متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
مرکز مزیت
0:06
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09
ارسال کنید
0:12
خلاصه صحیح البخاری
0:17
باب نگه داشتن ایذار در پشت گردن در نماز
0:22
از محمّد بن المنكدر فرمود:
0:25
در حالی که جابر بن عبدالله در لباسی که در آن پیچیده بود مشغول نماز بود، وارد شدم
0:31
ردای او قرار می گیرد
0:34
وقتی رفت گفتیم یا اباعبدالله.
0:38
تو نماز می خوانی و عبای تو پوشیده می شود
0:41
گفت: آری، دوست دارم نادانان مرا مانند تو ببینند
0:46
پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که این گونه نماز می خواند
0:52
نظر در حدیث
0:55
باب نگه داشتن ایذار در پشت گردن در نماز
0:59
پشت گردن
1:01
در آن پیچیده شده است
1:03
ائتلاف
1:04
به هر شکلی در لباس می چرخد
1:08
زیر آن عدم تحمل و ابتذال است
1:11
الزهری گفت
1:13
دعوای دو طرف بر دوش اوست
1:17
و ردای او
1:18
عبا یک لباس است
1:20
می گفتند سرمایی که انسان بر دوش و بین دوش بر لباس می گذارد
1:27
یکی از فواید صحبت کردن
1:31
از صحبت کردن سود ببرید
1:33
نماز یک جامه برای کسانی که توان مالی بیشتری دارند جایز است
1:38
در آن تربیت در واقع روح را آگاه می کند
1:42
و دنیا می تواند هر رازی از چیزی را بپذیرد هر چند بیش از آن توانایی داشته باشد
1:48
گسترش برای عموم به تقلید
1:51
تندخویی در نکوهش جاهل جایز است
1:58
باب نماز خواندن در یک جامه پیچیده شده در آن
2:03
از عمر بن ابی سلمه میگوید:
2:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که در یک جامه نماز می خواند و همه به آن لباس می پوشیدند.
2:13
در خانه ام سلمه
2:15
اندامش را روی شانه هایش گذاشت
2:19
در یک رمان، بین دو طرف آن اختلاف نظر وجود داشت
2:25
از ابوهریره
2:27
سوال کننده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد نماز یک جامه پرسید.
2:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:38
هر دوتا لباس بگیرید
2:41
نظر در حدیث
2:45
کلا باهاش
2:46
جمع شدن برای پوشاندن شانه است
2:50
روی شانه هایش
2:52
دو استاد
2:53
از شانه تا مبدا گردن
2:56
هر دوتا لباس بگیرید
2:59
بازجویی
3:00
یعنی خبر دادن به آنچه او رضی الله عنه از حال آنها می دانست
3:06
با نیستی و لباس تنگ
3:09
پس آنها را از حلال بودن نماز در یک جامه آگاه کن
3:13
یکی از فواید صحبت کردن
3:17
از صحبت کردن سود ببرید
3:19
در نماز اجتماع در یک جامه جایز است
3:23
و آن جمع انواع است
3:25
و حرام است
3:26
اجتماع ناشنوایان است
3:29
نماز در یک جامه جایز است
3:33
و در حدیث
3:34
فتوا از روش محتوا
3:37
گویا ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:40
اگر پوشاندن عورت واجب است
3:43
دعا لازم است
3:45
همه دوتا لباس ندارند
3:48
چگونه نمی دانستند که نماز در یک جامه جایز نیست؟
3:55
درب
3:56
اگر در یک جامه نماز بخواند
3:59
بگذار روی شانه هایش بگذارد
4:02
از ابوهریره میگوید:
4:05
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:08
هیچ یک از شما نباید در یک لباس نماز بخواند
4:11
چیزی روی او نیست
4:15
در یک رمان
4:16
هر که در یک جامه نماز بخواند
4:19
بگذارید بین دو طرفش اختلاف نظر داشته باشد
4:22
نظر در حدیث
4:26
نماز نمی خواند
4:27
نهی در اینجا اشاره به نهی دارد
4:32
یکی از فواید صحبت کردن
4:35
از صحبت کردن سود ببرید
4:37
هر کس بدون لباسی بر دوش نماز بخواند
4:42
نمازش در بین مردم صحیح بود
4:45
تفاوت داشتن در لباس فایده دارد
4:48
و کمال مجاز
4:50
نمازگزار هنگام رکوع نباید به عورت خود نگاه کند
4:54
اگر زانو بزند عبا نمی افتد
5:00
درب
5:01
اگر لباس تنگ است
5:04
از سعید بن الحارث میگوید:
5:07
از جابر بن عبدالله در مورد نماز یک جامه پرسیدیم
5:12
و او گفت
5:14
من با پیامبر صلی الله علیه و آله در برخی از سفرها بیرون رفتم
5:19
یک شب آمدم تا کارها را حل کنم
5:22
او را در حال نماز یافتم
5:24
و من یک لباس دارم
5:26
بنابراین شامل آن شد
5:28
کنارش نماز خواندم
5:30
وقتی رفت
5:32
او گفت
5:33
موفق باشی جابر
5:35
پس نیازم را به او گفتم
5:38
وقتی تمام کردم
5:39
او گفت
5:40
این چه زیبایی است که من دیدم؟
5:44
گفتم
5:45
یک لباس بود
5:46
یعنی خسته شده
5:48
او گفت
5:49
اگر جادار است دور آن بپیچید
5:52
اگر تنگ است، آن را ببندید
5:56
نظر در حدیث
6:00
در برخی از سفرهایش
6:01
یعنی در جنگ باوات
6:04
برای بعضی مسائل
6:06
یعنی برای برخی نیازها
6:08
وقتی رفت
6:10
یعنی نماز خواندن و رو به قبله بودن
6:13
موفق باشی جابر
6:15
بپرس چرا شب اومده؟
6:19
این جمع بندی چیست؟
6:21
انکار استوام
6:22
قابل حمل بر روی تمام ناشنوایان
6:26
پس به او سر بزنید
6:28
یکی از فواید صحبت کردن
6:31
از صحبت کردن سود ببرید
6:34
آن کلیتی است که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را انکار کرد
6:39
کمال ناشنوایان است
6:41
پوشاندن و پیچیدن خود با جامه است
6:45
از کناره هایش چیزی بلند نمی کند
6:47
او نمی تواند دست های خود را جز از پایین بردارد
6:51
او می ترسد که اندام های عورتش آشکار شود
6:56
حاوی جواز حاجت شبانه از سلطان است
7:00
جایز است مرد برای حاجت شبانه نزد دیگری بیاید
7:05
و در حدیث
7:06
اگر لباس گشاد باشد
7:09
با هر دو طرف در تضاد است
7:11
حتی اگر تنگ باشد
7:13
او می تواند آن را بپوشد
7:15
بر پوشاندن عورت هنگام نماز تأکید دارد
7:18
در مورد سهل فرمود:
7:23
مردانی با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواندند
7:28
گردنبندهایشان را دور گردنشان بستم
7:31
مثل بدن یک پسر
7:34
در یک رمان
7:35
از کودکی گردنبندهای خود را به گردن می بستند
7:40
به زنان گفت
7:42
سرت را بالا نگیر
7:45
تا مردها همسطح بنشینند
7:49
نظر در حدیث
7:52
گردنبندهایشان را دور گردنشان بستم
7:55
یعنی در آن پیچیده شده است
7:58
این امر در مورد چیزی غیر از ملاقات حرام ناشنوایان قابل اجرا است
8:03
سرت را بالا نگیر
8:05
یعنی سجده
8:07
یکی از فواید صحبت کردن
8:11
از صحبت کردن سود ببرید
8:13
این اولین دیدار عطزار است
8:16
چون پنهان است
8:18
این شامل تشویق مردم برای محافظت از اندام خصوصی خود از طریق ابزارهای موجود است
8:22
و شامل غضب بینایی در عورت است
8:28
باب کراهت از تعریف، دعا و غیره
8:33
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
8:38
زمانی که کعبه ساخته شد
8:40
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت
8:43
و عباس سنگ حمل می کرد
8:46
عباس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت
8:51
لباس خود را دور گردن خود قرار دهید تا از سنگ محافظت کنید
8:56
غرور سر زمین است
8:58
چشمانش رو به آسمان بود
9:01
بعد از خواب بیدار شد
9:02
و او گفت
9:03
ایزاری ایزاری
9:06
پس جامه خود را تنگ کرد
9:08
در یک رمان
9:10
پس از آن حضرت رضی الله عنه برهنه دیده نشد
9:16
پرواز در بحث
9:19
زمانی که کعبه ساخته شد
9:21
یعنی قبل از ماموریت
9:23
او از شما محافظت می کند
9:24
یعنی شما را حفظ و حراست می کند
9:27
غرور
9:28
یعنی بیهوش افتاد
9:31
چشمانش آرزو کرد
9:32
یعنی بالا رفت
9:34
مزاری
9:36
یعنی جامه ام را بده
9:39
یکی از فواید صحبت کردن
9:42
از صحبت کردن سود ببرید
9:44
حیا و پنهان کاری از ویژگی های طبیعت است
9:48
و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:51
او از زشتی های دوران جاهلیت مبرا بود
9:54
متولد شده تا بهترین اخلاق را داشته باشد
9:57
فصل در مورد آنچه که قسمت های عورت را می پوشاند
10:02
از ابوسعید رضی الله عنه گفت
10:07
پیامبر صلی الله علیه و آله نهی فرمود
10:10
درباره روزه روز فطر و قربانی
10:12
و در مورد افراد ناشنوا
10:14
مرد باید خود را در یک جامه بپوشاند
10:18
و در مورد نماز بعد از نماز صبح و عصر
10:22
پرواز در بحث
10:25
ناشنوا
10:27
کامل بودن ناشنوایان
10:29
تا تمام بدن خود را با جامه یا خرقه بپوشاند و بپیچد
10:34
آن را از دست راست به دست چپ و به شانه چپ برمی گرداند
10:40
سپس برای بار دوم آن را از پشت به دست راست و شانه راست برمی گرداند
10:45
همه آنها را پوشش می دهد
10:48
و پناه گرفتن
10:50
پنهان شدن
10:51
روی باسنش بنشیند و پاهایش را بلند کند
10:55
لباس را دور کمر و زانوهایش می پیچد
10:59
و عورتش بد است
11:01
یکی از فواید صحبت کردن
11:05
از صحبت کردن سود ببرید
11:07
ممنوعیت روزه در ایام عید
11:10
شامل منع آمیزش زنان ناشنوا با یکدیگر می شود
11:13
و منع جلساتی که عورت در آن آشکار می شود
11:17
مثل پنهان شدن
11:19
از ابوهریره
11:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دو بیع نهی کرد
11:28
و حدودا دو تا لباس
11:30
و حدود دو نماز
11:32
نماز را بعد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب نهی کرد
11:36
و بعد از ظهر تا غروب خورشید
11:40
و در مورد مجموع ناشنوایان
11:42
و در مورد پنهان شدن در یک لباس
11:45
آرواره اش را به سوی آسمان بلند می کند
11:48
و در مورد طرد و لمس کردن
11:52
نظر در حدیث
11:55
آرواره اش را به سوی آسمان بلند می کند
11:58
یعنی ظاهر می شود و عورت خود را بدون پوشاندن آشکار می کند
12:02
و در مورد مخالفان
12:04
یعنی مرد قبل از اینکه لباسش را بچرخاند یا به آن نگاه کند، آن را برای فروش قرار می دهد
12:10
و عکس داره
12:12
و لمس کردن
12:14
یعنی دست زدن به لباس بدون اینکه به آن نگاه کند
12:17
و عکس داره
12:19
یکی از فواید صحبت کردن
12:22
از صحبت کردن سود ببرید
12:24
ممنوعیت لباسی که عورت را نپوشاند
12:28
و منع عبادات و معاملات خاص
12:36
از حمید بن عبدالرحمن بن عوف
12:39
که ابوهریره گفت
12:42
به همین مناسبت ابوبکر مرا با دو مؤذن در روز قربانی فرستاد
12:48
تماس را به مینا اعلام می کنیم
12:50
هیچ مشرکی بعد از سال حج نمی کند
12:53
او نباید برهنه خانه را طواف کند
12:56
در یک رمان
12:58
بزرگترین روز حج، روز قربانی است
13:01
حمید بن عبدالرحمن گفت
13:05
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی را اضافه کرد
13:10
پس به او دستور داد که برائت را اعلام کند
13:13
ابوهریره گفت
13:15
پس مراد علی در میان مردم ما در روز قربانی اعلام شد
13:20
هیچ مشرکی بعد از سال حج نمی کند
13:23
او نباید برهنه خانه را طواف کند
13:26
نظر در حدیث
13:30
در آن استدلال
13:32
یعنی آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به صدیق رضی الله عنه دستور داد تا حج را به جا آورد.
13:39
یک سال مانده به حج وداع
13:42
او نباید برهنه خانه را طواف کند
13:45
او به دلیل طواف برهنه در جاهلیت، معلول است
13:51
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی را اضافه کرد
13:56
یعنی بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را فرستاد.
14:03
پشت سر ابوبکر رضی الله عنه
14:06
برای اعلام برائت
14:08
یعنی مقداری سوره توبه
14:12
یکی از فواید صحبت کردن
14:15
از صحبت کردن سود ببرید
14:17
پوشاندن عورت در طواف و جاهای دیگر واجب است
14:21
و شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه
14:24
و فضیلت علی بن ابی طالب رضی الله عنه
14:29
باب آنچه در ران آمده است
14:33
عن انس
14:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت
14:40
سپس نماز صبح را در قلاس خواندیم
14:44
در یک رمان
14:46
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قومی بر ما حمله کرد
14:51
تا شد و دید به ما هجوم نیاورد
14:55
اگر صدای اذان بشنود از آنها دست بر می دارد
14:58
اگر صدای اذان را نشنود به آنها حمله می کند
15:03
پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سوار شد
15:06
ابوطلحه سوار شد
15:08
من همنشین ابوطلحه هستم
15:11
پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به کوچه خیبر دوید
15:17
و زانوهایم به ران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می رسد
15:23
سپس جامه را از روی ران خود درآورد
15:25
من حتی به سفیدی ران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نگاه می کنم
15:32
وقتی وارد روستا شد گفت:
15:35
خدا بزرگ است
15:36
خرابیت خیبر
15:38
وقتی در میدان مردم اردو زدیم
15:41
صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند
15:44
سه بار گفت
15:46
او گفت
15:48
مردم برای کار بیرون رفتند
15:50
و گفتند
15:51
محمد و الخمیس یعنی سپاه
15:56
او گفت
15:56
بنابراین ما او را به زور زدیم
15:59
پس اسیران را جمع کرد
16:01
در یک رمان
16:02
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آنان ظاهر شد
16:07
رزمنده را کشت و به الدرار دشنام داد
16:10
دیهی الکلبی رضی الله عنه آمد
16:14
و او گفت
16:15
ای پیامبر خدا
16:17
یک کنیز از اسارت به من بده
16:20
او گفت
16:21
برو یه کنیز بگیر
16:23
پس صفیه بنت حوی را گرفت
16:26
سپس مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
16:30
و او گفت
16:32
ای پیامبر خدا
16:33
دیهی به صفیه بنت حویه داده شد
16:37
بانو قریده و نادر
16:40
فقط برای شما مناسب است
16:42
او گفت
16:43
او را به او دعوت کنید
16:45
پس آورد
16:47
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد
16:51
او گفت
16:52
یک کنیز دیگر را از اسارت بگیرید
16:56
او گفت
16:57
پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد
17:02
ثابت به او گفت
17:04
ای ابوحمزه
17:06
من او را باور نمی کنم
17:08
او گفت
17:09
خودش
17:10
او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد
17:13
حتی اگر در جاده باشد
17:16
ام سلیم آن را برای او آماده کرد
17:18
پس همان شب آن را به او داد
17:21
پس پیامبر صلی الله علیه و آله عروس شد
17:26
و او گفت
17:27
هرکی چیزی داره بیاره
17:31
و اطاعت را گسترش دهید
17:33
بنابراین مرد شروع به آوردن خرما کرد
17:35
و مرد را وادار کرد که گیلاس بیاورد
17:38
او گفت
17:39
فکر می کنم از السویق یاد کرد
17:43
او گفت
17:44
بنابراین آنها عیسی را احساس کردند
17:46
عید رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
17:52
نظر در حدیث
17:55
باب آنچه در ران آمده است
17:58
بخاری در ترجمه خود موضوع عورت ران را تأیید نکرده است
18:02
در مورد آن اختلاف نظر شدید وجود دارد
18:05
خیبر را فتح کرد
18:07
سال هفتم هجری قمری
18:09
ناهار
18:11
یعنی سحر
18:12
باگلاس
18:14
تاریکی آخر شب
18:17
بنابراین او دوید
18:18
یعنی حرکت دادن وسیله نقلیه اش
18:21
در یک کوچه
18:22
کوچه
18:24
راه آهن و جاده بین طبقات
18:27
دلشکستگی من
18:28
هر پیشاهنگی
18:29
روستا
18:30
یعنی خیبر
18:32
ویران شده
18:33
یعنی خرابه شد
18:36
در یک حیاط
18:37
عرصه
18:38
فضای بین خانه ها
18:41
شیطنت
18:42
هر یک از سو
18:43
هشدار دهنده های صبحگاهی
18:46
هشدار دهنده کسی است که هشدار را می رساند
18:49
این ارعاب با گفتن چیز بدی است
18:52
و پنجشنبه
18:54
لشکر خمیس نام داشت
18:56
زیرا بر پنج پنجم تقسیم می شود
18:59
قلب، سمت راست و پورت
19:01
و بالها
19:04
بنابراین ما او را به زور زدیم
19:06
یعنی به زور واردش شدیم
19:08
فقط برای شما مناسب است
19:10
چون اهل بیت نبوت و از بیت رهبری است
19:15
من او را باور نمی کنم
19:17
مهریه همان مهریه است
19:19
من آن را آماده کردم
19:21
یعنی زینت و ظاهرش
19:23
بنابراین به او هدیه دادم
19:25
یعنی آسفالت
19:27
یک عروس
19:29
عروس به هر دو مرد و زن اطلاق می شود
19:32
و اطاعت را گسترش دهید
19:34
ناتا چیزی است که از چرم ساخته شده است
19:37
السویق
19:39
گندم یا جو است که می ریزند و سپس آسیاب می کنند
19:42
در اختیار او قرار خواهد گرفت
19:44
بنابراین آنها احساس بدبختی می کردند
19:46
الحیس
19:47
غذای تهیه شده از خرما، بلوط و روغنی
19:51
جشن
19:53
هر نوع غذای پرمخاطره
19:55
یکی از فواید صحبت کردن
19:59
از صحبت کردن سود ببرید
20:01
سوار شدن بر حیوان در صورتی که توانایی تحمل آن را داشته باشد جایز است
20:06
حاوی شرح فضیلت جهاد فی سبیل الله تعالی است
20:10
حدیث دلالت دارد که ران عورت نیست
20:14
دلالت بر توصیه به ذکر و تکبیر در زمان جنگ دارد
20:18
مطلوب است که ارباب کنیز خود را آزاد کند و با او ازدواج کند
20:23
درست است که او دو ثواب دارد
20:25
شامل جواز عروسی در شب و روز است
20:30
مطلوب است که دوستان و همسایگان شوهر با غذای خودشان در جشن به او کمک کنند
20:37
و در حدیث
20:39
جشن با هر غذایی برگزار می شود
20:42
و در شاه متوقف نشوید
20:44
و سنت بدون گوشت ثابت می شود
20:50
درب
20:51
زن چند لباس نماز بخواند؟
20:55
از عایشه گفت:
20:57
زنان مؤمن در حال تماشای نماز صبح با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
21:04
در شنل پیچیده شده است
21:07
بعد که نماز را تمام می کنیم به خانه هایشان می روند
21:12
هیچ کس از نابینا آنها را نمی شناسد
21:16
نظر در حدیث
21:20
شهادت می دهند، یعنی حضور می یابند
21:22
پوشیده، به معنی پوشیده
21:26
با شنل هایشان
21:28
باران
21:28
لباس معلم ساخته شده از پشم و مواد دیگر
21:32
می گردند یعنی برمی گردند
21:36
براق
21:37
تاریکی آخر شب است
21:40
یکی از فواید صحبت کردن
21:44
در حدیث ترجیح بر غسل و برخاستن صبح زود است
21:48
در مورد موضوع اختلاف نظر وجود دارد
21:50
بیرون رفتن زنان در شب جایز است
21:53
به شرط عدم وجود خطر نزاع، جایز است
21:57
در آن حالت زن بر اساس پوشش است
22:03
باب: اگر با لباسی که پرچم دارد نماز بخواند
22:07
و به دانش او نگاه کرد
22:10
درباره عایشه
22:11
پیامبر صلی الله علیه و آله در خمیسه ای با پرچم ها نماز خواند
22:17
پس به پرچم های آن نگاه کرد
22:20
وقتی رفت
22:22
او گفت
22:23
این خمیس من را نزد ابوجهم ببر
22:27
و عروس ابوجهم را برایم آوردند
22:31
قبلاً من را از نماز من پرت می کرد
22:36
در یک رمان
22:37
در حال نماز به پرچم او نگاه می کردم
22:41
می ترسم وسوسه ام کنی
22:44
نظر در حدیث
22:47
خمیسه پوششی است از پشم یا پشم
22:51
مربع نازک با پرچم
22:55
پرچم ها گلدوزی و راه راه روی لباس هستند
23:00
ابوجهم عامر بن حذیفه رضی الله عنه است
23:05
با صدای بلند
23:07
کت ضخیم است که علم ندارد
23:10
در اشاره به محلی به نام امبیجان گفته شد
23:14
حواس من را پرت کرد، یعنی مشغولم کرد
23:18
زودتر، به زودی
23:21
یکی از فواید صحبت کردن
23:25
از صحبت کردن سود ببرید
23:27
نماز خواندن با لباس پرچمدار جایز است
23:30
انحراف فکر ساده در نماز برای آن ضرری ندارد
23:35
شامل درخواست خضوع در نماز و عبادت به آن است
23:40
انکار هر چیزی که قلب را به خود مشغول می کند و حواسش را پرت می کند
23:43
جایز است که امام و عالم را به کسى که از او پایین تر است بخواند
23:50
باب: اگر در صلیب یا تصاویر نماز بخواند
23:54
آیا نمازش خراب می شود؟
23:56
و آنچه از آن حرام است
23:59
در مورد انس فرمود:
24:02
گرم عایشه بود
24:04
کنار خانه اش را با آن پوشاند
24:07
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
24:10
این جنایت را به ما بده
24:14
عکس های او هنوز در دعاهای من نمایش داده می شود
24:19
نظر در حدیث
24:22
گرم
24:24
این یک پرده است که روی آن نقش و نگار دارد
24:26
کنار خانه اش
24:28
منظور چیست؟
24:29
دیوار
24:31
آمیتی
24:32
یعنی حذف کنید
24:34
تصاویر او
24:35
هر کتیبه ای
24:37
در معرض
24:38
یعنی تکان دادن
24:40
یکی از فواید صحبت کردن
24:44
از صحبت کردن سود ببرید
24:46
از هر چیزی که باعث خضوع در نماز می شود بپرهیزید
24:49
و دلایل مشغول بودن را قطع کنید
24:52
در این حدیث دلیل بر حرام بودن تمام تصاویر وجود دارد
24:59
باب: هر که در جامه ابریشمی نماز بخواند و سپس آن را از تن کند
25:05
از عقبه بن عامر فرمود:
25:08
جوجه های گوشتی ابریشم را به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه کردند
25:13
آن را پوشید و در آن نماز خواند
25:15
سپس او رفت
25:17
پس او را به شدت طرد کرد، مانند کسی که از او متنفر است
25:21
گفت این نباید برای صالحان باشد
25:26
نظر در حدیث
25:29
آرام باش
25:31
المهدی اکیدر صاحب دومات الجندل است
25:35
جوجه های گوشتی ابریشم
25:37
این یک لباس با آستین های تنگ و کمر است
25:40
شکاف از پشت
25:42
برای جنگ و سفر در آن می پیچد
25:45
لباس عجم است
25:48
پس آن را برداشت
25:49
یعنی به خاطر ابریشم که بر مردان حرام است
25:53
این نباید
25:54
یعنی جایز نیست
25:57
یکی از فواید صحبت کردن
26:01
از صحبت کردن سود ببرید
26:03
پوشیدن ابریشم برای مردان حرام است
26:06
صحت نماز در جامه ابریشمی
26:08
در مورد موضوع اختلاف نظر وجود دارد
26:11
پذیرفتن هدیه از مشرک جایز است
26:17
باب نماز بر بام و منبر و چوب
26:22
از ابوحازم بن دینار
26:24
آن مردان نزد سهل بن سعد السعدی آمدند
26:28
بر منبر رفتند
26:31
چه کسی به آن عادت کرده است؟
26:33
پس در این باره از او پرسیدند
26:35
و او گفت
26:36
به خدا نمیدونم چیه
26:40
روز اولی که به دنیا آمد دیدمش
26:43
و روز اول رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن نشست
26:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله به فلان مبعوث شد
26:54
زنی که او را سهل می نامید
26:57
بگذر ای بنده تو نجار
26:59
تا من را بچسباند
27:01
وقتی با مردم صحبت می کنید روی آنها بنشینید
27:05
پس سفارش دادم
27:06
از گز جنگلی درست شده بود
27:09
بعد آورد
27:11
پس برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده شد
27:16
پس دستور داد
27:18
بنابراین آن را اینجا گذاشتم
27:20
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که برای او دعا می کرد
27:25
او در حالی که در آن بود بزرگ شد
27:28
سپس در حالی که بالای سر او بود زانو زد
27:31
سپس قهقهه ها پایین آمد
27:33
پس بر مبدأ منبر سجده کرد
27:35
بعد برگشت
27:37
وقتی فرار کرد
27:39
به مردم نزدیک شد و گفت
27:41
مردم
27:43
من اینو درست کردم
27:45
تا اقتدا کنید و دعای مرا یاد بگیرید
27:50
پرواز در بحث
27:54
گذشتند
27:55
یعنی شکایت کردند
27:56
گفته شد که با هم دعوا کردند
27:59
چه کسی به آن عادت کرده است؟
28:00
یعنی از هر درختی ساخته شود
28:03
روز اولی که به دنیا آمد دیدمش
28:06
و روز اول رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن نشست
28:12
این افزایش با کلمه لام و کلمه ممکن است تایید می شود.
28:16
تا رسانه ها را با قدرت دانش خود از آنچه خواسته اند آگاه کند
28:20
بگذار پسرت بگذرد
28:22
نام او میمون است
28:23
غیر از این گفته شد
28:26
از Tamarisk
28:27
درخت بیابانی معروفی است
28:31
جنگل
28:32
زمینی نه مایلی از شهر است
28:36
آنها شترهای پیامبر صلی الله علیه و آله بودند
28:39
او در آنجا ساکن است تا چراگاه کند
28:42
سپس قهقری فرود آمد
28:44
یعنی برگرد
28:46
پس بر مبدأ منبر سجده کرد
28:49
یعنی روی زمین
28:50
در کنار سطح پایین آن
28:54
یکی از فواید صحبت کردن
28:57
از صحبت کردن سود ببرید
28:59
مطالعه دانش و بحث در مورد آن مطلوب است
29:03
و هر که حاضر شد و حفظ کرد
29:05
استدلالی بر کسانی که حفظ نکردند
29:08
در آن پرسش از عالم کلید علم و دانش است
29:13
کمی پیاده روی در نماز، آن را باطل نمی کند
29:17
همین طور اگر راه رفتن به نفع نماز باشد، آن را باطل نمی کند
29:22
و در حدیث
29:24
امام اعمال نماز را با مثال به جماعت می آموزد
29:28
در روح گویاتر است