متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
باب: هر که در شرک صدقه دهد و سپس اسلام آورد
0:21
از حکیم بن هیزام رضی الله عنه
0:25
او در زمان جاهلیت صد برده را آزاد کرد
0:28
او را بر صد شتر حمل کردند
0:31
وقتی اسلام آورد
0:33
او را بر صد شتر حمل کردند
0:35
او صد برده را آزاد کرد
0:37
او گفت
0:38
پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردم
0:42
پس گفتم
0:43
ای رسول خدا
0:45
آیا کارهایی را که در زمان جاهلیت انجام می دادم، دیده ای؟
0:49
به او خیره شده بودم
0:51
یعنی بهانه می گیرم
0:55
در یک رمان
0:56
از خیریه، آزادی، یا روابط خانوادگی
1:00
آیا پاداشی در آن هست؟
1:02
او گفت
1:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:07
به خوبی که پیش از تو بود سلام کردم
1:11
نظر در حدیث
1:15
او را بر صد شتر حمل کردند
1:17
یعنی در حج
1:19
ببینید؟
1:20
یعنی بگو
1:22
من آن را در زمان جاهلیت ساختم
1:24
یعنی قبل از اسلام آوردن این کار را انجام می دهم
1:27
به او خیره شده بودم
1:30
یعنی نزدیک تر می شوم
1:32
من با آن توجیه می شوم
1:34
یعنی آن را به درستی و اطاعت انجام دهید
1:36
همانطور که قبلاً اشاره کردید
1:38
یعنی به خاطر خوبی هایی که قبلا انجام داده اید
1:42
یکی از فواید صحبت کردن
1:46
از صحبت کردن سود ببرید
1:48
اگر اسلام خوب است
1:50
از بین بردن گناهان قبلی
1:53
او پیش از خود به حقانیت دست یافت
1:56
بیانگر این است که اخلاق ممکن است کوهستانی و فطری باشد
2:02
فصل دستمزد خدمتگزاران
2:04
اگر به قول صاحبش صدقه داده شود، مفسده ندارد
2:08
از ابوموسی
2:11
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
2:15
خزانه دار مسلمان مؤمن
2:18
که اجرا می شود
2:20
در یک رمان
2:21
سرب
2:22
و در یک رمان
2:24
خرج می کند
2:26
شاید گفت می دهد
2:28
آنچه او فرمان داد کامل و فراهم شد
2:31
برای خودش خوبه
2:33
پس آن را به کسی که به او امر کرده می دهد
2:37
یکی از افراد خیریه
2:39
نظر در حدیث
2:44
سهامدار
2:45
یعنی آن که دستش برای نگهداری غذا باشد، چه خادم و چه غیر
2:50
که اجرا می شود
2:52
یعنی می رود و می دهد
2:54
چیزی که من سفارش دادم
2:56
از خیریه
2:57
به طور کامل ارائه شده است
2:59
یعنی کامل و کمرنگ
3:02
برای خودش خوبه
3:04
یعنی به همین راضی بود
3:07
پس آن را به کسی که به او امر کرده می دهد
3:10
یعنی آن را به نیازمندی می دهد که از طرف صاحب پول تعیین شده است
3:15
یکی از افراد خیریه
3:18
یعنی ثواب شخص خیّر را دارد
3:21
یکی از فواید صحبت کردن
3:24
از صحبت کردن سود ببرید
3:27
جواز وکالت در امور خیریه
3:29
رعایت شرایط نمایندگی الزامی است
3:33
و در آن هر که به صدقه اعتماد کند
3:36
مانند صدقه دهنده، پاداشی می گیرد
3:39
شامل تشویق به صدقه دادن با حسن نیت است
3:43
حاوی هشداری در برابر کاهش صدقه است
3:47
باب کلام الله اکبر
3:52
و اما کسی که می دهد و می ترسد و به کار نیک ایمان دارد
3:58
ما او را به سمت چپ آسان خواهیم کرد
4:01
و اما آن کس که بخیل است و خودبسنده می شود و کار نیک را انکار می کند
4:06
سختی را آسان خواهیم کرد
4:09
از ابوهریره رضی الله عنه
4:12
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:16
روزی نیست که نوکرها شوند
4:20
جز اینکه دو فرشته نازل می شوند
4:23
یکی از آنها می گوید
4:25
خدایا به انفاق کننده جانشین عطا کن
4:29
و دیگری می گوید
4:31
خدایا به کسی بده که ضرر دارد
4:36
نظر در حدیث
4:39
یک خرج کننده جانشین بدهید
4:41
یعنی در ازای آن به فرد خیّر بدهید
4:44
صدمه میدم
4:47
یعنی مال بخیل را که از واجب و پسندیده پرهیز می کرد از بین برد.
4:52
یکی از فواید صحبت کردن
4:56
در حدیث است که گرفتارش سزاوار است که مال خود را از دست بدهد
5:00
مراد از آن پرهیز از تکالیف بدون تفویض است
5:05
این شامل شانس در هزینه کردن در وظایف است
5:08
شامل صدقه داوطلبانه و واجب می شود
5:12
دلالت بر مستجاب شدن دعای فرشتگان دارد
5:16
فصلی مثل خیّر و بخیل
5:22
از ابوهریره میگوید:
5:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله ضربه خورد
5:29
مثل بخیل و خیریه
5:32
مثل دو مرد که ردای آهنی پوشیده اند
5:36
در رمان دو جینتان
5:39
دستانشان به زور به سینه ها و استخوان های ترقوه شان چسبیده بود
5:45
پس هر چه بیشتر صدقه بدهید، بیشتر صدقه می دهید
5:49
اگه پخشش کنی
5:51
در روایتی روی پوستش سرایت نکرد و پخش نشد
5:56
در روایتی روی پوستش پخش شد
6:00
و در روایتی بسط داده شد
6:04
تا بیهوش می شوم برایش می خوابم و آثارش را می بخشم
6:08
در یک رمان تا زمانی که انگشتانش پنهان شوند
6:12
و در یک رمان تا زمانی که انگشتانش دیوانه شوند
6:16
و هر وقت صادق بود بخیل را ساخت
6:20
کوتاه شده
6:22
در یک رمان
6:23
هر حلقه به دور صاحبش می فشرد و او را می فشرد
6:28
دست هایش به استخوان های ترقوه اش متصل شد
6:32
و من گرفتم
6:33
در یک رمان
6:35
هر حلقه را در جای خود چسباندم
6:39
ابوهریره گفت
6:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم
6:45
با انگشتش در جیبش می گوید
6:49
اگر دیدم که آن را بسط داد و آن را گسترش نداد
6:54
نظر در حدیث
6:57
جباتان
6:59
عبا جامه ای پهن است
7:01
او مجبور بود
7:03
یعنی پناه بردم
7:04
ترقوه آنها
7:06
ترقوه ها
7:08
آنها دو استخوان سطحی در قسمت بالایی قفسه سینه هستند
7:11
از بالای شانه ها تا نوک گلو
7:15
من خوشحال شدم
7:17
یعنی گسترش یافته است
7:19
نوک انگشتان او پوشیده شده است
7:21
یعنی پوشاندن انگشتانش
7:23
و اثر آن را ببخشید
7:25
یعنی آثار راه رفتن او را با بلوغ و کمال خود محو می کند
7:30
زمزمه کرد
7:31
یعنی خواست و قصد داشت
7:33
کوتاه شده
7:34
یعنی رفتم و پیوستم
7:37
دو باغ
7:38
بهشت سپر است
7:41
درست متوجه شدم
7:43
یعنی امتداد داد و پوشاند
7:45
من ذخیره کردم
7:46
یعنی کاملش کردم
7:48
او دیوانه شد
7:49
یعنی کشیده شده
7:51
ساخت
7:52
یعنی انگشتانش
7:54
تا دیوونه بشی
7:55
بدون پوشش
7:57
گیر کردم
7:58
یعنی افتادن
8:00
توی جیبش
8:02
جیبی
8:03
سوراخ بالای پیراهن است
8:06
یکی از فواید صحبت کردن
8:10
در حدیث، تربیت با مثال است
8:13
من خودم را در به تصویر کشیدن مسائل غرق می کنم
8:16
در حدیث است اگر اسب در شرف تونل زدن باشد
8:20
سینه اش منبسط شد
8:22
دستانش اطاعت کردند و هدایای خود را دراز کردند
8:26
در مورد خسیس
8:27
سینه اش سفت می شود
8:29
دستش از خرج کردن محدود می شود
8:32
بیانگر این است که انفاق کننده با مخارجش مورد حمایت خداوند است
8:37
صدقه در آن کفاره گناهان و محو آنهاست
8:41
این نشان می دهد که صدقه باعث افزایش ثروت می شود
8:47
درب
8:48
هر مسلمانی باید صدقه بدهد
8:51
هر که آن را پیدا نکند
8:53
بگذارید با مهربانی رفتار کند
8:56
از ابوموسی اشعری میگوید:
8:59
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
9:02
هر مسلمانی باید صدقه بدهد
9:05
گفتند
9:06
اگر پیدا نشد
9:08
او گفت
9:09
او با دستانش کار می کند
9:11
خودش سود می برد و صدقه می دهد
9:15
گفتند
9:16
اگر نتواند یا نکند
9:19
او گفت
9:20
او به فرد مضطرب کمک می کند
9:23
گفتند
9:24
اگر نکند
9:26
او گفت
9:27
پس امر به خیر می کند
9:29
یا گفت
9:30
با لطف
9:32
گفتند
9:33
اگر نکند
9:35
او گفت
9:36
پس از بدی دوری می کند
9:38
او اخلاص دارد
9:45
اگر پیدا نشد
9:47
یعنی هر که نتواند صدقه بدهد
9:50
او به نیازمندان کمک می کند
9:52
یعنی کمک به نیازمندان
9:54
مشتاق
9:56
مضطرب به مضطر، نیازمند و مظلوم اشاره دارد
10:01
پس از بدی دوری می کند
10:03
یعنی این کار را نمی کند
10:05
مال اوست
10:06
یعنی برای کسی که آن را در دست دارد
10:09
یکی از فواید صحبت کردن
10:12
از صحبت کردن سود ببرید
10:14
دلسوزی برای خلق خدای متعال یک امر ضروری است
10:19
یا با پول است یا غیره
10:22
حدیث مفهوم صدقه را گسترش می دهد
10:25
شامل رساندن خوبی به دیگران از هر جهت
10:29
حدیث مشتمل بر تشویق به برآورده شدن حاجات و انجام کارهای خیر است
10:35
حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
10:39
فضیلت سکوت را در مورد آنچه سودمند نیست توضیح می دهد
10:44
این فضیلت کسب درآمد را به دلیل مزایای متعددی که به همراه دارد توضیح می دهد
10:49
حدیث بر فضیلت آموختن پیشه دلالت دارد
10:56
درب
10:57
تخمین بزنید که چقدر زکات و صدقه داده می شود
11:00
و چه کسی شاه را داد
11:03
از ام عطیه الانصاریه رضی الله عنه می فرماید
11:08
پیامبر صلی الله علیه و آله بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
11:15
گفت: چیزی داری؟
11:18
و او گفت نه
11:20
به جز چیزی که بستگانش به ما فروخت
11:23
از گوسفندی که به عنوان صدقه فرستادی
11:27
ایشان در روایتی فرمودند
11:30
بیا، او به جای خود رسیده است
11:38
چیزی داری؟
11:40
هیچ کدوم از غذاها
11:42
او انصاریه است که خدا از او راضی باشد
11:46
این گوسفند خیریه است
11:50
به جای خود رسیده است
11:52
یعنی ثواب مورد نظر برای انفاق محقق شد
11:56
سپس مال هر که رسید شد
12:00
یکی از فواید صحبت کردن
12:04
از صحبت کردن سود ببرید
12:06
در صورتی که صدقه گیرنده صدقه را دریافت کند و صاحب آن باشد
12:10
او ممکن است آن را دفع کند
12:12
از بیع و بخشش و مانند آن
12:15
جایز است مرد از خانواده خود بپرسد
12:18
در مورد غذایی که برای او سرو می شود
12:21
و توضیح آنها در مورد منبع آن
12:23
باب پیشنهاد در زکات
12:28
عن انس رضی الله عنه
12:30
آن ابوبکر رضی الله عنه
12:33
به او نوشت که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله دستور داد
12:38
و هر که صدقه به حد بنت مخد برسد
12:41
و او آن را ندارد
12:43
او یک دختر به نام لبون دارد
12:45
او آن را می پذیرد
12:47
تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
12:52
اگر دختر نداشته باشد روی صورتش زایمان می کند
12:56
او یک پسر به نام لبون دارد
12:58
او آن را می پذیرد
13:00
و او چیزی با خود ندارد
13:02
نظر در حدیث
13:06
برایش نوشت
13:09
یعنی زکات واجب را برایش نوشت
13:11
دختری در حال زایمان
13:13
وارد سال دوم شد
13:16
بنت لبون
13:18
وارد سال سوم شد
13:21
از او قبول کن
13:22
یعنی دختر لابان
13:24
احراز هویت
13:26
یعنی آن که زکات می گیرد
13:28
روی صورتش
13:30
یعنی زکات تحمیلی بدون تعدی
13:34
یکی از فواید صحبت کردن
13:37
از صحبت کردن سود ببرید
13:40
کسى که سن معینى لازم است، ندارد
13:44
او احراز هویت بالاتر از او را گرفت
13:47
اعتبار برگشت داده شد
13:49
یا کمتر بگیر و اعتبار بگیر
13:52
حدیث حاوی شرح دندان شتر و تمایز آنهاست
13:56
اشاره ای به پرداخت ارزش زکات دارد
14:00
نوشتن در حدیث جایز است
14:06
درب
14:07
ناهمگونی ها را گرد هم نمی آورد
14:09
فرقی بین جامعه قائل نیست
14:12
عن انس رضی الله عنه
14:15
آن ابوبکر رضی الله عنه
14:18
به او نوشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله تحمیل کرد
14:23
ناهمگونی ها را با هم ترکیب نمی کند
14:26
فرقی بین جامعه قائل نیست
14:29
ترس از خیریه
14:31
نظر در حدیث
14:35
ناهمگونی ها را با هم ترکیب نمی کند
14:37
مثال او
14:40
برای هر یک چهل گوسفند
14:43
اگر پیک نزد آنها بیاید
14:45
برای رهبری شاه جمع آوری کردند
14:48
فرقی بین جامعه قائل نیست
14:50
مثال او
14:55
آنها سه گوسفند دارند
14:57
آن را جدا می کنند تا دو گوسفند بیاورند
15:01
ترس از خیریه
15:03
یعنی از ترس
15:05
خودش را فریب می دهد تا آن را رها کند
15:07
یکی از فواید صحبت کردن
15:11
از صحبت کردن سود ببرید
15:13
نوشتن حدیث جایز است
15:15
استفاده از ترفند را ممنوع می کند
15:18
برای شکست آنچه بر او واجب بود
15:23
درب
15:24
مخلوطی نبود
15:26
بین آنها به طور مساوی عقب نشینی می کنند
15:30
عن انس رضی الله عنه
15:34
آن ابوبکر رضی الله عنه
15:37
به او نوشت که رسول خدا تحمیل کرد
15:39
خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:42
و مخلوطی نبود
15:44
بین آنها به طور مساوی عقب نشینی می کنند
15:48
نظر در حدیث
15:52
از دو مخلوط
15:54
دو مخلوط
15:55
آنها دو شریکی هستند که پولشان مختلط بود
15:58
او برتری نداشت
16:00
با هم بینشان عقب نشینی می کنند
16:03
یعنی اگر پیک ببره
16:05
از پول یکی از آنها همه تکلیف سررسید است
16:08
او سهم خود را به شریک خود برمی گرداند
16:12
یکی از فواید صحبت کردن
16:16
از صحبت کردن سود ببرید
16:18
نوشتن حدیث جایز است
16:20
این شامل مشروعیت شرکت و شرکت است
16:24
حدیث دلالت دارد که زکات پولی است که در بانک ها سپرده می شود
16:29
از بانک گرفته شده
16:31
بانک بازدهی مساوی را به سپرده گذاران برمی گرداند
16:34
یعنی با توجه به مقدار پولش
16:36
باب زکات شتر
16:40
از ابوسعید میگوید:
16:44
بادیه نشینی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
16:48
از او در مورد مهاجرت پرسید
16:50
و او گفت
16:52
وای بر تو!
16:53
مهاجرت یک موضوع جدی است
16:56
آیا شتر دارید؟
16:58
گفت بله
17:00
او گفت
17:01
پس صدقه اش را می دهد
17:03
گفت بله
17:05
او گفت
17:06
چیزی ازش میدی؟
17:09
گفت بله
17:11
او گفت
17:12
بنابراین شما آن را در روز گلدهی می دوشید
17:15
گفت بله
17:17
او گفت
17:18
او از خارج از کشور کار می کرد
17:20
خداوند هیچ کاری از کار شما را رها نمی کند
17:25
نظر در حدیث
17:29
وای بر تو!
17:30
سخنی که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست
17:35
مثل او
17:36
یعنی فرمان او
17:38
من او را باور کردم
17:39
یعنی زکات آن
17:41
توسط او اعطا شده است
17:43
اون خوبه
17:44
چت به نیازمند داده می شود که آن را دوشیده و پس می دهد
17:49
روزی که او آن را دریافت کرد
17:51
یعنی روی آب
17:53
او از خارج از کشور کار می کرد
17:55
یعنی اگر آنچه را که خداوند بر شما تحمیل کرده انجام دهید
17:58
مهم نیست که در خانه خود بمانید یا مهاجرت کنید
18:03
حتی اگر خانه شما در خارج از کشور باشد
18:06
او نمی گذارد
18:08
یعنی چیزی از پاداش شما کم نمی کند
18:11
یکی از فواید صحبت کردن
18:15
حديث دلالت بر حقي جز زكات دارد
18:20
در آن هر که حقوق مالی واجب و پسندیده را به جا آورد
18:25
تبرئه شد
18:27
این شامل توضیحی درباره فضیلت گوسفندان، شترها و گاوهای آراسته است
18:32
باب: هر که مقدار صدقه بنت مخد را دارد ولی ندارد
18:39
عن انس رضی الله عنه
18:43
ابوبکر رضی الله عنه وجوب صدقه ای را که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم امر فرمود برای او مقرر کرد.
18:52
هر که شتر زیاد داشته باشد، خرطوم آن صدقه داده می شود
18:56
او تنه ندارد
18:58
و او حق دارد
19:01
او حقیقت را از او می پذیرد
19:04
اگر استطاعت دارد دو گوسفند یا بیست درهم به آن بیفزاید
19:10
و هر که صدقه حق داشته باشد
19:13
و او حق ندارد
19:15
و او تنه دارد
19:17
ساقه را از او می پذیرد
19:20
تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
19:25
و هر که صدقه حق داشته باشد
19:28
او فقط یک دختر به نام لابون دارد
19:31
او بنت لابون را از او می پذیرد
19:34
دو گوسفند یا بیست درهم می دهد
19:38
و هر که صدقه به بنت لبون برسد حق دارد
19:43
او حقیقت را از او می پذیرد
19:46
تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
19:50
و هر کس بنت لبون دارد که زکاتش به آن برسد ولی ندارد
19:55
او یک دختر در حال زایمان دارد
19:57
دختر مخد را از او می پذیرد
20:00
بیست درهم یا دو گوسفند به آن می دهد
20:05
نظر در حدیث
20:09
ساقه
20:10
ساقه شتر همان است که وارد سال پنجم شده است
20:15
درسته
20:17
شتری است که در سال چهارم وارد شده است
20:21
از او پذیرفته شده است
20:23
یعنی جای سن تحمیلی را می گیرد
20:27
و گواهی را به او می دهد
20:29
یعنی پیکی که صدقه جمع می کند
20:32
یکی از فواید صحبت کردن
20:36
صحبت کردن مفید است
20:39
نوشتن حدیث جایز است
20:42
شامل پذیرش اظهارات یک نفر در مورد الزام به عمل است
20:46
حدیث، عنایت حاکم به امر زکات و صدقات را بیان می کند
20:51
و شخصی را برای جمع آوری صدقه تعیین می کند
20:55
حدیث دلالت بر تسهیل در جمع آوری زکات واجب دارد
21:00
مؤمن تا می تواند دندان می گیرد
21:04
حدیث مبنای کسانی است که می گویند ارزیابی زکات جایز است
21:08
در روایات، دندان های شتر از نظر ارزش متفاوت است
21:13
و تفاوت بین سن و سال
21:16
معادل بیست درهم
21:18
این مقدار بسته به زمان و شرایط متفاوت است
21:23
گرفتن حداقل یا حداکثر سن در زکات شتر جایز است
21:28
با در نظر گرفتن ارزش
21:30
باب زکات گوسفندان
21:34
عن انس رضی الله عنه
21:38
ابوبکر رضی الله عنه این نامه را زمانی که او را به بحرین راهنمایی کرد به او نوشت
21:45
بسم الله الرحمن الرحیم
21:48
این وجوب صدقه ای است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مسلمانان واجب کرد.
21:55
که خداوند به رسولش دستور داد
21:58
هر کس از مسلمانان در صورت آن درخواست کند، آن را بدهد
22:03
از هر که بیشتر از آن خواسته شود، داده نخواهد شد
22:07
بیست و چهار شتر یا کمتر
22:11
از گوسفند، از هر پنجمین گوسفند
22:14
اگر به بیست و پنج تا سی و پنج رسید
22:18
این شامل یک کودک زن در حال زایمان است
22:21
اگر به سی و شش تا چهل و پنج رسید
22:26
این شامل یک دختر زن به نام بنت لابون است
22:29
اگر به چهل و شش تا شصت برسید
22:33
در نحوه جملات حقیقتی در آن وجود دارد
22:36
اگر به شصت و یک تا هفتاد و پنج رسید
22:41
صندوق عقب دارد
22:43
اگر به سن هفتاد و شش تا نود برسد
22:48
این شامل یک دختر به نام لابان است
22:51
اگر به نود و یک تا بیست و صد برسد
22:55
در آن حیله شتر را به من دادی
22:59
اگر از بیستصد بیشتر شود
23:03
به ازای هر چهل، یک بنت لبون وجود دارد
23:06
و هر پنجاه نفر حق خود را دارد
23:09
او تنها چهار شتر با خود داشت
23:12
خیریه ای در آن نیست
23:14
مگر اینکه پروردگارش بخواهد
23:17
اگر به پنج شتر برسد
23:20
یک شاه در آن است
23:22
و در صدقه گوسفندان در گله هایشان
23:25
اگر چهل تا بیست و صد گوسفند باشد
23:30
اگر از بیست و صد تا دویست گوسفند بیشتر شود
23:35
اگر از دویست تا سیصد بیشتر شود
23:39
سه گوسفند در آن است
23:42
اگر از سیصد بیشتر شود
23:45
در هر صد گوسفند
23:47
اگر گوسفند مرد کمتر از چهل گوسفند باشد، یک گوسفند
23:53
خیریه ای در آن نیست
23:55
مگر اینکه پروردگارش بخواهد
23:58
در رقه یک ربع دهم
24:01
اگر فقط صد و نود باشد
24:04
چیزی در آن نیست
24:06
مگر اینکه پروردگارش بخواهد
24:09
نظر در حدیث
24:12
این واجب صدقه است
24:15
یعنی آنچه از پول لازم است
24:18
هر که او را از میان مسلمانان بخواهد به روی او
24:22
یعنی همان طور که خداوند متعال دستور داده است
24:25
از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
24:29
این کار با برآورد سهام آنها و آنچه در آنها تعلق می گیرد انجام می شود
24:33
بگذار او بدهد
24:35
یعنی صاحب پول زکات را به پیکی که برای جمع آوری آن تعیین شده است می دهد
24:40
همانطور که خداوند متعال دستور داده است
24:43
و از هر که بالاتر از آن سؤال شود
24:45
یعنی بیشتر از مقدار لازم
24:48
او نمی دهد
24:50
یعنی از ابزار پرهیز کند
24:53
چه چیزی کمتر؟
24:56
یعنی کمتر از آن عدد
24:59
از گوسفند
25:00
نشان می دهد که زکات ممکن است نوع دیگری باشد
25:05
این شامل یک کودک زن در حال زایمان است
25:08
برای احتیاط از ذکر
25:10
حق او بر آن وجود دارد
25:12
شتر راست
25:14
که سه سال تمام کرده است
25:16
در سال چهارم چاقو خورد
25:19
در زدن شتر
25:21
اسب نر الطروقه نام داشت
25:24
چون او مستحق کتک خوردن توسط مرد بود
25:27
یعنی با او همبستر می شود
25:29
خیریه ای در آن نیست
25:31
یعنی واجب
25:33
مگر اینکه پروردگارش بخواهد
25:35
یعنی صاحب و صاحب آن
25:38
و در صدقه گوسفندان
25:40
یعنی واجب
25:42
تو خوابش
25:44
کسی که بیشتر سال را چرا می کند
25:47
و عکس آن معلوم است
25:49
و در رقه
25:51
نقره تراش خورده است
25:53
یک ربع دهم
25:55
یعنی به ازای هر صد درهم
25:57
دو و نیم درهم
25:59
اگر فقط صد و نود باشد
26:03
یعنی این عدد یا کمتر
26:05
زکاتی بر آن نیست
26:07
یکی از فواید صحبت کردن
26:10
از صحبت کردن سود ببرید
26:13
پذیرش اطلاعات یک نفر در مورد ضرورت اقدام
26:17
توصیه می شود کتاب را با بسمله شروع کنید
26:21
در حديث، سهم زكات و مقدار آن به اختيار است
26:27
او از نظر آگاه نیست
26:29
حدیث، عنایت حاکم به امر زکات و صدقات را بیان می کند
26:34
شخصی را مأمور جمع آوری صدقه کرد
26:38
در حدیث بر عهده صاحب مال است
26:41
زکات مال خود را تا ساعتی که ولی تعیین کرده است بپردازد
26:46
و در آن ساعت امین و رفیق خواهد بود
26:50
بیش از زکات واجب نمی خواهد
26:54
حدیث دلالت دارد که قیامت باید به امور زکات عالم باشد
27:00
سهام، مبالغ و هر آنچه مربوط به آن است
27:05
در این حدیث اشاره ای به جواز پرداخت زکات به گونه ای دیگر است
27:11
در حدیث اگر خیانت قیامت ظاهر شود
27:15
اطاعتش افتاد
27:17
سپس صاحب پول زکات را می پردازد
27:21
یا ساعتی دیگر زکات بدهید
27:24
که در آن جایز است صاحب پول صدقه خود را بپردازد
27:28
حتی اگر پولش به حد نصاب نرسد
27:31
زیاد کردن زکات بر صاحب پول جایز است
27:36
حدیث دلالت دارد که قیامت را اسب نر از دام نمی گیرد
27:42
حديث سهم زكات شتر و آنچه بر آنها واجب است را بيان مي كند
27:48
توضیح سهم گوسفندان و آنچه بر آنها تعلق می گیرد
27:52
در حدیث لازم است که گوسفندان روزه دار باشند
27:56
یعنی از علوفه حلال می چراند تا زکات آن تعلق گیرد
28:01
این چرا بیشتر است
28:04
بیانیه حد نصاب زکات نقره است
28:11
درب
28:12
برای کسی که سالخورده یا کمبود دارد صدقه نگیرید
28:16
نه بز ماده جز آنچه تایید کننده می خواهد
28:20
عن انس رضی الله عنه
28:23
ابوبکر رضی الله عنه صدقه ای را که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم امر فرمود برای او مقدر کرد.
28:31
صدقه موجب پیری نمی شود
28:35
نه بز ماده یک چشم
28:38
مگر آنچه مؤمن بخواهد
28:44
پیری
28:46
پیرزن همان پیرزنی است که دندان هایش افتاده است
28:51
Dhat Awar
28:53
اعور عیب است
28:55
یعنی در صورت وجود عیب ظاهری، زکات حساب نمی شود
28:59
تس
29:00
او یک اسب نر بز است
29:02
گفته شد: اسب نر گوسفند
29:04
و گفته شد
29:05
مراد ذکر چهارپایان است
29:08
مگر آنچه مؤمن بخواهد
29:11
این استثنا به دلیل تولید بز است
29:15
یکی از فواید صحبت کردن
29:19
از صحبت کردن سود ببرید
29:22
ناقص و معیوب بیرون نمی آیند
29:25
اما هر آنچه که احراز هویت بخواهد صحیح یا کامل است
29:30
بیانگر آن است که ادای ماده، مبنای پرداخت زکات واجب دام است
29:36
نرها ممکن است خارج شوند