از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 64 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (64) | کتاب حج - 4

◉ 0 بازدید ⏱ 29:49 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:11 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: طواف زنان با مردان
0:21 عن ابن جریج عطاء.
0:25 ابن هشامی زنان را از طواف با مردان منع کرد
0:29 گفت چگونه می تواند جلوی آنها را بگیرد؟
0:32 همسران پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز با مردان رفت و آمد نداشتند
0:38 گفتم حجاب را بردارید یا قبل از آن
0:41 او به زندگی من گفت بله
0:44 بعد از حجاب متوجه شدم
0:47 گفتم چطور با مردها معاشرت می کنند؟
0:51 او گفت که معاشرت نمی کند
0:54 عایشه رضی الله عنها در اتاقی از مردان می گشت بدون اینکه با آنها مخلوط شود
1:01 زنی گفت
1:03 برو، ای ام المؤمنین دریافت کنیم
1:07 او گفت
1:08 برو و دور باش
1:11 شب با لباس مبدل ما را بیرون می برد
1:14 بنابراین آنها با مردان پرسه می زنند
1:16 اما وقتی وارد خانه شدیم بودند
1:20 حتی وارد شدیم
1:22 و مردها را بیرون بیاورید
1:24 من و عبید بن عمیر نزد عایشه می رفتیم
1:28 در مجاورت جوف ثبیر است
1:32 گفتم
1:33 و حجاب او چیست؟
1:35 او گفت
1:36 در گنبد ترکی با غشاء است
1:40 هیچ چیز دیگری بین ما و او نیست
1:43 سپر درخشانی روی او دیدم
1:47 نظر در حدیث
1:51 ابن هشام
1:52 او ابراهیم بن هشام است
1:55 می گفتند برادرش محمد است
1:57 حجاب را بردارید یا قبل از آن
2:00 یعنی بعد از نزول آیه حجاب یا قبل از آن
2:04 اتاقی از مردان پرسه می زد
2:06 هر طرفی از مردم منزوی است
2:10 زنی گفت
2:11 گفته می شد نام او داکرا است
2:14 برو کنار
2:16 یعنی از طرف خودتان و برای شما
2:18 و او امتناع کرد
2:20 یعنی رای ممتنع دادم
2:21 او ما را با لباس مبدل بیرون می آورد
2:24 هر پنهانی
2:25 مجاور است
2:27 هر ساکن
2:29 در حفره ثبیر
2:31 و کوهی بزرگ در مزدلفه
2:33 در سمت چپ از آنجا به سمت ما می رود
2:37 در گنبد ترکی
2:39 هر چادر ترکی
2:42 غشاء و فرآیندهای غشایی
2:43 هر پوششی
2:44 درعا یک منبع است
2:46 یعنی یک پیراهن قرمز
2:48 رنگ آن رز است
2:51 یکی از فواید صحبت کردن
2:55 از صحبت کردن سود ببرید
2:57 او زنان را به طواف راهنمایی می کند
2:59 آنها پنهان هستند
3:01 طواف در شب جایز است
3:04 در حدیث، زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پوشیده بودند
3:08 بعد از نزول آیه حجاب
3:11 مطلوب است که نزدیک مکه باشد
3:14 همسایگی در تمام حرم جایز است
3:17 حتی اگر در مسجد جامع نباشد
3:20 در حدیث است که زنان پشت سر مردان طواف می کنند
3:24 آنها نباید با مردان مخلوط شوند یا با آنها شلوغ شوند
3:29 در آن احوال زنان بر اساس پوشش است
3:32 پوشیدن قرمز روشن جایز است
3:36 شرحی از مقام و فضیلت مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها.
3:41 و آن یک قایق پنهان بود
3:44 شامل شرح فقه عایشه رضی الله عنها است
3:48 در واگذاری منکر به زنی که می خواست آن را دریافت کند
3:53 بیانگر این است که زنان بدون تماس در قرنطینه جایز هستند
3:58 اختصاص مکان در مسجد برای زنان جایز است
4:05 فصل صحبت در مورد طواف
4:09 از ابن عباس رضی الله عنهم
4:12 پیامبر صلی الله علیه و آله در حال طواف بر کعبه از آنجا گذشت
4:18 دستش را با کمربند به شخص دیگری بست
4:22 یا با نخ یا چیز دیگری
4:25 او در یک رمان فردی را با طناب در بینی هدایت می کند
4:31 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را با دست خود قطع کرد
4:35 سپس فرمود: با دست او را هدایت کن.
4:39 نظر در حدیث
4:43 با کمک یک کمربند، طولی از پوست بریده می شود
4:48 او را با دست هدایت کنید، یعنی بکشید و با دستش بکشید
4:53 حلقه ای از مو ساخته شده از سوراخی در بینی شتر
4:59 او توسط آن رهبری می شود
5:01 یکی از فواید صحبت کردن
5:05 از صحبت کردن سود ببرید
5:07 جواز گفتار خوب در طواف
5:11 دلالت بر جايز بودن فرقه هر كار سبك دارد
5:16 و به این معناست که اگر شخص در طائف چیز بدی ببیند
5:19 ممکن است با دست خود آن را تغییر دهد
5:22 دلالت بر این دارد که هدایت انسان با چیزی که حیوان به آن هدایت می شود جایز نیست
5:28 که خداوند متعال فرزندان آدم را گرامی داشت
5:34 سوره طواف بعد از فجر و عصر
5:38 از عایشه رضی الله عنها
5:41 مردم بعد از نماز صبح به دور خانه رفتند
5:45 بعد رفتند سراغ مرد
5:48 حتی زمانی که خورشید طلوع می کند
5:51 نماز خواندند
5:53 عایشه رضی الله عنها گفت
5:56 نشستند
5:57 حتی اگر ساعتی باشد که در آن نماز را دوست نداشته باشید
6:02 نماز خواندند
6:05 نظر در حدیث
6:08 بعد رفتند سراغ مرد
6:11 یعنی بعد کنار بازیکن نشستند
6:13 حتی اگر ساعتی باشد که در آن نماز را دوست نداشته باشید
6:18 یعنی زمانی که خورشید طلوع می کند
6:20 قبل از اینکه به اندازه یک شفت بالا بیاید
6:23 یکی از فواید صحبت کردن
6:27 حدیث دلالت دارد که طواف مانند نماز است
6:32 امر به معروف و نهی از منکر را شامل می شود
6:36 حاوی شرح فضیلت و فقه مادر مؤمنین عایشه رضی الله عنها است.
6:43 از عبدالعزیز بن رافع می‌گوید:
6:47 عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه را دیدم که پس از طلوع فجر در حال گردش است
6:52 دو رکعت نماز می خواند
6:55 نظر در حدیث
6:59 بعد از سحر دو رکعت نماز می خواند
7:02 به نظر می رسد که آنها در زمان نفرت هستند
7:06 یکی از فواید صحبت کردن
7:10 از صحبت کردن سود ببرید
7:12 شرح فقه عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه در مورد نماز در وقت کراهت.
7:19 و در اثر و پیش از آن
7:22 طواف در مواقع کراهت غیر از نماز جایز است
7:26 طواف در هر دوی آنها مانند نماز است
7:29 نه اصلا
7:34 درب آبخوری حج
7:37 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
7:41 عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواست.
7:47 چند شب را در مکه بگذراند تا به او آب بدهد
7:53 پس به او اجازه داد
7:55 نظر در حدیث
7:58 به منظور آبیاری آن
8:00 یعنی به خاطر آب دادن حج
8:02 که عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه در زمان جاهلیت و اسلام به دنبال آن بود.
8:10 یکی از فواید صحبت کردن
8:13 از صحبت کردن سود ببرید
8:15 شب نشینی در شب های ایام تشریق
8:19 به او دستور داده شده است
8:20 این نشان می دهد که برای افرادی که به عنوان حامل آب و مانند آن ها جایز است
8:25 برای ترک این شب اقامت و رفتن به مکه
8:31 از ابن عباس رضی الله عنهم
8:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آبخوری آمد و درخواست آب کرد.
8:40 العباس گفت
8:41 ای فضل
8:43 برو پیش مادرت
8:44 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از او نوشیدنی آوردند
8:50 و او گفت
8:51 به من آب بده
8:53 او گفت
8:54 ای رسول خدا
8:55 دستشان را می گیرند
8:58 او گفت
8:59 به من آب بده
9:01 پس از آن نوشید
9:02 سپس به زمزم آمد و در آن آب می دادند و کار می کردند
9:06 و او گفت
9:08 کار کن که کارهای نیک انجام می دهی
9:11 سپس گفت
9:13 اگر آنها شکست نمی‌خوردند، من فرود می‌آمدم
9:15 بنابراین من طناب را روی اینها گذاشتم
9:18 منظورم این است که مسئولیت اوست
9:20 روی شانه اش اشاره کرد
9:23 نظر در حدیث
9:27 به ساقی
9:28 آبیاری
9:30 جایی که در فصل و زمان های دیگر می توان آب نوشید
9:34 پس آب گرفت
9:36 یعنی آب خواست
9:39 به مادرت
9:40 مادرش لبابه بنت الحارث هلالیه بود
9:44 اگر شکست نمی‌خوردند
9:46 یعنی اگر با برداشتن قوطی آبیاری از شما شکست نخورده بودید
9:50 و گفته شد
9:51 یعنی اگر مردم علیه شما جمع نمی شدند
9:55 به دلیل ازدحام بیش از حد، شما شکست خواهید خورد
9:59 می رفتم پایین
10:00 یعنی با شما به اشتراک گذاشتم
10:02 تا اینکه طناب را گذاشتم
10:04 یعنی طناب سطل
10:06 شانه اش
10:07 آتاک
10:08 از شانه تا مبدا گردن
10:11 یکی از فواید صحبت کردن
10:15 از صحبت کردن سود ببرید
10:17 شرح فضیلت آب آبیاری
10:19 فضیلت آب دادن به حج
10:22 حاوی شرح رحیمیت پیامبر صلی الله علیه و آله است
10:25 و رحمت او بر امتش
10:27 شدت خشوع او رضی الله عنه
10:34 باب آنچه در زمزم آمده است
10:37 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
10:41 به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از زمزم مشروب دادم
10:46 ایستاده نوشید
10:49 یکی از فواید صحبت کردن
10:53 از صحبت کردن سود ببرید
10:55 شرح فضیلت آب زمزم
10:57 نوشیدن آب زمزم در حالت ایستاده جایز است
11:01 خدمت به اهل علم و فضیلت جایز است
11:07 باب طواف القرم
11:10 به حکم نافع
11:12 که عبید الله فرزند عبدالله است
11:14 و سالم بن عبدالله
11:16 به او گفتند که همیشه با عبدالله بن عمر رضی الله عنه هستند
11:22 شبی سپاه بر ابن الزبیر فرود آمد
11:25 و او گفت
11:26 حج نکردن امسال ضرری ندارد
11:29 می ترسیم بین شما و مجلس حائلی باشد
11:34 و او گفت
11:35 در یک رمان
11:37 شما در رسول خدا سرمشق خوبی داشته اید
11:41 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم
11:45 کفار قریش خانه را سد کردند
11:48 پس پیامبر صلی الله علیه و آله قربانی او را ذبح کرد
11:52 سرش را تراشید
11:54 به شما شهادت می دهم که انشاء الله انجام عمره را واجب کردم
11:59 برو
12:00 سلولی بین من و خانه شناور بود
12:03 حتی اگر چیزی بین من و او بیفتد
12:06 من همان کاری را کردم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در زمانی که با او بودم
12:11 از ذی الحلیفه مشمول عمره شد
12:14 در یک رمان
12:16 هدیه ای داد که با هدیه خریده بود
12:19 سپس یک ساعت پیاده روی کرد
12:21 سپس گفت
12:23 اما آنها یکی هستند
12:25 شهادت می دهم که حج عمره را واجب کردم
12:30 هیچ کدام از آنها نرفته بودند تا اینکه روز قربان فرا رسید
12:34 و آرام باش
12:36 در یک رمان
12:37 برای رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
12:41 مردم عمره در سال حدیبیه بودند
12:44 و او می گفت
12:46 تا یک طواف نکند جایز نیست
12:50 در یک رمان
12:51 و یک تلاش
12:53 روزی که وارد مکه می شود
12:56 نظر در حدیث
13:00 در بیالی لشکر در مقابل ابن الزبیر اردو زدند
13:03 حجاج بن یوسف در سال ۷۲ هجری قمری به مکه آمد
13:09 از اول شعبان آن را محاصره کرد
13:13 به دردت نمیخوره
13:14 یعنی هیچ ضرری به شما نمی رسد
13:17 ارجاع شود
13:18 یعنی از رسیدن به خانه جلوگیری می شود
13:22 و من به شما شهادت می دهم
13:23 یعنی به نیت راضی نبود
13:25 بگذار کسانی که می خواهند از او تقلید کنند این کار را انجام دهند
13:28 یا عمره را تمام کرده ای
13:30 یعنی خودم را به آن متعهد کردم
13:33 برو
13:34 یعنی میرم
13:36 بین من و خانه یک سلول است
13:38 یعنی اگر بگذارند به خانه برسم
13:42 من همان کار را کردم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد
13:46 یعنی در حدیبیه
13:47 وقتی مانع ورود او به مکه شدند
13:50 از طرف متحد
13:52 میقات اهل مدینه است
13:55 اما او یکی است
13:57 یعنی در جواز انحلال از آنها از طریق حصر
14:01 یا با عمره حج رفتم
14:04 یعنی مقایسه کردیم
14:06 و هر قربانی را هدیه می داد
14:09 یکی از فواید صحبت کردن
14:13 از صحبت کردن سود ببرید
14:15 صحابه قیاس را به کار بردند و از آن دلیل استفاده کردند
14:20 دلالت بر جايز بودن کسي که در محاصره دشمن است، تجزيه شود
14:24 چه به خاطر حج باشد و چه سنش
14:27 حیوان قربانی خود را ذبح می کند و سرش را می تراشد یا موهایش را کوتاه می کند
14:31 جایز است حج بعد از سن باشد
14:35 و یک شرط برای عموم
14:37 باید قبل از شروع طواف زندگی باشد
14:40 و در حديث، مقايسه كننده ما را راهنمايي مي كند
14:43 بیرون رفتن برای انجام مناسک جایز است
14:46 در راه به ترس او مشکوک می شوند
14:48 پس لطفا در امان باشید
14:50 شامل بیان فضل بن عمر رضی الله عنه و فقه اوست.
14:54 و پایبندی شدید او به سنت
14:59 باب وجوه صفا و مروه
15:02 و آن را مراسم خدا قرار ده
15:06 در مورد عروة فرمود:
15:08 از عایشه رضی الله عنها پرسیدم و گفتم
15:12 دیدی خدای متعال چه گفت؟
15:15 صفا و مروه از نمادهای خدا هستند
15:19 هر کس حج خانه را به جا آورد یا عمره را به جا آورد، اگر آنها را طواف کند گناهی بر او نیست.
15:26 به خدا هیچ سرزنشی نیست
15:28 نه اینکه صفا و مروه را طواف کند
15:31 او گفت: آنچه تو گفتی بد بود برادرزاده من.
15:36 اگر این طوری بود که من تعبیر کردم
15:39 او هیچ سرزنشی نداشت که آنها را طواف نکند
15:44 اما درباره انصار نازل شد
15:47 قبل از اسلام آوردن از نعمت ظالم شادمان بودند
15:52 در یک رمان
15:53 یک منات خوب و قدیمی بود
15:56 که وقتی فلج می شدند عبادت می کردند
16:00 او از جمله مردمی بود که از طواف صفا و مروه خجالت می کشید
16:05 وقتی اسلام آوردند
16:07 از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره سؤال کردند
16:11 گفتند یا رسول الله
16:14 خجالت کشیدیم بین صفا و مروه طواف کنیم
16:18 سپس خداوند متعال نازل کرد
16:21 صفا و مروه از نمادهای خدا هستند
16:26 آیه
16:27 عایشه رضی الله عنها گفت
16:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را وضع کرد
16:33 بین آنها طواف کرد
16:35 هیچ کس حق ندارد بین آنها طواف کند
16:41 نظر در حدیث
16:44 یکی از مراسم خدا
16:46 یعنی نشانه های مشهود دین او
16:48 که خداوند بندگانش را با آن عبادت می کند
16:51 خداوند دستور داده است که شعائر او جلال یابد
16:55 او هیچ سرزنشی برای طواف آنها ندارد
16:59 این مانع از توهم کسانی شد که از طواف بین آنها خجالت می کشیدند
17:03 زیرا در زمان جاهلیت بت پرستیده می شد
17:08 خداوند متعال برای دفع این توهم بال را انکار کرد
17:11 نه، چون لازم نیست
17:14 من آن را روی او گذاشتم
17:16 یعنی با آن تعبیر کردم
17:18 دارن خوش میگذرونن
17:19 آره هاجون
17:22 نام بتی است که در دوران پیش از اسلام وجود داشته است
17:25 از ما نامگذاری شد
17:27 زیرا فداکاری ها مورد نظر بود، یعنی تارک
17:31 ظالم
17:33 از استبداد
17:34 و سمیت ظالم
17:36 زیرا او به جای خدای متعال پرستش می شد
17:40 وقتی فلج است
17:42 چین خوردگی است که از شمال به زیر قدید می آید
17:46 قدید بین مکه و مدینه است
17:49 منات الگوی قدید بود
17:52 از مردم
17:53 یعنی حج یا سنش
17:56 او خجالت می کشد
17:57 یعنی مواظب است و می ترسد به گناه بیفتد
18:01 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بین آنها طواف کرد
18:06 یعنی تشریع کرد و آن را رکن قرار داد
18:10 یکی از فواید صحبت کردن
18:14 از صحبت کردن سود ببرید
18:16 این سوال کلید دانش است
18:19 حاوی بیانی از فضیلت عایشه رضی الله عنها است
18:22 و تفسیر را به او بیاموزید
18:25 آنچه را که متون را تشکیل می دهد به جهان ارائه می دهد
18:28 برای رفع توهم و سردرگمی
18:31 این نشان می دهد که محقق باید با مدرک مشکل را برطرف کند
18:36 و در آن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
18:39 تعادل اعتبار گفتار و کردار است
18:43 در آن عبادات معلق است
18:46 توهم شباهت آن با عبادت جاهلي ربطي ندارد
18:52 اصل این است که تقلید از کفار در عبادات حرام است.
19:00 باب آنچه در سفر صفا و مروه ذکر شد
19:04 از عاصم بن سلیمان می گوید:
19:07 از انس بن مالک رضی الله عنه درباره صفا و مروه پرسیدم
19:12 و او گفت
19:14 ما می دیدیم که اینها مربوط به دوران قبل از اسلام است
19:18 وقتی اسلام آمد ما از آنها پرهیز کردیم
19:22 سپس خداوند متعال نازل کرد
19:24 صفا و مروه از نمادهای خدا هستند
19:29 هر کس حج خانه را به جا آورد یا عمره را به جا آورد، اگر آنها را طواف کند گناهی بر او نیست.
19:36 نظر در حدیث
19:40 می بینیم و باور می کنیم
19:43 از موضوع جهل
19:44 هر یک از آداب و عبادات دوران پیش از اسلام
19:48 ما آنها را گرفتیم
19:50 یعنی توقف کردیم و سعی کردیم بین صفا و مروه
19:55 یکی از فواید صحبت کردن
19:59 از حدیث می توان دریافت که اساس عبادت بر اساس اختیار است
20:04 این شامل راهنمایی در مورد پرهیز از مکان های سوء ظن است
20:10 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
20:14 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فقط طلب می کرد
20:17 در خانه و بین صفا و مروه
20:20 تا قوت خود را به مشرکان نشان دهد
20:24 نظر در حدیث
20:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فقط طلب می کرد
20:30 در خانه و بین صفا و مروه
20:33 یعنی در عمره حدیبیه
20:36 تا قوت خود را به مشرکان نشان دهد
20:39 چون مشرکان کنار سنگ نشستند
20:42 آنها منتظر کسانی هستند که از تب ضعیف شده اند
20:46 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب خود دستور داد تا شن و ماسه کنند
20:50 تا مشرکان قدرت مسلمانان را ببینند
20:54 یکی از فواید صحبت کردن
20:57 از صحبت کردن سود ببرید
21:00 پوست نشان دادن برای خشم دشمن جایز است
21:03 نشان دادن پوست مطلوب است
21:06 مشروط بر اینکه از این عمل به خود آسیبی نرساند
21:10 تبیین عبادات جایز است
21:13 گاهی منطقی است
21:19 باب: ظهر روز ترویه کجا می رسد؟
21:24 از عبدالعزیز بن رافع می‌گوید:
21:27 از انسی بن ملکر رضی الله عنه پرسیدم
21:30 گفتم: چیزی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فهمیدی، بگو.
21:36 نماز ظهر و عصر روز ترویه را کجا خواند؟
21:40 گفت: بیمنا.
21:43 گفتم: نماز عصر روز خروج را کجا خواند؟
21:47 آهسته گفت
21:50 سپس گفت: «همانطور که شاهزادگانت می‌کنند، عمل کن.»
21:55 نظر در حدیث
21:59 آن را فهمیدم، یعنی متوجه شدم و فهمیدم
22:03 روز ترویه روز هشتم ذی الحجه است
22:07 روز خروج یعنی روز بازگشت هر یک از ما
22:12 الابطح مکانی وسیع بین مکه و منا است
22:17 مراد ثواب است
22:20 امیران شما، یعنی حکام و نایبان ایشان در حج
22:25 یکی از فواید صحبت کردن
22:29 از صحبت کردن سود ببرید
22:31 اقامه نماز ظهر و عصر در روز ترویه در منا مطلوب است
22:37 شامل وجوب اقتدا به امام و ردّ اختلاف است
22:41 و در آن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
22:44 تعادل اعتبار گفتار و کردار است
22:50 باب روزه روز عرفات
22:53 عن ام الفضل بنت الحارث
22:56 روزی که اطلاع داشتند، مردم در مورد روزه پیامبر صلی الله علیه و آله اختلاف کردند
23:02 بعضی ها گفتند روزه است
23:06 بعضی ها گفتند روزه نیست
23:09 پس در حالی که بر شتر خود ایستاده بود جامی شیر برای او فرستادم
23:14 پس آن را نوشید
23:16 نظر در حدیث
23:20 یک فنجان شیر، یعنی یک ظرف شیر
23:24 پس آن را نوشید
23:25 دلالت بر روزه نبودن ایشان رضی الله عنه
23:30 یکی از فواید صحبت کردن
23:34 از صحبت کردن سود ببرید
23:36 جواز خوردن و آشامیدن در مجالس برای مصلحت
23:40 پذیرفتن هدیه از زنان جایز است
23:44 او رضی الله عنه از او نخواست
23:47 این از پول اوست یا از پول شوهرش؟
23:51 در آن شرحی از هوش ام الفضل رضی الله عنه آمده است
23:55 در حدیث، دلیل عملی ثابت شده است
23:58 قوی تر از شواهد نظری است
24:03 باب جابجایی ارواح در روز عرفه
24:08 سالم گفت:
24:10 عبدالملک به حجاج نوشت
24:13 آیا با ابن عمر در مورد حج اختلاف ندارد؟
24:16 سپس ابن عمر رضی الله عنه آمد و من با او بودم در روزی که با هم ملاقات کردند، زمانی که خورشید از غروب ظهر گذشته بود.
24:23 در غرفه زائران فریاد زد
24:26 بنابراین او با یک پتوی زرد رنگ بیرون آمد
24:29 گفت: ابا عبدالرحمن تو را چه شده؟
24:34 رواحی گفت: اگر سنت می خواهی
24:39 گفت این ساعت
24:41 گفت بله
24:43 گفت صبر کن تا آب بر سرم بریزم بیرون بیا.
24:49 پس فرود آمد تا حجاج رفتند
24:52 پس بین من و پدرم راه افتاد
24:54 پس گفتم اگر سنت می خواهی
24:58 پس خطبه را کوتاه کن و سریع برخیز
25:01 شروع کرد به نگاه عبدالله
25:04 وقتی عبدالله آن را دید
25:07 او حقیقت را گفت
25:10 نظر در حدیث
25:13 در حج
25:15 یعنی در احکام حج
25:17 خورشید رفته است
25:19 یعنی خورشید از وسط آسمان کج شد
25:22 غرفه زائران
25:24 خیمه شب بازی همان چیزی است که چادر را احاطه کرده است
25:28 دری دارد که از آن وارد چادر می شود
25:31 گفته شد خیمه است
25:33 با لحاف، یعنی جامه بزرگ
25:37 مایل به زرد
25:38 یعنی رنگ شده با گلرنگ
25:41 ارواح
25:42 یعنی رفتن به عرفات
25:45 اگر سال را می خواهید
25:47 یعنی سنت پیامبر صلی الله علیه و آله
25:51 پس به من نگاه کن
25:52 بله، کمی به من زمان بدهید
25:54 سرازیر شده روی سرم
25:56 منظور چیست؟
25:57 دوش میگیرم
25:59 پس خطبه را کوتاه کن و سریع برخیز
26:02 منظور چیست؟
26:03 تعجیل در نماز برای پی بردن به ایستادن
26:08 یکی از فواید صحبت کردن
26:11 از صحبت کردن سود ببرید
26:13 ادای حج خلفا
26:16 و با چه کسی این کار را کردند؟
26:19 وضو گرفتن در حال ایستادن در عرفات جایز است
26:23 در آن، محقق پیش از آن که از او درباره آن سؤال شود، با فتوا شروع می کند
26:27 این شامل درک با اشاره و نگاه کردن است
26:30 فتوا دادن شاگرد در حضور استادش جایز است
26:35 این شامل اشتیاق به گسترش دانش است تا مردم بتوانند از آن بهره مند شوند
26:39 شامل بیان فضل بن عمر رضی الله عنه است
26:43 و اشتیاق او به سنت
26:47 دروازه ایستاده در عرفات
26:51 از جبیر بن معتیم که گفت:
26:53 شتر مرا گمراه کردی
26:55 پس به خواستگاری او در روز عرفات رفتم
26:58 پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که در عرفات ایستاده بود
27:03 این را به خدا از روی شوق گفتم
27:07 موضوع اینجا چیست؟
27:10 نظر در حدیث
27:14 شتر را گمراه کردی
27:15 یعنی یک شتر گم کردم
27:18 آن را بخواهید
27:19 یعنی دنبالش هستم
27:21 الحمس به معنای قریش
27:23 در عرفات ایستادم و آنجا را ترک کردم
27:28 می دانند و تصدیق می کنند که یکی از احساسات و حج است
27:32 جز اینکه گفتند
27:34 ما اهل حرم هستیم
27:36 ما مشتاقان هستیم
27:37 حام ها اهل حرم هستند
27:40 موضوع اینجا چیست؟
27:42 یعنی آنچه در عرفات ایستاده است
27:44 او از جمله افرادی است که در عرفات متوقف نمی شود
27:49 یکی از فواید صحبت کردن
27:53 از صحبت کردن سود ببرید
27:54 مناسک حج تعلیق شد
27:58 تصور شباهت به دوران قبل از اسلام فایده ای ندارد
28:02 در این حدیث به مذمت استکبار اشاره شده است
28:08 قال عایشه رضی الله عنها
28:11 آنها قریش و کسانی بودند که به دین خود اقرار می کردند
28:14 در مزدلفه ایستاده اند
28:16 به آنها الحمص می گفتند
28:19 همه اعراب در عرفات ایستاده بودند
28:23 وقتی اسلام آمد
28:25 خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله دستور داد
28:28 برای آمدن عرفات
28:30 سپس او می ایستد
28:32 سپس از آن بهره مند می شود
28:34 این را خداوند متعال می فرماید
28:37 سپس از جایی که مردم منتفع می شوند بهره مند شوید
28:42 نظر در حدیث
28:46 و هر که به دین خود اعتراف کند
28:48 یعنی قبایلی که با قریش مذهبی بودند
28:51 آنها بن عامر بن صعسا هستند
28:54 ثقیف و خزاعه
28:56 به آنها الحمص می گفتند
28:59 زیرا در دین خود سختگیر شدند و سختگیر شدند
29:03 در مزدلفه ایستاده اند
29:05 یعنی و دیگران در عرفات توقف می کنند
29:08 سپس از جایی که مردم منتفع می شوند بهره مند شوید
29:12 یعنی از عرفات همان گونه که مردم از آن بهره مند می شوند، بهره مند شوند
29:16 از ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام تا کنون
29:20 یکی از فواید صحبت کردن
29:24 از صحبت کردن سود ببرید
29:26 خداوند متعال دستور داد در عرفات توقف کند
29:29 به مزدلفه پرداخت شود
29:31 یاد خدا در مشعر الحرام
29:35 به او دستور داد که در کنار اکثریت مردم در عرفات بایستد
29:40 شامل بیگانگی از دوران جاهلیت است