از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 9 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (9) | كتاب العلم -3

◉ 84 بازدید صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری باب فضیلت اهل علم و تعلیم از ابوموسی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود درست مانند آنچه خداوند مرا با آن هدایت و دانش فرستاد مثل باران شدیدی که به زمین می خورد پاک بود و آب را پذیرفت مراتع و علف فراوان تولید می کرد از جمله اجداب بود که آب نگه می داشت پس خداوند مردم را از آن بهره مند ساخت پس نوشیدند و آبیاری کردند و کاشتند گروه دیگری از آنها تحت تأثیر قرار گرفتند آنها پایین هستند آب را نگه نمی دارد و علف نمی روید این مانند انفاق در دین خداست آنچه خدا مرا با آن فرستاد به او سود می رساند تدریس کرد و تدریس کرد و مثل کسی که سرش را بلند نکرد هدایت خدا را که برایش فرستادم قبول نکرد نظر در حدیث باران خالص، یعنی خوب علف بر روی گیاهان مرطوب و خشک می افتد موافقم آگاداب جامدادی زمین است که آب را در خود نگه می دارد آب به آنها داده شد تا بنوشند فرقه دیگر، هر قطعه دیگری پایین زمین هموار و هموار است که هیچ گیاهی ندارد مثل این است یعنی این ضرب المثل درجات فقها و فقها را در بر می گیرد ممدوحان در میان آنها دو مرتبه هستند یکی از فواید صحبت کردن اولاً کسی را که آن را در خود خرج می کند ترجیح می دهد دلش از شک و تردید پاک بود او آنچه را که داشت می دانست و به مردم آموخت دوما کسی که علم را حمل می کند و به مردم می رساند پس محمود به او دستور داد حتی اگر فقیه نباشد سوم او کسانی را که دانش شنیدند اما آن را حفظ نکردند و درک نکردند محکوم کرد نه منفعتی داشت و نه برای دیگری باب افزایش علم و آشکار ساختن جهل قال عن انس رضی الله عنه اگر حدیثی را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بودم به شما گفتم. هیچکس جز من در موردش بهت نمیگه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود از نشانه های قیامت است برای برافراشتن پرچم جهل فراوان است زنا فراوان است او مقدار زیادی الکل می نوشد و مردان کمتر هستند زنان زیادی هستند تا پنجاه زن یک سرپرست داشته باشند نظر در حدیث باب افزایش علم و آشکار ساختن جهل هر یک از نشانه های قیامت هر یک از نشانه های روز قیامت پرچم را بلند می کند یعنی علم با مرگ علما از بین می رود و کم می شود جهل فراوان است یعنی پخش و پخش می شود و مردان کمتر هستند تعداد مردان برای کشتن بسیار کم است ارزش ها یعنی مسئول امور و مصالح دیگران است یکی از فواید صحبت کردن اولا پنج مورد ذکر شده فقدان پنج نیاز را احساس کنید دین و عقل و نسب و روح و پول باب فضیلت علم از ابن عمر گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم او گفت در حالی که من خوابم یک فنجان آدامس آوردی پس من نوشیدم من حتی می بینم که آبیاری در ناخن هایم بیرون می آید سپس من به عمر بن خطاب عطا کردم او گفت ای رسول خدا چه توضیح دادی؟ او گفت علم نظر در حدیث با یک لیوان یعنی آن لحظه معلوم به اندازه ای است که دو سه مرد می توانند روایت کنند من لطف کردم یعنی شیر باقی مانده در فنجان پس چی تعبیر کردی؟ تفسیر بیان یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید تفسیر شیر با علم زیرا آنها منافع زیادی را به اشتراک می گذارند تبیین فضیلت طلب علم و شرح فضیلت عمر رضی الله عنه بخش فتوا او روی یک حیوان و چیزهای دیگر ایستاده است از عبدالله بن عمر بن العاص که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای حجة الوداع در منا توقف کرد مردم از او می پرسند سپس مردی نزد او آمد و گفت: من آن را حس نکردم، بنابراین قبل از ذبح اصلاح کردم گفت: ایثار کن و ضرری ندارد دیگری آمد و گفت من آن را احساس نکردم، بنابراین قبل از پرتاب خودم را ذبح کردم ارمی گفت مشکلی نیست از پیامبر صلی الله علیه و آله چه خواسته شد؟ در مورد یک چیز قبل یا بعد جز اینکه گفت انجامش بده مشکلی پیش نمیاد نظر در حدیث فتوا پاسخ در حادثه است هیچ حسی نداشتم پس تراشید، یعنی روز قربانی هیچ خجالتی وجود ندارد شرم در اینجا گناه است یعنی هیچ گناهی بر تو نسبت به کاری که انجام دادی نیست سنگ انداختن به جمرات عقبه یک پا یا آن پا هر یک از اعمال روز قربانی جز اینکه گفت انجامش بده مشکلی پیش نمیاد زیرا هیچ افراد شاخصی از آن مراسم خارج نشدند اما دستور را رها کنید باب کسانی که فتوا را با اشاره دست و سر جواب دادند از ابن عباس رضی الله عنهم گفت مردی به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد من قبل از پرتاب بازدید کردم گفت مشکلی نیست گفت قبل از ذبح ریش کردم در روایتی با دست اشاره کرد گفت مشکلی نیست گفت: قبل از انداختن آن را ذبح کردم گفت مشکلی نیست در رمان، من بعد از غروب پرتاب کردم گفت مشکلی نیست نظر در حدیث زیارت کردم، یعنی طواف الزیاره طواف الافاضه است با دستش اشاره کرد یعنی یک حرکت قابل فهم با دستش انجام داد قبل از پرتاب ذبح کردم یعنی در روز قربانی ذبح شد قبل از رجم جمرات عقبه یکی از فواید صحبت کردن از دو حدیث قبل بهره مند شوید پرسیدن از دنیا جایز است حتی اگر مشغول کار دیگری باشد مراجعه به علما در مورد بلایا و توابع روز ایثار چهار چیز پرتاب به جمرات عقبه سپس ذبح سپس گلو سپس طواف الافاضه اگر دستور را نقض کند سلامتی و عیبی نداره از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او گفت قیامت برپا نمی شود تا زمانی که دو گروه بزرگ با هم مبارزه کنند بین آنها قتل بزرگی رخ خواهد داد من آنها را یکی صدا کردم و تا دروغگویان فرستاده شوند نزدیک به سی همگی ادعای رسول خدا دارند و تا علم کسب شود در یک رمان نشان از جهل دارد زلزله مکرر است زمان نزدیک تر می شود در یک رمان و کار کاهش می یابد و از کمبود رنج می برد و وسوسه ها ظاهر می شوند غوغا زیاد است که قتل است و این پول در بین شما افزایش می یابد سرریز به طوری که صاحب مال مهم است که چه کسی صدقه او را می پذیرد و حتی آن را افشا کند می گوید هر که به او تقدیم کند من به آن اهمیت نمی دهم و به طوری که مردم به ارتفاعات بزرگ می روند و تا مردی از کنار قبر مردی می گذرد و او می گوید کاش من جای او بودم تا زمانی که خورشید طلوع کند از غرب اگر بیرون بیاید و مردم آن را ببینند یعنی همه باور کردند آن وقت است که به درد روحی نمی خورد ایمان او چیزی بود که قبلاً هرگز آن را باور نکرده بود یا با ایمانش چیز خوبی به دست آورد بگذار ساعت فرا رسد دو مرد لباس های خود را بین خود پهن کردند نه می فروشند و نه تا می کنند بگذار ساعت فرا رسد مرد رفت با شیر او را آغشته کرد به او غذا ندهید بگذار ساعت فرا رسد لگنش را می مالد به آن آب ندهید بگذار ساعت فرا رسد غذایش را تا دهانش برد او به او غذا نمی دهد نظر در حدیث دو دسته یعنی دو گروه دعوای بزرگی بین آنها درگرفت یعنی دعوای بزرگی می کنند من آنها را یکی صدا کردم یعنی ادعای اسلام می کنند هر یک از آنها تفسیر می شود راست میگه شارلاتان ها یعنی دروغگو حق و باطل را با هم اشتباه می گیرند او دانش را می گیرد منظور چیست؟ علم با مرگ علما بالا می رود زمان نزدیک تر می شود یعنی نزدیک قیامت غیر از این گفته شد و وسوسه ها ظاهر می شوند یعنی وسوسه ها زیاد می شود و گسترش می یابد پول در شما زیاد می شود و سرریز می شود یعنی زیاد می شود تا دره ای جاری شود مهم است یعنی او را غمگین می کند و به او اهمیت می دهد من به آن اهمیت نمی دهم یعنی من نیازی به آن ندارم به طوری که مردم به ارتفاعات عالی بروند منظور چیست؟ نیازمندان و نیازمندان دنیا را برای آنها ساده کنید تا به ساختن ببالند دو مرد لباس های خود را بین خود پهن کردند پس با او بیعت نکنید و آن را تا نمی کنند خبری از ایشان رضی الله عنه چیزی که مردم را شگفت زده می کند به طوری که هیچکس کاری را که شروع کرده تمام نمی کند الثوبه را چه کسی منتشر کرد؟ تا نمی شود واکسن زدمش واکسن شتری که در شرف زایمان است و منظور چیست شتر دوشش لگنش را می مالد یعنی آن را رس می کند و درست می کند من آن را خوردم یعنی نیشش یکی از فواید صحبت کردن حدیث یکی از نشانه های نبوت است و همه نشانه های قیامت که در آن ذکر شد پس حق با او بود حتما ظاهر خواهد شد او از صحبت کردن سود می برد قیامت ناگهان مردم را خواهد گرفت وقتی سر کار هستند به سراغشان می آیید برای تکمیل آن به آنها فرصت ندهید اگر انسان یقین داشته باشد که قیامت خواهد آمد خورشید از مغرب طلوع می کند پس ایمان آورد ایمان او اعتقاد به غیب نبود از او پذیرفته نخواهد شد حدیث بر سه حالت دلالت دارد مربوط به پول اولین فقط پول زیادی این در زمان صحابه بود و دومی اشاره به فراوانی آن و همه را رها کن در مورد گرفتن پول دیگران این در اواخر دوران صحابه بود و مورد سوم اشاره به فراوانی و وقوع انفاق تا صاحب مال کسی را پیدا نکند که صدقه اش را بپذیرد این در زمان حضرت عیسی علیه السلام بود از اسماء بنت ابی بکر صدیق گفت: بر عایشه رضی الله عنها وارد شدم و مردم دعا می کنند گفتم مشکل مردم چیست؟ سرش را به سمت آسمان گرفت در یک رمان و اگر ایستاده باشد، نماز می خواند پس گفتم چه برای مردم با دستش به آسمان اشاره کرد او گفت سبحان الله پس گفتم آیه سرش را تکان داد بله او گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خیلی طولانی ادامه داد تجلان تقلب کنارم پوستی بود که آب داشت پس بازش کردم بنابراین شروع کردم به ریختن مقداری از آن روی سرم پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت خورشید ظاهر شده است پس مردم را مشغول کرد او خدا را به خاطر آنچه سزاوارش بود شکر کرد سپس گفت در مورد بعد او گفت غوغایی از سوی زنان انصار بلند شد پس به سمت آنها عقب نشینی کردم تا آنها را ساکت کنم پس به عایشه گفتم آنچه او گفت او گفت او گفت چیزی نبود که ندیدم جز اینکه من او را در این موقعیت خودم دیدم حتی بهشت و جهنم و بر من نازل شده است در قبرها محاکمه خواهید شد مشابه یا نزدیک به وسوسه دجال یکی از شما می آید و به او می گویند در مورد این مرد چه می دانید؟ در مورد مؤمن یا گفت یقین و او می گوید او رسول خداست او محمد صلی الله علیه و آله است او با دلایل روشن و راهنمایی نزد ما آمد بنابراین ما باور کردیم و پاسخ دادیم دنبال کردیم و ایمان آوردیم و به او گفته می شود خوب بخواب ما می دانستیم که آیا شما به او ایمان خواهید آورد یا خیر در مورد منافق یا گفت مشکوک و به او گفته می شود در مورد این مرد چه می دانید؟ و او می گوید من نمی دانم من شنیدم که مردم چیزی می گویند بنابراین گفتم نظر در حدیث مشکل مردم چیست؟ یعنی چگونه وحشت زده ایستاده اند؟ آیه بدون علامت خورشید گرفتگی است تا زمانی که خود را در معرض تقلب قرار دهید هرگونه احساس آشکار غش کردن این به دلیل زمان طولانی ماندن و گرمای شدید است خورشید ظاهر شد یعنی آشکار شد و زمزمه کن آدو صداهای مختلف که شما نمی فهمید پس به سوی آنها عقب نشینی کردم یعنی صورتم را برگرداندم و به سمت آنها برگشتم شما مسحور شده اید یعنی در حال آزمایش هستید وسوسه دجال دجال مسیح گمراهی است یکی از شما خواهد آمد یعنی در قبر و به او گفته می شود در مورد این مرد چه می دانید؟ اما دو پادشاه این را گفتند رسول خدا نگفت رسول خدا یک آزمایش و یک شگفتی برای او نه اینکه از آنها دریافت کنیم او با مدرک روشن نزد ما آمد یعنی به کراماتی که دلالت بر نبوت او دارد و راهنمایی یعنی معنایی که به هدف منتهی می شود هدایت به راه راست و روشن ما جواب دادیم یعنی به ما بیاموز و دنبالمان کن پاسخ مربوط به علم است و کار را دنبال کنید خوب بخواب یعنی هیچ ترسی ندارید چیزی که کفار از آن می ترسند از نمایش در آتش یا عذاب دیگری در قبر مشکوک یعنی شک یکی از فواید صحبت کردن این حدیث مفید است خودداری از صحبت در نماز تذکر و اندکی کار در آن جایز است و آن ترنس سبک طهارت را باطل نمی کند و فکر کردن به دعا کننده و به بوسه اش نگاه کرد در نماز او جایز است و در حديث دليل بر طول ايستادن است در دعای خسوف و بهشت و جهنم الان دو تا موجوده این دکترین اهل سنت است در حدیث اهمیت وجود دارد برای اثبات عذاب قبر شامل سؤال دو فرشته در قبر است صحبت کردن نیز مفید است هر که در عقیده پیامبر صلی الله علیه و آله شک کند یا در صحت پیام او شک کنید ایمان او معتبر نیست در حدیث تقلید مذمت شده است و مقلد علی رغم واقع سزاوار نام علم کامل نیست فصل سیر در مسئله جاری و آموزش اهل آن عن عقبه بن الحارث با دختر ابواحاب بن عزیز ازدواج کرد زنی آمد و گفت: عقبه به آن که ازدواج کرده بود شیر داد عقبه به او گفت نمی دونم تو به من شیر دادی و تو به من نگفتی پس نزد خاندان ابواحاب فرستاد تا از آنان بخواهد و گفتند ما نمی دانستیم که دوستمان شیر می دهد پس سوار بر پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه شد پس از او پرسید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند چگونه گفته شد بنابراین او را ترک کرد او با شوهر دیگری ازدواج کرد نظر در حدیث فصل سفر در مسئله نوظهور سفر یعنی سفر برای نیاز حادثه ای که رخ داد نیاز به تبیین حکم قانونی آن است با دختر ابواحاب ازدواج کرد نام او غنیه است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید هر که شهادت پرستار خیس را به تنهایی بگیرد معنای ظاهری حدیث را بگیرید حمل آن به تقوا بدون منع حرام است صحبت کردن نیز مفید است راهنمایی در سفر در طلب علم و بیانی از شوق اصحاب به علم ترجیح آنها چیزی است که آنها را به خداوند متعال نزدیک می کند و اطاعتش را زیاد کند زیرا آنها در دانش پرورش یافته اند تا روی آن کار کنند لذا خداوند متعال شاهد آنها بود آنها بهترین ملتی هستند که برای بشریت خلق شده اند سود هم دارد وظیفه تلخی است برای جلوگیری از موقعیت های اتهامی حتی اگر دم پاک باشد، صحنه بی گناه است بنابراین در ازدواج باید احتیاط کرد رجوع به اهل علم در مورد بلایا حتی اگر خانه هایشان دور باشد