از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 88 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (88) | نامه شرکت، سپس نامه رهن و آزادسازی

◉ 0 بازدید ⏱ 28:54 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 درب
0:18 آیا در بخش قرعه کشی می شود و سهمی در آن وجود دارد؟
0:22 عن النعمان بن بشیر رضی الله عنهم
0:26 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
0:30 مانند کسی که به حدود الهی پایبند باشد و در آن قرار گیرد
0:35 در یک رمان
0:36 گریس
0:38 مثل مردمی که در کشتی سهام گرفتند
0:41 برخی از آنها به بالا و برخی به پایین برخورد می کنند
0:46 سپس کسانی که در پایین آن بودند از آب بیرون کشیدند
0:50 از بالای سرشان گذشتند
0:53 در یک رمان
0:54 بنابراین آنها از او آسیب دیدند
0:56 پس تبر گرفت و شروع کرد به ضربه زدن به ته کشتی
1:00 نزد او آمدند و گفتند
1:02 مال شما چیه؟
1:04 او گفت
1:05 تو به من صدمه زدی
1:06 من باید آب داشته باشم
1:09 و گفتند
1:11 اگر در قید خود تخلف کرده بودیم
1:14 ما به کسانی که بالای سرمان بودند آسیبی نرساندیم
1:16 اگر آنها را رها کنند و آنچه را که می خواهند انجام دهند، همه هلاک می شوند
1:21 در یک رمان
1:22 اگر او را رها کنند، او و خودشان را نابود می کنند
1:26 حتی اگر آن را در دستان خود بگیرند
1:29 همه ما زنده ماندیم
1:31 نظر در حدیث
1:35 بر اساس حدود خدا
1:38 منظور چیست؟
1:40 امر به معروف و نهی از منکر
1:43 واقعیت در آن
1:45 یعنی مجرم
1:47 آنها کمک کردند
1:49 یعنی رای دادند
1:50 پس هر کدام یک تیر گرفتند
1:53 یعنی سهم
1:55 شکستیم
1:56 یعنی در پایین آن شکاف و روزنه ای ایجاد کردیم
2:00 ما صدمه دیدیم
2:01 یعنی تازگی
2:03 آنها را ترک می کنند
2:04 یعنی دعوتشان می کند
2:06 آن را در دست گرفتند
2:08 یعنی به زور جلوی آنها را گرفتند
2:11 یکی از فواید صحبت کردن
2:15 از صحبت کردن سود ببرید
2:17 قرعه کشی برای هرکسی که خواهان انصاف در تقسیم بین شرکا باشد سنت است
2:22 مثال زدن از واقعیت جایز است
2:27 این شامل شکنجه عمومی برای گناهان خصوصی است
2:30 مستحق عذاب با ترک نهی از منکر با توانایی
2:35 حدیث دلالت بر این دارد که همسایه باید در مقابل هر آسیبی که از سوی همسایه به او وارد می شود صبور باشد
2:42 ترس بدتره
2:44 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
2:51 باب شرکت یتیم و وارثان
2:54 عروة بن الزبیر
2:57 از عایشه از سخنان خداوند متعال پرسید
3:00 و اگر ترسیدی که به یتیمان نیکی نکنی
3:04 او در روایتی گفت
3:07 مردی یتیمی داشت، پس با او ازدواج کرد
3:11 و او ذوقی داشت
3:13 آن را روی خود نگه داشته بود
3:15 او چیزی از خودش نداشت
3:18 پس رفتم پایین
3:20 گفت: پسر خواهرم.
3:22 این یتیم در دامان سرپرست خود خواهد بود
3:26 پولش را به اشتراک بگذار
3:28 پول و زیبایی او را دوست دارد
3:31 قیمش می خواهد با او ازدواج کند
3:34 بدون اینکه مهریه اش را بشکند
3:37 همان طور که او را به دیگران می دهد به او می دهد
3:40 بنابراین آنها از ازدواج با آنها منع شدند
3:44 مگر اینکه برایشان کوتاه بیایند
3:46 و در مهریه به بالاترین سن خود می رسند
3:51 به آنها دستور داده شد که با هر چه زنان غیر از خودشان راضی هستند، ازدواج کنند
3:56 عایشه گفت
3:58 مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال کردند
4:02 بعد از این آیه
4:04 پس خداوند نازل کرد
4:06 و از تو درباره زنان فتوا می خواهند
4:09 عایشه گفت
4:11 و خداوند متعال در آیه دیگر می فرماید
4:14 و شما می خواهید با آنها ازدواج کنید
4:18 آرزوی یکی از شما برای یتیمش
4:20 وقتی کمبود پول و زیبایی دارید
4:23 او گفت
4:25 آنها را از ازدواج زنان یتیم با کسانی که مال و زیبایی آنها را می خواستند منع کردند
4:30 به جز اقساط
4:32 به دلیل تمایل آنها به آنها
4:34 اگر فاقد پول و زیبایی هستند
4:38 در یک رمان
4:40 وقتی هم که بخواهند آن را رها می کنند
4:43 در صورت تمایل حق ازدواج با او را ندارند
4:47 مگر اینکه تمام مهریه را قسطی به او بدهند
4:50 و به او حق می دهند
4:52 نظر در حدیث
4:55 و اگر ترسیدید که نسبت به یتیمان انصاف نکنید
4:59 یعنی اگر می ترسی که نسبت به زنان یتیم عدالت نکنی
5:03 که تحت صلاحیت شماست
5:05 و ترسیدی که عدالتشان را ادا نکنی
5:08 چون شما آنها را دوست ندارید
5:10 پس به دیگران تغییر دهید
5:13 در دامان سرپرست او
5:15 یعنی تحت صلاحیت او
5:17 شما او را درگیر می کنید
5:18 یعنی او حق دارد به پول او
5:20 بدون اقساط
5:22 یعنی اصلاح نشده است
5:24 و در مهریه به بالاترین سن خود می رسند
5:28 یعنی مهریه کامل را به آنها تحمیل می کنند
5:32 چه خوبه براشون
5:34 یعنی هر چی که انتخاب کردی
5:36 آنهایی که بدهی و پول دارند
5:38 زیبایی، نسب و نسب
5:41 و خصوصیات دیگری که خواستار ازدواج آنهاست
5:46 غیر از آنها
5:47 یعنی غیر از یتیمان تحت سرپرستی شما
5:51 فتوا خواستند
5:53 رفراندوم
5:54 سوال کننده از این مقام مسئول خواست تا حکم قانونی در مورد فردی را که مسئولیت دارد توضیح دهد
6:00 و شما می خواهید با آنها ازدواج کنید
6:03 یعنی دوست دارید با آنها ازدواج کنید
6:06 یا در ازدواجشان
6:08 بصورت اقساطی
6:09 یعنی با عدالت
6:11 مزه کرد
6:12 یعنی درخت خرما
6:13 و گفته شد
6:14 منظور شما یک دیوار است
6:16 یکی از فواید صحبت کردن
6:19 از صحبت کردن سود ببرید
6:22 امر به رفتار با ضعیفان اعم از یتیمان و نوزادان از روی اهتمام به آنان
6:27 و از تضییع حقوق آنها بپرهیزید
6:30 بیان می کند که پول و زیبایی از جمله ویژگی هایی است که منجر به ازدواج می شود
6:35 حدیث دلالت دارد که مهریه در صورت گرانی به زن تعلق می گیرد
6:41 و او طبق قرارداد مالک آن است
6:44 فضیلت عدالت و انصاف را در همه امور تبیین می کند
6:48 و در امور محفوظ مهریه معادل محسوب می شود
6:52 حاوی جواز ازدواج با یتیمان قبل از بلوغ است
6:56 چون بعد از بلوغ درست نیست
7:00 باب اشتراک در طعام و چیزهای دیگر
7:05 از زهرا بن معبد
7:08 از جدش عبدالله بن هشام
7:11 پیغمبر صلی الله علیه و آله را متوجه شده بود
7:15 مادرش زینب بن حمید او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد.
7:21 گفت یا رسول الله بیعت کن
7:25 گفت جوان است
7:28 سرش را پاک کرد و برایش دعا کرد
7:30 در روایتی برای همه خانواده خود یک گوسفند قربانی می کرد
7:36 و عن زهرا بن معبد
7:39 او پدربزرگش عبدالله بن هشام را برای خرید غذا به بازار می برد
7:45 ابن عمر و ابن الزبیر رضی الله عنه او را ملاقات می کنند
7:50 پس به او می گویند: به ما بپیوند
7:53 پیامبر صلی الله علیه و آله برای شما دعای خیر کرده است
7:58 پس به آنها ملحق می شود و شاید به میت همان گونه که هست ضربه بزند
8:03 او را به خانه می فرستد
8:07 نظر در حدیث
8:09 با اسلام بیعت کرد
8:14 با برکت و برکت و فراوانی و استمرار خیر
8:19 پس با آنها شریک می شود یعنی آنها را در آنچه خریده با خود شریک می کند
8:24 شاید هر سودی نصیب متوفی شود
8:28 همانطور که هست، در کل آن
8:31 پس می فرستد یعنی می فرستد
8:35 یکی از فواید صحبت کردن
8:39 از صحبت کردن سود ببرید
8:42 شرح کمال رأفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:46 با پسرها
8:48 شامل ترک بیعت با کسانی است که به سن بلوغ نرسیده اند
8:51 بیعت با نوجوانی که حاضر به جنگ باشد جایز است
8:55 این شامل مشروعیت ورود به بازار برای گرفتن حقوق بازنشستگی است
9:00 طلب برکاتی که در نص ثابت شده جایز است
9:04 این در مورد مکان ها، زمان ها و افراد صدق می کند
9:08 و ثابت شده است که همنشینی برای جوان است
9:11 اگر چیزی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بفهمد
9:15 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
9:18 در مورد نقابه عبدالله بن هشام رضی الله عنه آمده است
9:23 در تجارت نعمت است
9:26 درخواست از شرکت جایز است
9:29 البخاری گفت
9:31 اگر مردی به مردی بگوید
9:33 من را درگیر کن
9:36 او شریک نیمه اوست
9:38 کتاب رهن
9:43 رهن عبارت است از توقیف مال توسط طلبکار
9:47 در صورت عدم امکان پرداخت بدهی خود را از آن وصول کند
9:51 فصل در گرو گذاشتن سلاح
9:55 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
10:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
10:04 میل کعب بن الاشراف
10:06 زیرا او به خدا و رسولش آسیب رسانده است
10:10 سپس محمد بن مسلمه برخاست و گفت
10:13 ای رسول خدا
10:15 من دوست دارم او را بکشم
10:17 گفت بله
10:19 گفت برای من تحقیر آمیز است که چیزی بگویم
10:23 گفت: بگو.
10:25 در رمانی که ساخته بودم
10:28 محمد بن مسلمه نزد او آمد و گفت
10:32 این مرد از ما در مورد صداقتش پرسیده است
10:35 و او از ما مراقبت کرده است
10:37 من آمده ام تا از شما وام بخواهم
10:40 همچنین گفت: به خدا قسم از او خسته می شوید.
10:45 گفت: ما دنبال کردیم.
10:48 ما دوست نداریم او را ترک کنیم تا زمانی که اتفاقی برای او می افتد
10:54 می خواستیم یکی دو وقس از قبل به ما قرض بدهید
10:58 و او گفت بله
11:00 منو گرو بزن
11:02 هر چی بخوای گفت
11:05 فرمود: همسرانت را به من گرو بگذار
11:08 گفت: چگونه زنان خود را نزد تو رهن کنیم در حالی که تو زیباترین عرب هستی؟
11:13 گفت: از فرزندانت به من گرو بده.
11:17 فرمود: چگونه فرزندان خود را در رهن تو بگذاریم؟
11:20 یک نفر فحش می دهد و به او می گویند
11:23 رهن یک یا دو وسق
11:26 این مایه شرمساری ماست
11:28 اما ما ملت را به شما تعهد می دهیم
11:31 پس به او قول داد که نزد او بیاید
11:33 آنگاه ابونائله شبانه نزد او آمد
11:36 او برادر کعب از طریق شیر دادن است
11:39 پس آنها را به قلعه دعوت کرد
11:41 پس نزد آنها رفت
11:43 و همسرش به او گفت
11:45 این ساعت از کجا بیرون می آید؟
11:47 گفت: محمد بن مسلمه است
11:51 و برادرم ابونائله
11:53 گفت صدایی می شنوم که انگار خون از آن می چکد
11:59 گفت: او برادر من محمد بن مسلمه است
12:02 و بچه ابونائله
12:04 اگر یک شخص سخاوتمند را به چاقو در شب دعوت می کردند، او پاسخ می داد
12:09 گفت: و محمد بن مسلمه با ابوعباس بن جبر وارد می شود.
12:15 و الحارث بن اوس
12:17 و عباد بن بشر
12:19 گفت اگر آمد
12:22 با موهایش می گویم بویش را می دهم
12:25 اگر ببینی می توانم سرش را بگیرم
12:28 پس اونو بزن
12:30 او یک بار گفت
12:32 بعد بوی تو را می دهم
12:34 پس با روسری نزد آنها رفت
12:36 او رایحه عطر را متصاعد می کند
12:39 گفت: امروز ندیدم که بوی خوبی داشته باشی.
12:43 کدام بهتر است
12:45 گفت: من خوشبوترین زنان عرب و کاملترین زن عرب را دارم.
12:50 گفت: اجازه می دهی سرت را بو کنم؟
12:54 گفت آره و بو کرد
12:57 آن را بو کن
12:59 سپس بوی اصحابش را می دهم
13:01 سپس فرمود: اجازه دارم؟
13:04 او گفت بله، وقتی توانست این کار را انجام دهد
13:07 گفت: «بی تو» پس او را کشتند
13:11 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و به او خبر دادند
13:17 نظر در حدیث
13:21 از کعب بن الاشراف
13:23 هر کس جرات کند او را بکشد
13:26 کعب بن الاشراف یکی از رهبران یهودیان بود
13:29 او شاعری بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش را طنز می گفت.
13:35 مشرکان را به جنگ با مسلمانان تحریک می کرد
13:39 او در این شعر شعر می خواند
13:41 پس به من اجازه داد چیزی بگویم
13:44 منظور چیست؟
13:46 به من اجازه ده تا در مورد تو صحبت کنم تا آنها را فریب دهم
13:49 منظور از مرد، پیامبر صلی الله علیه و آله است
13:54 ما خسته شده ایم
13:57 من از شما قرض می خواهم، یعنی وام می خواهم
14:01 حوصله اش سر می رود، یعنی حوصله اش سر می رود
14:05 ما از آنچه او آورد پیروی کردیم
14:09 بگذار آن را ترک کنیم
14:12 به واق شصت صاع داد.
14:15 برابر با صد و پنجاه کیلوگرم است
14:19 رهنم کن، یعنی رهن بده تا به وفای یقین پیدا کنم
14:24 تو زیباترین عرب در هر تصویری هستی
14:28 زنان تمایل دارند جذاب تر باشند
14:31 دشنام می شود، یعنی با آن ناسزا و نفرین می شود
14:36 لمه به معنای سپر است و گفته شد که سلاح
14:40 و ملت جنگ ابزار خود را دارد
14:43 پس قول داد، یعنی برای مدت معینی با او موافقت کرد
14:47 صدایی می شنوم که انگار خون از آن می چکد
14:51 یعنی صدایش صدای خونخواه است
14:54 یا صدای کسی که خون ریخت
14:57 اگر یک شخص سخاوتمند را به چاقو در شب دعوت می کردند، او پاسخ می داد
15:01 مانند سخاوت شدید
15:04 حتی اگر مایع در شب وارد شود
15:07 سخاوتمند به او پاسخ خواهد داد
15:09 حتی اگر جواب مرگ او باشد
15:12 گفت با موهایش، یعنی با موهایش جذاب
15:16 سرش را گرفتم
15:19 یعنی سرش را گرفتم که نتواند دور شود
15:23 من تو را بو می کنم، یعنی می توانی آن را بو کنی
15:27 لباس و اسلحه اش را پوشیده است
15:32 بوی عطر از آن متصاعد می شود
15:34 یعنی بوی عطر می دهد
15:37 کاملترین اعراب یعنی زیباترین آنها
15:41 آیا می توانم اجازه و اجازه بگیرم؟
15:45 بدون تو، یعنی او را با شمشیرهایت ببر
15:49 آمدند، آمدند
15:52 یکی از فواید صحبت کردن
15:56 از صحبت کردن سود ببرید
15:58 جواز مخالفت از روی ضرورت
16:01 و قرار گرفتن در معرض با کلمات درونی واقعی است
16:05 مخاطب غیر از این می فهمد
16:08 این در جنگ و جاهای دیگر جایز است
16:11 مگر اینکه با حق قانونی منع شده باشد
16:14 بیانگر این است که عبادات و آداب دینی خسته کننده است
16:18 اما از رضای خدای متعال خسته شده بود
16:22 او برای ما محبوب است
16:24 معنای ظاهری حدیث این است که دروغ در جنگ را جواز می دهد
16:29 این شامل جواز رفتار با یهودی به نحوی است که شرعاً مجاز است
16:33 بیع و رهن و مانند آن
16:36 رهن دادن اسلحه به غیر مسلمانان جایز است
16:40 برخلاف ارتش
16:42 کاری که محمد بن مسلمه رضی الله عنه انجام داد، فریبکاری بود
16:47 حدیث بر جواز رهن در شهرها دلالت دارد
16:51 می‌گوید هر که به خدا و رسولش آزار دهد، خونش حلال است و امنیت ندارد
16:57 ترسو بودن یهودیان و استحکامات آنها با قلعه ها را توضیح می دهد
17:01 با ضرورت خیانت و خیانت
17:04 حاوی مشروعیت اعلام هلاکت کافر محارب و مضر است.
17:12 درب
17:37 نظر در حدیث
17:43 منظورم این است که اگر پشتی باشد سوار می شود
17:46 به خرج او، یعنی در مقابل خرج او
17:50 و شیر بزرگتر
17:52 مراد از شیر پستان است
17:55 یکی از فواید صحبت کردن
17:59 از صحبت کردن سود ببرید
18:01 ممکن است راهن به نسبت مخارج از طریق شیردوشی و سواری از رهن منتفع شود
18:07 حديث دلالت دارد بر اينكه تأخير در منافع مال مرهون جايز نيست.
18:13 یعنی احکام حقوقی مبتنی بر عدالت است
18:16 عدالت یک هدف مطلوب است
18:21 باب: اگر مرتهن و مرتهن اختلاف داشته باشند و مانند آن
18:24 مدارک بر عهده شاکی است
18:27 سوگند بر متهم تحمیل می شود
18:31 عن ابن ابی مالکی
18:33 دو زن در خانه یا اتاقی در حال منجوق زدن بودند
18:38 یکی از آنها با سوراخی در کف دستش بیرون آمد
18:43 بنابراین او ادعای دیگری کرد
18:45 پس به ابن عباس تسلیم شد
18:47 ابن عباس گفت
18:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
18:53 اگر مردم طبق ادعایشان داده می شد
18:55 چون خون مردم و پولشان رفته است
18:59 خدا را به او یادآوری کن
19:01 و در مورد آن مطالعه کردند
19:03 کسانی که با عهد خدا خرید می کنند
19:06 به او یادآوری کردند و او اعتراف کرد
19:09 ابن عباس گفت
19:11 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
19:14 سوگند به متهم
19:17 نظر در حدیث
19:21 می دوزی، یعنی می دوزی
19:24 در اتاق مورد نظر، در یک مکان جداگانه
19:29 گذاشتمش کف دستم
19:32 یعنی چاقو به کف دستش زدند
19:34 مته ای که استفاده می کند از طرف دیگر بیرون آمد
19:40 پس به ابن عباس تسلیم شد
19:42 نظرسنجی در این مورد نیست
19:44 رفراندوم نوشته شد
19:47 خدا را به او یادآوری کن
19:49 یعنی از سوگند دروغ می ترسیدند
19:52 کسانی که با عهد خدا خرید می کنند
19:56 یعنی کسانی که دنیا را با دین می خرند
19:59 و با ایمان کاذب به آن می رسند
20:03 برای این افراد، خشم خدا به خاطر آنها شده است
20:06 مجبور شدند او را مجازات کنند
20:08 پس اعتراف کردم
20:10 یعنی من قبول کردم
20:12 یکی از فواید صحبت کردن
20:16 از صحبت کردن سود ببرید
20:18 ترساندن مخالفان
20:20 و خدا را به آنها یادآوری کن
20:22 و آنها را به گونه ای که مناسب شرایط است موعظه کنید
20:25 حدیث بر فضیلت صداقت و نهی از دروغ دلالت دارد
20:30 بررسی امور و دعاوی ضروری است
20:36 کتاب رهایی
20:39 رهایی عبارت است از حذف مال از بنده
20:45 فصل رهایی و فضایل آن
20:47 و حق تعالی فرمود
20:49 باز کردن گردن
20:51 از ابوهریره
20:53 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
20:56 هر که برده مسلمانی را آزاد کرد
20:59 خدا مرا آزاد کرد
21:01 در یک رمان
21:02 خدا نجات داد
21:04 هر عضوی از او عضوی از آتش است
21:07 تا تسکین او با تسکین او
21:11 نظر در حدیث
21:14 گردن
21:15 هر غلام یا مادرش
21:17 ذخیره کنید
21:19 یعنی زنده ماند و نجات پیدا کرد
21:22 یکی از فواید صحبت کردن
21:25 از صحبت کردن سود ببرید
21:27 استعاره ها ممکن است از نوع آثار باشند
21:31 پس رهایی بخش بنده مجاز به رهایی از جهنم است
21:36 بیان می کند که آزاد کردن مسلمان بهتر از آزاد کردن کافر است
21:40 حدیث دلالت دارد که اهل توحید برای همیشه در جهنم نمی مانند
21:47 درب
21:48 کدام گردن بهتر است؟
21:50 از ابوذر رضی الله عنه گفت
21:55 از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم
21:58 کدام کار بهتر است
22:00 او گفت
22:01 ایمان به خدا
22:03 و به خاطر او مبارزه کنید
22:05 گفتم
22:06 کدام گردن بهتر است؟
22:09 او گفت
22:10 بالاترین قیمت و بهترین ارزش را برای مردمش دارد
22:14 گفتم
22:15 اگر این کار را نکنم
22:17 او گفت
22:18 یک فرد گمشده را تعیین کنید یا احمق کنید
22:22 او گفت
22:23 اگر این کار را نکنم
22:25 او گفت
22:26 مردم را از شر می خواند
22:28 صدقه ای است که به خودت می دهی
22:33 نظر در حدیث
22:37 بالاترین قیمت، یعنی گران ترین
22:41 و روحش در کنار خانواده اش
22:43 یعنی بیشتر مورد علاقه مردمش است به دلیل عشقی که به آن دارند
22:48 زیرا رهایی چنین شخصی اغلب صرفاً اتفاق می افتد
22:53 اگر این کار را نکنم
22:54 یعنی اگر نتوانم این کار را انجام دهم
22:57 تو آدم گمشده ای هستی
22:59 آنچه شما می خواهید کمک به یک فقیر است
23:02 زیرا او از فقر و وابستگی بی بهره است
23:06 دست و پا چلفتی بودن
23:07 یعنی اوست که هیچ صنعتگری در دست او نیست
23:10 این صنعت را بهبود نمی بخشد
23:12 اجازه دهید
23:13 یعنی ترک کن
23:15 یکی از فواید صحبت کردن
23:18 در حدیث، جهاد بهترین کار بعد از ایمان است
23:24 در روایات در پاسخ به بهترین اعمال اختلاف است
23:29 اما با توجه به تفاوت سؤال کنندگان و آنچه که مناسب موقعیت است
23:34 بررسی خوبی از سوال است
23:37 شامل صبر مفتی و استاد نسبت به سوال کننده و شاگرد و مهربانی او با آنهاست.
23:43 این نشان می دهد که اعمال بر اساس شرایط و نیات متفاوت است
23:48 این شامل تشویق به نفع مردم و مهربانی با آنها است
23:52 باب اشتباهات و نسیان در مورد رهایی و طلاق و مانند آن
23:59 هیچ رهایی جز به خاطر خدا نیست
24:02 از ابوهریره آن را مطرح می کند. او گفت:
24:06 خداوند آنچه را که امت من از دست داده اند نادیده گرفته است
24:11 یا این اتفاق برای خود آنها افتاده است
24:13 در یک رمان
24:15 صدور آن
24:17 مگر اینکه عمل کنید یا صحبت کنید
24:20 نظر در حدیث
24:23 از هر بخششی دوری کن
24:27 زمزمه کردن یا زمزمه کردن
24:30 تردید در مورد چیزی در روح بدون اینکه از آن اطمینان حاصل شود و با آن تسویه حساب شود
24:35 یکی از فواید صحبت کردن
24:38 از صحبت کردن سود ببرید
24:41 یکی از ویژگی های این ملت این است که مسئولیت خودگویی را بر عهده نمی گیرد
24:46 در آن، هر کاری که خود شخص انجام داده است، کاری است که تصور می کند انجام خواهد داد
24:52 تا زمانی که این کار را نکند مورد بخشش خداوند متعال قرار می گیرد
24:57 باب: اگر مردی به بنده خود بگوید
25:02 او از آن خداست و قصد رهایی دارد
25:05 و شهادت در مورد رهایی
25:07 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
25:12 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
25:16 در راه گفتم
25:18 چه شب سخت و طولانی
25:21 چون از دایره کفر است رستگار می شوم
25:25 گفت: در راه از پسری برای من دریغ کن.
25:29 گفت: وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
25:34 با او بیعت کردم
25:36 در حالی که من با او بودم
25:38 وقتی پسر ظاهر شد
25:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
25:44 ای ابوهریره این پسر توست
25:48 گفتم: برای رضای خدا آزاد است.
25:51 بنابراین او را آزاد کردم
25:53 نظر در حدیث
25:57 دردسرش، یعنی خستگی و سختی اش
26:01 سراى كفر سراى جنگ است
26:04 خانه مشخص تر از خانه است
26:07 و در راه برای من بنده ای بگذار
26:10 یعنی هر کدام از ما از دوست خود دور شده ایم
26:14 پسرک بیرون آمد
26:16 یعنی ظاهر شد و آمد
26:18 به خاطر خدا
26:19 یعنی مخلص به خداوند متعال
26:22 یکی از فواید صحبت کردن
26:25 از صحبت کردن سود ببرید
26:28 مطلوبیت رهایی با رسیدن به امید و رستگاری از آنچه بیم است
26:33 حاوی فضیلت هجرت به سوی خدا و رسول او صلی الله علیه و آله است
26:39 فصل فروش وفاداری و بخشش آن
26:44 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
26:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن نهی کرد
26:51 درباره فروش وفاداری و بخشش آن
26:54 نظر در حدیث
26:57 وفاداری، یعنی حق ارث رهایی یافته از قدیم
27:03 هدیه او
27:04 هدیه یک هدیه بدون بازگشت است
27:08 یکی از فواید صحبت کردن
27:12 از صحبت کردن سود ببرید
27:14 وفاداری مثل نسب است
27:16 با حذف از بین نمی رود
27:18 بیانگر این است که هر رفتاری خلاف شرع است
27:22 در عزل شاه به او توجه شود
27:25 فصل: اگر برادر یا عموی مردی اسیر شود
27:31 آیا اگر مشرک باشد نجات پیدا می کند؟
27:35 عن انس رضی الله عنه
27:37 عده ای از انصار از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستند
27:43 و گفتند
27:44 به ما اجازه دهید
27:46 دیه عباس پسر خواهرمان را بگذاریم
27:50 و او گفت
27:51 از او درهم نخواهید
27:54 در یک رمان
27:55 به خدا نمی روید
27:59 نظر در حدیث
28:02 بگذار برویم، یعنی برویم
28:05 رستگاری او
28:06 باج مقدار پولی است که برای آزادی یک زندانی داده می شود
28:10 نرو، ترک نکن
28:14 یکی از فواید صحبت کردن
28:18 او از گفتگو سود برد
28:20 شرح شدت محبت انصار رضی الله عنهم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
28:27 لذا می خواستند به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شوند
28:32 با ترک فدیه عباس رضی الله عنه
28:36 مشتمل بر خوش اخلاقی صحابه رضی الله عنه با پیامبر صلی الله علیه و آله است.
28:42 همین را گفتند
28:44 پسر خواهرمون
28:46 نگفتند دایی