متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
فصل آنچه در مورد جوشکاری و قصابی گفته شد
0:21
از ابومسعود میگوید:
0:24
مردی از انصار آمد، ملقب به ابو شعیب
0:28
به پسری که قصاب داشت گفت
0:31
برای من غذای پنج تایی درست کن
0:34
من می خواهم به پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کنم
0:38
پنج پنج
0:40
گرسنگی را در صورتش دیدم
0:44
پس آنها را صدا زد
0:45
مردی با آنها آمد
0:48
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
0:51
این ما را دنبال کرده است
0:54
اگر می خواهید به او اجازه بدهید، به او اجازه بدهید
0:57
اگر می خواهی او برگردد، برگرد
1:00
گفت: نه، ولی من به او اجازه دادم.
1:05
نظر در حدیث
1:08
قصاب به معنای جوشکار قصاب است
1:13
هر آفرینشی بسازید
1:16
سپس مردی که ششمین آنها بود با آنها آمد
1:20
اجازه می دهد وارد شود و غذا بخورد
1:24
یکی از فواید صحبت کردن
1:28
از صحبت کردن سود ببرید
1:30
توضیح اینکه صحابه رضی الله عنهم چگونه بودند
1:33
از سختی زندگی و کمبود چیزها
1:36
دلالت بر این دارد که هر کس مقام والا را به غذای خود دعوت کند
1:41
تا با خود اصحاب خود را که اصحاب او هستند دعوت کند
1:46
برای هرکسی که می خواهد گروهی را دعوت کند ضروری است
1:50
تا غذای کافی برایشان درست کند و بر آنها سنگینی نکند
1:55
مطلوب آن است که دعوت شونده به تماس گیرنده پاسخ دهد
1:59
اخلاق خوبی داره
2:02
اگر دعا کننده از متابعت کننده اجازه بخواهد
2:06
به او اجازه دهد
2:08
نماینده دعوت باید به تعداد دعوت شدگان پایبند باشد
2:13
این شامل تشویق به دلجویی از مردم و رفع نیازهای آنها بدون پرسیدن سوال است
2:20
در موکی به ربا
2:23
از عون بن ابی جحیفه میگوید:
2:26
پدرم اشتراه الجامی را دیدم
2:29
پس دستور داد جام هایش را بشکنند
2:32
بنابراین از او در این مورد پرسیدم
2:34
گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:38
قیمت خون و قیمت سگ را حرام کرد
2:42
و برنده شدن ملت در یک رمان
2:45
و ظالم برنده است
2:47
فحش دادن به زن خالکوبی شده و زن خالکوبی شده
2:50
و ربا و مشتری خود را مصرف می کند
2:52
عکاس نفرین شد
2:55
نظر در حدیث
2:58
نام پدرم وهب بن عبدالله است
3:02
با فنجان هایش، یعنی ماشین هایش که با آنها از فنجان استفاده می کند
3:07
قیمت خون یعنی اجرت حجامت
3:10
به دست آوردن ملت مطلوب مزد زنا
3:15
خالکوبی تاتو
3:17
دست یا یکی از اعضایش را با سوزن بچسباند
3:21
سپس نیل و امثال آن را روی آن می پاشد
3:25
و کسی که درخواست خالکوبی می کند
3:29
و من ربا مصرف می کنم یعنی می گیرم
3:32
و مشتری هر بخشنده ای
3:35
یکی از فواید صحبت کردن
3:39
از صحبت کردن سود ببرید
3:41
جواز خرید غلام
3:44
اجرت حجامت را ممنوع می کند
3:47
این شامل اشتیاق به داشتن یک زندگی خوب است
3:52
درب
3:53
خداوند ربا را نابود می کند و صدقه می دهد
3:57
خداوند هر کافر گناهکار را دوست ندارد
4:02
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
4:05
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
4:10
اتحاد یک خرج کننده کالا است
4:13
مستحق نعمت
4:16
نظر در حدیث
4:20
خداوند ربا را نابود می کند
4:22
یعنی نعمتش را بالذات و وصف می برد
4:27
و خیرات را جمع می کند
4:28
یعنی آن را توسعه می دهد
4:30
برکت بر پولی که از آن گرفته شده است نازل می شود
4:34
ثواب صاحبش را زیاد می کند
4:36
سوگند قسم است
4:39
خرج کردن، یعنی ترویج آن
4:43
یکی از فواید صحبت کردن
4:47
از صحبت کردن سود ببرید
4:49
مجازات از نوع کار است
4:51
پس خداوند متعال رباخوار را با رها كردن پول او پاداش داد
4:55
چون پول مردم را غیرقانونی گرفته است
5:00
نیکوکار چون به مردم نیکی کرد، پاداش می گیرد
5:05
شامل احتیاط در قسم در خرید و فروش است
5:10
باب مکروهات قسم هنگام بیع
5:15
از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه
5:18
مردی در حالی که در بازار بود کالایی را راه اندازی کرد
5:22
پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است
5:27
تا مرد مسلمان در آن بیفتد
5:30
پس رفتم پایین
5:32
کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند
5:38
آیه
5:40
در یک رمان
5:41
ابن ابی عوفه گفت
5:43
متمرد، رباخوار و خائن است
5:48
نظر در حدیث
5:51
یک کالا راه اندازی کنید
5:53
یعنی آن را تبلیغ کنید و خرج کنید
5:56
پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است
6:00
یعنی به دروغ و دروغ قسم خورده که محصولش را تبلیغ کند
6:04
برای امضای آن
6:06
یعنی فریب دادن و فریب دادن او
6:09
کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند
6:15
این شامل همه کسانی می شود که چیزی از دنیا می گیرند
6:18
در مقابل آنچه از حقوق خدا و یا حقوق بندگانش ترک کرد
6:23
همچنین هر کس سوگند یاد کند، پول او از آن کم می شود
6:29
یکی از فواید صحبت کردن
6:33
از صحبت کردن سود ببرید
6:35
منع تقلب در همه اشکال آن
6:38
سوگند دروغ را منع می کند
6:41
صداقت را در معاملات تشویق می کند
6:46
باب آنچه در مورد سوار گفته شد
6:50
از علی علیه السلام فرمود:
6:52
من در روز بدر به سهم خود از غنایم نزدیک بودم
6:56
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به من داد
7:00
از پنجی که خداوند در آن روز به او داد
7:04
وقتی خواستم فاطمه سلام الله علیها را به فرزندی قبول کنم
7:08
دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:12
به مردی که در بنی قینوقعه جواهر فروش بود قول دادم که با من همسفر شود
7:17
بنابراین ما با پس انداز می آییم
7:19
بنابراین می خواستم آن را به زرگرها بفروشم
7:23
در جشن عروسی از او کمک می خواهیم
7:26
در همین حین برای دستم میله و قلاب و طناب جمع می کردم
7:32
و شروایا مناخانی در کنار اتاق مرد انصار است
7:37
تا اینکه چیزی که جمع کردم جمع کردم
7:40
اگر در راه اسلام هستم جوابش را داده ام
7:45
و کمرشان نازک شد
7:47
و از جگر آنها گرفت
7:50
وقتی صحنه را دیدم نتوانستم چشمانم را کنترل کنم
7:54
گفتم کی این کار رو کرده؟
7:56
گفتند حمزه بن عبدالمطلب این کار را کرد
8:00
او در این خانه بود و از انصار مشروب می خورد
8:04
او یک همراه و یارانش دارد
8:07
او در آواز خود گفت
8:09
جز حمز، برای شب
8:13
حمزه به سمت شمشیر پرید
8:15
پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم
8:20
و از جگر آنها گرفت
8:22
علی گفت پس من به راه افتادم تا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بروم
8:29
با او زید بن حارثه است
8:31
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست که من چه چیزی را ملاقات کرده ام
8:36
گفت: مال تو چیست؟
8:38
گفتم یا رسول الله امروز تو را چه دیدم؟
8:42
جز حمزه بر شتر من
8:45
پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم
8:50
و او در خانه ای با نوشیدنی بود
8:53
پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ردای خود را رها کرد و مرتد شد
8:58
بعد شروع کرد به راه رفتن
9:00
من و زید بن حارثه به دنبال او رفتیم
9:03
تا اینکه به خانه ای که حمزه بود آمد
9:07
پس اجازه خواست و او اجازه داد
9:10
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع کرد به سرزنش حمزه به خاطر کاری که انجام داد
9:16
سپس حمزه مست و چشمانش سرخ شده بود
9:20
حمزه به پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد
9:24
سپس سرش را بلند کرد و به زانویش نگاه کرد
9:27
در یک رمان
9:29
بعد سرش را بلند کرد و به نافش نگاه کرد
9:33
بعد سرش را بلند کرد و به صورتش نگاه کرد
9:37
سپس حمزه گفت
9:39
آیا جز بندگان پدر من نیستید؟
9:42
پس دانستم که پیامبر صلی الله علیه و آله مست است
9:47
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عقب برگشت
9:53
پس او بیرون رفت و ما با او بیرون رفتیم
9:56
در روایتی این قبل از نهی شراب بوده است
10:02
نظر در حدیث
10:04
شارف یک شتر مسن است
10:08
سهم من یعنی شانس من
10:11
آن را بسازید، یعنی وارد کنید
10:14
تاریخ، یعنی توافق شده است که در یک زمان خاص ملاقات کنند
10:19
جواهری که جواهرات می سازد
10:23
سفر می کند، یعنی می رود
10:26
پس می آییم یعنی می آوریم
10:29
ایتخیر گیاهی شناخته شده با رایحه ای مطبوع است
10:33
الاقطاب یعنی آنچه انسان بر شتر می گذارد
10:37
الغاریر نوک زمین است
10:41
دو اقلیم یعنی دو پایه
10:44
اتاق هر اتاق
10:47
هر قطعی رو جواب دادم
10:50
و کمرشان نازک شد
10:52
یعنی شکافتند و پهلوهایشان را سوراخ کردند
10:55
و هر زمانی را صرف کنید
10:59
نمی توانستم جلوی گریه ام را بگیرم
11:03
نوشیدن هر گروهی که الکل می نوشند
11:07
قاینه به معنای کنیز آوازخوان
11:10
برای شرف، یعنی شتر
11:13
عن نوا به معنای بلدرچین است
11:16
پرید، یعنی سریع بلند شد
11:19
جز هر عادتی
11:22
پس هر لباسی می پوشید
11:25
پس شروع کرد یعنی شروع کرد
11:28
او هر کسی را که او را سرزنش کند سرزنش می کند
11:31
مست یعنی مست
11:34
او به بالا نگاه کرد، یعنی نگاه را کشید و آن را جهت داد
11:38
پس انکار کرد، یعنی برگشت
11:41
او روی پاشنه های خود است
11:44
یعنی پشت سرش برگشت و او را به سمت خود هدایت کرد
11:51
از صحبت کردن سود ببرید
11:53
فروش اذخیر و سایر مباحات و سود بردن از آنها جایز است
11:58
کمک گرفتن از متخصصان صنعت در کاری که به بهترین نحو انجام می دهند جایز است
12:03
معامله با جواهرساز یهودی جایز است
12:07
کمک گرفتن در ضیافت ها جایز است
12:10
و مطمئن شوید که او را از چیزهای خوب به دست آورید
12:14
در آن اصل اساسی در مورد غذای مهمانی این است که برای متاهل باشد
12:19
درست کردن آن و خوردن بهای آن جایز است
12:22
این چیزی است که ممکن است فرموله شود
12:25
برخلاف اینکه برای مردان عکس یا جواهرات می ساخت
12:29
در حدیث از بدبختی در پول، پشیمانی و اندوه آمده است
12:34
یک مرد خوب حتی ممکن است گریه کند
12:38
بیرون آوردن عبا برای کسی که در خانه نشسته جایز است
12:42
برای انسان جایز است که در خانه خود لباس سبک بپوشد
12:47
مشروط بر اینکه عورت حفظ شود
12:49
که در آن گفتار مست و مست را ترک کرد
12:52
چون در این مورد سخنان را نمی فهمد
12:56
دلالت بر این دارد که کسی که در دست مست یا مست باشد باید
13:01
نه اینکه پشتش را به مست کند
13:04
زیرا از آسیب در امان نیست
13:07
باب ذکر قین و آهنگر
13:11
در مورد خباب فرمود:
13:15
شما در زمان جاهلیت از بستگان بودید
13:18
من نوائل دین را بر اسباب داشتم
13:21
بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم
13:24
گفت: آن را به تو نمی دهم تا اینکه به محمد صلی الله علیه و آله و سلم کافر شوی.
13:30
پس گفتم: تا خدا تو را نكشد و زنده شوى، كافر نمى شوم.
13:36
فرمود: مرا رها کن تا بمیرم و زنده شوم
13:40
مال و فرزندی به من داده می شود و به تو پس می دهم
13:44
سپس نازل شد: آیا کسى را که به آیات ما کافر شده بود، دیدى؟
13:49
و گفت: به من مال و فرزندی می دهند
13:53
آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟
13:58
نظر در حدیث
14:01
ما آن آهنگر را پیدا کردیم
14:05
دین
14:07
گفته شد خباب رضی الله عنه به گناهکار جواهر داد
14:12
بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم
14:14
یعنی نزد گنهکار آمدم تا از او دینم را بخواهم
14:18
پس من وظیفه شما را انجام می دهم، یعنی حق شما را می دهم
14:22
آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد؟
14:25
و گفت: به من مال و پسری می دهند
14:28
یعنی آیا از کسی که کفر خود را به آیات خدا جمع کرد تعجب نمی کنید؟
14:33
ادعای او این است که در آخرت به او مال و پسری می دهند
14:37
یعنی از اهل بهشت خواهد بود
14:40
آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟
14:46
این بدون آن نیست
14:48
یا اظهارات او ناشی از آگاهی از آینده غیبی است
14:53
این غیر ممکن است
14:55
یا از خدا عهد گرفته باشد که به او ایمان بیاورد و از رسولانش پیروی کند
15:01
اگر این دو چیز وجود نداشته باشد
15:04
او متوجه شد که ادعای او باطل است
15:07
یکی از فواید صحبت کردن
15:10
از صحبت کردن سود ببرید
15:13
آهنگر اگر عادل باشد از پیشه اش آسیبی نمی بیند
15:18
و سخنی تمسخر آمیز است که مردم تلخ به زبان می آورند
15:23
و نارضایتی او تا روز قیامت برای او ثبت می شود
15:27
سخت گیری در مورد الزامات دین برای متخلفان جایز است
15:32
بی عدالتی و تجاوز از او نمایان شد
15:35
و در حدیث برهان قیامت و قیامت است
15:38
ادای تمام بدهی ها واجب است
15:42
باب ذکر خیاط
15:46
از انس بن مالک میگوید:
15:51
خیاطی به نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
15:55
برای غذایی که درست کرد
15:57
پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم
16:01
علاوه بر غذا
16:03
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
16:07
نان جو
16:09
و آبگوشتی حاوی خون و تفاله
16:12
در یک رمان
16:14
با پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم
16:17
روی پسری که خیاط دارد
16:19
کاسه ای حاوی فرنی به او داد
16:22
و کارش را قبول دارم
16:25
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم
16:28
او خرس ها را در اطراف روزنامه دنبال می کند
16:32
من از آن روز همیشه خرس را دوست داشتم
16:36
انس گفت
16:38
بنابراین من خرس ها را در مقابل او جمع کردم
16:41
نظر در حدیث
16:45
پس به هر پایی نزدیک شد و آورد
16:50
دبعه به معنای کدو حلوایی است
16:53
قادید گوشت شور خشک شده در آفتاب است
16:58
ظرف ظرفی است که پنج نفر را در خود جای دهد
17:03
کاسه ده نفر را سیر می کند
17:05
یکی از فواید صحبت کردن
17:08
از صحبت کردن سود ببرید
17:11
مطلوب است به دعوت پاسخ داده شود
17:14
تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله را توضیح می دهد
17:18
وقتی تماس خیاط را جواب داد، همین طور بود
17:21
حاوی بیانی از انس رضی الله عنه است
17:25
عشق او به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنجا رسید
17:30
تا اینکه آنچه را که رضی الله عنه دوست می داشت دوست داشت
17:34
از خوشمزه ترین ها
17:36
در حدیث، دلیل بر فضیلت کدو بر دیگران است
17:40
حاوی جواز خوردن غذای خیاط و جواهر فروش است
17:44
پاسخ او به تماس او
17:46
چون درآمدشان خوب است
17:48
حاوی پاسخ الثارید است
17:51
بهترین غذاست
17:53
اجیر خیاط جایز است
17:56
و در آن تمامیت ایمان است
17:59
عشق به هر چیزی که پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت
18:04
اثرات آن در همه چیز قابل ردیابی است
18:07
و ایجاد اخلاق او
18:09
ردیابی غذا از اطراف بشقاب جایز است
18:14
اگر غذا مخلوط شده باشد
18:17
باب خرید شتر هِم یا جربی
18:23
از عمر فرمود:
18:26
اینجا مردی بود به نام نواس
18:29
شتر داشت
18:32
پس ابن عمر رضی الله عنه رفت
18:35
پس آن شترها را از شریک خود خرید
18:39
سپس شریک زندگی اش نزد او آمد
18:41
و او گفت
18:42
آن شترها را فروختیم
18:44
و او گفت
18:45
به کی فروختی؟
18:47
او گفت
18:48
از شیخ فلان
18:51
و او گفت
18:52
وای بر تو!
18:53
آن به خدا ابن عمر است
18:56
سپس نزد او آمد و گفت
18:58
شریک زندگی شما شتر فروخته است
19:01
و او شما را نشناخت
19:03
او گفت
19:04
پس آن را بکشید
19:06
او گفت
19:07
وقتی رفت، از او خواست که آن را بنوشد
19:10
و او گفت
19:11
رها کن
19:12
به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راضی بودیم.
19:17
بدون عفونت
19:19
نظر در حدیث
19:22
اینجا
19:24
یعنی در مکه
19:26
سجاف سیب
19:27
یعنی مریض
19:28
و هوس سرگردانی
19:30
بیماری است که شتر را تشنه می کند
19:32
آب را کاملا جذب می کند و از آن آبیاری نمی شود
19:36
البخاری گفت
19:39
سرگردانی که در هر کاری قصد را نقض می کند
19:43
وای بر تو!
19:44
سخنی که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست
19:49
پس آن را بکشید
19:51
یعنی آن را به خودت برگردان
19:54
رها کن
19:55
یعنی رها کن
19:57
با خرج کردن
19:58
یعنی با قضاوت
20:00
بدون عفونت
20:01
یعنی بیماری به خودی خود منتقل نمی شود
20:04
بلکه اوست که بیمار می شود و به بیماری مبتلا می شود
20:07
خداوند متعال
20:09
همه چیز بر اساس تقدیر است
20:12
یکی از فواید صحبت کردن
20:17
از صحبت کردن سود ببرید
20:19
خرید معیوب در صورتی جایز است که فروشنده عیب آن را بداند و خریدار از آن راضی باشد.
20:25
این تقلب نیست
20:28
از بی عدالتی جلوگیری می کند
20:30
ظلم صالحان بیشتر است
20:33
گزارش حاکی از آن است که تابعین در مجموع به حقوق صحابه رضی الله عنه می دانستند
20:43
فصل اسلحه فروشی در جریان فتنه
20:46
از ابو قتاده رضی الله عنه گفت
20:51
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حنین بیرون رفتیم.
20:56
وقتی با هم آشنا شدیم
20:58
مسلمانان سیاحت داشتند
21:00
مردی از مشرکان را دیدم که به مردی از مسلمانان حمله کرد
21:05
پس برگشتم تا از پشت سرش به او رسیدم
21:08
تا اینکه با شمشیر به شانه اش زدم
21:12
بنابراین او به سمت من آمد
21:14
سپس مرا در آغوش گرفت و من بوی مرگ را حس کردم
21:18
سپس مرگ او را فرا گرفت
21:20
پس مرا فرستاد
21:22
پس از عمر بن خطابی انتقاد کردم و گفتم:
21:25
مردم چه مشکلی دارند؟
21:27
فرمان خدا را گفت
21:30
سپس مردم برگشتند
21:32
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست
21:35
و او گفت
21:37
هر کس کسی را بکشد حجتی بر او دارد
21:40
او غارت خود را دارد
21:42
پس بلند شدم و گفتم
21:44
چه کسی برای من شهادت می دهد؟
21:46
بعد نشستم
21:48
سپس گفت
21:49
هر کس کسی را که برایش دلیل دارد بکشد، حق دارد آن را غارت کند
21:54
پس بلند شدم و گفتم
21:56
چه کسی برای من شهادت می دهد؟
21:58
بعد نشستم
22:00
سپس برای بار سوم همین را گفت، پس برخاستم و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود.
22:07
اى ابوقتاده چه شده؟ پس ماجرا را برای او نقل کردم، مردی گفت: ای رسول خدا تو راست می گویی.
22:17
غارت خود را از من گرفت و از من گرفت. ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: نه به خدا سوگند.
22:26
اگر نزد شیری از شیر خدا نرود، به روایت هر دو، شیری از قریش به او نمی دهد.
22:35
و اجازه می دهد یکی از شیرهای خدا از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله بجنگد.
22:43
او به تو ثواب می دهد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله راست گفت، پس آن را به او داد، پس زره را فروختم.
22:53
پس با او در بنی سلمه بره خریدم بنابر روایتی از او گوسفند خریدم.
23:01
این اولین چیزی است که در اسلام از آن تقلید می شود. در مورد حدیث به طور کلی نظر دهید
23:11
حنین یعنی در سال هشتم هجری دور به معنای بیگانگی و آشکار شدن و ناپدید شدن.
23:18
در مورد مواضع آنها، طناب شانه او محل عبا از گردن است و بویی از آن یافتم.
23:26
مرگ مورد نظر تقریباً مرا با آغوشش خفه کرد. مرگ بر آن غلبه کرد، یعنی مرد، پس مرا فرستاد
23:35
یعنی مردم مرا رها کردند، یعنی بدشان نیامد، یعنی برگشتند، یعنی بعد از شکست
23:44
شواهدی از آنچه که یک رزمنده در جنگ از حریف خود می گیرد را نشان دهید
23:53
از اسلحه و لباس و حيوان و چيزهاي ديگري كه بر خود و همراه داشت، قطع كردم، يعني به آنها گفتم.
24:02
پس او را از من راضى كن، يعنى آنچه را كه او را خشنود مىسازد، به او بده، نه خدا، يعنى به خدا سوگند كه چنين نخواهد شد.
24:11
عمدا نکرد یعنی نیت نکرد یعنی ابوبکر رضی الله عنه ایمان آورد پس به او داد یعنی داد.
24:21
پیامبر صلی الله علیه و آله سپر را به ابو قتاده رضی الله عنه داد و من برای آن خریدم.
24:28
یعنی با آن مزرعه ای خریدم یعنی باغی در بنی سلمه که گروهی از انصار هستند.
24:37
من آن را به عنوان گوسفند، یعنی باغ جمع کرده ام. یکی از فواید این حدیث همین حدیث است
24:49
دلیل آن کسانی بود که می گفتند غارت از سر غنائم است نه از پنجم و صحیح است.
24:56
اگر مردی ادعا کند که مرد خاصی را کشته است و ادعا کند او را غارت کرده است، غارت نیز به همراه آن به او داده می شود.
25:04
در حديث دلالت دارد كه كسى كه سهمى ندارد در معنى كلى قول: كسى كه ميت را مىكشد وارد شده است.
25:11
این نشان می دهد که غارت به خاطر قاتل است که بدون اینکه کسی جلوی آن را بگیرد، آن را با کشتن انجام داده است.
25:18
به گفته او و در آن غارت بر قاتل از هر مقتول است و شرط او این است که باشد.
25:25
کشته شده یک زن مبارز بود و در آن بیانی از فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمده است.
25:32
باب عطار و بیع مشک از ابوموسی رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله.
25:43
فرمود: مصداق صحابی خوب و بد، مشک گیر و دمنده است.
25:50
در روایت واکیر الحداد از صاحب مشک بی نصیب نمی مانید پس او مشک می کند.
25:59
یا کفشی به تو می دهد یا از او خرید می کنی یا بوی خوشی از او می یابی.
26:07
منافق یا لباست را می سوزاند، در روایتی بدنت را می سوزاند یا لباست را
26:16
یا در تفسیر حدیث بوی بدی می یابی
26:23
عطاری که عطر می فروشد همان عطر است. همنشینی که با دیگران می نشیند. مشک عطر معروفی است
26:35
دمنده دم به معنای آهنگر است و دمنده آهنگر و جواهر فروش است و گفته شد.
26:44
دستگاهی که آهنگر در آن پولش را خرج تو می کند، یعنی راهنماییت می کند و فرسوده می کند، یعنی می خرید، یعنی می خرید.
26:54
از آن رایحه ای دلنشین یافتن، یعنی بوی خوشی از آن استشمام کرد
27:01
بوی بد، یعنی بوی بد از آن استشمام کند
27:07
یکی از فواید صحبت کردن
27:10
آنچه از حدیث به دست می آید این است که نشستن با کسی که از هم نشینی با او ضرر می کند، حرام است، مانند غیبت کننده و باطل.
27:20
شامل استحباب هم نشینی با کسی است که با همنشینی با او از یاد خدای متعال بهره مند می شود
27:27
و علم و تمام اعمال صالح را بیاموزید
27:31
شامل جواز تشبیه در دین و جواز ضرب المثل می شود
27:36
حدیث حاوی شواهدی بر طهارت مشک است
27:39
فصل حجامت
27:44
از انس رضی الله عنه که از ثواب حجامت سؤال شد
27:50
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله حجامت شد
27:55
در روایتی به هیچکس ظلم نکرد و به او پاداش داد
27:59
ابوطیبه اندازه او را اندازه گرفت و دو صاع غذا به او داد
28:05
در روایتی به او دستور داد که یک صاع یا دو صاع یا یک مد یا مدین به او بدهد.
28:12
و در روایت صاع خرما
28:16
با پیروانش سخن گفت و آنان بار او را آسان کردند
28:19
در روایتی با ارباب خود صحبت کرد و درآمد یا مالیات خود را کاهش داد
28:26
و در روایتی از گزیده او
28:29
فرمود: بهترین راه درمان حجامت بهترین راه درمان آن است.
28:34
و حق بیمه دریایی
28:36
او گفت: فرزندان خود را با بهانه جویی شکنجه نکنید.
28:41
و باید منصف باشید
28:45
نظر در حدیث
28:48
ابوطیبه نام او دینار است
28:51
گفته شد سودمند است و خلاف آن گفته شد
28:55
و هر پاداشی به او داد
28:58
او با پیروان خود، یعنی صاحبان او سخن گفت
29:02
اگر بهتر باشم، یعنی بهترم
29:05
و حق بیمه دریایی
29:07
این گیاه در پزشکی شناخته شده است
29:10
باد خوب
29:12
پسران شما، یعنی کوچولوهای شما
29:15
با یک چشمک
29:16
کنایه عبارت است از بالا بردن صدا با گوش دادن به عنوان یک درمان
29:20
غیر از این گفته شد
29:22
کثیف یک درد در گلو است
29:25
سقوط اوست
29:28
از آبسه اش
29:29
آبسه اینجا
29:31
آنچه ارباب تصمیم می گیرد که خدمتکارش باید هر روز به او تحویل دهد
29:36
یکی از فواید صحبت کردن
29:40
از صحبت کردن سود ببرید
29:42
حلال بودن حجامت
29:44
ملایمت را در درمان و سایر امور تشویق می کند
29:50
از ابن عباس رضی الله عنهم
29:53
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
29:56
حجامت کرد و ثوابش را به حجامت داد
29:59
و التماس کن
30:01
نظر در حدیث
30:04
ثوابش را به جام داد
30:07
ابن عباس رضی الله عنه گفت
30:10
اگر هم حرام بود نمی داد
30:13
و التماس کن
30:14
اسنف
30:15
این چیزی است که دارو را در بینی ایجاد می کند
30:19
یکی از فواید صحبت کردن
30:23
از صحبت کردن سود ببرید
30:25
استخدام کارمند بدون تعیین مزد او جایز است
30:29
اگر این هنجار است
30:31
گرفتن اجرت برای حجامت جایز است