در برابر آن سکوت نمی کنیم
11:51 بهت قول دادم
11:53 یعنی با توجه به شرطی که در مورد محله ات با آنها گذاشتی
11:57 به تو برمی گردم
11:59 یعنی تعهد شما و تعهد شما برای حمایت
12:02 و در جوار خداوند متعال راضی هستم
12:05 یعنی با ایمنی و حفاظت
12:08 آرت
12:09 یعنی بر من نازل شد
12:11 بین دو لپ تاپ
12:13 گدازه زمینی خارج از شهر است
12:16 سنگ های سیاه زیادی دارد
12:19 دو گرم
12:21 آنها کسانی هستند که در شهر هستند
12:23 ژنرال
12:24 هر چه بیشتر
12:26 آماده شو
12:27 یعنی آماده کن
12:29 در پیام رسان های شما
12:30 یعنی کم کن
12:32 ابوبکر نفسش را حبس کرد
12:34 یعنی جلوی مهاجرت خودش را گرفت
12:37 برای رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
12:42 دو حرکت
12:43 آن مرحوم
12:44 یکی از شترهای قوی برای مسافرت و بار
12:48 کاغذ قهوه ای
12:50 نوعی درخت اقاقیا است
12:52 این یک آشفتگی است
12:54 یعنی کاغذ کوبیده با چوب
12:56 افتادن از درختان
12:58 در آخر ظهر
13:00 یعنی در ابتدای گرما
13:03 متقاعد شده است
13:04 یعنی سرش را بپوشاند
13:06 در یک ساعت
13:08 یعنی در هر زمان
13:10 آنها خانواده شما هستند
13:12 به عایشه و اسماء رضی الله عنها اشاره کرد
13:16 اصحاب
13:18 یعنی من شرکت شما را می خواهم
13:20 من دستگاه را ترغیب می کنم
13:22 از القاء
13:23 که داره سرعت میگیره
13:25 و دستگاه
13:26 آنچه او برای سفر و مانند آن نیاز دارد
13:29 برایشان میز گذاشتیم
13:31 سفره غذایی است که برای مسافر درست می شود
13:35 سپس آن را در قابلمه غذا استفاده کنید
13:38 از محدوده آن
13:40 کمربند جامه ای با توری است که زنان می پوشند
13:45 و منطق
13:46 هر چه را در میان تو بستم
13:49 باقر در جبل ثور
13:51 کوهی است معروف به مکه
13:54 آموزش دهید
13:56 یعنی باهوش و باهوش
13:58 دریابید
13:59 یعنی زود فهمیدن
14:01 او از آنچه می شنود و یاد می گیرد استقبال خوبی می کند
14:05 Fidlig
14:06 یعنی با جادو می رود و به مکه می رود
14:10 با آن مبارزه می کنند
14:12 یعنی آنچه که قریش علیه آنها نقشه کشیدند
14:15 و او آن را نجات داد
14:18 گرانت
14:19 چتی است که مرد شیرش را برای دیگران می‌سازد
14:23 پس او را دلداری می دهد
14:25 یعنی گوسفندها پیش آنها می روند
14:28 در پیام رسان ها
14:29 شیر نرم است
14:31 و مهمانشان
14:33 الردیف
14:34 شیری است که سنگ های حرارت دیده در آن ساخته شده است
14:38 خامی و سنگینی آن از بین می رود
14:41 تا زمانی که قار می کند
14:43 یعنی برای گوسفندانش فریاد می زند
14:45 باگلاس
14:46 یعنی در تاریکی آخر شب
14:49 ساکت
14:50 یعنی آنها را به راه هدایت می کند
14:53 و ماهرى كه در هدايت مهارت داشته باشد
14:56 این در گزارش از سخنان الزهری آمده است
15:01 نوال السهمی ائتلافی را در خانواده العصب غوطه ور کرده است
15:05 از سوگند آنها سهمی می گیرد و قراردادشان محفوظ است
15:09 بنابراین ما در امان بودیم
15:10 یعنی کور شدیم
15:12 بنابراین آنها را در کنار جاده ساحلی برد
15:15 یعنی تا ساحل به سراغشان آمد
15:19 یکی از فواید صحبت کردن
15:23 از صحبت کردن سود ببرید
15:25 بیانات حضرت ابوبکر رضی الله عنه
15:28 تقدم آن در اسلام
15:31 و شدت دلبستگی ابوبکر رضی الله عنه
15:34 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:37 در حدیث ذکر شده است که صدیق رضی الله عنه چه داشته است
15:41 از لطف و صداقت
15:43 در حمایت از رسولش صلی الله علیه و آله
15:46 خودش و پولش را داد تا این کار را بکند
15:49 و بازدید مکرر ضرری ندارد
15:52 زمانی که محبت یا نیاز به آن تایید شود
15:56 سنت با آزمایش مسلمانان برحسب میزان ایمانشان گذشت
16:01 نشان می دهد که این محله در میان اعراب شناخته شده بوده است
16:05 و قانون آن را تصویب کرد
16:07 چهره های عربی برای کسانی که به آنها پناه می بردند یاری می رساند
16:11 و آنها را استخدام کرد
16:13 بیان می کند که همسایگی نیست مگر با ستمدیدگان
16:17 مؤمن حق دارد از کسی که او را از ظلم محافظت می کند، پناه بگیرد
16:21 اگر برای خودش می ترسد
16:23 حتی اگر مجیر کافر باشد
16:26 او بین گرفتن مجوز و صبور بودن یک انتخاب دارد
16:30 فضیلت صبر بر ضرری را که برای خدای متعال به مسلمان وارد می شود بیان می کند.
16:37 فضیلت هجرت و فرار با دین را بیان می کند
16:41 حدیث دلالت دارد که هرکس از اقامتگاه او بهره می برد
16:46 او کشور را ترک نمی کند
16:48 اگر بخواهد برود از رفتنش منع می شود
16:53 اخلاق خوبی داره
16:56 کمک به مستضعفان و کمک به آنان در رفع نیازهای دنیا
17:00 اخلاق نیکو است
17:02 حفظ روابط خانوادگی و تهیه غذا و اقامت شبانه به میهمان
17:07 اینها اخلاقی است که در دوران جاهلیت مورد ستایش عرب ها بوده است
17:12 اخلاق نیکو است
17:14 کمک به دیگران در مواقع بحران و بلایا
17:18 این یک اخلاق مذموم در زمان جاهلیت و اسلام است
17:22 عهدشکنی و خیانت
17:25 حاوی شرح فضیلت تلاوت کتاب خداوند متعال است
17:29 و به او خبر دهید
17:31 گریه در هنگام تلاوت جایز است
17:34 دلالت بر این دارد که قرآن کریم با غرایز سالم بر جان ها تأثیر می گذارد
17:39 از این رو مشرکان از شنیدن قرآن بر فرزندان خود بیم داشتند
17:44 بیانگر این است که مسلمان با رفتارش قبل از گفتارش وکیل است
17:49 این همان کاری است که ابوبکر رضی الله عنه انجام می داد
17:53 و مشرکان قریش از او آگاه شدند
17:56 در حدیث، مسلمانان تابع شرایط خود هستند
18:00 شرحی از فضیلت مصاحبت و مقام صحابه دارد
18:04 و در آن ابوبکر رضی الله عنه
18:08 مخفیگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
18:12 این شامل راهنمایی در مورد تهیه غذا و آماده شدن برای سفر است
18:16 و این منافاتی با اعتماد ندارد
18:19 این شامل توضیحی از فضیلت شهر است
18:22 مهاجرت به آن وحی بود
18:25 برای مرد جایز است که در موقع نیاز نقاب بزند
18:29 این نشان می دهد که ملاقات شخصی با دوست خود اشکالی ندارد
18:33 زمان صحبت در مورد مسائل مهم است
18:36 بر لزوم اجازه گرفتن در هنگام بیان آن تأکید می کند
18:41 و باید راز خود را حفظ کرد
18:44 فقط کسانی که به او اعتماد دارند می توانند آن را ببینند
18:48 راهنمایی در مورد چگونگی مراقبت در مورد مسائل مهم ارائه می دهد
18:52 زیرا هیچ مانعی برای آن وجود ندارد
18:55 لازم است به دلایل ایمنی و امنیتی در نظر گرفته شود
18:58 در دعوت به سوی خداوند متعال
19:01 این منافاتی با توکل به خداوند متعال ندارد
19:05 انسان را به تعجیل در انجام کارهای نیک تشویق می کند
19:08 به خصوص اگر تأخیر باعث آسیب شود
19:12 عدم تعیین هدیه ضرری ندارد
19:16 زیرا هدیه، عقد هبه است
19:20 غیر از قراردادهای جبران خسارت
19:23 جایز است زن قبل از اجماع به شوهرش خدمت کند
19:27 حاوی راهنمایی برای تسلط عاقل و عاقل در امور مهم است
19:32 این شامل راهنمایی در مورد استعمار کسانی است که در تخصص خود تخصص دارند
19:37 به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه و آله او را اجیر کرد
19:40 ساکت، خاریتا
19:43 اجیر کردن کافر برای کاری که خوب انجام می دهد جایز است
19:46 مگر اینکه گناه باشد
19:48 چشم دوختن به دشمن جایز است
19:51 و اخبار و فریب آنها را بدانید
19:54 این شامل توضیحی از فضیلت گوسفند آزاد شده است
19:58 تبیین جایگاه زن در اسلام
20:01 و شرکت در رویدادهای مهم
20:04 در حدیث فضیلت آل ابوبکر رضی الله عنه بیان شده است.
20:09 همه آنها افتخار شرکت در رویدادهای مهاجرت را داشتند
20:17 باب درهم تنیدگی انگشتان در مسجد و جاهای دیگر
20:21 از عبدالله فرمود:
20:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:28 ای عبدالله بن عمر
20:30 اگر در میان زباله های مردم بمانید، چگونه خواهید بود؟
20:35 او گفت
20:36 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انگشتان خود را به هم چسباند
20:45 در تفاله
20:46 تفاله شرور همه چیز است
20:49 و آنچه مردم می خواهند بد است
20:53 یکی از فواید صحبت کردن
20:57 از صحبت کردن سود ببرید
20:59 مشروعیت عمل با اشاره برای درک گفتار
21:03 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
21:06 این شامل اطلاعاتی است در مورد آنچه که از نظر فساد و سرزنش مردم اتفاق خواهد افتاد
21:11 و پیمانهایشان در هم آمیخت
21:13 معنای ظاهری حدیث خبر است
21:17 یعنی نهی از آن اخلاق مذموم
21:21 از ابوموسی
21:25 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
21:29 مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنایی است که پشتیبان یکدیگر هستند
21:34 انگشتانش را به هم چسباند
21:37 نظر در حدیث
21:40 مانند ساختاری که از یکدیگر پشتیبانی می کند
21:43 یعنی مثل یک ساختمان انباشته شده است
21:47 یکی از فواید صحبت کردن
21:52 معنای ظاهری حدیث اطلاع و معنای آن امر است
21:56 این شامل تشویق به همکاری است
21:58 و اصرار به هر چیزی که بنای برادری اسلامی را تقویت کند
22:04 ما به هر چیزی که برادری اسلامی را از بین ببرد یا تضعیف کند، حمله کردیم
22:10 مثال فیزیکی جایز است
22:13 برای شفاف سازی اطلاعات انتزاعی
22:16 و اگر بخواهد در گفتار غلو کند بر دنیا حلال است
22:21 تا با حرکاتش معنای مقاله را به آنها نشان دهد
22:27 از ابن سیرین از ابوهریره گفت:
22:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را به نماز اقامه کرد
22:35 یکی از نمازهای عصرم
22:37 در یک رمان
22:39 پیامبر صلی الله علیه و آله دو رکعت نماز ظهر خواند
22:44 و در یک رمان
22:46 پیامبر صلی الله علیه و آله ما را در نماز ظهر یا عصر امامت کرد
22:51 ابن سیرین گفت
22:53 ابوهریره آن را نامید
22:55 اما فراموش کردم
22:58 او گفت
22:59 او ما را در دو رکعت رهبری کرد
23:01 سپس سلام کرد
23:03 پس به صحنه ای رفت که در مسجد به نمایش درآمد
23:07 طوری به او تکیه داد که انگار عصبانی بود
23:11 دست راستش را روی چپ گذاشت
23:14 او به سرعت از درهای مسجد خارج شد
23:18 و گفتند
23:19 نماز کوتاه شد
23:22 در میان مردم ابوبکر و عمر هستند
23:25 می ترسیدند با او صحبت کنند
23:28 در میان مردم مردی با دستان دراز است
23:31 او را دو دست می نامند
23:34 او گفت
23:36 ای رسول خدا
23:37 ابوهریره را فراموش کردی
23:41 او گفت
23:42 ای رسول خدا
23:44 نماز را فراموش کردی یا کوتاه کردی؟
23:47 او گفت
23:48 فراموش نکردم و غفلت نکردم
23:51 و او گفت
23:52 همانطور که دو دست می گویند
23:55 و گفتند بله
23:57 پس جلو آمد
23:59 تا زمانی که رفت نماز خواند
24:01 سپس سلام کرد
24:02 سپس تکبیر گفت و مانند سجده او یا بیشتر سجده کرد
24:07 سپس سرش را بلند کرد و تکبیر گفت
24:10 سپس تکبیر گفت و مانند سجده او یا بیشتر سجده کرد
24:15 سپس سرش را بلند کرد و تکبیر گفت
24:18 شاید از او پرسیدند
24:20 سپس سلام کرد
24:22 و او می گوید
24:23 به من خبر دادند که عمران بن حسین گفت
24:27 سپس سلام کرد
24:30 نظر در حدیث
24:33 یکی از نمازهای عصرم
24:35 یعنی نماز ظهر و عصر
24:37 زیرا شام به آنچه بعد از ظهر تا غروب آفتاب می آید اطلاق می شود
24:42 به مرحله نمایش داده شده
24:44 یعنی به نمایش گذاشته شده است
24:46 یا در محوطه مسجد قرار می گیرد
24:50 دلتنگش شدی
24:51 یعنی ببندید
24:53 سریع اومد بیرون
24:56 یعنی اولین افرادی که برای انجام کاری عجله می کنند
25:00 سریع قبول می کنند
25:03 می ترسیدند با او صحبت کنند
25:05 یعنی ابوبکر و عمر رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ترسیدند.
25:11 در ترس و احترام
25:14 او را ذولیدین می نامند
25:16 نام او الخرباق بن عمر السلمی است
25:19 خداوند از او راضی باشد
25:21 شاید از او پرسیدند
25:23 سپس سلام کرد
25:24 یعنی ابن سیرین پرسید
25:26 آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بعد از این سجده دوباره به او سلام کرد؟
25:33 یا به آرامش اول راضی بود
25:36 و او می گوید
25:37 من پیشگویی شده بودم
25:39 یعنی به من گفتند عمران بن حسین رضی الله عنه گفت
25:43 سپس سلام کرد
25:45 این نشان می دهد که او از عمران رضی الله عنه چیزی نشنیده است
25:52 یکی از فواید صحبت کردن
25:56 از صحبت کردن سود ببرید
25:58 تشریح شدت حرمت صحابه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله.
26:03 شرح فضیلت ابوبکر و عمر رضی الله عنهم در آن آمده است
26:08 صحابه آنها را به آنها معرفی کردند
26:10 و قدر آنها را بدانند
26:13 فراموشی پیامبر صلی الله علیه و آله جایز است
26:17 در مسائل عبادی
26:19 برای قانون گذاری
26:20 بیان آن حضرت رضی الله عنه بر این امر دلالت دارد
26:24 فراموش نکردم و از کمال الدین غافل نشدم
26:28 شامل عدم تأخیر بیانیه بیش از زمان نیاز است
26:32 اصل برای کپی نیست
26:34 در حدیث، سجده فراموشی دو سجده است
26:39 در مورد جایگاه آنها قبل یا بعد از صلح
26:42 اختلاف نظر وجود دارد
26:44 بیان می کند که یقین با شک از بین نمی رود
26:47 حاوی راهنمایی در مورد احتیاط در امور عبادی است
26:52 احراز فتوا و حکم قانونی لازم است
26:56 جایز است هدایت شونده و طلبه از امام و عالم سؤال بپرسند.
27:02 چه نوع تصادفاتی
27:04 ذکر آنچه در انسان به صورت تعریف است جایز است
27:09 این نه غیبت محسوب می شود و نه نقص
27:13 در حدیث، گفتگو در نماز از کسانی است که در حال نماز با امام خود هستند
27:18 در صورت لزوم تصحیح نماز
27:21 نماز را قطع نمی کند
27:23 شواهدی وجود دارد که هر که از روی فراموشی گفت من چنین و چنان نکردم
27:28 و او این کار را کرده بود
27:30 او دروغ نمی گوید