از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 43 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (43) | تتمة كتاب الجمعة ثم كتاب العيدين

◉ 54 بازدید ⏱ 30:06 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او تسلیم می شود
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 فصل بالا بردن دست در سخنرانی ها
0:20 عن شریک بن عبدالله بن ابی نمر
0:24 انس بن مارک را شنید
0:27 نقل شده است که مردی در روز جمعه از دری وارد شد که به عدالت بی خبر بود.
0:33 در یک رمان
0:35 یک گل رز بادیه نشین
0:36 و در روایت او
0:38 پس مردم برخاستند
0:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند
0:45 رسول خدا صلی الله علیه و آله را ایستاده پذیرفت
0:50 و او گفت
0:51 ای رسول خدا
0:53 دام تلف شد
0:55 و راه ها قطع شد
0:58 در یک رمان
0:59 دام ها تلف شدند و گوسفندها تلف شدند
1:02 و در روایت او
1:04 پول گم شد و بچه ها گرسنه بودند
1:07 و در روایت او
1:08 باران بارید
1:10 و درختان سرخ شدند
1:12 و حیوانات تلف شدند
1:14 پس از خدا بخواهید که به ما کمک کند
1:17 او گفت
1:18 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد
1:23 در یک رمان
1:24 مردم دست های خود را با او بلند کردند و دعا کردند
1:28 و او گفت
1:29 خدایا به ما آب بده
1:31 خدایا به ما آب بده
1:34 خدایا به ما آب بده
1:36 در یک رمان
1:38 خدایا کمکمون کن
1:40 خدایا کمکمون کن
1:42 خدایا کمکمون کن
1:45 انس گفت
1:46 نه، قسم می خورم
1:47 ما هیچ ابری، رعد و برق یا چیزی در آسمان نمی بینیم
1:53 خانه و خانه ای بین ما و سیلا نیست
1:57 او گفت
1:59 سپس ابری مانند سپر پشت سر او ظاهر شد
2:03 وقتی آسمان به وسط رسید
2:05 پخش شد و بعد باران بارید
2:08 در یک رمان
2:10 تا اینکه ابرها مثل کوه بالا آمدند
2:13 سپس از کسانی که او را گرامی داشته اند، نازل نشده است
2:16 تا اینکه دیدم باران بر ریش او رضی الله عنه می بارید
2:22 و در یک رمان
2:24 سپس آسمان عزاداران خود را فرستاد
2:27 پس بیرون رفتیم و داخل آب رفتیم
2:29 تا اینکه به خانه هایمان آمدیم
2:32 و در یک رمان
2:34 تا اینکه سختی های شهر تمام شد
2:37 او گفت
2:38 به خدا شش روز است که خورشید را ندیده ایم
2:42 سپس جمعه بعد مردی از آن در وارد شد
2:46 رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند
2:51 پس او را ایستاده پذیرفت
2:54 و او گفت
2:55 ای رسول خدا
2:57 پول از دست رفت و جاده ها قطع شد
3:01 در یک رمان
3:02 ساختمان فرو ریخت و پول غرق شد
3:05 و در یک رمان
3:07 با بستن مسافر و بستن راه
3:10 پس از خدا می خواهم که او را نگه دارد
3:13 او گفت
3:14 در یک رمان
3:16 پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد
3:20 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد
3:24 سپس گفت
3:26 خدایا در اطراف ما نه علیه ما
3:29 خدایا روی تپه ها و کوه ها
3:33 و عجم و اعتصاب
3:35 دره ها و بستر درختان
3:39 در یک رمان
3:40 دو سه بار
3:43 او گفت
3:44 پس قطع شد
3:46 بیرون رفتیم زیر آفتاب قدم زدیم
3:49 در یک رمان
3:50 چیزی که با دست به قسمتی از ابرها اشاره می کند
3:54 جز اینکه منتشر شد
3:56 شهر شبیه کویر شد
3:59 دره به مدت یک ماه زهکشی شد
4:02 کسی از دستش نیامد
4:05 جز اینکه با خیر اتفاق افتاد
4:08 و در یک رمان
4:09 پس او شهر را با جامه به دنیا آورد
4:13 و در یک رمان
4:15 ابرها را دیدم که به سمت راست و چپ می شکنند
4:19 باران می بارد و برای مردم شهر باران نمی بارد
4:23 و در یک رمان
4:24 خداوند کرامت پیامبرش صلی الله علیه و آله را به آنها نشان می دهد
4:28 و به تماس او پاسخ دهید
4:31 و در یک رمان
4:33 بنابراین به شهر نگاه کردم
4:35 و مانند تاج گل پیچیده می شود
4:38 شرک گفت
4:40 پس از انسی بن مالک پرسیدم
4:42 او اولین مرد است
4:44 او گفت
4:45 من نمی دانم
4:48 نظر در حدیث
4:51 و صورت منبر
4:53 بدون برخورد
4:54 دام تلف شد
4:56 قصد نابودی آن را داشت
4:58 نداشتن رزق و روزی از دست رفته برای زندگی
5:02 به دلیل احتباس باران
5:04 اگر سرگردان هستید
5:06 کدام جاده ها
5:08 و منظور چیست
5:09 ضعف شتر
5:10 به دلیل کمبود غذا نمی تواند با آن سفر کند
5:14 غیر از این گفته شد
5:16 پس از خدا می خواهم که به ما کمک کند
5:18 هرگونه درخواست آبیاری
5:20 از ابرها
5:22 ابرها ابر هستند
5:24 و نه قضاا
5:26 القزاع یک تکه ابر است
5:29 کالاها
5:30 کوهی است که در شهر شناخته شده است
5:33 توسعه شهری شهر از همه طرف آن را احاطه کرده است
5:38 الکراء
5:39 اسم جمع اسب
5:42 و آن چیز از بین رفت
5:44 شا جمع شاه است
5:46 باران خشک شد
5:48 یعنی باران کمتر
5:49 یا اصلا بیرون نیامد
5:52 و درختان سرخ شدند
5:54 یعنی برگ هایش خشک می شود
5:56 مثل یک چرخ دنده
5:57 قیاس در چرخش در تقدیر است
6:01 خورشید استا را چه دیدیم
6:03 یعنی شش روز
6:05 مراد بین دو جمعه است
6:08 و مسیرها گم شدند
6:10 کدام جاده ها
6:11 بخاطر آب زیاد
6:14 پس از خدا می خواهم که او را نگه دارد
6:16 یعنی باران را می گیرد و بالا می آورد
6:19 خدایا در اطراف ما نه علیه ما
6:23 یعنی خدایا به دور ما باران بفرست
6:26 و آن را برای ما نازل نکنید
6:28 روی تپه ها
6:30 یعنی فلات ها
6:31 و آگام ها
6:33 یعنی دژهای شهر
6:35 غیر از این گفته شد
6:37 و اعتصاب
6:38 یعنی کوه های هموار
6:41 و درختکاران
6:43 یعنی آن که محصول و جوانه می روید
6:46 ابرهای زیاد
6:48 یعنی بالا آمد و پخش شد
6:50 او چت می کند
6:51 یعنی فرود می آید و می چکد
6:54 منزویش کن
6:55 افراد منزوی
6:57 این مصب است که در یکی از دستان او ساخته شده است
7:00 برای خالی کردن آن از آنچه در آن است
7:03 دام های شهر
7:05 منبع آب یک منبع آب است
7:08 با شکاف مسافر
7:10 بدون تاخیر و خستگی
7:12 غیر از این گفته شد
7:14 جز اینکه منتشر شد
7:16 یعنی آشکار شد
7:17 مثل جواب
7:19 یعنی گرد مثل حوض گرد
7:22 آب دور او را گرفته بود
7:25 دره یک کانال است
7:26 کانال
7:27 نام دره ای در شهر
7:31 با خوبی
7:32 یعنی با باران شدید فراوان
7:35 پس او شهر را با جامه به دنیا آورد
7:38 یعنی مثل جیب جامه از شهر رفتم
7:43 مثل تاج گل
7:45 یعنی مثل تاج
7:47 یکی از فواید صحبت کردن
7:51 از صحبت کردن سود ببرید
7:53 در صورت لزوم صحبت در هنگام خطبه جایز است
7:56 دلالت بر مطلوبیت درخواست دعا از مرد صالح در هنگام مصیبت دارد
8:01 شکایت برای رفع خسارت جایز است
8:05 از سر نارضایتی و نگرانی نبود
8:08 بیان کاملی از شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به مردم است
8:14 و رحمت او بر خلق
8:16 این نشان دهنده مطلوبیت بخش درخواست باران از خانه ها است
8:20 اگر زیاد باشد از آن آسیب می بینند
8:23 در حدیث است که دعای باران دعای رغبت است
8:27 همچنین دعای خسوف دعای هیبت است
8:31 سه مرتبه اعاده دعا جایز است
8:35 در حدیث معجزه ظاهری پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است
8:40 او نخواست که باران را از سرچشمه آن حذف کند
8:44 پس درخواست کرد تا زیان خود را بپردازد
8:46 تکرار درخواست باران جایز است
8:50 اشتراک باران در باران جایز است
8:53 مستحب است برای رفع گرفتاری دعا کنید
8:57 در حدیث، دعا برای رفع ضرر منافاتی با امانت ندارد
9:02 راضی بودن به حکم خدا منافاتی ندارد
9:05 خواندن دعای باران در قطبه جمعه جایز است
9:10 و بر منبر نماز بخواند
9:13 دلالت بر جایز بودن نماز جمعه به جای نماز باران دارد
9:18 سوگند بدون سوگند برای تأیید قول جایز است
9:23 مشروعیت خطبه معتبر است
9:29 باب استماع روز جمعه در حالی که امام در حال ایراد خطبه است
9:34 از ابوهریره
9:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:40 اگر روز جمعه به دوستت گفتی، گوش کن
9:44 امام در حال ایراد خطبه است
9:46 زبانم را گم کردم
9:48 نظر در حدیث
9:52 به دوستت یعنی به همراهت
9:55 گوش کن یا سکوت کن
9:57 گوش دادن سکوت برای گوش دادن است
10:01 زبانم را گم کردم
10:03 منظور چیست؟
10:04 فضیلت تمام جمعه را سپری نکرد
10:07 چون کاملا به موضوع گوش نکردی
10:12 یکی از فواید صحبت کردن
10:15 از صحبت کردن سود ببرید
10:17 منع هر گونه صحبت در خطبه
10:21 این شامل راهنمایی برای دور ماندن از تمام صحبت های بیهوده و بیهوده است
10:29 باب ساعتی که روز جمعه است
10:33 از ابوهریره می‌گوید:
10:36 ابوالقاسم رضی الله عنه گفت
10:40 روز جمعه یک ساعت
10:42 غلام مسلمانی که ایستاده و نماز می خواند با آن موافق نیست
10:46 پس از خدا خیر خواست
10:49 جز اینکه او داد
10:51 با دستش گفت
10:52 ملا خود را روی شکم انگشت وسط و انگشت کوچک گذاشت
10:57 گفتیم باید دست از کار بکشد
11:00 نظر در حدیث
11:03 او با او موافق نیست
11:05 یعنی با آن برخورد نمی کند
11:07 این کلمه بیش از حد کلی است که نمی توان آن را معنی کرد
11:11 یا برایش راحت است که در آنجا نماز بخواند
11:14 جز اینکه او داد
11:16 یعنی به او پاسخ داد
11:18 و دین خود را تعیین کرد
11:20 نوک انگشتان نوک انگشتان هستند
11:24 روی شکم وسط
11:26 یعنی انگشت وسط
11:28 او را زاهد می کند
11:29 یعنی کم می کند
11:31 او می خواهد ساعت یک لحظه سبک باشد
11:35 یکی از فواید صحبت کردن
11:38 از صحبت کردن سود ببرید
11:40 بیانیه فضیلت روز جمعه
11:43 این شامل ترغیب مردم به درخواست زمان پاسخ در روز جمعه است
11:48 به احتمال زیاد بعد از ظهر است
11:53 درب
11:54 اگر مردم در نماز جمعه از امام دور شوند
11:58 نماز امام و هر که بماند جایز است
12:03 عن جابر رضی الله عنه گفت
12:06 در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله مناجات می کنیم
12:11 وقتی از شام آمدم، ترسیدم
12:14 در یک رمان
12:15 روز جمعه
12:17 حمل غذا
12:20 به سمت او برگشتند
12:22 حتی آن چه برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باقی ماند
12:26 به جز 12 مرد
12:28 پس رفتم پایین
12:30 و اگر تجارت یا تفریحی ببینند
12:33 آنها به او رسیدند
12:36 نظر در حدیث
12:39 ائر شترهایی هستند که تجارت می کنند
12:43 غذا یا چیز دیگه
12:46 به سمت او برگشتند
12:47 یعنی به کاروان رفتند
12:50 و اگر تجارت یا تفریحی ببینند
12:53 آنها به او رسیدند
12:55 یعنی از مسجد خارج شدند
12:57 مشتاق آن سرگرمی و تجارت
13:00 و خوبی ها را رها کن
13:02 یکی از فواید صحبت کردن
13:06 از حدیث بهره مند شد
13:08 بیانیه فضیلت روز جمعه
13:10 ترک تجارت واجب است
13:13 و هر آنچه از نماز جمعه منحرف می شود
13:18 باب نماز بعد و قبل از جمعه
13:23 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
13:26 10 رکعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حفظ کردم
13:31 دو رکعت قبل از ظهر
13:34 و دو رکعت بعد از آن
13:36 و دو ركعت بعد از غروب در خانه او
13:39 و دو رکعت بعد از شام در خانه اش
13:43 و دو رکعت قبل از نماز صبح
13:46 ساعتی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله وارد نشد
13:53 در یک رمان
13:54 بعد از جمعه نماز نمی خواند تا تمام شود
13:59 دو رکعت نماز می خواند
14:02 نظر در حدیث
14:05 ساعتی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله وارد نشد
14:11 خواهرش حفصه رضی الله عنه به او گفت در آن ساعت نماز بخوان
14:17 یکی از فواید صحبت کردن
14:20 از صحبت کردن سود ببرید
14:23 بیان تعداد رکعات عادی سنت
14:26 بیانگر آن است که اقامه نماز اختیاری در منزل اهمیت بیشتری دارد
14:30 شرح فضیلت ابن عمر رضی الله عنه در آن آمده است
14:34 و از سنت پیروی کنید
14:39 باب کلام الله اکبر
14:42 هنگامی که نماز تمام شد، در زمین بگسترانید و از فضل خدا طلب کنید
14:49 از سهل بن سعد رضی الله عنه
14:52 او گفت
14:54 روز جمعه شادی می کردیم
14:58 ما پیرزنی داشتیم که اصل چغندر را از ما گرفت
15:02 در چهل سالگی کاشتیم
15:06 بنابراین او آن را در گلدان خود می گذارد
15:09 سپس دانه های جو را در آن بریزید
15:12 او گفت
15:13 هیچ گونه چربی و رطوبت در آن وجود ندارد
15:16 اگر نماز جمعه بخوانیم، آن را زیارت می کنیم
15:20 بنابراین او را به ما نزدیک کرد
15:23 به همین دلیل از جمعه لذت می بردیم
15:27 تا بعد از جمعه نه نهار خوردیم و نه چرت
15:33 نظر در حدیث
15:36 از خاستگاه سلق
15:38 جوشاندن کمی شناخته شده است
15:41 ما آن را در چهل سالگی می کاریم
15:44 چهارشنبه: لبه برکه ها، نهرها و جوی های آب
15:49 گریس، هر گونه گریس مکانیکی و غیره
15:53 من تو را دوست ندارم
15:55 چوب چربی گوشت و چربی است که از آن استخراج می شود
16:00 بنابراین او را به ما نزدیک کرد
16:02 یعنی به ما ارائه شد
16:04 ناهار نخوردیم
16:06 غذایی است که در ابتدای روز خورده می شود
16:10 و ما چرت نمی زنیم
16:11 استراحت در طول روز
16:14 حتی اگر خواب نداشت
16:17 یکی از فواید صحبت کردن
16:21 از صحبت کردن سود ببرید
16:23 میل به نزدیک شدن به دیگران از طریق نیکی، حتی اگر چیز کوچکی باشد
16:27 بیانی از رضایت و یقین صحابه رضی الله عنه است
16:32 و بی توجهی آنها به دنیا و لذات آن
16:36 این افراد را تشویق می کند تا ابتکار عمل را به کار گیرند
16:39 و چرت زدن مطلوب است
16:41 و از آن برای انجام وظیفه استفاده کنید
16:45 این شامل توضیحی در مورد فضیلت تغذیه غذا است
16:48 این فضیلت ایجاد شادی در قلب یک مسلمان را توضیح می دهد
16:53 اهمیت صدقه دائمی را توضیح می دهد، حتی اگر اندک باشد
17:00 باب نماز خوف
17:04 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
17:08 پیش از نجد با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدم
17:13 دشمن فوزین
17:15 بنابراین ما با آنها دست دادیم
17:17 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و برای ما دعا کرد.
17:22 جمع با او ایستادند و دعا کردند
17:26 فرقه به دشمن روی آورد
17:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و همراهانش زانو زدند
17:33 دو سجده سجده کرد
17:35 سپس به سوی گروهی که نماز نخوانده بودند حرکت کردند
17:39 پس آمدند
17:41 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک رکعت بر آنان رکوع کرد.
17:45 دو سجده سجده کرد
17:47 سپس سلام کرد
17:49 پس هر یک از آنها برخاستند
17:51 پس یک رکعت برای خود رکوع کرد و دو سجده کرد
17:56 ابن عمر بر پیامبر صلی الله علیه و آله افزوده است
18:00 حتی اگر بیشتر از آن باشند
18:03 بگذارید ایستاده و زانو زده نماز بخوانند
18:06 نظر در حدیث
18:10 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدم
18:14 غزوه ذات الرقاع است.
18:17 قبل از اینکه مسیری را پیدا کنیم
18:20 منطقه ای از شبه جزیره عربستان را می یابیم
18:24 دشمن از موازی پیروز می شود
18:27 مصاحبه است
18:29 بنابراین ما از ردیف با آنها دست دادیم
18:32 رکبنا جمع سوار است
18:36 یکی از فواید صحبت کردن
18:39 از صحبت کردن سود ببرید
18:42 تبیین اهمیت نماز
18:44 و از حالت جنگ خارج نمی شود
18:47 شامل واجبات در نماز است
18:50 به دلیل ناتوانی واقعی و مجازی زمین می خورید
18:53 در احادیث مواظب و مراقب دشمنان است
18:58 حاوی شرح فضیلت جهاد فی سبیل الله تعالی است
19:03 باب پاسداری از یکدیگر در نماز خوف
19:09 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
19:14 پیامبر صلی الله علیه و آله قیام کرد
19:18 مردم با او برخاستند
19:20 پس او رشد کرد و آنها با او رشد کردند
19:23 و برخی از آنها با او زانو زدند
19:27 سپس سجده کرد و آنها نیز با او سجده کردند
19:30 سپس برای دومین بار بلند شد
19:32 پس سجده کنندگان برخاستند و از برادران خود محافظت کردند
19:36 گروه دیگر آمدند
19:39 با او زانو زدند و سجده کردند
19:41 مردم همه در نمازند
19:44 اما آنها از یکدیگر محافظت می کنند
19:47 نظر در حدیث
19:50 باب پاسداری از یکدیگر در نماز خوف
19:55 نگهبانی یعنی حفظ
19:58 اما نگهبانی شده
20:00 پاسداری در راه خدا
20:02 این هوشیاری و حفاظت از مسلمانان است
20:05 از اینکه دشمن با حیله گری خود به آنها ضربه بزند
20:08 یکی از فواید صحبت کردن
20:11 از صحبت کردن سود ببرید
20:14 تبیین فضیلت پاسداری فی سبیل الله تعالی
20:18 در روایات به برپایی نماز سفارش شده است
20:22 حدیث دلالت دارد که نماز خوف انواع مختلفی دارد
20:27 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را دعا کرد
20:30 در روزهای مختلف و به اشکال مختلف
20:34 در همه آنها تحقیق کند که چه چیزی برای نماز احتیاط بیشتری دارد
20:38 به نگهبان گزارش داد
20:40 شامل امام نماز در نماز خوف می شود
20:43 او امام جهاد است
20:45 در هر دو فرقه نماز می خواند
20:48 باب دعای سالک و خواستگار
20:53 سواری و ژست گرفتن
20:55 از ابن عمر گفت:
20:59 پیامبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود
21:02 وقتی از مهمانی ها برگشت
21:05 بعدازظهر نماز نخوان
21:07 مگر در بنی قریده
21:10 برخی از آنها در راه به بعد از ظهر رسیدند
21:13 برخی از آنها گفتند
21:15 تا دعا نکنیم نمیخوانیم
21:18 برخی از آنها گفتند
21:20 بلکه ما دعا می کنیم
21:22 ما این را نمی خواستیم
21:24 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شد
21:27 هیچ کدام را مجازات نکرد
21:30 نظر در حدیث
21:34 باب دعای سالک و خواستگار
21:37 سواری و ژست گرفتن
21:39 طلبه دشمن طلب است
21:42 آنچه مورد نیاز است همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است
21:46 ژست اشاره با اندام است
21:50 مانند سر، دست، چشم و ابرو
21:53 مراد در اینجا سر است
21:56 طرفین نبرد سنگر هستند
21:59 بعدازظهر نماز نخوان
22:02 یعنی نماز عصر
22:04 مگر در بنی قریده
22:06 او یک یهودی زنده است
22:08 او خشن نبود
22:10 یعنی ملامت نمی کرد و تند صحبت نمی کرد
22:14 یکی از فواید صحبت کردن
22:18 در حدیث شواهدی وجود دارد که هرکسی با هم فرق دارد
22:23 در شعب، علمای کوشا حقوق بگیر هستند
22:26 این شامل راهنمایی در مورد پرهیز از تمسخر فرد سخت کوش است
22:29 حتی اگر اشتباه کند، تمام تلاشش را می کند
22:32 در آن هر که با تأویل کار کند دور نیست
22:36 هیچ اشکالی ندارد
22:41 کتاب دو عید
22:43 باب سنت دو عید برای اهل اسلام
22:49 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
22:53 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ما را مخاطب قرار داد
22:56 روز قربانی بعد از نماز
22:59 در یک رمان
23:01 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت
23:04 روز قربان به بقیع
23:06 دو رکعت نماز خواند
23:08 سپس با صورتش به سمت ما برگشت
23:11 و او گفت
23:14 در یک رمان
23:16 این اولین چیزی است که امروز با آن شروع می کنیم
23:19 برای دعا کردن
23:21 بعد برمی گردیم و قربانی می کنیم
23:23 چه کسی نماز ما را خواند؟
23:26 و بگذار با هم زندگی کنیم
23:28 او زاهد شده است
23:30 و هر که قبل از نماز مناسک انجام دهد
23:33 قبل از نماز است
23:35 هیچ آیینی برای او وجود ندارد
23:37 ابوبرده بن یار گفت
23:39 عموی البراء
23:41 ای رسول خدا
23:43 قبل از دعا گوسفندم را ساکت می کنم
23:46 می دانستم که امروز روز خوردن و نوشیدن است
23:49 می خواستم گوسفندم اولین کسی باشد که در خانه من ذبح می شود
23:54 پس گوسفندم را ذبح کردم
23:56 قبل از نماز ناهار خوردم
23:59 در یک رمان
24:01 من به خانواده و همسایه هایم غذا دادم
24:04 و در یک رمان
24:06 مهمان داشتند
24:08 پس به خانواده اش دستور داد تا قبل از بازگشت آنها را ذبح کنند
24:12 تا مهمانشان بخورد
24:14 او گفت
24:15 چت گوشت گپ
24:19 او گفت
24:20 ای رسول خدا
24:22 ما یک بغل داریم، یک تنه داریم
24:25 او الیا را بیش از دو گوسفند دوست داشت
24:28 در یک رمان
24:30 بهتر از یک پیرزن
24:32 از من استراحت کن
24:34 او گفت
24:35 بله
24:36 پس از تو برای هیچکس کافی نخواهد بود
24:39 در یک رمان
24:41 برای هیچ کس دیگری کار نخواهد کرد
24:43 و در یک رمان
24:45 و او نخواهد مرد
24:47 نظر در حدیث
24:50 باب سنت دو عید برای اهل اسلام
24:54 کدام سال آنها را در جشن خود متمایز می کند؟
24:57 او نماز ما را خواند
24:59 یعنی نماز عید
25:01 و بگذار با هم زندگی کنیم
25:03 مراسم قربانی
25:06 مقصود فداکاری است
25:08 او زاهد شد
25:10 یعنی قانون زهد
25:12 فداکاری است
25:14 و از زهد تو
25:15 یعنی هر که ذبح کرد
25:17 پس ذبح می کنیم
25:18 یعنی ذبح می کنیم
25:20 چت گوشت گپ
25:22 یعنی فداکاری نیست
25:24 هیچ پاداشی برای آن به عنوان قربانی وجود ندارد
25:27 بلکه گوشت است که از آن بهره مند شوید
25:30 ما یک آغوش برای خود داریم
25:33 آناک فرزند ماده بز است
25:36 تنه
25:37 یعنی هنوز یک ساله نشده است
25:40 او برای من از دو گوسفند محبوب تر است
25:43 یعنی از نظر گوشت خوب و فربه
25:46 و ارزش فوق العاده آن
25:48 یکی از فواید صحبت کردن
25:52 حدیث دلالت بر این دارد که اهل اسلام عیدی دارند
25:56 آنها با قانون و روش خود متمایز می شوند
26:01 ایراد خطبه بعد از نماز سنت است
26:04 قربانی یکی از آداب و رسوم اهل اسلام است
26:08 حدیث دلالت بر تیزبینی صحابه رضی الله عنه دارد
26:12 در آیین قربانی
26:15 این شامل بیانیه ای از سن و زمان قربانی است
26:19 حاوی راهنمایی در مورد سخاوتمندی با خانواده در روز عید قربان است
26:23 فصل غذا خوردن در روز فطر قبل از بیرون رفتن
26:29 از انس بن مالک می‌گوید:
26:32 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
26:35 روز عید فطر نیست
26:38 تا زمانی که خرما بخورد
26:41 نظر در حدیث
26:45 بیرون نمی آید یعنی بیرون نمی آید
26:48 تا زمانی که خرما بخورد
26:52 یکی از فواید صحبت کردن
26:55 از حدیث معلوم می شود که جزء سنت است
26:59 در روز عید فطر نباید به نمازخانه رفت
27:03 فقط بعد از خوردن خرما و تورا
27:07 حکمت پشت خواستن خرما
27:10 زیرا شیرینی ها بینایی را تقویت می کنند
27:13 که با روزه ضعیف می شود
27:16 راحت تر از بقیه است
27:19 قبل از نماز عید فطر
27:22 فکر نکند که روزه در روز افطار واجب است
27:25 تا اینکه نماز عید را بخواند
27:28 با عرض تسلیت به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
27:32 باب: خوردن در روز قربانی
27:37 از انس بن مالک می‌گوید:
27:41 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربانی فرمودند
27:45 هر کس قبل از نماز ذبح کرد، دوباره آن را تکرار کند
27:49 سپس مردی برخاست و گفت
27:52 ای رسول خدا این روز است
27:55 او هوس گوشت دارد
27:58 در روایتی از همسایگان خود یاد کرده است
28:01 چند تن از همسایگان خود را ذکر کرد
28:04 در روایتی فرمود:
28:07 فقر دارند یا گفت
28:10 آنها فقیر هستند
28:13 من یک تنه در یک رمان دارم
28:16 یک بغل بهتر از دو گوشت بره است
28:19 پس به او اجازه این کار را داد
28:22 من میزان مجوز را نمی دانم
28:25 کی دیگه یا نه؟
28:28 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بسنده کرد
28:31 به دو قوچ و ذبح آنها
28:34 و مردم به غارت برخاستند
28:37 پس توزیع کن یا گفت
28:40 پس پاره اش می کنی
28:45 هر که قربانی خود را ذبح کرد
28:48 قبل از نماز، یعنی نماز عید
28:52 آماده کند، یعنی چیز دیگری ذبح کند
28:55 چت گوشت است، چت نیست
28:58 یک قربانی، و یک مرد برخاست
29:01 این ابوبرده است
29:04 روزی که هوس گوشت می کند
29:07 یعنی ارواح در روز قربانی دیده می شوند
29:10 برای خوردن گوشت تنه
29:13 ثی معاذ در سال دوم تجدید نظر نکرد
29:16 اگر پیغمبر صلی الله علیه و آله کفایت کند
29:19 هر پولی
29:22 و مردم به غارت برخاستند
29:25 هر تکه گوسفندی
29:28 پس آن را تقسیم کردند، یعنی بین خود تقسیم کردند
29:31 پس پاره اش می کنی
29:34 یعنی بین خودشان تقسیم کردند
29:37 او در اینجا اشاره کرد
29:40 یکی از فواید صحبت کردن
29:44 از صحبت کردن سود ببرید
29:47 احترام به مهمانان و همسایگان مطلوب است
29:50 در حدیث، تنه بز کافی نیست
29:53 یعنی مجوز عمومی نیست
29:56 آن را گسترش ندهید
29:59 تیزبینی صحابه رضی الله عنه را بیان می کند
30:02 در آیین قربانی