متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
مرکز مزیت
0:06
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09
ارسال کنید
0:11
خلاصه صحیح البخاری
0:17
باب زکات گاو
0:20
از ابوذر رضی الله عنه گفت
0:24
من به پیامبر صلی الله علیه و آله ختم شدم
0:28
او گفت
0:29
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
0:32
یا سوگند به او معبودی جز او نیست
0:35
یا همانطور که قسم خورد
0:37
هیچ انسانی شتر، گاو یا گوسفند ندارد
0:43
حقوق خود را ادا نمی کند
0:45
مگر اینکه در قیامت آورده شود
0:48
بزرگترین و چاق ترین چیزی که می توانید باشید
0:51
او را با صندل هایش زیر پا می گذارد و با شاخ هایش او را زیر پا می کند
0:56
هر وقت آخری پاس شد، اولی جواب داده می شود
1:00
تا در بین مردم قضاوت شود
1:04
نظر در حدیث
1:08
تموم کردم اومدم
1:10
مردی که بیرون آمد بیشتر یک راه خروج است و این شامل زنان می شود
1:16
زکاتش را نمی دهد
1:19
گفته شد و حقوق دیگر
1:23
بزرگترین چیزی که میتونی باشی
1:25
یعنی در قوت و قیمه
1:27
با دمپایی روی آن پا می گذارد
1:30
یعنی با پاهایش لگدمالش کن
1:33
هر وقت می گذرد، هر زمانی می گذرد
1:36
برگردانده شد، یعنی برگردانده شد
1:39
تا در بین مردم قضاوت شود
1:41
یعنی تا زمانی که حساب خالی شود
1:45
یکی از فواید صحبت کردن
1:48
در حدیث شواهدی وجود دارد که بر وجوب زکات شتر و گاو و گوسفند دلالت دارد
1:54
برخی از آنها به عنوان دلیل به این حدیث اشاره کردند
1:56
اما شیر دام و میوه درختان حق فقیر و در راه است
2:03
این حق زکات نیست
2:06
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی امت خود را از باز داشتن زکات برحذر داشت.
2:12
و جریمه آن
2:14
بهانه ای نیست که او را در روز قیامت نامید
2:17
قسم خوردن بدون قسم جایز است
2:24
باب: زکات خویشاوندان
2:27
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
2:31
ابوطلحه ثروتمندترین انصار مدینه از نظر درختان خرما بود
2:37
محبوب ترین ثروت او برها بود
2:41
او دریافت کننده مسجد بود
2:44
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد آن می شد و مقداری از آب مطبوع آن را می نوشیدند.
2:51
انس گفت
2:52
وقتی این آیه نازل شد
2:55
تا از آنچه دوست دارید انفاق نکنید به نیکی نمی رسید
3:01
ابوطلحه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و گفت
3:06
ای رسول خدا
3:08
خداوند متعال می فرماید:
3:12
تا از آنچه دوست دارید انفاق نکنید به نیکی نمی رسید
3:18
اگر پول من را دوست داشته باشد، پیش او می رود
3:21
صدقه ای برای خداست
3:24
من به عدالت و گنج او در نزد خداوند امیدوارم
3:28
پس ای رسول خدا آن را در جایی قرار ده که خدا به تو نشان می دهد
3:32
او گفت
3:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:37
این پول سودآور است
3:41
این پول پرسود است
3:43
در یک رمان
3:45
این پول بدبو است
3:47
این پول بدبو است
3:50
و شنیدم چی گفتی
3:53
در یک رمان
3:54
ما آن را از شما دیدیم و به شما برگرداندیم
3:58
من فکر می کنم شما باید آن را در بین نزدیک ترین ها قرار دهید
4:02
ابوطلحه گفت
4:04
من چنین خواهم کرد یا رسول الله
4:06
پس ابوطلحه آن را بین خویشاوندان و پسرعموهایش تقسیم کرد
4:11
در یک رمان
4:13
از جمله پدرم و حسن بودند
4:16
او گفت
4:17
حسن سهم خود را به معاویه فروخت
4:21
بنابراین به او گفته شد
4:23
فروش صدقه ابوطلحه
4:25
و او گفت
4:27
آیا نباید یک صاع خرما را به یک صاع درهم بفروشم؟
4:31
او گفت
4:32
این باغ در محل قصر بنی هدیله بود که معاویه آن را ساخته بود
4:40
نظر در حدیث
4:43
او در حال رفتن است
4:45
باغی که چاه من در آن است
4:48
رو به مسجد بود، یعنی رو به آن
4:52
او آبی می نوشد که حاوی چیزهای خوب است
4:55
یعنی از چاه من
4:57
به حق نخواهید رسید
5:00
یعنی به حق نخواهی رسید و نخواهی رسید
5:02
که همه بهترین انواع طاعت و انواع ثواب است
5:07
صاحبش را به بهشت می برد
5:11
تا بتوانید آنچه را که دوست دارید خرج کنید
5:15
یعنی تا زمانی که پول گرانبهای خود را که روح شما دوست دارد خرج کنید
5:20
اگر عشق به خدا را بر عشق به پول ترجیح می دهید، آن را برای خشنود کردن او خرج می کنید
5:27
این نشان دهنده ایمان خالصانه شماست
5:30
صداقت دلهای شما و یقین به تقوای شما
5:34
این شامل خرج کردن مبالغ گرانبها می شود
5:37
و در صورت نیاز خرج می کند
5:40
و خرج سلامتی
5:43
امیدوارم به او احترام بگذارد
5:44
یعنی بهترینش را می خواهم
5:46
و گنجینه اش
5:48
یعنی پیشنهاد می کنم و ذخیره می کنم تا آنجا پیدا کنم
5:52
متاسفم
5:53
کلمه ای که هنگام تمجید یا رضایت از چیزی گفته می شود
5:57
در بستگانش
5:59
خویشاوندی در رحم
6:01
و پسرعموهایش
6:03
از روی همدردی با ژنرال
6:07
یکی از فواید صحبت کردن
6:11
از صحبت کردن سود ببرید
6:13
افزودن حب مال به مرد صالح جایز است
6:17
اجازه تملک باغات و املاک را می دهد
6:21
کسب مال در صورتی جایز است که جایز باشد و حق آن پرداخت شود
6:26
در آن جایز است که انسان وارد باغ اصحاب شود و از آب آن بنوشد
6:31
و خوردن میوه ها و غذای آن
6:34
این حدیث حاوی راهنمایی برای مشورت با اهل علم و فضیلت است
6:39
در چگونگی انجام اطاعت و دیگران
6:42
و انفاق از معشوق
6:45
جایز است شخصی را در امور خیریه و هدایا و موقوفات تعیین کند.
6:49
و موارد دیگری که مورد قبول دادسرا است
6:52
حاوی اعتبار صدقه مطلق و وقف مطلق است
6:57
اوست که بانک خود را مشخص نکرده و بعد از آن او را تعیین نکرده است
7:02
شامل جواز ستایش صدقه دهنده در صورت ایمن بودن از وسوسه است.
7:10
درب
7:11
مسلمان مجبور نیست بر اسب خود صدقه بدهد
7:15
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:19
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
7:22
مسلمان مجبور نیست بر اسب یا خدمتکار خود صدقه بدهد
7:28
نظر در حدیث
7:31
اسب او اشاره ای به وسیله نقلیه اش است
7:34
بنده او، یعنی خدمتگزار او
7:38
صدقه، یعنی زکات
7:41
یکی از فواید صحبت کردن
7:44
از صحبت کردن سود ببرید
7:47
در اسب ها صداقت وجود ندارد
7:49
مگر اینکه برای تجارت باشد
7:51
گفتن حرف تلخ جایز است
7:54
پسر فلانی
7:58
فصل: زکات همسران و یتیمان در قرنطینه
8:02
از زینب همسر عبدالله گفت:
8:06
من در مسجد بودم
8:07
پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم
8:11
و او گفت
8:12
ما را باور کنید، حتی اگر بهترین شما باشد
8:16
زینب برای عبدالله خرج می کرد
8:19
و یتیمان تحت سرپرستی او
8:22
او گفت
8:23
به عبدالله گفت
8:25
از رسول خدا صلی الله علیه و آله بخواهید
8:29
آیا جایز است برای شما خرج کنم؟
8:31
و برای یتیمان در دامان صدقه من
8:35
و او گفت
8:36
بپرس که تو رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستی
8:40
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
8:44
زنی انصار را دم در یافتم
8:48
نیازهای او مانند من است
8:50
پس بلال از کنار ما گذشت
8:53
پس گفتیم
8:54
از پیامبر صلی الله علیه و آله بخواهید
8:57
آیا حمایت از شوهر و یتیمان تحت سرپرستی من برای من کافی است؟
9:03
و گفتیم
9:04
به ما نگو
9:06
پس وارد شد و از او پرسید
9:08
و او گفت
9:09
آنها چه کسانی هستند؟
9:11
او گفت
9:12
زینب
9:13
او گفت
9:14
یعنی الزیانیب
9:16
او گفت
9:17
همسر عبدالله
9:19
او گفت
9:21
بله
9:22
دو دستمزد دارد
9:23
ثواب خویشاوندی و ثواب صدقه
9:27
نظر در حدیث
9:31
عبدالله ابن مسعود رضی الله عنه است
9:35
تو کی هستی؟
9:37
زیور آلات
9:38
آنچه زن خود را به آن آراسته است، مانند طلا و مانند آن
9:42
یعنی کامل
9:43
یتیم کسی است که پدرش در سنین پایین فوت کرده است
9:47
در دامان او
9:49
مقصود در حبس و تحت نظر اوست و تربیت آنها بر عهده اوست
9:55
باشد که برای من ثواب داشته باشد
9:57
یعنی برای من کافی است؟
9:59
پس راه افتادم
10:00
یعنی من رفتم
10:02
نیازهای او مانند من است
10:04
یعنی یه مشکلی مثل من داره
10:08
پس بلال از کنار ما گذشت
10:10
یعنی بلال از کنار ما گذشت
10:13
به ما نگو
10:14
یعنی نگویید سؤال کننده فلانی است
10:18
ثواب خویشاوندی
10:20
یعنی ثواب حفظ پیوندهای خانوادگی
10:23
یکی از فواید صحبت کردن
10:26
از صحبت کردن سود ببرید
10:28
مشروعیت رفتن زنان به مسجد
10:31
گوش دادن به خطبه و عمل به آن
10:35
سؤال كردن زن در مورد مسأله فقهى جايز است
10:39
برایش جایز است کسی را بفرستد تا از دنیا درباره او بپرسد
10:43
و برو بپرس
10:45
جایز است که انسان به صورت مبهم درباره موضوعی که مربوط به اوست سؤال کند
10:51
در روایات برخی از اعمال به دو صورت ثواب می گیرند
10:59
از ام سلمه فرمود:
11:01
عرض کردم یا رسول الله
11:03
برای بنی ابی سلمه چه ثوابی دارم؟
11:08
اما آنها قهوه ای هستند
11:10
و او گفت
11:11
برای آنها خرج کنید
11:13
شما در برابر آنچه برای آنها خرج کرده اید پاداش خواهید گرفت
11:17
نظر در حدیث
11:20
چه پاداشی؟
11:22
یعنی انعام می گیرم؟
11:24
اما آنها قهوه ای هستند
11:26
یعنی از ابوسلمه
11:28
آنها عمر و محمد و زینب و دره هستند
11:32
یکی از فواید صحبت کردن
11:36
در حدیث، حمایت زن از فرزندانش صدقه است
11:40
حاوی اشاره ای به کمال شفقت مادری است
11:45
این فضیلت مراقبت از یک یتیم نزدیک را توضیح می دهد
11:48
و برای آن هزینه کرد
11:52
باب کلام الله اکبر
11:55
و برای آزادی بردگان و بدهکاران و به خاطر خدا
11:59
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
12:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله امر به صدقه داد
12:08
گفته شد از ابن جمیل جلوگیری شد
12:10
و خالد بن الولید
12:12
و عباس بن عبدالمطلب
12:15
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
12:18
ابن جمیل جز اینکه فقیر بود انتقام نمی گرفت
12:23
پس خدا و رسولش او را توانگر ساختند
12:25
در مورد خالد، تو به خالد ظلم می کنی
12:30
او زره و تجهیزات خود را برای رضای خدا حفظ کرده است
12:34
و اما عباس بن عبدالمطلب
12:37
پس عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
12:41
برای او صدقه است و برای او صدقه است
12:46
نظر در حدیث
12:49
پس گفته شد
12:51
سخنران عمر رضی الله عنه است
12:54
ابن جمیل ممنوع شد
12:56
گفته شد که نام او عبدالله است
12:58
آنچه مورد اهانت قرار می گیرد همان چیزی است که انکار می شود
13:01
معنا نباید مانع زکات شود
13:05
او فقیر بود، پس خداوند او را غنی کرد
13:08
این پاداش فیض نیست
13:11
سپرهایش را نگه داشت، یعنی سپرهایش را متوقف کرد
13:15
و استفاده کردم
13:16
یعنی آنچه انسان از حیوانات و اسلحه تهیه می کند
13:20
به خاطر خدا
13:22
یعنی متعهد به جهاد فی سبیل الله است
13:26
برای او صدقه است
13:28
منظور این است که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از طرف او انجام می دهد
13:34
یکی از فواید صحبت کردن
13:38
در حدیث، زکات وجوه تجارت ثابت شده است
13:42
که در آن زن از دوستانش عذرخواهی می کند
13:45
اگر به نظر می رسد که سهل انگاری می کنند
13:48
آنها غیر از این می دانند
13:50
در حدیث است که امام صاحبان پول را بازرسی می کند
13:54
زکات دادند یا نه؟
13:57
غافل را از نعمت ثروتی که خداوند پس از فقر به او ارزانی داشته است آگاه می کند.
14:02
تا حقوق خدا بر او ادا شود
14:05
برای کسانی که مانع تکلیف می شوند شرم آور و مذموم است
14:09
یادآوری این امر در غیبت به نفع او جایز است
14:13
اسقاط زکات از وجوه وقفی جایز است
14:18
حديث دلالت بر جايز بودن تأخير زكات به نفع خود دارد
14:25
فصل پرهیز از موضوع
14:28
از ابوسعید خدری رضی الله عنه
14:32
عده ای از انصار از رسول خدا صلی الله علیه و آله درخواست کردند
14:37
پس به آنها داد
14:39
سپس از او خواستند و او به آنها داد
14:41
سپس از او خواستند و او به آنها داد
14:44
تا اینکه پولش تمام شد
14:47
و او گفت
14:48
هر خیری که دارم از تو دریغ نمی کنم
14:53
هر که پاکدامن باشد خداوند او را می بخشد
14:56
و هر که بی نیاز باشد خداوند او را بی نیاز می کند
14:59
هر که صبر کند خداوند به او صبر عنایت می کند
15:02
به کسی هدیه ای بهتر و گسترده تر از صبر داده نمی شود
15:08
نظر در حدیث
15:11
تا اینکه هیچ تکنسینی تمام نشد
15:15
من آن را برای شما دریغ نمی کنم
15:17
یعنی آن را برای دیگری دارایی نمی کنم
15:20
دور شدن از تو
15:21
و گفته شد
15:23
من آن را از شما نگه نمی دارم
15:25
هر که پاکدامن باشد خداوند او را می بخشد
15:28
يعنى هر كه از درخواست خوددارى كند
15:30
خداوند به او رضایت دهد
15:33
و هر که بی نیاز باشد خداوند او را بی نیاز می کند
15:35
یعنی کسانی که خواستار اخراج افراد شدند
15:38
خداوند او را از شر مردم آزاد کند
15:41
او به کسی نیاز ندارد
15:44
هر که صبر کند خداوند به او صبر عنایت می کند
15:46
هر که صبر کند، خداوند به او صبر عطا می کند
15:50
بهتر و گسترده تر از صبر
15:53
این بهتر از صبر است
15:56
یکی از فواید صحبت کردن
15:59
از صحبت کردن سود ببرید
16:01
مطلوب است که دو بار به واکر بدهید
16:04
عذرخواهی از دیگران و اصرار به پرهیز
16:09
مایه صبر در برابر سختی ها و دیگر سختی های دنیا می شود
16:14
حدیث بر لزوم رجوع به خداوند متعال در همه امور دلالت دارد
16:21
زیرا عفاف و عفت به لطف خداوند متعال عطا می شود
16:25
حاوی شرح سخاوت پیامبر صلی الله علیه و آله است
16:29
او بسیار سخاوتمند، سخاوتمند و فداکار بود
16:34
در آن ثواب از نوع کار است
16:39
از ابوهریره رضی الله عنه
16:42
زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:47
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
16:49
چون یکی از شما طنابش را می گیرد
16:51
پشتش هیزم می گیرد
16:54
در یک رمان
16:55
می فروشد، می خورد و صدقه می دهد
16:58
برای او بهتر از این است که نزد مردی بیاید و از او بپرسد
17:03
آن را داد یا دریغ کرد
17:05
عن الزبیر بن العوام رضی الله عنه
17:09
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
17:13
برای اینکه یکی از شما طنابش را بگیرد
17:15
یک دسته هیزم بر پشتش می آورد و می فروشد
17:19
خداوند او را از آن حفظ کند
17:22
برای او بهتر از این است که از مردم بپرسد
17:25
دادند یا دریغ کردند
17:28
نظر در حدیث
17:32
هیزم جمع می کند
17:35
او را در بخشش و خواری خواستن عطا کرد
17:40
یا از آن جلوگیری کنید
17:42
در ممنوعیت سایه، ناامیدی و محرومیت وجود دارد
17:46
خداوند او را از آن حفظ کند
17:49
یعنی خداوند با سوال جلوی آب ریختن صورتش را می گیرد
17:54
یکی از فواید صحبت کردن
17:58
از صحبت کردن سود ببرید
18:00
تشویق به خوردن از کار یدی و سود بردن از حلال
18:05
و نفرت در این موضوع وجود دارد
18:07
دارای جزئیات است
18:09
در حدیث به معنای رسوایی و تحمل سختی است
18:14
برای او بهتر از موضوع است
18:19
از حکیم بن حزام رضی الله عنه می فرماید:
18:23
از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستم
18:27
پس به من داد
18:28
سپس از او خواستم و او به من داد
18:31
سپس از او خواستم و او به من داد
18:34
سپس گفت
18:35
ای مرد عاقل
18:37
این پول سبز شیرین است
18:40
در یک رمان
18:42
سبزیجات شیرین
18:44
هر که آن را با سخاوت بگیرد، در آن برکت خواهد یافت
18:48
و هر کس آن را تحت نظر نفسی بگیرد، بر آن رحمت نخواهد شد
18:53
مثل کسی که می خورد و سیر نمی شود
18:56
دست بالا بهتر از دست پایین است
19:00
حکیم گفت
19:02
پس گفتم یا رسول الله
19:04
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
19:06
من بعد از تو از هیچکس چیزی نمیخواهم تا زمانی که از این دنیا بروم
19:12
ابوبکر رضی الله عنه حکیم را به بخشش فرا خواند
19:17
او از پذیرفتن آن از او خودداری کرد
19:20
سپس عمر رضی الله عنه او را صدا زد تا به او بدهد
19:24
او حاضر به پذیرش چیزی از او نشد
19:27
عمر گفت
19:29
ای جماعت مسلمین از خردمندی شهادت می دهم
19:33
حقش را از این هزار تقدیم می کنم
19:37
او از گرفتن آن امتناع کرد
19:39
حکیم پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با کسی ازدواج نکرد
19:46
تا اینکه فوت کرد
19:49
نظر در حدیث
19:52
سبزه شیرین
19:54
سبز از نظر بصری مطلوب است
19:57
و طعم شیرین
19:59
اگر با هم جمع شوند میل را زیاد می کنند
20:02
با سخاوت نفس
20:04
یعنی بدون اشتیاق، طمع و خویشتن داری
20:08
او را به خاطر آن برکت دهید
20:10
برکت، فراوانی و استمرار خیر است
20:13
تحت همین نظارت
20:15
یعنی اشتیاق و حرص شدید
20:17
سوال کننده در معرض موضوع قرار گرفت
20:20
دست بالا
20:22
دست مصرف کننده است
20:24
خوب
20:25
کدام بهتر است
20:26
از پایین دست
20:28
دست مایع است
20:30
من به کسی توهین نمیکنم
20:32
یعنی با پرسیدن از داشته های او کم نمی کنم
20:35
تا اینکه دنیا را ترک کنم
20:38
یعنی تا من بمیرم
20:40
دادن
20:42
بخشیدن پولی است که در بیت المال به او اختصاص داده شده است
20:46
او امتناع می کند
20:47
یعنی خودداری می کند
20:49
از این V
20:51
هزاران چیزی که مسلمانان به دست آوردند
20:53
از پول دشمن بدون جنگ
20:57
یکی از فواید صحبت کردن
21:01
از صحبت کردن سود ببرید
21:03
تکرار سوال سه مرتبه جایز است
21:06
جلوگیری از آن در مرتبه چهارم جایز است
21:08
و در آن اگر سائل لحاف است
21:11
هیچ مشکلی با آن وجود ندارد
21:13
او را به پاکدامنی و ترک طمع امر کرد
21:16
در آن سخاوت نفس، زهد آن است
21:20
در حدیث، کسی که آن را می گیرد با سخاوت نفس همراه است
21:24
ثواب زهد را می گیرد
21:26
و برکت در معیشت
21:28
این نشان می دهد که تقاضای کل با برکت همراه است
21:33
مشروعیت مثال زدن وجود دارد
21:35
مثال هایی که شنونده نمی فهمد
21:41
سوره در مورد کسی که خداوند چیزی را بدون درخواست و سرپرستی روح به او داده است
21:47
از عبدالله بن السعدی
21:50
او در خلافت خود پیش عمر آمد
21:53
عمر به او گفت
21:56
مگه نگفتم که از اعمال مردم، اعمال دیگه رو دنبال میکنی؟
22:01
اگر به شما کار داده شود، از آن متنفرید
22:04
گفتم بله
22:06
عمر گفت
22:08
پس هر چی بخوای
22:10
گفتم
22:11
من اسب و برده دارم
22:14
و من خوبم
22:15
می خواهم کارم خیریه ای برای مسلمانان باشد
22:20
عمر گفت
22:22
نکن
22:23
من چیزی را که می خواستم می خواستم
22:26
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
22:30
او به من هدیه می دهد
22:32
پس من می گویم
22:33
آن را به کسی که از من فقیرتر است بده
22:36
حتی یک بار هم به من پول داد
22:39
پس گفتم
22:40
آن را به کسی که از من فقیرتر است بده
22:43
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
22:47
آن را بگیر، تامین مالی کن و صدقه بده
22:50
هر چه این پول به تو می رسد در حالی که شرافت و گدایی نیستی، بگیر
22:56
در غیر این صورت، خود او را دنبال نکنید
23:00
نظر در حدیث
23:03
دنبال کنید
23:04
یعنی کاری را به عهده می گیرید
23:07
کارگران
23:08
هر گونه هزینه کار
23:10
پس هر چی بخوای
23:12
یعنی منظور شما از این پاسخ چیست؟
23:16
مادیان و بردگان
23:18
مادیان جمع مادیان است
23:20
عبد جمع عبد است
23:23
دادن
23:24
یعنی پولی که امام بر اساس مصلحت تقسیم می کند
23:28
بنابراین شما آن را تامین مالی کنید
23:29
یعنی آن را بگیرید و صاحب آن شوید
23:31
سپس به آن عمل کنید
23:33
بی شرف
23:35
یعنی حریص نیست و به آن نگاه نمی کند
23:38
بدون سوال کننده
23:40
یعنی برای پول
23:41
در غیر این صورت، خود او را دنبال نکنید
23:44
یعنی اگر نزد شما نیامد، نپرسید
23:47
بلکه رفت
23:49
یکی از فواید صحبت کردن
23:53
از صحبت کردن سود ببرید
23:55
رزق و روزی از کسی که به صلاح مسلمین کار می کند جایز است
24:01
این نشان می دهد که گرفتن پولی که بی چون و چرا آمده بهتر از ترک آن است
24:07
چون اگر آن را رها می کرد، پول را هدر می داد
24:11
در آن امام حق دارد به مرد و دیگرانی که از او محتاجترند ببخشد
24:16
اگر آن چهره را ببیند
24:21
فصل بسیار پرسیدن از مردم
24:25
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت
24:29
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
24:32
مرد مدام از مردم می پرسد
24:35
تا روز قیامت بر روی او اثری از گوشت نیست
24:41
نظر در حدیث
24:45
با این حال مرد پرسید
24:47
نشان دهنده سوالات زیادی است
24:50
گوشت مازا هر تکه گوشتی است
24:53
این به این دلیل است که او با این سؤال چهره خود را تحقیر کرد
24:58
یکی از فواید صحبت کردن
25:01
حدیث دلالت دارد که مجازات از نوع کار است
25:06
هر که آبروی خود را فدا کند زیاد می شود
25:09
روز قیامت آمد و گوشت از روی او افتاد
25:14
این شامل تشویق به پرهیز است
25:16
و بی جهت نپرسید
25:19
و در آن کسانی که از مردم می پرسند زیاد می شوند
25:22
او ثروتمند است و صدقه دادن بر او جایز نیست
25:27
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت
25:32
خورشید در روز قیامت غروب می کند
25:35
تا زمانی که عرق به نصف گوش برسد
25:38
در یک رمان
25:40
در روز قیامت مردم به صلیب کشیده می شوند
25:44
هر قومی از پیامبر خود پیروی می کند
25:47
می گویند اوه ما شفاعت نمی کنیم
25:51
در حالی که هستند
25:53
آنها از آدم کمک خواستند
25:55
سپس با موسی
25:57
سپس سوگند به محمد صلی الله علیه و آله
26:01
او شفاعت می کند تا بین خلقت داوری کند
26:04
راه می رود تا حلقه در را بگیرد
26:08
در آن روز خداوند او را به مقام ستوده ای برمی خیزد
26:12
همه اهل جمع او را می ستایند
26:16
نظر در حدیث
26:19
نزدیک تر شدن
26:22
آنها از آدم کمک خواستند
26:24
یعنی از او خواستند شفاعت کند تا حساب را شروع کنند
26:28
قضاوت بین خلقت
26:30
یعنی مردم را از وحشت آن رها کند
26:33
با حذف آنها
26:35
و خالی کردن حسابشون
26:38
مقامی ستودنی
26:40
محل شفاعت بزرگ است
26:43
این مکان مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله است
26:48
اهل جمع
26:49
یعنی مردم محشر
26:52
یکی از فواید صحبت کردن
26:55
حدیث شدت روز قیامت را برای مردم بیان می کند
26:59
در آن، مردم در روز قیامت نزد پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم به وحشت می افتند
27:05
همینطور رستگاری از ترس و پیروی از روش پیامبران است
27:10
حدیث حاوی شرح فضیلت پیامبر صلی الله علیه و آله است
27:14
و شفاعت بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ثابت می شود
27:19
جای ستودنی است
27:22
طلب حاجت یا مصلحت جایز است
27:28
باب کلام الله اکبر
27:31
از پابرهنه ها نمی پرسند
27:34
چقدر ثروتمند!
27:37
از ابوهریره رضی الله عنه
27:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
27:45
نه آن فقیری که در اطراف مردم پرسه می زند
27:48
یک لقمه و دو لقمه او را برمی گرداند
27:51
در یک رمان
27:53
یک و دو وعده غذایی
27:55
و خرما و دو خرما
27:58
اما بیچاره
28:00
در یک رمان
28:02
اما فقیر کسی است که خودداری می کند
28:05
و در صورت تمایل بخوانید
28:07
یعنی او این را گفت
28:09
از پابرهنه ها نمی پرسند
28:13
کسی که ثروتی نمی یابد تا آن را غنی کند
28:16
متوجه نمی شود و صدقه می دهد
28:19
او نمی ایستد و از مردم می پرسد
28:22
در یک رمان
28:24
و او شرمنده است
28:25
یا مردم از پابرهنه ها نمی پرسند
28:30
نظر در حدیث
28:33
باب کلام الله اکبر
28:35
از پابرهنه ها نمی پرسند
28:38
یعنی از آنها سوال مبرمی نمی پرسند
28:41
در واقع یک سوال از آنها مطرح شد
28:43
اگر آنها نیاز دارند
28:45
آنها اصراری بر کسانی که درخواست می کردند نداشتند
28:47
اینها سزاوارترین مردم به صدقه هستند
28:51
به خاطر صفات زیبایی که آنها را با آن توصیف می کرد
28:55
او در اطراف پرسه می زند
28:56
یعنی می چرخد و می گذرد
28:58
او چیزی نمی یابد که او را غنی کند
29:00
یعنی برایش کافی نمی یابد
29:03
و متوجه آن نمی شود
29:05
یعنی مردم هیچ اطلاعی از احوال او ندارند
29:08
یکی از فواید صحبت کردن
29:12
از صحبت کردن سود ببرید
29:14
راهنمایی خوب برای مقام خیریه
29:17
و مطمئن شود که برای او عادلانه است
29:19
پرهیز بدون اصرار
29:22
در حدیث از فقرا ستایش کرده است
29:24
که زندگی بر او چیره شده است
29:26
مردم نمی پرسند
29:28
این شامل عشق به زندگی است
29:30
در تمام موارد