متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
کتاب فروش
0:19
هنگامی که بخاری شرح عبادات را تمام کرد
0:23
برای دستیابی نهایی در نظر گرفته شده است
0:26
وی به بیان معاملات پرداخت
0:29
برای دستاوردهای دنیوی در نظر گرفته شده است
0:32
او هدف آخرت را بر این دنیا ترجیح داد
0:37
باب آنچه در کلام الله مجید ذکر شد
0:40
اگر نماز را تمام کردی
0:42
بنابراین آنها در سراسر زمین پخش شدند
0:44
و فضل خدا را می طلبند
0:46
عن انس رضی الله عنه
0:49
او گفت
0:51
عبدالرحمن بن عوف نزد ما آمد
0:54
و آخرین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:57
بین او و سعد بن الربیع
1:00
او پول زیادی داشت
1:02
سعد گفت
1:04
انصار فهمیده اند که من یکی از ثروتمندترین آنها هستم
1:08
من پولم را بین من و تو به دو قسمت تقسیم می کنم
1:12
من دو تا زن دارم
1:14
ببینید آنها چه چیزی را برای شما دوست دارند
1:16
بنابراین او را آزاد کرد
1:18
در یک رمان
1:20
و ببین کدوم زن گرفتم
1:22
برات فاش کردم
1:24
حتی اگر حل شود
1:26
من با او ازدواج کردم
1:28
عبدالرحمن گفت
1:30
خداوند شما و خانواده تان را برکت دهد
1:33
در یک رمان
1:35
در خانواده و پول شما
1:37
بازار را به من نشان بده
1:39
و در یک رمان
1:41
آیا بازاری وجود دارد که در آن تجارت وجود داشته باشد؟
1:43
او گفت
1:45
بازار قاینوقه
1:47
او گفت
1:49
پس عبدالرحمن نزد او رفت
1:51
آن روز برنگشت
1:53
حتی بهتره هیچی
1:55
از چربی و چربی
1:57
او فقط برای مدت کوتاهی ماند
1:59
تا اینکه رسول خدا آمد
2:01
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
2:03
و مضر است
2:05
از صفرا
2:08
در یک رمان
2:10
پیامبر صلی الله علیه و آله دید
2:12
با صفحه نمایش
2:14
رسول خدا به او فرمود
2:16
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
2:18
آماده است
2:20
در یک رمان
2:22
هی یا مه
2:24
و در یک رمان
2:26
من ازدواج کردم
2:28
با یک زن انصار ازدواج کرد
2:30
و او گفت
2:32
چه چیزی او را به سمت آن سوق داد؟
2:34
او گفت
2:36
وزن یک هسته طلا
2:38
یا یک هسته طلا
2:40
و او گفت
2:42
در یک رمان
2:44
خدا خیرت بده
2:46
نمی دانم حتی اگر گوسفند باشد
2:48
نظر در حدیث
2:51
فوت
2:53
هر مهاجری
2:55
آچا آچا آچا
2:57
برادری بین دو نفر را در نظر بگیرید
2:59
بنابراین قراردادی بین آنها منعقد خواهد شد
3:01
مثل برادران تبار
3:03
دو نیمه
3:05
یعنی دو نیمه
3:07
آنها آن را دوست داشتند
3:09
هر کدوم که دوست داری
3:11
اگر حل شود
3:13
یعنی دوره انتظارش تمام شده است
3:15
خانواده ات، یعنی شوهرت
3:17
بهتر است
3:19
هر گونه سود
3:21
رها کردن
3:23
غذایی است که از شیر تهیه می شود و خشک می شود
3:25
طولی نکشید
3:27
هیچ فیلمی باقی نمی ماند
3:29
آسان
3:31
یعنی کمی زمان
3:33
Hoyt i Art
3:35
برات فاش کردم
3:37
یعنی به خاطر تو طلاقش دادم
3:40
آسیب از زرد
3:42
یعنی آغشته به خوبی یا خوبی
3:44
رنگ زرد دارد
3:46
زعفرانی است
3:48
غالب
3:50
یعنی این چیه؟
3:52
چه خبر؟
3:54
او دختر انس بن رافع است.
3:56
چه چیزی او را به سمت آن سوق داد؟
3:58
یعنی چقدر بهش مهریه دادی؟
4:00
وزن هسته ها
4:02
وزن آن سه و یک سوم درهم است
4:06
تقریباً برابر با ده گرم است
4:08
و بیشتر گفته شد
4:10
کمتر گفته شد
4:13
طعم ضیافت را می چشم
4:15
غذای عروسی است
4:17
با صفحه عروسی
4:19
یعنی اثر و حسن آن
4:21
یکی از فواید صحبت کردن
4:23
از صحبت کردن سود ببرید
4:26
برای کلانتر اشکالی ندارد
4:28
با فروش در بازار اقدام کند
4:30
و خرید کنید
4:32
بنابراین از کاری که انجام می دهد پرهیز می کند
4:34
او پول و چیزهای دیگر دارد
4:36
این شامل جدی گرفتن آن می شود
4:38
در مورد خود در مورد حقوق بازنشستگی
4:40
و در آن زندگی کردن است
4:42
یکی از اولین صنایع
4:44
با صداقت و اخلاق زندگی
4:46
از هدایا و دوستی ها
4:48
و مشابه آنها
4:50
حاوی بیانیه فضیلت و برکت است
4:52
تاخیر در همکاری وجود دارد
4:54
به امر خداوند متعال
4:56
و در آن که از
4:58
لوازم اخوان
5:00
محبت یک برادر به برادرش
5:02
در مورد مسائل دنیوی
5:06
باب تفسیر شبهات
5:08
از عایشه رضی الله عنها
5:10
او گفت
5:12
عتبه ابن ابی وقاص بود
5:14
خود را به برادرش سعد سپرد
5:16
ابن ابی وقاص
5:18
که پسر دخترم زمت
5:20
از من و او دستگیر شد
5:22
او گفت
5:24
وقتی سال فتح بود
5:26
سعد بن ابی وقاص آن را گرفت
5:28
و او گفت
5:30
برادرزاده ام قول داده است
5:32
چه چیزی در آن است؟
5:35
سپس عبد بن زمه برخاست و گفت
5:37
برادرم و پسر دخترم، پدرم
5:39
روی تختش به دنیا آمد
5:41
پس موافقم
5:43
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:45
سعد گفت
5:47
ای رسول خدا
5:49
برادرزاده ام
5:51
او آن را به من سپرده است
5:53
عبدالبن زمه گفت
5:55
برادرم و پسر دخترم
5:57
پدرم متولد شد
5:59
تختش و گفت
6:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:03
مال شماست
6:05
ای عبدالبن زمه
6:07
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:09
درود بر او باد
6:11
پسر در رختخواب است
6:13
و فاحشه سنگ دارد
6:15
سپس به سوده گفت
6:17
بنت زمعه همسر پیامبر
6:19
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
6:21
نصیحت مرا از او بگیر
6:23
وقتی شک هایش را دید
6:25
در عتبه آن را ندید
6:27
تا اینکه خدا را ملاقات کرد
6:30
نظر در حدیث
6:32
بخش تفسیر
6:34
شبیه سازها
6:36
شبهات و مظنونین
6:38
همه چیز شبیه است
6:40
حلال و حرام
6:42
از صورت
6:44
پسر دخترم زمعه
6:46
نوزاد تازه متولد شده در حال انجام
6:48
پسر مورد اختلاف
6:50
نام او عبدالرحمن بن زمعه است
6:52
ابن قیس
6:54
بنابراین او دستگیر شد
6:55
هر ران
6:57
او به من اعتماد کرد
6:58
یعنی به من توصیه شد
7:00
پس شما موافقید
7:02
یعنی بعد از دعوا و دعوا
7:04
طلا در آن است
7:06
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:08
پسر در رختخواب است
7:11
یعنی نسب فرزند
7:13
دنبال صاحب تخت می رود
7:15
و فاحشه سنگ دارد
7:17
بله، و همچنان ناامید است
7:19
او هیچ شانسی با پسر ندارد
7:21
و گفته شد
7:23
برای زنا، سنگسار
7:25
از فواید
7:27
حدیث
7:30
از صحبت کردن سود ببرید
7:32
حکم ظاهری است
7:34
زیرا که خداوند او را رحمت کند
7:36
حکم به حبس شدن پسر در رختخواب
7:38
به شباهت توجهی نکرد
7:40
و در آن حکم حاکم است
7:42
ظاهرا
7:44
موضوع در داخل حل نشده است
7:46
به فرمان او رضی الله عنه
7:48
سعده، خدا از او راضی باشد
7:50
با پنهان کاری
7:54
فصل در مورد آنچه شبهه ایجاد می کند
7:56
درباره انسر
7:58
گفت خداوند از او راضی باشد
8:00
پیامبر صلی الله علیه و آله از آنجا گذشت
8:02
با یک تاریخ
8:04
در راه
8:06
گفت اگر من نبودم
8:08
میترسم از خیریه باشه
8:10
من آن را می خوردم
8:13
نظر در حدیث
8:15
در برای قدم زدن چیست؟
8:17
از شر سوء ظن خلاص شوید
8:19
یعنی می ترسی و می روی
8:21
من می ترسم
8:23
یعنی می ترسم
8:26
یکی از فواید صحبت کردن
8:29
از صحبت کردن سود ببرید
8:31
اگر شبهه ایجاد شود
8:33
به امر مباح
8:35
ایمنی در ترک با احتیاط نهفته است
8:37
و در حدیث
8:39
اشاره به جواز
8:41
خوردن آن از شات آسان است
8:43
نیازی به تعریف ندارد
8:45
و آن را به اهلش برنگردان
8:47
باب کسانی که نجوا نمی بینند
8:51
و شبهات دیگر
8:53
درباره عایشه
8:55
او گفت
8:57
گفتند یا رسول الله
8:59
در اینجا آنها چهره های مدرن هستند
9:01
به آنها وعده شرک داد
9:03
گوشت می آورند
9:05
نمی دانیم نام خدا را می آورند یا نه
9:07
روی آن یا نه
9:09
او گفت
9:11
نام خدا را ذکر کنید
9:13
و بخور
9:16
نظر در حدیث
9:18
باب کسانی که نجوا نمی بینند
9:20
و شبهات دیگر
9:22
وسواس
9:24
این همان چیزی است که شیطان در دل می اندازد
9:26
بلمن
9:28
جمع گوشت
9:30
ما نمی دانیم
9:32
یعنی نمی دانیم
9:34
نام خدا را بر آن ذکر می کنند
9:36
یعنی هنگام ذبح
9:38
یکی از فواید صحبت کردن
9:41
از صحبت کردن سود ببرید
9:43
مشروعیت نامگذاری
9:45
هنگام غذا خوردن
9:47
حدیث حجت است برای هر که آن را گفته است
9:49
خوردن بدون ذکر نام جایز است
9:51
هنگام ذبح
9:55
درِ آنهایی که برایشان مهم نبود از کجا
9:57
کسب درآمد کنید
9:59
از ابوهریره
10:01
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
10:03
او گفت
10:05
زمانی بر سر مردم خواهد آمد
10:07
آدم مهم نیست چیه
10:09
او پول را گرفت
10:11
تأمین مباح، امان حرام است
10:13
نظر دهید
10:16
در مورد صحبت
10:19
یعنی براش مهم نیست
10:21
و او نمی پرسد
10:23
با چیزی که پول گرفت
10:25
یعنی به هر نحوی آن را به دست آورد
10:27
از فواید
10:29
حدیث
10:32
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
10:34
حاوی هشداری در برابر وسوسه است
10:36
پول در آن است
10:38
تشویق به کسب درآمد حلال
10:40
بخش تجارت
10:43
در زمین و جاهای دیگر
10:45
عن ابو المنهال
10:48
گفت معامله می کنم
10:50
در مورد مبادله
10:52
پس از براء بن عازب پرسیدم
10:54
و زید بن ارقم
10:56
در مورد مبادله
10:58
و او گفت
11:00
ما در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله تاجر بودیم
11:02
بنابراین ما پرسیدیم
11:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
11:06
در مورد مبادله
11:08
و او گفت
11:10
اگر دست در دست باشد
11:12
اشکالی ندارد
11:14
حتی اگر زن باشد
11:16
مناسب نیست
11:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن نهی کرد
11:20
در مورد فروش طلا
11:22
با کاغذی که داریم
11:24
و در یک رمان
11:26
دست در دست چه بود؟
11:28
پس او را ببر
11:30
و اگر بد بود آن را رها کنید
11:33
نظر در حدیث
11:35
بخش تجارت
11:37
در زمین و جاهای دیگر
11:39
در خشکی، یعنی در مقابل دریا
11:41
و گفته شد
11:43
لباس بپوش
11:45
اینها لباس های خاص هستند
11:47
تجارت
11:49
یعنی خرید و فروش می کنم
11:51
مبادله کنید
11:53
یعنی فروش پول در مقابل پول
11:55
دست در دست
11:57
یعنی مبادله در شورا صورت می گیرد
11:59
اشکالی ندارد
12:01
هر جایزه ای
12:03
زنان
12:05
یعنی اخیراً به تعویق افتاده است
12:07
مناسب نیست
12:09
یعنی جایز نیست
12:11
پس او را رها کن
12:13
یعنی او را ترک کردند
12:15
یعنی به تعویق افتاد و پذیرفته نشد
12:17
در شورای قرارداد
12:20
یکی از فواید صحبت کردن
12:22
از صحبت کردن سود ببرید
12:25
اون اصله
12:27
در تجارت جایز است
12:29
و جایز نیست
12:31
مقداری مبادله بد
12:33
اما جایز است
12:35
دست در دست
12:39
درب خروج در تجارت
12:41
از ابوسعید خدری
12:43
او گفت
12:45
من در یکی از شوراها بودم
12:47
و این اتفاق افتاد
12:49
وقتی ابوموسی آمد، انگار که ترسیده بود
12:51
و او گفت
12:53
سه بار برای عمر اجازه گرفتم
12:55
او به من اجازه نداد
12:57
پس برگشتم
12:59
و او گفت
13:01
چه چیزی شما را متوقف کرد؟
13:03
گفتم سه بار اجازه گرفتم
13:05
او به من اجازه نداد
13:07
پس برگشتم
13:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
13:11
اگر اجازه بخواهد
13:13
یکی از شما سه نفر
13:15
او اجازه این کار را نداشت
13:17
بگذار او برگردد
13:19
و او گفت
13:21
به خدا سوگند بر او حجت خواهی کرد
13:23
در یک رمان
13:25
برایم مدرک بیاور
13:27
یا برای شوخی کردن
13:29
هیچ کس از دست شما در امان نیست
13:31
آن را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنید
13:33
و او گفت
13:35
ابی بن کعب
13:37
خدا نمی ایستد
13:39
با شما فقط جوانترین مردم است
13:41
من جوانترین مردم بودم
13:43
پس با او بلند شدم
13:45
پس به عمر گفتم که پیامبر
13:47
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:49
او این را گفت
13:51
در یک رمان
13:53
عمر گفت
13:55
این را از من پنهان کن
13:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:59
دست زدن حواسم را پرت کرد
14:01
در بازارها
14:04
نظر در حدیث
14:06
وحشت زده
14:08
یعنی ترس
14:10
از عمر اجازه گرفتم
14:12
یعنی برای ورود به آن اجازه خواستم
14:14
چه چیزی شما را متوقف کرد؟
14:16
هیچ کدام از ورودی ها
14:18
واضح است
14:20
یعنی با مدرک
14:23
یکی از فواید صحبت کردن
14:26
از صحبت کردن سود ببرید
14:28
برای کار در دنیا
14:30
ممکن است از یادگیری منع شود
14:32
و هر چه بیشتر تقاضا کند
14:34
بگو دانش
14:36
و درخواست مدرک وجود دارد
14:38
و به او اعتماد کنید
14:42
باب کلام الله مجید
14:44
خرج کردن از
14:46
چه چیزهای خوبی بدست آورده اید
14:48
از ابوهریره
14:50
خداوند از او راضی باشد
14:52
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:54
او گفت
14:56
برای زنان جایز نیست
14:58
روزه گرفتن در حالی که شوهرش شاهد است
15:00
مگر به اذن او
15:02
و در خانه اش اجازه نده
15:04
مگر به اذن او
15:06
و چه هزینه هایی خرج کردید
15:08
غیرقابل کنترل
15:10
در یک رمان
15:12
فیس با شوهرش
15:14
به آن منتهی می شود
15:16
او آن را برش داد
15:18
در یک رمان
15:20
نصف دستمزدش را می گیرد
15:23
نظر در حدیث
15:26
باب کلام الله اکبر
15:28
از چیزهای خوب خرج کنید
15:30
آنچه به دست آورده اید
15:32
خداوند متعال به بندگانش امر می کند
15:34
معتقدین به نفقه
15:36
از چیزهای خوبی که آنها را خوشحال می کند
15:38
از دستاوردها
15:40
روزه گرفتن هر روزه اختیاری
15:42
بهاد یعنی حاضر
15:44
غیرقابل کنترل
15:46
یعنی بدون دستور شوهر
15:48
به نیمه او منتهی می شود
15:50
یعنی نصف پول داده می شود
15:52
خرج کننده
15:54
یکی از فواید صحبت کردن
15:56
از صحبت کردن سود ببرید
15:59
که زنان خرج نمی کنند
16:01
پول اضافی از شوهرش
16:03
طبق معمول
16:05
شامل ممتنع است
16:07
چیزی که شبهه ایجاد می کند
16:09
بین همسران
16:13
کسی که در روزی فراوانی را دوست دارد
16:15
از انس بن مالک
16:17
گفت خداوند از او راضی باشد
16:19
من رسول خدا را شنیدم
16:21
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
16:23
او می گوید
16:25
هر کس راضی باشد که روزی اش وسعت یابد
16:27
یا فراموشش کن
16:29
در پی او
16:31
روحش قرین آرامش باد
16:34
نظر در حدیث
16:36
راز او
16:39
یعنی او را خوشحال کنید
16:41
ساده می کند، یعنی گسترش می یابد
16:43
فراموشش کن
16:45
یعنی به تأخیر افتاده و زیاد می شود
16:47
در پی او
16:49
یعنی تا آخر عمرش
16:51
روحش قرین آرامش باد
16:53
کراوات خویشاوندی
16:55
درگیر کردن عزیزان در کارهای خیر است
16:57
ممکنه با پول باشه
16:59
با خدمت و بازدید
17:01
و غیره
17:03
یکی از فواید صحبت کردن
17:05
از صحبت کردن سود ببرید
17:08
این یک رابطه خویشاوندی است
17:10
افزایش و برکت
17:12
ریزک و سن
17:14
در حدیث رزق فراوان آمده است
17:16
از خوشبختی
17:20
باب خرید پیامبر
17:22
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
17:24
به هر حال
17:26
از عایشه رضی الله عنها
17:28
او گفت
17:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را خرید
17:32
غذای یک یهودی
17:34
با لبخند
17:36
در یک رمان
17:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
17:40
زره او رهن است
17:42
با یه یهودی
17:44
با سی صاع جو
17:46
و آن را رهن کرد
17:48
زره او از آهن است
17:51
نظر در حدیث
17:53
غذا
17:55
هر جو
17:57
یهودی
17:59
او پدر چربی است
18:01
با لبخند
18:03
یعنی برای مدت معین
18:05
و آن را رهن کرد
18:07
وام مسکن
18:09
توقیف مال توسط طلبکار است
18:11
در صورت عدم امکان تحقق
18:13
دارا
18:15
این سپر
18:17
قیلا همان کنجکاوی است
18:20
یکی از فواید صحبت کردن
18:22
از صحبت کردن سود ببرید
18:24
مشروعیت
18:26
معالجه یهودی جایز است
18:28
و جایز است
18:30
رهن شهری
18:35
از انصار رضی الله عنه
18:37
خواسته پیامبر است
18:39
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
18:41
با نان جو و حلال
18:43
از سونخا
18:45
پیامبر صلی الله علیه و آله رهن گذاشت
18:47
سپری برای او در شهر
18:49
با یه یهودی
18:51
و از آن جو گرفت
18:53
به خانواده اش
18:55
و شنیدم که گفت
18:57
بر آل محمد چه گذشت؟
18:59
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
19:01
صاع از عدالت و نه صاع از عشق
19:03
حتی اگر آن را داشته باشد
19:05
بگذار نه زن
19:07
نظر در حدیث
19:09
باشه
19:12
یعنی طلا
19:14
ایهالا یعنی هر چربی که آب شده باشد
19:16
و از علیا و دیگران
19:18
سینگکا
19:20
هر گونه تغییر در بو
19:22
یهودی
19:24
او پدر چربی است
19:27
یکی از فواید صحبت کردن
19:29
از صحبت کردن سود ببرید
19:31
بد نیست ذکر کنیم
19:33
نکته تلخ این است که نیست
19:35
او چیزی برای حمایت از او ندارد
19:37
چهره شکایت و نارضایتی
19:39
حاوی یک بیانیه است
19:41
پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود
19:43
از دست کم گرفتن
19:45
از دنیا
19:47
شامل پذیرش آنچه ممکن است می باشد
19:49
از غذا
19:51
و مستقیماً وارد دنیا می شود
19:53
خرید خود نیاز دارد
19:55
حتی اگر کسی را داشته باشد که برایش کافی باشد
19:57
دری برای به دست آوردن یک مرد
20:01
کار او با دست خودش است
20:04
از عایشه رضی الله عنها
20:06
او گفت
20:08
زمانی که ابوبکر صدیق به جانشینی منصوب شد
20:10
او گفت
20:12
مردم من پیشه من نبودند
20:14
شما نمی توانید خرج خانواده من را تامین کنید
20:16
و من درگیر یه چیزی بودم
20:18
مسلمانان
20:20
خانواده ابوبکر غذا می خورند
20:22
از این پول
20:24
و من در آن برای مسلمانان حرفه ای هستم
20:26
نظر در حدیث
20:29
او به عنوان جانشین منصوب شد
20:31
یعنی خلافت را به عهده گرفت
20:33
کاردستی من
20:35
کاردستی و حرفه ای بودن
20:37
کسب درآمد
20:39
او قادر به تأمین مخارج خانواده من نبود
20:41
یعنی برای من و کسانی که از آنها حمایت می کنم کافی است
20:43
ما به کسی نیاز نداریم
20:45
به دستور مسلمانان
20:47
یعنی با رسیدگی به امور آنها
20:49
چون من جانشین هستم
20:51
خانواده ابوبکر غذا می خورند
20:54
به همین معنی است
20:56
چه کسی موظف است در آن خرج کند؟
20:58
من برای مسلمانان حرفه ای هستم
21:00
یعنی با آنها معامله می کنم
21:02
تا زمانی که به آنها برگردد
21:04
چه کسانی به همان اندازه که خوردند به دست آوردند؟
21:06
یا بیشتر
21:08
یکی از فواید صحبت کردن
21:10
از صحبت کردن سود ببرید
21:13
اون برای کارگر
21:15
برای از بین بردن پیشنهاد پول
21:17
که در آن به اندازه خودش کار می کند
21:19
اگر بالای آن نباشد
21:21
امام حرفش را قطع می کند
21:23
کرایه شناخته شده
21:25
در آن اصحاب رضی الله عنهم
21:27
کسب می کردند
21:29
با دست خود و بیانیه
21:31
چقدر متواضع بودند
21:33
علی المقدم رضی الله عنه
21:37
از رسول خدا
21:39
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
21:41
او گفت
21:43
هیچ کس تا به حال غذا نخورد
21:45
بهتر از خوردن
21:47
از کار دست من
21:49
و پیامبر خدا داود است
21:51
درود بر او باد
21:53
از کار دستم خورد
21:55
نظر در حدیث
21:58
داوود علیه السلام
22:00
از کار دستم خورد
22:02
کار می کرد
22:04
زره از آهن ساخته شده است
22:06
به نص قرآن
22:08
یکی از فواید صحبت کردن
22:10
از صحبت کردن سود ببرید
22:13
کسب درآمد بهتر است
22:15
آنچه انسان با دست خود به دست می آورد
22:17
و القاء وجود دارد
22:19
در مورد تجارت و صنایع دستی
22:21
از ابوهریره رضی الله عنه
22:25
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
22:27
او گفت
22:29
با دیوید راحت باش
22:31
سلام بر او قرآن
22:33
پس دستور داد
22:35
با حیواناتش او را زین می کند
22:37
پس قرآن می خواند
22:39
قبل از اینکه حیواناتش زین شوند
22:41
فقط کسانی که با دست کار می کنند غذا می خورند
22:43
نظر در حدیث
22:45
سبک کن
22:47
یعنی سهولت
22:49
بنابراین او زین می کند
22:51
لامپ
22:53
حیوان را زین کنید
22:55
برای سوار شدن
22:58
یکی از فواید صحبت کردن
23:00
از صحبت کردن سود ببرید
23:02
فضیلت تلاوت کلام الله مجید
23:04
افزایش سرعت جایز است
23:06
با خواندن
23:08
برای حفظ و مطالعه
23:10
بیا یه وقت دیگه بهش فکر کنیم
23:12
باب آسانی و فیض
23:16
در خرید و فروش
23:18
واقعا درخواست شده است
23:20
بگذار با عفت طلب کند
23:22
به حق جابر
23:25
بن عبدالله رضی الله عنهم
23:27
که رسول خدا
23:29
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
23:31
او گفت
23:33
خدا مرد بردبار را بیامرزد
23:35
اگر بفروشد
23:37
و اگر بخرد
23:39
و در صورت لزوم
23:41
حدیث
23:44
خدا رحمتش کند
23:46
می شود دعا کرد
23:48
احتمالا اخبار
23:50
متاسفم
23:52
عالیجناب
23:54
مهربانی و بخشش
23:56
درباره سخاوت و سخاوت
23:58
مورد نیاز است
24:00
یعنی بدهی اش را داد
24:03
یکی از فواید صحبت کردن
24:05
از صحبت کردن سود ببرید
24:07
تشویق به استفاده
24:09
فضایل اخلاق در فروش
24:11
او آن را گفت
24:13
و عفو خود را دریافت کردند
24:17
باب: هر که به نظر می رسد خوب است
24:19
عن حذیفه رضی الله عنه
24:21
او گفت
24:23
پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم
24:25
او می گوید
24:27
در میان کسانی که قبل از شما بودند مردی بود
24:29
شاه نزد او آمد
24:31
برای گرفتن روحش
24:33
بنابراین به او گفته شد
24:35
خوبی کردی؟
24:37
گفت نمی دانم
24:39
به او گفته شد
24:41
او گفت
24:43
من چیزی نمی دانم
24:45
با این حال من با مردم بیعت می کردم
24:47
در این دنیا و من به آنها پاداش خواهم داد
24:49
پس به پولساز نگاه کن
24:51
و بر سختی غلبه می کنم
24:53
پس خدا او را وارد کرد
24:55
بهشت
24:57
در یک رمان
24:59
بنابراین من با یک فرد ثروتمند ازدواج می کنم
25:01
و سختی را کم کند
25:03
پس او را بخشید
25:06
نظر در حدیث
25:08
شاه نزد او آمد
25:10
یعنی فرشته مرگ نزد او آمد
25:12
نگاه کن
25:14
یعنی فکر کن و به خاطر بسپار
25:16
من به آنها پاداش می دهم
25:18
یعنی حق را به آنها می دهم
25:21
پس نگاه کن
25:23
یعنی کمی به آن زمان بدهید
25:25
ثروتمندان
25:27
یعنی آن که قادر به انجام آن باشد
25:29
و می گذرم
25:31
یعنی از جهت ضرورت و برآورده می بخشم
25:33
ورشکسته
25:35
کسی که نمی تواند بدهی را بازپرداخت کند
25:37
یکی از فواید صحبت کردن
25:39
از صحبت کردن سود ببرید
25:42
از کثرت رحمت خداوند متعال است
25:44
و لطف او
25:46
گناهان را می بخشد
25:48
با کمترین خوبی
25:50
برای بنده وجود دارد
25:52
ارائه اخلاص
25:54
در آن، بنده پس از مرگش مسئول است
25:56
مقداری حساب
25:58
و توسط ما آغاز شد
26:00
او برای ما به راه افتاد
26:02
اگر خلاف قانون ما نباشد
26:04
جزئیات وجود دارد
26:08
باب: هر که به نظر ورشکسته می آید
26:10
از ابوهریره
26:12
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
26:14
او گفت
26:16
مرد بدهکار بود
26:18
مردم
26:20
در رمان یک تاجر
26:22
پس می گفت: «فتا».
26:24
اگر ورشکسته بیایید
26:26
پس از آن چشم پوشی کرد
26:28
شاید خداوند متعالی کند
26:30
درباره ما
26:32
گفت: خدا را ملاقات کن.
26:34
پس از آن چشم پوشی کرد
26:37
نظر در حدیث
26:39
دو دست
26:41
یعنی فروش نسیه مردم
26:43
شلغم
26:45
یعنی نوکر و کارگر او
26:47
یکی از فواید صحبت کردن
26:49
از صحبت کردن سود ببرید
26:52
این پنالتی است
26:54
از نوع کار
26:56
فروش با شرایط معوق جایز است
26:58
تحمل را تشویق می کند
27:00
در خرید و فروش
27:02
این شامل مشروعیت آژانس است
27:04
سپس فصل
27:08
بین پدرم رنج کشیدم
27:10
شوخی کردیم و به هم نصیحت کردیم
27:12
از حکیم بن حزام
27:14
گفت خداوند از او راضی باشد
27:16
رسول خدا فرمود
27:18
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
27:20
البی از خیار رنج می برد
27:22
مگر اینکه پراکنده شود
27:24
یا گفت
27:26
تا زمانی که پراکنده شود
27:28
اگر صادق و واضح باشند
27:30
درود بر آنها که آنها را فروختند
27:32
حتی اگر پنهان باشند
27:34
و یک دروغ
27:36
باراکا فروش آنها را لغو کرد
27:39
نظر در حدیث
27:41
البی آسیب دید
27:44
یعنی فروشنده و خریدار
27:46
با خیار
27:48
یعنی بین امضا و فسخ بیع
27:50
مگر اینکه پراکنده شود
27:52
یعنی با بدن ها
27:54
شفاهی گفته شد
27:56
و بین
27:58
یعنی نقص معامله را نشان داد
28:00
برک
28:02
یعنی سود کالا و افزایش قیمت
28:04
محتاطانه
28:06
یعنی نقص معامله را پنهان کنید
28:08
حق با من بود
28:10
راست میگه
28:12
کاهش و از بین رفتن نعمت
28:14
یکی از فواید صحبت کردن
28:16
از صحبت کردن سود ببرید
28:19
این نصیحت مسلمانان است
28:21
واجب
28:23
این اصل معاملات است
28:25
تقلب را ممنوع می کند
28:27
و فریب در معاملات
28:29
امور مالی و دیگران
28:31
و شامل معامله می شود
28:33
بر خلاف قصد
28:35
نعمت فروش حق است
28:37
آنچه تاجر قصد دارد افزایش و رشد است
28:43
فصل فروش خرما مخلوط
28:45
از ابوسعید
28:47
گفت خداوند از او راضی باشد
28:49
ما داشتیم زندگی میکردیم
28:51
جمع را پاس کنید
28:53
مخلوطی از خرما است
28:55
دو تا سا به یک سا می فروختیم
28:57
پیامبر فرمود
28:59
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
29:01
نه یکی برای دیگری
29:03
نه دو درهم
29:05
یک درهم
29:08
نظر در حدیث
29:10
گیج شده
29:12
انواع خرما است
29:14
پراکنده
29:16
نه یکی برای دیگری
29:18
یعنی دو سا را به یک سا نفروخت.
29:20
چون تمام تاریخ ها
29:22
جنس مجرد
29:24
نه دو درهم
29:26
درهم نقره
29:29
یکی از فواید صحبت کردن
29:31
از صحبت کردن سود ببرید
29:33
افتراق جایز نیست
29:35
در یک جنسیت
29:37
پول ربوی
29:39
حاوی خوب و بد است
29:41
در این بخش نیز