متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم مرکز مطالعات و تحقیقات بشردوستانه ایفادا خلاصه ای از صحیح البخاری را ارائه می کند.
0:16
کتاب زکیوس
0:19
کتاب زکات بعد از کتاب نماز ذکر شده است
0:23
از آنجا که زکات عامل سوم ایمان است
0:27
دوم نماز در قرآن و سنت است
0:30
باب وجوب زکات
0:35
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
0:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:42
به معاذ بن جبل هنگامی که او را به یمن فرستاد
0:46
شما به عنوان اهل کتاب خواهید آمد
0:50
پس اگر به سراغ آنها بیایید
0:51
پس آنها را به شهادت دعوت کن
0:53
که معبودی جز خدا نیست
0:56
و اینکه محمد رسول خداست
0:59
در این کار از شما اطاعت کردند
1:02
در یک رمان
1:03
اولین کاری که به آن فراخوانده می شوند عبادت خدا باشد
1:08
اگر خدا را بشناسند
1:10
و در یک رمان
1:12
بگذارید اولین چیزی باشد که آنها را به اتحاد با خدای متعال دعوت می کنید
1:17
پس به آنها گفت که خداوند آن را بر آنها تحمیل کرده است
1:20
پنج نماز در هر شبانه روز
1:24
در این کار از شما اطاعت کردند
1:27
پس به آنها گفت که خداوند صدقه را بر آنها واجب کرده است
1:32
در یک رمان
1:33
زکات
1:34
از ثروتمندترین آنها گرفته شده است
1:36
پس شما به فقرای آنها پاسخ می دهید
1:39
در این کار از شما اطاعت کردند
1:42
مراقب ثروت سخاوتمندانه آنها باشید
1:46
در یک رمان
1:47
پس آنها را بگیرید و انتظار داشته باشید
1:50
از ندای مستضعفان بترسید
1:53
بین او و خدا حجابی نیست
1:58
نظر در حدیث
2:01
در این کار از شما اطاعت کردند
2:03
یعنی دو شهادت را تولید کند
2:06
بر آنها تحمیل شد
2:08
یعنی یک فرض ضروری
2:10
خیریه
2:12
یعنی زکات واجب
2:14
نگران نباشید
2:15
یعنی مراقب باشید و مراقب باشید
2:18
و پول گرانبهاشون
2:20
یعنی پول گرانبها
2:22
و گفته شد
2:23
آنچه را که مالک برای خود انتخاب می کند و ترجیح می دهد
2:27
بین او و خدا حجابی نیست
2:30
یکی از فواید صحبت کردن
2:33
حدیث دلالت بر قبول خبر یک نفر دارد
2:37
باید روی آن کار کرد
2:40
در حدیث، اولین و مهمترین چیزی که مردم به آن دعوت می شوند، توحید است
2:45
بیانگر این است که کار کسی که به توحید نرسیده است پذیرفته نیست
2:51
در حدیث ذکر شده است که شرط قبولی حسنه است
2:56
اخلاص و پیگیری
2:59
هر دو مورد نیاز دو گواهی هستند
3:01
در حدیث آمده است که نمازهای پنجگانه در هر شبانه روز واجب است
3:07
برخی از آنان دلیل بر جایز نبودن نقل و انتقال زکات از کشور پول را به این حدیث استناد کردند.
3:13
اختلاف نظر وجود دارد
3:15
در حدیث یکی از شروط زکات مال صاحب آن است
3:19
شواهدی وجود دارد که امام برای کسانی که پول دارند پیک می فرستد تا صدقه خود را جمع کنند
3:26
از ابو ایوب الانصاری رضی الله عنه
3:32
که مردی گفت
3:34
ای رسول خدا
3:36
چیزی به من بگو که مرا به بهشت برساند
3:40
و مردم گفتند
3:41
اون پولش رو نداره
3:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:47
پولش را جمع کرد
3:49
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:53
شما خدا را می پرستید و با او مأمور پلیس قرار نمی گیرید
3:56
شما خدا را می پرستید و چیزی را شریک او قرار نمی دهید
4:00
و نماز را بجا آورید
4:02
و زکات می دهی
4:03
و به رحم می رسد
4:05
رها کن
4:07
او گفت
4:08
انگار روی کوهش بود
4:12
نظر در حدیث
4:15
اون پولش رو نداره
4:17
برای پرس و جو
4:18
و برای تاکید تکرار کنید
4:20
و گفته شد
4:21
منظور هر چیزی است که برای او اتفاق افتاده است
4:25
پولش را جمع کرد
4:26
يعنى نياز داشت، پس حاجت خود را پرسيد
4:29
گفته شد حاجتی دارد
4:32
شما خدا را می پرستید
4:33
یعنی اوتیسم او
4:35
و به رحم می رسد
4:37
کراوات خویشاوندی
4:38
مشارکت خویشاوندان در کارهای خیر
4:42
رها کن
4:43
یعنی رها کن و بگذار
4:45
انگار روی کوهش بود
4:48
یعنی گویی پیامبر صلی الله علیه و آله بر شتر او بود
4:53
یکی از فواید صحبت کردن
4:57
در حدیث آمده است که صحابه به کارهای سودمندی که به بهشت می انجامد، علاقه مند بودند
5:02
در آن حاجتمند مکرر آن را ذکر میکند
5:06
حاوی پاسخ محقق به پرسشگر و فرد نیازمند است
5:10
حتی اگر مشغول باشد
5:15
از ابوهریره رضی الله عنه
5:17
که بادیه نشینی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
5:22
و او گفت
5:23
مرا به عملی راهنمایی کن که اگر آن را انجام دهم وارد بهشت شوم
5:28
او گفت
5:29
شما خدا را می پرستید و چیزی را شریک او قرار نمی دهید
5:32
دعاهای کتبی انجام می شود
5:35
زکات واجب پرداخت می شود
5:37
و ماه رمضان را روزه بگیرید
5:40
او گفت
5:41
سوگند به کسی که جان من در دست اوست، بیش از این نمی کنم
5:45
چرا نه؟
5:47
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
5:50
هر که راضی باشد به مردی از اهل بهشت بنگرد
5:54
بگذار به این نگاه کند
5:58
نظر در حدیث
6:01
گفته شد که او بادیه نشین بود، سعد بن الاخرام
6:05
و غیر از این گفته شد
6:07
راهنماییم کن راهنماییم کن
6:10
شما خدا را می پرستید، یعنی با او متحد می شوید
6:13
من از این فراتر نمی روم
6:15
یعنی بر تعهدات مذکور
6:18
چرا نه؟
6:20
یعنی برگرد و برو
6:23
یکی از فواید صحبت کردن
6:26
در حدیث هر که دو شهادت بیاورد
6:29
نماز خواند و نماز خواند و روزه گرفت
6:32
در صورت امکان حج
6:34
وارد بهشت شد
6:36
که در آن صحابه مشتاق دانستن دلایل بهشت بودند
6:41
در آن، سؤال کلید دانش مفید است
6:44
در روایات به مؤمنی که به وظایف خود عمل می کند بشارت وارد بهشت می شود
6:50
قسم خوردن بدون قسم جایز است
6:56
از ابوهریره میگوید:
6:58
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
7:02
ابوبکر را جانشین خود منصوب کرد
7:04
و هر که از عرب کافر شود، کافر شده است
7:06
عمر گفت
7:08
ای ابوبکر
7:09
چگونه با مردم بجنگیم
7:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:15
به من دستور داده شد که با مردم بجنگم تا بگویند معبودی جز خدا نیست
7:22
هر که بگوید معبودی جز خدا نیست
7:25
او مرا از آنچه داشت و خودش محافظت کرد
7:28
جز حقش
7:30
و حساب او نزد خداست
7:32
ابوبکر گفت
7:34
به خدا اگر بین نماز و زکات فرق باشد با ما می جنگم
7:39
زکات حق پول است
7:42
به خدا سوگند اگر آغوشی را از من دریغ می کردند، آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله می دادند.
7:49
در یک رمان
7:51
اگر مرا تحریم کردند،
7:53
من برای جلوگیری از آن با آنها می جنگیدم
7:56
عمر گفت
7:58
به خدا سوگند تنها زمانی بود که دیدم خداوند قلب ابوبکر را به جنگ گشود
8:04
بنابراین می دانستم که این حقیقت است
8:08
نظر در حدیث
8:11
و هر که از عرب کافر شود، کافر شده است
8:13
یعنی دین را رها کرد
8:16
او معصوم بود
8:17
هر ممنوعیتی
8:19
جز حقش
8:20
که اسلام اقتضا کرده است
8:23
و حساب او نزد خداست
8:25
یعنی امری که نزد او محرمانه بود سبحان الله
8:29
ما هم از روی ظاهر قضاوت می کنیم
8:33
فرق نماز و زکات چیست؟
8:35
یعنی واجب است
8:37
و جزء دین است
8:39
اگر جلوی من را بگیرند
8:40
یعنی ندادند
8:42
یک آغوش
8:44
بغل کردن
8:45
ماده یکی از بچههای بز است
8:47
خداوند سینه ابوبکر را توضیح داده است
8:50
یعنی باز و بسط
8:52
وقتی تصمیم گرفت که نظر ابوبکر درست است
8:56
و حق با او بود
8:58
من او را به مبارزه تشویق می کنم
9:00
هدبند
9:02
سربند
9:03
طنابی که بازوی شتر را با آن بسته اند
9:07
یکی از فواید صحبت کردن
9:11
از صحبت کردن سود ببرید
9:13
الزام برای تلفظ دو گواهی کارما
9:16
برای ورود به اسلام
9:18
در آن حکم ظاهر است
9:21
هر کس اسلام را نشان دهد و ارکان اسلام را انجام دهد، از آن خودداری می کند
9:25
در آن اگر چیزی از مسلمانی بیاید
9:28
حکم اسلام مستلزم توجه به آن است
9:31
از قصاص یا مجازات
9:33
یا جریمه آسیب دیده یا چیزی شبیه به آن
9:36
در نظر گرفته شده است
9:38
در حدیث، فضیلت ابوبکر رضی الله عنه بیان شده است
9:42
و دقت درک او
9:43
حدیث دلالت بر حقانیت قیاس دارد
9:47
قسم خوردن بدون قسم جایز است
9:51
در آن ائمه را به کوشا بودن در مصیبت ها ترغیب می کرد
9:55
مناظره علما جایز است
9:58
اگر صحت دارد به گفته صاحبش رجوع شود
10:04
سوره گناه کسی که زکات را باز می دارد
10:08
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
10:11
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
10:15
شترها مثل خودشان به سراغ صاحبشان می آیند
10:19
اگر حق و حقوقش را به او نداد
10:22
با دمپایی روی آن پا می گذارد
10:25
گوسفند به همان خوبی که بود به سراغ صاحبش می آید
10:29
اگر حق او را به او ندهد
10:32
با سم هایش آن را زیر پا می گذارد
10:34
و او را با شاخ هایش گور زد
10:37
در یک رمان
10:39
اگر پروردگار نعمت حق آنها را ندهد
10:42
در روز قیامت بر او مسلط شوید
10:45
صورتش با دمپایی هایش پرید
10:49
و او گفت
10:50
او حق دارد روی آب شیر بخورد
10:54
او گفت
10:55
در یک رمان
10:56
پیامبر صلی الله علیه و آله در میان ما قیام کرد
11:00
پس فریب را ذکر کرد
11:02
پس عظمت و عظمت او
11:05
و هیچ یک از شما روز قیامت با چت نمی آید
11:08
آن را دور گردنش می گیرد و او را شرمنده می کند
11:12
در یک رمان
11:13
خونریزی
11:15
و او می گوید
11:16
ای محمد
11:18
پس من می گویم
11:19
من چیزی برای تو ندارم
11:21
رسیده ام
11:23
در یک رمان
11:25
بر گردن او اسبی با زالزالک است
11:28
او می گوید
11:29
ای رسول خدا کمکم کن
11:32
پس من می گویم
11:33
من چیزی برای تو ندارم
11:36
من به شما رسیده ام
11:38
شتری را نمی آورد که آن را بر گردنش بو دارد
11:43
و او می گوید
11:45
ای محمد
11:46
پس من می گویم
11:47
من از خدا برای شما چیزی ندارم
11:51
رسیده ام
11:53
در یک رمان
11:54
یا تکه های بال بال در گردن او وجود دارد
11:58
و او می گوید
11:59
ای رسول خدا کمکم کن
12:02
پس من می گویم
12:03
من چیزی برای تو ندارم
12:06
من به شما رسیده ام
12:08
نظر در حدیث
12:12
به همان اندازه که خوب بود
12:14
یعنی در قوت و قیمه
12:16
حق اوست
12:17
یعنی زکات آن
12:19
با دمپایی از او اطاعت می کند
12:22
یعنی با پا آن را زیر پا می گذارد
12:24
او را با سم هایش می کوبد
12:27
یعنی پایمالش کن
12:28
و سم برای گوسفندان است
12:30
مثل دمپایی برای شتر
12:31
و پا برای انسان
12:34
او حق دارد روی آب شیر بخورد
12:37
این رسم عرب است
12:38
صدقه دادن شیر به هنگام آمدن دام به آب
12:43
خجالت بکش
12:44
یعنی صدای شاه
12:46
گفته شد که صدای پچ پچ شدید
12:49
ای محمد
12:50
یعنی کمکم کن
12:52
من چیزی برای تو ندارم
12:54
رسیده ام
12:55
یعنی نمی توانم خیالت را راحت کنم
12:58
قضاوت خداوند متعال به شما رسیده است
13:02
فوم
13:03
راغه صدای شتر است
13:06
یکی از فواید صحبت کردن
13:10
در حدیث شواهدی وجود دارد که بر وجوب زکات شتر و گاو و گوسفند دلالت دارد
13:16
برخی از آنها به عنوان دلیل به این حدیث اشاره کردند
13:18
اما شیر دام و میوه درختان حق فقیر و در راه است
13:24
این حق زکات نیست
13:27
در حدیث است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
13:30
او امت خود را از ترک زکات و مجازات آن برحذر داشت
13:34
در قیامت هیچ عذری برای انجام ندادن آن وجود نخواهد داشت
13:38
در آن ثواب از نوع کار است
13:43
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
13:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
13:51
هر کس را خداوند مالی بدهد، زکات آن را نمی دهد
13:55
اموالش در روز قیامت از دست او می رود
13:58
مرد شجاع، دو تا کشمش به او می زنم
14:02
روز قیامت او را احاطه می کند
14:05
در روایتی همنشینش از او می گریزد
14:09
سپس او شکست من را می پذیرد
14:11
یعنی در دهانم
14:13
سپس می گوید: من صاحب تو هستم، من گنج تو هستم.
14:19
در روایتی فرمود
14:21
خداوند از درخواست آن دست برنمی دارد
14:24
تا دستش را دراز می کند و به او غذا می دهد، حوا
14:28
سپس میخواند: «وَ لا تَحْبَرُوا الْبخِلُونَ».
14:33
آیه
14:36
نظر در حدیث
14:39
که خداوند به آنها مال داده است
14:42
هر چیزی که زکات آن لازم است
14:45
مثل پولش
14:46
یعنی از پول هایش عکس گرفت که زکات آن را نداد
14:50
شجاع
14:52
معنی: زندگی کردن
14:55
دو عدد کشمش دارد
14:56
یعنی دو نقطه تیره بالای چشمش
15:00
غیر از این گفته شد
15:02
او را احاطه کرده است
15:04
یعنی یقه ای به گردنش می اندازد
15:07
منظورم از شکست گرایی، با گونه هایم است
15:09
یعنی دو طرف دهان
15:12
و بخیل را مپندار
15:15
یعنی کسانی که دریغ می کنند به آنچه دارند فکر نمی کنند
15:18
از آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده است
15:21
و به آنها نیکی کنید
15:23
به آنها دستور داد تا برای بندگانش کاری کنند که به آنها ضرری نمی رساند
15:27
پس با آن بخیل بودند
15:28
فکر می کردند برایشان خوب است
15:31
بلکه در دین و دنیایشان برای آنها شر است
15:35
یکی از فواید صحبت کردن
15:39
حدیث بر وجوب زکات دلالت دارد
15:42
زیرا تهدید شدید حکایت از آن دارد
15:46
این شامل شواهدی از قلب افراد برجسته است
15:49
این در اختیار خداوند متعال است
15:51
غیر قابل انکار است
15:54
بخل و طمع را محکوم می کند
15:56
در حدیث، بخل از جانب کسانی که حق خود را ادا می کنند، نفی شده است
16:03
باب: آنچه در زکات پرداخت می شود گنج نیست
16:08
از خالد بن اسلم آمده است:
16:11
با عبدالله بن عمر رضی الله عنهم بیرون رفتیم
16:15
گفت: یک بادیه نشین.
16:17
از آنچه خدا می گوید بگو
16:19
و کسانی که طلا و نقره اندوخته اند
16:22
برای رضای خدا خرج نمی کنند
16:26
ابن عمر رضی الله عنه گفت
16:29
هر که آن را احتکار کرد زکات نداد
16:32
وای بر او!
16:34
اما این قبل از نازل شدن زکات بود
16:38
وقتی آشکار شد
16:40
خدا آن را برای پول خالص کند
16:44
نظر در حدیث
16:47
و کسانی که طلا و نقره اندوخته اند
16:50
برای رضای خدا خرج نمی کنند
16:53
گنج ممنوع
16:55
هر که آن را از مخارج لازم منصرف کند
16:58
گویا زکات از آن منع شده است
17:00
یا هزینه های ضروری
17:02
یا در صورت لزوم برای رضای خدا خرج می کنند
17:06
وای بر او!
17:08
وای
17:09
سخنی که به کسی گفته می شود که به خاطر سزاوارش در آن می افتد
17:14
قبل از واریز زکات
17:16
یعنی قبل از تحمیل زکات
17:19
پول را تطهیر کنید
17:21
یعنی پاکی پول
17:25
یکی از فواید صحبت کردن
17:28
از صحبت کردن سود ببرید
17:30
زکات تطهیر پول است
17:33
صاحب آن دارای رذایل اخلاقی و بخل است
17:37
این نشان می دهد که پول دارای حقوقی است که باید انجام شود
17:43
از ابوسعید خدری رضی الله عنه
17:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
17:51
کمتر از پنج وقص خرما زکاتی ندارد
17:56
کمتر از پنج مثقال کاغذ زکاتی ندارد
18:00
کمتر از پنج شتر زکات ندارد
18:06
نظر در حدیث
18:09
اوسق
18:11
الوصق
18:12
شصت ساعت
18:13
معادل صد و پنجاه کیلوگرم است
18:17
خیریه
18:18
یعنی زکات
18:20
اوق
18:22
اونس
18:23
چهل درهم
18:25
تقریباً صد و بیست گرم است
18:29
الذود
18:30
الذود
18:31
از سه تا ده
18:34
یکی از فواید صحبت کردن
18:38
حدیث دلالت دارد بر مالی که به حد نصاب نرسد زکاتی ندارد
18:43
پولی که به حد نصاب نرسد گنج نیست
18:50
از زید بن وهب میگوید:
18:52
از کنار ربزه گذشتم
18:54
سپس ابوذر رضی الله عنه را دیدم
18:58
پس به او گفتم
19:00
چه چیزی تو را به این خانه آورده است؟
19:03
او گفت
19:04
من در دمشق بودم
19:06
پس من و معاویه و کسانی که طلا و نقره اندوختند در آن اختلاف کردیم
19:11
برای رضای خدا خرج نمی کنند
19:15
معاویه گفت
19:16
درباره اهل کتاب نازل شد
19:19
پس گفتم
19:20
به ما و آنها رسید
19:22
بنابراین بین من و او در این مورد بود
19:25
به عثمان رضی الله عنه نوشت و از من شکایت کرد
19:30
پس به عثمان نامه نوشت
19:32
برای معرفی شهر
19:34
بنابراین من آن را ارائه کردم
19:36
برای مردم خیلی زیاد شد
19:38
حتی انگار قبلاً مرا ندیده بودند
19:42
پس به عثمان اشاره کردم
19:44
او به من گفت
19:46
اگر بخواهید می توانید کنار بروید و به شما نزدیک می شود
19:50
اوست که مرا به این خانه آورد
19:54
حتی اگر به من دستور داده باشند که یک اتیوپیایی باشم
19:56
می شنیدم و اطاعت می کردم
19:59
نظر در حدیث
20:03
در ربزه
20:04
در سه پله شهر قرار گرفته است
20:08
در دمشق
20:09
یعنی در دمشق
20:11
برای مردم خیلی زیاد شد
20:13
یعنی علت خروجش از شام را از او می پرسند
20:18
اگر می خواهید، کنار بروید
20:20
منظور از استعفا در اینجا چیست؟
20:22
فاصله گرفتن و ترک محل
20:25
نزدیک بودم
20:27
یعنی از شهر
20:29
حتی اگر به من دستور داده باشند که یک اتیوپیایی باشم
20:31
می شنیدم و اطاعت می کردم
20:33
او می خواست که خلیفه به یک غلام اتیوپیایی فرمان دهد
20:37
فرمان او را می شنیدم و سخنش را اطاعت می کردم
20:41
یکی از فواید صحبت کردن
20:44
از صحبت کردن سود ببرید
20:47
جواز شدت در امر به معروف
20:49
حتی اگر این منجر به جدایی از وطن شود
20:53
بیان می کند که اخراج اهل وسوسه و سوء ظن و گناه برای امام از شهر جایز است.
20:59
حفظ دین
21:02
در حديث قيام بر ائمه را ترك كرد
21:05
و از آنها اطاعت کنیم، هر چند حقیقت در اختلاف آنها باشد
21:09
حاوی مشروعیت اختلاف و اهتمام است
21:12
جایی که از اهتمام استفاده می شود
21:17
از احناف بن قیس گفته است:
21:20
کنار جمعی از قریش نشستم
21:23
سپس مردی با مو و لباس و ظاهر خشن آمد
21:28
تا اینکه در مقابلشان ایستاد و سلام کرد
21:31
سپس گفت
21:32
به خزانه دار موعظه کرد که در آتش جهنم می سوزد
21:38
سپس روی سینه کسی گذاشته می شود
21:41
تا اینکه از شانه انداختن بیرون می آید
21:44
روی شانه او قرار می گیرد تا از نوک سینه اش خارج شود
21:50
او می لغزد
21:51
سپس روی یک تیرک نشست
21:55
دنبالش رفتم و کنارش نشستم
21:57
من نمی دانم او کیست
22:00
به او گفتم: من مردم را نمی بینم جز این که از آنچه من می گویم خوشش نمی آید.
22:05
گفت چیزی نمی فهمند
22:09
دوست پسرم بهم گفت
22:11
گفت دوست پسرت کیه؟
22:15
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
22:18
ای ابوذر!
22:20
من کسی را می بینم
22:22
او گفت
22:23
بنابراین بقیه روز را به خورشید نگاه کردم
22:26
می بینم که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چیزی را که نیاز دارد برای من می فرستد
22:33
گفتم بله
22:35
او گفت
22:36
من دوست ندارم کسی مثل طلا داشته باشم
22:39
همه را خرج کن
22:41
به جز سه دینار
22:44
این افراد نمی فهمند
22:47
آنها فقط دنیا را جمع می کنند
22:50
نه، قسم می خورم
22:52
من از آنها چیزی نمی خواهم
22:54
من از آنها در مورد دین نمی پرسم
22:56
تا اینکه خدا تحویل داد
22:59
نظر در حدیث
23:03
برای پر کردن هر گروه
23:06
از زبری بترسید
23:09
با سنگ داغ
23:12
سپس سنگ های گرم شده قرار می گیرند
23:17
روی یک نوک پستان
23:19
نوک سینه سر سینه است
23:22
تا زمانی که بیرون بیاید
23:23
یعنی تا سنگ های داغ بیرون بیاید
23:27
شانه اش را بالا انداخت
23:29
یعنی استخوان نازک نوک شانه
23:32
گفته شد بالای شانه است
23:35
او می لغزد
23:36
یعنی حرکت می کند و کاسه زانو را به هم می زند
23:39
سپس نه
23:41
یعنی برگرد و برو
23:43
به دکل
23:45
یعنی یک سیلندر
23:46
من نمی بینم
23:48
یعنی من اینطور فکر نمی کنم
23:49
او مرا می فرستد
23:51
یعنی من را می فرستد
23:53
به جز سه دینار
23:55
یک دینار به خانواده اش گفته شد
23:57
دوم این است که غلام خود را آزاد کند
23:59
سوم دین است
24:02
من از آنها چیزی نمی خواهم
24:04
یعنی من به دنیای آنها طمع ندارم
24:07
من از آنها در مورد دین نمی پرسم
24:09
یعنی احکام دین را از آنها نمی پرسم
24:14
یکی از فواید صحبت کردن
24:17
شرح فضیلت ابوذر رضی الله عنه و زهد او از حدیث مفید است.
24:23
این حدیث حاوی تهدید شدید برای کسانی است که زکات مال خود را نمی پردازند
24:28
این شامل مطلوبیت نامیدن مرد به نام مستعار او می شود
24:32
تسریع در زکات مطلوب است
24:35
حدیث دلالت دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
24:40
او بهترین دوستانش را به محتاج می فرستاد
24:44
شرحی از فضیلت زهد در این دنیا دارد
24:48
حاوی راهنمایی برای بریدن حرص از آنچه در دست مردم است
24:53
در حدیث، عقل از عقلا نفی شده است
24:56
اگر خطبه را گوش نمی دهند
24:58
در آن آمده است که از زن فقط کسی که به دین و عقل او اطمینان دارد فتوا بخواهد
25:04
موعظه در مسجد مستحب است
25:09
باب انفاق از مال نیکو
25:13
از ابوهریره میگوید:
25:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
25:19
هر که به اندازه یک خرما از درآمد خوب صدقه دهد
25:24
فقط خوبان به سوی خدا بالا می روند
25:28
در یک رمان
25:29
خداوند فقط خوبی ها را می پذیرد
25:32
خداوند آن را با دست راست خود می پذیرد
25:36
سپس آن را برای صاحبش مطرح می کند
25:38
همانطور که یکی از شما شتر را پرورش می دهد
25:41
تا زمانی که مثل کوه باشی
25:45
نظر در حدیث
25:48
انصافاً، یعنی از نظر ارزش
25:51
باشه حلاله
25:53
فقط خوبان به سوی خدا بالا می روند
25:56
یعنی خدای متعال چیزی را قبول نمی کند جز آنچه که پسندیده و مباح است
26:00
مخلص به چهره شریفش
26:03
با دست راستش می پذیرد
26:06
پذیرش پاداش انجام کار درست است
26:10
بزرگش می کند یعنی می رویاند و زیاد می کند
26:14
جهیزیه فلوا فلوا
26:18
او یک اسب جوان است
26:21
یکی از فواید صحبت کردن
26:24
از صحبت کردن سود ببرید
26:26
تشویق به کسب درآمد حلال
26:29
مردم را به انفاق از حلال تشویق می کند، هر چند اندک باشد
26:33
یکی از شروط قبولی صدقه این است که از منابع حلال باشد
26:37
حدیث حاوی اشاره ای به تعالی خداوند متعال است
26:41
و اثبات سوگند به خداوند متعال
26:44
در حدیث ثواب صدقه دو برابر شده است
26:48
نشان می دهد که ثواب صدقه با توجه به شدت علاقه به آن متفاوت است
26:53
نیت، سود و بانک
26:56
در حدیث، تبیین علم با مثالی از واقعیت جایز است
27:01
روح را آزار می دهد