از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 32 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (32) | تتمة كتاب مواقيت الصلاة ثم كتاب الأذان

◉ 64 بازدید ⏱ 29:38 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:15 باب دعای بعد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب
0:22 از ابن عباس گفته است:
0:25 من شاهد مردانی بوده ام که مورد قبول من هستند
0:29 و یک عمر از من راضی بودند
0:32 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:34 نماز را بعد از نماز صبح نهی کرد
0:37 تا زمانی که خورشید طلوع کند
0:40 و بعد از ظهر تا غروب آفتاب
0:44 نظر در حدیث
0:47 شاهد بود، یعنی می دانست و می گفت
0:50 نه به معنای شهادت در برابر قاضی
0:53 رضایت بخش
0:55 یعنی در صداقت و دین آنها شک نمی کند
0:58 بعد از صبح
1:00 یعنی بعد از نماز صبح
1:02 و بعد از ظهر
1:04 یعنی بعد از نماز عصر
1:06 تا زمانی که خورشید طلوع کند
1:08 یعنی تا قیام کند و بدرخشد
1:13 یکی از فواید صحبت کردن
1:16 از صحبت کردن سود ببرید
1:18 بیان فضیلت عمر رضی الله عنه
1:21 در حدیث اشاره شده به عدالت صحابه رضی الله عنهم
1:27 نماز خواندن در اوقات حرام مکروه است
1:30 در مورد نماز نیز به همین دلیل اختلاف داشت
1:34 و نهی موجود در حدیث
1:36 واقعا مربوط به زمانه
1:41 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
1:45 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:49 اگر آفتاب گیر بیرون بیاید
1:51 پس دعا کنید تا ظهور کند
1:55 اگر آفتاب گیر وجود نداشته باشد
1:58 پس دعا کنید تا از بین برود
2:01 هنگام طلوع یا غروب آفتاب نماز نخوانید
2:06 بین شاخ شیطان ظاهر می شود
2:10 یا شیطان
2:13 نظر در حدیث
2:17 کرم ضد آفتاب اولین چیزی است که ظاهر می شود
2:21 پس اذان به نماز
2:23 یعنی رفتند و نماز را به تأخیر انداختند
2:25 برجسته شدن
2:27 یعنی تا بالا بیاید
2:30 دیر نکن
2:31 تحقیق نکن
2:33 یعنی قصد و عمد نداشته باشید
2:36 بین شاخ شیطان
2:38 شاخ شیطان
2:40 کنار سرش
2:42 یکی از فواید صحبت کردن
2:46 از صحبت کردن سود ببرید
2:48 نهی از تقلید از عبادت مشرکان
2:52 نماز خواندن در اوقات حرام مکروه است
2:55 نهی موجود مربوط به فعل زمان است
3:01 درب
3:03 قبل از غروب آفتاب نماز نخوانید
3:07 عن قضا مولا زیاد
3:10 او گفت
3:11 ابوسعید را شنیدم
3:13 با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگید
3:17 دوازده حمله
3:19 او گفت
3:20 چهار از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
3:25 یا گفت
3:27 از پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها می گوید
3:31 بنابراین من آن را دوست داشتم و به من الهام بخش شد
3:35 زن نباید مسافت دو روزه را طی کند
3:38 شوهرش، اودو، محرم، با او نیست
3:41 دو روز روزه نگرفتن
3:43 فطر و قربان
3:46 بعد از دو نماز نمازی نیست
3:48 بعد از ظهر تا غروب خورشید
3:52 و بعد از صبح تا طلوع خورشید
3:55 شما فقط باید به سه مسجد سفر کنید
4:00 مسجد جامع
4:02 و مسجد من
4:03 و مسجد الاقصی
4:06 پرواز در بحث
4:09 قبل از غروب آفتاب نماز نخوانید
4:13 تحقیق کنید
4:14 یعنی نیت و اهتمام در درخواست
4:17 بنابراین من آن را دوست داشتم و به من الهام بخش شد
4:20 من آن را دوست داشتم، یعنی آن را دوست داشتم
4:23 معنی را با توجه به تلفظ های مختلف تکرار کنید
4:26 با یک محرم
4:27 اوست که برای همیشه از ازدواج با زن منع شده است
4:32 روزه نگرفتن
4:33 منظور شما این است که روزه نگیرید
4:36 و بدون دعا
4:37 مراد به دست نمی آید
4:40 تا زمانی که خورشید طلوع کند
4:42 یعنی تا قیام کند و بدرخشد
4:46 و به سختی سفر نکنید
4:48 یعنی عازم سفر به قصد سفر
4:51 یکی از فواید صحبت کردن
4:55 از صحبت کردن سود ببرید
4:57 جلوگیری از سفر زنان بدون شوهر و محرم
5:01 روزه گرفتن در روز عید حرام است
5:05 شامل حرمت نماز بعد از طلوع فجر و بعد از ظهر است
5:09 واقعا مربوط به زمانه
5:12 فضیلت این سه مسجد را بیان می کند
5:16 و سفر به چیز دیگری منتهی نمی شود
5:21 از معاویه فرمود:
5:24 شما یک نماز خواهید خواند
5:26 با رسول خدا صلی الله علیه و آله همراهی کردیم
5:30 نمازش را ندیدیم
5:33 هر دو را نهی کرد
5:35 یعنی دو رکعت بعد از نماز عصر
5:39 نظر در حدیث
5:42 بعد از ظهر
5:44 یعنی بعد از نماز عصر
5:46 یکی از فواید صحبت کردن
5:50 از صحبت کردن سود ببرید
5:52 این هدیه پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:55 تعادل در اعتبار عبادت است
5:58 هر صحابی آنچه را که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیده و شنیده نقل می کند
6:07 درب
6:08 فوایدی که بعد از نماز عصر خوانده می شود و مانند آن
6:13 از عایشه گفت:
6:15 که باهاش رفت
6:17 تا خدا را ملاقات نکرد، آنها را ترک نکرد
6:20 خدای تعالی را نیافت تا اینکه از دعای خود خسته شد
6:25 بسیاری از نمازهایش را نشسته می خواند
6:29 یعنی دو رکعت بعد از نماز عصر
6:32 در یک رمان
6:34 پیامبر صلی الله علیه و آله چه بود؟
6:37 او یک روز بعد از ظهر پیش من می آید
6:40 جز اینکه دو رکعت نماز خواند
6:43 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:45 آنها را دعا می کند
6:47 آنها را در مسجد نمی خواند
6:50 از ترس اینکه بار ملتش را سنگین کند
6:53 او آنچه را که آنها را تسکین می داد دوست داشت
6:57 نظر در حدیث
7:00 که باهاش رفت
7:02 به خدای متعال سوگند
7:05 یعنی آن که روح پیامبر صلی الله علیه و آله را قبض کرد
7:10 تا اینکه خدا را ملاقات کرد
7:12 یعنی تا خدای متعال مرگش را گرفت
7:15 سنگین
7:16 یعنی بیماری شدیدتر شد
7:18 ترس
7:20 یعنی ترس
7:21 بر دوش ملتش
7:24 یعنی به آنها سختی و ناراحتی وارد شود
7:28 یکی از فواید صحبت کردن
7:32 از صحبت کردن سود ببرید
7:34 جواز سوگند در امور علمی
7:37 خواندن نماز اختیاری در حالت نشسته جایز است
7:41 شامل حفظ و دوام نمازهای اختیاری است
7:45 مشروعیت نماز اختیاری در منزل
7:48 حاوی شرح رحیمیت پیامبر صلی الله علیه و آله است
7:52 و رحمت او بر امتش
7:54 و تیزش او رضی الله عنه
7:57 برای آسایش ملتش
8:02 از عایشه گفت:
8:04 راکاتانی رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
8:08 او آنها را مخفیانه یا آشکار ترک می کند
8:12 قبل از نماز صبح دو رکعت نماز خواندم
8:14 بعد از نماز عصر با من زانو زدی
8:18 نظر در حدیث
8:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را رها نکرد
8:26 یعنی آنها را رها نکرد
8:28 این شامل شواهدی از تداوم و پشتکار در عمل است
8:32 و ترک نکردن
8:34 یکی از فواید صحبت کردن
8:38 از صحبت کردن سود ببرید
8:40 اقامه دو رکعت قبل از نماز صبح
8:44 حدیث بر کسانی است که می گویند بعد از نماز عصر دو رکعت بخوان
8:52 باب اذان بعد از گذشتن وقت
8:56 از ابو قتاده می گوید:
8:58 شبی با پیامبر صلی الله علیه و آله راه افتادیم
9:03 بعضی ها گفتند
9:05 اگر با ما عروسی داشتی یا رسول الله
9:08 او گفت
9:09 می ترسم در حال نماز بخوابی
9:12 بلال گفت
9:13 بیدارت میکنم
9:16 پس دراز کشیدند
9:17 بلال پشتش را به کوهش تکیه داد
9:21 چشمانش غرق در او شد و خوابش برد
9:24 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از خواب بیدار شد
9:27 آفتاب گیر بیرون آمده است
9:30 و او گفت
9:31 ای بلال
9:33 کجا گفتی
9:35 او گفت
9:36 تا حالا اینجوری نخوابیده بودم
9:40 او گفت
9:41 خدا هر وقت خواست روح شما را گرفت
9:45 هر وقت خواست آن را به تو برگرداند
9:48 ای بلال
9:50 برخیز و مردم را به نماز بخوان
9:53 در یک رمان
9:55 بنابراین نیازهای خود را برآورده کردند
9:57 پس وضو گرفت
9:59 وقتی خورشید طلوع کرد و سفید شد
10:03 برخاست و نماز خواند
10:05 نظر در حدیث
10:08 من ازدواج کردم
10:10 نظافت
10:11 زمانی است که مسافر برای اقامت خود به خواب و استراحت می‌آید
10:16 به رفتنش
10:18 یعنی به قایقش
10:20 چشمانش غرق در او شد و خوابش برد
10:23 یعنی بلال رضی الله عنه
10:26 آفتابگیر
10:27 یعنی طرف و طرفش
10:30 کجا گفتی
10:32 یعنی تحقق آنچه شما می گویید کجاست؟
10:34 بیدارت میکنم
10:36 تا حالا اینجوری نخوابیده بودم
10:40 معنی
10:41 تا حالا اینجوری نخوابیده بودم
10:45 خورشید طلوع کرد و سفید شد
10:48 یعنی خالص شد
10:51 یکی از فواید صحبت کردن
10:55 از صحبت کردن سود ببرید
10:57 پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب خود را ملامت کرد
11:01 و مهربانی او با آنها
11:03 امام باید مصالح دینی را در نظر بگیرد
11:07 این شامل دقت در مورد آنچه ممکن است با آن اتفاق بیفتد
11:10 از دست دادن وقت برای عبادت
11:13 حدیث دلالت دارد که نباید از خواب غافل شد
11:17 اما غفلت از هوشیاری
11:20 مانع از پرداخت سود می شود
11:22 در مواقعی که نماز حرام است
11:26 خواندن نماز به جماعت جایز است
11:32 باب: کسی که مردم را بعد از گذشتن وقت به جماعت بخواند
11:38 از جابر بن عبدالله
11:40 عمر بن خطاب در روز خندق پس از غروب آفتاب آمد
11:46 پس شروع به دشنام دادن به کفار قریش کرد
11:49 او گفت
11:50 ای رسول خدا
11:52 به بعد از ظهر نرسیده بودم تا اینکه خورشید تقریباً غروب کرد
11:57 در یک رمان
11:58 این پس از تهمت روزه دار است
12:02 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
12:05 قسم می خورم که نمازش را نخواندم
12:08 بنابراین به باتان رفتیم
12:11 پس برای نماز وضو گرفت
12:13 برایش وضو گرفتیم
12:15 فصل بعد از ظهر پس از غروب خورشید
12:18 سپس نماز مغرب را خواند
12:22 نظر در حدیث
12:26 به بعد از ظهر نرسیده بودم تا اینکه خورشید تقریباً غروب کرد
12:30 یعنی عمر رضی الله عنه
12:33 نماز عصر را قبل از غروب خواند
12:36 چون معروف در کاد است
12:38 اگر در زمینه نفی باشد ثابت می شود
12:42 اگر هم در چارچوب ثبوت بود، تکذیب شد
12:46 باتان دره ای در شهر است
12:50 یکی از فواید صحبت کردن
12:54 از صحبت کردن سود ببرید
12:56 نماز بر کفار جایز است
12:58 اگر باعث از دست رفتن تکالیف شوند
13:01 مؤید اقامه نماز عصر است
13:05 لعن مشرکان جایز است
13:08 برای گزارش در مورد آن
13:10 مقصود چیزی است که ناپسند نیست
13:13 چنانکه او شایستگی مقام عمر رضی الله عنه را دارد
13:17 قسم خوردن بدون قسم جایز است
13:20 اگر بر اساس مصلحت دینی باشد
13:24 این شامل مشروعیت گروه در گذشته است
13:28 هر کس نمازی را ترک کند و در وقت دیگری یاد کند
13:32 او باید از گذشته شروع کند و سپس از حال
13:37 حدیث برای کسانی است که امتداد مراکش را می بینند
13:40 تا گرگ و میش
13:42 چون قدیمی بود
13:45 حتی اگر تنگ بود
13:47 برای شروع با مراکش
13:48 چون زمان را هم تلف نمی کند
13:54 باب: هر که نمازی را فراموش کند
13:56 وقتى تذكر داده شد، نماز بخواند
13:58 فقط آن دعا را تکرار می کند
14:01 از انس بن مالک
14:04 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:07 او گفت
14:08 هر که یک نماز را فراموش کند
14:10 وقتی ذکر می کند نماز بخواند
14:12 برای او کفاره ای جز آن نیست
14:16 و به یاد من دعا کن
14:19 نظر در حدیث
14:22 او فراموش کرد
14:23 یعنی غفلت و فراموشی
14:25 برای او کفاره ای جز آن نیست
14:28 یعنی آن دعای فراموش شده کفاره ندارد
14:31 جز اینکه او این کار را کرد
14:33 و به یاد من دعا کن
14:36 یعنی نماز را به خاطر ذکر خود بخوان
14:39 زیرا ذکر او جل جلاله هدف نهایی است
14:43 بندگی دل است
14:45 و شادی او
14:47 یکی از فواید صحبت کردن
14:50 از صحبت کردن سود ببرید
14:53 نماز بر خوابیده و مردم واجب است
14:56 کم و بیش نماز خواندن
14:59 گفتار او صلی الله علیه و آله و سلم
15:02 اگر ذکر شد
15:03 کسانی که قبوض اضافی می پردازند به عنوان مدرک استفاده می شود
15:06 در زمانی که نماز در آن حرام است
15:08 در حدیث، در نماز نمایندگی نیامده است
15:12 و نماز به اجبار پول نیست
15:15 روزه و غیر آن را هم مجبور می کند
15:18 باب الثمر با مهمان و خانواده
15:23 از عبدالرحمن بن ابی بکر
15:27 اینکه افراد دارای این صفت افراد فقیری بودند
15:31 و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
15:35 چه کسی غذای دو نفره داشت؟
15:38 بگذار با یک سوم برود
15:40 اگر چهار نفر هستند، یک پنجم یا ششم
15:44 و ابوبکر سه آورد
15:48 پس رضی الله عنه با ده به راه افتاد
15:52 گفت: من و پدرم و مادرم هستم.
15:56 نمی دانم، گفت
15:58 و همسرم و خدمتکارم
16:00 بین ما و خانه ابوبکر
16:04 و ابوبکر شام خورد
16:06 با پیامبر صلی الله علیه و آله
16:09 سپس برای نماز عصر ماند
16:13 بعد برگشت
16:14 ماند تا پیامبر صلی الله علیه و آله شام خورد
16:19 بعد از گذشت شب آمد انشاءالله
16:24 همسرش به او گفت
16:26 و چه چیزی شما را از مهمان نوازی دور کرده است؟
16:29 یا مهمان شما گفت
16:31 اوما گفت عصرشان
16:34 گفت بیا تا بیاد
16:38 پیشنهاد دادند و قبول نکردند
16:40 گفت پس رفتم و پنهان شدم
16:44 او گفت: گونتر
16:47 عصبانی شد و توهین کرد
16:49 و او گفت
16:51 بخور نگران نباش
16:53 گفت: به خدا سوگند دیگر به او غذا نمی دهم.
16:57 خدا رحمت کند
16:59 لقمه نگرفتیم
17:02 با این تفاوت که زیر آن بیشتر از آن باران می بارید
17:06 گفت که راضی هستند
17:09 بیشتر از قبل شد
17:13 ابوبکر به او نگاه کرد
17:17 اگر یکسان یا بیشتر از آن باشد
17:21 به زنش گفت
17:23 ای خواهر بنی فراس
17:25 این چیه؟
17:27 نه گفت و چشمانم را لمس کرد
17:30 اکنون سه برابر بیشتر از قبل شده است
17:35 پس ابوبکر از آن خورد
17:38 گفت از طرف شیطان است
17:43 یعنی حقش
17:46 در یک رمان
17:48 گفت: منتظر من بودی.
17:51 قسم می خورم امشب به او غذا نمی دهم
17:54 و بقیه گفتند
17:56 به خدا سوگند ما به او غذا نمی دهیم تا شما به او غذا دهید
18:00 گفت: هرگز بدی مثل امشب ندیده ام
18:04 وای بر تو!
18:07 چرا روستاهایتان را از ما قبول نمی کنید؟
18:10 سلیقه خود را بگیرید
18:12 بنابراین او آمد
18:14 پس دستش را پایین آورد و گفت: بسم الله.
18:17 اولی برای شیطان است
18:20 پس خوردند و خوردند
18:22 بعد یه لقمه ازش خورد
18:25 سپس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد
18:29 پس من با او شدم
18:31 بین ما و چند نفر قرارداد بسته شده بود
18:35 ضرب الاجل گذشت
18:37 دوازده مرد از هم جدا شدند
18:40 با هر مردی افرادی هستند
18:43 خدا بهتر می داند، مثل هر مردی
18:46 پس همه از آن خوردند
18:49 نظر در حدیث
18:53 باب الثمر با مهمان و خانواده
18:57 سمر به معنای صحبت در شب است
19:00 کسانی که ویژگی را دارند
19:02 صیفه محل سایه اندازی در مسجد است
19:06 فقرا، مهاجران و غریبه ها در آنجا پناه می گیرند
19:10 برای مدتی
19:12 یعنی ماند و ماند
19:14 چه چیزی شما را از مهمان نوازی باز داشت؟
19:16 یعنی چه چیزی مانع آمدن شما به مهمانان شد
19:20 پدر
19:21 یعنی رای ممتنع دادند
19:23 پیشنهاد دادند و قبول نکردند
19:25 یعنی به آنها غذا داده شد اما نخوردند
19:28 هی گونتر
19:30 بله منظورت یکیه
19:32 و گفته شد
19:33 ای آدم نادان
19:34 غیر از این گفته شد
19:36 همه چیز به تهمت و تحقیر برمی گردد
19:40 وقتی قهر است وقتی سینه‌اش تنگ است می‌گوید
19:43 پس جدی بود
19:44 یعنی متهم به بریدن بینی اش شده است
19:47 و نفرین
19:48 هر گونه فحش دادن
19:50 نه تبریک
19:52 مودبانه گفت
19:54 و گفته شد
19:55 برای آنها دعا نیست
19:57 خبر است
19:59 یعنی در زمان او از او بیزاری نکردی
20:02 خدا رحمت کند
20:04 یعنی دست راست خدا
20:06 یکی از کلمات قسم است
20:08 پروردگار من
20:09 یعنی بلند شد و غذا زیاد شد
20:12 سیب چشم من
20:14 سیب چشم
20:15 بیانگر لذت است
20:17 و دیدن اینکه انسان چه چیزی را دوست دارد و با آن موافق است
20:21 نه اون الان هست
20:22 هر نوع غذا
20:24 اما این از طرف شیطان بود
20:27 یعنی حقش
20:29 پس او را با شکستن سوگند رسوا کرد که بهتر است
20:32 سپس او را بلند کرد
20:34 یعنی حمل کاسه با غذایی که در آن است
20:38 بین ما و چند نفر قرارداد بسته شده بود
20:41 هر عهد مماشات
20:43 ضرب الاجل گذشت
20:45 یعنی به شهر آمدند
20:47 چرا روستاهایتان را از ما قبول نمی کنید؟
20:50 بخوانید
20:52 چه غذا و خوابگاهی برای مهمان آماده می شود
20:55 یکی از فواید صحبت کردن
20:59 او از گفتگو سود برد
21:02 تبیین فضیلت نوع دوستی و همدردی
21:06 و برای امام وقتی که مهمان زیاد باشد
21:09 تا بین مردم محل توزیع شود
21:12 هر کدوم به اندازه تواناییش
21:14 او آنچه را که می تواند می گیرد
21:17 شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
21:20 و آن را با بهترین چیزها ببرید
21:22 سخاوت و سخاوت مقدم بر او بود
21:25 بیانگر شدت محبت به دوست رضی الله عنه است
21:29 به رسول خدا صلی الله علیه و آله
21:33 و به او ارادت داشته باشند و او را بر همه مردم ترجیح دهند
21:37 خوردن دوست جایز است
21:40 نزد دوستش
21:42 برای کسی که دو مهمان دارد جایز است
21:44 علاقه و کار او را بپذیرد
21:47 اگر کسی را داشت که از آنها مراقبت کند
21:50 به مهمان اجازه غذا خوردن را می دهد
21:53 در غیاب صاحب خانه
21:55 اگر اجازه داده است نباید امتناع کند
21:59 چون دوست رضی الله عنه منکر این مطلب شد
22:03 این شامل مسئولیت کودک و خانواده است
22:05 تجلیل از مهمانان
22:07 طبق خواسته صاحب خانه
22:10 مرد حق دارد پسر و خانواده اش را تأدیب کند
22:13 به خاطر سهل انگاری در بزرگداشت مهمانانش
22:16 و از این بابت عصبانی شوید
22:18 این نشان دهنده کرامت بارز دوست رضی الله عنه است
22:23 و اثبات کرامت اولیای الهی
22:26 شکستن قسم با کفاره جایز است
22:30 برای به دست آوردن آنچه که بهترین است
22:33 او مانند یک دوست مودب زیباست
22:35 هدیه گرفتن توسط یکی از برادران بزرگوارش هدیه آسانی است
22:40 کتاب اذان
22:45 باب شروع اذان
22:51 از انس بن مالک می‌گوید:
22:54 وقتی جمعیت زیاد بود گفت
22:57 ذکر کردند که وقت نماز را با چیزی که می دانستند می دانستند
23:02 آنها اشاره کردند که یوروا یک آتش سوزی است
23:05 یا زنگ بزن
23:07 پس به بلال دستور داد تا اذان بگوید
23:10 و محل سکونت را متشنج کند
23:13 در یک رمان به جز اقامت
23:16 نظر در حدیث
23:20 کتاب اذان
23:22 اذان اعلان شروع وقت دعای کتبی با استفاده از کلمات خاص است
23:30 برای سوزاندن آتش
23:32 یا مثل مجوس آتش روشن می کنند
23:35 زنگ می زنند
23:37 نقوس ناقوسی است که مسیحیان در اوقات نماز به صدا در می آورند
23:43 پس بلال دستور داد
23:45 امر به آن رسول خدا صلی الله علیه و آله است
23:50 باشد که اذان شفاعت کند
23:52 مراد از بیشتر الفاظ اذان، شفاعت است
23:56 یکی از فواید صحبت کردن
23:59 از صحبت کردن سود ببرید
24:02 قول صحابی دستور است
24:04 باید مطرح کرد
24:06 شامل مطلوبیت احساس در امور مهم است
24:10 و با اهل کتاب و مجوس منافات دارد
24:14 از ابن عمر گفت:
24:18 وقتی مسلمانان به مدینه آمدند
24:22 جمع می شوند و منتظر دعا هستند
24:25 بهش زنگ نمیزنه
24:27 آنها یک روز در مورد آن صحبت کردند
24:30 برخی از آنها گفتند
24:32 زنگی مانند زنگ پیروزی گرفتند
24:36 برخی از آنها گفتند
24:38 بلکه شیپوری است مانند شاخ یهودیان
24:41 عمر گفت
24:43 ابتدا مردی را برای اذان می فرستید
24:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
24:51 ای بلال برخیز و اذان کن
24:55 نظر در حدیث
24:59 منتظر نماز هستند
25:01 یعنی آن وقت می توانند
25:04 یعنی زمان و زمان است که آنها به او بیایند
25:08 بلکه شیپوری است مانند شاخ یهودیان
25:11 یعنی دمیدن در آن
25:13 شیپور و بوق نماد یهودیان است
25:16 پس ندا داد
25:18 ظاهراً ابلاغی است که حکم اذان مشروع را ندارد
25:23 بلکه از حضور زمان خود مطلع است
25:26 ممکن است اذان ورودی داده شود
25:30 یکی از فواید صحبت کردن
25:34 گفتار او حاکی از آن است که منتظر نماز خواهند بود
25:38 در فضیلت اقامه نماز جماعت
25:42 این نشان دهنده شدت علاقه مسلمانان به مناسک است
25:47 نشان دهنده مطلوبیت مشورت در امور مهم عمومی است
25:52 شامل ممنوعیت تقلید از یهودیان و مسیحیان است
25:56 در آن اذان یکی از آداب عبادت است
26:00 تایید شده توسط خیابان
26:03 شرح فضیلت عمر رضی الله عنه در آن آمده است
26:07 مشروعیت اذان معتبر است
26:10 باب فضیلت اذان
26:15 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
26:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
26:23 اگر اذان کنیم
26:25 شیطان و گوزهای او را دور کن
26:28 تا صدای اذان شنیده نشود
26:31 وقتی اذان تمام شد قبول می کنم
26:34 اگر جامه ای با آن بپوشد روی برمی گرداند
26:37 اگر تثبیت برآورده شود قبول می کنم
26:40 تا زمانی که بین شخص و خودش رخ دهد
26:44 می گوید فلان را به یاد دارم
26:48 مگر اینکه ذکر شود
26:50 تا انسان نداند چقدر نماز خوانده است
26:54 اگر یکی از شما نمی داند چقدر نماز خوانده است
26:58 سه چهار
27:00 دو سجده نشسته سجده کند
27:04 نظر در حدیث
27:08 اگر اذان کنیم
27:10 یعنی اگر اذن نماز داده شود
27:13 مدیریت هر طلا و رفته است
27:17 گوز بادی است که از مقعد با صدا می آید
27:22 اذان تمام شد، یعنی اذان تمام شد
27:26 سپس یک لباس همراه آن بود
27:28 یعنی اگر نماز را بجا آورد
27:31 تثویب تمام شده است، یعنی یکی اقامتگاه را تمام کرده است
27:35 تا زمانی که هر زمزمه ای اعلام شود
27:38 تا بماند، یعنی تا شود
27:42 اگر می داند یعنی می داند
27:45 دو سجده یعنی یک بار دیگر سجده کند
27:49 یکی از فواید صحبت کردن
27:52 از صحبت کردن سود ببرید
27:55 اجبار شیطان و دوری از او با اذان انجام می شود
27:59 فراموشی که در نماز برای نمازگزار پیش می آید از زمزمه های شیطان است
28:05 فصل افزایش صدا هنگام تماس
28:10 از عبدالله بن عبدالرحمن بن ابی صعصعه الانصاری المزنی.
28:17 که ابوسعید خدریه به او گفت
28:21 می بینم که عاشق گوسفند و صحرا هستید
28:25 اگر در میان گوسفندان یا بیابان خود هستید
28:28 پس به نماز ندا دادم
28:30 پس صدای خود را در تماس بلند کنید
28:33 صدای مؤذن را هیچ جن و انسان و هیچ چیز دیگری نمی‌شنود
28:39 جز اینکه در قیامت شهادت می دهد
28:42 ابوسعید گفت
28:45 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
28:49 نظر در حدیث
28:53 کویر کویری است که در آن معماری وجود ندارد
28:59 وسعت صدای هر هدفی
29:02 هیچ چیز در متن نفی نامعین نیست
29:06 تمام حیوانات، اشیاء بی جان و غیره را گزارش کرد
29:13 از صحبت کردن سود ببرید
29:16 کار در بیابان و گوسفند بردن جایز است
29:20 مشروعیت انزوا وجود دارد
29:22 و دوری از وسوسه ها و زینت های دنیا
29:25 فضیلت بیان سنت و روشن ساختن مسائل دینی را بیان می کند
29:30 مستحب است اذان انفرادی باشد
29:33 و دلیل بر اینکه جن صدای انسان را می شنود