از مجموعهٔ صحيح البخاري
· درس 21 از 44
مختصر صحيح البخاري | الحلقة (21) | تتمة كتاب التيمم ثم كتاب الصلاة
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:11
خلاصه صحیح البخاریه
0:16
درب
0:18
مرتبه خوب وضوی مسلمان است
0:22
آب کافی
0:24
از عمران فرمود:
0:27
با پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودیم.
0:32
و تا آخر شب اسیر بودیم.
0:37
ما یک حادثه ای داشتیم
0:39
هیچ اتفاقی شیرین تر از این برای یک مسافر وجود ندارد.
0:43
هیچ چیز ما را بیدار نکرد جز گرمای خورشید
0:46
فلانی اولین کسی بود که بیدار شد
0:49
بعد فلانی
0:51
بعد فلانی
0:53
سپس عمر بن الخطاب چهارم
0:56
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید
1:00
تا بیدار نشود بیدار نمی شود
1:04
چون نمی دانیم در خواب چه بر سر او می آید
1:08
وقتی عمر از خواب بیدار شد و دید چه بر سر مردم آمده است
1:12
او یک مرد یخی بود
1:15
پس تکبیر گفت و با تکبیر صدایش را بلند کرد
1:19
در یک رمان
1:21
ابوبکر بر سر او نشست
1:24
به گفتن «الله اکبر» ادامه می دهد و با «الله اکبر» صدایش را بلند می کند.
1:28
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله با صدای او از خواب بیدار شد
1:33
وقتی از خواب بیدار شد
1:35
از آنچه بر آنها گذشته بود به او شکایت کردند
1:38
گفت ضرر نداره
1:40
یا به درد نمیخوره
1:42
آنها رفتند
1:44
پس رفت
1:45
پس نه چندان دور راه افتاد
1:48
سپس فرود آمد و وضو گرفت
1:51
پس وضو گرفت
1:52
ما به نماز می خوانیم
1:54
با مردم نماز می خواند
1:56
نماز را ترک نکردم
1:59
پس او مردی گوشه نشین است که با مردم نماز نمی خواند
2:03
گفت: ای فلان چه چیزی مانع شد که با مردم نماز بخوانی؟
2:09
گفت: نجس شده ام و آب ندارم
2:14
گفت باید به مصر علیا بروی
2:17
برای شما کافی است
2:19
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله راه افتاد
2:23
مردم از تشنگی به او شکایت کردند
2:26
بنابراین او پایین آمد
2:28
پس فلانی را صدا زد و علی را صدا زد
2:31
و او گفت
2:32
برو دنبال آب
2:35
پس برو
2:37
زنی بین دو حراج پرتاب می شود
2:40
یا دو سطح
2:42
آب بر شترش
2:45
به او گفت
2:47
آب کجاست؟
2:48
او گفت
2:50
دیروز در همین ساعت به خودم قول آب دادم
2:53
از پشت فرار کردیم
2:55
او به او گفت
2:57
بعد برو
2:59
او گفت
3:00
به کجا
3:01
او گفت
3:03
به رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:07
او گفت
3:08
که به او صابئین می گویند
3:11
او گفت
3:12
منظور شما همین است
3:14
پس برو
3:15
پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد
3:20
و با او صحبت کردند
3:23
در یک رمان
3:24
بنابراین همان چیزی را که به ما گفته بود به او گفت
3:28
با این حال، او به او گفت که او خودکار است
3:32
او گفت
3:33
پس او را از شترش پایین آوردند
3:36
پیامبر صلی الله علیه و آله ما را صدا زد
3:40
پس آن را از دهان آن دو مناقصه خالی کرد
3:43
یا دو سطح
3:45
دهانشان را بست و انزوا را رها کرد
3:49
و ما مردم را صدا می زنیم
3:51
آب بکشید و آب بکشید
3:54
به هر که می خواست آب می داد
3:55
از هر که می خواست آب می گرفت
3:58
در یک رمان
3:59
پس چهل مرد تشنه نوشیدیم تا عطش را سیراب کنیم
4:05
بنابراین ما هر پوست آبی را با خود پر کردیم و آن را درمان کردیم
4:09
با این حال، او شتر را سوار نکرد
4:12
آخرین مورد بود
4:14
به کسی که مبتلا به نجاست است ظرف چیزی بدهند
4:19
او گفت
4:20
برو و بگذار آن را روی تو خالی کنم
4:23
این فهرستی است که به آنچه با آب آن انجام می شود نگاه می کند
4:27
خدا رحمت کند
4:29
او را ترک کرد
4:31
به نظر ما این است که از زمانی که شروع شد پر شده است
4:38
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:41
براش جمع کن
4:43
پس از عجوه و دقا و سویقه برای او گرد آمدند
4:48
تا اینکه برایش غذا جمع کردند
4:51
او را در لباس بپوشان
4:53
او را بر شترش حمل کردند
4:56
لباس را در دستانش گذاشتند
4:59
او به او گفت
5:00
تو می دانی که از آب تو چیزی ننوشته ایم
5:05
اما خداست که به ما آب داد
5:09
او نزد خانواده اش آمد و از آنها دور شد
5:12
گفتند
5:14
فلانی تو را چه زندانی کرد؟
5:16
او گفت
5:17
شگفتی
5:19
دو مرد با من ملاقات کردند
5:20
پس مرا نزد این مردی که «الصابی» نام دارد برد
5:25
پس چنین و چنان کرد
5:27
به خدا قسم او جذاب ترین مردم در میان این ها و آن هاست
5:33
با انگشت وسط و اشاره اش گفت:
5:36
پس آنها را به بهشت بردم
5:39
یعنی بهشت و زمین
5:41
یا واقعاً رسول خداست؟
5:45
پس از آن مسلمانان به مشرکان اطراف آن حمله می کردند
5:51
آنها از آسیب ناشی از آن رنج نمی برند
5:55
روزی به مردمش گفت
5:58
من نمی بینم که این افراد عمدا شما را دعوت می کنند
6:02
پس شما در اسلام هستید؟
6:05
از او اطاعت کردند و اسلام آوردند
6:10
نظر در حدیث
6:13
ما در سفر بودیم
6:15
وقتی از جنگ خیبر بسته شد
6:17
غیر از این گفته شد
6:20
اسیر شدیم
6:21
یعنی شب راه می رفتیم
6:23
ما آن را امضا کردیم
6:25
یعنی خوابیدیم
6:27
هیچ اتفاقی شیرین تر از این برای یک مسافر وجود ندارد
6:31
یعنی پیاده روی و تا دیر وقت بیدار ماندن آنها را خسته می کرد
6:33
پس بخواب
6:35
او یک مرد یخی بود
6:38
یخ قوی است
6:40
از آنچه بر آنها گذشته بود به او شکایت کردند
6:43
یعنی کسانی که نماز را ترک کردند
6:45
ضرر نداره
6:47
هر اتفاقی افتاده ضرری ندارد
6:49
تا دلشان نرم شود
6:50
به خاطر پشیمانی که به آنها نشان داد
6:52
وقت نماز گذشت
6:55
چون قصد نداشتند
6:58
پس نه چندان دور راه افتاد
7:00
یعنی در مورد خانه ای که ترک در آن واقع شده است
7:04
پیچ و تاب
7:05
یعنی برو
7:07
یک مرد بازنشسته
7:09
یعنی جدا از مردم
7:12
هیچی
7:13
یعنی آب ندارم
7:15
باید بری بالا
7:17
یعنی تیمم لازم است
7:20
برای شما کافی است
7:21
یعنی به شما پاداش می دهد و شما را از نیاز به آب بی نیاز می کند
7:24
زمانی که واقعیت یا حکم نباشد
7:28
پس فلانی را نامید
7:29
او عمران بن الحسین رضی الله عنه است
7:33
پس دنبال آب باش
7:35
یعنی خواستند
7:36
بین دو مزایده
7:38
حراج بیشتر از نزدیکی است
7:41
فقط می توان آن را از چرم ساخت
7:44
دو سطح
7:46
سطح حراج است
7:48
بیگانه شدیم
7:50
عدد بین سه تا ده است
7:54
خلوف
7:55
یعنی بیرون رفتند و زنان و بارها را پشت سر گذاشتند
7:59
سابیان
8:00
او کسی است که دینی را برای دین دیگر ترک کند
8:04
پس او را از شترش پایین آوردند
8:06
یعنی او را از شتر پیاده کردند
8:09
دهان حراج گزاران
8:12
یعنی دهان دو گوساله
8:14
باشه
8:15
هر گونه سفت شدن
8:17
و انزوا آزاد شد
8:19
العزال از بطری آب می ریزد
8:22
اعصابی است که در یکی از دستان او جریان دارد
8:25
آنها را در آن خالی می کند
8:28
آب بکشید و آب بکشید
8:30
یعنی برای خودشان و دیگران
8:33
خدا رحمت کند
8:34
یعنی دست راست خدا
8:36
یکی از کلمات قسم است
8:39
ترکش کن
8:40
یعنی متوقفش کن
8:43
به نظر ما این است که از زمانی که شروع شد پر شده است
8:49
یعنی آب در آن بیشتر از آن چیزی است که به نظر ما می رسد
8:54
آجوا
8:55
نوعی گذرگاه شهری است
8:58
دمبرگ
8:59
هر گونه آرد خشک
9:01
شما می دانید
9:03
یعنی علمی
9:04
ما راضی نیستیم
9:06
یعنی چیزی که ما کم داریم
9:08
ازشون دوری کردم
9:10
یعنی جلوی آنها گرفته شد و به تعویق افتادند
9:13
خودکار
9:14
یعنی یتیمان
9:16
شگفتی
9:18
یعنی عجب مرا زندانی کرد
9:19
این چیزی است که او را به دلیل عجیب بودنش شگفت زده می کند
9:24
مردم جادوگر
9:25
یعنی بزرگترین مردم جادوگر هستند
9:28
از جمله اینها و اینها
9:30
یعنی بین زمین و آسمان
9:33
همانطور که مرجع او نشان داد
9:36
آنها تغییر می کنند
9:37
اسب سواری در جنگ
9:40
و صدمه نمی بینند
9:42
یعنی ما را تغییر نمی دهند
9:45
السرام
9:46
آیاتی است از مردمی که دور هم جمع شده اند
9:49
شما را دعوت می کنند
9:51
یعنی شما را ترک می کنند
9:53
به عمد
9:54
یعنی به عمد
9:56
هیچ نظارتی از طرف آنها یا سهل انگاری از طرف شما نبود
10:00
یکی از فواید صحبت کردن
10:04
از صحبت کردن سود ببرید
10:06
همه چیز با قاعده کلی تعیین می شود
10:10
چون او را بیدار نکردند رضی الله عنه
10:13
ترس از آنچه ممکن است از الهام اتفاق بیفتد
10:16
خواب آور نیز به بازداشت نوجوانان محکوم شد
10:19
ممکن است این اتفاق نیفتد
10:21
با این حال خیلی دیر شده بود
10:24
و ادب در بیدار شدن استاد هست
10:27
چنان که عمر رضی الله عنه چنین کرد
10:30
چون با تماس او را بیدار نکرد
10:32
بلکه او را با یاد خدای متعال بیدار کنید
10:36
یعنی هر که در کشوری گرفتار نزاع شود
10:40
اجازه دهید او از آن خارج شود
10:41
و برای فرار از وسوسه دین خود
10:44
چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد
10:47
با دور شدن از دره
10:50
به خاطر شیطان و غفلت
10:53
اظهار پشیمانی جایز است
10:55
از دست دادن یک موضوع مذهبی
10:58
و کسی که نمازی را ترک کند، گناهی ندارد
11:01
بدون تقصیر خودش
11:04
قضای نماز قضا جایز است
11:06
متاسفم برای تراکیایی
11:08
و بدون بهانه بلافاصله
11:11
و اختلاف نظر وجود دارد
11:13
و هر که نمازی را ترک کرد
11:15
خانه فوق برای او دیر شد
11:18
او را از خاطره بودنش دور نمی کند
11:21
در آن، هر که نمازی را ذکر کند
11:25
او می تواند برای نمازش هر چیزی را که برایش مناسب است ببرد
11:28
از پاکی و حیا
11:30
و جایی را انتخاب کند که در آن احساس راحتی کند و نماز بخواند
11:35
حاوی مشروعیت اذان و نماز جماعت برای ترک نماز است
11:40
و اگر دنیا چیزی کلی ببیند
11:43
تا از بازیگر در این مورد بپرسم
11:45
تا حقیقت برای او روشن شود
11:48
شامل مطلوبیت مهربانی و نرمی است
11:50
در محکوم کردن کسی به خاطر کاری که انجام داده است
11:54
شامل تشویق به نماز جماعت است
11:57
مشروعیت نفی ترک نماز از سوی انسان
12:01
در حضور نمازگزاران بدون عذر
12:04
واجب است ایام غیبت را جبران کند
12:07
به دلیل تاخیر نمی افتد
12:09
به تأخیر انداختن آن بدون عذر گناه است
12:12
در حدیث، طلب آب برای آشامیدن و وضو گرفتن
12:16
و ماموریت در آن است
12:18
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
12:21
حاوی معجزه تکثیر آب است
12:24
گرفتن آب متعلق به غیر در مقابل غرامت جایز است
12:28
به دلیل ضرورت تشنگی
12:30
که در آن تشنه به جنوب عرضه می شود
12:33
هنگام تقسیم آب کمی بین مردم
12:36
جواز هبه در هدایا
12:38
بدون هیچ حرفی از طرفین
12:41
این فایده نوشیدن انسان را فراهم می کند
12:44
و حیوانات بر دیگران
12:47
مانند فایده طهارت با آب
12:49
شامل جواز خلوت با زن خارجی است
12:52
وقتی امنیت نزاع وجود دارد
12:54
در صورت لزوم قانونی
12:57
استفاده از ظروف مشرکان جایز است
13:01
مگر اینکه یقین پیدا کند که نجاست در آن است
13:04
گرفتن آن برای نیازمندان جایز است
13:06
با آنچه از او خواسته شده است
13:08
و بدون رضایت او اگر خسته است
13:11
این شامل راهنمایی برای در نظر گرفتن است
13:13
حمایت از کافر و حفظ او
13:16
چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حفظ کردند
13:20
حنف بدون سوگند جایز است
13:23
شکایت از عنایت به امام جایز است
13:26
وقتی اتفاق شدیدی می افتد
13:29
ازدواج با مسافر توصیه می شود
13:32
اگر خوابش برد
13:34
جواز اجتهاد صحابه رضی الله عنهم
13:37
در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
13:41
شرح فضیلت عمر بن الخطاب است
13:44
خداوند از او راضی باشد
13:45
و در زندگی اوست
13:47
خداوند از او راضی باشد
13:49
و مسلمانان را تازیانه زد و به صلیب کشید
13:51
به امر خداوند متعال
13:54
دلها را تشویق می کند که با آنها مهربان باشند
13:58
لطفا اسلام بیاورید
14:00
مشروعیت عشق یک فرد به مردمش
14:08
کتاب دعا
14:12
فصل: چگونه نماز در سفر شب واجب شد؟
14:16
از ابن شهاب
14:18
از انس بن مالک گفته است:
14:22
اتفاق می افتد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
14:27
زمانی که در مکه بودم سقف خانه ام را آزاد کرد
14:30
پس جبرئیل نازل شد
14:32
سینه ام را رها کرد
14:34
سپس با آب زمزم بشویید
14:37
بعد با یک سبد طلایی آمد
14:40
سرشار از عقل و ایمان
14:43
پس آن را در سینه ام خالی کرد
14:45
سپس آن را اعمال می کنم
14:47
بعد دستم را گرفت
14:49
پس مرا به پایین ترین بهشت برد
14:53
وقتی به پایین ترین بهشت رسیدم
14:56
جبرئیل به خزانه دار بهشت گفت
14:59
باز کنید
15:00
گفت این کیه؟
15:03
جبرئیل این را گفت
15:06
گفت: کسی با تو هست؟
15:09
گفت بله
15:10
محمد صلی الله علیه و آله با من است
15:14
و او گفت
15:15
براش بفرست
15:17
گفت بله
15:19
وقتی باز شد
15:20
ارتفاع پایین آسمان
15:23
بعد مردی نشسته بود
15:25
سمت راستش مشکی است
15:27
سمت چپ او سیاه است
15:30
اگر به سمت راستش نگاه می کرد، می خندید
15:33
و اگر به سمت چپ خود نگاه می کرد، گریه می کرد
15:37
و او گفت
15:38
به پیامبر صالح و فرزند صالح خوش آمدید
15:43
به جبرئیل گفتم
15:44
این کیه؟
15:46
او گفت
15:47
این آدم است
15:49
این سیاه در سمت راست و چپ اوست
15:53
قهوه ای نسیمی
15:54
اهل حق اهل بهشت هستند
15:58
و شیرهای سمت چپ او اهل جهنم هستند
16:02
اگر به سمت راستش نگاه می کرد، می خندید
16:05
و اگر به سمت چپ خود نگاه می کرد، گریه می کرد
16:09
تا اینکه مرا به آسمان دوم برد
16:13
به انباردارش گفت
16:15
باز کنید
16:16
انباردار همان چیزی را که اولی گفت به او گفت
16:21
پس باز کرد
16:22
انس گفت
16:24
او اشاره کرد که آدم و ادریس را در بهشت یافتم
16:28
و موسی و عیسی و ابراهیم
16:31
درود خداوند بر ایشان باد
16:34
وضعیت خانه هایشان ثابت نشده است
16:37
اما ذکر کرد که آدم را در پایین ترین بهشت یافت
16:42
و ابراهیم در آسمان ششم است
16:45
انس گفت
16:46
وقتی جبرئیل از کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ادریس گذشت
16:52
او گفت
16:53
به پیامبر خوب و برادر خوب خوش آمدید
16:57
پس گفتم این کیست؟
16:59
ادریس این را گفت
17:02
سپس از کنار موسی گذشتم
17:04
و او گفت
17:06
به پیامبر خوب و برادر خوب خوش آمدید
17:10
گفتم این کیه؟
17:12
موسی این را گفت
17:14
بعد از کنار عیسی گذشتم
17:17
و او گفت
17:18
به برادر خوب و پیامبر خوب خوش آمدید
17:22
گفتم این کیه؟
17:24
عیسی این را گفت
17:27
سپس از کنار ابراهیم گذشتم
17:29
و او گفت
17:31
به پیامبر صالح و فرزند صالح خوش آمدید
17:34
گفتم این کیه؟
17:37
این را ابراهیم رضی الله عنه گفته است
17:41
ابن شهاب گفت
17:43
ابن حزم به من گفت که ابن عباس و ابوحبه انصاریه می گفتند.
17:50
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «پس از آن بالا رفتم تا جایی که ظاهر شدم و صدای جیرجیر قلم ها را می شنیدم».
18:00
ابن حزم و انس بن مالک گفتند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند.
18:07
پس خداوند متعال پنجاه نماز بر امت من واجب کرد، پس به آن بازگشتم تا بر موسی گذشتم.
18:16
گفت: خداوند بر امت تو برای تو چه وضع کرده است؟ گفتم: پنجاه نماز واجب کرده است. گفت: پس به سوی پروردگارت بازگرد که امت تو طاقت آن را ندارند.
18:31
پس به سوی من برگشت و نیمی از آن را گذاشت، پس به سوی موسی برگشتم و گفتم: نصف آن را گذاشت، پس گفت: به سوی پروردگارت بازگرد که امت تو طاقت آن را ندارند.
18:45
پس برگشتم و او نیمی از آن را گذاشت، پس به سوی او برگشتم و او گفت: به سوی پروردگارت بازگرد که امت تو طاقت آن را ندارند.
18:57
پس نزد او برگشتم و او گفت: «پنج است و پنجاه است، آنچه را که می گویم تغییر نمی دهد». پس به سوی موسی برگشتم و او گفت: به سوی پروردگارت بازگرد، پس گفتم: من در پیشگاه پروردگارم شرم دارم.
19:15
سپس با من به راه افتاد تا به سدرة النهایه رسید و آن را پر رنگ کرد، نمی دانم چه بودند. سپس وارد بهشت شدم و در آنجا رشته های مروارید بود به روایت رشته های مروارید و خاکش مشک بود.
19:37
نظر در حدیث
19:41
کتاب دعا
19:44
وقتی از شرح طهارت که شرط نماز است تمام شد
19:49
شروع کرد به توضیح دعایی که شرطی است چون شرط چیزی مقدم بر آن است
19:55
نماز کلمات و اعمال خاصی است که با تکبیر شروع می شود و با سلام ختم می شود
20:03
هر برشی را باز کرده و در معرض دید قرار دهید
20:07
لگن و لگن از ظروف معروف برای شستشو هستند
20:12
حکمت را نبوت میگفتند، قرآن میگفتند و خلاف آن میگفتند
20:20
هر نوع مهر و مومی را روی آن بمالید، همانطور که یک ظرف پر شده را مهر و موم می کنید
20:25
او معراج شد، یعنی عروج کرد
20:28
به پایین ترین بهشت این دنیا را به خاطر نزدیک بودن به اهل زمین می گویند
20:35
به خزانه دار بهشت باز
20:38
اگر سفر شب در بدنش رخ نداده بود، رحمت الله علیه
20:43
هنگامی که جبرئیل علیه السلام در را باز کرد
20:46
وقتی بلندی بهشت پایین باز شد، یعنی بالا رفتیم و برخاستیم
20:52
سیاه جمع سیاهی و سیاهی شخص است
20:57
زیرا شیرها را از دور می بیند و شیرها گروهی از مردم هستند
21:04
جلوی راستش را نگاه کرد، یعنی به سمت راست نگاه کرد
21:08
با لذت خندید
21:11
و اگر به سمت چپ خود نگاه کند، گریه می کند
21:14
آدم علیه السلام خندید و گریست
21:17
ناشی از دلسوزی پدر نسبت به فرزندش است
21:20
از وضعیت خوبش خوشحال بود
21:23
و ناراحتی و گریه او به خاطر حال بدش
21:26
سلام خوش اومدی
21:31
پس از خودت لذت ببر و احساس تنهایی نکن
21:34
سوگند به پیامبر خوب
21:36
صالح کسی است که حقوق خدا و حقوق بندگانش را برپا کند
21:41
ایشان رضی الله عنه او را به این امر اختصاص دادند
21:45
زیرا شامل همه صفات ممدوح و ممدوح دیگر می شود
21:49
از صداقت، صداقت، عفت، پیوند و فضیلت
21:54
و پسر خوب
21:56
حضرت آدم علیه السلام پدر بشریت است
21:59
قهوه ای نسیمی
22:01
نسیم روح است
22:03
مقصود ارواح انسانهاست
22:06
وضعیت خانه هایشان ثابت نشده است
22:09
یعنی ابوذر رضی الله عنه برای هر پیامبری بهشتی تعیین نکرده است.
22:14
غیر از آنچه ذکر شد، حضرت آدم علیه السلام را در پایین ترین بهشت یافت
22:20
و ابراهیم علیه السلام شش ساله بود
22:23
روایات درجات و منازل آنها را بیان کرده است
22:27
تا هر ارتفاعی ظاهر شد و بالا رفت
22:31
به یک سطح، به یک مکان بالا
22:35
صدای جیر جیر قلم ها را می شنوم
22:37
یعنی صدای حرکت و جاری شدن آن بر روی نسخه خطی
22:41
از آنچه ملائکه درباره احکام خداوند متعال می نویسند
22:45
کپی هایی از لوح حفظ شده
22:48
یا هر چه خداوند متعال از فرمان و مدیریت خود بخواهد
22:52
این اتفاق نیفتد
22:54
یعنی شما نمی توانید و نمی توانید
22:57
با من چک کن
22:59
یعنی با پروردگارم چک کردم
23:01
پس نیمی از آن را گذاشت
23:03
یعنی نصفش را برید
23:05
قسمت اینجا نصف است
23:08
چیزی که من می گویم را تغییر نمی دهد
23:11
منظور چیست؟
23:13
معادل ثواب پنج تا پنجاه
23:16
من از پروردگارم شرمنده ام
23:18
یعنی به دلیل بررسی مکرر
23:20
با من تمام شد
23:22
یعنی منو وصل کن
23:24
به سدرة المنتهی
23:26
سدر درخت خولان است
23:29
و سدرة المنتهي بالاي آسمان هفتم است
23:32
ساعت هفت گفته شد
23:34
و با رنگ ها پوشانده شده است
23:36
هیچ کدام از چراغ ها
23:38
غیر از این گفته شد
23:40
رشته های مروارید
23:42
هر مکان مرتفع
23:44
مثل کوه های شنی
23:46
ملخ ها
23:48
هر ساختمان مرتفع
23:50
مثل گنبد
23:53
یکی از فواید صحبت کردن
23:56
دانشمندان به اتفاق آرا با آن موافقت کردند
23:58
نماز در سفر شب واجب بود
24:00
و در حدیث
24:02
که قلب پیامبر اکرم
24:04
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
24:06
شیطان هرگز او را وسوسه نمی کند
24:08
و حفظ می شود
24:10
معصوم به او نزدیک نمی شود
24:12
شیطان
24:14
و در آن حکمت است اگر جمع شود
24:16
ایمان سودمند بود
24:18
مواظب کیست
24:20
از او حکمت دریافت کرده بود
24:22
اولی ها تهی از ایمان هستند
24:24
این کار نکرد
24:26
و در حدیث است که آسمان
24:28
سقف حفاظت شده
24:30
و درب دارد
24:32
مگر به امر خداوند متعال
24:34
و او شرمنده است
24:36
و دروازه های بهشت واقعی است
24:38
و او نگهبانان دارد
24:40
به آنها سپرده شده است
24:42
در حديث دليل است
24:44
اجازه و راهنمایی
24:46
همراهی ادبیات برای کی
24:48
اجازه ذکر خواست
24:50
نام او گفته نمی شود
24:52
من هیچ فایده ای در آن ندارم
24:54
برای نگه داشتن انگشت شست
24:56
و در آن است که آدم
24:58
درود بر او پدر بشریت است
25:00
همه
25:02
و سلام بر او در بهشت است
25:04
جهان
25:06
و با پیامبر صحبت کرد
25:08
درود خدا بر او به زبان عربی
25:10
برای سلام کردن
25:12
این کلمه ای است که شما استفاده می کنید
25:14
عرب ها می آیند
25:16
و در آن اعمال بنی آدم است
25:18
کارهای خوب آدم لطفا
25:20
درود بر او باد
25:22
و اعمال بد آنها او را بدتر می کند
25:24
حاوی بیانیه دلسوزی است
25:26
پدر بر پسرش
25:28
در شرایط خوب
25:30
این شامل یک دعوت نامه برای خوش آمد گویی است
25:32
با تک تک مردم
25:34
در دیدار با اکرم
25:36
خانه ها و نزدیکترین خویشاوندان
25:38
دیدار با او مطلوب است
25:40
فردی با بهترین خصوصیاتش
25:42
من او را با ستایش زیبا دوش می دهم
25:44
او نباید ببیند
25:46
همه به او خوب گفتند
25:48
و در حدیث
25:50
که پیامبران بر او هستند
25:52
درود بر محمد
25:54
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
25:56
و مورد تکریم قرار می گیرند
25:58
خانه هایشان و درجات بلندشان
26:00
و جایز است
26:02
شخص را به صورت او ستایش کنید
26:04
اگر تضمین شود که او را تحسین کنند
26:06
و سایر علل وسوسه
26:08
حدیث اشاره کرد
26:10
آن اسراء و معراج
26:12
او در جسم و روح بود
26:14
با هم
26:16
این حادثه شامل یک جمله بود
26:18
از معجزات
26:20
مانند تله پورت فوق العاده سریع
26:22
برای عادت و شکاف سینه
26:24
و مدرک وجود دارد
26:26
صفت تعالی خداوند
26:28
قادر متعال
26:30
و در حدیث
26:32
که کتابت وحی و احکام
26:34
در تبلت ذخیره شده با قلم
26:36
طلب شفاعت جایز است
26:38
و بازنگری در شفاعت
26:40
زمان به زمان
26:42
و حیا در آن نهفته است
26:44
از فراوانی نیازها
26:46
ترس از ضعف در ایستادن
26:48
من از او تشکر می کنم
26:50
و در حدیث
26:52
و از کثرت لطف خداوند متعال است
26:54
ثواب نماز را دو برابر کنید
26:56
ده برابر
26:58
و در حدیث
27:00
شواهد آن
27:02
بهشت آفریده شده و هست
27:04
او در بهشت است
27:06
سیدرا انتخاب شد
27:09
برای این موضوع و هیچ چیز دیگر
27:11
از درختان چون سیدرا
27:13
سه شرح دارد
27:15
سایه بلند
27:17
و غذاهای خوشمزه
27:19
و بوی هوشمندانه
27:21
شبیه ایمان است
27:23
گفتار، کردار و نیات را با هم ترکیب می کند
27:25
بنابراین از آن بهره برداری کرد
27:27
ایمان مانند کار است
27:29
برای گذر از آن
27:31
مزه اش مثل نیت است
27:33
تو بهش مشت زدی
27:35
و بوی آن مثل یک ضرب المثل است
27:37
برای تطهیر آن
27:39
و حاوی رنگ هایی است که او می شناسد
27:41
انسان های این دنیا به آن می گویند
27:43
تعداد محدودی از افراد
27:45
غیر از رنگ ها
27:47
زندگی پس از مرگ
27:49
حاکمان اسلام
27:51
مبتنی بر تسهیل است
27:53
و سختی را برطرف کند
27:55
گفتگو جایز نیست
27:57
استفاده از ظروف طلا
27:59
زیرا این کاری است که فرشتگان انجام می دهند
28:01
قبل از تحریم بود
28:03
استفاده از ظروف طلا
28:07
از عایشه، مادر مؤمنان
28:09
او گفت خدا آن را تحمیل کرده است
28:11
نماز در زمان واجب
28:13
دو رکعت، دو رکعت
28:15
در شهری و مسافرتی
28:17
بنابراین من موافقت کردم
28:19
سفر کنید
28:21
به نماز شهری اضافه شد
28:24
نظر در حدیث
28:26
تحمیل
28:28
هر مقدار
28:30
دعا
28:32
یعنی نماز چهار ربع واجب
28:34
پس دعای سفر مورد قبول واقع شد
28:36
یعنی تحدید آن جایز است
28:38
به نماز شهری اضافه شد
28:40
به عنوان مثال
28:42
اجتناب ناپذیر
28:45
یکی از فواید صحبت کردن
28:48
از صحبت کردن سود ببرید
28:50
نماز چهار ربع را کوتاه کن
28:52
مجوز سفر وجود دارد
28:54
گفته شد: قاطعیت
28:56
کپی جایز است
28:58
در عبادت