از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 2 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (2) | بدء الوحي - 2

◉ 156 بازدید ⏱ 25:54 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:12 خلاصه صحیح البخاری
0:16 از عبدالله بن عباس
0:20 که ابوسفیان بن حرب به او گفت
0:23 رقل در گروهی از قریش نزد او فرستاده شد
0:27 آنها در شام بازرگان بودند
0:29 در مدتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:33 ابوسفیان و کفار قریش به آنجا رفتند
0:38 پس نزد او آمدند و با ایلیا بودند
0:41 پس آنها را به مجلس خود فراخواند
0:43 و در اطراف او رومیان بزرگ بودند
0:46 سپس آنها را صدا زد و مترجم خود را خواست
0:49 و او گفت
0:51 کدام یک از شما از نظر نسب به این مردی که ادعای پیامبری می کند نزدیکتر است؟
0:57 ابوسفیان گفت
0:59 پس گفتم
1:00 من نزدیک ترین اقوام به آنها هستم
1:03 و او گفت
1:04 او را به من نزدیک کن
1:06 و یارانش نزدیک شدند
1:08 پس آنها را در پشت او نگه دارید
1:11 سپس به مترجمش گفت
1:13 به آنها بگویید
1:14 من این را در مورد این مرد می پرسم
1:18 اگر او به من دروغ بگوید، شما دروغ می گویید
1:21 به خدا سوگند اگر شرم نبود که بر من به دروغ تأثیر می گذاشتند
1:25 من در مورد او دروغ می گفتم
1:28 سپس اولین چیزی که از من پرسید این بود که او چه گفت
1:32 او چگونه با شما ارتباط دارد؟
1:34 گفتم
1:35 او در میان ما نسب دارد
1:38 او گفت
1:39 آیا کسی از شما قبلاً این را گفته است؟
1:44 گفتم نه
1:45 او گفت
1:46 آیا هیچ کدام از پدرانش پادشاه بوده اند؟
1:50 گفتم نه
1:51 او گفت
1:53 آیا شریف ترین مردم از او پیروی می کنند یا ضعیفان؟
1:57 پس گفتم: «بلکه ضعیف هستند».
2:01 او گفت
2:02 کم و بیش
2:05 گفتم: بلکه زیاد می شوند.
2:08 او گفت
2:09 آیا هیچ یک از آنها به دلیل نارضایتی از دین خود بعد از ورود به آن مرتد می شود؟
2:15 گفتم نه
2:17 او گفت
2:18 آیا قبل از اینکه حرفش را بزند او را به دروغگویی متهم می کردید؟
2:23 گفتم نه
2:25 او گفت
2:26 آیا او خیانتکار است؟
2:28 گفتم نه
2:30 ما در دوره ای هستیم که نمی دانیم او چه خواهد کرد
2:35 او گفت
2:36 هیچ کلمه ای نبود که غیر از این کلمه چیزی بگنجانم
2:43 او گفت
2:44 دعوا کردی؟
2:46 گفتم بله
2:48 او گفت
2:49 دعوای شما با او چطور بود؟
2:52 گفتم
2:54 جنگ بین ما و او یک بحث است
2:57 او ما را می گیرد و ما او را
3:00 او گفت
3:01 او به شما چه دستوری می دهد؟
3:03 گفتم
3:05 او می گوید
3:06 تنها خدا را بپرستید و چیزی را شریک او قرار ندهید
3:10 آنچه پدرانتان می گویند را رها کنید
3:14 او ما را به نماز، راستگویی، پاکدامنی و حفظ پیوند سفارش می کند
3:19 به مترجم گفت
3:21 بهش بگو
3:22 از شما درباره نسبش پرسیدم
3:25 پس اشاره کردم که در میان شما نسب وجود دارد
3:28 رسولان هم همینطور
3:30 او نسب قوم خود را دنبال می کند
3:33 من از شما پرسیدم که آیا کسی از شما این را گفته است؟
3:38 بنابراین اشاره کردم که خیر
3:40 پس گفتم
3:42 اگر کسی قبل از او این را گفته بود
3:45 من می گویم مردی از قولی پیروی می کند که قبل از او گفته شده است
3:50 از تو پرسیدم که آیا هیچ یک از پدرانش پادشاهی دارند؟
3:54 بنابراین اشاره کردم که خیر
3:57 گفتم
3:58 اگر یکی از پدرانش پادشاهی داشت
4:01 گفتم: مردی پادشاهی پدرش را می خواهد
4:04 و من از شما پرسیدم
4:06 آیا قبل از اینکه حرفش را بزند او را به دروغگویی متهم می کردید؟
4:12 بنابراین اشاره کردم که خیر
4:14 می دانم که او از دروغ گفتن به مردم و دروغ گفتن به خدا امتناع نمی کند
4:21 از تو پرسیدم که آیا شریف ترین مردم از او پیروی می کنند یا ضعیفان؟
4:26 پس اشاره کردم که افراد ضعیفشان از او پیروی کردند
4:29 آنها پیرو پیامبران هستند
4:32 من از شما پرسیدم که آیا باید افزایش یا کاهش یابد؟
4:36 پس اشاره کردم که آنها یزید هستند
4:39 و همینطور امر ایمان تا زمانی که محقق شود
4:43 و من از شما پرسیدم
4:45 آیا کسی پس از ورود به دین خود به دلیل نارضایتی از دین خود مرتد شده است؟
4:50 بنابراین اشاره کردم که خیر
4:52 و همینطور ایمان وقتی که دلها را بر صفحه اش لمس کند
4:58 از شما پرسیدم که آیا او خیانتکار است؟
5:00 بنابراین اشاره کردم که خیر
5:03 همچنین رسولان خیانت نمی کنند
5:06 از تو پرسیدم چه دستوری به تو داد؟
5:09 پس اشاره کردم که او به شما دستور می دهد که خدا را بپرستید و چیزی را شریک او قرار ندهید
5:16 او شما را از پرستش بت ها نهی می کند
5:19 او شما را به نماز و راستگویی و پاکدامنی امر می کند
5:23 وی در روایتی افزود
5:25 از تو پرسیدم که چگونه با او جنگیدی؟
5:29 او ادعا کرد که جنگ یک بحث و مناقشه بین کشورها است
5:33 رسولان هم همینطور
5:35 آنها گرفتار خواهند شد و سپس عاقبت به آنها خواهد رسید
5:40 اگر آنچه شما می گویید درست باشد
5:43 او صاحب جای این پاهای من خواهد شد
5:47 و من می دانستم که او بیرون است
5:50 فکر نمیکردم تو باشی
5:54 اگر بدانم به او وفادار خواهم بود
5:57 برای دیدار با او هیجان زده بودم
6:00 حتی اگر با او بودم
6:02 پاهایش را می شستم
6:05 سپس به کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد
6:09 همان که دیحیی او را نزد بزرگ بصره فرستاد
6:14 پس آن را به هراکلیوس داد
6:16 و او آن را خواند
6:18 بنابراین وجود دارد
6:19 بسم الله الرحمن الرحیم
6:22 از محمد بنده خدا و رسولش
6:26 خدای بزرگ رومیان، راقل
6:29 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند
6:32 در مورد بعد
6:34 من شما را به تبلیغ اسلام دعوت می کنم
6:38 اسلم ممنون
6:40 خداوند به شما پاداش دو برابر بدهد
6:44 اگر مسئولیت را بر عهده بگیرید
6:46 گناه آرسیان بر شماست
6:49 ای اهل کتاب، به یک حرف مشترک بین ما و شما بیایید
6:57 جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم
7:02 همدیگر را غیر خدا ربانی نگیرید
7:09 اگر روی گردانند، بگو: شهادت دهید که ما مسلمانیم.
7:15 ابوسفیان گفت
7:17 وقتی آنچه را که گفت گفت
7:20 خواندن کتاب را تمام کرد
7:23 سر و صدای زیادی بلند شد و صداها بلند شد
7:26 و ما را بیرون آورد
7:28 پس وقتی رفتیم به دوستانم گفتم
7:32 ابن ابی کبشه امیر امر شد
7:35 پادشاه زرد بن از او می ترسد
7:40 من هنوز مطمئن هستم که او ظاهر خواهد شد
7:43 تا اینکه خداوند اسلام را به من معرفی کرد
7:47 و در یک رمان
7:49 به خدا سوگند من همچنان ذلیل هستم و یقین دارم که امر او آشکار خواهد شد
7:55 تا اینکه خداوند اسلام را در دل اسلام آورد در حالی که من کینه ور بودم
8:00 او پسر نادور بود
8:02 صاحب الیا و هرکول
8:05 سقفی بر فراز نصارالشام
8:08 اتفاقاً رقلا آمد که ایلیا آمد
8:12 یک روز بد شد
8:15 برخی از پنگوئن های او گفتند
8:18 ما ظاهر شما را تقبیح کرده ایم
8:21 ابن الندور گفت
8:23 هرکول به ستاره ها نگاه می کرد
8:27 وقتی از او پرسیدند به آنها گفت
8:30 امشب وقتی به ستاره ها نگاه کردم دیدمش
8:34 پادشاه ختنه ظاهر شد
8:37 چه کسانی از این امت ختنه شده اند؟
8:40 گفتند فقط یهودیان ختنه می شوند
8:44 شما به آنها اهمیت نمی دهید
8:47 و به بدهکار پادشاهت بنویس
8:50 یهودیان را در میان خود می کشند
8:53 در حالی که آنها در راه هستند
8:56 هراکلیوس مردی را آورد که پادشاه غسان فرستاد
9:00 از اخبار رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید
9:06 وقتی هراکلیوس به او گفت
9:09 برو ببین ختنه شده یا نه؟
9:13 پس به او نگاه کردند
9:15 به او گفتند که ختنه شده است
9:19 از او درباره اعراب پرسید
9:21 فرمود: ختنه شده اند
9:24 هرکول گفت
9:26 این پادشاه این ملت ظهور کرده است
9:30 سپس هراکلیوس به دوست خود در روم نامه نوشت
9:35 او همتای او در علم بود
9:38 هراکلیوس به حمص لشکر کشید
9:41 هوموس پرتاب نکرد
9:43 تا اینکه نامه ای از صاحبش به او رسید
9:46 رقلا با نظر او در مورد رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله موافق است
9:52 و او پیامبر است
9:54 بنابراین هراکلیوس به رومیان بزرگ اجازه داد تا در حمص از او دیدن کنند
10:00 سپس دستور داد درهای آن را ببندند
10:03 بعد سرش را بلند کرد و گفت
10:06 ای مردم رومیان!
10:08 انشالله به موفقیت و بلوغ برسی
10:11 و پادشاهی تو مستقر گردد
10:13 پس با این پیامبر بیعت کردند
10:16 آنها به دنبال الاغ های وحشی تا دروازه ها رفتند
10:20 آن را بسته یافتند
10:23 وقتی او را دید آنها را از خود دور کرد
10:26 آس ایمان
10:29 او گفت
10:30 آنها را به من برگردان
10:32 و او گفت
10:34 مقاله ام را در بالا گفتم
10:37 قدرت خود را در برابر دین خود بیازمایید
10:40 من دیده ام
10:42 پس برای او سجده کردند و از او راضی شدند
10:46 این آخرین موضوع هراکلیوس بود
10:51 نظر در حدیث
10:54 هراکلیوس پادشاه روم است
10:57 و نام او هرکول است
10:59 در رکاب جمع سوار
11:02 آنها صاحب ده شتر یا بیشتر هستند
11:07 تعداد کاروان سی نفر بود
11:11 در مدت
11:12 یعنی دوران آشتی در حدیبیه
11:15 مدت آن ده سال بود
11:18 ایلیا
11:20 یعنی بیت القدس
11:22 کدام یک از شما از نظر نسب به شما نزدیکتر است؟
11:25 زیرا خویشاوندی نسب خویشاوند خود را بی اعتبار نمی کند
11:29 مترجم
11:31 بیان زبان در زبان است
11:34 گفته می شود
11:35 یعنی مدعی است
11:37 پس آنها را در پشت او نگه دارید
11:40 تا در صورت دروغ گفتن با او شرم نکنند که با تکذیب مقابله کنند
11:45 تاثیر می گذارد
11:46 یعنی درباره من می گویند و در موردش صحبت می کنند
11:49 بنابراین من او را تحسین می کنم
11:52 شریف ترین مردم از او پیروی کردند
11:54 یعنی بزرگان و ممتازترین آنها
11:58 پیام رسان ها را دنبال کنید
12:00 افراد ضعیف بدون نظارت
12:02 زیرا بزرگواران حاضر نمی شوند شخصی مانند ایشان را به ایشان معرفی کنند
12:07 این اکثریت است
12:09 وگرنه بزرگواران به او ایمان می آوردند
12:12 مثل صدیق و فاروق که خدا از آنها راضی باشد
12:17 خشم
12:18 یعنی نفرت از موضوع و نارضایتی از آن
12:22 آیا او را به دروغگویی متهم می کردید؟
12:26 یعنی روی مردم
12:28 او خیانت می کند
12:29 خیانت
12:30 ترک وفای به عهد
12:33 نمی توانستم یک کلمه در مورد آن چیزی بگویم
12:38 یعنی حتی یک کلمه هم که به او بگویم کمکم نکرد
12:43 اسپارینگ
12:44 هر نوبتی
12:45 و رکورد
12:46 دلو
12:48 رزمندگان را به صالحان تشبیه کرد
12:51 این یکی سطل می کشد و این یکی سطل می کشد
12:56 و سخنان پدرانتان را رها کنید
12:59 واژه ای جامع برای ترک آنچه در زمان جاهلیت بوده اند
13:04 اما از پدران یاد کرد
13:06 هشدار در مورد بهانه آنها برای نقض آن
13:10 زیرا پدران الگوی بت پرستان هستند
13:15 عفت
13:16 پرهیز از محارم و رفتارهای غیراخلاقی است
13:20 و پرهیز از آنچه زیبنده حال و نتیجه نیست
13:25 ارتباط
13:26 هر گاه خدای متعال دستور دهد آن را تحویل دهد
13:30 این کار با درستی، شرافت و دقت انجام می شود
13:35 در دودمان قومش
13:37 یعنی بهترین و شریف ترین آنها در نسب
13:40 یاتسی
13:42 یعنی پیروی و تقلید می کند
13:44 و بدترین
13:45 الگو
13:47 دروغ چرمی
13:49 یعنی دست از دروغ بردارید و آن را رها کنید
13:52 وقتی صفحه اش دل ها را به هم می زند
13:56 شادی
13:57 توضیح سینه، شادی و لذت
14:01 و منشا آن
14:02 وقتی مردم می آیند مهربانی کنید
14:05 نشان دادن لذت از دیدن او و ایجاد احساس خوشحالی در او
14:09 و منظور چیست
14:10 ایمان در دلها و دلهایی که وارد می شود گشایش ایجاد می کند
14:16 او با آن خوشحال تر می شود
14:18 شیرینی ایمان
14:20 وارد دلی نشو و از آن بیرون بیایی
14:24 من با او صادق هستم
14:26 یعنی به آن می رسم
14:28 برای دیدار با او هیجان زده بودم
14:30 یعنی رسیدن به آن خطر و سختی می خواهد
14:35 پاهایم را می شستم
14:37 غلو در خدمت اوست
14:40 دایه
14:41 او فرزند خلیفه الکلبی است
14:44 او یکی از زیباترین یاران و نام آوران بود
14:47 جبرئیل علیه السلام به تصویر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می آمد.
14:54 بصری
14:55 شهری در جنوب دمشق است
14:58 شما را به گسترش اسلام دعوت می کنم
15:01 یعنی دستور داد اسلام را دعوت کنید
15:04 کلام توحید است
15:07 اسلم ممنون
15:09 این یکی از مجموع کلمات است
15:11 یعنی از جنگ و خراج کوچک در این دنیا نجات خواهی یافت
15:15 و در آخرت عذاب
15:18 خداوند به شما پاداش دو برابر بدهد
15:22 به خاطر اعتقاد شما به حضرت عیسی علیه السلام
15:24 و ایمان شما و پیروی شما از محمد صلی الله علیه و آله و سلم
15:30 اگر مسئولیت را بر عهده بگیرید
15:32 یعنی بیان شده است
15:34 زیرا گناه آرسیان بر شماست
15:37 آنها دهقانان، اهل کشاورزی هستند
15:40 یعنی گناه رعایای خود را که از شما پیروی می کنند مدیون هستید
15:44 شما اگر اسلام بیاورید اسلام می آورند
15:46 از هر چه پرهیز کنید ملعون خواهید شد
15:49 شلوغی و شلوغی
15:50 یعنی سردرگمی
15:52 اختلاط و بالا بردن صداها است
15:56 به ابن ابی کبشه دستور داد
15:59 هر استخوانی و زیاد
16:01 و نسب او غیر از نسب معروف و معروف اوست
16:05 دشمنی با او
16:07 پادشاه بن الاسفار
16:09 یعنی پادشاه رومیان
16:12 ابن نادر
16:14 گفته می شود که سرایدار
16:16 او نگهبان باغ است
16:19 صاحب الیا
16:21 یعنی شاهزاده اش
16:23 یک سقف
16:25 پشت بام سر دین مسیحیت است
16:28 روح بدخواه
16:30 یعنی آدم ضعیف اراده و مضطرب
16:33 پنگوئن او
16:35 آنها خواص دولت روم هستند
16:38 هازا
16:39 یعنی یک کشیش
16:41 به ستاره ها نگاه می کند
16:43 یعنی حدس و گمان
16:45 و فال
16:46 خبر دادن به امور غیب است
16:49 گاهی اوقات با شیاطین انداختن است
16:52 گاهی از احکام ستارگان بهره می برید
16:57 به آنها اهمیت نده
17:00 منظور چیست؟
17:01 درگیر آنها نشوید
17:03 آنها آنقدر حقیر هستند که ما نمی توانیم به آنها اهمیت دهیم
17:07 رومی ها
17:09 شهر ریاست روم
17:12 هوموس پرتاب نکرد
17:14 یعنی او را رها نکرد
17:15 جایش را ترک نکرد
17:18 DSCR
17:19 یعنی قصر با خانه های اطراف
17:23 بنابراین آنها اندازه الاغ های وحشی را بررسی کردند
17:26 یعنی فرار کردند و برگشتند
17:29 او آنها را به هیولا تشبیه کرد
17:31 زیرا دافعه آن از دافعه حیوانات انسان بیشتر است
17:36 او آنها را با قرمزها مقایسه کرد
17:38 به دلیل جهل و کم هوشی
17:41 کشاورز
17:43 یعنی برد، ماندن و زنده ماندن
17:46 و بزرگسالی
17:47 هر آسیب خوبی
17:49 هدایت و استقامت است
17:52 و پادشاهی تو مستقر گردد
17:55 زیرا در کفر پافشاری می کنند
17:57 دلیلی برای رفتن پادشاهشان بود
18:00 هراکلیوس این را از اخبار پیشینیان خود می دانست
18:05 یعنی خواهم کرد
18:06 هر گونه ناامیدی
18:08 مقاله ام را در بالا گفتم
18:11 یعنی زود یا زود
18:15 یکی از فواید صحبت کردن
18:19 اولا
18:20 اخبار یک گروه از اخبار یک فرد مرتبط تر است
18:23 به خصوص اگر جمع باشند
18:26 دانش از اخبار آنها می آید
18:29 این فایده از سخنان هراکلیوس گرفته شده است
18:33 و یارانش را نزدیک کردند
18:35 پس آنها را در پشت او نگه دارید
18:38 دوما
18:39 در روایات شواهدی وجود دارد که آنها از دروغ بیزار بودند
18:44 یا با گرفتن از قانون قبلی
18:46 یا به صورت سفارشی
18:48 سوم
18:50 دروغ گفتن زشته
18:51 حتی اگر علیه دشمن باشد
18:54 فقها گفتند
18:56 شهادت دشمن بر دشمنش شنیده نمی شود
19:00 چون دشمن قابل اعتماد نیست
19:02 او می تواند به دشمن خود دروغ بگوید
19:06 چهارم
19:07 هر کس در امری بصیرت پیدا کند به آن باز نمی گردد
19:12 بر خلاف کسانی که به باطل می پردازند
19:16 پنجم
19:17 رسولان خیانت نمی کنند
19:19 چون شانس دنیا را نمی خواهند
19:22 کسی که به دنبال آن است به خیانت اهمیتی نمی دهد
19:26 بر خلاف کسانی که دنبال آخرت هستند
19:29 ششم
19:31 قول ابوسفیان
19:33 و من نتوانستم یک کلمه بگویم
19:34 چیزی غیر از این کلمه وارد کنید
19:38 اما او این کار را کرد
19:40 زیرا می داند که وفاداری و صداقت از اخلاق او رضی الله عنه است
19:47 و او رضی الله عنه آنچه را که به آنها وعده داده عمل می کند
19:52 اما موضوع را به آینده ارجاع داد
19:56 او همان چیزی را که گفت
19:57 با علم به اینکه اخلاص و وفاداری ایشان رضی الله عنه ثابت و لایتغیر است.
20:06 هفتم
20:07 او به شما دستور می دهد که چه بگویید؟
20:10 دلالت بر این دارد که رسول به قوم خود فرمان می داد
20:15 هشتم
20:16 تبیین فضیلت توحید
20:18 اولین چیزی که به او امر شده تلخی است
20:21 توحید خداوند متعال است
20:23 سپس دستور به پایبندی به تعهدات داده می شود
20:28 نهم
20:29 پیامبر فقط از اصیل ترین دودمان فرستاده می شود
20:33 به خاطر شرافت نسبش
20:36 دور از سرقت ادبی بود
20:39 مردم بیشتر از او استقبال می کردند
20:43 دهم
20:45 Everyone who attempted a great request
20:48 اگر از خانواده دیگری پیروی نکند، از خانواده اش جلو می آید
20:51 وی همچنین درخواست ریاست جمهوری سلف خود را نیز نداد
20:54 It was farther from suspicion and clearer for the scene
20:58 یازدهم
21:00 پیروان رسول بیشتر اهل تسلیم هستند
21:04 بر خلاف مستکبران
21:06 کسانی که از روی کینه و حسد بر اختلاف پافشاری کردند
21:11 دوازدهم
21:12 ایمان با اطاعت زیاد می شود و با نافرمانی کاهش می یابد
21:17 و این باور
21:18 هراکلیوس آن را از وضعیت اقوام پیشین با فرستاده خود فهمید
21:23 و او گفت
21:24 و همینطور امر ایمان تا زمانی که محقق شود
21:28 سیزدهم
21:30 هر کس حدیثی بگوید و به راستگوی آن معلوم شود، پذیرفته می شود
21:35 بر خلاف کسانی که به دروغ می گویند
21:38 چهاردهم
21:40 در این حدیث به تلاش برای تکمیل اخلاق حسنه اشاره شده است
21:45 و کسب انواع فضایل
21:49 پانزدهم
21:50 اخلاق و فضایل مبتنی بر صداقت است
21:54 اعتبار آن به توحید بستگی دارد
21:57 و ترک شرک به خداوند متعال
22:00 وی به ترک رذایل اشاره کرد
22:03 و فضایل داشته باشد
22:06 خداوند متعال ما را از کوتاهی ها باز می دارد
22:09 او به ما دستور می دهد که به کمال برسیم
22:12 شانزدهم
22:15 دعوت رسولان برای اثبات توحید خداوند متعال موافقت کرد
22:20 انکار شرک
22:22 XVII
22:24 رسولان گرفتارند
22:26 Then the consequence will be theirs
22:28 خداوند آنها را به این امر مبتلا می کند
22:31 پاداش آنها افزایش می یابد
22:33 به خاطر صبر زیادشان و تلاششان در اطاعت از او
22:37 خداوند متعال فرمود
22:39 و عاقبت برای پرهیزگاران است
22:42 هجدهم
22:44 رقلا به او گفت و از همه این مسائل پرسید
22:48 درباره کتاب های قدیمی بود
22:51 پس بر پیامبر صلی الله علیه و آله عزاداری کرد
22:54 در تورات و انجیل برای آنها نوشته شده است
22:59 نوزدهم
23:00 در نظر بگیرید که هراکلیوس از این توصیفات چه چیزی را استنتاج کرد
23:04 خوب بودن توصیفش را به او نشان دهید
23:08 او از وضعیت خود بهبود یافت
23:10 هراکلیوس مرد خردمندی بود
23:13 اگر شاه و یارانش نبودند
23:16 بیستم
23:18 راهنمایی برای قرار دادن مردم در خانه هایشان
23:21 او یک معلم نبوی در گفتمان وکالت است
23:26 21 ام
23:28 In the hadith
23:29 هشدار از تبدیل شدن به رئیس گمراهی
23:34 او بار خود و کسانی را که از او پیروی می کنند به دوش می کشد
23:38 XXII
23:40 اشاره به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
23:44 از هر طرف می آمد
23:46 بر لبان هر تیم
23:49 از یک کشیش یا ستاره شناس
23:51 حق با کیست؟
23:54 از فراموش کردن یا درو کردن
23:56 این یکی از خلاقانه ترین چیزهایی است که یک دانشمند به آن اشاره می کند
24:00 یا معترض به سمت او خم می شود
24:04 XXIII
24:06 In the hadith it is permissible to correspond with infidels
24:09 پیامبر صلی الله علیه و آله پادشاهان را نوشت
24:14 24 ام
24:16 صادرات کتاب با استفاده از بسمله مطلوب است
24:19 حتی اگر کسی که به سوی او فرستاده شده کافر باشد
24:23 25
24:25 از سنت در مکاتبات و نامه های بین مردم
24:29 نویسنده از خودش شروع می کند و می گوید
24:33 از فلانی به فلانی
24:36 26
24:38 مطلوبیت فصاحت و ایجاز
24:41 و از کلمات فراوان در مکاتبات استفاده کنید
24:45 With caution and piety in words
24:49 27
24:51 جلوگیری از سلام کردن غیر مسلمان به غیر مسلمان
24:55 بیست و هشتم
24:57 جواز فرستادن آیه از قرآن برای غیر مسلمان
25:03 XXIX
25:05 باید بر اساس اطلاعات یک نفر عمل کرد
25:08 وگرنه فرستادن دیهی فایده ای نداشت
25:12 این اجماع کسانی است که اجماعشان قابل اعتماد است
25:17 سی
25:18 چه کسی از اهل کتاب پیامبر ما صلی الله علیه و آله را شناخت
25:23 پس به او ایمان بیاورید که دو ثواب دارد
25:27 سی و یکم
25:29 هر که موجب گمراهی شود یا مانع هدایت شود
25:33 او یک گناهکار بود
25:35 سی و دو
25:38 بخاری این باب را با حدیث رقل خاتمه داد
25:41 پس از آن که او آن را با صحبت در مورد اعمال با نیت باز کرد
25:46 انگار که گفت
25:47 اگر نیتش درست باشد، به طور کلی از آن بهره می برد
25:51 Otherwise, he will be disappointed and lose