از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 75 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (75) | کتاب فروش - 2

◉ 6 بازدید ⏱ 30:41 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 فصل آنچه در مورد جوشکاری و قصابی گفته شد
0:21 از ابومسعود می‌گوید:
0:24 مردی از انصار آمد، ملقب به ابو شعیب
0:28 به پسری که قصاب داشت گفت
0:31 برای من غذای پنج تایی درست کن
0:34 من می خواهم به پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کنم
0:38 پنج پنج
0:40 گرسنگی را در صورتش دیدم
0:44 پس آنها را صدا زد
0:45 مردی با آنها آمد
0:48 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
0:51 این ما را دنبال کرده است
0:54 اگر می خواهید به او اجازه بدهید، به او اجازه بدهید
0:57 اگر می خواهی او برگردد، برگرد
1:00 گفت: نه، ولی من به او اجازه دادم.
1:05 نظر در حدیث
1:08 قصاب به معنای جوشکار قصاب است
1:13 هر آفرینشی بسازید
1:16 سپس مردی که ششمین آنها بود با آنها آمد
1:20 اجازه می دهد وارد شود و غذا بخورد
1:24 یکی از فواید صحبت کردن
1:28 از صحبت کردن سود ببرید
1:30 توضیح اینکه صحابه رضی الله عنهم چگونه بودند
1:33 از سختی زندگی و کمبود چیزها
1:36 دلالت بر این دارد که هر کس مقام والا را به غذای خود دعوت کند
1:41 تا با خود اصحاب خود را که اصحاب او هستند دعوت کند
1:46 برای هرکسی که می خواهد گروهی را دعوت کند ضروری است
1:50 تا غذای کافی برایشان درست کند و بر آنها سنگینی نکند
1:55 مطلوب آن است که دعوت شونده به تماس گیرنده پاسخ دهد
1:59 اخلاق خوبی داره
2:02 اگر دعا کننده از متابعت کننده اجازه بخواهد
2:06 به او اجازه دهد
2:08 نماینده دعوت باید به تعداد دعوت شدگان پایبند باشد
2:13 این شامل تشویق به دلجویی از مردم و رفع نیازهای آنها بدون پرسیدن سوال است
2:20 در موکی به ربا
2:23 از عون بن ابی جحیفه می‌گوید:
2:26 پدرم اشتراه الجامی را دیدم
2:29 پس دستور داد جام هایش را بشکنند
2:32 بنابراین از او در این مورد پرسیدم
2:34 گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:38 قیمت خون و قیمت سگ را حرام کرد
2:42 و برنده شدن ملت در یک رمان
2:45 و ظالم برنده است
2:47 فحش دادن به زن خالکوبی شده و زن خالکوبی شده
2:50 و ربا و مشتری خود را مصرف می کند
2:52 عکاس نفرین شد
2:55 نظر در حدیث
2:58 نام پدرم وهب بن عبدالله است
3:02 با فنجان هایش، یعنی ماشین هایش که با آنها از فنجان استفاده می کند
3:07 قیمت خون یعنی اجرت حجامت
3:10 به دست آوردن ملت مطلوب مزد زنا
3:15 خالکوبی تاتو
3:17 دست یا یکی از اعضایش را با سوزن بچسباند
3:21 سپس نیل و امثال آن را روی آن می پاشد
3:25 و کسی که درخواست خالکوبی می کند
3:29 و من ربا مصرف می کنم یعنی می گیرم
3:32 و مشتری هر بخشنده ای
3:35 یکی از فواید صحبت کردن
3:39 از صحبت کردن سود ببرید
3:41 جواز خرید غلام
3:44 اجرت حجامت را ممنوع می کند
3:47 این شامل اشتیاق به داشتن یک زندگی خوب است
3:52 درب
3:53 خداوند ربا را نابود می کند و صدقه می دهد
3:57 خداوند هر کافر گناهکار را دوست ندارد
4:02 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
4:05 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
4:10 اتحاد یک خرج کننده کالا است
4:13 مستحق نعمت
4:16 نظر در حدیث
4:20 خداوند ربا را نابود می کند
4:22 یعنی نعمتش را بالذات و وصف می برد
4:27 و خیرات را جمع می کند
4:28 یعنی آن را توسعه می دهد
4:30 برکت بر پولی که از آن گرفته شده است نازل می شود
4:34 ثواب صاحبش را زیاد می کند
4:36 سوگند قسم است
4:39 خرج کردن، یعنی ترویج آن
4:43 یکی از فواید صحبت کردن
4:47 از صحبت کردن سود ببرید
4:49 مجازات از نوع کار است
4:51 پس خداوند متعال رباخوار را با رها كردن پول او پاداش داد
4:55 چون پول مردم را غیرقانونی گرفته است
5:00 نیکوکار چون به مردم نیکی کرد، پاداش می گیرد
5:05 شامل احتیاط در قسم در خرید و فروش است
5:10 باب مکروهات قسم هنگام بیع
5:15 از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه
5:18 مردی در حالی که در بازار بود کالایی را راه اندازی کرد
5:22 پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است
5:27 تا مرد مسلمان در آن بیفتد
5:30 پس رفتم پایین
5:32 کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند
5:38 آیه
5:40 در یک رمان
5:41 ابن ابی عوفه گفت
5:43 متمرد، رباخوار و خائن است
5:48 نظر در حدیث
5:51 یک کالا راه اندازی کنید
5:53 یعنی آن را تبلیغ کنید و خرج کنید
5:56 پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است
6:00 یعنی به دروغ و دروغ قسم خورده که محصولش را تبلیغ کند
6:04 برای امضای آن
6:06 یعنی فریب دادن و فریب دادن او
6:09 کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند
6:15 این شامل همه کسانی می شود که چیزی از دنیا می گیرند
6:18 در مقابل آنچه از حقوق خدا و یا حقوق بندگانش ترک کرد
6:23 همچنین هر کس سوگند یاد کند، پول او از آن کم می شود
6:29 یکی از فواید صحبت کردن
6:33 از صحبت کردن سود ببرید
6:35 منع تقلب در همه اشکال آن
6:38 سوگند دروغ را منع می کند
6:41 صداقت را در معاملات تشویق می کند
6:46 باب آنچه در مورد سوار گفته شد
6:50 از علی علیه السلام فرمود:
6:52 من در روز بدر به سهم خود از غنایم نزدیک بودم
6:56 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به من داد
7:00 از پنجی که خداوند در آن روز به او داد
7:04 وقتی خواستم فاطمه سلام الله علیها را به فرزندی قبول کنم
7:08 دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:12 به مردی که در بنی قینوقعه جواهر فروش بود قول دادم که با من همسفر شود
7:17 بنابراین ما با پس انداز می آییم
7:19 بنابراین می خواستم آن را به زرگرها بفروشم
7:23 در جشن عروسی از او کمک می خواهیم
7:26 در همین حین برای دستم میله و قلاب و طناب جمع می کردم
7:32 و شروایا مناخانی در کنار اتاق مرد انصار است
7:37 تا اینکه چیزی که جمع کردم جمع کردم
7:40 اگر در راه اسلام هستم جوابش را داده ام
7:45 و کمرشان نازک شد
7:47 و از جگر آنها گرفت
7:50 وقتی صحنه را دیدم نتوانستم چشمانم را کنترل کنم
7:54 گفتم کی این کار رو کرده؟
7:56 گفتند حمزه بن عبدالمطلب این کار را کرد
8:00 او در این خانه بود و از انصار مشروب می خورد
8:04 او یک همراه و یارانش دارد
8:07 او در آواز خود گفت
8:09 جز حمز، برای شب
8:13 حمزه به سمت شمشیر پرید
8:15 پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم
8:20 و از جگر آنها گرفت
8:22 علی گفت پس من به راه افتادم تا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بروم
8:29 با او زید بن حارثه است
8:31 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست که من چه چیزی را ملاقات کرده ام
8:36 گفت: مال تو چیست؟
8:38 گفتم یا رسول الله امروز تو را چه دیدم؟
8:42 جز حمزه بر شتر من
8:45 پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم
8:50 و او در خانه ای با نوشیدنی بود
8:53 پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ردای خود را رها کرد و مرتد شد
8:58 بعد شروع کرد به راه رفتن
9:00 من و زید بن حارثه به دنبال او رفتیم
9:03 تا اینکه به خانه ای که حمزه بود آمد
9:07 پس اجازه خواست و او اجازه داد
9:10 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع کرد به سرزنش حمزه به خاطر کاری که انجام داد
9:16 سپس حمزه مست و چشمانش سرخ شده بود
9:20 حمزه به پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد
9:24 سپس سرش را بلند کرد و به زانویش نگاه کرد
9:27 در یک رمان
9:29 بعد سرش را بلند کرد و به نافش نگاه کرد
9:33 بعد سرش را بلند کرد و به صورتش نگاه کرد
9:37 سپس حمزه گفت
9:39 آیا جز بندگان پدر من نیستید؟
9:42 پس دانستم که پیامبر صلی الله علیه و آله مست است
9:47 آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عقب برگشت
9:53 پس او بیرون رفت و ما با او بیرون رفتیم
9:56 در روایتی این قبل از نهی شراب بوده است
10:02 نظر در حدیث
10:04 شارف یک شتر مسن است
10:08 سهم من یعنی شانس من
10:11 آن را بسازید، یعنی وارد کنید
10:14 تاریخ، یعنی توافق شده است که در یک زمان خاص ملاقات کنند
10:19 جواهری که جواهرات می سازد
10:23 سفر می کند، یعنی می رود
10:26 پس می آییم یعنی می آوریم
10:29 ایتخیر گیاهی شناخته شده با رایحه ای مطبوع است
10:33 الاقطاب یعنی آنچه انسان بر شتر می گذارد
10:37 الغاریر نوک زمین است
10:41 دو اقلیم یعنی دو پایه
10:44 اتاق هر اتاق
10:47 هر قطعی رو جواب دادم
10:50 و کمرشان نازک شد
10:52 یعنی شکافتند و پهلوهایشان را سوراخ کردند
10:55 و هر زمانی را صرف کنید
10:59 نمی توانستم جلوی گریه ام را بگیرم
11:03 نوشیدن هر گروهی که الکل می نوشند
11:07 قاینه به معنای کنیز آوازخوان
11:10 برای شرف، یعنی شتر
11:13 عن نوا به معنای بلدرچین است
11:16 پرید، یعنی سریع بلند شد
11:19 جز هر عادتی
11:22 پس هر لباسی می پوشید
11:25 پس شروع کرد یعنی شروع کرد
11:28 او هر کسی را که او را سرزنش کند سرزنش می کند
11:31 مست یعنی مست
11:34 او به بالا نگاه کرد، یعنی نگاه را کشید و آن را جهت داد
11:38 پس انکار کرد، یعنی برگشت
11:41 او روی پاشنه های خود است
11:44 یعنی پشت سرش برگشت و او را به سمت خود هدایت کرد
11:51 از صحبت کردن سود ببرید
11:53 فروش اذخیر و سایر مباحات و سود بردن از آنها جایز است
11:58 کمک گرفتن از متخصصان صنعت در کاری که به بهترین نحو انجام می دهند جایز است
12:03 معامله با جواهرساز یهودی جایز است
12:07 کمک گرفتن در ضیافت ها جایز است
12:10 و مطمئن شوید که او را از چیزهای خوب به دست آورید
12:14 در آن اصل اساسی در مورد غذای مهمانی این است که برای متاهل باشد
12:19 درست کردن آن و خوردن بهای آن جایز است
12:22 این چیزی است که ممکن است فرموله شود
12:25 برخلاف اینکه برای مردان عکس یا جواهرات می ساخت
12:29 در حدیث از بدبختی در پول، پشیمانی و اندوه آمده است
12:34 یک مرد خوب حتی ممکن است گریه کند
12:38 بیرون آوردن عبا برای کسی که در خانه نشسته جایز است
12:42 برای انسان جایز است که در خانه خود لباس سبک بپوشد
12:47 مشروط بر اینکه عورت حفظ شود
12:49 که در آن گفتار مست و مست را ترک کرد
12:52 چون در این مورد سخنان را نمی فهمد
12:56 دلالت بر این دارد که کسی که در دست مست یا مست باشد باید
13:01 نه اینکه پشتش را به مست کند
13:04 زیرا از آسیب در امان نیست
13:07 باب ذکر قین و آهنگر
13:11 در مورد خباب فرمود:
13:15 شما در زمان جاهلیت از بستگان بودید
13:18 من نوائل دین را بر اسباب داشتم
13:21 بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم
13:24 گفت: آن را به تو نمی دهم تا اینکه به محمد صلی الله علیه و آله و سلم کافر شوی.
13:30 پس گفتم: تا خدا تو را نكشد و زنده شوى، كافر نمى شوم.
13:36 فرمود: مرا رها کن تا بمیرم و زنده شوم
13:40 مال و فرزندی به من داده می شود و به تو پس می دهم
13:44 سپس نازل شد: آیا کسى را که به آیات ما کافر شده بود، دیدى؟
13:49 و گفت: به من مال و فرزندی می دهند
13:53 آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟
13:58 نظر در حدیث
14:01 ما آن آهنگر را پیدا کردیم
14:05 دین
14:07 گفته شد خباب رضی الله عنه به گناهکار جواهر داد
14:12 بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم
14:14 یعنی نزد گنهکار آمدم تا از او دینم را بخواهم
14:18 پس من وظیفه شما را انجام می دهم، یعنی حق شما را می دهم
14:22 آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد؟
14:25 و گفت: به من مال و پسری می دهند
14:28 یعنی آیا از کسی که کفر خود را به آیات خدا جمع کرد تعجب نمی کنید؟
14:33 ادعای او این است که در آخرت به او مال و پسری می دهند
14:37 یعنی از اهل بهشت خواهد بود
14:40 آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟
14:46 این بدون آن نیست
14:48 یا اظهارات او ناشی از آگاهی از آینده غیبی است
14:53 این غیر ممکن است
14:55 یا از خدا عهد گرفته باشد که به او ایمان بیاورد و از رسولانش پیروی کند
15:01 اگر این دو چیز وجود نداشته باشد
15:04 او متوجه شد که ادعای او باطل است
15:07 یکی از فواید صحبت کردن
15:10 از صحبت کردن سود ببرید
15:13 آهنگر اگر عادل باشد از پیشه اش آسیبی نمی بیند
15:18 و سخنی تمسخر آمیز است که مردم تلخ به زبان می آورند
15:23 و نارضایتی او تا روز قیامت برای او ثبت می شود
15:27 سخت گیری در مورد الزامات دین برای متخلفان جایز است
15:32 بی عدالتی و تجاوز از او نمایان شد
15:35 و در حدیث برهان قیامت و قیامت است
15:38 ادای تمام بدهی ها واجب است
15:42 باب ذکر خیاط
15:46 از انس بن مالک می‌گوید:
15:51 خیاطی به نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
15:55 برای غذایی که درست کرد
15:57 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم
16:01 علاوه بر غذا
16:03 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
16:07 نان جو
16:09 و آبگوشتی حاوی خون و تفاله
16:12 در یک رمان
16:14 با پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم
16:17 روی پسری که خیاط دارد
16:19 کاسه ای حاوی فرنی به او داد
16:22 و کارش را قبول دارم
16:25 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم
16:28 او خرس ها را در اطراف روزنامه دنبال می کند
16:32 من از آن روز همیشه خرس را دوست داشتم
16:36 انس گفت
16:38 بنابراین من خرس ها را در مقابل او جمع کردم
16:41 نظر در حدیث
16:45 پس به هر پایی نزدیک شد و آورد
16:50 دبعه به معنای کدو حلوایی است
16:53 قادید گوشت شور خشک شده در آفتاب است
16:58 ظرف ظرفی است که پنج نفر را در خود جای دهد
17:03 کاسه ده نفر را سیر می کند
17:05 یکی از فواید صحبت کردن
17:08 از صحبت کردن سود ببرید
17:11 مطلوب است به دعوت پاسخ داده شود
17:14 تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله را توضیح می دهد
17:18 وقتی تماس خیاط را جواب داد، همین طور بود
17:21 حاوی بیانی از انس رضی الله عنه است
17:25 عشق او به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنجا رسید
17:30 تا اینکه آنچه را که رضی الله عنه دوست می داشت دوست داشت
17:34 از خوشمزه ترین ها
17:36 در حدیث، دلیل بر فضیلت کدو بر دیگران است
17:40 حاوی جواز خوردن غذای خیاط و جواهر فروش است
17:44 پاسخ او به تماس او
17:46 چون درآمدشان خوب است
17:48 حاوی پاسخ الثارید است
17:51 بهترین غذاست
17:53 اجیر خیاط جایز است
17:56 و در آن تمامیت ایمان است
17:59 عشق به هر چیزی که پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت
18:04 اثرات آن در همه چیز قابل ردیابی است
18:07 و ایجاد اخلاق او
18:09 ردیابی غذا از اطراف بشقاب جایز است
18:14 اگر غذا مخلوط شده باشد
18:17 باب خرید شتر هِم یا جربی
18:23 از عمر فرمود:
18:26 اینجا مردی بود به نام نواس
18:29 شتر داشت
18:32 پس ابن عمر رضی الله عنه رفت
18:35 پس آن شترها را از شریک خود خرید
18:39 سپس شریک زندگی اش نزد او آمد
18:41 و او گفت
18:42 آن شترها را فروختیم
18:44 و او گفت
18:45 به کی فروختی؟
18:47 او گفت
18:48 از شیخ فلان
18:51 و او گفت
18:52 وای بر تو!
18:53 آن به خدا ابن عمر است
18:56 سپس نزد او آمد و گفت
18:58 شریک زندگی شما شتر فروخته است
19:01 و او شما را نشناخت
19:03 او گفت
19:04 پس آن را بکشید
19:06 او گفت
19:07 وقتی رفت، از او خواست که آن را بنوشد
19:10 و او گفت
19:11 رها کن
19:12 به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راضی بودیم.
19:17 بدون عفونت
19:19 نظر در حدیث
19:22 اینجا
19:24 یعنی در مکه
19:26 سجاف سیب
19:27 یعنی مریض
19:28 و هوس سرگردانی
19:30 بیماری است که شتر را تشنه می کند
19:32 آب را کاملا جذب می کند و از آن آبیاری نمی شود
19:36 البخاری گفت
19:39 سرگردانی که در هر کاری قصد را نقض می کند
19:43 وای بر تو!
19:44 سخنی که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست
19:49 پس آن را بکشید
19:51 یعنی آن را به خودت برگردان
19:54 رها کن
19:55 یعنی رها کن
19:57 با خرج کردن
19:58 یعنی با قضاوت
20:00 بدون عفونت
20:01 یعنی بیماری به خودی خود منتقل نمی شود
20:04 بلکه اوست که بیمار می شود و به بیماری مبتلا می شود
20:07 خداوند متعال
20:09 همه چیز بر اساس تقدیر است
20:12 یکی از فواید صحبت کردن
20:17 از صحبت کردن سود ببرید
20:19 خرید معیوب در صورتی جایز است که فروشنده عیب آن را بداند و خریدار از آن راضی باشد.
20:25 این تقلب نیست
20:28 از بی عدالتی جلوگیری می کند
20:30 ظلم صالحان بیشتر است
20:33 گزارش حاکی از آن است که تابعین در مجموع به حقوق صحابه رضی الله عنه می دانستند
20:43 فصل اسلحه فروشی در جریان فتنه
20:46 از ابو قتاده رضی الله عنه گفت
20:51 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حنین بیرون رفتیم.
20:56 وقتی با هم آشنا شدیم
20:58 مسلمانان سیاحت داشتند
21:00 مردی از مشرکان را دیدم که به مردی از مسلمانان حمله کرد
21:05 پس برگشتم تا از پشت سرش به او رسیدم
21:08 تا اینکه با شمشیر به شانه اش زدم
21:12 بنابراین او به سمت من آمد
21:14 سپس مرا در آغوش گرفت و من بوی مرگ را حس کردم
21:18 سپس مرگ او را فرا گرفت
21:20 پس مرا فرستاد
21:22 پس از عمر بن خطابی انتقاد کردم و گفتم:
21:25 مردم چه مشکلی دارند؟
21:27 فرمان خدا را گفت
21:30 سپس مردم برگشتند
21:32 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست
21:35 و او گفت
21:37 هر کس کسی را بکشد حجتی بر او دارد
21:40 او غارت خود را دارد
21:42 پس بلند شدم و گفتم
21:44 چه کسی برای من شهادت می دهد؟
21:46 بعد نشستم
21:48 سپس گفت
21:49 هر کس کسی را که برایش دلیل دارد بکشد، حق دارد آن را غارت کند
21:54 پس بلند شدم و گفتم
21:56 چه کسی برای من شهادت می دهد؟
21:58 بعد نشستم
22:00 سپس برای بار سوم همین را گفت، پس برخاستم و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود.
22:07 اى ابوقتاده چه شده؟ پس ماجرا را برای او نقل کردم، مردی گفت: ای رسول خدا تو راست می گویی.
22:17 غارت خود را از من گرفت و از من گرفت. ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: نه به خدا سوگند.
22:26 اگر نزد شیری از شیر خدا نرود، به روایت هر دو، شیری از قریش به او نمی دهد.
22:35 و اجازه می دهد یکی از شیرهای خدا از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله بجنگد.
22:43 او به تو ثواب می دهد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله راست گفت، پس آن را به او داد، پس زره را فروختم.
22:53 پس با او در بنی سلمه بره خریدم بنابر روایتی از او گوسفند خریدم.
23:01 این اولین چیزی است که در اسلام از آن تقلید می شود. در مورد حدیث به طور کلی نظر دهید
23:11 حنین یعنی در سال هشتم هجری دور به معنای بیگانگی و آشکار شدن و ناپدید شدن.
23:18 در مورد مواضع آنها، طناب شانه او محل عبا از گردن است و بویی از آن یافتم.
23:26 مرگ مورد نظر تقریباً مرا با آغوشش خفه کرد. مرگ بر آن غلبه کرد، یعنی مرد، پس مرا فرستاد
23:35 یعنی مردم مرا رها کردند، یعنی بدشان نیامد، یعنی برگشتند، یعنی بعد از شکست
23:44 شواهدی از آنچه که یک رزمنده در جنگ از حریف خود می گیرد را نشان دهید
23:53 از اسلحه و لباس و حيوان و چيزهاي ديگري كه بر خود و همراه داشت، قطع كردم، يعني به آنها گفتم.
24:02 پس او را از من راضى كن، يعنى آنچه را كه او را خشنود مى‏سازد، به او بده، نه خدا، يعنى به خدا سوگند كه چنين نخواهد شد.
24:11 عمدا نکرد یعنی نیت نکرد یعنی ابوبکر رضی الله عنه ایمان آورد پس به او داد یعنی داد.
24:21 پیامبر صلی الله علیه و آله سپر را به ابو قتاده رضی الله عنه داد و من برای آن خریدم.
24:28 یعنی با آن مزرعه ای خریدم یعنی باغی در بنی سلمه که گروهی از انصار هستند.
24:37 من آن را به عنوان گوسفند، یعنی باغ جمع کرده ام. یکی از فواید این حدیث همین حدیث است
24:49 دلیل آن کسانی بود که می گفتند غارت از سر غنائم است نه از پنجم و صحیح است.
24:56 اگر مردی ادعا کند که مرد خاصی را کشته است و ادعا کند او را غارت کرده است، غارت نیز به همراه آن به او داده می شود.
25:04 در حديث دلالت دارد كه كسى كه سهمى ندارد در معنى كلى قول: كسى كه ميت را مى‌كشد وارد شده است.
25:11 این نشان می دهد که غارت به خاطر قاتل است که بدون اینکه کسی جلوی آن را بگیرد، آن را با کشتن انجام داده است.
25:18 به گفته او و در آن غارت بر قاتل از هر مقتول است و شرط او این است که باشد.
25:25 کشته شده یک زن مبارز بود و در آن بیانی از فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمده است.
25:32 باب عطار و بیع مشک از ابوموسی رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله.
25:43 فرمود: مصداق صحابی خوب و بد، مشک گیر و دمنده است.
25:50 در روایت واکیر الحداد از صاحب مشک بی نصیب نمی مانید پس او مشک می کند.
25:59 یا کفشی به تو می دهد یا از او خرید می کنی یا بوی خوشی از او می یابی.
26:07 منافق یا لباست را می سوزاند، در روایتی بدنت را می سوزاند یا لباست را
26:16 یا در تفسیر حدیث بوی بدی می یابی
26:23 عطاری که عطر می فروشد همان عطر است. همنشینی که با دیگران می نشیند. مشک عطر معروفی است
26:35 دمنده دم به معنای آهنگر است و دمنده آهنگر و جواهر فروش است و گفته شد.
26:44 دستگاهی که آهنگر در آن پولش را خرج تو می کند، یعنی راهنماییت می کند و فرسوده می کند، یعنی می خرید، یعنی می خرید.
26:54 از آن رایحه ای دلنشین یافتن، یعنی بوی خوشی از آن استشمام کرد
27:01 بوی بد، یعنی بوی بد از آن استشمام کند
27:07 یکی از فواید صحبت کردن
27:10 آنچه از حدیث به دست می آید این است که نشستن با کسی که از هم نشینی با او ضرر می کند، حرام است، مانند غیبت کننده و باطل.
27:20 شامل استحباب هم نشینی با کسی است که با همنشینی با او از یاد خدای متعال بهره مند می شود
27:27 و علم و تمام اعمال صالح را بیاموزید
27:31 شامل جواز تشبیه در دین و جواز ضرب المثل می شود
27:36 حدیث حاوی شواهدی بر طهارت مشک است
27:39 فصل حجامت
27:44 از انس رضی الله عنه که از ثواب حجامت سؤال شد
27:50 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله حجامت شد
27:55 در روایتی به هیچکس ظلم نکرد و به او پاداش داد
27:59 ابوطیبه اندازه او را اندازه گرفت و دو صاع غذا به او داد
28:05 در روایتی به او دستور داد که یک صاع یا دو صاع یا یک مد یا مدین به او بدهد.
28:12 و در روایت صاع خرما
28:16 با پیروانش سخن گفت و آنان بار او را آسان کردند
28:19 در روایتی با ارباب خود صحبت کرد و درآمد یا مالیات خود را کاهش داد
28:26 و در روایتی از گزیده او
28:29 فرمود: بهترین راه درمان حجامت بهترین راه درمان آن است.
28:34 و حق بیمه دریایی
28:36 او گفت: فرزندان خود را با بهانه جویی شکنجه نکنید.
28:41 و باید منصف باشید
28:45 نظر در حدیث
28:48 ابوطیبه نام او دینار است
28:51 گفته شد سودمند است و خلاف آن گفته شد
28:55 و هر پاداشی به او داد
28:58 او با پیروان خود، یعنی صاحبان او سخن گفت
29:02 اگر بهتر باشم، یعنی بهترم
29:05 و حق بیمه دریایی
29:07 این گیاه در پزشکی شناخته شده است
29:10 باد خوب
29:12 پسران شما، یعنی کوچولوهای شما
29:15 با یک چشمک
29:16 کنایه عبارت است از بالا بردن صدا با گوش دادن به عنوان یک درمان
29:20 غیر از این گفته شد
29:22 کثیف یک درد در گلو است
29:25 سقوط اوست
29:28 از آبسه اش
29:29 آبسه اینجا
29:31 آنچه ارباب تصمیم می گیرد که خدمتکارش باید هر روز به او تحویل دهد
29:36 یکی از فواید صحبت کردن
29:40 از صحبت کردن سود ببرید
29:42 حلال بودن حجامت
29:44 ملایمت را در درمان و سایر امور تشویق می کند
29:50 از ابن عباس رضی الله عنهم
29:53 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
29:56 حجامت کرد و ثوابش را به حجامت داد
29:59 و التماس کن
30:01 نظر در حدیث
30:04 ثوابش را به جام داد
30:07 ابن عباس رضی الله عنه گفت
30:10 اگر هم حرام بود نمی داد
30:13 و التماس کن
30:14 اسنف
30:15 این چیزی است که دارو را در بینی ایجاد می کند
30:19 یکی از فواید صحبت کردن
30:23 از صحبت کردن سود ببرید
30:25 استخدام کارمند بدون تعیین مزد او جایز است
30:29 اگر این هنجار است
30:31 گرفتن اجرت برای حجامت جایز است