از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 58 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (58) | کتاب زکات - 3

◉ 60 بازدید ⏱ 29:47 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: هر که در شرک صدقه دهد و سپس اسلام آورد
0:21 از حکیم بن هیزام رضی الله عنه
0:25 او در زمان جاهلیت صد برده را آزاد کرد
0:28 او را بر صد شتر حمل کردند
0:31 وقتی اسلام آورد
0:33 او را بر صد شتر حمل کردند
0:35 او صد برده را آزاد کرد
0:37 او گفت
0:38 پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردم
0:42 پس گفتم
0:43 ای رسول خدا
0:45 آیا کارهایی را که در زمان جاهلیت انجام می دادم، دیده ای؟
0:49 به او خیره شده بودم
0:51 یعنی بهانه می گیرم
0:55 در یک رمان
0:56 از خیریه، آزادی، یا روابط خانوادگی
1:00 آیا پاداشی در آن هست؟
1:02 او گفت
1:03 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:07 به خوبی که پیش از تو بود سلام کردم
1:11 نظر در حدیث
1:15 او را بر صد شتر حمل کردند
1:17 یعنی در حج
1:19 ببینید؟
1:20 یعنی بگو
1:22 من آن را در زمان جاهلیت ساختم
1:24 یعنی قبل از اسلام آوردن این کار را انجام می دهم
1:27 به او خیره شده بودم
1:30 یعنی نزدیک تر می شوم
1:32 من با آن توجیه می شوم
1:34 یعنی آن را به درستی و اطاعت انجام دهید
1:36 همانطور که قبلاً اشاره کردید
1:38 یعنی به خاطر خوبی هایی که قبلا انجام داده اید
1:42 یکی از فواید صحبت کردن
1:46 از صحبت کردن سود ببرید
1:48 اگر اسلام خوب است
1:50 از بین بردن گناهان قبلی
1:53 او پیش از خود به حقانیت دست یافت
1:56 بیانگر این است که اخلاق ممکن است کوهستانی و فطری باشد
2:02 فصل دستمزد خدمتگزاران
2:04 اگر به قول صاحبش صدقه داده شود، مفسده ندارد
2:08 از ابوموسی
2:11 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
2:15 خزانه دار مسلمان مؤمن
2:18 که اجرا می شود
2:20 در یک رمان
2:21 سرب
2:22 و در یک رمان
2:24 خرج می کند
2:26 شاید گفت می دهد
2:28 آنچه او فرمان داد کامل و فراهم شد
2:31 برای خودش خوبه
2:33 پس آن را به کسی که به او امر کرده می دهد
2:37 یکی از افراد خیریه
2:39 نظر در حدیث
2:44 سهامدار
2:45 یعنی آن که دستش برای نگهداری غذا باشد، چه خادم و چه غیر
2:50 که اجرا می شود
2:52 یعنی می رود و می دهد
2:54 چیزی که من سفارش دادم
2:56 از خیریه
2:57 به طور کامل ارائه شده است
2:59 یعنی کامل و کمرنگ
3:02 برای خودش خوبه
3:04 یعنی به همین راضی بود
3:07 پس آن را به کسی که به او امر کرده می دهد
3:10 یعنی آن را به نیازمندی می دهد که از طرف صاحب پول تعیین شده است
3:15 یکی از افراد خیریه
3:18 یعنی ثواب شخص خیّر را دارد
3:21 یکی از فواید صحبت کردن
3:24 از صحبت کردن سود ببرید
3:27 جواز وکالت در امور خیریه
3:29 رعایت شرایط نمایندگی الزامی است
3:33 و در آن هر که به صدقه اعتماد کند
3:36 مانند صدقه دهنده، پاداشی می گیرد
3:39 شامل تشویق به صدقه دادن با حسن نیت است
3:43 حاوی هشداری در برابر کاهش صدقه است
3:47 باب کلام الله اکبر
3:52 و اما کسی که می دهد و می ترسد و به کار نیک ایمان دارد
3:58 ما او را به سمت چپ آسان خواهیم کرد
4:01 و اما آن کس که بخیل است و خودبسنده می شود و کار نیک را انکار می کند
4:06 سختی را آسان خواهیم کرد
4:09 از ابوهریره رضی الله عنه
4:12 که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:16 روزی نیست که نوکرها شوند
4:20 جز اینکه دو فرشته نازل می شوند
4:23 یکی از آنها می گوید
4:25 خدایا به انفاق کننده جانشین عطا کن
4:29 و دیگری می گوید
4:31 خدایا به کسی بده که ضرر دارد
4:36 نظر در حدیث
4:39 یک خرج کننده جانشین بدهید
4:41 یعنی در ازای آن به فرد خیّر بدهید
4:44 صدمه میدم
4:47 یعنی مال بخیل را که از واجب و پسندیده پرهیز می کرد از بین برد.
4:52 یکی از فواید صحبت کردن
4:56 در حدیث است که گرفتارش سزاوار است که مال خود را از دست بدهد
5:00 مراد از آن پرهیز از تکالیف بدون تفویض است
5:05 این شامل شانس در هزینه کردن در وظایف است
5:08 شامل صدقه داوطلبانه و واجب می شود
5:12 دلالت بر مستجاب شدن دعای فرشتگان دارد
5:16 فصلی مثل خیّر و بخیل
5:22 از ابوهریره می‌گوید:
5:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله ضربه خورد
5:29 مثل بخیل و خیریه
5:32 مثل دو مرد که ردای آهنی پوشیده اند
5:36 در رمان دو جینتان
5:39 دستانشان به زور به سینه ها و استخوان های ترقوه شان چسبیده بود
5:45 پس هر چه بیشتر صدقه بدهید، بیشتر صدقه می دهید
5:49 اگه پخشش کنی
5:51 در روایتی روی پوستش سرایت نکرد و پخش نشد
5:56 در روایتی روی پوستش پخش شد
6:00 و در روایتی بسط داده شد
6:04 تا بیهوش می شوم برایش می خوابم و آثارش را می بخشم
6:08 در یک رمان تا زمانی که انگشتانش پنهان شوند
6:12 و در یک رمان تا زمانی که انگشتانش دیوانه شوند
6:16 و هر وقت صادق بود بخیل را ساخت
6:20 کوتاه شده
6:22 در یک رمان
6:23 هر حلقه به دور صاحبش می فشرد و او را می فشرد
6:28 دست هایش به استخوان های ترقوه اش متصل شد
6:32 و من گرفتم
6:33 در یک رمان
6:35 هر حلقه را در جای خود چسباندم
6:39 ابوهریره گفت
6:41 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم
6:45 با انگشتش در جیبش می گوید
6:49 اگر دیدم که آن را بسط داد و آن را گسترش نداد
6:54 نظر در حدیث
6:57 جباتان
6:59 عبا جامه ای پهن است
7:01 او مجبور بود
7:03 یعنی پناه بردم
7:04 ترقوه آنها
7:06 ترقوه ها
7:08 آنها دو استخوان سطحی در قسمت بالایی قفسه سینه هستند
7:11 از بالای شانه ها تا نوک گلو
7:15 من خوشحال شدم
7:17 یعنی گسترش یافته است
7:19 نوک انگشتان او پوشیده شده است
7:21 یعنی پوشاندن انگشتانش
7:23 و اثر آن را ببخشید
7:25 یعنی آثار راه رفتن او را با بلوغ و کمال خود محو می کند
7:30 زمزمه کرد
7:31 یعنی خواست و قصد داشت
7:33 کوتاه شده
7:34 یعنی رفتم و پیوستم
7:37 دو باغ
7:38 بهشت سپر است
7:41 درست متوجه شدم
7:43 یعنی امتداد داد و پوشاند
7:45 من ذخیره کردم
7:46 یعنی کاملش کردم
7:48 او دیوانه شد
7:49 یعنی کشیده شده
7:51 ساخت
7:52 یعنی انگشتانش
7:54 تا دیوونه بشی
7:55 بدون پوشش
7:57 گیر کردم
7:58 یعنی افتادن
8:00 توی جیبش
8:02 جیبی
8:03 سوراخ بالای پیراهن است
8:06 یکی از فواید صحبت کردن
8:10 در حدیث، تربیت با مثال است
8:13 من خودم را در به تصویر کشیدن مسائل غرق می کنم
8:16 در حدیث است اگر اسب در شرف تونل زدن باشد
8:20 سینه اش منبسط شد
8:22 دستانش اطاعت کردند و هدایای خود را دراز کردند
8:26 در مورد خسیس
8:27 سینه اش سفت می شود
8:29 دستش از خرج کردن محدود می شود
8:32 بیانگر این است که انفاق کننده با مخارجش مورد حمایت خداوند است
8:37 صدقه در آن کفاره گناهان و محو آنهاست
8:41 این نشان می دهد که صدقه باعث افزایش ثروت می شود
8:47 درب
8:48 هر مسلمانی باید صدقه بدهد
8:51 هر که آن را پیدا نکند
8:53 بگذارید با مهربانی رفتار کند
8:56 از ابوموسی اشعری می‌گوید:
8:59 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
9:02 هر مسلمانی باید صدقه بدهد
9:05 گفتند
9:06 اگر پیدا نشد
9:08 او گفت
9:09 او با دستانش کار می کند
9:11 خودش سود می برد و صدقه می دهد
9:15 گفتند
9:16 اگر نتواند یا نکند
9:19 او گفت
9:20 او به فرد مضطرب کمک می کند
9:23 گفتند
9:24 اگر نکند
9:26 او گفت
9:27 پس امر به خیر می کند
9:29 یا گفت
9:30 با لطف
9:32 گفتند
9:33 اگر نکند
9:35 او گفت
9:36 پس از بدی دوری می کند
9:38 او اخلاص دارد
9:45 اگر پیدا نشد
9:47 یعنی هر که نتواند صدقه بدهد
9:50 او به نیازمندان کمک می کند
9:52 یعنی کمک به نیازمندان
9:54 مشتاق
9:56 مضطرب به مضطر، نیازمند و مظلوم اشاره دارد
10:01 پس از بدی دوری می کند
10:03 یعنی این کار را نمی کند
10:05 مال اوست
10:06 یعنی برای کسی که آن را در دست دارد
10:09 یکی از فواید صحبت کردن
10:12 از صحبت کردن سود ببرید
10:14 دلسوزی برای خلق خدای متعال یک امر ضروری است
10:19 یا با پول است یا غیره
10:22 حدیث مفهوم صدقه را گسترش می دهد
10:25 شامل رساندن خوبی به دیگران از هر جهت
10:29 حدیث مشتمل بر تشویق به برآورده شدن حاجات و انجام کارهای خیر است
10:35 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
10:39 فضیلت سکوت را در مورد آنچه سودمند نیست توضیح می دهد
10:44 این فضیلت کسب درآمد را به دلیل مزایای متعددی که به همراه دارد توضیح می دهد
10:49 حدیث بر فضیلت آموختن پیشه دلالت دارد
10:56 درب
10:57 تخمین بزنید که چقدر زکات و صدقه داده می شود
11:00 و چه کسی شاه را داد
11:03 از ام عطیه الانصاریه رضی الله عنه می فرماید
11:08 پیامبر صلی الله علیه و آله بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
11:15 گفت: چیزی داری؟
11:18 و او گفت نه
11:20 به جز چیزی که بستگانش به ما فروخت
11:23 از گوسفندی که به عنوان صدقه فرستادی
11:27 ایشان در روایتی فرمودند
11:30 بیا، او به جای خود رسیده است
11:38 چیزی داری؟
11:40 هیچ کدوم از غذاها
11:42 او انصاریه است که خدا از او راضی باشد
11:46 این گوسفند خیریه است
11:50 به جای خود رسیده است
11:52 یعنی ثواب مورد نظر برای انفاق محقق شد
11:56 سپس مال هر که رسید شد
12:00 یکی از فواید صحبت کردن
12:04 از صحبت کردن سود ببرید
12:06 در صورتی که صدقه گیرنده صدقه را دریافت کند و صاحب آن باشد
12:10 او ممکن است آن را دفع کند
12:12 از بیع و بخشش و مانند آن
12:15 جایز است مرد از خانواده خود بپرسد
12:18 در مورد غذایی که برای او سرو می شود
12:21 و توضیح آنها در مورد منبع آن
12:23 باب پیشنهاد در زکات
12:28 عن انس رضی الله عنه
12:30 آن ابوبکر رضی الله عنه
12:33 به او نوشت که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله دستور داد
12:38 و هر که صدقه به حد بنت مخد برسد
12:41 و او آن را ندارد
12:43 او یک دختر به نام لبون دارد
12:45 او آن را می پذیرد
12:47 تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
12:52 اگر دختر نداشته باشد روی صورتش زایمان می کند
12:56 او یک پسر به نام لبون دارد
12:58 او آن را می پذیرد
13:00 و او چیزی با خود ندارد
13:02 نظر در حدیث
13:06 برایش نوشت
13:09 یعنی زکات واجب را برایش نوشت
13:11 دختری در حال زایمان
13:13 وارد سال دوم شد
13:16 بنت لبون
13:18 وارد سال سوم شد
13:21 از او قبول کن
13:22 یعنی دختر لابان
13:24 احراز هویت
13:26 یعنی آن که زکات می گیرد
13:28 روی صورتش
13:30 یعنی زکات تحمیلی بدون تعدی
13:34 یکی از فواید صحبت کردن
13:37 از صحبت کردن سود ببرید
13:40 کسى که سن معینى لازم است، ندارد
13:44 او احراز هویت بالاتر از او را گرفت
13:47 اعتبار برگشت داده شد
13:49 یا کمتر بگیر و اعتبار بگیر
13:52 حدیث حاوی شرح دندان شتر و تمایز آنهاست
13:56 اشاره ای به پرداخت ارزش زکات دارد
14:00 نوشتن در حدیث جایز است
14:06 درب
14:07 ناهمگونی ها را گرد هم نمی آورد
14:09 فرقی بین جامعه قائل نیست
14:12 عن انس رضی الله عنه
14:15 آن ابوبکر رضی الله عنه
14:18 به او نوشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله تحمیل کرد
14:23 ناهمگونی ها را با هم ترکیب نمی کند
14:26 فرقی بین جامعه قائل نیست
14:29 ترس از خیریه
14:31 نظر در حدیث
14:35 ناهمگونی ها را با هم ترکیب نمی کند
14:37 مثال او
14:40 برای هر یک چهل گوسفند
14:43 اگر پیک نزد آنها بیاید
14:45 برای رهبری شاه جمع آوری کردند
14:48 فرقی بین جامعه قائل نیست
14:50 مثال او
14:55 آنها سه گوسفند دارند
14:57 آن را جدا می کنند تا دو گوسفند بیاورند
15:01 ترس از خیریه
15:03 یعنی از ترس
15:05 خودش را فریب می دهد تا آن را رها کند
15:07 یکی از فواید صحبت کردن
15:11 از صحبت کردن سود ببرید
15:13 نوشتن حدیث جایز است
15:15 استفاده از ترفند را ممنوع می کند
15:18 برای شکست آنچه بر او واجب بود
15:23 درب
15:24 مخلوطی نبود
15:26 بین آنها به طور مساوی عقب نشینی می کنند
15:30 عن انس رضی الله عنه
15:34 آن ابوبکر رضی الله عنه
15:37 به او نوشت که رسول خدا تحمیل کرد
15:39 خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:42 و مخلوطی نبود
15:44 بین آنها به طور مساوی عقب نشینی می کنند
15:48 نظر در حدیث
15:52 از دو مخلوط
15:54 دو مخلوط
15:55 آنها دو شریکی هستند که پولشان مختلط بود
15:58 او برتری نداشت
16:00 با هم بینشان عقب نشینی می کنند
16:03 یعنی اگر پیک ببره
16:05 از پول یکی از آنها همه تکلیف سررسید است
16:08 او سهم خود را به شریک خود برمی گرداند
16:12 یکی از فواید صحبت کردن
16:16 از صحبت کردن سود ببرید
16:18 نوشتن حدیث جایز است
16:20 این شامل مشروعیت شرکت و شرکت است
16:24 حدیث دلالت دارد که زکات پولی است که در بانک ها سپرده می شود
16:29 از بانک گرفته شده
16:31 بانک بازدهی مساوی را به سپرده گذاران برمی گرداند
16:34 یعنی با توجه به مقدار پولش
16:36 باب زکات شتر
16:40 از ابوسعید می‌گوید:
16:44 بادیه نشینی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
16:48 از او در مورد مهاجرت پرسید
16:50 و او گفت
16:52 وای بر تو!
16:53 مهاجرت یک موضوع جدی است
16:56 آیا شتر دارید؟
16:58 گفت بله
17:00 او گفت
17:01 پس صدقه اش را می دهد
17:03 گفت بله
17:05 او گفت
17:06 چیزی ازش میدی؟
17:09 گفت بله
17:11 او گفت
17:12 بنابراین شما آن را در روز گلدهی می دوشید
17:15 گفت بله
17:17 او گفت
17:18 او از خارج از کشور کار می کرد
17:20 خداوند هیچ کاری از کار شما را رها نمی کند
17:25 نظر در حدیث
17:29 وای بر تو!
17:30 سخنی که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست
17:35 مثل او
17:36 یعنی فرمان او
17:38 من او را باور کردم
17:39 یعنی زکات آن
17:41 توسط او اعطا شده است
17:43 اون خوبه
17:44 چت به نیازمند داده می شود که آن را دوشیده و پس می دهد
17:49 روزی که او آن را دریافت کرد
17:51 یعنی روی آب
17:53 او از خارج از کشور کار می کرد
17:55 یعنی اگر آنچه را که خداوند بر شما تحمیل کرده انجام دهید
17:58 مهم نیست که در خانه خود بمانید یا مهاجرت کنید
18:03 حتی اگر خانه شما در خارج از کشور باشد
18:06 او نمی گذارد
18:08 یعنی چیزی از پاداش شما کم نمی کند
18:11 یکی از فواید صحبت کردن
18:15 حديث دلالت بر حقي جز زكات دارد
18:20 در آن هر که حقوق مالی واجب و پسندیده را به جا آورد
18:25 تبرئه شد
18:27 این شامل توضیحی درباره فضیلت گوسفندان، شترها و گاوهای آراسته است
18:32 باب: هر که مقدار صدقه بنت مخد را دارد ولی ندارد
18:39 عن انس رضی الله عنه
18:43 ابوبکر رضی الله عنه وجوب صدقه ای را که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم امر فرمود برای او مقرر کرد.
18:52 هر که شتر زیاد داشته باشد، خرطوم آن صدقه داده می شود
18:56 او تنه ندارد
18:58 و او حق دارد
19:01 او حقیقت را از او می پذیرد
19:04 اگر استطاعت دارد دو گوسفند یا بیست درهم به آن بیفزاید
19:10 و هر که صدقه حق داشته باشد
19:13 و او حق ندارد
19:15 و او تنه دارد
19:17 ساقه را از او می پذیرد
19:20 تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
19:25 و هر که صدقه حق داشته باشد
19:28 او فقط یک دختر به نام لابون دارد
19:31 او بنت لابون را از او می پذیرد
19:34 دو گوسفند یا بیست درهم می دهد
19:38 و هر که صدقه به بنت لبون برسد حق دارد
19:43 او حقیقت را از او می پذیرد
19:46 تصدیق کننده بیست درهم یا دو گوسفند به او می دهد
19:50 و هر کس بنت لبون دارد که زکاتش به آن برسد ولی ندارد
19:55 او یک دختر در حال زایمان دارد
19:57 دختر مخد را از او می پذیرد
20:00 بیست درهم یا دو گوسفند به آن می دهد
20:05 نظر در حدیث
20:09 ساقه
20:10 ساقه شتر همان است که وارد سال پنجم شده است
20:15 درسته
20:17 شتری است که در سال چهارم وارد شده است
20:21 از او پذیرفته شده است
20:23 یعنی جای سن تحمیلی را می گیرد
20:27 و گواهی را به او می دهد
20:29 یعنی پیکی که صدقه جمع می کند
20:32 یکی از فواید صحبت کردن
20:36 صحبت کردن مفید است
20:39 نوشتن حدیث جایز است
20:42 شامل پذیرش اظهارات یک نفر در مورد الزام به عمل است
20:46 حدیث، عنایت حاکم به امر زکات و صدقات را بیان می کند
20:51 و شخصی را برای جمع آوری صدقه تعیین می کند
20:55 حدیث دلالت بر تسهیل در جمع آوری زکات واجب دارد
21:00 مؤمن تا می تواند دندان می گیرد
21:04 حدیث مبنای کسانی است که می گویند ارزیابی زکات جایز است
21:08 در روایات، دندان های شتر از نظر ارزش متفاوت است
21:13 و تفاوت بین سن و سال
21:16 معادل بیست درهم
21:18 این مقدار بسته به زمان و شرایط متفاوت است
21:23 گرفتن حداقل یا حداکثر سن در زکات شتر جایز است
21:28 با در نظر گرفتن ارزش
21:30 باب زکات گوسفندان
21:34 عن انس رضی الله عنه
21:38 ابوبکر رضی الله عنه این نامه را زمانی که او را به بحرین راهنمایی کرد به او نوشت
21:45 بسم الله الرحمن الرحیم
21:48 این وجوب صدقه ای است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مسلمانان واجب کرد.
21:55 که خداوند به رسولش دستور داد
21:58 هر کس از مسلمانان در صورت آن درخواست کند، آن را بدهد
22:03 از هر که بیشتر از آن خواسته شود، داده نخواهد شد
22:07 بیست و چهار شتر یا کمتر
22:11 از گوسفند، از هر پنجمین گوسفند
22:14 اگر به بیست و پنج تا سی و پنج رسید
22:18 این شامل یک کودک زن در حال زایمان است
22:21 اگر به سی و شش تا چهل و پنج رسید
22:26 این شامل یک دختر زن به نام بنت لابون است
22:29 اگر به چهل و شش تا شصت برسید
22:33 در نحوه جملات حقیقتی در آن وجود دارد
22:36 اگر به شصت و یک تا هفتاد و پنج رسید
22:41 صندوق عقب دارد
22:43 اگر به سن هفتاد و شش تا نود برسد
22:48 این شامل یک دختر به نام لابان است
22:51 اگر به نود و یک تا بیست و صد برسد
22:55 در آن حیله شتر را به من دادی
22:59 اگر از بیستصد بیشتر شود
23:03 به ازای هر چهل، یک بنت لبون وجود دارد
23:06 و هر پنجاه نفر حق خود را دارد
23:09 او تنها چهار شتر با خود داشت
23:12 خیریه ای در آن نیست
23:14 مگر اینکه پروردگارش بخواهد
23:17 اگر به پنج شتر برسد
23:20 یک شاه در آن است
23:22 و در صدقه گوسفندان در گله هایشان
23:25 اگر چهل تا بیست و صد گوسفند باشد
23:30 اگر از بیست و صد تا دویست گوسفند بیشتر شود
23:35 اگر از دویست تا سیصد بیشتر شود
23:39 سه گوسفند در آن است
23:42 اگر از سیصد بیشتر شود
23:45 در هر صد گوسفند
23:47 اگر گوسفند مرد کمتر از چهل گوسفند باشد، یک گوسفند
23:53 خیریه ای در آن نیست
23:55 مگر اینکه پروردگارش بخواهد
23:58 در رقه یک ربع دهم
24:01 اگر فقط صد و نود باشد
24:04 چیزی در آن نیست
24:06 مگر اینکه پروردگارش بخواهد
24:09 نظر در حدیث
24:12 این واجب صدقه است
24:15 یعنی آنچه از پول لازم است
24:18 هر که او را از میان مسلمانان بخواهد به روی او
24:22 یعنی همان طور که خداوند متعال دستور داده است
24:25 از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
24:29 این کار با برآورد سهام آنها و آنچه در آنها تعلق می گیرد انجام می شود
24:33 بگذار او بدهد
24:35 یعنی صاحب پول زکات را به پیکی که برای جمع آوری آن تعیین شده است می دهد
24:40 همانطور که خداوند متعال دستور داده است
24:43 و از هر که بالاتر از آن سؤال شود
24:45 یعنی بیشتر از مقدار لازم
24:48 او نمی دهد
24:50 یعنی از ابزار پرهیز کند
24:53 چه چیزی کمتر؟
24:56 یعنی کمتر از آن عدد
24:59 از گوسفند
25:00 نشان می دهد که زکات ممکن است نوع دیگری باشد
25:05 این شامل یک کودک زن در حال زایمان است
25:08 برای احتیاط از ذکر
25:10 حق او بر آن وجود دارد
25:12 شتر راست
25:14 که سه سال تمام کرده است
25:16 در سال چهارم چاقو خورد
25:19 در زدن شتر
25:21 اسب نر الطروقه نام داشت
25:24 چون او مستحق کتک خوردن توسط مرد بود
25:27 یعنی با او همبستر می شود
25:29 خیریه ای در آن نیست
25:31 یعنی واجب
25:33 مگر اینکه پروردگارش بخواهد
25:35 یعنی صاحب و صاحب آن
25:38 و در صدقه گوسفندان
25:40 یعنی واجب
25:42 تو خوابش
25:44 کسی که بیشتر سال را چرا می کند
25:47 و عکس آن معلوم است
25:49 و در رقه
25:51 نقره تراش خورده است
25:53 یک ربع دهم
25:55 یعنی به ازای هر صد درهم
25:57 دو و نیم درهم
25:59 اگر فقط صد و نود باشد
26:03 یعنی این عدد یا کمتر
26:05 زکاتی بر آن نیست
26:07 یکی از فواید صحبت کردن
26:10 از صحبت کردن سود ببرید
26:13 پذیرش اطلاعات یک نفر در مورد ضرورت اقدام
26:17 توصیه می شود کتاب را با بسمله شروع کنید
26:21 در حديث، سهم زكات و مقدار آن به اختيار است
26:27 او از نظر آگاه نیست
26:29 حدیث، عنایت حاکم به امر زکات و صدقات را بیان می کند
26:34 شخصی را مأمور جمع آوری صدقه کرد
26:38 در حدیث بر عهده صاحب مال است
26:41 زکات مال خود را تا ساعتی که ولی تعیین کرده است بپردازد
26:46 و در آن ساعت امین و رفیق خواهد بود
26:50 بیش از زکات واجب نمی خواهد
26:54 حدیث دلالت دارد که قیامت باید به امور زکات عالم باشد
27:00 سهام، مبالغ و هر آنچه مربوط به آن است
27:05 در این حدیث اشاره ای به جواز پرداخت زکات به گونه ای دیگر است
27:11 در حدیث اگر خیانت قیامت ظاهر شود
27:15 اطاعتش افتاد
27:17 سپس صاحب پول زکات را می پردازد
27:21 یا ساعتی دیگر زکات بدهید
27:24 که در آن جایز است صاحب پول صدقه خود را بپردازد
27:28 حتی اگر پولش به حد نصاب نرسد
27:31 زیاد کردن زکات بر صاحب پول جایز است
27:36 حدیث دلالت دارد که قیامت را اسب نر از دام نمی گیرد
27:42 حديث سهم زكات شتر و آنچه بر آنها واجب است را بيان مي كند
27:48 توضیح سهم گوسفندان و آنچه بر آنها تعلق می گیرد
27:52 در حدیث لازم است که گوسفندان روزه دار باشند
27:56 یعنی از علوفه حلال می چراند تا زکات آن تعلق گیرد
28:01 این چرا بیشتر است
28:04 بیانیه حد نصاب زکات نقره است
28:11 درب
28:12 برای کسی که سالخورده یا کمبود دارد صدقه نگیرید
28:16 نه بز ماده جز آنچه تایید کننده می خواهد
28:20 عن انس رضی الله عنه
28:23 ابوبکر رضی الله عنه صدقه ای را که خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم امر فرمود برای او مقدر کرد.
28:31 صدقه موجب پیری نمی شود
28:35 نه بز ماده یک چشم
28:38 مگر آنچه مؤمن بخواهد
28:44 پیری
28:46 پیرزن همان پیرزنی است که دندان هایش افتاده است
28:51 Dhat Awar
28:53 اعور عیب است
28:55 یعنی در صورت وجود عیب ظاهری، زکات حساب نمی شود
28:59 تس
29:00 او یک اسب نر بز است
29:02 گفته شد: اسب نر گوسفند
29:04 و گفته شد
29:05 مراد ذکر چهارپایان است
29:08 مگر آنچه مؤمن بخواهد
29:11 این استثنا به دلیل تولید بز است
29:15 یکی از فواید صحبت کردن
29:19 از صحبت کردن سود ببرید
29:22 ناقص و معیوب بیرون نمی آیند
29:25 اما هر آنچه که احراز هویت بخواهد صحیح یا کامل است
29:30 بیانگر آن است که ادای ماده، مبنای پرداخت زکات واجب دام است
29:36 نرها ممکن است خارج شوند