از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 81 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (81) | ادامه کتاب نمایندگی و سپس کتاب کشاورزی

◉ 0 بازدید ⏱ 29:31 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:12 خلاصه صحیح البخاری
0:17 باب وکالت زن به عنوان امامت در نکاح
0:21 از سهل بن سعد
0:24 زنی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
0:28 و او گفت
0:30 ای رسول خدا
0:32 آمدم خودم را به تو بسپارم
0:34 در یک رمان
0:36 خود را به خدا و رسولش سپرد
0:41 و در یک رمان
0:43 زنی برخاست و گفت
0:45 ای رسول خدا
0:47 خودش را به تو داده است
0:50 نظر خود را در مورد آن بیان کنید
0:52 هیچ جوابی به او نداد
0:54 سه
0:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد
1:01 به او نگاه کرد و او را نشانه گرفت
1:04 بعد پا به سرش زدم
1:06 در یک رمان
1:08 و او گفت
1:09 من امروز نیازی به زن ندارم
1:13 زن وقتی دید او چیزی را جبران نکرده است، نشست
1:18 سپس مردی از یارانش برخاست و گفت
1:21 ای رسول خدا
1:23 اگر به آن نیاز ندارید
1:26 پس او را به عقد من درآورد
1:28 و او گفت
1:29 چیزی داری؟
1:31 در یک رمان
1:33 باور کن
1:34 و او گفت
1:36 نه به خدا قسم یا رسول الله
1:38 او گفت
1:40 برو پیش خانواده ات ببین چیزی پیدا کردی یا نه
1:44 پس رفت و برگشت و گفت
1:47 نه به خدا قسم یا رسول الله
1:49 من چیزی پیدا نکردم
1:51 در یک رمان
1:53 یه لباس بهش بده
1:55 او گفت
1:56 من نمی توانم آن را پیدا کنم
1:58 او گفت
1:59 حتی یک حلقه آهنی را ببینید
2:02 پس رفت و برگشت و گفت
2:05 نه به خدا قسم یا رسول الله
2:07 حلقه آهنی نیست
2:10 اما این لباس من است
2:13 راحت گفت
2:14 او ردایی ندارد
2:16 نصفش رو میگیره
2:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:22 با لباست چیکار میکنی؟
2:24 اگر آن را می پوشید، هیچ کدام از آن را روی خود نداشت
2:28 اگر آن را بپوشید، لازم نیست کاری انجام دهید
2:31 پس مرد مدت زیادی نشست
2:34 سپس او برخاست
2:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بنده ای می دید
2:41 پس دستور داد و او را صدا زدند
2:43 وقتی آمد
2:45 او گفت
2:46 از قرآن چه می دانید؟
2:49 او گفت
2:50 سوره فلان و سوره فلان و سوره فلان دارم
2:54 حساب کن
2:56 او گفت
2:57 آیا آنها را از روی قلب می خوانید؟
3:00 گفت بله
3:02 او گفت
3:03 برو تو داری
3:06 در یک رمان
3:07 ما آن را داشتیم
3:10 و در یک رمان
3:11 همسرت
3:13 و در یک رمان
3:14 ما او را با شما ازدواج کردیم
3:17 و در یک رمان
3:18 من با او ازدواج کردم
3:20 با آنچه از قرآن دارید
3:24 نظر در حدیث
3:28 گفته شد که او خوله بنت حکیم است
3:31 و مطالب دیگری گفته شد
3:33 تا خودم را به تو بسپارم
3:35 یعنی در صورت ازدواج
3:37 به او نگاه کرد
3:39 یعنی آن را بالا ببرید
3:41 و آن را هدف قرار دهید
3:42 یعنی آن را پایین بیاورید
3:44 و منظور چیست
3:45 به بالا و پایین نگاه کرد
3:48 سرش را آویزان کرد
3:49 یعنی آن را پایین بیاورید
3:51 خرجش نکرد
3:52 یعنی در این باره حکمی نکرده و نظرش را بیان نکرده است
3:56 نیاز
3:57 در اینجا منظور از نیاز چیست
3:59 ازدواج
4:01 چیزی داری؟
4:03 یعنی به عنوان مهریه به او می دهد
4:06 نگاه کن
4:07 یعنی بجویید
4:09 حتی یک انگشتر آهنی
4:11 در راه اغراق برای تعریف
4:15 مزاری
4:16 کمربند
4:17 لباسی است که نیمه پایینی بدن را می پوشاند
4:21 روپوش
4:22 عبا
4:23 لباسی است که نیمه بالایی بدن را می پوشاند
4:27 تا اینکه جلسه او مدت زیادی به طول انجامید
4:29 یعنی انتظار
4:30 و منظور چیست
4:32 کسالت و ناامیدی روحش را فراگرفت
4:35 مولیا
4:37 یعنی رفتن به نمایشگاه
4:39 از قرآن چه می دانید؟
4:41 یعنی چه چیزی از قرآن حفظ می کنید؟
4:44 حساب کن
4:46 یعنی ذکر کرد و نام برد
4:48 فرار کرد
4:49 یعنی نگاه کن
4:51 باور کن
4:52 یعنی به او مهریه می دهید
4:55 یه لباس بهش بده
4:57 یعنی مهریه اش
4:59 آیا آنها را از روی قلب می خوانید؟
5:01 یعنی از محافظت شما نه از دید شما
5:04 من مالک آن بودم
5:06 یعنی همسرت
5:09 با آنچه از قرآن دارید
5:11 یعنی مهریه اش
5:13 یکی از فواید صحبت کردن
5:17 از صحبت کردن سود ببرید
5:19 جایز است زن خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله بسپارد
5:24 از خصوصیات ایشان رضی الله عنه است
5:28 همچنین از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:33 جایز است از کسی که خود را بدون مهریه به او بخشیده است، هر که را می خواهد، رها کند
5:39 حدیث برای کسی که آن را گفته دلیل است
5:42 عقد با اعلام هبه منعقد می شود
5:45 جایز است زن خود را به مرد عادل عرضه کند تا با او ازدواج کند
5:51 این نشان می دهد که خواستگاری از کسی که خود را به دیگری پیشنهاد می کند، ضرری ندارد
5:56 اگر پیشنهاد دهنده پاسخی را اعلام کند
5:59 یا بر اساس شرایط آن را درک کنید
6:02 تعیین مهریه مطلوب است
6:05 زیرا تعارض را قطع می کند و برای زنان سودمندتر است
6:09 دلالت بر جواز ازدواج ولي و حاكم با مرد معسر در صورت رضايت او دارد.
6:15 استفاده از انگشتر آهنی جایز است
6:19 شامل جواز نگاه مکرر به زن شوهردار و تدبر در فضایل اوست
6:25 به زن اجازه می دهد بدون درخواست ازدواج کند
6:29 داخل کیت هست یا نه؟
6:32 حدیث بر جواز اجرت گرفتن برای آموزش قرآن دلالت دارد
6:38 بیان می کند که هبه جز با قبول در تصرف متعهد نیست
6:44 قسم خوردن بدون قسم جایز است
6:48 و هیچ محدودیتی برای حداقل سطح مهارت وجود ندارد
6:51 راهنمایی برای عدم اغراق در مهریه ها
6:55 حدیث دلالت دارد که در امر کارآمدی به پول توجه نمی شود
7:00 در حدیث، هر چیزی که برای اجاره جایز است ممکن است مهریه باشد
7:06 مستحب است برای کسی که کاری از او خواسته شود که نمی تواند انجام دهد
7:12 ساکت بماند و سوال کننده این را بفهمد
7:16 و او را با ممنوعیت شرمنده نکنید
7:18 مگر اینکه فهم فقط از طریق نهی صریح حاصل شود
7:22 بنابراین او اعلام می کند
7:24 تسریع در مهریه و تسلیم آن به زوجه مطلوب است
7:31 باب: اگر مردی منصوب شود و عامل چیزی را ترک کند و موکل اجازه دهد، جایز است.
7:38 اگر برای مدت معینی قرض دهد، جایز است
7:42 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:46 رسول خدا صلی الله علیه و آله حفظ زکات ماه مبارک رمضان را به من سپرده است.
7:52 یک نفر نزد من آمد و شروع به خوردن غذا کرد
7:56 پس گرفتم و گفتم
7:58 به خدا قسم پرونده شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطرح می کنم
8:04 گفت من نیازمندم و بچه دارم
8:08 اما من به شدت نیاز دارم
8:10 او گفت
8:12 بنابراین من او را ترک کردم
8:15 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
8:18 ای ابوهریره!
8:20 زندانی شما دیروز چه کار کرد؟
8:23 او گفت
8:24 عرض کردم یا رسول الله
8:26 از نیاز شدید و پریشانی شکایت کرد
8:29 من به او رحم کردم و او را رها کردم
8:32 او گفت
8:34 ولی اون بهت دروغ گفت
8:36 و او باز خواهد گشت
8:38 پس دانستم که به آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند باز خواهد گشت
8:43 او باز خواهد گشت
8:45 من او را دیدم
8:47 سپس به دنبال غذا آمد
8:49 بنابراین آن را گرفتم
8:51 پس گفتم
8:52 تا دعوای شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطرح کنید
8:56 او گفت
8:58 مرا به حال خود رها کن که نیازمندم و بچه دار می شوم
9:01 من برنمیگردم
9:03 من به او رحم کردم و او را رها کردم
9:06 پس شد
9:08 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
9:12 ای ابوهریره!
9:14 زندانی شما چه کرد؟
9:16 گفتم
9:17 ای رسول خدا
9:19 از نیاز شدید و پریشانی شکایت کرد
9:22 من به او رحم کردم و او را رها کردم
9:25 او گفت
9:26 ولی اون بهت دروغ گفت
9:29 و او باز خواهد گشت
9:31 شانس سوم او
9:33 سپس به دنبال غذا آمد
9:35 بنابراین آن را گرفتم
9:36 پس گفتم
9:37 تا نگرانی خود را نزد رسول خدا برسانید
9:40 این سه بار آخر
9:42 تو ادعا میکنی که برنمیگردی
9:44 بعد برمیگردی
9:46 او گفت
9:47 بگذارید کلمات را به شما یاد بدهم
9:50 خداوند شما را از آن بهره مند سازد
9:52 گفتم چیه
9:54 او گفت
9:55 اگر به رختخواب بروید
9:57 پس آیه الکرسی را خواند
10:00 خدایا معبودی جز او نیست، زنده و همیشه پاینده
10:04 تا اینکه آیه به پایان برسد
10:06 شما همچنان از جانب خدا یک ولی خواهید داشت
10:10 و هیچ شیطانی تا صبح به شما نزدیک نمی شود
10:14 بنابراین من او را رها کردم
10:16 پس شد
10:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
10:22 زندانی شما دیروز چه کار کرد؟
10:25 گفتم
10:26 ای رسول خدا
10:28 او ادعا کرد که به من کلمات یاد می دهد
10:30 خدایا کمکم کن
10:32 بنابراین من او را رها کردم
10:34 او گفت
10:35 چیست؟
10:36 گفتم
10:37 او به من گفت
10:39 اگر به رختخواب بروید
10:41 پس آیه الکرسی را خواند
10:43 از اول تا آخر آیه
10:46 خدایا معبودی جز او نیست، زنده و همیشه پاینده
10:51 او به من گفت
10:52 شما همچنان از جانب خدا یک ولی خواهید داشت
10:55 و هیچ شیطانی تا صبح به شما نزدیک نمی شود
10:59 آنها مشتاق انجام کارهای خوب بودند
11:03 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
11:07 اما او شما را باور کرد
11:09 دروغ است
11:11 سه شب پیش فهمیدی که با کی صحبت می کنی
11:14 اوه پدرش، رایرا
11:16 گفت نه
11:17 او گفت
11:18 این یک شیطان است
11:21 نظر در حدیث
11:26 و من را منصوب کرد
11:27 یعنی مرا نگهبانی قرار داد تا زکات را حفظ کنم
11:30 زکات ماه رمضان خود را پس انداز کنید
11:33 یعنی با پاسداری از زکات فطره
11:36 یکی اومد پیشم
11:38 یعنی در قالب یک مرد
11:40 اصرار از غذا
11:42 یعنی غذا را با دست جمع می کند
11:44 آن را در ظرفش می گذارد تا او بگیرد
11:47 بنابراین آن را گرفتم
11:49 یعنی گرفتمش و حبسش کردم
11:51 من تو را بلند می کنم
11:53 یعنی با شکایت همراهت می شوم
11:55 شما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می آورم
12:00 برای بررسی موضوع شما
12:02 و من بچه دارم
12:04 یعنی باید از بچه هایم حمایت کنم
12:07 و گفته شد
12:08 فقط آن را برای یک خانواده فقیر جن گرفت
12:12 اما من به شدت نیاز دارم
12:14 یعنی فردی نیازمند و بی نهایت فقیر
12:18 بنابراین من او را ترک کردم
12:20 یعنی من او را رها کردم
12:22 دیروز
12:24 روز آخر است
12:26 من او را دیدم
12:27 یعنی آمدنش را تماشا کردم
12:29 او ادعا می کند
12:30 او ادعا می کند
12:31 یعنی شما می گویید
12:32 برنگرد
12:34 یعنی به دزدی برنگرد
12:36 بعد برمیگردی
12:38 یعنی برگرد
12:39 و منظور چیست
12:41 تایید دروغ های شیطان
12:43 اجازه بده
12:45 یعنی من را رها کن و بگذار بروم
12:47 خداوند شما را از آن بهره مند سازد
12:49 صورت منفعت
12:51 مراقب شیاطین باشید
12:53 دور شدم
12:55 یعنی به خودت رسیدی
12:58 خدایا معبودی جز او نیست
13:00 یعنی معبود حقیقی جز او نیست
13:03 محله
13:05 یعنی کسی که زندگی کامل دارد
13:07 القیوم
13:09 خودش این کار را کرد
13:11 و او کار دیگری کرد
13:13 حافظ
13:14 از حفظ و نگهداری
13:16 بنابراین من او را رها کردم
13:18 یعنی من او را ترک کردم
13:20 او مدعی شد
13:21 یعنی ذکر کرد و گفت
13:23 و آنها بودند
13:24 یعنی اصحاب رضی الله عنهم
13:27 دروغ است
13:29 منظور چیست؟
13:31 اصل شیطان دروغ است
13:33 دروغگویی برای او یک عادت است
13:35 با کی حرف میزنی؟
13:37 یعنی کسی که دیالوگ می‌کند و حرف می‌زند
13:39 از فواید
13:41 حدیث
13:44 از صحبت کردن سود ببرید
13:46 جمع آوری زکات فطره جایز است
13:48 قبل از شب فطر
13:50 و شخصی را برای حفظ آن تعیین کنید
13:52 و پراکنده شد
13:54 دیدن شیطان جایز است
13:56 در قالب یک انسان یا چیز دیگری
13:58 و برای جن ممکن است
14:00 با کلمات انسانی صحبت کنید
14:02 و زبانشان
14:04 و در آن جن هستند
14:06 می خورند و می دزدند
14:08 و اصل در شیاطین است
14:10 دروغ گفتن
14:12 اما دروغگو را می توان باور کرد
14:14 اگرچه نادر است
14:16 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
14:18 با توجه به آنچه ایشان رضی الله عنه فرمودند
14:20 کاری که او انجام داد
14:22 زندانی دیروز شما
14:24 در حدیث اشاره شده است
14:26 بهانه دزد را بپذیر
14:28 قبل از تسلیم موضوع خود به فرماندار
14:30 و جایز است
14:32 برای اخراج مامور
14:34 بر کسی که برای حفظ چیزی تعیین شده است
14:36 حاوی یک بیانیه است
14:38 فضیلت آیت الکرسی
14:40 و به شیطان انگیزه می دهد
14:42 درباره خواننده اش
14:44 در حدیث برای شیطان است
14:46 سهمی از آنچه پشت سر گذاشت
14:48 یاد خدای متعال در خواب
14:50 و علامتی در آن وجود دارد
14:52 به جواز علم آموزی
14:54 او با دانش خود کار می کند
14:56 و مؤمن در آن است
14:58 ممکن است با ذکر ضعف و فقر فریب دهد
15:00 چون ابوهریره
15:02 خداوند از او راضی باشد
15:03 با ذکر فقر فریب داد
15:05 در حدیث شواهدی وجود دارد
15:07 با این حال اگر گفت
15:09 مردی که حرف حق را باطل می کند
15:11 او آن را می پذیرد
15:13 و پاسخ ندهید
15:15 او آن را گفت
15:17 در حدیث اشاره شده است
15:19 به مطلوبیت دلجویی از فقرا
15:21 و ضعیفان
15:24 صحابه که خداوند از آنها راضی باشد
15:26 مردم مشتاق انجام کارهای خوب هستند
15:28 و پیشرفت وجود دارد
15:30 از شیطان در پشت سر هم
15:32 سیم های روزانه و ذکر
15:34 مشروعیت
15:36 خواب را تحریک می کند
15:38 و در حدیث
15:40 اشاره به سرقت
15:42 فصل اگر بفروشد
15:45 عامل چیزی فاسد است
15:47 فروش آن بازده دارد
15:50 از ابوسعید خدری
15:52 گفت خداوند از او راضی باشد
15:54 بلال نزد پیامبر آمد
15:56 خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:58 قرارهای برنی
16:00 پیامبر به او فرمود
16:02 خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:04 این از کجاست؟
16:06 بلال گفت
16:08 خرمای خام داشتیم
16:10 بنابراین من دو sa' را به یک sa' فروختم
16:12 به پیامبر اطعام کنیم
16:14 خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:16 پیامبر فرمود
16:18 خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:20 در آن
16:22 صیغه دقیق ربا قابل اجرا نیست ولی اگر می خواهید بخرید خرما را به بیع دیگر بفروشید و سپس بخرید.
16:34 نظر در حدیث
16:37 خرما برنی نوعی خرمای زرد و گرد است و یکی از مرغوب ترین خرماها است. این تاریخ ها از کجاست؟
16:49 خرمای بد، یعنی خرمایی که خوب نیست و می گویند خراب است، دو صاع، پیمانه 2.5 کیلوگرم.
17:00 آه، سخنی که در هنگام شکایت و غم گفته شود، همان ربا است، یعنی این بیع خود ربا است.
17:11 یکی از فواید صحبت کردن
17:14 از حدیث به دست می آید که ربا حرام و عظمت آن است و حاوی تعالیم پیامبر صلی الله علیه و آله است.
17:23 نحوه خروج از ربا این است که چیزی را به درهم بفروشیم و آن چیز را به درهم بخریم
17:31 دلالت بر این دارد که تمام خرماها صرف نظر از انواع آنها از یک سنخ است، بنابراین در بیع فرق گذاشتن بین آنها جایز نیست.
17:40 دلالت بر برگرداندن بیع مفسده دارد و دلالت بر احسان به نفس و بخشیدن به او دارد.
17:48 باب وکالت در وقف و مخارج آن و اطعام دوستش و عاقلانه خوردن
17:58 از ابن عمر رضی الله عنه که عمر در روایتی به سرزمینی در خیبر مبتلا شد.
18:06 پول خود را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صدقه داد.
18:12 آن را ثماغ می گفتند و درخت خرمایی بود
18:16 عمر گفت: ای رسول خدا اگر از مالی که برایم گرانبها است سود ببرم
18:23 پس خواستم به او صدقه بدهم
18:26 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: صدقه را بر اساس اصل آن بدهید.
18:31 در روایت آمده است: در صورت تمایل می توانید اصل آن را حفظ کنید و صدقه دهید
18:37 نه فروخته می شود، نه واگذار می شود و نه به ارث می رسد
18:41 اما میوه اش خرج می شود
18:43 پس عمر به او صدقه داد
18:46 پس صدقه او برای رضای خدا و برای آزادی بردگان و فقرا بود.
18:52 در روایت فقیر و مهمان و رهرو و مقرب
18:58 ولى او گناهى ندارد كه از آن به طور معقول بخورد
19:03 یا دوستش را که از او تامین مالی نمی کند، می سپارد
19:07 در رمان پول وجود ندارد
19:11 ابن عمر صدقه عمر بود
19:15 به افرادی از اهل مکه که به آنها نازل می شد هدیه می داد
19:25 به آنچه معلوم است، یعنی به آنچه که عاملان با آن آشنا هستند
19:29 ثمار محل شهر است
19:33 در آن پولی بود که متعلق به عمر بن الخطاب رضی الله عنه بود
19:37 از آنچه انجام داده ای بهره ببر و در اموال من وارد شو
19:41 نفیس یعنی بهترین و شگفت انگیزترین پولی که دارم
19:45 و در گردنه ها مکتابین است
19:49 قسمتی از موقوفه به آنها پرداخت می شود که به کمک آن گردنشان آزاد می شود
19:54 مسافر کسی است که در مملکتی پول دارد که به آن نمی رسد
19:59 او به هزینه سفر به کشورش نیاز دارد
20:03 گناه و گناهی وجود ندارد
20:06 از وصی او یعنی متولی وقف
20:10 از آن تأمین مالی نمی شود، یعنی خوردن و غذا دادن به آن
20:14 نباید تامین مالی شود
20:17 بلکه از حد معمول فراتر نمی رود
20:20 غیر یکنواخت، به معنای غیر جهانی
20:27 از حدیث به دست می‌آید که مردم وقف خود را بر حسب شرایط خود می‌دهند
20:33 میزبانی را تشویق می کند و به مهمان پاداش می دهد
20:37 دلالت بر عدم جواز فروش وقف دارد
20:40 مشورت با اهل فضیلت و درستکاری مطلوب است
20:44 در امور و راه های خیر
20:47 فصل نمایندگی در داخل مرزها
20:51 از ابوهریره و زید بن خالد الجهانی رضی الله عنهم.
20:57 گفتند
20:59 مردی بادیه نشین نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
21:04 گفت یا رسول الله
21:07 به خدا از شما می خواهم که بر اساس کتاب خدا برای من قضاوت کنید
21:11 حریف دیگر گفت و او از او داناتر است
21:15 آری پس بین ما بر اساس کتاب خدا داوری کن
21:19 و تحقیرم کرد
21:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
21:25 گفت پسرم در این مورد لجبازی می کند
21:30 زنش را بردیم
21:33 و به من گفتند که باید پسرم را سنگسار کنند
21:36 پس با صد گوسفند و کنیز به او فدیه دادم
21:40 پس از علما پرسیدم
21:42 به من گفتند پسرم را باید صد ضربه شلاق و یک سال تبعید کنند
21:47 و زن این زن سنگسار شود
21:50 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
21:54 سوگند به کسی که جان من در دست اوست
21:56 من بر اساس کتاب خدا بین شما قضاوت خواهم کرد
22:00 دوران کودکی و ثروت برمی گردد
22:02 پسرت صد ضربه شلاق و یک سال تبعید خواهد شد
22:06 فردا برو پیش این زن انیس
22:09 اگر اعتراف کرد، سنگسارش کنید
22:12 گفت: پس نزد او رفت و او اقرار كرد
22:16 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
22:20 پس سنگسار شدم
22:22 نظر در حدیث
22:25 بادیه نشینان، یعنی ساکنان صحرا
22:29 از تو می پرسم یعنی از تو می پرسم
22:32 تو برای من بر اساس کتاب خدا تصمیم گرفتی
22:34 یعنی بر اساس آنچه در کتاب قضاوت خداوند آمده است
22:38 گفته شد منظور از حکم خداست
22:41 من از او داناتر هستم، یعنی می دانم و می فهمم
22:45 عاصفه، یعنی کارگر
22:48 پس فدیه شدم، یعنی پسرم را با دیه نجات دادم
22:52 فرزند او، یعنی کنیز
22:55 اهل علم که منظور ایشان صحابه ای بود که فتوا می دادند
23:00 پس بگو، یعنی به من خبر بده
23:03 و بیگانگی
23:05 بیگانگی: تبعید از کشوری که جرم در آن واقع شده است
23:10 نوزاد تازه متولد شده، یعنی در حال انجام
23:13 هیچ بازپرداختی به شما داده نخواهد شد
23:16 من خواهم رفت
23:19 انیس انیس بن الدهک الاسلمی رضی الله عنه است
23:24 پس صبح نزد او رفت، یعنی به سوی او رفت
23:29 پس اقرار کردم یعنی تصدیق کردم
23:32 یکی از فواید صحبت کردن
23:35 از صحبت کردن سود ببرید
23:38 تأخیر حکم تا فردا برای مصلحت جایز است
23:42 اصل اساسی این است که شاکی حق صحبت دارد
23:46 دانشجو حق دارد حرف بزند
23:50 بیانگر آن است که سوال کننده در پرسیدن و دادن اجازه صحبت باید مؤدب باشد
23:55 این شامل مشروعیت اجاره است
23:59 عن عقبه بن الحارث
24:03 پیامبر صلی الله علیه و آله بن عمان را آورد
24:08 یا ابن نعیمان در حالی که مست بود
24:11 برایش سخت بود
24:13 به کسانی که در خانه بودند دستور داد او را بزنند
24:16 با ترکه و صندل او را کتک زدند
24:19 و من بودم که او را زدم
24:25 Atty AG
24:27 با روزنامه
24:29 روزنامه
24:30 شاخه های خرما بدون برگ
24:33 دمپایی یعنی کفش
24:36 یکی از فواید صحبت کردن
24:39 از صحبت کردن سود ببرید
24:42 اقامه حدود بر عهده امام و هرکسی است که امام تعیین کند
24:47 برای جلوگیری از هرج و مرج و برقراری عدالت
24:50 در آن مجازات شرب سبکتر است
24:54 کتاب کشاورز
24:58 قرارداد کشاورز برای کاشت مقداری در خارج از کشور
25:03 باب فضیلت نباتات و نباتات اگر بخورد
25:09 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
25:14 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
25:18 هیچ مسلمانی درخت نمی کارد
25:21 یا یک بذر بکارید
25:23 پرنده، شخص یا حیوانی از آن می خورد
25:27 مگر اینکه برای او صدقه باشد
25:30 نظر در حدیث
25:33 او یک گیاه می کارد
25:35 مانند درختان میوه و مانند آن
25:38 او دانه ای می کارد
25:40 مانند گندم و جو و مانند آن
25:43 حیوان هر حیوانی
25:46 صدقه هر پاداشی است
25:49 یکی از فواید صحبت کردن
25:53 حدیث حجت است برای هر که آن را گفته است
25:56 کشاورزی بهترین درآمد است
25:59 در آن ثواب حاصل از عمل صالح در آخرت است
26:04 مربوط به مسلمان است نه کافر
26:07 ساخت و ساز زمین را تشویق می کند
26:10 فصلی که در مورد عواقب کار با ماشین کشاورزی هشدار می دهد
26:16 یا فراتر از حدی که دستور داده است
26:19 از ابوامامه باهیلی
26:22 او یک راه آهن و چیزی شبیه یک ماشین صنایع دستی را دید
26:25 و او گفت
26:27 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
26:31 این شخص نباید وارد خانه مردم شود
26:34 جز این است که خداوند او را ذلیل می کند
26:38 نظر در حدیث
26:41 راه آهن آهنی است که برای شخم زدن استفاده می شود
26:44 خداوند او را ذلیل کرد
26:47 اگر حق خود را ضایع کنند و جهاد را ترک کنند
26:50 یکی از فواید صحبت کردن
26:54 از صحبت کردن سود ببرید
26:57 مراقب عواقب کار با دستگاه ایمپلنت باشید
27:00 اگر به آن مشغول شد، تکلیف است
27:03 یا فعل حرام
27:06 و در حدیث شواهدی وجود دارد که پول ظاهری
27:09 حقوق آن به سلاطین می رسد
27:18 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
27:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
27:24 چه کسی سگ گرفت؟
27:27 هر روز از کارش کم می کند
27:30 به جز سگ گاوآهن یا چیزی
27:33 در یک رمان
27:37 مگر به عنوان گوسفند، شخم زن یا سگ شکار
27:40 عن الصائب بن یزید
27:43 سفیان بن ابی زهیر را شنید
27:46 مردی اهل ازد
27:49 او از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
27:52 او گفت
27:55 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
27:58 می گوید کسی که سگ خریده است
28:01 هیچ فایده ای برای محصولات زراعی و پستان ندارد
28:04 هر روز از کارش کم می کرد
28:07 قیراط که گفتی
28:10 این را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
28:13 او گفت
28:16 ارباب این مسجد
28:19 پرواز در بحث
28:23 چه کسی هر کسی که وقت ما را گرفت
28:26 عیار به معنای قیراط است
28:29 در اینجا معیاری از پاداش است
28:32 شناخته شده نزد خداوند متعال
28:35 هیچ گوسفندی برای نگهبانی وجود ندارد
28:38 قضیه چیه؟
28:41 این قبیله معروف و ضروری است
28:44 مقصود سودمند نیست
28:47 به خاطر او یا پستانش
28:50 استعاره ای از گاو
28:53 فایده صحبت کردن
28:57 از صحبت کردن سود ببرید
29:00 تشویق به افزایش اعمال نیک
29:03 و هشدار نسبت به اعمالی که ممکن است انجام شود
29:06 عدم پرداخت حقوق
29:09 و در حدیث برای هر که گفت دلیل است
29:12 هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
29:15 در مورد این مزایا
29:18 دلیل بر اینکه گرفتن آن برای هر منفعتی جایز است
29:21 منفعت مورد نظر