متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشدبسم الله الرحمن الرحیم
مرکز مزیت
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
ارسال کنید
خلاصه صحیح البخاری
فصل چرخش در علم
از عبدالله بن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
من هنوز مشتاقم که از عمر رضی الله عنه بخواهم
از دو همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
انجیر، خدا به آنها گفت
اگر به درگاه خدا توبه کنید، دلهایتان کوک شده است
پس با او حج به جا آوردم
بنابراین او منصف بود و من نیز با رفتار خوب با او منصف بودم
پس مدفوع کرد تا آمد
پس مقداری دارو روی دستانش ریختم
پس وضو گرفت
پس گفتم
ای امیرالمومنین!
آن دو زن از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند
التیان گفت
اگر به درگاه خدا توبه کنید
و او گفت
من تو را تحسین می کنم ای ابن عباس
عایشه و حفصه
سپس عمر حدیث را دریافت کرد و آن را ابلاغ کرد
و او گفت
من و همسایه ام جزو انصار بودیم
از بنی امیه بن زید
او یکی از خانواده های شهر است
به نوبت بر پیامبر صلی الله علیه و آله فرود آمدیم
یک روز او پایین می آید
و من یک روز پایین می آیم
پس اگر پایین بیاید
من از اخبار آن روز در مورد موضوع و موارد دیگر به او رسیدم
و اگر پایین آمد همین کار را کرد
ما قوم قریش بر زنان غالب بودیم
وقتی به انصار رسیدیم
پس آنها مردمی هستند که تحت سلطه زنان خود هستند
زنان ما شروع کردند به گرفتن ما از ادبیات زنان انصار
با همسرم از خواب بیدار شدم
او مرا چک کرد
او از بازگرداندن من امتناع کرد
و او گفت
تو انکار نکردی که با تو چک کنم
به خدا سوگند همسران پیامبر صلی الله علیه و آله با ما مشورت خواهند کرد
یکی از آنها امروز تا شب او را ترک می کند
من را ترساند
پس گفتم
او از کسانی که کار بزرگی انجام دادند ناامید شد
بعد لباسامو جمع کردم
پس به حفصه رفتم
پس گفتم
یعنی حفصه
آیا امروز تا شب یکی مثل رسول خدا صلی الله علیه و آله را اذیت می کنید؟
او گفت بله
پس گفتم
او ناامید و گم شد
آیا یقین دارید که خداوند از خشم رسولش صلی الله علیه و آله خشمگین نمی شود و هلاک می شوید؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را کوچک نکنید
آن را به هیچ چیز پس نگیرید
و او را رها نکن
و از من بپرس که چه می خواهی
فریب نخورید اگر همسایه شما از شما بیشتر وضو دارد
من رسول خدا صلی الله علیه و آله را دوست دارم
او عایشه را می خواهد
داشتیم از غسانه که برای هجوم ما صندل پوشیده بود صحبت می کردیم
پس دوستم روز شیفتش اومد پایین
ایشا برگشت و ضربه محکمی به درم زد
و او گفت
میخوابمش
بنابراین من وحشت کردم
بنابراین من به سمت او رفتم
و او گفت
یه اتفاق عالی افتاد
گفتم ماه
غسان آمد
گفت نه
بلکه بزرگتر از آن و طولانی تر است
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنان خود را طلاق داد
او گفت
حفصه ناامید و گم شد
فکر می کردم این اتفاق در شرف وقوع است
پس لباسهایم را جمع کردم
پس نماز سحر را با پیامبر صلی الله علیه و آله خواندم
پس وارد آبخوری خود شد
بنابراین در آنجا بازنشسته شد
پس به حفصه رفتم
پس گریه می کرد
گفتم چه چیزی تو را به گریه می اندازد
من به شما هشدار ندادم؟
رها کن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
او گفت من نمی دانم
اینک او در محل نوشیدن است
پس رفتم بیرون
پس منبر آمدم
سپس گروهی را در اطراف خود دید که برخی گریه می کردند
پس مدتی با آنها نشستم
سپس آنچه را که پیدا کردم بر من غلبه کرد
بنابراین به باری که او بود آمدم
به پسر سیاه پوستی گفتم
او توسط عمر تحقیر شد
پس وارد شد
پس با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت کرد
بعد اومد بیرون و گفت
من او را به شما یادآوری کردم
پس سکوت کردم
پس رفتم و با گروه بالای منبر نشستم
سپس آنچه را که پیدا کردم بر من غلبه کرد
پس من آمدم
پس همین را ذکر کرد
پس با گروه بالای منبر نشستم
سپس آنچه را که پیدا کردم بر من غلبه کرد
پس به سراغ پسرک آمدم
پس گفتم
او توسط عمر تحقیر شد
پس همین را ذکر کرد
وقتی رفتم رفتم
بعد آن پسر به من زنگ زد
او گفت
رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما اجازه داد
پس وارد او شدم
پس روی ماسه حصیر دراز کشیده بود
بین او و او تختی نیست
ردی از شن در کنارش بود
تکیه بر بالشی از آدم
پر از فیبر
پس به او سلام کردم
بعد ایستاده گفتم
تو از زنت طلاق گرفتی
او به من نگاه کرد
و او گفت نه
در یک رمان
خیر
اما یک ماه دلم برایشان تنگ شده بود
و در یک رمان
پس گفتم
خدا بزرگ است
بعد ایستاده گفتم
عادت کن
ای رسول خدا
اگر دیدی من و گروهی از قریش بودیم
زن ها را زدیم
هنگامی که به قومی رسیدیم که زنانشان آنها را شکست دادند
پس به او یادآوری کنید
پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد
بعد گفتم
اگر مرا دیدی و بر حفصه وارد شدی
پس گفتم
فریب نخورید اگر همسایه شما وضوتر از شما و محبوبتر در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
او عایشه را می خواهد
او دوباره لبخند زد
پس با دیدن لبخندش نشستم
بعد به خانه اش نگاه کردم
به خدا سوگند چیزی در آن ندیدم که بینایی را منحرف کند
غیر دیاتزی سه
پس گفتم
از خدا می خواهم به ملت شما برکت دهد
ایرانیان و رومی ها بر آنها گسترش یافتند
این دنیا به آنها داده شد در حالی که خدا را نمی پرستیدند
و او دراز کشیده بود
و او گفت
تو شک نکن ای پسر خطاب
اینها کسانی هستند که اعمال نیکشان زندگیشان را در دنیا تسریع کرد
پس گفتم
ای رسول خدا
برای من طلب بخشش کن
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به خاطر آن حدیث بازنشسته شد
هنگامی که حفصه آن را بر عایشه نازل کرد
و گفته بود
من یک ماه آنها را ندارم
به دلیل سختی باری که بر دوش آنها گذاشته بود
وقتی خدا او را سرزنش کرد
وقتی بیست و نه سال گذشت
بر عایشه وارد شد
بنابراین او با آن شروع کرد
عایشه به او گفت
قسم خوردی که یک ماه به ما سر نزنی
و بیست و نه شب را گذراندیم
آن را برگردانید جز
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
ماه بیست و نه است
آن ماه بیست و نه بود
عایشه گفت
پس آیه انتخاب نازل شد
بنابراین او با من به عنوان اولین زن شروع کرد
و او گفت
یه چیزی ازت یادم اومد
و نباید عجله داشت
تا زمانی که با والدین خود مشورت نکنید
او گفت
شاید بدانم که پدر و مادرم به من نگفتند که تو را ترک کنم
سپس گفت
خدا گفت
ای پیامبر به همسرانت بگو
بگم عالیه
گفتم
آیا از پدر و مادرم راهنمایی بخواهم؟
زیرا من خدا و رسولش و آخرت را می خواهم
سپس بهترین همسرانش
پس همان را گفتیم که عایشه گفت
نظر در حدیث
فصل چرخش در علم
ناپل
یعنی او جای من را گرفت
و منظور چیست
این بار و این بار
من فرموله کردم
یعنی به سمت حقیقت متمایل شد و برگشت
پس منصف بود
یعنی از سر راه خارج شد
با دارو
هر ظرف کوچکی که از چرم ساخته شده باشد
ضد آب بگیرید
بنابراین او مدفوع می کند
یعنی حاجتش را برآورده کرد
و من آن را دوست داشتم
از شوق خود به تفسیر کتاب خدای متعال شگفت زده شد
و یکی از همسایه های من
او اطبان بن مالک رضی الله عنه است
اول شهر
هر روستا در نزدیکی شهر از شرق
نزدیکترین آنها به شهر دو مایل یا بیشتر است
دورترین آنها هشت است
نوبت میگیریم
یعنی معامله می کنیم
یک بار من و یک بار او
از موضوع و دیگران
یعنی وحی و دنیا
زن ها را زدیم
منظور چیست؟
ظلم و ستم نسبت به زنان
این مذموم است
زیرا که خداوند او را رحمت کند
او راه انصار را در آنها دنبال کرد
او تاریخ قوم خود یعنی قریش را رها کرد
بعد خانم های ما شروع کردند
یعنی گرفتیم
او از بازگرداندن من امتناع کرد
یعنی حرف ها و جواب هایت را برای من تکرار کنی
و با من در مورد آن بحث کنید
یکی از آنها امروز تا شب او را ترک می کند
یعنی یک روز کامل
من را ترساند
یعنی من را ترساند
او از کسانی که کار بزرگی انجام دادند ناامید شد
یعنی باختم
چون اون با یه چیز عالی اومد
خشم پیامبر صلی الله علیه و آله را برانگیخت
لباسامو جمع کردم
یعنی پوشیدم
عصبانی می شوم
بازجویی به عنوان انکار
و شما هلاک خواهید شد
یعنی به خاطر غضب خداوند متعال
زیاد نباش
یعنی بسیاری از نیازهای خود را از او نخواهید
و او را رها نکن
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را رها نکنید
حتی اگر او شما را ترک کند
و فریب نخورید
یعنی با آن وسوسه نشوید
چون ممکن است آن مقام را نداشته باشد
همسایه شما
یعنی ضرر تو
واضح تر از تو
یعنی زیباتر و بهتر
دمپایی ها بلند می شوند تا ما را تسخیر کنند
یعنی آهن سم اسب درست می شود
برای مبارزه ما
روز شیفتش
یعنی روز نزول آن
برای شام برگشت
یعنی شام آخرت
یا بعد از
بنابراین من وحشت کردم
یعنی ترسیدم
بلکه بزرگتر از آن و طولانی تر است
یعنی بزرگتر از او و غمگین تر
پس برای او نوشیدنی آورد
نوشیدنی
اتاق
و نوشیدنی
کمدی که غذا و نوشیدنی خود را در آن نگه می دارد
راحت
جمع زیر ده
سپس آنچه را که پیدا کردم بر من غلبه کرد
يعنى كسى كه دلش را مشغول كرد به آنچه از طلاقش رضوان الله تعالي فرجه الشريف با زنان آموخته بود.
از جمله دخترش است
هیچ سختی پنهانی در این نیست
برای یه پسر سیاه پوست
اسمش ربه است
ننگین ترین بود رضی الله عنه
او دربان ندارد
این ممکن است نشسته باشد
چون افراد زیادی روی آن حضور ندارند
آنها را از حلال و نهی خود آگاه می کند
دراز کشیدن روی ماسه حصیر
هر حصیر بافته شده
ردی از شن در کنارش بود
یعنی خط هایی در آن زدم
روی بالشی از آدم
یعنی روی بالش چرمی
پر از فیبر
فیبر همان چیزی است که از ریشه درخت خرما بیرون می آید
بالش و تشک را با آن پر کنید
و طناب ها از او می پیچند
عادت کن
یعنی ببینم آیا او صلوات الله علیه به قناعت برمی گردد یا خیر
و گفته شد
آیا باید در آنچه می گویم ساده باشم و آنچه را که دارم بیان کنم؟
و گفته شد
آیا در بهترین زمان چیزی بگویم؟
و خشم او را از بین ببرید
پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد
این کار اوست
لبخند باعث خنده او شد
از افتخار برای کسانی که به او می خندند
به خانه اش نگاه کردم
یعنی به خانه اش نگاه کردم
غیر دیاتزی سه
یعنی سه پوست
و پوست
پوست مگر اینکه برنزه شده باشد
یا در شک هستی ای پسر خطاب؟
از یک طرف توبیخ و گزارش
بله
آیا شک دارید که توسعه در آخرت بهتر از گسترش در دنیاست؟
برای من طلب بخشش کن
طلب بخشش
به خاطر جسارتش بود که چنین حرف هایی می زد
در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
و در مورد قدردانی او از آراستگی های دنیوی
پس پیامبر صلی الله علیه و آله مغرور شد
برای اون صحبت
هنگامی که حفصه آن را بر عایشه نازل کرد
بازنشستگی ایشان به خاطر افشای آن حدیث بود
در مورد آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر خود نهی کرده بود اختلاف شد.
او را به خاطر منع آن سرزنش کردند
در مورد دلیل سوگند او نیز اختلاف نظر وجود داشت
به دلیل سختی باری که بر دوش آنها گذاشته بود
یعنی از شدت عصبانیتش
وقتی خدا او را سرزنش کرد
به قول خداوند متعال
ای پیامبر چرا آنچه را که خداوند بر تو حلال کرده حرام می کنی؟
میخوای شوهرت رو راضی کنی
خداوند آمرزنده و مهربان است
آیه انتخاب
همان است که خداوند متعال می فرماید
ای پیامبر به همسرانت بگو
آیه
یکی از فواید صحبت کردن
این حدیث مفید است
حتما به دنبال علم باشید
و مشروعیت خدمت یک مرد شریف به سلطان و جهان
و آن را در خدمت خود قرار نداد
مشروعیت نوبت طلبی دانش در میان همتایان
مشروعیت صحبت از علم در هر صورت
در پیاده روی، جاده ها و عقب نشینی ها
و بر طالب علم
نگاهی به معیشتش
او آنچه را که می تواند در طلب علم به کار گیرد به دست می آورد
و همچنین در حدیث
خبر یکی را بپذیر
و اصحاب به یکدیگر گفتند
آنچه می شنود و حمایت می کند
به رسول خدا صلی الله علیه و آله
او فرستاده صحابه است
این شامل اشتیاق به دنبال کردن مسیرهای دانش در زمینه آنها است
کمک گرفتن در وضو جایز است
رسم بر این است که انسان مقداری از لباس هایش را در خانه بگذارد
اگر برای مردم بیرون می رود، آن را می پوشد
برای مرد جایز است دختر شوهرش را طلاق دهد
و شخصیت خود را برای شوهرش بهبود بخشد
حزن و گریه بر امور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را حلال می کند.
و به آنچه برای او اهمیت دارد توجه کنید
اشغال اتاق ها، سطوح و غیره جایز است
مگر اینکه به حرمت کسی نگاه کند
حاوی راهنمایی در مورد لزوم اجازه گرفتن برای همه مردم است
چه کسی که اجازه میگیرد بچه داشته باشد یا نه
خروج بدون هزينه از طرف کسي که اجازه ميگيرد جايز است
اجازه گرفتن مکرر برای یک شخص جایز است
سلطان حق دارد به هر کس که می خواهد اذن بدهد یا سکوت کند یا هر که را بخواهد عزل کند.
سؤال از سلطان در مورد عمل او جایز است
در صورتی که برای کسانی که از او اطاعت می کنند این مهم است
و سلطان به قدرت رسید
و گفتگو در دستان اوست
و از او اجازه صحبت گرفت
و مشروعیت نشستن به دست سلطان
حتی اگر به آن امر نکند، اگر به آن عادت کرده باشد، خلق می شود
در حدیث ذکر شده به مشروعیت کار با قاریان اشاره شده است
پیامبر صلی الله علیه و آله به عمر رضی الله عنه تبسم کرد
وقتی از تسلط قریش بر زنانشان یاد کرد
زنان انصار بر آنها حکومت کردند
دلیل بر حرام نبودن دو چیز
حاوی شرح زهد پیامبر صلی الله علیه و آله است
این باعث می شود که او کمتر به دنیا توجه کند و نسبت به آن صبورتر شود
و دنیا را کوچک کند تا نیکی هایش را به سرای ماندگاری ارتقا دهد
بهترین حالت آن است که در این دنیای فانی تعجیل کند
شتابزده به حماقت نزدیکتر است
این شامل راهنمایی در مورد رضایت از حکم خداوند است
مبادا کسى از حال خود و آنچه خداوند براى او قرار داده ناراضى باشد
نعمت های خدا و فرمان قبلی او را تحقیر نمی کند
چون از ضعف خودش می ترسد
حاوی راهنمایی در مورد لزوم استغفار است
مشروعیت استغفار و استغفار از اهل فضیلت و نیکی.
می گوید جایز است مرد زنش را به خاطر سرپیچی از فرمانش مجازات کند
در حدیث آمده است که ماه بیست و نه روز است
بلکه در ماه های نو اتفاق می افتد که خداوند متعال برای مردم در وقت مقرر قرار داده است.
می گوید برای مرد جایز است اگر از مسافرت برگردد یا برای همسرش اتفاقی بیفتد.
او می تواند با هر کسی که می خواهد شروع کند
و لازم نیست قبل از رفتن و وقوع موضوع از جایی که بوده شروع کند
عیبی ندارد که زن عاقل با پدر و مادر و صاحب نظران خانواده اش مشورت کند
در مورد خودش و پولش
شرحی از فضیلت همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
و شرح فضیلت عمر رضی الله عنه
باب غضب در موعظه و تعلیم اگر چیزی را ببیند که متنفر است
از ابومسعود انصاری میگوید:
مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
گفت یا رسول الله
به خدا برای نماز ناهار دیر می رسم
به خاطر فلانی، آنچه در مورد ما گفته می شود
گفت: من پیامبر صلی الله علیه و آله را ندیدم.
او هرگز در یک خطبه بیشتر از آن روز عصبانی نبود
سپس فرمود: ای مردم برخی از شما رانده شده اید
هر کدام از شما مردم را به نماز امامت کرده است، خلاصه کند
از جمله آنها بزرگ در روایتی است
بیماران، ضعیفان و نیازمندان
نظر در حدیث
خشم احساسی است که از جوشیدن خون ناشی می شود
برای چیزی که وارد قلب شد
دیر آمدن به نماز ناهار
یعنی به خاطر طولانی شدن با گروه نمیارم
این یک عادت در بین شما رضی الله عنه است
سرزنش و تأدیب را برای مستحقین قرار نداد
به طوری که او احساس خجالت نکند
بیگانه شده، یعنی از گروه ها دفع می شود
مختصر باشد یعنی سبک شود
یکی از فواید صحبت کردن
در حدیث، ذکر شخص در شکایت جایز است
و پیروزی بر او
دیر آمدن به جماعت به دلیل عذر جایز است
لازم است در نماز جماعت آسان شود
کاملاً ایستاده و رکوع و سجود
شامل مهربانی با ضعیفان است
و دلسوزی برای آنها در سایر امور
همینطور در مسائل دنیوی
از زید بن خالد الجهانی
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
مردی از او در مورد تیراندازی پرسید
او گفت: من عامل آن را می شناسم.
یا گفت دیگش
و کاهش
سپس یک سال او را می شناخت
سپس از آن لذت ببرید
در یک رمان
وگرنه خرجش کن
و در یک رمان
در غیر این صورت آن را با پول خود مخلوط کنید
اگر پروردگارش بیاید
پس بهش بده
او گفت
فضله شتر
عصبانی شد تا گونه هایش سرخ شد
یا گفت
صورتش قرمز شد
و او گفت
مال شما و او چیست؟
او قوطی آبیاری و کفش هایش را همراه داشت
او آب دریافت می کند و درختان را پرورش می دهد
پس او را رها کن تا پروردگارش را ملاقات کند
او گفت
فضولات گوسفند
او گفت
برای تو، برادرت، یا گرگ
نظر در حدیث
شات
یا پول گمشده ای است که صاحب آن مشخص نیست
یا حیوانی که صاحبش معلوم نیست
او یک ولگرد است
عوامل آن
یعنی نخی که با آن دسته و چیزهای دیگر سفت می شود
کاسه اش
یعنی غذایش را خراب کرد
و کاهش
یعنی ظرف از چرم یا غیره باشد
آب و کفش هایش
تشبیه به مسافری که کفش و پوست آب دارد
در برش دادن برندگان قوی است
برای تو، برادرت، یا گرگ
هر چیزی که از تخریب مالی صاحبش می ترسد
برداشتن آن جایز است
یکی از فواید صحبت کردن
از صحبت کردن سود ببرید
شلیک جایز است
آیا مطلوب است یا واجب؟
اختلاف نظر وجود دارد
در حدیث، لذت بردن از شات بعد از تعریف آن جایز است
از ابوموسی میگوید:
از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره چیزهایی که از آن متنفر بود پرسیدند
پس چرا بیشتر؟
خشم
سپس به مردم گفت
هر چه می خواهی از من بخواه
مردی گفت
از پدرم
او گفت
پدر شما یک چرخ طیار است
سپس مرد دیگری برخاست و گفت
از پدرم ای رسول خدا
و او گفت
پدرت سالم است
مولا شیبه
وقتی عمر آنچه را در چهره او بود دید
او گفت
ای رسول خدا
به درگاه خداوند متعال توبه می کنیم
نظر در حدیث
از او متنفر بود
زیرا ممکن است دلیل بر حرام بودن چیزی برای مسلمانان بوده باشد
یا شاید مشکلی در پاسخ سوال کننده وجود داشته است
یا احفوهو رضی الله عنه
بر او سختی و زیان وارد کردند
این عامل نابودی آنها خواهد بود
روی صورتش چیه؟
هر اثر خشم
یکی از فواید صحبت کردن
از صحبت کردن سود ببرید
منع پرسیدن زیاد از روی تکبر و لجاجت
و شرح فضیلت عمر رضی الله عنه
و از دنیا جز آنچه نیاز دارد، نپرس
باب حوض بر زانو نزد امام یا اهل حدیث
از انس بن مالک رضی الله عنه
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
وقتی خورشید طلوع کرد رفت
فصل ظهر
وقتی سلام کرد
روی منبر ایستاد
در یک رمان
او گفت
اگر می دانستی آنچه را که من می دانم
کمی می خندیدی
و خیلی گریه کردی
پس ساعت را به خاطر بسپار
او اشاره کرد که او امور بزرگی در دست دارد
سپس گفت
چه کسی دوست دارد در مورد چیزی بپرسد؟
بگذار از او بپرسد
به خدا از من چیزی نپرس
مگر اینکه من در مورد آن به شما بگویم
تا زمانی که من در این موقعیت هستم
انس گفت
بیشتر مردم گریه می کنند
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بارها می فرمود
از من بپرس
انس گفت
سپس مردی در مقابل او ایستاد و گفت
ورودی من کجاست یا رسول الله؟
او گفت
آتش
سپس عبدالله بن حذفه برخاست و گفت
از پدرم ای رسول خدا
او گفت
پدر شما یک چرخ طیار است
او گفت
سپس بیشتر برای گفتن
اسلونی، اسلونی
عمر بر زانوهایش زد و گفت
ما از خداوند به عنوان پروردگار خود راضی هستیم
و اسلام دین ماست
و محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول است
در یک رمان
از وسوسه ها به خدا پناه می بریم
او گفت
رسول خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد
وقتی عمر این را گفت
و در یک رمان
با دستانش رو به قبله مسجد اشاره کرد
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
قبلاً بهشت و جهنم را به من نشان دادند
در سراسر این دیوار
و من دعا می کنم
امروز تو را در حال خوب یا بد ندیدم
و در یک رمان
و من پایین رفتم
اى كسانى كه ايمان آورده ايد از چيزها سؤال نكنيد
آیه
نظر در حدیث
خورشید طلوع کرده است
یعنی رفت
او مسائل بزرگی را در دست دارد
استخوان مهم است
نشانه های ساعت
مانند ظهور دجال
به خدا از من چیزی نپرس
مگر اینکه من در مورد آن به شما بگویم
او رضی الله عنه شنید که گروهی از منافقین از او سؤال می کنند
آنها قادر به انجام برخی از خواسته های خود نیستند
عصبانی شد و مطلبش را گفت
بیشتر مردم گریه می کنند
هنگامی که از امور بزرگ و عظیمی که پیش از آنان بود شنیدند
و گفته شد
از ترس عذاب گریه کردند
ورودی من کجاست یا رسول الله؟
آتش گفت
ظاهرش این است که منافق بود
یا صلوات الله علیه عاقبت بد حال خود را می دانست
سپس بیشتر به اسلون اسلونی می گویند
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از پرسیدن سوال بسیار اکراه داشت
از عصبانیت او بود
بهشت و جهنم به من پیشنهاد شد
یعنی بهشت و جهنم را برای من تصویر کردند و آنها را دیدم
بالا
یعنی الان
در سراسر این دیوار
کدام طرف؟
و این وسط گفته شد
امروز تو را در حال خوب یا بد ندیدم
یعنی تا به حال چنین خوبی ندیده بودم
که بهشت است
این شر است
که آتش است
یکی از فواید صحبت کردن
دانشمندان اتفاق نظر دارند که زمان ظهر، ظهر خورشید است
در حدیث، بیزاری از زیاد پرسیدن، لجاجت و تکبر است.
راهنمایی بر وجوب ادب با دنیا
و اصرار بر سوال را متوقف کنید
در حديث نسبت به صحابه رضي الله عنه بيان شده است
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
و همچنین در حدیث
نشان از رقت قلب اصحاب رضی الله عنه
و شرح فضیلت عمر رضی الله عنه
و دقت درک او
در این حدیث شواهدی وجود دارد که خداوند متعال
او می خواست عبدالله بن حذفه را از به چالش کشیدن نسب خود مبرا کند
و همچنین در حدیث
بهشت و جهنم دو مخلوق موجود هستند