متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
فضایل شهر
0:19
دروازه حرم شهر
0:23
عن انس رضی الله عنه
0:26
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
0:30
شهر از فلان به فلان حرام است
0:34
درختانش قطع نمی شود
0:36
هیچ اتفاقی در آنجا نمی افتد
0:39
هر کس عملی انجام دهد مورد لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم خواهد بود
0:45
نظر در حدیث
0:49
ممنوع
0:51
یعنی بسیاری از اعمال در آن حرام است که در جاهای دیگر حرام نیست
0:57
از این به آن
1:00
یعنی از گاری به گاو نر که بعداً توضیح داده خواهد شد
1:04
هیچ اتفاقی در آنجا نمی افتد
1:07
یعنی کاری که با قرآن و سنت منافات دارد انجام ندهد
1:12
لعنت خدا بر او باد
1:14
منظور از فحش دادن در اینجا چیست؟
1:16
مجازاتی که به خاطر گناه و اخراجش از بهشت سزاوار اوست
1:21
یکی از فواید صحبت کردن
1:25
از حدیث می توان نتیجه گرفت که ایجاد تصادف در شهر از گناهان کبیره است
1:30
دلالت بر این دارد که آغازگر حدیث و همراه او در گناه مساوی هستند
1:35
بیان می کند که قطع درختان حرام جایز نیست
1:38
که بدون اقدامات مردم رشد کرد
1:41
خشک و شکسته نبود
1:46
از ابوهریره رضی الله عنه
1:49
در یک رمان
1:51
او می گفت
1:53
اگر بز کوهی را در شهر در حال چرا می دیدم، آنها را نمی ترساندم
1:58
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
2:02
حرم بین دو لاجورد مدینه بر زبانم
2:06
او گفت
2:08
پیامبر صلی الله علیه و آله نزد بنی حارثه آمد و فرمود
2:13
بنی حارثه می بینم که حرام را ترک کردی
2:17
بعد برگشت و گفت
2:20
اما شما در آن هستید
2:22
نظر در حدیث
2:26
لاپتی
2:27
دامان
2:28
سرزمینی که سنگ هایش سیاه است
2:31
این شهر بین دو روستا است
2:33
شرقی و غربی
2:36
بنی حارثه
2:37
از اوس
2:38
آنها در سطح بالایی از رایگان هستند
2:42
من شما را می بینم، فکر می کنم شما هستید
2:45
یکی از فواید صحبت کردن
2:49
از صحبت کردن سود ببرید
2:51
جایز است که آنچه را که به احتمال زیاد مشکوک است، اظهار کرد
2:54
اگر معلوم شود یقین خلاف آن است منصرف می شود
2:59
در آن آمده است که حدود حرم موضوع بازداشت است
3:05
از علی رضی الله عنه
3:07
در یک رمان
3:09
علی رضی الله عنه بر منبری آجری خطاب به ما کرد
3:13
روی آن شمشیری است که روزنامه ای به آن آویزان است
3:17
او گفت
3:19
ما جز کتاب خدا کتابی برای خواندن نداریم
3:23
این روزنامه را عوض کن
3:26
در یک رمان
3:27
در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جز قرآن ننوشته ایم
3:32
و آنچه در این روزنامه آمده است
3:35
او گفت
3:36
پس آن را بیرون آورد
3:37
چند زخم و دندان شتر در آن بود
3:42
او گفت
3:43
و در آن
3:45
این شهر یک پناهگاه بین ار و ثور است
3:49
هر کس در آن گناه کند یا مبتدی را پناه دهد
3:53
لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد
3:58
در روز قیامت هیچ مبادله و عدالتی از او پذیرفته نمی شود
4:03
هر که بدون اجازه مولای خود به قومی بپیوندد
4:06
لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد
4:11
در روز قیامت هیچ مبادله و عدالتی از او پذیرفته نمی شود
4:16
مسلمانان یکی هستند
4:19
پست ترین آنها به دنبال آن هستند
4:21
هر که بترسد مسلمان است
4:23
لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد
4:28
در روز قیامت هیچ مبادله و عدالتی از او پذیرفته نمی شود
4:34
نظر در حدیث
4:37
روزنامه
4:38
هر کاغذی که روی آن نوشته شده باشد
4:41
و دندان شتر
4:43
یعنی مقادیر مورد نیاز دیه
4:46
شکست دادن
4:47
کوهی در شهر است
4:49
گاو نر
4:50
کوهی است در شهر نزدیک به کوه احد
4:55
او یک سخنگو را در خود جای داده بود
4:57
یکی به روز شده
4:58
کسی که در امور دینی بدعت میکند یا بدعتی میکند
5:02
و گفته شد
5:03
یعنی هر که در آن ستم کند یا ستمگر را یاری کند
5:07
مبادله
5:08
هر تعهدی
5:09
ویرایش کنید
5:10
یعنی نافله
5:12
و گفته شد
5:13
مبادله توبه است
5:15
و عدل فدیه است
5:17
غیر از این گفته شد
5:19
نه مردم
5:21
یعنی از حوزه قضایی وفادارانش خارج شد
5:24
مصیبت مسلمانان
5:26
یعنی عهد و امنیتشان
5:28
او به دنبال آن است
5:30
یعنی می دهد
5:31
پست ترین آنها
5:33
یعنی پست ترین آنها در جای خود
5:35
خفه شو
5:36
یعنی عهدشکنی
5:39
یکی از فواید صحبت کردن
5:42
این حدیث حاوی پاسخی است به کسانی که مدعی بودند علی رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم وصیت کرده است.
5:51
نوشتن علم جایز است
5:54
دلالت بر این دارد که آغازگر حدیث و همراه او در گناه مساوی هستند
5:59
حدیث برای کسانی است که امنیت زن را مجاز می دانند
6:03
در آن عهدشکنی حرام است
6:06
این نشان می دهد که یک شخص به شخصی غیر از پدرش تعلق دارد
6:10
یا قدیمی تا غیر رایگان
6:12
به خاطر انکار نعمت و ضایع شدن حق
6:16
با گله خویشاوندان و نافرمانی در آن
6:22
فصل فضیلت شهر
6:24
و مردم را انکار می کنند
6:27
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
6:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:34
به من دستور دادند به روستایی بروم که روستاها را می خورد
6:37
می گویند یثرب
6:39
شهر است
6:41
مردم را بیرون می کند، همانطور که کوره ناخالصی های آهن را دفع می کند
6:46
نظر در حدیث
6:49
به من دستور دادند به روستایی بروم
6:51
یعنی به من دستور داده شد که به آنجا مهاجرت کنم و در آنجا ساکن شوم
6:55
روستاها را می خورد
6:57
یعنی مردم آن بر بقیه کشور تسلط دارند
6:59
از آن کشور فتح و به دست آمد
7:03
می گویند چند منافق
7:07
هرگونه اخراج را تکذیب می کند
7:09
دم
7:11
آهنگری و جواهرفروشی است
7:13
و گفته شد
7:15
ماشینی که آهنگر پولش را در آن خرج می کند
7:18
بدخواهی
7:19
هر گونه کثیفی
7:21
یکی از فواید صحبت کردن
7:25
حدیث بر کسانی است که مدینه را بر مکه ترجیح دادند
7:29
زیرا این بود که مکه و روستاهای دیگر را به اسلام معرفی کرد
7:34
در آن شهر به خاطر شرارتش تبعید شد
7:37
بلکه مخصوص زمان پیامبر صلی الله علیه و آله است
7:42
و گفته شد
7:43
مراد از حديث، جدا كردن مردم است نه ديگران
7:46
و زمان بدون زمان
7:51
دری برای کسانی که شهر را آرزو می کنند
7:54
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:57
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
8:02
شهر را به همان خوبی که بود ترک می کنند
8:06
فقط صالحان می توانند آن را فریب دهند
8:09
عوافی حیوانات وحشی و پرندگان می خواهد
8:12
و آخرین موردی که جمع می شود
8:14
دو چوپان از مزینه شهر را می خواهند
8:18
آنها در گوسفندان خود غرغر می کنند
8:20
آنها او را یک هیولا می یابند
8:23
حتی وقتی به محله خداحافظی رسیدند
8:26
روی صورتشان بیفتد
8:30
نظر در حدیث
8:33
دری برای کسانی که شهر را آرزو می کنند
8:35
او هیچ نمایشی نمی خواست
8:38
آنها می روند
8:39
یعنی زنگ می زنند و می روند
8:42
خوب
8:44
یعنی در بهترین حالت نمو و فراوانی میوه ها
8:48
او آن را نمی پوشاند
8:50
یعنی به آن نزدیک نمی شود و به آن نزدیک نمی شود
8:53
العواف
8:54
یعنی کسانی که از حیوانات و پرندگان روزی می جویند
8:58
تزئین شده است
8:59
طایفه ای از مودر است
9:02
آنها شهر را می خواهند
9:04
یعنی به شهر می روند
9:06
دارن غر میزنن
9:08
یعنی صدا می زنند و گوسفندان را می رانند
9:11
یک هیولا
9:12
یعنی خالی بدون هیچ کس
9:16
به سن بلوغ رسیدند
9:17
یعنی یک ارتباط
9:18
دسته خداحافظی
9:20
مانعی در حرم شهر است
9:23
اسمش این بود
9:25
زیرا کسانی که شهر را ترک می کنند با او می روند و کسانی که به آن سپرده می شوند
9:30
دیگری
9:31
یعنی افتادم
9:33
یکی از فواید صحبت کردن
9:37
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
9:39
تا او را از آنچه در آخرالزمان واقع می شود آگاه سازم
9:45
در حدیث است که شهر تا روز قیامت آرام است
9:49
حتی اگر گاهی خالی باشد
9:51
در حدیث، برهان اجتماع و قیامت است
9:57
از سفیان بن ابی زهیر رضی الله عنه
10:00
او گفت
10:02
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
10:06
یمن باز می شود
10:08
آن وقت مردمی می آیند که گریه می کنند
10:10
آنها مسئولیت خانواده های خود و کسانی که از آنها اطاعت می کنند را به عهده می گیرند
10:14
و اگر بدانند شهر برایشان بهتر است
10:18
و شام باز می شود
10:20
آن وقت مردمی می آیند که گریه می کنند
10:23
آنها مسئولیت خانواده های خود و کسانی که از آنها اطاعت می کنند را به عهده می گیرند
10:27
و اگر بدانند شهر برایشان بهتر است
10:31
و عراق را باز کنید
10:33
آن وقت مردمی می آیند که گریه می کنند
10:36
آنها مسئولیت خانواده های خود و کسانی که از آنها اطاعت می کنند را به عهده می گیرند
10:40
و اگر بدانند شهر برایشان بهتر است
10:45
نظر در حدیث
10:48
گریه می کنند
10:49
یعنی سوقون
10:51
آنها با خانواده خود تحمل می کنند، یعنی رفاه
10:55
از آنها اطاعت کنید، یعنی از آنها پیروی کنید
10:58
خوب بهتر است
11:01
اگر می دانستند اقامت در شهر چه مزیتی خواهد داشت
11:06
یکی از فواید صحبت کردن
11:10
در حدیث، از گوشه ای از خود باطل، تذکری آمده است
11:15
و خرابه های دنیای فانی فوری
11:18
من پیشنهاد می کنم در شهر بمانم
11:21
این شامل توضیحی از فضیلت شهر و تشویقی برای زندگی در آن است
11:25
و ترجیح دادن آن بر شام و یمن
11:28
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
11:31
پس به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد
11:34
با فتوحات و گسترش اسلام
11:39
درب
11:40
ایمان به شهر منتهی می شود
11:44
از ابوهریره رضی الله عنه
11:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
11:51
ایمان به شهر خواهد رسید
11:54
همانطور که مار در لانه خود می خزد
11:58
نظر در حدیث
12:02
به سدر به معنای پیوستن و به هم آمدن است
12:07
سوراخ او، یعنی سوراخ او
12:10
یکی از فواید صحبت کردن
12:14
از صحبت کردن سود ببرید
12:16
شهر را فقط مؤمن دوست دارد
12:19
بلکه ایمان و عشق به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را به آن سوق داد
12:25
In it, faith returns to the city
12:28
He also got out of it first
12:31
In it, giving an example is more effective and clearer
12:35
باب گناه کسانی که به اهل مدینه آسیب می رسانند
12:40
عن سعد رضی الله عنه گفت
12:44
از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
12:48
مردم شهر علیه کسی توطئه نمی کنند
12:51
It just melts like salt melts in water
12:55
نظر در حدیث
12:59
او نقشه می کشد
13:01
ذوب شد
13:04
یکی از فواید صحبت کردن
13:07
از صحبت کردن سود ببرید
13:10
نهی از منکر بر شهر و مردم آن اعم از ظلم یا غیر آن
13:15
خداوند متعال در آن عنایت کرد تا شهر را از هر بدی حفظ کند
13:21
این شامل بیانی از فضیلت و افتخار شهر است
13:24
It is permissible to set a physical example
13:28
تایید نهی با ذکر مثال برای معنادارتر شدن آن
13:33
The hadith contains a reference to the prohibition of injustice
13:37
باب عطام المدینه
13:42
از اسامه رضی الله عنه گفت
13:46
پیامبر صلی الله علیه و آله بر یکی از اتم های مدینه نظارت داشت
13:52
He said, “Do you see what I see?”
13:56
من مکان های وسوسه را در خانه های شما می بینم، مانند مکان های باران
14:02
نظر در حدیث
14:06
Supervise any view from a high place
14:10
خرابه های شهر
14:12
That is, its high buildings are like fortresses
14:15
To see the vision here is science
14:20
It is possible that it is visual vision
14:23
اینکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله ظاهر شد
14:27
Until he looked at her
14:29
همچنین بهشت و جهنم را برای او در جهت قبله نشان می داد
14:32
Until he saw them while he was praying
14:35
سایت های فتنه
14:37
That is, the places where temptations fall
14:40
در طول
14:41
That is, between it and its environs
14:44
قطر
14:45
یعنی باران
14:46
سقوط و فراوانی وسوسه ها را به شهر تشبیه کرد
14:50
با سقوط قطر بزرگ و عمومیت آن
14:53
یکی از فواید صحبت کردن
14:58
از صحبت کردن سود ببرید
15:00
It is necessary to avoid temptations
15:02
And it is a tangible proverb
15:05
I fall into the soul and make it clearer
15:07
این حاوی اطلاعاتی در مورد فراوانی نزاع در شهر است
15:11
درب
15:14
The Antichrist will not enter the city
15:16
از ابوبکره رضی الله عنه
15:20
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
15:24
وحشت دجال وارد شهر نخواهد شد
15:28
It has seven gates at that time
15:31
There are two angels at every door
15:34
نظر در حدیث
15:38
وحشت
15:39
بدون ترس
15:40
مسیح
15:42
It is called that because it wipes the ground
15:45
Or because he is anointed with the eye
15:47
چون او یک چشم است
15:49
یا برای گردشگری اش
15:51
دجال
15:52
یعنی دروغ زیاد
15:54
یکی از فواید صحبت کردن
15:58
از صحبت کردن سود ببرید
16:01
Statement of the virtue of the city
16:03
It contains proof of the existence of angels
16:06
They protect the city from the antichrist
16:08
یعنی شهر از وسوسه دجال در امان است
16:13
از ابوهریره رضی الله عنه
16:17
او گفت
16:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:22
On the necks of the city are angels
16:25
نه طاعون وارد آن می شود و نه دجال
16:29
در یک رمان
16:30
Christ will not enter the city
16:33
نظر در حدیث
16:37
کلاه های شهری
16:39
That is, its entrances and ways
16:41
گفته شد درهای آن و روزنه های راه های آن که از آن می توان وارد آن شد
16:47
Plague means death due to the known epidemic
16:53
یکی از فواید صحبت کردن
16:57
از صحبت کردن سود ببرید
16:59
شهر از دجال و طاعون محافظت می شود
17:03
فضیلت و افتخار زندگی در شهر را توضیح می دهد
17:07
It proves the existence of angels
17:10
از انس بن مالک رضی الله عنه
17:16
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
17:19
او گفت
17:20
هیچ کشوری وجود ندارد اما دجال آن را زیر پا نمی گذارد
17:24
Except Mecca and Medina
17:27
None of her niqabs have a niqab
17:29
جز او، فرشتگان در میان ما هستند و از او محافظت می کنند
17:34
در یک رمان
17:36
دجال خواهد آمد و در منطقه شهر ساکن خواهد شد
17:40
و در یک رمان
17:42
The Antichrist will not approach her
17:45
او گفت
17:46
And the plague, God willing
17:49
Then the city and its people shake three times
17:53
So God expels every infidel and hypocrite
17:57
نظر در حدیث
18:01
وارد آن خواهد شد
18:05
They guard it, meaning they preserve it
18:09
لرزیدن
18:10
That is, an earthquake occurs
18:13
منطقه شهر
18:15
یعنی نزدیک به آن
18:17
یکی از فواید صحبت کردن
18:21
از صحبت کردن سود ببرید
18:23
God Almighty protected Mecca and Medina
18:26
From the Antichrist’s control over them
18:29
این شامل توضیحی از فضیلت شهر است
18:32
It denies disbelief and hypocrisy
18:35
On the authority of Abu Saeed, he said:
18:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود
18:42
یک روز او برای مدت طولانی در مورد دجال صحبت کرد
18:46
And what he was telling us was that he said
18:50
دجال می آید
18:52
He is forbidden from entering the city
18:56
برخی از مسابقاتی که در شهر دنبال میشوند برگزار خواهند شد
19:00
Then a man will come out to him on that day
19:03
He is the best of people or the best of people
19:07
و او می گوید
19:08
شهادت می دهم که تو همان دجالی هستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اخیراً به ما فرمود.
19:15
دجال می گوید
19:17
دیدی که من این مرد را کشتم و بعد او را زنده کردم؟
19:21
شک داری؟
19:23
می گویند نه
19:25
He kills him and then revives him
19:28
و او می گوید
19:29
به خدا سوگند من هیچ وقت به اندازه امروز نسبت به شما فهیم نبوده ام
19:34
The Antichrist wants to kill him
19:38
بر او مسلط نشوید
19:40
نظر در حدیث
19:43
بر او حرام است
19:46
یعنی ممنوع
19:48
نقاب شهر
19:49
That is, its entrances and ways
19:52
گفته شد که آنها درهای آن و روزنه های راه های آن هستند که از آن وارد می شود
19:58
نژاد
19:59
It is land with high salinity
20:02
کنار شهر
20:04
یعنی خارج از آن
20:06
ببینید
20:07
یعنی بگو
20:09
و می گویند
20:10
That is, those who believe in it
20:13
روشنگرتر
20:14
یعنی مطمئن تر از اینکه شما دجال هستید
20:17
زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله از این نشانه خبر داده است
20:22
It is that he revives the murdered
20:25
بر او مسلط نشوید
20:27
That is, he cannot kill him
20:30
یکی از فواید صحبت کردن
20:34
از صحبت کردن سود ببرید
20:36
Statement of the virtue of the city
20:38
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
20:41
یعنی شهر از وسوسه دجال در امان است
20:46
حدیث دلالت دارد که التزام به سنت، مصونیت از وسوسه است
20:52
این حدیث حاوی توضیحی درباره عظمت وسوسه دجال است
20:56
درب
21:00
شهر سوء نیت را رد می کند
21:03
از جابر بن عبدالله
21:05
اینکه بادیه نشینی برای پذیرش اسلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد.
21:11
The Bedouins fell ill in the city
21:15
بادیه نشین نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت
21:20
ای رسول خدا بیعتم را به من بده
21:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله امتناع کرد
21:28
Then he came to him and said
21:31
عهد من را بگیر
21:33
او امتناع کرد
21:35
Then he came to him and said
21:37
عهد من را بگیر
21:39
او امتناع کرد
21:41
بنابراین بادیه نشینان رفتند
21:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
21:47
But the city is like a cairn
21:49
او سوء نیت خود را انکار می کند
21:51
و خوبی هایش می درخشد
21:53
نظر دهید
21:56
در مورد صحبت
21:58
کسالت شما
21:59
هر درد تب
22:01
He came tomorrow with a fever
22:03
منو بلند کن
22:05
That is, he wanted to return from Islam
22:07
او امتناع کرد
22:09
یعنی خودداری کنید
22:11
آهک
22:13
The furnace is the blacksmith's shop
22:15
و جواهر فروش
22:17
می گفتند ابزاری که بر آن می دمد
22:19
عزاداری
22:21
تکذیب می کند
22:23
That is, expelled and expelled
22:25
بدخواهی او
22:27
یعنی خاکش
22:29
او اطاعت می کند
22:32
That is, he will be saved
22:35
یکی از فواید صحبت کردن
22:37
از صحبت کردن سود ببرید
22:39
و برای کسی نیست
22:41
A choice to leave the right
22:43
And returning to falsehood
22:45
In the hadith, the integrity of religion
22:47
More important than physical safety
22:52
از زید بن ثابت رضی الله عنه
22:54
او گفت
22:56
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد
22:58
به هر کسی
23:00
افرادی که رفتند برگشتند
23:02
با او
23:04
آنها یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند
23:06
دو باند
23:08
A group says we will fight them
23:10
و گروهی می گویند
23:12
ما با آنها مبارزه نمی کنیم
23:14
پس رفتم پایین
23:16
What is the matter with the hypocrites?
23:18
دو دسته، قسم می خورم
23:20
They are for what they earned
23:22
و او گفت
23:24
او خوب است
23:26
منکر گناهان
23:28
In a novel that denies men
23:30
و در یک رمان
23:32
بدخواهی را انکار کنید
23:34
همچنین آتش را نفی می کند
23:36
سرباره نقره
23:38
در رمان الحدید
23:40
نظر دهید
23:43
در مورد صحبت
23:46
People who are hypocrites have returned
23:48
و در بالای آنها
23:50
Abdullah bin Abi bin Salul
23:52
به خدا قسم، آرکس
23:54
They are for what they earned
23:56
یعنی بازگرداندن آنها به کفر و هلاکت
23:58
خوب
24:00
یعنی شهر
24:02
She denies any graduation
24:04
و دوری کن
24:06
That is, its dirt and its value
24:08
از فواید
24:10
حدیث
24:13
از صحبت کردن سود ببرید
24:15
That of the one who holds himself
24:17
A covenant with God Almighty
24:19
نباید شیرین باشد
24:21
This is where the example is set
24:23
By the tangible, I am informed in
24:25
خود
24:28
درب
24:30
عن انس رضی الله عنه
24:32
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
24:34
او گفت
24:36
یا آن را در شهر بسازید
24:38
Double what you made in Mecca
24:40
از برکت
24:43
نظر در حدیث
24:45
نقطه ضعف من
24:47
یعنی مثل من
24:49
برکت
24:51
یعنی فراوانی و استمرار خیر
24:54
یکی از فواید صحبت کردن
24:56
از صحبت کردن سود ببرید
24:58
Statement of the virtue of the city
25:00
و مکه
25:02
And encourage their residence
25:04
And in the hadith there is evidence for whom
25:06
It leads to Medina over Mecca
25:08
و باید دو برابر شود
25:10
برکت در شهر
25:12
یک موضوع ملموس
25:14
And speaking from the highest level of prophecy
25:16
Everyone who lives in the city
25:18
Know the blessing of its sa'
25:20
و تمدیدش کن
25:22
It contains a statement of intense love
25:24
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
25:26
برای شهر
25:30
درب
25:32
از عایشه رضی الله عنها
25:34
وقتی اومد گفت
25:36
پروردگارا صلی الله علیه و آله و سلم
25:38
شهر
25:40
بیچاره ابوبکر و بلال
25:42
در یک رمان
25:44
She said, so she entered upon them
25:46
پس گفتم
25:48
Father, how can I find you?
25:50
Oh Bilal, how can I find you?
25:52
همینطور بود
25:54
ابوبکر اگر او را بگیری
25:56
پدر شوهر می گوید
25:58
Everyone is in the morning
26:00
در خانواده اش
26:02
Death is less than a trap
26:04
بلال در آن زمان بود
26:06
The father-in-law left him
26:08
He raises his voice and says
26:10
ای کاش
26:12
موهام حالت خوبه؟
26:14
شب باواد
26:16
And around me I become proud and majestic
26:18
جواب بدم؟
26:20
یک روز، آب دیوانه
26:22
و به نظر می رسد؟
26:24
We have a shamah and a tambourine
26:27
او گفت
26:29
خدایا لعنت بر شیبه
26:31
بن ربیعه و عتبه
26:33
و امیت بن خلف
26:35
ما را هم بیرون آوردند
26:37
From our land to the land of the epidemic
26:39
سپس گفت
26:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
26:43
در یک رمان
26:45
عایشه گفت
26:47
So I came to the Messenger of God
26:49
خدا رحمتش کند و درود فرستد
26:51
پس به او گفتم
26:53
گفت: خدایا
26:55
ما شهر را دوست داشتیم
26:57
ما مکه یا بیشتر را دوست داشتیم
26:59
خدا رحمت کند
27:01
ما سهم خود را داریم
27:03
و در شهرها
27:05
در یک رمان
27:07
And bless us with her share
27:09
و تمدیدش کن
27:11
برای ما تصحیح کن
27:13
And move her father-in-law
27:15
به الجحفه
27:17
She said she had left the city
27:19
It is the worst of God's earth
27:21
او گفت
27:23
باتان یک پسر بود
27:25
یعنی آب آجنا
27:27
نظر دهید
27:30
حدیث را گفت
27:33
And Akka means the mother-in-law took him
27:35
و دردش
27:37
It is said in the morning
27:39
May God bless you with goodness
27:41
May God Almighty bless you
27:43
صبح بخیر و مرگ
27:45
He may suddenly fall asleep and not sleep
27:47
پایین ترین محله
27:49
یعنی نزدیک تر
27:51
بند کفشش
27:53
That is, the sole straps that are
27:55
روی صورتش
27:57
The father-in-law left him
27:59
I calmed down and relieved him of his fever
28:01
صدایش را بلند می کند
28:03
That is, he raises his voice
28:05
اگر بخواند یا بخواند
28:07
یا گریه کرد
28:09
کاش موهایم را داشتم
28:11
This is a wishful thinking formula
28:13
ابیتا یعنی خوابم
28:15
به یاد داشته باشید و احترام بگذارید
28:17
دو گیاه شناخته شده است
28:19
آردا
28:21
از گل رز روی آب
28:23
دیوانه
28:25
آب در عكب است
28:27
چند مایلی مکه
28:29
در منطقه مرظهران
28:31
به نظر می رسد
28:33
That is, the indigo appears
28:35
خال و انگل
28:37
آنها دو کوه هستند
28:39
و گفته شد: یک چشم
28:41
و اصلاحش کن
28:43
That is, correct the city from
28:45
بیماری ها
28:47
جحفه یک مقام است
28:49
In three stages from Mecca
28:51
اپیدمی
28:53
That is, many diseases and fevers
28:55
باتان
28:57
It is a valley in a desert
28:59
شهر
29:01
پسر به معنای وسیع
29:03
آجنا
29:05
Any variable taste and color
29:07
از فواید
29:10
حدیث
29:12
از صحبت کردن سود ببرید
29:14
Statement of the virtue of Abu Bakr
29:16
May God be pleased with him and his statement
29:18
His status is in satisfaction with God
29:20
با حکم او
29:22
شرحی از فضیلت دعا دارد
29:24
In it, the supplication is lifted
29:26
Epidemic and pain are a year
29:28
خواه اپیدمی باشد
29:30
عمومی یا خصوصی
29:32
این جایز است
29:34
The type of singing contained
29:36
در اخبار
29:38
نشان دهنده مشروعیت است
29:40
فضایل با شعر
29:42
In it, the supplication is valid
29:44
بدن و آفات می روند
29:46
It does not contradict trust and certainty
29:48
رضایت و صبر
29:50
There is a reference in the news
29:52
و مرگ واقعی است
29:54
A must have for every neighborhood
29:56
و مشروعیت وجود دارد
29:58
میهن پرستی و دلتنگی
30:00
به او
30:02
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
30:04
Everyone who lives in the city
30:06
Know the blessing of its sa'
30:08
و تمدیدش کن
30:10
It explains the virtue of the blessing of health
30:12
عن عمر رضی الله عنه
30:16
او گفت
30:18
Oh God, grant me a testimony
30:20
به خاطر شما
30:22
Make death in the country of your messenger
30:24
خدا رحمتش کند و درود فرستد
30:26
نظر دهید
30:29
در مورد صحبت
30:31
In the country of your messenger
30:33
خدا رحمتش کند و درود فرستد
30:35
یعنی شهر
30:38
یکی از فواید صحبت کردن
30:40
از صحبت کردن سود ببرید
30:42
The legitimacy of wishing for a certificate
30:44
آرزوی مرگ داشت
30:46
در مکان های مبارک
30:48
It contains an explanation of the virtue of Omar
30:50
خداوند از او راضی باشد
30:52
Statement of the virtue of the city
30:54
حاوی شرح فضیلت جهاد است
30:56
And martyrdom for the sake of God Almighty